WEBVTT

00:21.290 --> 00:23.120
‫خیلی ممنون، نیکو-چان!

00:23.120 --> 00:25.750
‫همیشه آرزو داشتم از توی آسمون عکس بگیرم.

00:25.750 --> 00:28.630
‫خیلی خوشحالم یه ساحره توی مدرسه‌مون هست.

00:28.630 --> 00:31.130
‫منم خیلی خوشحال می‌شم که اینو می‌گی.

00:31.460 --> 00:33.130
‫بعداً‌ می‌بینمت، نیکو-چان!

00:33.130 --> 00:34.550
‫آره، فعلاً!

00:36.470 --> 00:38.350
‫سنگ جادوییت رنگش عوض شده، ها؟

00:38.350 --> 00:40.390
‫آره، همه‌چی خوب پیش می‌ره.

00:41.140 --> 00:41.890
‫بپا!

00:45.390 --> 00:47.520
‫گل رز؟ یه ساحره‌ست؟

00:47.520 --> 00:48.240
‫کی اونجاست؟!

00:51.820 --> 00:54.030
‫شورای دانش‌آموزی اینجاست.

00:54.030 --> 00:54.870
‫شوخیت گرفته؟

00:54.870 --> 00:56.030
‫شورای دانش‌آموزی؟

00:56.030 --> 00:58.120
‫ولی تو که خیلی نامناسب لباس پوشیدی!

00:58.200 --> 01:01.370
‫وای من، سرخ شدی؟ چه پسر نازی.

01:01.370 --> 01:05.710
‫هـ ـ هی! مویی-چان یه پسر معصومه،
‫پس خواهشاً اونطوری چونه‌شو نگیر!

01:06.040 --> 01:09.080
‫اصلاً چی می‌خوای؟ خیلی خطرناکه اونطوری گل رز پرت کنی.

01:09.290 --> 01:12.000
‫اینطوری نگو.، اون گل رز بی‌خطره.

01:12.000 --> 01:13.960
‫بتون رو که سوراخ کرد.

01:15.170 --> 01:18.970
‫من برای تو اینجام، واکاتسوکی نیکو-چان.

01:19.430 --> 01:22.520
‫از اونجا که جادوت ممکنه برای دانش‌آموزها خطرناک باشه،

01:22.520 --> 01:25.680
‫قانونی تعیین شده که استفاده از جادوتو توی مدرسه غدغن می‌کنه.

01:25.680 --> 01:28.020
‫فقط اومدم اینجا که همینو بگم.

01:28.350 --> 01:30.110
‫نمی‌تونم از جادوم استفاده کنم؟

01:30.110 --> 01:31.110
‫این ناعادلانه‌ست!

01:31.110 --> 01:35.070
‫تعیین همچین قانونی مسخره‌ست.
‫ما بهش اعتراض داریم و ازش پیروی نمی‌کنیم.

01:35.070 --> 01:38.360
‫ای وای من، قیافه‌تو ببین چقدر عصبی شدی. چه پسر نازی.

01:39.990 --> 01:43.120
‫من نائب رئیس هستم، ایبو ایبارا.

01:43.410 --> 01:45.250
‫خیلی شرمنده که ترسوندمتون.

01:46.960 --> 01:50.250
‫از دیدنتون خوشحال شدم، خوشگلای من.

01:52.250 --> 01:55.920
‫این طرف کاراکترش چقدر کلیشه‌ایه.

01:55.940 --> 02:05.940
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

03:27.440 --> 03:29.930
‫شورای دانش‌آموزیِ کلیشه‌ای
‫حالا که فکرشو می‌کنم، یه شایعه شنیده بودم.

03:30.390 --> 03:33.520
‫اعضای جدیدِ شورای دانش‌آموزی همه کلیشه‌ای‌ان.

03:33.650 --> 03:34.440
‫کلیشه‌ای؟

03:34.690 --> 03:37.190
‫مثل کلیشه‌هایی که توی انیمه زیاده.

03:38.650 --> 03:39.450
‫سکوت!

03:39.450 --> 03:40.240
‫کلیشه‌ای!

03:40.240 --> 03:43.320
‫همون اونه-سانِ سکسی هستی که گل رز پرت می‌کنه و می‌گه «سکوت»!

03:43.570 --> 03:46.740
‫تو چقدر بی‌شخصیتی. به کی داری می‌گی کلیشه؟

03:46.740 --> 03:50.000
‫بقیه‌ی اعضای شورا هم از این شایعه ناراحتن.

03:50.000 --> 03:51.710
‫پس بیا بقیه اعضاتونو ببینیم.

03:51.910 --> 03:53.830
‫خودم تصمیم می‌گیرم که کلیشه‌ان یا نه.

03:53.830 --> 03:55.790
‫حتماً یه‌جایی همینجاها قایم شدن، مگه نه؟

03:57.420 --> 03:59.630
‫عه‌وا، لو رفتیم، ها؟

03:59.630 --> 04:02.840
‫همین انتظارم ازت می‌رفت، اوتوگی-کون. حرف نداری.

04:02.930 --> 04:06.010
‫اول از همه، نائب رئیسِ بعدی رو داریم.

04:06.010 --> 04:08.930
‫شماره یک توی اشخاصی که به احتمال زیاد بهت خیانت می‌کنه،

04:08.930 --> 04:12.390
‫لحجه‌ی کانسای، چشمای بسته، و همه‌چیزدان؛ کنموچی یوزورو.

04:12.390 --> 04:13.230
‫کلیشه!

04:13.440 --> 04:15.600
‫این همون کاراکترِ همه‌فن‌حریفِ همیشگیه.

04:15.600 --> 04:18.730
‫چقدر بی‌ادب، من هیچم کلیشه‌ای نیستم.

04:18.940 --> 04:22.780
‫همه‌ش لبخند زده و بی‌تفاوته،
‫ولی از اون کاراکتراست که هاله‌ی قدرتمندی داره.

04:23.070 --> 04:25.820
‫نمی‌خواد همچین چیزای عجیبی بگین.

04:26.160 --> 04:27.910
‫دخترایی که حس تشخیص‌شون خوبه اذیت می‌شنا.

04:27.910 --> 04:29.990
‫فقط هم توی لحظه‌های مهم چشماشو باز می‌کنه!

04:30.160 --> 04:31.620
‫اشتباه فکر نکنینا.

04:32.450 --> 04:34.710
‫اینطوری هم نیست که شما رو تماشا می‌کردیم یا همچین چیزی.

04:35.000 --> 04:37.420
‫در ادامه، دوتا منشی‌هامونو داریم.

04:37.420 --> 04:39.380
‫یه لولیتا سوندره‌ی سبک اروپایی،

04:39.380 --> 04:41.960
‫و کودره‌ی ترسناک سبک ژاپنی که باهم دوقلو ان.

04:41.960 --> 04:43.420
‫سیروپ و کورومیتسو!

04:43.420 --> 04:45.090
‫کلی توضیحات دارن، ولی بازم کلیشه‌ان!

04:45.300 --> 04:47.640
‫وقتی نوئه گریه می‌کنه، اوگرها می‌میرن.

04:47.640 --> 04:49.720
‫سبک ژاپنی یه‌چیزی گفت. کلیشه‌ست!

04:50.060 --> 04:53.600
‫خب، اگه می‌خوای منو بیشتر بشناسی، اینم گمونم خوبه.

04:53.600 --> 04:54.730
‫همین الانشم وا داد؟

04:54.730 --> 04:56.770
‫شماها فقط یه‌مشت کارکتر کلیشه‌ای ‌اید!

04:56.980 --> 04:59.690
‫خب، فکر نمی‌کنم من کلیشه باشم.

05:00.570 --> 05:02.280
‫اون صدا از موبایلت اومد.

05:02.650 --> 05:05.280
‫یکم پیش هکش کردم.

05:05.450 --> 05:08.030
‫اگه دست من بود، خودم قبل صبحونه ترتیب همه کارا رو می‌دادم.

05:08.030 --> 05:10.450
‫فقط یه سال ‌اولی، ولی همینطور حسابدارمونه.

05:10.450 --> 05:14.370
‫مثل یه دانش‌آموز دبستانی می‌مونه،
‫ ولی یه هکر نابغه‌ست؛ تاکومی ریرو!

05:14.370 --> 05:15.040
‫کلیشه!

05:15.540 --> 05:17.420
‫برای یه نابغه با این سبک پیش رفتن، ها؟

05:17.710 --> 05:20.040
‫و حالا، کیش و مات!

05:20.040 --> 05:21.960
‫زدن روی دکمه اینتر خیلی کلیشه‌ست!

05:23.760 --> 05:26.130
‫مسئول روابط عمومی، مبارزه رو به اون می‌سپریم.

05:26.130 --> 05:28.720
‫بزن‌بهادرِ عظیم‌الجثه؛ برست!

05:28.720 --> 05:30.720
‫بسه دیگه! چندتان مگه؟

05:30.930 --> 05:34.350
‫هی، می‌تونم این یارو رو بکشم؟

05:34.600 --> 05:39.310
‫برای امور کلی، روان‌پریشِ دیوونه‌ی قاتل رو داریم
‫ که عاشق چاقو لیس زدنه؛

05:39.730 --> 05:40.650
‫سایکو کیوکی!

05:40.650 --> 05:42.860
‫روان‌پریشی که عاشق چاقو لیس زدنه؟

05:43.190 --> 05:46.860
‫برنامه تکمیل شد. آغاز مأموریت.

05:47.070 --> 05:51.120
‫یکی دیگه توی امور کلی، ربات مرموزِ بی‌هویت و عجیب رو داریم؛

05:51.120 --> 05:52.950
‫ساکای دایکی مارک 2.

05:52.950 --> 05:56.370
‫چی‌چی؟ اصلاً این یه کلیشه‌ست؟ دیگه واقعاً نمی‌فهمم.

05:56.540 --> 05:57.670
‫بس کنین دیگه!

05:57.670 --> 06:00.250
‫نکنه اَوِنجرزی چیزی هستین؟
‫دارم اصلاً به چی نگاه می‌کنم؟

06:00.750 --> 06:02.880
‫فقط دارین یه کاراکتر واسه خودتون سرهم می‌کنین، نه؟

06:03.050 --> 06:05.460
‫آخه درست‌حسابی یه نگاه به خودتون بندازین.

06:05.460 --> 06:08.340
‫اصلاً با این سر و وضع می‌تونین
‫کارای شورای دانش‌آموزی رو درست انجام بدین؟

06:10.680 --> 06:12.470
‫اینطور که پیداست، نه.

06:12.810 --> 06:15.980
‫این احمقا نمی‌تونن قانونی به ما تحمیل کنن.
‫بیا بریم، نیکو.

06:16.350 --> 06:19.150
‫اجازه‌ی چنین گستاخی‌ای رو در حضور شورای دانش‌آموزی نمی‌دم!

06:19.150 --> 06:21.480
‫خودم یه درس حسابی بهتون می‌دم!

06:35.830 --> 06:37.870
‫این یارو خیلی قویه.

06:38.040 --> 06:39.710
‫شماها خیلی ضعیفین.

06:39.960 --> 06:41.960
‫لطفاً ازشون عصبانی نباش، اوتوگی.

06:53.100 --> 06:55.350
‫اجازه بدین به‌جای زیردستام ازتون عذرخواهی کنم.

06:59.230 --> 07:03.020
‫مثل یکی توی تاکارازوکا داره از پله‌ها پایین میاد.
‫ یه‌جورایی رو اعصابه.

07:03.400 --> 07:06.190
‫من رئیس شورای دانش‌آموزی، کیومیا تنریو هستم.

07:06.480 --> 07:08.150
‫وایسا، کیومیا؟

07:08.320 --> 07:10.530
‫فکر کنم برادر بزرگترِ کیومیا سوزوکا-سانه.

07:10.530 --> 07:12.660
‫اوه، برادرِ‌ کیومیا-سان؟

07:12.660 --> 07:15.700
‫ممنون که اون‌روزی از خواهرم مراقبت کردین.

07:15.950 --> 07:17.540
‫قدردانیم رو بپذیرید.

07:17.830 --> 07:20.330
‫واکاتسوکی نیکو و اوتوگی موریهیتو.

07:20.710 --> 07:23.670
‫تو انگار باید آدم معقولی باشی، رئیس.

07:24.040 --> 07:26.750
‫چرا می‌خوای جادویی که خواهرتو نجات داد رو سرکوب کنی.

07:26.960 --> 07:29.720
‫نیکو هرروز سخت تلاش می‌کنه که به دانش‌آموزای این مدرسه کمک کنه.

07:31.970 --> 07:34.050
‫نیکو از زمان تولدش ساحره نبوده.

07:34.050 --> 07:36.970
‫این برای کسی که با این ویژگی متولد شده تبعیض محسوب نمی‌شه؟

07:38.310 --> 07:39.310
‫ببین چقدر بزرگ شدی.

07:39.310 --> 07:40.480
‫الان همو دیدیم.

07:40.730 --> 07:42.850
‫لطفاً ازشون عصبانی نباش، اوتوگی.

07:42.850 --> 07:44.730
‫فرهنگ لغتت انقدر کمه؟

07:44.730 --> 07:46.980
‫و اون دستت چی می‌گه؟ تمومش کن!

07:47.230 --> 07:49.940
‫دستتو بنداز! مگه دستت به کلاهت گیر کرده؟

07:50.440 --> 07:54.370
‫خب می‌دونی، دستم به کلاهم گیر کرده.

07:54.370 --> 07:56.580
‫دستت به کلاهت گیر کرده بود؟

07:56.580 --> 07:57.870
‫اصلاً این چطور ممکنه؟

07:57.870 --> 07:58.670
‫برای توضیح بهتر...

07:59.040 --> 08:03.870
‫پدیده یکسانی مثل اینه که کلاه جوتارو با موهاش ترکیب شده.

08:03.870 --> 08:06.130
‫این پشیزی توضیح نداد. ببند دهنو، ربات.

08:06.340 --> 08:09.130
‫سال‌اولی‌های امسال واقعاً خیلی پر انرژی‌ان.

08:09.260 --> 08:10.760
‫خیلی دوست دارم بخورمشون.

08:10.880 --> 08:11.880
‫کیش و مات.

08:12.130 --> 08:14.390
‫بیاید جهنم به‌پا کنیم!

08:14.510 --> 08:16.260
‫همه‌تون فقط خفه‌خون بگیرین!

08:17.890 --> 08:19.470
‫گفتم ببند گاله رو!

08:19.470 --> 08:23.640
‫اونجور آدمایی که مویی-چان باهاشون کنار نمیاد
‫ احاطه‌ش کردن، اونم قاتی کرده.

08:23.890 --> 08:25.600
‫لطفاً ازشون عصبانی نباش، اوتوگی.

08:25.600 --> 08:26.650
‫ها؟!

08:27.060 --> 08:29.780
‫عذر می‌خوام، لطفاً عذرخواهیم رو بپذیر.

08:30.230 --> 08:35.320
‫در رابطه با جادوی واکاتسوکی نیکو،
‫گفتگویی بین اعضای شورا صورت گرفت.

08:35.740 --> 08:39.160
‫از اونجا که کمکی برای خواهرم شده، تمایلی به تأییدش نداشتم.

08:39.540 --> 08:41.660
‫ولی در بین زیردستام مخالفت وجود داشت.

08:42.120 --> 08:47.040
‫اونا می‌خوان با کمک به دانش‌آموزا محبوبیت کسب کنن،
‫ولی به‌نظر می‌رسه اون ساحره مانعی توی این راهه.

08:47.210 --> 08:48.630
‫پس فقط حسودی می‌کنین؟

08:48.750 --> 08:52.300
‫بسیار خب. پرونده مربوط به
‫ جادوی واکاتسوکی رو دوباره بررسی می‌کنم.

08:52.300 --> 08:54.590
‫می‌خواین به‌خاطر حسودی بهم احساس گناه بدین؟

08:54.880 --> 08:56.260
‫فقط یه شرطی هست.

08:56.260 --> 08:58.140
‫گفتم احساس گناه بهم نده.

08:58.140 --> 08:59.760
‫طوری که بدنتو حرکت می‌دادی...

09:00.260 --> 09:04.770
‫وفاداریت به واکتسوکی برای محافظت ازش، و خونسری کاملت...

09:05.190 --> 09:06.690
‫به‌شدت ایده‌آله.

09:08.610 --> 09:10.320
‫به شورای دانش‌آموزی ملحق شو، اوتوگی!

09:10.320 --> 09:12.150
‫این واقعاً‌ پیچش داستانیِ عجیبیه!

09:12.400 --> 09:13.990
‫اصلاً چطوری به اینجا رسیدی؟

09:13.990 --> 09:18.950
‫اوتوگی، فکر می‌کنی چی توی شورای دانش‌آموزیِ فعلی کمه؟

09:19.240 --> 09:20.000
‫عقل سلیم؟

09:20.000 --> 09:20.660
‫نخیر!

09:21.330 --> 09:25.160
‫تکه‌ی گم‌شده‌ی این پازل یه کاراکتر مبارزِ خونسرد و فرمانبرداره...

09:25.620 --> 09:26.960
‫به عبارت دیگه، تو!

09:26.960 --> 09:29.420
‫یه‌جوری ازم حرف نزن انگار کلیشه‌ای اَم!

09:29.840 --> 09:32.420
‫و حالا، می‌تونم ده عضو شورای دانش‌آموزی‌مو داشته باشم.

09:32.420 --> 09:36.380
‫و بهترین بخششم اینه که از نوادگانِ یه اوگره.

09:38.180 --> 09:40.010
‫من خیلی می‌خوامت، اوتوگی!

09:40.640 --> 09:43.140
‫کاراکترش چیزای ناجورم دوست داره.

09:43.140 --> 09:44.640
‫بیا از اینجا بریم.

09:45.310 --> 09:48.400
‫وایسا! هنوز حرفمون تموم نشده. اوتوگی رو بگیرین!

09:48.520 --> 09:51.070
‫اون سال‌اولی واقعاً انگار حرف تو گوشش نمی‌ره.

09:51.070 --> 09:52.900
‫اون دوتا چقدر نازن.

09:53.070 --> 09:55.320
‫همف، اصلاً نمی‌فهمم چیش خوبه؟

09:55.320 --> 09:57.360
‫صدای ناله و شیونِ یه اوگر رو می‌شنوم.

09:57.360 --> 09:59.240
‫بذارید برم بکشمش!

09:59.240 --> 10:01.080
‫راحت می‌شه جاشونو درآورد.

10:01.080 --> 10:03.290
‫دریافت شد، آغاز مأموریت.

10:04.040 --> 10:07.410
‫صد سال سیاه عضو همچین گروهی بشم.

10:15.880 --> 10:18.130
‫کان-چان، بیا اینجا!

10:20.180 --> 10:21.850
‫مرسی که کیفامونو آوردین.

10:22.180 --> 10:24.180
‫چرا اینجا توی پشت‌بوم اومدین؟

10:24.560 --> 10:27.390
‫نمی‌دونم چرا رئیس شورای دانش‌آموزی بهم علاقه‌مند شده.

10:27.770 --> 10:32.150
‫داریم اینور و اونور می‌ریم که قایم شیم،
‫ولی وقتی اینجا رسیدیم، دیگه جایی واسه رفتن نداشتیم.

10:32.150 --> 10:35.030
‫حالا عیبش چیه؟ چرا عضو شورای دانش‌آموزی نمی‌شی؟

10:35.030 --> 10:38.650
‫و اینطوری سال بعدم رئیس شورا می‌شی،
‫اینطوری می‌تونی شهریه‌مو مفتی کنی.

10:38.650 --> 10:41.660
‫اینکه نمی‌دونی کارِ شورای دانش‌آموزی چیه کاملاً واضحه.

10:41.660 --> 10:43.450
‫اعضای شورای دانش‌آموزی، ها؟

10:43.740 --> 10:47.000
‫توی وبسایتِ مدرسه یه ویدئوی معرفی ازشون بود.

10:47.000 --> 10:50.250
‫عـــه؟ نوشته ویدئوی پوشش نزدیک از فعالیت‌های شورای دانش‌آموزی.

10:50.250 --> 10:52.040
‫بیاید تماشاش کنیم.

10:52.040 --> 10:53.840
‫نمی‌دونم می‌خوام ببینم یا نه.

10:55.710 --> 10:57.010
‫وای، ترسوندم!

10:57.880 --> 10:59.550
‫انگاری سنگ‌تموم گذاشتن.

10:59.720 --> 11:01.390
‫این‌چیزا یه‌جورایی رومخمه.

11:02.090 --> 11:03.680
‫چرا کلماتش عمودی‌ان؟

11:03.680 --> 11:06.810
‫اگه کلمات هم قراره عمودی برن، دیگه کسی نمی‌تونه بخونه که!

11:07.060 --> 11:09.770
‫ای وای، تموم شد. فقط تونستم یه ‌خطشو بخونم.

11:09.770 --> 11:11.600
‫کسی که اینو درست کرده احمقی چیزی بوده؟

11:12.650 --> 11:16.860
‫زمانی که کلاس‌ها به اتمام می‌رسن،
‫اعضا به آرامی در اتاق شورای دانش‌آموزی جمع می‌شن.

11:17.030 --> 11:18.740
‫آخرشم معمولی شروع می‌شه؟

11:18.740 --> 11:21.110
‫اون شروعِ بدردنخور برای چی بود پس؟

11:21.660 --> 11:23.120
‫سام علیک.

11:23.450 --> 11:25.030
‫خیلی خسته‌م.

11:25.030 --> 11:28.580
‫این چیه تنش کرده؟ دارم درست می‌بینم؟
‫اینکه چیزی رو نمی‌پوشونه.

11:28.580 --> 11:31.830
‫برای یه عضو شورای دانش‌آموزی،
‫یونیفرم‌شو خیلی خودمونی پوشیده.

11:32.040 --> 11:33.830
‫هشت‌تا دیگه از همینا هستن.

11:33.830 --> 11:34.710
‫عه؟

11:35.000 --> 11:38.550
‫امروز دوربین هم داریم؟ خیلی روم زوم نکنا، باشه؟

11:38.550 --> 11:40.970
‫این یارو از همین اول مشکوک می‌زنه.

11:40.970 --> 11:44.470
‫این طرز صحبتِ لهجه‌ی کانسای هم مشکوکه.

11:56.820 --> 11:58.650
‫همه‌ش واسه هیچ و پوچ بود؟

11:58.650 --> 12:01.570
‫وانمود می‌کنی می‌خوای چیز مهمی بگی، و بعد لالمونی می‌گیری؟

12:01.570 --> 12:04.110
‫فقط فاز شخصیت‌های مرموز رو گرفته.

12:04.990 --> 12:06.240
‫نه، نه، نه!

12:06.240 --> 12:08.870
‫این‌یکی حتماً دیوونه‌ست. آخه اسمو ببین!

12:09.080 --> 12:11.870
‫اون خطرناک‌ترین مرد توی شورای دانش‌آموزیه.

12:12.120 --> 12:15.830
‫نکنه اون برادر بزرگترِ هم‌کلاسی‌مون؛ سایکو توساکو-کونه؟

12:15.830 --> 12:17.130
‫انگاری خودشه.

12:21.010 --> 12:22.630
‫زبونشو بُرید!

12:22.800 --> 12:24.800
‫اصلاً چرا چاقو رو لیس می‌زنی؟ اسکلی؟

12:24.800 --> 12:26.850
‫انقدر خطرناکه که دل تماشا ندارم.

12:26.850 --> 12:29.010
‫منظورش از خطرناک‌ترین مرد همین بود؟

12:29.270 --> 12:32.520
‫می‌گم، ریرو، داری چیکار می‌کنی؟

12:32.850 --> 12:36.020
‫حسابدار سال اولی‌مون، تاکامی ریرو یه هکرـه.

12:36.560 --> 12:39.530
‫دارم بخش ویراستِ مجله شونن رو هک می‌کنم!

12:39.530 --> 12:40.900
‫خدایی داری چه غلطی می‌کنی؟

12:41.110 --> 12:41.990
‫وارد شدم!

12:41.990 --> 12:43.320
‫هکش کرد؟

12:43.320 --> 12:46.660
‫ ‫پسوردش «هشتگ-نه‌بابا100جلد» بود.

12:46.660 --> 12:48.280
‫این یه جوک قدیمیه.

12:48.490 --> 12:49.660
‫همگی خسته نباشین.

12:49.660 --> 12:51.290
‫این دیگه کیه؟

12:51.580 --> 12:53.250
‫اون یه رباته.

12:53.250 --> 12:55.790
‫یعنی چی که رباته؟ تو سرش چی می‌گذره؟

12:56.540 --> 12:58.420
‫این مرد کاملاً یه ربات نیست.

12:58.420 --> 13:00.000
‫می‌گه ربات نیست.

13:00.340 --> 13:02.760
‫بیشتر می‌شه گفت، به یک سایبورگ نزدیک‌تره.

13:02.760 --> 13:04.800
‫آها، ترکیبی از انسان و ماشین.

13:05.340 --> 13:06.180
‫مقواست.

13:06.180 --> 13:07.550
‫پس آدمه که.

13:07.850 --> 13:10.560
‫منظورت چیه یه جعبه مقواییه که شبیه یه سایبورگه؟

13:10.560 --> 13:11.930
‫لااقل شبیه ربات‌ها حرف بزن.

13:11.930 --> 13:14.230
‫درمورد طرز ساخت مارک 1 کنجکاوم.

13:15.520 --> 13:19.360
‫خرابی اجزای سر، سطح 1. شروع فرایند تعمیر با چسب.

13:19.360 --> 13:21.570
‫حرف زدن از توی اون کاردستی چه حسی داره؟

13:23.600 --> 13:26.080
‫رئیس شورای دانش‌آموزی
‫سال سومی - کیومیا تنریو

13:30.830 --> 13:34.250
‫جو تغییر کرد. پس این رئیس شورای دانش‌آموزیه.

13:37.580 --> 13:40.290
‫وقتی بهش نگاه می‌کنم، مضطرب می‌شم.

13:40.670 --> 13:44.670
‫با وجود این‌همه کاریزما، چرا حس نزدیکیِ عجیبی بهش دارم؟

13:45.260 --> 13:46.590
‫گزارشی دارین؟

13:47.840 --> 13:49.350
‫کورومیتزو، حرف بزن.

13:49.600 --> 13:51.180
‫چه هاله‌ی تاریکی داره.

13:51.180 --> 13:53.890
‫ابهتِ رئیس شورا به همین سرعت جایگزین شد.

13:53.890 --> 13:55.860
‫باهم به شکل گل‌آلودی ذوب می‌شن،

13:55.860 --> 13:58.020
‫و در این دنیای نفرین‌شده به‌دنیا میان.

13:58.020 --> 14:03.360
‫حتی بعد از سوختن در آتش سفید خاکسترِ دوزخ،
‫دهان صدف بسته می‌مونه.

14:04.820 --> 14:07.110
‫سیروپ، داره چی می‌گه؟

14:07.490 --> 14:09.870
‫برای عصرونه کیک مادلن درست کردیم.

14:09.870 --> 14:11.620
‫طرزتهیه کیک مادلن بود.

14:11.870 --> 14:15.750
‫پس صرفاً شیرینی پخته؟ چرا انقدر جو می‌داد؟

14:15.870 --> 14:19.630
‫این منشیِ دیگه‌مون، سیروپ، و خواهر دوقلوی کورومیتسوـه.

14:19.960 --> 14:22.750
‫بسیار خب. بیاید همه یکم ازش بخوریم و ادامه بدیم.

14:22.880 --> 14:24.260
‫چشم!

14:24.260 --> 14:26.010
‫انگار خیلی بهشون خوش می‌گذره!

14:26.840 --> 14:28.630
‫منم یه‌چیزی می‌خوام بگم.

14:28.630 --> 14:30.010
‫بگو، برست.

14:30.140 --> 14:33.140
‫تازگی‌ها، دیدم دانش‌آموزها درست یونیفرم‌شونو نمی‌پوشن.

14:33.140 --> 14:34.720
‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه؟

14:34.720 --> 14:39.140
‫با معاون تربیتی هم درموردش حرف زدم.

14:39.140 --> 14:42.150
‫مسئول روابط عمومی‌مون، برست، واقعاً آدم سخت‌کوشیه.

14:45.360 --> 14:48.740
‫حالا همه دارن درباره‌ی مشکل یونیفرم‌ها حرف می‌زنن.

14:48.740 --> 14:51.160
‫چون خودشونم یونیفرم‌شونو درست نپوشیدن.

14:51.620 --> 14:55.410
‫هدف من مدرسه‌ایه که دانش‌آموزهاش
‫ بتونن ویژگی‌های فردی‌شونو شکوفا کنن.

14:55.580 --> 14:58.790
‫مدارک لازم رو جمع کردم و با معلم‌ها درحال مذاکره بودم،

14:58.790 --> 15:02.420
‫و درخواست کردم اجازه بدن
‫ دانش‌آموزها هرطور دوست دارن لباس بپوشن.

15:02.630 --> 15:04.340
‫خودم به این مسئله رسیدگی می‌کنم.

15:04.340 --> 15:06.550
‫این رئیس شورا آدم باحالیه ها.

15:06.550 --> 15:09.590
‫البته خودش یه‌ذره هم ساختار اصلیِ یونیفرم‌مونو حفظ نکرده.

15:09.680 --> 15:10.930
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

15:11.140 --> 15:15.060
‫گزارش باشگاه‌های ورزشی رو گرفتم،
‫ولی نمی‌دونم باهاشون چیکار کنم.

15:15.310 --> 15:17.180
‫اشکالی نداره. خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

15:17.180 --> 15:19.690
‫منم لپتاپم خراب شد و کل اطلاعات مالی‌مون پرید.

15:19.940 --> 15:22.690
‫هنوز توی اسناد فیزیکی دارمشون، پس درستش می‌کنم.

15:22.900 --> 15:24.400
‫از گزارش‌نویسی متنفرم.

15:24.400 --> 15:25.270
‫خودم می‌نویسمشون.

15:25.480 --> 15:27.780
‫قفسه‌ی تدارکات خیلی به‌هم ریخته‌ست.

15:27.780 --> 15:29.400
‫لطفاً همونطوری بذار اونجا.

15:30.860 --> 15:33.910
‫چه‌خبر شده؟ رئیس شورا کار همه رو خودش برداشت.

15:33.910 --> 15:37.870
‫رئیس شورا داره بی‌صدا تمام کارها رو می‌کنه
‫ و بقیه‌ی اعضا دارن خوش می‌گذرونن.

15:37.870 --> 15:39.660
‫خیلی غم‌انگیزه!

15:40.160 --> 15:42.920
‫یه‌مشت بی‌عرضه اطرافشو گرفتن
‫ و مجبوره گندکاری‌هاشونو جمع کنه...

15:43.750 --> 15:44.790
‫این...

15:45.340 --> 15:46.880
‫زندگیِ منه!

15:48.590 --> 15:49.800
‫بدجوری باهاش همدردی می‌کنم!

15:50.130 --> 15:52.050
‫حـ ـ حالت خوبه، اوتوگی-کون؟

15:52.050 --> 15:55.760
‫حس می‌کنم کاملاً رئیس شورا رو درک می‌کنم و سرمو درد میاره!

15:55.760 --> 15:57.310
‫داره پرت و پلا می‌گه.

15:58.100 --> 16:00.060
‫تنریو، زیادی آدم مهربونی هستی.

16:01.100 --> 16:04.060
‫آخه شما برام خیلی ارزشمندین.

16:04.520 --> 16:06.020
‫رئیس.

16:06.820 --> 16:07.860
‫پادشاهی.

16:08.730 --> 16:11.900
‫از زمان بچگی، راه و رسم پادشاهی بهم آموخته شد.

16:12.450 --> 16:14.320
‫تا بتونم مسیر یه پادشاه رو دنبال کنم.

16:15.280 --> 16:16.200
‫پادشاهی.

16:16.910 --> 16:17.910
‫پادشاهی.

16:18.830 --> 16:21.410
‫و بعد، این تنها چیزی بود که بهش فکر می‌کردم.

16:21.910 --> 16:23.500
‫شاید به‌خاطر همین باشه،

16:24.540 --> 16:28.590
‫تو داستان‌های خیالی، فقط از شخصیت‌هایی
‫ خوشم میاد که در مسیر رسیدن به پادشاهی هستن.

16:28.590 --> 16:30.460
‫به‌نظر خودت دلیل عجیبی نیست؟

16:30.970 --> 16:34.800
‫تماشای پادشاهیِ شماها، بهم آرامش می‌ده.

16:34.930 --> 16:36.550
‫لطفاً همچنان در کنارم بمونین.

16:36.550 --> 16:38.680
‫- رئیس!
‫- اوه، رئیس!

16:38.680 --> 16:42.940
‫حالا فهمیدم چرا نمی‌تونم از این یارو متنفر باشم.

16:43.520 --> 16:46.860
‫ولی از طرفی، نمی‌خوام آدمی باشم که اون ازش خوشش میاد.

16:47.060 --> 16:50.940
‫دلم به حال مویی-چان می‌سوزه که
‫ بابت همچین مشکل عجیبی مضطربه.

16:51.030 --> 16:53.490
‫پس اینجایی، اوتوگـــــی!

16:53.700 --> 16:54.610
‫رئیس شورا؟

16:54.610 --> 16:57.120
‫هرطور شده اوتوگی رو عضو شورای دانش‌آموزی می‌کنم!

16:57.530 --> 16:59.870
‫ولی خوشم نمیاد کسی رو به کاری مجبور کنم.

16:59.950 --> 17:04.080
‫تو رو به چالش می‌کشم، و اگه باختی،
‫باید عضو شورای دانش‌آموزی بشی.

17:04.080 --> 17:05.370
‫الان داری مجبورم می‌کنی!

17:05.880 --> 17:08.540
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی داخل مدرسه کِی و کجا بهت حمله می‌کنم.

17:08.540 --> 17:11.420
‫حتی اگه یه‌بار ضربه‌م بهت بخوره، برنده می‌شم. فهمیدی؟

17:11.420 --> 17:13.760
‫کم‌کم قوانین داره از مرز عقل و منطق خارج می‌شه.

17:13.970 --> 17:17.010
‫مقاومت نکن! عضو شورای دانش‌آموزی شو، اوتوگی!

17:17.010 --> 17:21.720
‫شوخی‌شم قشنگ نیست. همین الانشم از شورای دانش‌آموزی بیزارم.

17:21.720 --> 17:26.440
‫ای بابا. و به‌خاطر همین، موش و گربه‌بازی‌های
‫مویی-چان و رئیس شورا ادامه پیدا می‌کنه.

17:26.440 --> 17:28.940
‫جوری نگو انگار قراره یه کلیشه‌ی دیگه بشه!

17:38.950 --> 17:41.620
‫اوتوگی

17:52.510 --> 17:53.960
‫نمی‌تونم!

17:54.170 --> 17:59.010
‫وایسا، بی‌ادبیه که یهو آخرهفته سرزده پیدام بشه؟

17:59.010 --> 18:02.720
‫چون آدرس‌شم بلدم، شاید شبیه استاکرها به‌نظر بیام.

18:03.140 --> 18:04.310
‫آره، واقعاً نمی‌تونم.

18:04.310 --> 18:07.390
‫حالا که فکر می‌کنم، یه ساحره و یه تنگو هم اینجا زندگی می‌کنن،

18:07.390 --> 18:10.610
‫پس اینطوری نیست که فرصت کنم تنهایی باهاش حرف بزنم.

18:10.820 --> 18:12.230
‫به‌نظر خوب نیست.

18:12.440 --> 18:14.740
‫آره، امروز رو بیخیال می‌شم.

18:14.740 --> 18:17.400
‫خیلی دلیل‌ها هست که نباید این‌کارو کنم.

18:21.080 --> 18:22.740
‫اوتوگی موریهیتو!

18:22.910 --> 18:27.460
‫تنهاست! یـ ـ یه فرصت استثنایی داره با پای خودش میاد سمتم.

18:34.210 --> 18:35.970
‫خاک تو سرِ بی‌عرضه‌ت!

18:36.170 --> 18:40.260
‫عه، همون گربه‌ی اون‌سری. دوباره برگشتی، ها؟

18:40.260 --> 18:42.100
‫چرا تغییرشکل دادم؟

18:42.470 --> 18:45.100
‫چون فکر می‌کردم روش بهتری برای حل کردن ماجراست؟

18:45.100 --> 18:47.850
‫چون دلم می‌خواد دوباره نازم کنه؟

18:48.230 --> 18:49.480
‫می‌خوای بیای تو؟

18:50.600 --> 18:53.980
‫گمونم خیلی راحت عاشق این‌جور چیزا می‌شم.

18:54.980 --> 18:56.070
‫برگشتم.

18:56.070 --> 18:57.360
‫ببخشید مزاحم شدم.

18:57.490 --> 18:59.490
‫گربه‌های ولگرد! خیلی خوبه!

19:00.610 --> 19:03.330
‫کمدی گربه ولگرد خیلی خنده‌داره!

19:03.330 --> 19:07.370
‫اوه، مانزای دونفره؟ یهو زهره‌ترکم کرد.
‫کمدی سبک سنتی ژاپنی

19:09.170 --> 19:10.750
‫داره از خنده روده‌بُر می‌شه.

19:11.250 --> 19:12.960
‫اسکیت دندی هنوز بیرون نیومده؟

19:12.960 --> 19:14.250
‫قراره بیاد.

19:14.250 --> 19:16.510
‫موریهیتو، واقعاً اسکیت-دن رو دوست داری، نه؟

19:16.760 --> 19:20.630
‫همه آخرهفته دور هم جمع شدن و به نمایش کمدی می‌خندن؟

19:20.630 --> 19:23.220
‫این چه‌جور سبک زندگیِ جذابیه؟

19:23.220 --> 19:25.760
‫آها راستی، اون گربه‌هه دوباره برگشته.

19:25.970 --> 19:28.520
‫اوه، پیشی! دوباره برگشتی!

19:28.810 --> 19:30.270
‫پس واقعاً از اینجا خوشت میاد، نه؟

19:30.270 --> 19:32.020
‫آهای، انقدر ذوق نکن!

19:34.610 --> 19:39.280
‫آه، شرمنده. شیرعسل گازدارمو ریختم روت.

19:40.570 --> 19:43.660
‫این چه مایع شیرین چسبناکیه؟

19:46.040 --> 19:47.950
‫کل بدنت نوچ شده.

19:50.580 --> 19:52.080
‫لطفاً بیا اینجا.

19:52.080 --> 19:55.420
‫چطوری وضعیتی بدتر از ناز شدن داره پیش میاد؟!

19:55.670 --> 19:59.800
‫می‌دونم شاید از خیس شدن خوشت نیاد،
‫ولی واقعاً باید تمیزت کنیم.

19:59.800 --> 20:00.970
‫امکان نداره بتونم.

20:00.970 --> 20:03.930
‫نمی‌دونم چه‌خبره، ولی حس خیلی مشکوکی بهش دارم!

20:04.220 --> 20:06.180
‫چی شده؟ خجالت نکش.

20:06.180 --> 20:08.930
‫حتی احساسمو درک نمی‌کنی،
‫ پس لطفاً مثل دوست‌پسرها حرف نزن!

20:09.140 --> 20:10.680
‫بیا، دمای آب خوبه.

20:11.190 --> 20:15.190
‫اوه، ولی بدنم به خاطر میاره...

20:15.400 --> 20:17.440
‫که اون دست‌ها روی بدنم چه حسی داره.

20:17.440 --> 20:20.400
‫اسفنج ندارم. گمونم با دست‌خالی بشورمت.

20:20.820 --> 20:22.700
‫با اجازه.

20:26.830 --> 20:28.200
‫امیدوارم آب داغ نباشه.

20:28.950 --> 20:31.210
‫بهتر از این نمی‌شه.

20:35.500 --> 20:36.750
‫و حالا کف اضافه کنیم...

20:40.170 --> 20:41.220
‫تالاپ.

20:44.300 --> 20:47.180
‫لباسی ساخته از کف. اثری از میائو نمو.

20:48.600 --> 20:52.730
‫من عاشق صابون، روبان و کتاب‌های جلد کاغذیِ کوچک هستم.

20:52.730 --> 20:56.730
‫در حمام، من سیندرلا با لباسی سفید شده‌ام.

20:56.730 --> 21:00.860
‫وقتی ساعت به صدا درآید، این کف‌ها
‫ناپدید می‌شوند، انگار فقط یک خواب بوده‌اند.

21:00.860 --> 21:02.320
‫زیرا کفی بیش نیستند.

21:03.570 --> 21:05.320
‫ای وای، نکنه...

21:05.990 --> 21:09.330
‫جادوی تغییرشکلِ میائو نمو وقتی به خواب برود،
‫ او را به حالت عادی برمی‌گرداند.

21:09.740 --> 21:13.500
‫واقعاً نباید اینجا بخوابم. اگه بخوابم...

21:14.250 --> 21:16.420
‫اگه یه دختر پوشیده توی کف...

21:16.420 --> 21:19.630
‫توی حموم پیداش بشه، بدترین وضعیت ممکن می‌شه.

21:19.800 --> 21:22.510
‫اوه، ولی مردهای شنی اومدن منو به دنیای خواب ببرن.

21:23.050 --> 21:25.090
‫ولی نه! امروز مشکلی پیش نمیاد!

21:25.090 --> 21:28.760
‫از دفعه قبلی درس عبرت گرفتم، و با اراده‌ای آهنین خوابم نمی‌بره!

21:32.730 --> 21:34.770
‫ای بابا، داره خوابم می‌بره که.

21:35.230 --> 21:37.270
‫این زیادی آسایش‌بخشه.

21:37.270 --> 21:39.440
‫بعد از شسته شدن با دست‌های یه اوگر...

21:39.440 --> 21:42.190
‫و شونه خوردن همراه باد گرم، هرکسی خوابش می‌بره.

21:42.990 --> 21:45.240
‫چه نسیم بهاریِ بهشتی‌ای.

21:45.650 --> 21:52.440
‫مثل سوار شدن تَرک موتورِ دوست‌پسرم توی تابستون می‌مونه.

21:55.620 --> 21:56.540
‫خوابم برد؟

21:57.750 --> 21:59.790
‫کارم تمومــــــــــــــه!

22:06.050 --> 22:08.300
‫اسکیت دندی خیلی خنده‌داره!

22:08.300 --> 22:10.050
‫اسکیت-دن نجاتم داد!

22:10.510 --> 22:12.310
‫داره از خنده روده‌بُر می‌شه!

22:13.810 --> 22:16.690
‫پاورچین... پاورچین...

22:21.320 --> 22:23.150
‫دارم چه غلطی می کنم؟

22:24.150 --> 22:29.450
‫واقعاً نمی‌خوام همه‌ش یواشکی برم تو،
‫یه تجربه‌ی قشنگ داشته باشم و بعدش ازش پشیمون بشم.

22:30.620 --> 22:33.910
‫نمی‌دونم بالأخره روزی می‌رسه که پیشقدم بشم یا نه.

22:35.160 --> 22:37.250
‫وایسا، اینجا کجاست؟

22:41.290 --> 22:42.840
‫این احساس...

22:43.380 --> 22:44.590
‫خطره!

22:47.300 --> 22:48.470
‫یعنی...

22:49.300 --> 22:50.850
‫یه وارلاک این اطرافه؟
‫جادوگر / افسونگر

22:50.870 --> 22:59.870
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

23:00.100 --> 23:10.100
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

23:10.110 --> 23:12.490
‫این همون وارلاک‌ـه؟ نه...

23:12.490 --> 23:14.870
‫خب، نتیجه چی شد؟

23:14.870 --> 23:17.450
‫چند نفر داریم؟

23:17.660 --> 23:18.620
‫اون پشته.

23:18.870 --> 23:22.210
‫چهل‌تا... نه، حدود پنجاه نفر.

23:24.170 --> 23:29.180
‫تعداد خوبیه. به محض انجام آماده‌سازی‌ها، شروع می‌کنیم.

23:30.550 --> 23:34.510
‫واکاتسوکی نیکو رو به‌دست میاریم.

23:39.230 --> 23:41.900
‫یه وارلاک دنبال واکاتسوکی نیکو می‌گرده!

23:49.450 --> 23:51.570
‫باید بهش هشدار بدم!

23:57.540 --> 24:01.080
‫سلام! تنریو هستم. اون پسره اوتوگی خیلی خرزوره ها.

24:01.080 --> 24:02.480
‫ما همراهت می‌جنگیم.
‫یالا، بیا ببینم!

24:02.500 --> 24:03.580
‫نمی‌ذاریم تنها مبارزه کنی!

24:03.580 --> 24:06.130
‫دفعه بعدی در ویچ واچ Z، شکست موریهیتو!

24:06.130 --> 24:08.920
‫شورای دانش‌آموزی با قوی‌ترین کامه‌هامه...

24:08.920 --> 24:10.170
‫هــــــــــــــــا!

24:10.170 --> 24:11.970
‫تا کتک نخورین آدم نمی‌شین.
