WEBVTT

00:02.391 --> 00:20.382
« ارائه شده توسط وبسایت ایزی تی وی » EasyTV.Site

00:20.391 --> 00:40.382
« ارائه شده توسط وبسایت ایزی تی وی » EasyTV.Site

00:58.391 --> 01:00.382
!"اميلي"

03:02.415 --> 03:04.713
شما آزمايش پزشکي ميگيريد؟

03:28.575 --> 03:30.566
آقاي گرز"؟

04:28.468 --> 04:29.765
..."عذر ميخوام، آقاي "رز

04:31.971 --> 04:34.405
...ولي نميتونم توضيح قطعي بدم...

04:34.607 --> 04:39.544
.که علت مرگ، طبيعي بوده

04:40.680 --> 04:42.978
...دخترتون، اون

04:57.330 --> 04:59.321
ببخشيد، پدر؟

05:00.166 --> 05:02.031
."پدر "مور

05:03.436 --> 05:04.733
.شما بايد با من بيايد

05:14.213 --> 05:16.681
!"پدر "مور- شما به گناه اعتراف ميکنيد؟-

05:16.883 --> 05:19.443
!بهمون در مورد جنگيري بگيد- !"از اين طرف، پدر "مور-

05:19.652 --> 05:22.849
.ما در دادگاه بخش کرسنت هستيم ..."ما به شما نشون ميديم که پدر ريچارد "مور

05:23.056 --> 05:25.684
والدين چطور؟- .اونها با پليس صحبت نميکنند-

05:25.892 --> 05:27.018
اونها رو متهم کنيم؟

05:27.226 --> 05:29.421
نه، حتي کشيش با اينکه .اون از نمايش فرار کرد موافقه

05:29.629 --> 05:31.256
.ما واسه اين جريان به يه مسيحي نياز داريم

05:31.464 --> 05:32.658
.کاتوليک باشه بهتره

05:32.865 --> 05:34.924
...کسي که اين لعنتي رو کاملاً بشناسه

05:35.134 --> 05:38.103
.و مردم بي طرف بدوننش...

05:39.105 --> 05:41.369
.ما بايد دنبال يه مرد مقدس بگرديم

05:42.608 --> 05:44.235
."ايتان توماس"

05:45.278 --> 05:48.873
.اگرچه اون کاتوليک نيست .فکر کنم متوديسته

05:49.082 --> 05:52.540
،ولي طرف عملاً تو کليسا زندگي ميکنه .يکشنبه ها درس ميده

05:52.752 --> 05:55.880
.آره، اون تو دادگاهش مظلوم نيست .من ديدم مردمو تيکه پاره ميکنه

05:56.222 --> 05:58.190
.اون حرومزاده خيلي زرنگه

06:02.061 --> 06:05.792
.خيلي خب، بذاريد هرکاري ميتونه بکنه .بذاريم دادستان اون باشه

06:26.719 --> 06:30.485
.اون خيلي بلندهمته. هيچوقت متوقف نميشه .حتي وقتي مست ميکنه هم کار ميکنه

06:30.690 --> 06:32.681
.آقايون، ارين برونر رو که ميشناسيد- .البته-

06:32.892 --> 06:35.156
.سلام- ...مطمئن بودم که ون هوپر ميسوزه-

06:35.361 --> 06:38.091
.ولي شما بهم ثابت کرديد اشتباه ميکنم، بانو...

06:38.297 --> 06:39.594
.اون روش جواب داد، فقط همين

06:41.033 --> 06:43.524
آقايون، ما رو مي بخشيد؟

06:44.036 --> 06:45.799
اخبار مربوط به کشيش رو شنيدي؟

06:46.005 --> 06:49.634
،يه چيزايي شنيدم که جنگيري بد پيش رفته .ولي جزئيياتشو نميدونم

06:49.842 --> 06:52.242
بازپرس قضايي اونو .به جرم قتل غيرعمد دستگير کرده

06:52.445 --> 06:55.846
،اونها پيشنهاد وکالت خيلي خوبي دادن .ولي کشيش قبول نکرده

06:56.048 --> 06:57.242
...ازم نخواه که اين

06:57.450 --> 07:00.681
.اعضاي کليسا شخصاً ازت درخواست کردن

07:01.354 --> 07:04.482
چرا من؟- .چون اونا محاکمه "ون هوپر" رو دنبال کردن-

07:04.690 --> 07:06.282
...اونها فکر ميکنن، تو زرنگي

07:06.492 --> 07:07.891
.و خوب متقاعد ميکني...

07:08.461 --> 07:10.554
اونها ازت ميخوان که از کشيش .درخواست تجديدنظر کني

07:10.763 --> 07:11.957
خب، اگه قبول نکنه چي؟

07:12.165 --> 07:15.100
.اين جريان مثل باتلاق ميمونه .اگه من زرنگم، پس بيخيالش ميشم

07:16.235 --> 07:19.398
"ارين"، پرونده "ون هوپر" .تو رو دوباره سر راه قرار داده

07:19.605 --> 07:21.596
.يه بار ديگه، تو يه ستاره معروف ميشي

07:21.808 --> 07:25.369
.شيواس، "نيت" لطفاً- .تانکوري ماتيني"، بدون چيز اضافي"-

07:26.446 --> 07:28.914
تو چي ميگي؟- ...من ميگم، تو اينکارو واسه من بکن-

07:29.382 --> 07:32.112
.و بيشتر از الان معروف ميشي....

07:32.318 --> 07:33.546
.پرونده مال توـه

07:36.355 --> 07:39.256
و ايندفعه چقدر معروف ميشم؟

07:41.527 --> 07:43.825
"خيلي وقته که شريک تازه کار هستم، "کارل

07:44.030 --> 07:46.191
.اين مثل شرکتهاي قبل نيست که تماس برقرار نکردن- "ارين"-

07:46.399 --> 07:50.267
.ميخوام اسمم درست کنار اسم تو روي در باشه

07:53.239 --> 07:54.831
.باشه

07:55.041 --> 07:56.235
.سعي کن معامله کني

07:56.642 --> 07:58.633
اگه کشيش معامله نکرد ...و اين بره واسه دادرسي

07:58.845 --> 08:01.313
اعضاي کليسا ميگن اون... .مايه خجالته

08:01.514 --> 08:03.414
.پس تحت هيچ شرايطي اون نبايد شهادت بده

08:03.616 --> 08:05.982
.نه، البته ...اگه "ون هوپر" رو به جايگاه آورده بودم

08:06.185 --> 08:10.178
،اون به جاي حموم آفتاب گرفتن توي ميامي... .تو ليست اعدامي ها ميبود

08:10.389 --> 08:11.754
.به حساب اون

08:37.049 --> 08:39.347
.صبح بخير. من "ارين برونر" هستم

08:40.453 --> 08:41.977
ميتونم بشينم؟

08:43.723 --> 08:47.056
.اونها صندلي رو براي مدافع عمومي من آوردن

08:48.561 --> 08:53.021
فکر کنم وقتي فهميدن من نميخوام خودمو باهاش بکشم .گذاشتنش همينجا

09:01.707 --> 09:04.608
.شرکت من نماينده کليساي ناحيه هست

09:06.312 --> 09:07.609
.بله

09:08.114 --> 09:11.277
.بله. منتظر بودم که يه نفر رو بفرستن

09:12.318 --> 09:15.048
چرا تورو انتخاب کردن؟- .خودم اين پرونده رو ميخواستم-

09:15.254 --> 09:18.690
پس دوست داري در مرکز توجه باشي؟- .بهش عادت دارم-

09:18.891 --> 09:20.415
.من از "جيمز ون هوپر" دفاع کردم

09:20.993 --> 09:23.052
.و حالا اومديد که شهرتتون رو فراتر ببريد

09:23.262 --> 09:24.490
.نه

09:25.831 --> 09:27.822
.اومدم تا شريک ارشدتري در شرکتم بشم

09:30.937 --> 09:33.599
شما کاتوليک هستيد؟- .نه-

09:33.806 --> 09:37.105
.گمونم، من آگنوستيک هستم .خيلي مطمئن نيستم ( آگنوستيک : عرفاي منکر به وجود خدا)

09:37.310 --> 09:39.107
.اگه مطمئن نيستيد، پس يکي از همونا هستيد

09:41.213 --> 09:44.740
.فکر نميکنم شما وکيل خوبي براي من باشيد .من با همون مدافع عمومي خودم سر ميکنم

09:44.951 --> 09:47.419
اون نميتونه بازپرس قضايي رو پشت سر بذاره .تا شما رو قدري بالاتر ببره. من ميتونم

09:47.620 --> 09:49.451
.من هيچ دادخواست موافقتي نميدم

09:49.689 --> 09:51.919
اگه نديد، اعضاي کليسا .ضمانتتون نميکنه

09:52.124 --> 09:54.183
.شما تا محاکمه همينجا ميمونيد

09:57.129 --> 09:59.359
پدر، شما ميدونيد چقدر ميتونن شما رو تو زندان نگه دارن؟

09:59.565 --> 10:00.759
.برام توضيح دادن

10:00.967 --> 10:04.403
بازپرس قضايي از اينکه مذهب خودشو .بالاتر از قانون بحساب بياره خوشش نمياد

10:04.604 --> 10:06.162
،و پيگيري کننده اين قضيه ايتن توماس"؟"

10:06.372 --> 10:09.170
شما به کسي نياز داريد که ...حريص و زرنگ

10:09.375 --> 10:11.138
و پرخاشگر باشه... .تا يه شانس کوچيک داشته باشيد

10:11.344 --> 10:14.871
استراتژي شما براي دفاع از من عليه اون مرد نيرومند چيه؟

10:15.314 --> 10:17.509
.بستگي داره- به چي؟-

10:17.717 --> 10:19.048
.که چجوري ميخوايد ازتون دفاع بشه

10:23.823 --> 10:27.224
نگراني اصليتون به جز در اومدن از زندان چيه؟

10:27.426 --> 10:30.884
نگران اينيد که مردم دربارتون چي بگن؟- .من به شهرتم اهميتي نميدم-

10:31.097 --> 10:32.928
.من از زندان نميترسم

10:35.468 --> 10:38.801
چيزي که برام اهميت داره .گفتن داستان "اميلي رز" هست

10:39.972 --> 10:42.440
ميخوام مردم چيزايي که فقط من ميتونم بگم رو بشنون

10:42.642 --> 10:44.303
و اون چيه؟

10:44.510 --> 10:46.068
...اينکه چه اتفاقي براي "اميلي" افتاد

10:46.278 --> 10:48.178
.و چرا...

10:51.617 --> 10:53.812
...اگه بذارم از من دفاع کنيد

10:54.020 --> 10:58.013
بهم قول ميديد که بذاريد در مورد اتفاقي که افتاد حقيقتو بگم و شهادت بدم؟

10:58.824 --> 11:03.352
و حقيقت چيه که ميخوايد بگيد؟ که مراسم جن گيري اونو به کشتن داد؟

11:03.963 --> 11:06.022
مرگ اون تقصير شما بود؟- .نه-

11:06.232 --> 11:08.291
.خيلي خب .پس ميذارم داستانش رو بيان کنيد

11:08.501 --> 11:12.198
ولي فقط به شرطي که قبول کنيد اجازه بديد .هرکار ديگه اي براي برنده شدن لازمه، بکنم

11:31.057 --> 11:34.049
.شما به اينجور جاها عادت نداريد

11:34.860 --> 11:38.523
.مطمئنم زندگي ما براتون خيلي عجيب بنظر مياد

11:40.266 --> 11:42.257
.خيلي هم عجيب نيست

11:43.502 --> 11:45.902
.من توي يه شهر کوچيک بزرگ شدم

11:46.105 --> 11:48.869
.ولي خونه ما به اين زيبايي و بزرگي نبود

11:49.075 --> 11:51.043
.مادرم، تنهايي منو بزرگ کرد

11:51.243 --> 11:54.110
،اون معلم مدرسه بود .براي همينم حقوق اندکي ميگرفت

11:54.313 --> 11:56.543
.چه کار خوبي

11:57.349 --> 12:00.341
.معلم بودن آرزوي اميلي بود

12:00.820 --> 12:04.221
.براي همينم رفت دانشگاه

12:11.597 --> 12:13.656
.کلي گربه اينجا زندگي ميکنه

12:15.134 --> 12:17.261
...اينها

12:17.470 --> 12:20.132
.الان يازده تان، فکر کنم...

12:20.339 --> 12:21.829
.هميشه "اميلي" مياوردشون خونه

12:22.041 --> 12:26.808
،از وقتي دختر کوچولو بود .نميتونست اين جونوراي بي صاحبو ول کنه

12:30.583 --> 12:32.915
...قبل از اينکه اين مشکلات شروع بشه

12:33.119 --> 12:34.450
اميلي" دختر خوشحالي بود؟"...

12:35.121 --> 12:36.611
.اوه، بله

12:37.556 --> 12:40.047
...تا قبل از اينکه بره دانشگاه

12:40.259 --> 12:43.057
.اميلي" من خيلي خوشحال بود" ...

12:45.097 --> 12:48.066
!اينجا چه خبره...؟ دخترا

12:51.203 --> 12:53.034
.مامان

12:55.074 --> 12:56.507
اين...؟

12:57.910 --> 12:59.309
.اين کمک هزينه دانشگاهه مامان

13:00.746 --> 13:03.476
.اونا پولشو ميدن .اونا پول همه چيزو ميدن

13:04.517 --> 13:05.950
"اين روياي توئه، "اميلي

13:07.987 --> 13:09.716
.تو مارو ترک ميکني

13:11.123 --> 13:12.818
.عيبي نداره

13:14.960 --> 13:16.825
.مشکلي برام پيش نمياد

13:17.530 --> 13:19.964
.برم اينو نشون پدرت بدم

13:28.107 --> 13:31.474
.جناب وکيل. ممنون که اومديد به ملاقاتم- .خواهش ميکنم-

13:32.978 --> 13:35.879
ميتونم براتون نوشيدني بگيرم، آقاي "توماس"؟ .اون "مارتيني" هاي خوبي درست ميکنه

13:36.081 --> 13:37.981
.من فقط آب ميخورم، لطفاً

13:38.584 --> 13:39.983
...خب

13:40.186 --> 13:42.984
قاضي معتقده که ما بايد يه... .دادخواست جديد پيشنهاد بديم

13:43.956 --> 13:47.323
اون فکر ميکنه برگزار نشدن .اين محاکمه به نفع جامعه است

13:47.526 --> 13:49.653
شما چي فکر ميکنيد؟

13:49.862 --> 13:51.523
.شخصاً

13:52.164 --> 13:54.598
...شغل من اينه که علايق مردم رو نمايش بدم

13:54.800 --> 13:56.461
.و براي رسيدن به هدف کوشش کنم...

13:58.938 --> 14:00.735
ميپرسم چون ميدونم .شما به اهل کليسا ييد

14:00.940 --> 14:02.703
.حالا شما مسئول شديد که يه مرد روحاني رو پيگيري کنيد

14:03.275 --> 14:05.209
...کشيش ش ما قانون رو شکست

14:05.411 --> 14:07.436
.و يک دختر جوان مرده...

14:08.380 --> 14:11.577
،اگه ايشون روحانيه، پس شخصاً ...فکر ميکنم او بيشتر به

14:11.784 --> 14:15.379
.قوانين رفتارهاي معنوي پايبنده... .اگه من بودم هيچ پيشنهادي بهش نميکردم

14:15.588 --> 14:19.319
بخشش و دلرحمي چي؟ مگه اين بخشي از عقايدتون نيست؟

14:19.525 --> 14:21.493
يا اينکه اون فقط براي وقتيه که به کارتون بياد؟

14:24.897 --> 14:27.058
...اگه براي موکلتون دلرحمي کنيد

14:27.266 --> 14:29.564
.اونو وادار ميکنيد که اينو قبول کنه...

14:29.768 --> 14:32.066
.اتهامات ميزان خطر بي پروايي رو کاهش ميده

14:32.271 --> 14:34.364
.دوازده ماه در زندان منطقه

14:34.573 --> 14:36.973
،اگه دردسر درست نکنه .تا شش ماه به علاوه تعليق مجازاتش قابل کاهشه

14:37.176 --> 14:38.837
يه جورايي انتظار دارم .اون بتونه اونو از پيش ببره

14:39.745 --> 14:43.044
.ولي خواهش ميکنم درک کنيد .اگه اون قبول نکنه، اشد مجازات رو درخواست ميدم

14:43.515 --> 14:46.279
پدر "مور" واضح گفت که .هيچ اتهامي رو نميپذيره

14:46.485 --> 14:49.249
اون به گناهي که نکرده .اعتراف نميکنه و دروغ نميگه

14:49.455 --> 14:52.947
.و اون هرگز از "اميلي" غافل نبود- هرگز غافل نبود"؟"-

14:53.158 --> 14:54.921
عکس هاي پس از مرگشو ديدي؟

14:59.398 --> 15:03.095
ما به محاکمه ميريم. موکلم ميخواد .همه حقيقتو بدونن

15:03.936 --> 15:05.563
.خوبه

15:06.672 --> 15:08.503
.منم همينطور

15:10.175 --> 15:12.234
.شب خوبي داشته باشيد جناب وکيل

16:21.647 --> 16:25.276
بذاريد گزارش نشون بده که مدافع و ...مشاورشون حاضر هستن

16:25.484 --> 16:27.145
.و هيئت منصفه نشسته اند...

16:27.753 --> 16:31.484
.آقاي "توماس"، ميتونيد شروع کنيد- .ممنونم، جناب قاضي-

16:31.690 --> 16:34.750
.خانم ها و آقايان، صبح بخير .اسم من "ايتان توماس" هست

16:34.960 --> 16:38.361
،من معاون وکالت بخش .و نماينده مردم هستم

16:38.564 --> 16:40.964
،در پرونده اي که پيش رو داريم ...مدارک نشون خواهد داد

16:41.166 --> 16:45.830
که مقتول وضعيت خطرناکي داشت... .که به درمان احتياج پيدا کرده بود

16:46.038 --> 16:50.236
ما اثبات خواهيم کرد که وضعيت قرباني ...جوري بوده که از نظر جسمي

16:50.442 --> 16:55.402
.و رواني قادر به مراقبت از خودش نبوده

16:55.614 --> 16:57.104
...پرستاري او

16:57.316 --> 16:59.011
...به طور کامل واگذار شده بود...

16:59.551 --> 17:03.385
،به اون مرد، متهم... "پدر "ريچارد مور

17:03.589 --> 17:06.183
...اون دختر تحت ضمانت ايشون درآمد

17:07.192 --> 17:10.025
...و ايشون با رها کردن درمان پزشکيش...

17:10.229 --> 17:12.720
...و به جاش با درمان مذهبي

17:12.931 --> 17:15.422
:به او خيانت کرد

17:16.168 --> 17:19.763
،يک جنگيري مذهبي ...که ظاهراً براي درمان قرباني با

17:19.972 --> 17:24.909
رها کردن او از نيروهاي شيطاني توسط متهم انجام شده...

17:25.577 --> 17:29.206
...ما نشون ميديم که اين عمل

17:29.415 --> 17:32.350
.مستقيماً موجب مرگ مقتول شده...

17:33.285 --> 17:35.480
.من چند دقيقه پيش گفتم که نماينده مردم هستم

17:35.687 --> 17:38.713
،ما همه ميدونيم اين چه معني اي داره ولي اين يکم انتزاعي بنظر مياد، نه؟

17:39.258 --> 17:41.419
،"خانم "برونر ...وکيل مدافع

17:41.627 --> 17:44.460
.درست کنار نمايندشون نشسته اند...

17:44.663 --> 17:47.962
و من اينجا ايستادم .تا نمايندگي مردم رو بکنم

17:49.468 --> 17:51.402
.امروز به اين خاطر نيست که اينجا ايستادم

17:52.638 --> 17:56.096
من از طرف کسي اينجام که ...نميتونه جلوي ميز بشينه

17:57.309 --> 18:00.540
و هرروز به شما نگاه کنه... ...و همدردي شما رو کسب کنه

18:01.213 --> 18:03.943
...کسي که نميتونه بايسته و شهادت بده...

18:04.149 --> 18:07.482
.و با زبون خودش بگه چه اتفاقي افتاده...

18:09.822 --> 18:11.289
...دختر جواني

18:11.490 --> 18:13.424
.که ميتونست دختر شما باشه...

18:14.259 --> 18:15.920
.ميتونست دختر من باشه

18:16.128 --> 18:20.030
دختري که با تموم وجود .به پدر "ريچارد مور" اعتماد کرد

18:26.972 --> 18:28.303
...اون اين شکلي بود

18:31.577 --> 18:35.877
قبل از اينکه مدافع شروع به... .درمان مذهبي بکنه

18:38.450 --> 18:42.216
.اين عکس روز بعد از مرگش ازش گرفته شده

18:56.268 --> 19:00.602
...من اينجا براي "اميلي رز" مي ايستم

19:02.374 --> 19:04.672
...که به طور وحشتناکي از دنيا رفت...

19:05.711 --> 19:07.906
.اونم در سن نوزده سالگي...

19:09.882 --> 19:13.511
شما نميتونيد هرروزِ اين محاکمه .ببينيد که اميلي اينجا نشسته

19:14.019 --> 19:16.783
ولي اميدوارم اونو مثل وقتي که زنده بود ...و پر از

19:18.657 --> 19:20.147
...اميد و آرزو بود...

19:21.593 --> 19:24.357
.يادتون باشه...

19:26.331 --> 19:30.233
و وقتي پدر "مور" کارش با اون تموم شد ...و گذاشت بميره

19:31.503 --> 19:32.993
.هم همينطور بود

19:36.308 --> 19:38.003
.ممنونم

19:38.977 --> 19:42.208
جناب وکيل براي بيان اظهاراتش آماده است؟

19:45.184 --> 19:47.243
...دوست دارم تا ارائه پرونده دفاعيه

19:47.452 --> 19:49.682
.اظهارات صريح خودم رو بيان کنم

19:49.888 --> 19:51.651
.هرطور مايليد

19:52.257 --> 19:54.521
.دادستان ميتونه شروع کنه

19:54.726 --> 19:56.193
.نگران نباش، از قبل اين نقشه رو داشتم

19:56.395 --> 19:58.886
.ممنونم جناب قاضي .دکتر "اديث وگل" رو بخ جايگاه فراميخونم

19:59.097 --> 20:03.830
.من "اميلي" رو در تمام طول زندگيش ميشناختمش .من از تموم دختراي رز مراقبت کردم

20:04.036 --> 20:07.062
همونطور که از کودکي "اميلي" رو ميشناختيد ميتونيد او رو توصيف کنيد؟

20:07.272 --> 20:09.604
.اون سالهاي اول کمي ناخوش بود

20:09.808 --> 20:14.404
اون بيشتر تو خونه ميموند و .موسيقي ياد ميگرفت و مطالعه ميکرد

20:14.947 --> 20:16.608
در مورد رفتن به مدرسه چه حسي داشت؟

20:16.815 --> 20:18.783
.اعتراض دارم .شاهد، روانپزشک نيست

20:18.984 --> 20:22.112
اصلاح ميکنم. با "اميلي" در مورد رفتن به کالج صحبت کرده بوديد؟

20:22.321 --> 20:24.812
...بله، اون ميگفت خيلي هيجان داره

20:25.023 --> 20:29.483
ولي از اينکه توي يه شهر بزرگ دور از... .خانواده است، عصبيه

20:29.695 --> 20:31.686
.اين براش تغيير زيادي بود

20:31.897 --> 20:33.728
بعد از اينکه اون رفت باهاش در تماس بوديد؟

20:33.932 --> 20:39.336
بله، اون برام يه نامه نوشت ...و گفت به کلاس رقص رفته

20:39.538 --> 20:41.563
و يه پسري رو ملاقات کرده... ."به اسم "جيسون

20:41.974 --> 20:43.839
...نميخواست مامانش اينو بدونه

20:44.042 --> 20:46.533
...چون مامانش با رقص موافق نبود...

20:46.745 --> 20:48.804
و باهاش در مورد پسراي مدرسه... .اتمام حجت کرده بود

20:49.014 --> 20:52.745
،آيا اميلي بعد از نامه اي که دريافت کرديد در پاييز گذشته با شما ارتباط برقرار کرد؟

20:52.951 --> 20:54.543
.درواقع، مادرش اينکارو کرد

20:57.089 --> 20:58.647
...او به من تلفن کرد

20:58.857 --> 21:01.451
.و 4 صبح منو از خواب بيدار کرد...

21:02.928 --> 21:07.262
اون ازم خواست تا به تلفن پولي .دانشگاه کمپس به "اميلي" زنگ بزنم

21:10.202 --> 21:13.365
وقتي اميلي جواب داد .کاملاً به هيجان اومده بود

21:15.173 --> 21:17.971
،اولش .بدون کنترل هق هق ميکرد

21:18.710 --> 21:22.202
ولي بالاخره اونقدر آروم شد که بتونه بگه چه اتفاقي افتاده

21:24.149 --> 21:26.674
اون گفت که آخر هفته رو تنها بوده

21:26.885 --> 21:29.410
.هم اتاقيش رفته بود خونه

21:33.492 --> 21:35.483
...اون بيدار شده بود

21:36.461 --> 21:39.430
.و فکر کرده بود بوي سوختني مياد...

21:40.465 --> 21:43.059
.صداي زنگ خطري نميومد ...ولي اون بلند شد

21:43.869 --> 21:46.030
.از ترس اينکه جايي آتيش گرفته...

24:50.489 --> 24:53.185
دکتر "ميولر"، موقعيت شما در بيمارستان دانشگاه چيه؟

24:53.391 --> 24:56.019
.من مدير بخش عصب شناسي هستم

24:56.228 --> 24:58.492
و بعد از اينکه واقعه ...اتاق خوابگاه رو شنيديد

24:58.697 --> 25:00.255
برداشت اوليه شما چي بود؟...

25:00.465 --> 25:03.559
اولش، فکر کردم شايد اميلي" داروهاي غيرقانوني مصرف کرده"

25:03.768 --> 25:05.565
از نوع توهم زا

25:05.770 --> 25:09.604
ولي شروع به گرفتن آزمايش کرديم و .هيچ ردي از دارو در بدنش پيدا نکرديم

25:09.808 --> 25:12.038
...و هرچي بيشتر "اميلي" اون واقعه رو برام شرح ميداد

25:12.244 --> 25:15.441
.بيشتر به چيز ديگه اي شک ميکردم...

25:15.647 --> 25:20.107
بيهوشي از فعاليت هاي الکتريکي غيرقابل کنترل مغز بوجود مياد

25:21.052 --> 25:23.020
...در يک حمله شديد يا خيلي بد

25:23.221 --> 25:25.712
شخص ممکنه آگاهيش رو... ...براي چند دقيقه از دست بده

25:25.924 --> 25:29.257
و از انقباض بي اختيار .تمام عضلات بدن رنج ببره

25:29.461 --> 25:31.861
اين ممکنه که براي انساني که ...همچين حمله اي بهش دست داده

25:32.063 --> 25:35.362
دچار توهم بشه يا چيزهايي... که "اميلي" شرح داده رو ببينه؟

25:35.567 --> 25:39.059
انقباض عضلات ميتونه حسي شبيه .فشار خيلي زياد روي بدن داشته باشه

25:39.271 --> 25:42.104
و واضحه که با اينهمه ...فعاليت مغزي ممکنه

25:42.307 --> 25:46.539
که يک انسان انواع... .چيزهاي سخت و عجيب رو مشاهده کنه

25:47.012 --> 25:50.277
حالا با شک به اينکه اميلي صرع داشته، چه اقدامي کرديد؟

25:50.482 --> 25:52.677
من يک دستگاه ثبت امواج الکتريکي مغز .رو تهيه کردم

25:52.884 --> 25:54.078
صفحه نمايش دستگاه چه چيزي رو نمايش داد؟

25:54.286 --> 25:58.723
اون در بخش جسماني چپ بيمار .يک کانون صرعي احتمالي رو نشون داد

25:58.924 --> 26:00.687
اين وضعيت به درمان خاصي نياز نداشت؟

26:00.892 --> 26:04.020
"بله، من با داروي "گامبوترول .يک برنامه دارويي براي "اميلي" شروع کردم

26:04.229 --> 26:08.256
همينطور در ادامه آزمايشات بيشتري رو .به طور منظم توصيه کردم

26:08.466 --> 26:11.435
ولي "اميلي" در وقت ملاقات براي .آزمايش ها حاضر نشد

26:12.103 --> 26:14.697
اون دليلي هم براي ادامه ندادن معالجه هاش داشت؟

26:14.906 --> 26:18.569
بله، به من گفت که قانع شده .که وضعيت اون ماورايي بوده

26:18.777 --> 26:23.043
اون گفت کشيش مجابش کرده .و عقايدش رو با اون درميان گذاشته

26:23.248 --> 26:25.808
شما حس کرديد که اميلي ...به کلي اختيارش از دست

26:26.017 --> 26:27.882
رفته بود؟- .اعتراض دارم. شاهد داره راهنمايي ميشه-

26:28.286 --> 26:29.514
.اعتراض وارده

26:32.190 --> 26:33.680
...پس از پايان اکتبر

26:33.892 --> 26:36.190
از "اميلي" پرسيديد که ... ...چرا نسخه گامبوترول

26:36.394 --> 26:38.055
که براش تجويز شده بود رو متوقف کرده؟

26:38.263 --> 26:42.666
"بله، اون گفت که پدر "مور .بهش گفته که اون دارو مصرف نکنه

26:42.867 --> 26:44.494
...و به عقيده پزشکي شما، نتيجه ي

26:44.703 --> 26:46.898
پيشنهادات پدر "مور" چي بود؟

26:47.105 --> 26:49.232
.به نظر من پيشنهاد پدر "مور" باعث مرگ او شد

26:49.441 --> 26:50.806
.اعتراض دارم جناب قاضي

26:51.009 --> 26:54.308
شاهد داره بر پايه شايعات محضِ خودش .يه نتيجه گيري ظالمانه ميکنه

26:55.046 --> 26:59.642
از لحاظ فني درسته، ولي من به عنوان جزئي از .تصديق راي کارشناسيشون اونو مجاز ميدونم

26:59.851 --> 27:01.580
"ممنونم، دکتر "ميولر

27:01.786 --> 27:02.980
شاهد در اختيار شما

27:03.188 --> 27:08.182
شما گفتيد در ناحيه ي مغز يه کانون صرعي احتمالي ديديد

27:08.393 --> 27:11.988
اين دلالت بر اين نداره که اون بخش شايد دچار صرع نبوده باشه؟

27:12.197 --> 27:13.789
.بله، امکان داره

27:13.999 --> 27:17.127
...و آيا پيشنهاد پدر "مور" براي قطع دارو

27:17.335 --> 27:19.235
اگر "اميلي" صرع نداشت پيشنهاد خوبي نمي بود؟

27:23.041 --> 27:24.303
واقعا؟

27:25.010 --> 27:28.104
...وقتي "اميلي" ميديد اجسام خود به خود حرکت ميکنند

27:28.313 --> 27:31.111
?…?و روي خودش يک جسم نامرئي رو حس ميکرد…

27:31.316 --> 27:33.807
?…? آيا اين ميتونه نشونه هاي عادي صرع باشه؟

27:34.019 --> 27:35.213
نه، عادي نبوده، نه

27:35.420 --> 27:38.048
آيا نشانه هاي بيماري ديگه اي هستن؟

27:38.256 --> 27:41.316
?-? براي مثال جنون؟ ?-? بله ميتونم بگم درسته

27:42.360 --> 27:46.023
ولي آيا جنون و صرع شرايط متفاوتي ندارند؟

27:47.132 --> 27:49.396
...بله، من- ...پس شما به انتخاب خودتون-

27:49.601 --> 27:52.570
بخشهايي از تجربه "اميلي" رو که به نظريه صرعتون ميخوردن بزرگ نکردين

27:52.771 --> 27:55.001
در حالي که بخشهاي ديگه رو که به چيز ديگه اي مربوط بودن ناديده گرفتين؟

27:55.206 --> 27:57.572
?-? اعتراض دارم. بحث با شاهد ?-? وارد نيست

27:58.877 --> 28:00.344
سوال ديگه اي ندارم

28:33.111 --> 28:35.170
بايد سريع کار کنيم

28:35.380 --> 28:37.712
امشب فقط يه ساعت بهمون وقت ملاقات دادن

28:38.817 --> 28:40.512
گوش کن

28:40.952 --> 28:43.785
قبل از اين که شروع کنيم يه چيزي هست که بايد بهت بگم

28:43.988 --> 28:47.082
چيزي که قبل از قبول کردن پرونده بايد بهت ميگفتم

28:47.292 --> 28:48.623
خب

28:51.529 --> 28:54.896
نيروهايي اين محاکمه رو زيرنظر دارن

28:55.667 --> 28:58.761
نيروهاي پليد و قدرتمند

28:59.838 --> 29:03.467
"مواظب خودت باش "ارين

29:04.876 --> 29:06.537
باشه

29:08.680 --> 29:10.147
ببينين…

29:11.149 --> 29:13.583
پدر، تو نبايد نگران من باشي

29:13.785 --> 29:15.218
من بي دين هستم، يادته؟

29:15.754 --> 29:17.984
شياطين وجود دارن، چه باورشون داشته باشي، چه نداشته باشي

29:18.323 --> 29:22.555
حضور تو در اين محاکمه ممکنه تورو در معرض خطر اونا قرار بده

29:23.661 --> 29:26.687
...ببين پدر، من از توجهت متشکرم

29:26.898 --> 29:29.128
?…?ولي تو بايد نگران خودت باشي

29:29.334 --> 29:32.633
ايتان توماس" داره از جنبه هاي پزشکي" پرونده برعليهت استفاده ميکنه

29:32.837 --> 29:36.637
??و من بايد خودمو براي اين حمله ها آماده کنم، پس

29:36.841 --> 29:42.575
?…? در اين زمان کوتاهي که داريم ...فکر ميکنم بهتره روي دفاعياتت متمرکز باشيم

29:54.225 --> 29:58.355
حالا، چيزي که من لازم دارم اطلاعات بيشتر از وضعيت "اميلي"ـه

30:02.767 --> 30:04.826
...خب بعد از اولين تجربه‌ ش

30:05.036 --> 30:10.941
?…?اونو به بيمارستان دانشگاه بردن تا روش آزمايشاتي انجام بدن

30:51.049 --> 30:53.847
?…?ولي در بيمارستان ازشون شکست خورد

30:54.352 --> 30:55.683
...پس اون معتقد بود که

30:55.887 --> 30:58.014
?…?شياطين در بيمارستان وارد بدنش شدن؟

30:59.090 --> 31:02.082
بله، فک ميکنم اون اينطور فکر ميکرده

31:02.293 --> 31:05.228
و بعد اون اوضاع بدتر و بدتر شد

33:08.319 --> 33:10.287
!"اميلي"

33:49.627 --> 33:50.992
اميلي"؟"

34:21.559 --> 34:23.550
اوه، خداي من. "اميلي"؟

34:25.096 --> 34:27.621
.به من دست نزن

34:34.272 --> 34:37.366
جيسون"، خواهش ميکنم"

34:38.409 --> 34:40.809
?…?ترکم نکن

34:48.186 --> 34:50.677
و من هيچ وقت ترکش نکردم

34:50.888 --> 34:52.446
من تا آخرش بودم?.?

34:54.459 --> 34:58.361
خيلي از چيزايي که با هم تجربه کرديم مثل کابوس بود...

34:58.563 --> 35:01.498
ولي از هيچکدوم از لحظاتي که باهاش بودم پشيمون نيستم

35:03.668 --> 35:06.136
اون منو بيدار کرد

35:20.218 --> 35:23.654
در مناطق شمالي شهر جايي که جيمز ون هاپر?...?

35:23.855 --> 35:26.119
در يک محاکمه بحث برانگيز تبرئه شده بود?...?

35:26.324 --> 35:29.088
?-? ميشه صداشو بلند کنين؟ ?…?دوباره دست به جنايت زده ?-?

35:29.293 --> 35:31.124
در اين خانه آرام حومه شهري?...?

35:31.329 --> 35:34.924
?…? به اعتقاد پليس جيمز ون هاپر زوج جواني رو به قتل رسونده

35:35.133 --> 35:37.829
منابع آگاه اعلام کرده اند که جيمز ون هاپر?...?

35:38.035 --> 35:40.265
که در ماه آوريل از اتهام قتل تبرئه شده بود?…?

35:40.471 --> 35:42.405
احتمالا با مقتولين آشنايي داشته است?.?

35:42.607 --> 35:46.566
اسامي مقتولين تا زمان آگاهي خانواده محفوظ خواهد بود?.?

40:35.499 --> 40:37.592
...اي تو پر افتخارترين شهسواران سپاه بهشت

40:37.802 --> 40:39.736
?…?اي ميکاييل، فرشته مقرب

40:39.937 --> 40:42.201
?…?ما را در نبرد عليه شهسواران قدرت

40:42.406 --> 40:44.806
...و پادشاهان تاريکي حفظ کن

41:05.162 --> 41:09.292
خانم وکيل "برونر"، دادگاه من راس ساعت نه و نيم صبح شروع ميشه

41:09.500 --> 41:13.436
?? -معذرت ميخوام عالي جناب، من ?-? که هفده دقيقه پيش بود

41:15.506 --> 41:17.030
آماده اين شروع کنيم؟

41:18.175 --> 41:19.540
بله، جناب قاضي

41:19.743 --> 41:22.303
دکتر "بريگز"، لطفا درجه علميتون رو به دادگاه بگيد

41:22.513 --> 41:24.674
من مدرک پيشرفته دارم در پزشکي…

41:24.882 --> 41:27.783
روانشناسي و عصب شناسي، از دانشگاه جان هاپکينز

41:27.985 --> 41:32.081
?…?سه کتاب و تعداد زيادي مقاله چاپ شده

41:32.289 --> 41:35.156
?…? در زمينه عصب شناسي و روان/عصب شناسي دارم

41:35.359 --> 41:38.385
طبق کالبد شکافي، دليل مرگ چي بوده؟

41:38.596 --> 41:42.930
فوت بر اثر از کار افتادن تدريجي اجزا بدن متوفي بوده

41:43.133 --> 41:44.998
چرا بدنش از کار افتاد؟

41:45.202 --> 41:48.137
...عوامل زيادي در کالبد شکافي پيدا شدند

41:48.339 --> 41:51.968
?…? از جمله مشکلات جسمي مختلف ...که توسط سو تغذيه تشديد شدند

41:52.176 --> 41:57.045
?…? که باعث شده بدنش نتونه سلول هارو بازسازي کنه

41:57.248 --> 42:01.685
به زبان ساده تر ميشه گفت که بدن ...گرسنه ش راهي براي معالجه کردن

42:01.886 --> 42:05.822
?…? آسيب هايي که بهش خورده بود رو نداشت و آخرش هم از کار افتاد

42:06.023 --> 42:07.650
اين آسيب ها چطور به وجود اومده بودن؟

42:07.858 --> 42:10.656
...بعضي هاش نتيجه تشنج هاي شديد صرع بودن

42:10.861 --> 42:12.488
?…? بعضي هاش رو هم خودش ايجاد کرده بود

42:12.696 --> 42:15.392
به نظر شما چرا "اميلي" به خودش آسيب زده بود؟

42:15.599 --> 42:17.032
?…? و چرا ديگه غذا نميخورد؟

42:17.234 --> 42:20.397
وقتي پرونده پزشکيش رو مرور کردم...

42:20.604 --> 42:23.095
?…? به اين نتيجه رسيدم که ...صرع "اميلي" تبديل شده بود به

42:23.307 --> 42:26.765
?…?وضعيتي که بهش ميگن بيماري جنون صرع وار

42:26.977 --> 42:28.740
اين بيماري خيلي نادره

42:28.946 --> 42:31.312
.ولي من دفعات زيادي اين بيماري رو ديدم

42:31.515 --> 42:35.281
?-? يعني "اميلي" هم صرع داشته هم جنون؟ ?-? بله

42:35.486 --> 42:38.944
ميشه توضيح بديد اين بيماري جنون صرع وار چطور اختلالات خودشو نشون ميده؟

42:39.156 --> 42:41.954
تشنج ها علائم اسکيزوفرني رو هم دارند

42:42.159 --> 42:45.526
مثلا توهمات صوتي و تصويري

42:46.230 --> 42:48.198
و گاهي اوقات پارانوياي شديد?.?

42:48.399 --> 42:51.630
تشنج ها ممکنه مفصل ها رو سخت کنه?.? يا بدن رو از شکل خارج کنه?.?

42:51.835 --> 42:54.827
مردمک هاي چشم گشاد ميشوند   و چشم سياه به نظر مياد?.?

42:55.039 --> 42:56.836
پس شما فکر ميکنيد "اميلي" صرع داشت و...

42:57.041 --> 42:59.805
?…? بعد بيماريش تبديل به نوعي جنون بسيار شديد شد

43:00.010 --> 43:02.308
?…? وضعيتي که با داروي گامبوترول قابل درمانه؟

43:02.513 --> 43:05.949
بله. و اگه درمانش رو قطع نميکرد، مشکلي نبود

43:06.150 --> 43:08.914
به نظر شما اگر "اميلي" به خوردن داروهاش ادامه ميداد

43:09.119 --> 43:11.587
الان زنده بود؟ ?-?قطعا

43:11.789 --> 43:17.159
اگه جنون صرع وار سريع معالجه بشه کشنده نيست

43:17.361 --> 43:18.953
...منظورم اينه که اون

43:19.163 --> 43:22.496
اون دختر خيلي بيمار بود

43:22.833 --> 43:25.358
...متهم بايد ميفهميد که "اميلي" احتياج شديدي

43:25.569 --> 43:28.265
?…?به ادامه درمان داشت

43:29.206 --> 43:32.107
ممنون دکتر. شاهد در اختيار شماست

43:35.079 --> 43:39.072
دکتر شما شهادت دادي که گامبوترول ميتونست وضعيت "اميلي" رو کنترل کنه

43:39.817 --> 43:41.011
شما اينو از کجا ميدونيد؟

43:41.218 --> 43:44.779
نتيجه مستقيم مصرف اين دارو همينه.

43:44.989 --> 43:46.854
...باعث ميشه تشنج ها کنترل بشه

43:47.057 --> 43:49.048
?…? و ريشه جنون اون، تشنجهاش بودن

43:49.259 --> 43:52.194
اما آيا "اميلي" باز هم دچار تشنج نميشد…

43:52.396 --> 43:54.489
حتي بعد اينکه از داروها استفاده کنه؟

43:54.698 --> 43:57.565
بله، ولي گامبوترول داروييه که تدريجي عمل ميکنه

43:57.768 --> 43:59.827
زمان ميبره تا توي سيستم عصبي نفوذ کنه

44:00.037 --> 44:03.404
پس تصور شما اينه که گامبوترول ممکن بود بهش کمک کنه اما مطمئن نيستين

44:03.607 --> 44:05.837
...تصور منطقي ايه، اما

44:06.410 --> 44:07.934
نه، البته، نميتونم مطمئن باشم

44:09.546 --> 44:14.916
دکتر، آيا بيماري جنون صرع وار يه اصطلاح پزشکي رايجه؟

44:15.119 --> 44:16.677
يا خودتون اين اسم رو روش گذاشتين؟

44:17.488 --> 44:19.956
...خب، من کشفش کردم، و اسمش رو گذاشتم

44:20.157 --> 44:23.524
خب، پس جنون صرع وار نظريه شخصي خودتونه؟

44:23.727 --> 44:25.388
?-?اعتراض دارم. بحث با شاهد ?-?وارده

44:25.596 --> 44:29.498
وقتي "اميلي" تصميم گرفت داروهاش رو قطع کنه…

44:29.700 --> 44:31.725
فکر ميکنيد چه کاري بايد براش انجام ميشد؟

44:31.935 --> 44:33.630
...به محض تشخيص وضعيتش

44:33.837 --> 44:37.000
?…?اگه من بودم بهش آرام بخش ميدادم و به زور تغذيه ش ميکردم

44:37.207 --> 44:38.504
...و بعد اگه لازم بود

44:38.709 --> 44:41.200
?…? از روش تحريک کننده الکترونيکي استفاده ميکردم

44:41.412 --> 44:44.313
شوک الکتريکي اين کار رو بدون موافقت خودش حاضر بوديد انجام بديد؟

44:46.183 --> 44:47.514
براي نجات زندگيش؟

44:50.587 --> 44:52.418
!قطعا

45:01.198 --> 45:02.665
سوال ديگه اي ندارم

45:05.669 --> 45:08.001
شاهد ميتونه جايگاه رو ترک کنه

45:13.277 --> 45:14.904
و اتهامات من با اين تموم ميشه

45:15.112 --> 45:17.046
عکس در مدارک ثبت شده

45:17.247 --> 45:22.184
تا فردا ساعت نه و نيم تنفس اعلام ميشه

45:22.386 --> 45:25.253
?…? که در اون ساعت وکيل مدافع اظهارات آغازينش رو مطرح ميکنه

45:25.456 --> 45:27.117
?…? و اولين شاهدش رو فرا ميخونه

45:28.559 --> 45:30.459
ببخشيد دير اومدم

45:30.661 --> 45:34.119
خيلي خوب نخوابيدم، برق رفت و ساعتم زنگ نزد

45:34.331 --> 45:36.595
?-? ديگه تکرار نميشه نه، منم خوب نخوابيدم-

45:37.301 --> 45:38.632
چي بيدار نگه ت داشت؟

45:39.737 --> 45:41.170
مهم نيست

45:43.273 --> 45:44.900
تو مورد حمله قرار گرفتي

45:46.543 --> 45:48.067
منظورت چيه؟

45:49.012 --> 45:51.378
"تو توي يک نبرد ماورائي قرار گرفتي "ارين

45:51.582 --> 45:54.745
نيروهاي پليد سعي دارن تورو از نور دور کنن

45:56.386 --> 45:57.853
بهشون اجازه نده

45:59.223 --> 46:02.215
در مورد امروز نگران نباش کارا داره خوب پيش ميره

46:03.460 --> 46:06.486
ما داريم ميبازيم، باورم نميشه خودم رو درگير همچين پرونده اي کردم

46:06.697 --> 46:09.860
..."ببين، اگه دکتري پيدا نکنيم که شهادت بده "اميلي

46:10.067 --> 46:15.300
?…? صرع نداشته، يا جنون، يا جنون صرع وار، حتما شکست ميخوريم

46:23.647 --> 46:26.639
...به لطف کتابخونه مرکزي شهر و کتابخونه دانشگاه

46:26.850 --> 46:29.045
?…? يه دوجين ديگه کتاب مفرح آوردم

46:29.253 --> 46:32.620
?…? درباره شياطين و ديوانگان

46:33.991 --> 46:35.515
...زنها رو به چوب ميبستن و ميسوزوندن

46:35.726 --> 46:37.785
در دوران جادوگر کشي، به جرم تسخير شدن توسط ارواح

46:37.995 --> 46:39.792
شانس آوردي وکالت اونا رو به عهده نگرفتي

46:39.997 --> 46:42.397
?-? کارشناس پزشکيمون چي شد؟ ?-? خوب پيش نرفت

46:42.599 --> 46:45.796
اون روانشناسي که ميخواستي درگير يه پرونده ديگه ست

46:46.003 --> 46:49.905
!عصب شناس هم با قايق رفته کاستاريکا دريانوردي

46:50.174 --> 46:52.335
اين کتابي که دارم ميخونم، نوشته يه انسان شناسه

46:53.410 --> 46:56.675
در مورد نمونه هاي معاصر تسخير شدگيه، اکثرا در جهان سوم

46:56.880 --> 46:59.144
مردم اونجا اکثرا بدوي و خرافاتي اند

46:59.349 --> 47:00.714
شايد

47:00.918 --> 47:03.546
شايد اونا تسخير شدگي رو همونجوري که هست ميبينن

47:03.754 --> 47:05.619
شايد ما به خودمون ياد داديم که نبينيمش

47:07.191 --> 47:09.785
?-? داري ميگي تو اين چيزارو باور ميکني؟ ?-?نه

47:09.993 --> 47:13.292
...شايد ما نبايد فقط سعي در باطل کردن حرف هاي دادستان

47:13.497 --> 47:16.057
?…? و يا ايراد گرفتن از نظريه پزشکي زير سوال ببريم

47:16.266 --> 47:20.703
شايد بايد در کنارش سعي کنيم نظريه هاي ديگه اي رو مطرح کنيم

47:24.308 --> 47:28.244
?-? تو ميخواي تسخير شدن توسط ارواح رو تو دادگاه مطرح کني؟ ?-? بله

47:30.380 --> 47:34.339
باشه. فکر کنم بتونيم چند تا کشيش بياريم که راجع به جن گيري صحبت کنن

47:34.551 --> 47:36.781
نه، کليساي بخش اجازه همچين کاري به ما نميده

47:36.987 --> 47:40.320
اونا نميخوان ربط ماجرا با کليسا از پدر "مور" بيشتر بشه

47:40.524 --> 47:43.425
من ? تا مقاله از انسان شناسي که اين کتاب رو نوشته خوندم

47:43.627 --> 47:45.595
اون موضوع تسخيرشدگي رو…

47:45.796 --> 47:49.197
از روش علمي بررسي کرده و سعي نکرده ردش کنه

47:49.399 --> 47:52.197
?-? ميخواي پيداش کنم؟ ?-? آره

47:53.470 --> 47:56.598
دنبال يه متخصص پزشکي بگرد که حرف هاي دکتر "بريگز" رو رد کنه

47:56.807 --> 47:59.537
ولي پرونده رو براي اين دکتر "سديرا آداني" هم بفرست

48:01.311 --> 48:03.472
...خانم ها و آقايان هيئت منصفه

48:03.680 --> 48:06.240
?…? همونطور که ميدونين اسم من "ارين برونر" ـه

48:06.450 --> 48:08.577
?…? و وکالت متهم، آقاي "ريچارد مور" رو بر عهده دارم

48:10.053 --> 48:12.886
آقاي "توماس" معتقده که "اميلي رز" از يه وضعيت

48:13.090 --> 48:15.024
?بيمار گونه اي رنج ميبرد

48:15.225 --> 48:18.626
?…? که نيازمند درمان پزشکي بود و نه چيز ديگه

48:18.829 --> 48:21.491
...ايشون اثبات کرد که هر کاري که موکل من انجام داده

48:24.968 --> 48:28.802
?…? نه فقط اشتباه بلکه عامل بي توجهي منجر به مرگ بوده

48:30.307 --> 48:33.037
...از شما ميخوام که ذهنتون رو باز نگه دارين

48:33.243 --> 48:36.508
به شواهد و مدارکي که وجود داره

48:36.713 --> 48:39.648
...درمان پزشکي کمکي به "اميلي" نميکرد

48:39.850 --> 48:43.479
?…? چون مشکل اون بيماري جسمي نبود

48:43.687 --> 48:48.181
اون دچار صرع و جنون هم نبود

48:51.028 --> 48:54.623
در واقع مشکل "اميلي رز"، تسخير شدن توسط ارواح بود

48:54.831 --> 48:58.323
مراسم جن گيري تنها راه درمان اون بود

48:58.535 --> 49:02.494
..."بعضي از شما ها ممکنه نتونيد باور هاي "اميلي

49:02.706 --> 49:05.004
يا باور هاي متهم رو با باور هاي خودتون تطبيق بدين

49:05.208 --> 49:09.338
شايد شما به وجود شياطين اعتقادي نداشته باشيد. نيازي هم نيست اعتقاد داشته باشين

49:09.813 --> 49:13.340
براي اينکه خواهيد ديد که بعد از اين که پزشکان هيچ کاري نتونستند براي "اميلي" کنند...

49:14.117 --> 49:17.553
?…? پدر "مور" به سادگي سعي کرد "اميلي" رو از راه ديگه اي نجات بده...

49:17.754 --> 49:23.283
...راهي که خودش، "اميلي" و خانوادش اعتقاد داشتن

49:23.493 --> 49:25.654
?…? تنها راه خوب شدنشه

49:25.862 --> 49:28.490
و نشون خواهيم داد که چطور ...با وجود تلاش هاي سخت اون

49:28.699 --> 49:30.826
"و عشق خالصانه اش به "اميلي

49:32.369 --> 49:37.204
کاري نبود که اون بتونه انجام بده تا از مرگ "اميلي رز" جلوگيري کنه?.?

49:40.544 --> 49:42.375
حالت خوبه؟

49:43.714 --> 49:45.204
نميخواي چيزي بخوري؟

50:18.682 --> 50:22.982
اون ميگفت شنيدن صداي تلق تلق قاشق و چنگال براش خيلي سخته?.?

50:23.487 --> 50:26.320
اون هميشه گرسنه بود، اما ميگفت اونا نميذارن چيزي بخوره

50:27.591 --> 50:29.718
منظورش از "اونا" کي بود؟

50:30.694 --> 50:33.595
نيروهايي که کنترلشو دست گرفته بودن

50:33.797 --> 50:36.095
درونش بودن

50:37.667 --> 50:39.157
ميدونين، شياطين

50:41.271 --> 50:43.432
بگو اون شب چه اتفاق ديگه اي افتاد؟

50:47.477 --> 50:49.945
رسوندمش به خوابگاه...

50:50.580 --> 50:53.344
به نظر خيلي عصبي بود و ترسيده بود

50:53.550 --> 50:57.350
من بغلش کردم و سعي کردم آرومش کنم?.?

50:57.554 --> 51:03.015
خوابم برد و وقتي بيدار شدم کنارم نبود?.?

51:16.073 --> 51:17.631
اميلي"؟"

51:29.853 --> 51:31.343
هي

51:35.459 --> 51:37.393
صدام رو ميشنوي؟

51:49.406 --> 51:52.000
به پدرش زنگ زدم و اون بهم گفت اميلي" رو به خونه ببرم"?

51:54.611 --> 51:56.875
جيسون" و من "اميلي" رو گذاشتيم روي تخت"?

51:57.080 --> 51:59.241
?? اميدوار بودم که بخوابه?.?

51:59.449 --> 52:01.417
و پدر "مور" کي وارد ماجرا شد؟

52:03.253 --> 52:05.278
بعد از اون "اميلي" توي خونه موند

52:05.489 --> 52:09.585
به دانشگاه برنگشت، و بدتر و بدتر شد

52:09.793 --> 52:14.423
در آخر، وقتي ديديم حالش بهتر نميشه به کشيشمون پدر "مور" خبر داديم

52:15.265 --> 52:17.825
وقتي اومد، دخترم "آليس" رو به طبقه بالا فرستادم...

52:18.034 --> 52:20.400
?…? تا ببينه "اميلي" بيداره يا نه?.?

52:29.913 --> 52:31.210
اميلي"؟"

52:34.451 --> 52:36.385
ميتونم بيام تو؟

52:50.534 --> 52:53.662
?-? اي پدري که در آسمان ها هستي ?-? "اميلي"؟

52:58.041 --> 53:00.703
پدر "مور" اومده ميتوني بياي پايين؟

53:00.911 --> 53:03.106
?همانطور که در بهشت است.

53:03.313 --> 53:06.680
...امروز اين روزي را بر ما عطا فرما

53:55.432 --> 53:56.694
اميلي" صدامو ميشنوي؟"

54:12.816 --> 54:14.181
بيا از زمين بلندش کنيم

54:15.552 --> 54:16.644
آليس" نه"

55:52.582 --> 55:55.745
شما فقدان بزرگي رو تحمل کرديد آقاي رز، ميدونم که حرف زدن درباره ش خيلي سخته

55:55.952 --> 55:58.318
ممنون که امروز اينجا اومديد

55:58.521 --> 56:00.011
شما خيلي انجيل ميخونين؟

56:00.223 --> 56:01.986
?-? بله ?-? منم همينطور

56:03.460 --> 56:04.757
دي اس ام رو چطور؟

56:04.961 --> 56:07.828
راهنماي معاينه و تشخيص بيماري هاي رواني...

56:08.031 --> 56:11.091
که به عنوان کتاب مقدس روانشناسي ناهنجاري ها شناخته ميشه

56:11.301 --> 56:12.791
?-? اون رو خونديد؟ ?-? نه

56:13.002 --> 56:15.232
...پس نميدونين که طبق اين کتاب

56:15.438 --> 56:19.602
سرپيچي شخص از غذا خوردن يه مشخصه معمول بيماري آنورکسياست؟

56:19.809 --> 56:23.245
اعتراض دارم. شاهد همين الان گفت که دي اس ام رو نخونده جناب قاضي

56:23.446 --> 56:25.744
?-? وارده ?-? آقاي رز

56:26.316 --> 56:28.511
?…? آيا ميدونين که سختي عضلات

56:28.718 --> 56:31.084
?? …بخصوص قفل شدن مفاصل بدن

56:31.287 --> 56:32.948
?…? يک نشانه شناخته شده ي جنونه؟

56:33.156 --> 56:35.454
نه، من اين چيز هارو نميدونم

56:35.658 --> 56:37.785
...آيا تا به حال از تيمارستان

56:38.161 --> 56:40.254
?…? يا آسايشگاه رواني بازديد داشتين؟

56:40.997 --> 56:43.795
يه بار. عمه م قبل از مرگش در يه همچين جايي بود

56:44.000 --> 56:47.094
واقعا؟ يعني در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود داره؟

56:47.637 --> 56:49.127
فکر کنم

56:49.339 --> 56:52.206
...اگر شما يکي رو گوشه خيابون ميديدين

56:52.675 --> 56:56.907
?…? که مشغول خوردن حشره است ممکن بود اون رو بيمار رواني بدونين؟

56:57.113 --> 56:59.604
?-? احتمالا بله پس ميتونيد با اطمينان بگيد-

56:59.816 --> 57:02.376
?که رفتاري که شما از دخترتون در اتاق خوابش ديديد...

57:02.585 --> 57:05.486
?…? نميتونه رفتار بيمار مبتلا به جنون باشه؟

57:05.688 --> 57:09.488
نميدونم. قبلا هيچ وقت از اين مشکلات نداشت

57:10.126 --> 57:13.994
به نظر من اينطور نيومد "يا به نظر پدر "مور

57:15.398 --> 57:17.229
و شما به اون اعتماد داريد، درسته؟- ?-? بله

57:17.434 --> 57:19.095
اون کشيش بخشمونه.

57:22.705 --> 57:25.230
?…? دخترتون رو بطور کامل تحت مراقبت پدر "مور" قرار داديد؟

57:25.442 --> 57:27.967
بله. ما هر کاري که ميتونستيم کرديم.

57:28.178 --> 57:30.476
...بهش گفتيم که دخترمون الان کاملا در اختيار اونه

57:30.980 --> 57:32.845
?…? هم جسمش، هم روحش

57:33.983 --> 57:36.952
ممنون. سوال ديگه اي ندارم جناب قاضي

57:37.153 --> 57:39.121
ممنون آقاي "رز". ميتونين جايگاه رو ترک کنين

57:41.391 --> 57:44.155
وکيل مدافع دکتر "سديرا اداني" رو به جايگاه فرا ميخونه

57:44.360 --> 57:48.524
...در حال حاضر من استاد روانشناسي و مردم شناسي

57:48.731 --> 57:50.824
?…?در دانشگاه "نورتوسترن" هستم

57:51.034 --> 57:52.695
تحصيلاتتون رو کجا گذروندين؟

57:52.902 --> 57:55.097
"دانشگاه "ييل" و بعد "کمبريج

57:55.305 --> 57:57.705
و تخصصتون در چه زمينه ايه؟

58:02.412 --> 58:05.711
…?و تغييرات جسمي و رواني مختلفي که

58:05.915 --> 58:09.282
?…? در اونها طي اين تجربه ايجاد ميشه

58:09.486 --> 58:13.479
آيا درسته که بگيم تخصص شما در زمينه تسخير افراد توسط ارواحه؟

58:13.690 --> 58:18.684
بله. "تسخير شدگي" يکي از عباراتيه که به تجربه خاصي اطلاق ميشه...

58:18.895 --> 58:23.696
?…? که تعداد زياد از مردم سراسر دنيا گزارش دادنش

58:23.900 --> 58:27.927
در زمينه کاريم، افراد زيادي رو ديدم که تجربه...

58:28.137 --> 58:32.870
?…? مورد حمله قرار گرفتن توسط يک موجود ماورايي رو حس کردند

58:33.076 --> 58:35.010
فکر ميکنيد چرا که "اميلي" مورد حمله قرار گرفته؟

58:35.211 --> 58:37.475
چرا اين تسخير شدگي براش اتفاق افتاد؟

58:37.680 --> 58:40.114
..."بر اساس مطالعات من از پرونده "اميلي

58:40.316 --> 58:44.377
?…? به اين نتيجه رسيدم که "اميلي رز" يه آدم فوق حساس بود

58:44.587 --> 58:47.055
شخصي با ارتباط ويژه...

58:47.257 --> 58:51.057
به چيزي که کارلوس کاستاندا "واقعيت جدا شده" ناميد

58:51.628 --> 58:56.224
فوق حساس ها متفاوت از بقيه به دنيا اومدن

58:56.432 --> 59:00.266
ميتونن از آينده بينش داشته باشن، يا مرده هارو ببينن

59:00.470 --> 59:03.701
...و گاهي به طور منحصر به فرد، اين قابليت رو دارن

59:03.907 --> 59:06.899
?…? که توسط موجودي که باهاشون بيگانه ست مورد حمله قرار بگيرن

59:07.110 --> 59:08.236
اعتراض دارم

59:10.179 --> 59:11.646
به چي؟

59:11.848 --> 59:13.679
بگم به مسخره بازي خوبه؟ جناب قاضي؟

59:13.883 --> 59:15.578
دختر جواني رنج زيادي کشيده و مرده

59:15.785 --> 59:19.277
آيا بايد مريضي اونو با همچين تحليل غيرقابل باوري بررسي کنيم؟

59:19.489 --> 59:22.390
هر دو وکيل، لطفا بيايد به کنار ميز من

59:22.792 --> 59:25.352
جناب قاضي، اين شهادت فوق مضحکه

59:25.562 --> 59:28.725
اعتقادات ماورايي بين ميليون ها نفر از مردم وجود داره

59:28.932 --> 59:30.331
انگار وسط فيلم توالايتيم

59:30.533 --> 59:32.899
تخصص شاهد مرتبط به مسائل اين پرونده ست

59:33.102 --> 59:35.195
يه جادوگر هم بياريم که استخون به هم بماله...

59:35.405 --> 59:36.838
بسه

59:40.310 --> 59:42.107
...شهادتهاي زيادي در مورد

59:42.312 --> 59:46.373
?…? توضيح پزشکي پرونده "اميلي" شنيديم

59:46.583 --> 59:48.676
...حالا يه شاهد داريم که تمام عمرشو صرف

59:48.885 --> 59:52.116
?…?تحقيق درباره توضيح متفاوت وکيل مدافع کرده

59:52.322 --> 59:54.313
يه متخصص جن گيري

59:55.658 --> 59:57.922
فکر ميکنم بايد به حرفاش گوش بديم

59:58.127 --> 59:59.389
ممنون، عاليجناب

01:00:01.764 --> 01:00:06.258
دکتر "اداني"، به نظر شما چرا جن گيري "اميلي" موفق نبود؟

01:00:06.736 --> 01:00:11.673
درمان پزشکي. بطور خاص داروي گامبوترول

01:00:11.874 --> 01:00:13.307
ميشه توضيح بدين لطفا؟

01:00:13.509 --> 01:00:17.912
...مراسم جن گيري منجر به نوع خاصي از فعاليت مغزي ميشه

01:00:18.114 --> 01:00:21.845
?…? که شخص رو از تجربه تسخيرشدگي جدا ميکنه

01:00:22.585 --> 01:00:26.851
ولي جن گيري "اميلي" نتونست به اين مرحله برسه...

01:00:27.056 --> 01:00:29.752
?…? چون دکتر بهش گامبوترول داده بود

01:00:29.959 --> 01:00:33.827
?…? که تاثير از خود بيخود شدگي به مغز ميده

01:00:34.030 --> 01:00:37.966
دارو اون رو از شوک روحي رواني که جن گيري بايد ايجاد کنه

01:00:38.167 --> 01:00:41.102
مصون نگه داشته بود

01:00:41.304 --> 01:00:45.263
فکر ميکنيد نتيجه درمان با اين داروي تخديرکننده چي بوده؟

01:00:45.475 --> 01:00:49.172
گامبوترول "اميلي" رو در حالت تسخير شدگي قفل کرد

01:00:49.379 --> 01:00:52.746
اين باعث شد مغزش نتونه به جن گيري پاسخ بده

01:00:52.949 --> 01:00:57.181
?…? و در نتيجه تاثير مستقيم در مرگ اون گذاشت

01:00:58.788 --> 01:01:00.653
ممنون دکتر

01:01:01.858 --> 01:01:03.553
سوال ديگه اي ندارم

01:01:09.565 --> 01:01:12.398
من ليست مقالات منتشر شده شما رو ديدم دکتر

01:01:12.702 --> 01:01:14.727
شما خيلي مشغول و پرکار بودين

01:01:15.038 --> 01:01:18.565
پس بر اساس وقتي که با مارگيريهاي رولر مقدس...

01:01:18.775 --> 01:01:22.836
?…?راهبه هاي نفرين گر و سرخپوستان نشعه و هندي هاي غنچه پيوتي گذروندين...

01:01:23.112 --> 01:01:26.878
?…? با بررسي اين اشخاص عجيب و غريب و غير عادي

01:01:27.083 --> 01:01:29.074
?…? به اين نتيجه رسيديد که تسخير شدگي توسط ارواح

01:01:29.285 --> 01:01:30.843
?…? يه تجربه عادي و ساده انسانيه؟

01:01:31.054 --> 01:01:32.612
...بايد بگم، آقاي دادستان

01:01:32.822 --> 01:01:35.382
?…? که اون يه فهرست تحقير آميز و اشتباهه

01:01:35.591 --> 01:01:39.083
?…?که ديد غير واقعي از تحقيقات من رو به شما ميده

01:01:39.462 --> 01:01:44.024
نه، من معتقد نيستم که تسخير شدن توسط ارواح يه تجربه عاديه

01:01:44.233 --> 01:01:48.863
...ولي معتقدم که از نظر علمي قابل تائيده

01:01:49.072 --> 01:01:50.972
?…? و بدون ارتباط با فرهنگ در همه جاي دنيا وجود داره

01:01:51.174 --> 01:01:53.574
شما تو مطالعاتت از قرص "گامبوترال" هم استفاده کرديد؟

01:01:53.776 --> 01:01:57.143
که نظريه تون رو درمورد اثر اون روي جن زدگي آزمايش کنيد

01:01:57.346 --> 01:02:00.804
مسلما نه. اين مي تونه براي بيمار خطرناک باشه

01:02:01.017 --> 01:02:04.783
پس اين فرضيه که "گامبوترال" فرد جن زده رو در حالت خودش قفل مي کنه

01:02:04.987 --> 01:02:08.320
اينو ميرسونه که طرز معالجه ش بهش اسيب رسونده

01:02:08.524 --> 01:02:10.651
يعني اين فرضيه ي پيش پا افتاده ي شماست، درسته؟

01:02:10.860 --> 01:02:13.454
شما همينو ميگين؟ - اعتراض دارم جناب قاضي ، مخالفم -

01:02:13.663 --> 01:02:15.028
وارده

01:02:15.231 --> 01:02:18.689
گرچه فکر ميکنم جناب دادستان داره صفحه اي از کتاب خودتون رو بازگو ميکنه جناب وکيل

01:02:20.636 --> 01:02:22.365
سوال ديگه اي ندارم

01:02:31.481 --> 01:02:33.073
"ارين"

01:02:33.549 --> 01:02:35.449
يه دکتر هست که حاضره شهادت بده

01:02:35.985 --> 01:02:37.646
"اون شاهد عيني ماجرا بوده، "ارين

01:02:37.854 --> 01:02:39.685
اون اونجا بوده اون تو ماجراي جن گيري حضور داشته

01:02:39.889 --> 01:02:41.220
چي؟ - اون بهمون زنگ زده -

01:02:41.824 --> 01:02:44.588
دکتر "گراهام کارت رايت" روانپزشک بخش افراد استثنايي

01:02:44.794 --> 01:02:46.728
"از بيمارستان "مري

01:02:53.636 --> 01:02:56.867
دکتر "کارت رايت"، اين اسم برات اشنا نيست؟

01:02:57.306 --> 01:02:58.796
آره

01:02:59.275 --> 01:03:01.072
اون اونجا بود؟

01:03:01.711 --> 01:03:04.271
آره - "پدر "مور -

01:03:05.081 --> 01:03:07.675
اگه ميخواي ازت دفاع کنم بايد هر اطلاعاتي که

01:03:07.884 --> 01:03:09.408
نياز دارم رو بهم بدي

01:03:09.619 --> 01:03:12.520
بعلاوه ي هر شاهد و مدرکي که به اين دادخواست کمک مي کنه

01:03:12.722 --> 01:03:16.123
چطور به من نگفته بودي که يه دکتر تو اون مراسم جن گيري حضور داشته؟

01:03:18.227 --> 01:03:21.890
اون ازم خواست که حضورش محرمانه باشه

01:03:22.431 --> 01:03:23.830
و منم قبول کردم

01:03:39.582 --> 01:03:41.413
دکتر "کارت رايت"؟

01:03:43.920 --> 01:03:47.481
شما رو از عکس هاي دادگاهي توي اخبار مي شناسم

01:03:48.157 --> 01:03:50.819
تو زندکي واقعي خيلي زيباتر بنطر مياي

01:03:52.261 --> 01:03:55.526
ميشه بشينم؟ - بله بفرمايين -

01:04:02.004 --> 01:04:03.562
شما بازي رو ميبازين

01:04:05.942 --> 01:04:08.672
اميدوار بودم پدر "مور" به من احتياجي نداشته باشه

01:04:09.045 --> 01:04:11.445
از طرفي نميخوام ببينم تو زندون افتاده

01:04:13.249 --> 01:04:14.807
از کجا ميشناسيش؟

01:04:15.017 --> 01:04:18.612
من يکي از اعضاي کليساي "وينسنت" بودم

01:04:18.821 --> 01:04:20.288
حدود 15 سال پيش

01:04:20.890 --> 01:04:25.054
من سال ها نديده بودمش و ازش خبر نداشتم تا اين که پاييز پارسال بهم زنگ زد

01:04:25.461 --> 01:04:27.827
و به کمک نياز داشت

01:04:29.599 --> 01:04:31.567
چه کمکي دکتر؟

01:04:32.001 --> 01:04:35.767
اون مي خواست ديدگاه پزشکي بيماران رواني رو بدونه

01:04:35.972 --> 01:04:39.237
از يه نفر که بشناسدش و مورد اعتماد باشه

01:04:39.442 --> 01:04:44.880
تا حالت هاي روحي و جسمي "اميلي" رو بررسي کنه ... در حين

01:04:46.716 --> 01:04:48.650
در حين جن گيري

01:04:49.018 --> 01:04:50.747
بله

01:04:57.426 --> 01:04:58.984
دکتر

01:05:00.029 --> 01:05:01.621
دکتر

01:05:03.666 --> 01:05:05.224
مي توني تو اين پرونده بهمون کمک کني؟

01:05:07.970 --> 01:05:10.871
اون دختر جنون يا صرع نداشت

01:05:11.073 --> 01:05:14.167
و هيچ ترکيبي از اين دو رو هم نداشت

01:05:14.377 --> 01:05:16.572
من صدها نفر رو با اين دو بيماري ديدم

01:05:16.779 --> 01:05:21.113
اينا بيماري هاي خيلي بدي هستم ولي اين چيزا منو نمي ترسونه

01:05:21.317 --> 01:05:24.184
ولي چيزايي که اون شب از اميلي" ديدي واقعا ترسونده بودت"

01:05:24.387 --> 01:05:27.049
بخدا اگه ميدونستم اينجوريه اصلا نميرفتم اونجا

01:05:30.359 --> 01:05:33.419
راستش از اون موقع دوباره شروع کردم به دعا خوندن

01:05:36.666 --> 01:05:40.727
اون شب قبل از اين که برگردم به شهر، اون دختر رو معاينه کردم

01:05:41.103 --> 01:05:42.536
اون سرحال بود

01:05:42.738 --> 01:05:46.606
و ازطرفي از اون وجود ديگه اي که درونش بود خبر داشت

01:05:46.976 --> 01:05:52.039
وقتي از اون حالت جن زدگي رو نداشت، خودش بود وکاملا حالتش طبيعي بود

01:05:52.248 --> 01:05:56.241
همين آگاهي خودش از تغيير حالتش دال بر نداشتن جنونه

01:05:56.452 --> 01:05:58.079
افراد ديوونه خودشون نميدون که ديوونه ان

01:05:58.287 --> 01:05:59.720
دقيقا

01:06:00.423 --> 01:06:03.449
حاضري همه ي اينا رو با جزيياتش شهادت بدي؟

01:06:03.659 --> 01:06:05.183
هرچي که ديدي

01:06:05.394 --> 01:06:08.261
پرونده هاي دادگاه رو برام بفرست و بهم بگو کي بيام دادگاه

01:06:08.464 --> 01:06:10.455
ممنون دکتر

01:06:11.400 --> 01:06:13.163
ما به اين کمک نياز داريم

01:06:14.303 --> 01:06:17.534
پدر "مور" قبل از دست گير شدنش اينو برام فرستاد

01:06:17.740 --> 01:06:20.140
ازم خواست که مواظبش باشم

01:06:21.344 --> 01:06:23.574
از حالا زحمتش با شما

01:06:25.815 --> 01:06:27.544
يه چيز ديگه... اون موقع که "اميلي" رو ديدي

01:06:27.750 --> 01:06:30.742
پدر "مور" ازت خواسته بود که بهش کمک پزشکي بدي؟

01:06:31.320 --> 01:06:35.984
اون سعي مي کرد نذاره که "اميلي" خودشو آزار بده و مجبورش مي کرد غذاشو بخوره

01:06:36.192 --> 01:06:38.820
و من گفتم به عنوان يه دکتر نمي تونم کمکي بهش بکنم

01:06:46.736 --> 01:06:49.102
دکتر "کارت رايت" قراره اعتراف کنه

01:06:54.410 --> 01:06:56.037
نفهميدي؟

01:06:56.245 --> 01:06:58.475
اون نه تنها شاهد عيني ماجراي جن گيري بوده

01:06:58.681 --> 01:07:01.844
بلکه مي تونه مدارک پزشکي مربوط به دادگاه رو تکذيب کنه، اين براي ما خيلي باارزشه

01:07:02.051 --> 01:07:04.042
من کي قراره اعتراف کنم؟

01:07:04.887 --> 01:07:07.219
نميدونم ولي بذار قدم به قدم جلو بريم

01:07:07.423 --> 01:07:08.720
نه

01:07:08.924 --> 01:07:14.021
چيزي که بيشتر از همه اهميت داره داستان "اميلي" ـه که فقط من مي تونم بيانش کنم

01:07:15.498 --> 01:07:17.523
ميفهمم

01:07:20.770 --> 01:07:22.704
درمورد چيزهايي که قبلا گفتم فکر کردي؟

01:07:23.773 --> 01:07:27.675
در مورد نيروهاي تاريک و حملات شيطاني؟

01:07:32.214 --> 01:07:34.409
آره فکر کردم

01:07:40.022 --> 01:07:43.514
بعد از اون روز که "بريگز" اعترافشو کرد

01:07:46.228 --> 01:07:48.025
احساس خيلي بدي داشتم

01:07:48.364 --> 01:07:52.198
و رفتم قدم بزنم که يکم ذهنم ازاد بشه

01:07:52.401 --> 01:07:56.667
و به چيزايي که بهم گفتي فکر کردم ...فکر مي کردم که

01:07:57.406 --> 01:08:00.000
اگه واقعا شياطين وجود داشته باشن چي؟

01:08:00.209 --> 01:08:03.667
و اگه من اينو باور داشته باشم چي ميشه

01:08:04.814 --> 01:08:09.547
چون بالاخره منم شياطين وجود خودمو دارم

01:08:11.353 --> 01:08:13.548
بعدش يه چيزي رو تو پياده رو ديدم

01:08:18.961 --> 01:08:20.553
يه گردنبند طلا بود

01:08:21.397 --> 01:08:24.855
و حروف الف-ک-ب روش حک شده بود

01:08:28.003 --> 01:08:30.563
اسم ديگه ي من "کريستين" ـه

01:08:30.773 --> 01:08:34.140
"ارين کريستين برونر" (حروف اولش همون الف-ک-ب ميشه)

01:08:34.643 --> 01:08:39.546
و ازبين اون همه آدم که از اون پياده رو رد شدن فقط من اون گردنبند رو پيدا کردم

01:08:39.782 --> 01:08:41.477
چطوري ميشه اين اتفاقي باشه؟

01:08:42.952 --> 01:08:45.580
نميدونم، شايد اين يه نشونه بوده

01:08:45.788 --> 01:08:49.815
يا شايد يه تطابق باور نکردني بوده

01:08:50.025 --> 01:08:52.391
اما اين باعث شد احساس کنم

01:08:52.595 --> 01:08:56.793
حالا مهم نيست چه اشتباهاتي تو گذشته کردم

01:08:56.999 --> 01:09:00.765
تو اون لحظه من دقيقا جايي بودم که بايد ميبودم

01:09:00.970 --> 01:09:03.131
انگار که تو مسير درستي بودم

01:09:05.508 --> 01:09:09.239
انگار بيشتر خداپرستي تا کافر به خدا

01:09:11.046 --> 01:09:13.310
اون گردنبند رو به گردن داري؟

01:09:15.050 --> 01:09:16.278
نه

01:09:17.620 --> 01:09:19.383
بهتره به گردنت باشه

01:09:24.126 --> 01:09:27.186
کليسا نميخواد تو اعتراف کني

01:09:29.098 --> 01:09:31.828
اونا ميترسن که مبادا من مايه تاسف و شرمندگيشون بشم

01:09:31.834 --> 01:09:35.099
اعتراف به نيروهاي ماورايي قرون وسطي برا اونا بي معنيه

01:09:35.538 --> 01:09:38.098
اونا ازم خواستن تو رو متقاعد کنم که اعتراف نکني

01:09:38.974 --> 01:09:40.965
ولي من تصميم دارم اين کارو نکنم

01:09:42.478 --> 01:09:44.207
چرا؟

01:09:45.181 --> 01:09:47.342
اگه اعضاي کليسا نميخوان باعث شرمندگي شون باشيم

01:09:47.550 --> 01:09:50.212
پس دوست دارن تو ازين جا ازاد بشي

01:09:51.187 --> 01:09:53.553
باور دارم که هيئت منصفه تو رو صادق و قابل اعتماد ميدونه

01:09:53.756 --> 01:09:56.589
و وقتي دکتر "کارت رايت" اعترافات تو رو تاييد و اثبات کنه

01:09:56.792 --> 01:09:59.090
و استدلال هاي پزشکي اين پرونده رو تکذيب کنه

01:09:59.295 --> 01:10:00.922
مي تونيم بخشودگيت رو بدست بياريم

01:10:01.797 --> 01:10:04.163
و همه ازين بابت ازم قدرداني خواهند کرد

01:10:45.574 --> 01:10:47.269
"اميلي"

01:11:00.055 --> 01:11:01.750
خدا به دادم برسه

01:11:09.231 --> 01:11:12.257
سوگند ميخوري که حقيقت رو بگي و غير از حقيقت چيزي رو نگي؟

01:11:12.468 --> 01:11:13.662
بله

01:11:13.869 --> 01:11:16.235
پدر "مور" قبل از اين که شما جن گيري رو انجام بدين

01:11:16.438 --> 01:11:18.998
بايد از کليسا اجازه ي اين کارو گرفته باشين، درسته؟

01:11:19.208 --> 01:11:21.540
بله، در هفتم اکتبر سال پيش

01:11:21.744 --> 01:11:25.544
اين نظر رو به اسقف کليسا ارائه کردم

01:11:25.748 --> 01:11:30.208
و ايشون روز قبل از رفتنم اجازشو داد

01:11:30.953 --> 01:11:32.386
برامون بگو اون شب چه اتفاقي افتاد

01:11:32.755 --> 01:11:34.484
من رفتم خونه

01:11:34.690 --> 01:11:37.921
و تا نيمه شب بيدار موندم و کتاب "تشريفات رومي" رو خوندم

01:11:38.127 --> 01:11:39.651
و به اتفاقات پيش رو فکر ميکردم

01:11:39.862 --> 01:11:41.796
همون "تشريفات رومي" مربوط به جن گيري

01:11:41.795 --> 01:11:43.755
اين کتابيه که کشيش هاي کاتوليک ازش استفاده مي کردن

01:11:43.766 --> 01:11:45.757
و در تشريفات جن گيري ازش راهنمايي ميگرفتن

01:11:45.968 --> 01:11:48.630
بله فکر کنم همينطور که کتاب تو دستم بود خوابم برد

01:11:48.837 --> 01:11:50.566
بعدش چي شد؟

01:11:50.873 --> 01:11:52.932
بيدار شدم، خشکم زده بود

01:11:53.676 --> 01:11:56.236
دقيقا ساعت 3 صبح بود

01:11:56.445 --> 01:11:59.141
3صبح، ساعت جادويي شيطانه

01:11:59.515 --> 01:12:02.416
از اين راه شياطين ميتونن به سه گانه ي مقدس اهانت کنن (دين مسيحيت خدا، فرزند و روح مقدس سه گانه ي مقدسند)

01:12:02.618 --> 01:12:05.883
اين برعکس 3 بعداز ظهره يعني ساعتي که

01:12:06.088 --> 01:12:10.752
تحت عنوان مرگ مسيح شناخته ميشه

01:12:11.327 --> 01:12:13.761
احساس کردم بوي سوختگي ميشنوم

01:12:15.631 --> 01:12:17.599
و بعد که به خودم اومدم

01:12:18.000 --> 01:12:21.060
يادم اومد که همين بوي سوختگي رو

01:12:21.270 --> 01:12:23.795
اميلي" هم حس کرده بود"

01:13:33.041 --> 01:13:38.240
!يا مريم مقدس، مادر خدا براي ما گناهکاران دعا کن، همين الان

01:13:42.284 --> 01:13:46.948
براي ما گناهکاران دعا کن، همين الان ...و هنگام

01:13:51.727 --> 01:13:53.490
...هنگام

01:14:23.992 --> 01:14:28.520
برداشت شما از اين رفتار چيه؟ همين حمله اي که به سمت شما شده

01:14:29.565 --> 01:14:34.628
نميدونم، بنظرم يه جور اعلام وجوده

01:14:35.270 --> 01:14:37.329
که بازي شروع شده

01:14:40.642 --> 01:14:43.338
شما انگار واقعا سرباز خدايي پدر

01:14:43.545 --> 01:14:47.003
که با کتاب مقدس وا ميستي رو در روي شياطين

01:14:47.016 --> 01:14:49.782
اعتراض دارم جناب قاضي ايشون داره به موکلم بي احترامي ميکنه

01:14:49.785 --> 01:14:54.188
درسته. آقاي "توماس" ميدونيد که من تو دادگاهم اجازه ي چنين کاري رو نميدم

01:14:54.389 --> 01:14:56.414
ببخشيد جناب قاضي

01:14:57.993 --> 01:15:02.259
پدر، شما ميدونستي که اين موجود سياه پوش شيطانه؟

01:15:02.464 --> 01:15:04.227
بنظرم اون تجسم شيطان بود

01:15:04.433 --> 01:15:06.799
مثل همون نيروي شيطاني که فکر ميکردي "اميلي" رو تسخير کرده؟

01:15:07.002 --> 01:15:08.970
بله - فکر مي کني چرا اون مقابل شما ظاهر شد؟ -

01:15:09.171 --> 01:15:11.503
من معتقدم شياطين ميتونن بصورت شبح ظاهر بشن

01:15:11.707 --> 01:15:14.676
و به اين صورت ما رو بيشتر بترسونن

01:15:15.110 --> 01:15:18.170
اون شما رو خيلي ترسوند - اون بيش از حد منو ترسوند -

01:15:19.114 --> 01:15:21.844
پس اون شبي که خودتونو براي جن گيري "اميلي" آماده کرديد

01:15:22.050 --> 01:15:24.484
اولين برخوردتون با اون شبح شيطاني بود؟

01:15:24.686 --> 01:15:26.551
بله - دوباره هم ديدينش؟ -

01:15:30.158 --> 01:15:31.420
از اون موقع هميشه مي بينمش

01:15:37.099 --> 01:15:39.499
فعلا سوالي ندارم

01:15:44.006 --> 01:15:46.065
از متهم سوال دارم جناب قاضي

01:15:47.976 --> 01:15:50.706
پدر "مور"، بعد از اين که از کليسا اجازه رو گرفتين

01:15:50.913 --> 01:15:52.676
کي جن گيري رو شروع کردين؟

01:15:52.881 --> 01:15:54.178
31م اکتبر

01:15:54.750 --> 01:15:57.184
يعني عيد ایزی تی وین يه مقدار نمايشي نيست؟

01:15:57.986 --> 01:16:01.217
رسم عيد ایزی تی وین براساس افسانه هاي تاريخيه

01:16:01.423 --> 01:16:04.551
که افزايش شديد فعاليت هاي ماورايي رو تو اون شب نشون ميده

01:16:04.760 --> 01:16:07.820
و من فکر کردم ازين موقعيت ميشه استفاده کرد و اونا رو به فضاي باز کشوند

01:16:08.030 --> 01:16:10.191
منظورتون شياطينه؟ - بله -

01:16:10.399 --> 01:16:11.832
"پدر "مور

01:16:13.569 --> 01:16:15.628
اينو ميشناسيد؟

01:16:15.904 --> 01:16:19.601
اين ضبط صوتمه که باهاش مراسم جن گيري رو ضبط کردم

01:16:20.309 --> 01:16:22.834
نوار اون شب هم بايد توش باشه

01:16:23.946 --> 01:16:25.743
براي چي اون مراسمو ضبط کردين؟

01:16:25.948 --> 01:16:28.007
ازوقتي که فناوري ضبط صوت اومده

01:16:28.216 --> 01:16:31.652
جن گيرها ازش استفاده کردن تا بتونن به ثبت برسوننش

01:16:31.853 --> 01:16:33.548
و براي مرور ازش استفاده کنن

01:16:33.755 --> 01:16:36.747
...مي تونم اين ضبط صوت و نوار رو به عنوان مدرک

01:16:36.959 --> 01:16:40.190
اعتراض دارم، مردم تا ديشب از وجود اين نوار اطلاعي نداشتن

01:16:40.395 --> 01:16:42.056
خود ما هم اطلاعي نداشتيم

01:16:42.264 --> 01:16:45.233
اين نوار يه مدرک جديده که ديروز ازش باخبر شديم

01:16:45.434 --> 01:16:48.631
ما يه کپي از محتواي اين نوار رو براي مردم آماده کرده ايم

01:16:48.837 --> 01:16:51.237
يعني موکلتون اين نوار رو بهتون نداده؟

01:16:51.440 --> 01:16:53.965
نه جناب قاضي، ما اين رو از يه شاهد ديگه گرفتيم

01:16:54.176 --> 01:16:57.737
دکتر "گراهام کارت رايت" که براي شهادت اعتبارش در دادگاه حاضر خواهد شد

01:16:57.946 --> 01:17:00.676
مردم اسم ايشون رو تو ليست به روز شده ي شاهدين

01:17:00.882 --> 01:17:02.543
که امروز صبح آماده کرديم، خواهند ديد

01:17:06.922 --> 01:17:09.220
خيله خب، من به عنوان مدرک ميپذيرمش

01:17:13.028 --> 01:17:14.791
"پدر "مور

01:17:16.531 --> 01:17:18.726
ميشه الان نوار رو براي ما پخش کنيد؟

01:17:26.174 --> 01:17:29.109
اين جن گيري "اميلي رز" ـه

01:17:29.611 --> 01:17:33.069
:اين ها حاضران هستند "خودم، پدر "ريچارد مور

01:17:34.149 --> 01:17:37.550
"ناتانيل"، پدر "اميلي"

01:17:38.620 --> 01:17:41.680
جيسون"، دوستش"

01:17:42.424 --> 01:17:47.054
يه دکتر که براي کنترل وضعيت "اميلي" وارد مراسم شده

01:17:47.796 --> 01:17:49.661
"و خود "اميلي

01:17:49.865 --> 01:17:53.767
که اجازه ي انجام اين مراسم براش صادر شده

01:17:55.203 --> 01:17:56.966
خب، حالا گوش کنيد

01:17:59.041 --> 01:18:02.977
شما ميتونيد دعاي مسيح يا هر دعاي ديگه اي رو براي رهاييش از شر شيطان بخونيد

01:18:03.178 --> 01:18:06.170
البته فقط وقتايي که به حرفاي من جواب نميديد

01:18:06.381 --> 01:18:08.144
...مهمتر از هر چيز ديگه

01:18:08.717 --> 01:18:11.481
بدون هيچ سئوالي کاري که من ميخوام رو انجام بدين

01:18:13.455 --> 01:18:15.821
هيچ سئوالي از اين نپرسين

01:18:16.024 --> 01:18:19.357
و به حرفايي که ميزنه هيچ توجهي نکنين

01:18:20.796 --> 01:18:22.161
اين؟ (ميپرسه چرا ضمير "اين" بکار ميبري؟)

01:18:22.364 --> 01:18:24.730
ما امشب ديگه با "اميلي" طرف نيستيم

01:18:29.971 --> 01:18:31.563
ببندينش

01:18:38.914 --> 01:18:42.907
يا حضرت مسيح به ما رحم کن

01:19:04.406 --> 01:19:05.600
مراسم شروع شد

01:19:06.108 --> 01:19:07.200
بيايد دعا رو شروع کنيم

01:19:14.282 --> 01:19:16.682
پروردگار من، چون اين دختر به تو اميد داره

01:19:16.885 --> 01:19:19.786
از مکان مقدس براش کمک بفرست، پروردگار

01:19:20.155 --> 01:19:22.646
و محافظت آسمانيت رو بهش اعطا کن

01:19:22.858 --> 01:19:24.951
پروردگار با تو باشد

01:19:25.160 --> 01:19:27.526
و با روح تو همراه باشد

01:19:27.729 --> 01:19:32.860
اي پدري که در آسمان ها هستي و با نام نيکت تقديس ميشوي

01:19:35.604 --> 01:19:36.730
خداي من،تو حالت خوبه؟

01:19:46.281 --> 01:19:49.717
قلمرو تو همانگونه که آسمان ها را گرفته زمين را هم گرفته

01:19:49.918 --> 01:19:51.613
من حالم خوبه

01:19:51.820 --> 01:19:54.380
امروز روزي ما را بده

01:19:54.589 --> 01:19:59.993
و تعدي ما را ببخش همانطور که ما تعدي ديگران به خود را ميبخشيم

01:20:00.195 --> 01:20:02.095
و ما را به دامان وسوسه نسپار

01:20:02.297 --> 01:20:06.563
!ولي به دامان شيطان پسپار

01:20:07.969 --> 01:20:11.427
تو کي هستي شيطان؟ اسمت رو بهم بگو

01:20:27.823 --> 01:20:31.281
يک، دو، سه، چهار، پنج، شش يک، دو، سه، چهار، پنج، شش

01:20:31.493 --> 01:20:34.587
آب نبات يا تهديد؟ تو عيد ایزی تی وین بچه ها لباس روح ميپوشن و) (براي درخواست تنقلات اين سوالو بپرسن

01:20:34.796 --> 01:20:37.663
يک، دو، سه، چهار، پنج، شش

01:20:43.471 --> 01:20:44.802
! "پدر "مور

01:20:55.917 --> 01:20:57.111
!بابا

01:21:08.530 --> 01:21:10.259
!"اميلي"

01:21:23.578 --> 01:21:25.205
!"اميلي"

01:21:26.147 --> 01:21:30.550
اون خيلي داغه پدر اون داره ميسوزه

01:21:34.522 --> 01:21:37.650
اونو روي کاه ها نگه دار نگهش دار

01:21:42.731 --> 01:21:43.925
!"اميلي"

01:21:59.381 --> 01:22:02.043
دکتر! همين الان بهت احتياج دارم

01:22:05.654 --> 01:22:06.848
علائم حياتيش رو نگاه کن

01:22:07.989 --> 01:22:10.480
در ابتدا کلمه اي وجود داشت

01:22:10.692 --> 01:22:12.455
و آن کلمه نزد خدا بود

01:22:12.661 --> 01:22:16.097
و آن کلمه نزد خدا بود و چه کلمه ي شگفت انگيزي بود

01:22:16.298 --> 01:22:17.629
بخاطر وجودش همه چيز باقي هستند

01:22:17.832 --> 01:22:21.426
و در نبودش چيزايي که بوجود نيامده، بوجود نخواهد آمد

01:22:22.570 --> 01:22:25.630
و آن 70 مريد با خوشي برگشتند و گفتند

01:22:25.840 --> 01:22:29.571
پروردگارا، حتي شياطين به نام تو تابع ما هستند

01:22:29.778 --> 01:22:32.975
قلبش داره تند ميزنه تقريبا 180 تا در دقيقه

01:22:33.181 --> 01:22:36.947
شيطان را مي بينم که مثل صاعقه از بهشت ميافتد

01:22:37.886 --> 01:22:41.913
ببين، من به تو قدرت دادم که از روي مارها و عقرب ها رد بشي

01:22:42.123 --> 01:22:44.250
قدرتي بالاتر از قدرت همه ي دشمنان

01:22:44.459 --> 01:22:47.519
و هيچ چيز بهيچ طريق به تو آسيبي نخواهد زد

01:23:07.849 --> 01:23:11.945
!ازم دورش کن! ازم دورش کن

01:23:19.094 --> 01:23:23.531
اونو رها کن اي شيطان، به نام اربابمون حضرت مسيح بهت دستور ميدم

01:23:35.643 --> 01:23:37.201
اسمت رو بهم بگو، شيطان شرور

01:23:39.481 --> 01:23:42.075
اوني که بهت دستور ميده کسيه که تو رو از بهشت

01:23:42.283 --> 01:23:44.774
به اعماق جهنم فرستاد

01:23:44.986 --> 01:23:49.719
به نام اربابمون حضرت مسيح دارم بهت دستور ميدم

01:23:50.191 --> 01:23:51.385
اسمت رو بگو

01:23:53.728 --> 01:23:57.824
اينو بشنو و بترس اي شيطاني که دشمن ايمان هستي

01:23:58.266 --> 01:23:59.858
اسمت رو بگو

01:24:00.301 --> 01:24:03.532
!اسم ها

01:24:03.738 --> 01:24:06.764
!اسم ها

01:24:13.214 --> 01:24:15.409
(اي مارهاي باستان (شياطين

01:24:16.084 --> 01:24:19.520
از بدن اين بنده ي خدا بريد بيرون

01:24:19.921 --> 01:24:22.253
اسم شش گانه ات رو بگو

01:24:23.425 --> 01:24:27.885
ما از اونايي هستيم که در درون ميمونيم

01:24:45.046 --> 01:24:47.378
(من لوسيفرم (همان ابليس

01:24:47.582 --> 01:24:50.415
همون شيطاني که در اين بدنه

01:25:06.334 --> 01:25:07.528
"اقاي "رز

01:25:07.735 --> 01:25:09.760
دکتر، کمکش کن

01:25:27.388 --> 01:25:29.788
بعد از مدت کوتاهي آقاي "رز" به هوش اومد

01:25:29.991 --> 01:25:32.755
ولي جن گيري بايد متوقف ميشد

01:25:33.228 --> 01:25:38.256
اميلي" رو به اتاقش بردن" و خيلي زود به خواب عميقي رفت

01:25:38.466 --> 01:25:41.299
همه چي کاملا با شکست روبرو شد

01:25:41.769 --> 01:25:47.032
رفتارش از شبي که جن گيري نيمه کاره روش انجام شد تا موقع مرگش چجوري بود؟

01:25:47.775 --> 01:25:49.538
به خودش و بقيه خشونت نشون ميداد

01:25:49.744 --> 01:25:52.611
و بعضي وقتا آخرش جيغ هم ميکشيد

01:25:52.814 --> 01:25:55.942
اون سرش رو از پنجره بيرون مياورد و سعي ميکرد

01:25:56.151 --> 01:25:59.348
سعي ميکرد ديوار رو گاز بگيره و خيلي از دندوناش بهمين خاطر شکست

01:25:59.554 --> 01:26:01.988
که خودتون تو عکس هاي بعد از مرگش اينو ديدين

01:26:02.190 --> 01:26:04.317
شما شاهدش هم بودي؟ - بعض هاش، بله -

01:26:04.526 --> 01:26:06.687
سعي ميکردم هرروز به ملاقاتش برم

01:26:07.328 --> 01:26:09.086
ولي بقيه اش رو از خونواده ش شنيدم

01:26:09.097 --> 01:26:10.655
بازهم ازش جن گيري کردي؟

01:26:11.633 --> 01:26:14.329
ميخواستم بکنم، ولي خود "اميلي" مخالفت ميکرد

01:26:14.536 --> 01:26:16.367
و نميشه بدون رضايت شخص جن زده

01:26:16.571 --> 01:26:19.005
مراسم جن گيري رو انجام داد

01:26:19.207 --> 01:26:20.799
به غذا خوردن تشويقش ميکردي؟

01:26:21.442 --> 01:26:23.467
بله، هربار که مي ديدمش اين کار رو ميکردم

01:26:23.678 --> 01:26:26.670
...ولي اون ميل زيادي نداشت... انگار

01:26:27.248 --> 01:26:30.081
انگار نمي تونست ببلعه يا نمي تونست تو دهنش نگه داره

01:26:30.285 --> 01:26:31.582
معالجه هاش چطور بود؟

01:26:31.786 --> 01:26:35.187
ازش ميخواستم به معالجه ش ادامه بده هيچ وقت نگفتم معالجه هاشو قطع کنه

01:26:35.390 --> 01:26:37.790
چون کار اشتباهي بود و البته معالجه هم تو تخصص من نيست

01:26:37.992 --> 01:26:41.189
ولي شما بودي که گفتي مصرف داروهاي "گامبوترال" رو قطع کنه

01:26:44.165 --> 01:26:45.860
بله

01:26:48.403 --> 01:26:51.861
بعد از جن گيري، اون منو براي مشورت خواست

01:26:52.273 --> 01:26:54.537
اون به من گفت که دارو هيچ کمکي بهش نکرده

01:26:54.742 --> 01:26:57.575
علاوه بر اين در زمان جن گيري هم "گامبوترال" مصرف کرده بود

01:26:57.779 --> 01:27:00.270
که علائم مريضيش به اوج رسيد

01:27:01.115 --> 01:27:05.814
سرانجام ما احساس کرديم کارش از معالجه ي دارويي گذشته

01:27:06.020 --> 01:27:10.389
و تا آخر معالجه اش فقط بايد با ايمان

01:27:10.858 --> 01:27:12.951
ادامه پيدا کنه

01:27:17.765 --> 01:27:21.132
ما روي نوار صداي دو نفر رو شنيديم

01:27:22.003 --> 01:27:26.303
شما مطمئنيد که اون موقع هردو صدا از "اميلي" بود؟

01:27:26.507 --> 01:27:27.769
بله بله، خودم شنيدم

01:27:27.976 --> 01:27:30.467
اون نوار به نحوي دستکاري نشده بود؟

01:27:30.878 --> 01:27:32.539
نه نه نشده بود

01:27:34.082 --> 01:27:36.482
فعلا سوال ديگه اي ندارم

01:27:41.256 --> 01:27:42.484
"آقاي "توماس

01:27:46.327 --> 01:27:50.457
پدر "مور"، شما اين نوار رو اثباتي بر پديده هاي ماورايي ميدونيد؟

01:27:51.599 --> 01:27:55.194
بنظرم اين نوار بيانگر يه سري نشونه هاست

01:27:55.403 --> 01:27:57.268
که ثابت ميکنه "اميلي" جن زده شده

01:27:57.472 --> 01:27:59.133
ميتونيد اسمش رو بذاريد نشونه هاي جن زدگي

01:27:59.340 --> 01:28:02.537
اينم از نشونه هاي جن زدگيه که اون دختر به يه زبوني حرف ميزنه

01:28:02.744 --> 01:28:04.712
که ميتونيم بپذيريم اونو از قبل بلد نبوده؟

01:28:04.912 --> 01:28:08.006
و اين که همزمان دو صداي مختلف شنيده ميشه

01:28:08.216 --> 01:28:11.583
بله، بقيه ي نشونه هايي که ديدم رو هنگام پخش نوار

01:28:11.786 --> 01:28:13.686
براي دادگاه توصيف کردم چيزايي که ديدم

01:28:13.888 --> 01:28:15.355
رو نميشه توي اون نوار شنيد

01:28:15.556 --> 01:28:17.490
پس ما بايد همينجوري حرفتون رو بپذيريم، درسته؟

01:28:17.692 --> 01:28:19.319
جناب قاضي - "آقاي "توماس -

01:28:19.894 --> 01:28:22.795
معذرت ميخوام "پدر، به عنوان کشيش "اميلي

01:28:22.997 --> 01:28:25.830
آيا شما ميدونستيد که اون آموزش هاي ديني ميديده؟

01:28:26.034 --> 01:28:27.592
بله بله، خونواده ش خيلي مذهبي هستن

01:28:27.802 --> 01:28:31.169
و تو آموزش هاش زبان يوناني، عبري و لاتين ميخونده؟

01:28:31.372 --> 01:28:32.498
بله فکر کنم درسته

01:28:32.707 --> 01:28:36.074
شايد زبان آرامي هم بلد بوده (زبان حضرت مسيح و حواريون)

01:28:36.277 --> 01:28:39.735
که براساس اين نسخه ي نوار ما اين زبون رو شنيديم، درسته؟

01:28:39.947 --> 01:28:42.677
اون رو نوار به زبان ارامي صحبت کرد ولي فکر نميکنم اونو يادش داده باشن

01:28:42.884 --> 01:28:45.444
ولي ممکنه اونو تو مدرسه تعليمات ديني ياد گرفته باشه

01:28:45.653 --> 01:28:48.486
من برنامه ي آموزشي اون مدرسه رو دارم اگه بخوايد نشونتون ميدم

01:28:48.690 --> 01:28:52.421
نه، قبول دارم که ممکنه اين زبون رو يادش داده باشن

01:28:52.627 --> 01:28:54.458
و براساس سوابق تحصيليش

01:28:54.662 --> 01:28:57.187
زبان آلماني زبان خارجه اي بوده که بهش ياد ميدادن، درسته؟

01:28:57.398 --> 01:28:58.592
نميدونم، اگه شما ميگي همينه لابد

01:28:58.800 --> 01:29:02.361
پس اين همه ي اون زبوناي عجيب غريب اون نوار رو اثبات ميکنه، درسته؟

01:29:03.137 --> 01:29:05.002
چيزي رو جا ننداختم؟

01:29:06.274 --> 01:29:07.468
نه - خوبه -

01:29:07.675 --> 01:29:09.939
پدر، ما اينو ميدونيم که شما تو زمينه ي پزشکي تخصصي نداريد

01:29:10.144 --> 01:29:11.406
و خودتون گفتيد که جزو زمينه کاريتون نيست

01:29:11.612 --> 01:29:15.309
ولي شما اينو ميدونيد که تارهاي صوتي هر انساني ميتونه دو نوع صدا ايجاد کنه

01:29:15.616 --> 01:29:16.844
نه - شما نشنيديد -

01:29:17.051 --> 01:29:21.351
که تارهاي صوتي ميتونه صداهايي بالاتر از صداي معمولي توليد کنه؟

01:29:21.556 --> 01:29:24.218
پس شما نميدونستيد که کشيش هاي تبتي

01:29:24.425 --> 01:29:27.155
به عنوان بخشي از آموزش هاي ديني شون

01:29:27.362 --> 01:29:30.763
به همديگه ياد ميدن که تارهاي صوتي خودشون رو تقويت کنن؟

01:29:30.965 --> 01:29:32.592
نه من اينو نميدونستم

01:29:32.800 --> 01:29:35.428
خب حالا که اينا رو ميدونيد فکر ميکنيد ممکنه

01:29:35.636 --> 01:29:37.399
که "اميلي" در اون حالت جنونش

01:29:37.605 --> 01:29:39.869
هردو تا تار صوتيش فعال شده باشه

01:29:40.074 --> 01:29:43.475
که اون اثر فوق العاده رو روي نوار شما بشنويم؟

01:29:43.678 --> 01:29:44.940
حالتي که اون داشت جنون نبود

01:29:45.146 --> 01:29:47.842
پدر "مور"، شما به ما گفتيد که در موقع جن گيري

01:29:48.049 --> 01:29:51.450
يه بار ديگه اون موجود سياه پوش يا اون تجسم شيطاني

01:29:51.652 --> 01:29:54.280
رو ديديد، درسته؟ - بله -

01:29:54.489 --> 01:29:57.083
ولي وقتي نوار رو پخش کرديد مسلما ما نميتونستيم ببينيمش، درسته؟

01:29:57.291 --> 01:29:58.781
معلومه که نه - معلومه که نه -

01:29:58.993 --> 01:30:01.791
پس اين يه جنبه ي ماورايي جن گيريه

01:30:01.996 --> 01:30:05.454
که نوار شما نميتونه اونو ثابت بکنه - بله -

01:30:06.267 --> 01:30:08.235
حالا اون موجود سياه پوشت کجاست، پدر؟

01:30:08.436 --> 01:30:10.734
نکنه همينجا باشه؟ !من شبيه اون شبح شيطاني نيستم؟

01:30:10.938 --> 01:30:12.838
جناب قاضي - دادستان -

01:30:16.511 --> 01:30:18.376
حرف ديگه اي ندارم

01:30:19.480 --> 01:30:21.380
نميخوايد سوال ديگه اي از متهم بپرسيد؟

01:30:21.582 --> 01:30:25.018
نه جناب قاضي، ولي ما حق فراخواني دوباره ي شاهد رو داريم

01:30:25.319 --> 01:30:28.049
خيله خب شاهد ميتونه از جاش بلند شه

01:30:35.062 --> 01:30:37.860
جناب قاضي شاهد بعدي من تاخير داره

01:30:38.065 --> 01:30:40.033
...اگه بشه يه فرصت کوچيک داشته باشيم اونوقت

01:30:40.234 --> 01:30:43.692
شما قبلا هم دادگاه رو منتظر گذاشتيد ...جناب وکيل، بنظرم

01:30:43.905 --> 01:30:45.532
جناب قاضي، خواهش ميکنم

01:30:45.740 --> 01:30:48.368
دکر "کارت رايت" از روي حس وجدانش پيش ما اومده

01:30:48.576 --> 01:30:51.670
و شاهد عيني اون جن گيري که پدر "مور" نوارش رو ضبط کرد، بوده

01:30:51.879 --> 01:30:54.939
اون ميتونه تمام اظهارات موکلم رو ثابت کنه

01:30:55.149 --> 01:30:58.277
جناب قاضي تا به الان جناب وکيل اظهاراتش رو بصورت نمايشي

01:30:58.486 --> 01:31:01.046
ارائه کرده، واقعا لازمه که ما..؟

01:31:07.495 --> 01:31:10.953
امروز توجه ما به يه شهادت فوق العاده جلب شد

01:31:11.466 --> 01:31:14.094
بنظرم بهتره براي بررسيش يه مقدار وقت بذاريم

01:31:14.302 --> 01:31:16.964
دادگاه به ساعت 9:30 فردا صبح موکول ميشه

01:31:19.440 --> 01:31:22.341
يعني چي نتونستي پيداش کني؟ - من رفتم ببينمش، ولي اون پيداش نشد -

01:31:22.543 --> 01:31:24.534
به دفترش زنگ زدم، به خونه اش زنگ زدم

01:31:24.745 --> 01:31:29.375
خيله خب، برو بيمارستان سوال کن شايد يه نفر بدون اون کجاست

01:31:42.063 --> 01:31:43.530
چه اتفاقي افتاده؟

01:31:45.066 --> 01:31:47.432
به پدر "مور" بگو متاسفم

01:31:47.702 --> 01:31:51.661
بهش بگو من ميدونم که شيطان واقعي هستن و وجود دارن

01:31:51.873 --> 01:31:54.034
و شجاعتش رو در ايستادن و صحبت کردن با اونا تحسين ميکنم

01:31:54.375 --> 01:31:57.105
بگو من ميدونم که اونا چه کارايي ميتونن بکنن

01:32:19.700 --> 01:32:22.567
کارت رايت" مرد" - شنيدم -

01:32:23.671 --> 01:32:25.161
مست شدي؟ -

01:32:26.807 --> 01:32:30.368
هنوز نه، ولي دارم ميشم - اينو ديدي؟ -

01:32:35.816 --> 01:32:37.750
تو چه فکري کردي؟ - "کارل" -

01:32:37.952 --> 01:32:40.284
تو به من گفتي متقاعدش ميکني که شهادت نده

01:32:40.488 --> 01:32:42.786
حالا به جاش مياي اون نمايش رو با يه نوار ضبط شده ي

01:32:42.990 --> 01:32:44.753
شياطين و يه دختر مرده ميذاري که به دو زبون حرف ميزنه

01:32:44.959 --> 01:32:49.157
و موکلت شهادت ميده که رييس کليسا اجازه ي جن گيري رو داده

01:32:49.797 --> 01:32:51.856
تازه شانس آورديم که اسم رييس کليسا رو نياورده

01:32:52.066 --> 01:32:54.500
من يه دکتر سراغ داشتم که قرار بود شهادت بده

01:32:54.702 --> 01:32:57.671
علاوه بر اين شهادت پدر "مور" براي دفاع از خودش ضروريه

01:32:57.872 --> 01:33:00.397
يادت رفته اسقف کليسا داره پول اين دفاعيه رو ميده؟

01:33:00.608 --> 01:33:02.371
اسقف خودش تو دادگاه نيست

01:33:04.211 --> 01:33:06.679
من قسم خوردم که نهايت تلاشم رو براي موکلم بکنم

01:33:06.881 --> 01:33:08.974
"وفاداري هاي مدرسه ي حقوق رو بيخيال، "برونر

01:33:09.183 --> 01:33:11.208
!تو وجدانت رو گذاشته بودي دم در

01:33:11.419 --> 01:33:14.320
آدما ميتونن عوض بشن - مثل "جيمز ون هاپر" ؟ -

01:33:17.925 --> 01:33:19.517
هنوز تموم نشده

01:33:20.294 --> 01:33:21.921
ميتونم اقاي "رز" رو بيارم

01:33:22.129 --> 01:33:24.290
تا از پدر "مور" در مورد جن گيري دفاع کنه

01:33:24.498 --> 01:33:27.296
و دخترها هم هستند خواهرش "آليس" يه قسمتي از جن گيري رو ديده

01:33:27.501 --> 01:33:30.436
اونا يه سري دهاتي هاي خرافاتين حرفاشون هيچ اعتباري نداره

01:33:30.638 --> 01:33:31.969
توماس" اونا رو تيکه تيکه ميکنه" (نميتونن جلو توماس دووم بيارن)

01:33:32.173 --> 01:33:34.869
تازه ممکنه وضعيت از ايني که هست بدترم بشه

01:33:35.876 --> 01:33:37.639
ميخواي منو تو اين پرونده با يکي ديگه جايگزين کني

01:33:38.412 --> 01:33:40.471
يه جوري خرابش کردي که نميشه درستش کرد

01:33:41.115 --> 01:33:43.481
ولي نظر اسقف کليسا اينه که جايگزيني الان تو

01:33:43.684 --> 01:33:46.551
فقط باعث ميشه توجه همه رو جلب کنه

01:33:46.754 --> 01:33:48.278
..."ولي الان يه چيزي روشنه، "برونر

01:33:49.023 --> 01:33:53.221
اگه دوباره اون کشيش رو بياري به صحنه ي شهادت، اخراجت ميکنم

01:34:20.488 --> 01:34:21.819
گريه ميکردي

01:34:25.259 --> 01:34:28.319
دکتر "کارت رايت" مرده - چي؟ -

01:34:29.363 --> 01:34:33.595
اون کشته شد. يه تصادف بود. متاسفم

01:34:36.504 --> 01:34:38.597
ميدونم که اون دوستت بود

01:34:42.610 --> 01:34:44.100
ما بازي رو باختيم

01:34:46.380 --> 01:34:48.814
بدون شهادت اون همه چي تمومه

01:34:50.051 --> 01:34:51.575
نه

01:34:51.786 --> 01:34:56.120
نه نه نه، هنوز تموم نشده. تازه داريم داستان اميلي" رو ميگيم، اين چيزيه که اهميت داره"

01:34:56.323 --> 01:34:58.484
اين ديگه ارزشي نداره - چرا داره -

01:34:58.693 --> 01:35:01.719
فقط بذار برم رو صحنه و بقيه ي داستان رو بگم

01:35:01.929 --> 01:35:04.056
من نميتونم اين کار رو بکنم - بايد اين کار رو بکني -

01:35:04.632 --> 01:35:06.361
بايد اين کار رو بکني

01:35:11.639 --> 01:35:16.667
ارين"، تو يه بار گفتي حس کردي" تو مسير درست قرار داري

01:35:17.778 --> 01:35:20.804
از اون مسير دور نشو

01:35:22.149 --> 01:35:23.810
بيا اينو بگير

01:35:24.018 --> 01:35:26.350
اين چيه؟ - فقط بخونش -

01:35:26.554 --> 01:35:29.921
بعد تصميم بگير که چه کار بايد بکني

01:35:31.425 --> 01:35:36.362
وقتي داشتم اهميت ساعت 3 صبح رو توضيح ميدادم به چشماي تونگاه ميکردم

01:35:37.098 --> 01:35:43.162
تا وقتي که داستان "اميلي" گفته نشه، اين قفل شدن تمومي نداره

01:36:24.645 --> 01:36:26.579
قراره اظهار نظر کنيد؟

01:36:28.916 --> 01:36:30.941
فکر ميکنيد قضيه به شيطان مربوطه؟

01:36:42.496 --> 01:36:45.124
جناب وکيل براي شروع آماده است؟

01:36:45.332 --> 01:36:49.200
بله جناب قاضي، پدر "ريچارد مور" رو به جايگاه دعوت ميکنم

01:36:56.577 --> 01:36:59.876
به شاهد ياداوري ميکنم که به سوگندي که خورده وفادار باشه

01:37:09.390 --> 01:37:12.553
آخرين باري که "اميلي" رو زنده ديديد کي بود؟ - شب قبل از مرگش -

01:37:12.760 --> 01:37:16.025
مادرش "ماريا" باهام تماس گرفت و گفت "اميلي" ميخواد منو ببينه

01:37:16.230 --> 01:37:18.824
چرا ميخواست شما رو ببينه؟ - برا اينکه اينو بهم بده -

01:37:19.333 --> 01:37:21.631
اميلي" اهميت اون نامه رو براي شما توضيح داده بود؟"

01:37:22.069 --> 01:37:27.132
بله، اون گفت اين نامه رو صبح روز بعد از اون جن گيري ناموفق نوشته

01:37:27.441 --> 01:37:29.807
و براي من مهم بود که اين رو منتشر کنم

01:37:33.848 --> 01:37:36.681
پدر "مور"، آيا "اميلي" آدم خوبي بود؟

01:37:38.285 --> 01:37:43.587
بنظرم يه روزي همه "اميلي" رو به عنوان يه آدم مقدس خواهند شناخت

01:37:44.692 --> 01:37:47.490
پس اون خدا رو خيلي دوست داشت - بله اون بسيار مومن و ديندار بود -

01:37:48.529 --> 01:37:50.463
پدر "مور"، اگه "اميلي" خدا رو دوست داشته

01:37:50.664 --> 01:37:53.360
اگه انقدر خوب و ديندار بوده فکر ميکنيد چرا

01:37:53.567 --> 01:37:55.262
خدا گذاشته اين اتفاقات براش بيافته؟ - اعتراض دارم -

01:37:55.469 --> 01:37:57.130
اين سوال چه ربطي داره؟

01:37:57.338 --> 01:37:59.533
جناب قاضي، نظر پدر "مور" تو اين مورد ضروريه

01:37:59.740 --> 01:38:02.732
تا درک هردوشون از وضعيت "اميلي" مشخص بشه

01:38:02.943 --> 01:38:05.912
و اون درک متقابله که تعيين ميکنه

01:38:06.113 --> 01:38:08.308
در اصل پدر "مور" مقصر بوده يا نه

01:38:11.085 --> 01:38:12.279
اجازه ميدم حرفشو بزنه

01:38:12.486 --> 01:38:15.011
جناب قاضي شما واقعا نبايد بذاريد يه نفر تو دادگاه

01:38:15.222 --> 01:38:18.385
در مورد اينکه چرا خدا اجازه ي مرگ يه دختر جوون رو ميده شهادت بده

01:38:18.592 --> 01:38:21.083
اعتراضتون وارد نيست

01:38:21.629 --> 01:38:23.426
"دوباره ميپرسم پدر "مور

01:38:24.965 --> 01:38:29.459
"چرا بايد خدا اجازه بده شياطين "اميلي رو تسخير کنن و بعدشم اون بميره

01:38:30.137 --> 01:38:32.230
ميذارم خود "اميلي" جوابش رو بده

01:38:36.744 --> 01:38:39.736
"ديشب در عيد ایزی تی وین

01:38:39.947 --> 01:38:44.350
پدر "مور" سعي کرد 6 تا جن رو از بدن من بيرون بياره

01:38:45.019 --> 01:38:46.782
اونا از بيرون اومدن امتناع ميکردن

01:38:48.022 --> 01:38:50.490
بعد از اون جن گيري

01:38:50.858 --> 01:38:55.488
به اتاقم رفتم و به خواب عميقي فرو رفتم

01:38:57.364 --> 01:39:02.392
بعد از چند ساعت بيدار شدم و صدايي شنيدم که اسمم رو ميگفت

01:40:16.944 --> 01:40:20.243
دوباره صدايي شنيدم که اسمم رو ميگفت

01:40:20.848 --> 01:40:24.011
اين صدا، صداي مادر خدا (مريم مقدس) بود

01:40:25.052 --> 01:40:27.179
و وقتي بهش نگاه کردم

01:40:27.788 --> 01:40:31.019
اون بهم لبخند زد و گفت

01:40:31.825 --> 01:40:34.988
اميلي" خداوند دردي که کشيدي رو ديد"

01:40:35.195 --> 01:40:39.187
اون گفته مريم مقدس وسط يه چمنزار باهاش صحبت کرده؟

01:40:39.233 --> 01:40:41.599
بله - و شما حرفشو باور ميکني؟ -

01:40:41.802 --> 01:40:43.702
باور دارم که "اميلي" حقيقت رو ميگه

01:40:45.372 --> 01:40:46.737
لطفا ادامه بده

01:40:49.309 --> 01:40:53.507
:من از مريم مقدس پرسيدم چرا من اين جوري زجر ميکشم؟

01:40:54.148 --> 01:40:57.117
چرا شياطين امشب بدنم رو ترک نکردن؟

01:40:58.585 --> 01:41:01.884
"اون گفت: متاسفم "اميلي

01:41:02.156 --> 01:41:05.216
شياطين قراره همون جايي که بودن بمونن

01:41:06.060 --> 01:41:09.359
:بعد اون گفت تو ميتوني با آرامش همراه من بياي

01:41:09.830 --> 01:41:12.321
و از بعد جسمانيت آزاد بشي (بميري)

01:41:12.866 --> 01:41:15.960
يا به انتخاب خودت به همين حالت ادامه بدي

01:41:17.371 --> 01:41:19.305
تو بشدت زجر ميکشي

01:41:19.506 --> 01:41:25.172
اما از طريق تو خيلي از مردم به بعد روحاني انسان ايمان خواهند آورد

01:41:27.247 --> 01:41:30.045
انتخاب با خودته

01:41:37.925 --> 01:41:39.984
موندن رو انتخاب ميکنم

01:42:09.790 --> 01:42:13.954
در پايان، اراده ي نيکو بر بدي ها پيروز ميشود

01:42:14.761 --> 01:42:16.922
از تجربه اي که من گذروندم

01:42:17.498 --> 01:42:20.331
مردم خواهند فهميد که شياطين وجود دارن

01:42:22.603 --> 01:42:26.471
مردم ميگن خدا مرده

01:42:29.143 --> 01:42:31.611
ولي چطوري ميتونن اينجوري فکر کنن

01:42:32.179 --> 01:42:34.238
اگه من شيطان رو نشونشون بدم

01:42:39.853 --> 01:42:43.812
شما اين زخم ها رو روي هردو دست و پاي "اميلي" ديدي؟

01:42:44.024 --> 01:42:48.961
بله، بله، اون زخم ها مدت زيادي باقي موندن

01:42:49.163 --> 01:42:53.361
و اين زخم ها براتون معناي ماورايي ميده

01:42:53.767 --> 01:42:57.669
من فکر ميکنم اون زخم ها استيگماتا بودن (زخم هاي بدن حضرت مسيح)

01:42:57.871 --> 01:42:59.839
پس ميگين اون زخم هاي ماورايي

01:43:00.040 --> 01:43:03.009
با زخم هاي به صليب کشيده شدن حضرت مسيح تطابق داره؟

01:43:03.210 --> 01:43:04.837
بله

01:43:06.013 --> 01:43:12.179
استيگماتا" يه علامته که نشون ميده" يه نفر توسط خدا لمس شده

01:43:16.089 --> 01:43:20.549
بعد از اون شب فکر ميکنيد چرا "اميلي" از جن گيري دوباره خودداري کرد؟

01:43:21.795 --> 01:43:25.196
بنظرم اون سرانجام خودش رو قبول کرده بود

01:43:27.634 --> 01:43:30.660
چيز ديگه اي هم هست که بخواي درمورد "اميلي" بگي؟

01:43:34.908 --> 01:43:36.307
نه

01:43:39.379 --> 01:43:41.040
فعلا صحبتي ندارم

01:43:50.090 --> 01:43:52.490
"پدر "مور" براي زخم هاي دست و پاي "اميلي

01:43:52.693 --> 01:43:56.220
معناي الهي تعبير کرد

01:43:56.430 --> 01:43:57.863
چرا؟

01:43:59.233 --> 01:44:03.192
بخاطر اينکه اون اينا رو تاييدي بر باورهاي خودش ميدونه

01:44:04.471 --> 01:44:07.736
که "اميلي" يه شخص مقدسه و دست خدا اونو لمس کرده

01:44:08.742 --> 01:44:12.303
ولي متاسفانه حقيقت کاملا متفاوته

01:44:12.980 --> 01:44:18.282
چون حقيقت اينه که قبل از اينکه اين زخم هاي معجزه آسا پديدار شد

01:44:18.819 --> 01:44:21.617
اميلي" نشون داده بود که دوست داره خودشو مجروح کنه"

01:44:21.822 --> 01:44:25.087
و خيلي ساده ميشه گفت دوباره اين کارو با حصارهاي سيم خاردار

01:44:25.292 --> 01:44:28.625
اطراف مزرعه ي خونوادگي شون کرده

01:44:33.567 --> 01:44:39.802
افکار پدر "مور" بر پايه ي يه سري خرافات قديمي و غير عقليه

01:44:40.007 --> 01:44:42.999
اميلي" درد کشيد چون مريض بود"

01:44:44.411 --> 01:44:46.140
نه به اين دليل که مقدس بود

01:44:48.448 --> 01:44:52.077
من آدم با ايماني ام و همينطور واقع بينم

01:44:52.753 --> 01:44:58.316
و اينجا واقعياته که اهميت پيدا ميکنه

01:44:59.660 --> 01:45:02.128
و واقعيت هاي اين پرونده اينه

01:45:02.963 --> 01:45:07.229
اميلي رز" صرع داشته و همين باعث جنونش شده"

01:45:07.601 --> 01:45:11.128
و با زمان و دارو ميشد اونو درمان کرد

01:45:11.338 --> 01:45:15.775
ولي اين اتفاق نيافتاد. چرا؟ چون پدر "مور" "اميلي" رو متقاعد کرد

01:45:15.976 --> 01:45:20.413
که اون بيمار نيست و نيازي به دارو نداره

01:45:20.614 --> 01:45:23.412
و اون چند هفته ي مونده به مرگش

01:45:23.617 --> 01:45:27.678
در حاليکه اون بوضوح به معالجه نياز داشت

01:45:28.355 --> 01:45:30.585
اون نذاشت که "اميلي" بستري بشه

01:45:40.300 --> 01:45:42.165
اونوقت

01:45:42.936 --> 01:45:46.133
جناب وکيل اين توضيح بسيار خلاقانه رو

01:45:46.606 --> 01:45:51.305
درمورد اتفاقاتي که منجر به اين عکس شده ميده

01:45:51.812 --> 01:45:58.149
خانوم ها و آقايون اون حرفا رو باور نکنيد

01:45:58.652 --> 01:46:03.555
چون حقيقت اينه که شيطان اين کار رو با "اميلي" نکرده

01:46:07.361 --> 01:46:08.919
اين کار رو متهم دادگاه کرده

01:46:30.016 --> 01:46:31.608
جناب وکيل

01:46:37.290 --> 01:46:40.919
آقاي "ايتان توماس" خودشو يه مرد مومن ميدونه

01:46:46.333 --> 01:46:49.063
از طرفي من يه زن شکاک هستم

01:46:53.206 --> 01:46:55.333
فرشته ها و اجنه

01:46:56.176 --> 01:46:58.041
خدا و شيطان

01:47:02.082 --> 01:47:05.449
اين چيزها يا وجود دارن يا وجود ندارن

01:47:08.188 --> 01:47:09.883
آيا ما تو اين زندگي تنهاييم؟

01:47:10.557 --> 01:47:12.616
يا که تنها نيستيم؟

01:47:13.527 --> 01:47:16.325
هر دو طرز فکر تعجب برانگيزه

01:47:19.199 --> 01:47:23.329
آيا من بايد باور کنم که اين اتفاق غم انگيز کار شيطان بوده؟

01:47:23.537 --> 01:47:25.300
راستشو بخوام بگم، نميدونم

01:47:26.973 --> 01:47:29.703
ازطرفي نميتونم انکار کنم که ممکنه اين اتفاق افتاده باشه

01:47:30.377 --> 01:47:32.174
آقاي دادستان از شما ميخواد باور کنيد

01:47:32.379 --> 01:47:35.678
بيماري صرعِ همراه با جنونِ "اميلي" يه حقيقت محضه

01:47:35.882 --> 01:47:39.978
چون حقيقت محض جايي واسه شک منطقي باقي نميذاره

01:47:40.187 --> 01:47:42.417
ولي اين دادگاه راجع به حقايق نيست

01:47:43.356 --> 01:47:46.120
اين دادگاه راجع به احتمالاته

01:47:46.693 --> 01:47:49.423
آيا اين حقيقت محضه که که دکتر "اداني" گفت "اميلي" يه شخص

01:47:49.629 --> 01:47:51.119
خيلي حساس و تغييرپذير بوده؟

01:47:51.331 --> 01:47:57.031
اينکه "اميلي" به خاطر طبيعت خاصش دچار جن زدگي شده

01:47:58.371 --> 01:48:02.273
اينو نميشه گفت ولي سوال اينجاست که

01:48:02.943 --> 01:48:04.137
ميشه گفت امکانش هست؟

01:48:06.379 --> 01:48:10.042
"آيا اين حقيقت محضه که "گامبوترال مغز "اميلي" رو از کار انداخت

01:48:10.250 --> 01:48:13.686
و باعث شد اون مراسم جن گيري غير موثر بشه؟

01:48:15.922 --> 01:48:17.719
نميشه با اطمينان قبولش کرد

01:48:20.126 --> 01:48:21.354
ولي ميشه احتمالش باشه

01:48:23.063 --> 01:48:27.329
آيا اين حقيقت محضه که خدا "اميلي" رو دوست داشته؟

01:48:29.236 --> 01:48:32.899
و بعد از اون جن گيري اون زجر تا آخر عمرش رو انتخاب کرد

01:48:33.106 --> 01:48:36.007
تا شايد ما به يه دنياي ماورايي تر اعتقاد پيدا کنيم

01:48:36.209 --> 01:48:39.872
دنيايي که درونش واقعا روح تجسم پيدا ميکنه

01:48:40.580 --> 01:48:42.548
نميتونم بگم اين واقعيت محضه

01:48:43.750 --> 01:48:45.377
ولي از خودتون بپرسيد

01:48:47.754 --> 01:48:49.016
ممکنه احتمالش باشه؟

01:48:50.690 --> 01:48:52.749
اين چيزيه که "اميلي" بهش اعتقاد داشت

01:48:52.959 --> 01:48:54.654
اين چيزيه که پدر "مور" بهش اعتقاد داشت

01:48:54.861 --> 01:48:59.457
و اين اعتقاد راستين چيزيه که انتخاب اونا رو تعيين کرد

01:48:59.666 --> 01:49:03.397
حالا به عنوان مهم ترين سوال

01:49:04.905 --> 01:49:07.567
آيا بايد پدر "مور" رو بخاطر يه شک منطقي

01:49:07.774 --> 01:49:11.505
گناهکار يه قتل بدونيم؟

01:49:12.045 --> 01:49:16.914
آيا واقعا اثبات شد که اون نيازهاي "اميلي" رو ناديده گرفته

01:49:17.117 --> 01:49:19.517
که بتونيم اونو مقصر مرگ "اميلي" بدونيم؟

01:49:19.719 --> 01:49:23.746
نه، اين حقيقت محض نيست

01:49:23.957 --> 01:49:26.653
اين حقيقت محض نيست که "اميلي" صرع داشته

01:49:26.860 --> 01:49:31.263
اين حقيقت محض نيست که اون جنون داشته

01:49:31.464 --> 01:49:32.931
حقيقت هاي محض

01:49:33.667 --> 01:49:36.932
جايي براي احتمالات باقي نميذارن

01:49:38.405 --> 01:49:39.770
تنها حقيقتي که

01:49:39.973 --> 01:49:45.036
تنها حقيقتي که تو اين پرونده از يه شک بالاتر ميدونمش

01:49:45.245 --> 01:49:48.737
اينه که پدر "مور" از صميم قلب "اميلي" رو دوست داشت

01:49:49.149 --> 01:49:52.448
اون براي کمکش هر چه در توان داشته انجام داد

01:49:52.652 --> 01:49:57.385
اون آزاديش رو بخطر انداخت تا ما داستان "اميلي" رو بشنويم

01:50:04.364 --> 01:50:05.888
خانم ها و آقايون هيئت منصفه

01:50:06.099 --> 01:50:09.432
گاهي اوقات من تو شغلم مجبورم از آدماي بد دفاع کنم

01:50:10.837 --> 01:50:13.738
ولي پدر "ريچارد مور" جزو اونا نيست

01:50:16.943 --> 01:50:18.808
يه مرد خوب رو به زندون نندازيد

01:50:19.012 --> 01:50:22.072
از شما نميخوام چيزايي که پدر "مور" باور داره رو باور کنيد

01:50:22.282 --> 01:50:25.683
ساده ازتون ميخوام پدر "مور" رو باور کنيد

01:50:42.802 --> 01:50:44.827
خانوم رييس، هيئت منصفه به حکم نهايي رسيد؟

01:50:45.171 --> 01:50:46.695
بله جناب قاضي

01:50:58.852 --> 01:51:00.945
لطفا حکم رو با صداي بلند بخونيد

01:51:05.558 --> 01:51:08.618
"درمورد پرونده ي مردم بر عليه پدر "مور

01:51:08.828 --> 01:51:11.558
ما، هيئت منصفه، متهم را در

01:51:11.765 --> 01:51:14.666
قتل صورت گرفته گناهکار ميدونيم

01:51:16.503 --> 01:51:18.903
دادگاه از زحمات هيئت منصفه قدرداني ميکنه

01:51:20.206 --> 01:51:24.199
حکم نهايي اين پرونده تا 3 آوريل اعلام ميشه

01:51:24.411 --> 01:51:26.538
جناب قاضي، اگه دادگاه اجازه بده

01:51:26.746 --> 01:51:28.907
پدر مور در ابتداي جلسه خواسته بود

01:51:29.115 --> 01:51:31.879
درصورتيکه گناهکار شناخته بشه حکمش رو سريعا صادر کنن

01:51:32.085 --> 01:51:34.019
بله يادمه

01:51:34.220 --> 01:51:38.384
اعضاي پرونده در مورد حکم سريع اعتراضي ندارن؟

01:51:39.426 --> 01:51:40.916
خيلي خب

01:51:44.698 --> 01:51:47.690
پدر "مور" متوجهيد که دادگاه بر عليه شما

01:51:47.901 --> 01:51:50.529
حکم صادر کرده؟ - بله جناب قاضي -

01:51:50.737 --> 01:51:53.069
متوجه سنگيني اين جنايت هستيد؟

01:51:53.273 --> 01:51:57.733
که ممکنه قانونا به 10 سال زندان محکومتون بکنه؟

01:51:57.944 --> 01:51:59.241
بله متوجهم

01:51:59.446 --> 01:52:01.346
قبل از اين که حکم رو اعلام کنم

01:52:01.548 --> 01:52:03.106
صحبتي نداريد؟

01:52:03.316 --> 01:52:05.181
نه جناب قاضي - خيلي خب -

01:52:05.385 --> 01:52:07.478
ببخشيد جناب قاضي

01:52:07.687 --> 01:52:10.053
ولي هيئت منصفه درمورد حکم دادگاه يه پيشنهاد داره

01:52:10.256 --> 01:52:12.087
اعتراض دارم

01:52:12.592 --> 01:52:14.059
بشينيد جناب دادستان

01:52:14.260 --> 01:52:17.752
اين فقط يه پيشنهاده و من ميخوام بشنوم

01:52:20.266 --> 01:52:22.757
پيشنهاد ميکنيم دوره ي حبس بخشوده بشه

01:52:32.912 --> 01:52:34.209
قبول ميکنم

01:52:39.252 --> 01:52:40.742
"شما گناهکاري پدر "مور

01:52:42.021 --> 01:52:43.750
و آزادي بري

01:52:45.125 --> 01:52:48.094
دادگاه مختوم اعلام ميشه - همه بلند شيد -

01:52:56.136 --> 01:52:57.433
متشکرم

01:53:24.631 --> 01:53:27.395
خب ديگه، تو هممون رو شوکه کردي

01:53:28.001 --> 01:53:30.401
همه تو شرکت اينو يه پيروزي ديگه ميدونن

01:53:30.603 --> 01:53:32.628
اسقف کليسا هم خوشحاله

01:53:32.839 --> 01:53:35.706
فکر ميکنه پايان اين پرونده علاقه ي مردم رو به کليسا بيشتر کرده

01:53:35.909 --> 01:53:37.638
اخبار رو ديدي؟

01:53:37.844 --> 01:53:40.369
عکس کشيشمون رو در کنار تو نشون دادن که آزاد شده

01:53:40.580 --> 01:53:42.207
و داره دادگاه رو ترک ميکنه

01:53:42.615 --> 01:53:44.810
"مثل "جيمز ون هاپر

01:53:46.686 --> 01:53:48.620
خب بايد بگم من اشتباه کردم

01:53:48.922 --> 01:53:50.287
ولي ميخوام جبران کنم

01:53:50.924 --> 01:53:53.620
بهت پيشنهاد شراکت تام در شرکت ميدم

01:53:57.330 --> 01:53:58.820
باشه برا خودت

01:54:23.256 --> 01:54:25.952
ميتوني دوباره به کليسا برگردي؟

01:54:29.362 --> 01:54:31.023
نه نمي تونم

01:54:31.464 --> 01:54:33.022
فعلا نميشه

01:54:35.301 --> 01:54:37.201
وقتي يه بار تاريکي و پليدي رو ببيني

01:54:38.471 --> 01:54:41.872
بنظرم تا آخر عمر اونو همراهت داري

01:54:46.179 --> 01:54:47.703
تو چي؟

01:54:50.216 --> 01:54:52.844
بنظرم تو هم اون تاريکي رو ديدي

01:54:56.489 --> 01:54:58.150
نميدونم

01:55:00.660 --> 01:55:02.924
از چيزايي که ديدم مطمئن نيستم

01:55:11.971 --> 01:55:15.372
نوشته ي روي سنگ قبر رو کي انتخاب کرده؟ - من انتخاب کردم -

01:55:16.276 --> 01:55:20.144
(اين از بخش دوم، بند 12همِ کتاب فيليپيانه (انجيل

01:55:20.813 --> 01:55:24.214
اميلي" شب مرگش اينو برام خوند"

01:57:01.615 --> 01:57:06.015
همانطور که "اميلي" پيش بيني ميکرد داستانش روي مردم زيادي تاثير گذاشت

01:57:06.016 --> 01:57:13.015
مقبره ي "اميلي" به يک مکان مقدس تبديل شد و اکنون از سراسر جهان بازديدکنندگان زيادي داره

01:57:15.315 --> 01:57:20.015
بعد از محاکمه، پدر "مور" منزوي شد :اتهام گناهکار بودنش رو نپذيرفت و گفت

01:57:20.015 --> 01:57:25.615
دادگاه هاي دنيايي نميتونن راجبش قضاوت کنن اين مساله رو بايد خدا قضاوت کنه

01:57:27.615 --> 01:57:33.015
ارين برونر" مدارک مربوط به پرونده رو براي" يک متخصص تحقيقات پزشکي و انسان شناسي فرستاد

01:57:33.015 --> 01:57:38.915
تحقيقات و کارهاي منتشرشده ي اون شخص درمورد زندگي و مرگ "اميلي"، الهام بخش اين فيلم شد

01:57:39.915 --> 01:57:48.615
« ارائه شده توسط وبسایت ایزی تی وی » EasyTV.Site
