WEBVTT

00:00.001 --> 00:10.001
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
AvaMovie.in

01:03.105 --> 01:07.777
‫«این یک داستان واقعی‌‌ـست»

01:07.860 --> 01:09.904
‫هنرمند لویی وین،

01:09.987 --> 01:11.864
‫گربه رو مال خودش کرد

01:12.656 --> 01:14.825
‫اون سبک گربه رو اختراع کرد،

01:15.576 --> 01:17.661
‫یه جامعه گربه

01:17.745 --> 01:20.790
یه دنیای کامل مربوط به گربه‌

01:20.873 --> 01:24.460
‫گربه‌هایی که شبیه گربه‏های لویی وین نیستن
‫و مثل اونا زندگی نمیکنن...

01:24.543 --> 01:27.463
‫از خودشون خجالت میکشن

01:27.546 --> 01:30.841
‫ولی این مهم نیست

01:30.925 --> 01:34.303
‫مهم اینه که لویی وین
‫زندگیش رو وقف این کرد...

01:34.386 --> 01:37.223
‫که زندگی همه‎‏مون رو خوش‏تر کنه

01:38.098 --> 01:39.600
‫و گربه‎ای‎تر

01:41.477 --> 01:46.774
‫با انجام این کار، مسلماً اون گربه
‫رو در جامعه رواج داد

01:46.857 --> 01:49.944
‫و دنیامون رو بهتر کرد

02:08.170 --> 02:11.090
‫جدا از تعصبات اجتماعی عجیبش...

02:11.173 --> 02:13.759
‫و اینکه همه‎چی بوی گند میداد

02:13.843 --> 02:16.804
‫انگلیس دورهٔ ویکتوریا همینطور
‫یه سرزمین نوآوری...

02:16.887 --> 02:19.181
‫و کشف علمی بود

02:19.265 --> 02:21.934
‫تعداد زیادی از باهوش‌ترین انسان‏های جهان...

02:22.017 --> 02:25.437
‫در عمق وجود الکتریسیته کاوش می‌کردند

02:25.521 --> 02:28.357
‫تا قدرتش رو برای اعمال کاربردی
‫مورد استفاده در بیارند

02:32.736 --> 02:37.658
‫ولی برای لویی وین جوان،
‫الکتریسیته یه چیز دیگه بود

02:37.741 --> 02:40.661
‫چیزی به‌قدری خارق‌العاده و عجیب...

02:40.744 --> 02:44.832
‫که ذهن انسان به زور می‌تونست درکش کنه

02:44.915 --> 02:49.169
‫یک نیروی مرموز و اساسی
‫که گهگاهی...

02:49.253 --> 02:52.131
‫می‌تونست درخشش رو در هوا حس کنه

02:52.214 --> 02:55.259
‫و کلید همه اسرار عمیق...

02:55.342 --> 02:57.219
‫و هولناکِ زندگی

03:32.546 --> 03:39.511
‫«زندگی الکتریکی لویی وین»

03:47.853 --> 03:50.731
‫[سال ۱۸۸۱]

03:51.690 --> 03:53.901
‫[نمایشگاه سالانه حیوانات اندوور]

03:53.984 --> 03:56.987
‫لطفا حیوون‏هاتون رو کنترل کنین

03:57.071 --> 03:59.365
‫ببخشید. آه، ممنون...
‫ممنون

04:06.205 --> 04:07.790
‫ممنون

04:12.503 --> 04:15.089
‫اووه. تو یه تصویرگر هستی؟

04:16.173 --> 04:18.592
‫بله، در ازای پول تصویرگری می‌کنم

04:18.676 --> 04:21.345
‫همینطورم درحال حاضر
‫دارم روی چند اختراع کار می‌کنم

04:25.683 --> 04:27.977
‫گمون کنم تازه از نمایشگاه سراسری میای؟

04:28.060 --> 04:29.061
‫اوهوم

04:31.230 --> 04:34.483
‫خیلی گِلی هستی.
‫دعوایی چیزی کردی؟

04:34.566 --> 04:37.277
‫نه، یه گاوه یه تن و نیمی
‫بهم حمله کرد

04:37.361 --> 04:39.196
‫اوه. اون تو بودی، آره؟

04:39.279 --> 04:41.323
‫آره، راجع‌بهش شنیدم

04:43.909 --> 04:47.037
‫واسه یه نقاشی از کلئوپاترا
‫چقدر میگیری؟

04:47.121 --> 04:49.331
‫اوه، من تصویر آدم‌ها رو نمی‏کِشم

04:50.249 --> 04:52.209
‫اوه نه، ببخشید.
‫کلئوپاترا

04:52.292 --> 04:54.378
‫اوم، اوم، اوم، اوم

04:55.713 --> 04:58.716
‫آه. خب، اونو می‌تونی مجانی داشته باشی

04:58.799 --> 05:00.592
‫اوه، چقدر مهربونین شما

05:00.676 --> 05:03.387
‫معمولا دست خواهرمه،
‫ولی الان ناخوش احواله

05:03.470 --> 05:05.389
‫پس امروز دست منه

05:05.472 --> 05:07.391
‫با خودم گفتم که ممکنه خوشحالش کنه

05:08.434 --> 05:10.352
‫راستی، دن رایدر هستم

05:10.436 --> 05:11.437
‫سلام

05:14.481 --> 05:16.900
‫بله. خوبه

05:21.697 --> 05:25.117
‫نقطه ضعفش رو پیدا کن،
‫ولی نقطه ضعف خودت رو نشونش نده

05:25.200 --> 05:27.619
‫تکون بخور.
‫فکر کن

05:30.581 --> 05:32.583
‫خیلی‏خب، وین
‫بسه دیگه

05:32.666 --> 05:34.585
‫واسه دیدار‏هات دیرت میشه، خنگول

05:34.668 --> 05:36.754
‫فقط اجازه بدین یه بار دیگه
‫باهاش مبارزه کنم، قربان

05:38.589 --> 05:41.175
‫بندیگو شافل.
‫یالا. بریم براش

05:41.258 --> 05:43.677
‫چپ به راست، یا راست به چپ.
‫ها، ها، ها، ها

05:45.179 --> 05:47.806
‫خیلی متاسفم.
‫عذر می‌خوام

05:47.890 --> 05:50.225
‫راجع‌به شیطنت‎هات...

05:50.309 --> 05:51.935
‫در نمایشگاه سراسری شنیدم

05:52.019 --> 05:54.354
‫کلی شکایات...

05:54.438 --> 05:56.482
‫درمورد یه مَرد عجیب که
‫خطرناک بوده

05:56.565 --> 06:00.027
‫سر خود از لانگ‎هورن‌ پِن بالا رفته...

06:00.110 --> 06:01.653
‫و در فاصله دو، سه متری...

06:01.737 --> 06:03.572
‫بزرگ‏ترین و وحشی‌ترین حیوون...

06:03.655 --> 06:05.157
‫اون مکان وایساده

06:05.240 --> 06:07.326
‫می‌خواستم از نزدیک‌تر ببینمش

06:07.409 --> 06:09.620
‫و خب، اینطوری بگیم که
‫اون حس شوخ طبعی...

06:09.703 --> 06:11.413
‫- خیلی خوبی نداشت
‫- ممنون

06:11.497 --> 06:13.082
‫اونا بخاطر حس شوخ طبعی‌شون
‫شناخته شده نیستن،

06:13.165 --> 06:15.959
‫- اصلا اینطور هستن، گاوها؟
‫- نیستن؟

06:16.043 --> 06:19.254
‫هر دفعه که مأمورتی بهت می‌سپارم
‫که داستانی رو برامون به تصویر بکشی

06:19.338 --> 06:22.299
‫تو یه‏جور آشوب مسخره به‌وجود میاری

06:23.884 --> 06:26.929
‫چرا داشتی بادوم زمینی
‫سمت یه گاو پرت می‌کردی؟

06:27.012 --> 06:29.389
‫شنیدم که اونا از بادوم زمینی خوششون میاد
‫و آروم‎شون می‌کنه

06:29.473 --> 06:30.474
‫ولی جواب نداد

06:31.683 --> 06:33.560
‫این گاوهای نمایشگاهی مشکل‎‏شون همینه،
‫خیلی مغرورن

06:33.644 --> 06:36.188
‫خوبه که طراحی بلدی، آقای وین

06:36.271 --> 06:38.774
‫وگرنه مدت‏ها پیش راهمون
‫از هم جدا شده بود

06:38.857 --> 06:40.317
‫و فکر هم نکن که متوجه...

06:40.400 --> 06:42.194
‫وضعیت صورتت نشدم

06:42.277 --> 06:44.363
‫اوه، این بخاطر گاوه نبود،
‫سِر ویلیام

06:44.446 --> 06:47.574
‫من تازه از یه کلاس بوکس
‫با جم میس کبیر میام

06:49.326 --> 06:50.577
‫- بوکس؟
‫- هوم

06:51.745 --> 06:53.872
‫پس کِی اینو کِشیدی؟

06:53.956 --> 06:55.999
‫تو قطار.
‫حفظی

06:56.083 --> 06:58.335
‫- همه‎شون؟
‫- اوهوم

06:58.418 --> 07:00.671
خب، دقیقا چقدر سریع کار می‌کنی؟

07:00.754 --> 07:04.007
‫اوه. الان نشونت میدم

07:04.967 --> 07:05.968
‫هوم

07:09.012 --> 07:11.431
‫باهات روراست حرف میزنم، آقای وین

07:11.515 --> 07:15.227
‫یکی از سریع‌ترین
‫و پرکارترین تصویرگران ما...

07:15.310 --> 07:18.021
‫توسط یه نشریه رقیب ازمون گرفته شد

07:18.105 --> 07:19.690
‫به نظرت می‌تونی جاش رو بگیری؟

07:19.773 --> 07:21.650
‫خب بله، مشخصه.
‫یعنی...

07:21.733 --> 07:25.821
‫خب، این شغل برام چالش برانگیز نیست،
‫سِر ویلیام

07:25.904 --> 07:27.322
‫برای پرداخت قبض‌هام انجامش میدم

07:27.406 --> 07:28.866
‫و برای اینکه خرج پنج خواهر...

07:28.949 --> 07:30.534
‫گرسنه و استثنایی‌ای که باهاشون زندگی می‌کنم
‫رو تأمین کنم

07:30.617 --> 07:31.952
‫البته تا زمانی که ازدواج کنن

07:32.661 --> 07:34.163
‫درواقع،

07:34.246 --> 07:36.415
‫کل این وضعیت برام ناخوشاینده

07:39.042 --> 07:41.378
‫فکر نکنم کاملا متوجه حرفم شده باشی

07:41.461 --> 07:44.840
‫بر اساس سرعت و کیفیت کارت،

07:44.923 --> 07:47.092
‫و به شرط اینکه بتونی...

07:47.176 --> 07:49.094
‫رفتار مسخره‏ات رو کنترل کنی

07:49.178 --> 07:52.347
‫دارم بهت یه سِمَت دائمی...

07:52.431 --> 07:55.434
‫در بین پرسنل اخبار مصور لندن پیشنهاد می‌کنم

07:55.517 --> 07:57.186
‫خیلی لطف دارین، قربان
‫ولی نمی‌تونم

07:57.269 --> 07:59.313
‫و چندین اختراعات الکتریکی دارم
‫که باید تموم‏شون کنم

07:59.396 --> 08:01.273
‫و درواقع، الان واسه دیدارم...

08:01.356 --> 08:04.610
‫با هنری وود، آهنگساز مشهور
‫دیرم شده

08:04.693 --> 08:07.112
‫- هنری وود؟
‫- من یه اپرا نوشتم

08:07.196 --> 08:10.199
‫این اپرا نیست، آقای وین

08:10.282 --> 08:13.285
‫طبق استانداردهای مرسوم،
‫به زور موسیقی حساب میشه

08:13.368 --> 08:16.622
‫و این یه قطعه نیست

08:18.123 --> 08:21.043
‫فقط برخی از افکار شماست

08:21.126 --> 08:22.794
‫من اشتیاقِ شما رو تحسین می‌کنم

08:22.878 --> 08:24.963
‫اما اول باید بر اصول هارمونی مسلط بشین

08:25.047 --> 08:27.132
‫من هارمونی‌های خودم رو اختراع کردم

08:27.216 --> 08:30.802
‫بله و این ممکنه بخشی از مشکل باشه

08:30.886 --> 08:32.387
‫اگه این حرفم تسلی خاطری براتون میشه،

08:32.471 --> 08:34.723
‫به نظرم نقاشی کوچیکی که
‫روی برگه جلد کشیدین

08:34.806 --> 08:36.433
‫خیلی زیبا بود

08:38.852 --> 08:42.606
‫در 18 ماهی که از مرگ پدرش می‌گذره،

08:42.689 --> 08:45.817
‫لویی اسماً رئیس خانواده شده بود

08:46.985 --> 08:48.820
‫اون برای به عهده گرفتن...

08:48.904 --> 08:51.406
‫این مسئولیت‌های جدید دنیوی
‫کاملا نامناسب بود

08:51.490 --> 08:55.202
‫اما به عنوان مسن‏ترین و مَردترین فرد
‫در بین شش خواهر و برادرهای وین،

08:55.285 --> 08:58.497
‫متاسفانه وظیفه اون شده بود

08:58.580 --> 09:00.332
‫- عصر بخیر، لویی
‫- بله، عصر بخیر

09:00.415 --> 09:01.792
‫- عصر بخیر!
‫- لویی!

09:01.875 --> 09:03.919
‫بله، سلام.
‫چطورین؟

09:04.002 --> 09:06.964
‫- اووه، برگشتی؟
‫- بله برگشتم، جوزفین

09:07.047 --> 09:08.715
‫معلومه که برگشتم.
‫منظورت چیه؟

09:08.799 --> 09:10.550
‫لویی، توی همپشر...

09:10.634 --> 09:12.594
‫با خانوم جوونِ ثروتمند مناسبی آشنا شدی؟

09:12.678 --> 09:15.305
‫نه، آشنا نشدم
‫ولی چندتا بز، غاز...

09:15.389 --> 09:16.765
‫و یه گاو بد اخلاق رو دیدم

09:16.848 --> 09:18.100
‫اینکه فایده‌ای نداره

09:18.183 --> 09:19.685
‫نمی‌تونی با یه بز ازدواج کنی، غیر از اینه؟

09:19.768 --> 09:21.436
‫کارولاین، خواهر دوست داشتنی اون...

09:21.520 --> 09:23.939
‫خیلی بیشتر مناسب این وظیفه بود

09:24.022 --> 09:26.441
‫که از دست مادر هوس‌باز...

09:26.525 --> 09:28.151
‫و کولی‌وارش خسته شده بود

09:28.235 --> 09:30.320
‫و از سن کم...

09:30.404 --> 09:32.781
‫کنترل خانواده رو به عهده گرفت

09:32.864 --> 09:34.574
‫دوباره بوکس انجام دادی؟

09:34.658 --> 09:36.618
‫بهت که گفتم، کارولاین
‫اون پول ناچیزی ازم می‌گیره...

09:36.702 --> 09:38.495
‫چون اون نقاشی از بندیگو
‫رو بهش دادم

09:38.578 --> 09:41.039
‫لویی، میشه بعد از عصرونه
‫رقص کوادریل رو باهام تمرین کنی؟

09:41.123 --> 09:43.083
‫آه، بالاخره اومدی تا منو به قتل برسونی

09:43.166 --> 09:44.835
‫- فلیسی، سریع ازم دفاع کن
‫- آماده!

09:44.918 --> 09:47.337
‫نکن!
‫باید درمورد مسائل مالی حرف بزنیم

09:47.421 --> 09:49.715
‫ملاقاتت با سِر ویلیام چطور بود؟
‫راضی بود؟

09:49.798 --> 09:51.591
‫آقای ویلیام زیادی هم راضیه

09:51.675 --> 09:53.760
‫بهم سِمَت تصویرگر رسمی
‫رو پیشنهاد کرد

09:53.844 --> 09:55.721
‫حالا، واقعا باید برم تو اتاقم

09:55.804 --> 09:59.224
‫اوه، خدای من!
‫گفتی تصویرگر رسمی؟

09:59.308 --> 10:01.852
‫بله، تصویرگر رسمی
‫ولی قبولش نکردم

10:01.935 --> 10:04.730
‫ببخشید؟
‫چرا؟

10:04.813 --> 10:07.399
‫همین الانشم دو برابر میزان دستمزدت
‫هزینه داریم...

10:07.482 --> 10:10.068
‫و تازه یه معلم سرخونه گرفتیم

10:10.152 --> 10:12.779
‫بهت که گفتم اون اتاق رو
‫واسه پروژه‌های جانبیم نگه دار

10:12.863 --> 10:15.115
‫بعلاوه، خودم می‌تونم بهشون آموزش بدم.
‫من در تمام موضوعات مرتبط...

10:15.198 --> 10:17.034
‫کاملا صلاحیت هستم

10:17.117 --> 10:19.077
‫نه، نمی‌تونی!
‫لویی، تو باید بری کار کنی!

10:19.161 --> 10:22.039
‫درسته.
‫باید بری کار کنی، لویی

10:22.122 --> 10:23.999
‫معلم سرخونه!
‫متاسفانه الان...

10:24.082 --> 10:26.126
‫- نیازی به خدمات شما نداریم
‫- لویی!

10:26.209 --> 10:28.420
‫شرمنده که به زحمت افتادین

10:28.503 --> 10:31.256
‫معلم سرخونه؟
‫معلم سرخونه؟

10:31.340 --> 10:34.926
‫نرو تو اتاق زنه

10:35.010 --> 10:36.136
‫معلم سرخونه؟

10:39.139 --> 10:40.557
‫کجایی؟

10:40.640 --> 10:41.975
‫اون داخل نیست؟

10:42.059 --> 10:43.435
‫کجا.. کجایی؟

10:43.518 --> 10:45.145
‫هیس

10:45.228 --> 10:47.522
‫معلم سرخونه؟
‫تو این داخلی؟

10:47.606 --> 10:49.441
‫خانوم ریچاردسون،
‫اگه توی کمد هستین

10:49.524 --> 10:50.859
‫خیلی ناراحت میشیم

10:50.942 --> 10:52.444
‫نیازی به ترسیدن نیست،

10:52.527 --> 10:54.196
‫ولی باید در رو باز کنم

10:54.279 --> 10:55.489
‫اوه، ای بابا

10:55.572 --> 10:57.074
‫تا سه شماره

10:57.157 --> 10:58.700
‫سه، دو، یک

11:03.080 --> 11:05.290
‫درسته، بله.
‫حالا، معلومه که...

11:05.374 --> 11:07.751
‫یعنی، به عنوان برخورد اول...

11:07.834 --> 11:09.169
‫چطورین، آقای وین؟

11:09.252 --> 11:11.004
‫خانوم ریچاردسون،
‫از کمد اومدین بیرون

11:11.088 --> 11:13.799
‫بله، البته.
‫می‌خواین اسمم رو بدونین، آقای وین؟

11:13.882 --> 11:16.009
‫تا تو خونه همش داد نزنین
‫"معلم سرخونه"

11:16.093 --> 11:18.470
‫به نظرم مادرتون داره چرت می‌زنه.
‫داد زدن‌تون خیلی با ملاحظه نیست، غیر از اینه؟

11:18.553 --> 11:20.472
‫خانوم ریچاردسون،
‫چرا توی کمد بودین؟

11:20.555 --> 11:24.017
‫بله، بعضی وقت‌ها بهم کمک می‌کنه
‫که توی فضای بسته باشم

11:24.101 --> 11:25.913
‫و با چیزی مثل شکسپیر،

11:25.977 --> 11:26.875
‫که از قبل کامل اونو حفظ هستم
‫[شکسپیر، طوفان]

11:26.929 --> 11:28.814
‫پس فقط دنیا رو نادیده میگیرم
‫و اینو توی ذهنم پخش می‌کنم

11:28.897 --> 11:31.358
‫بله، همه اینا خوبه
‫ولی مسئله اینه که داشتم میگفتم...

11:31.441 --> 11:33.735
‫که خودم کاملا به ریاضیات
‫و شیمی مسلط هستم

11:33.819 --> 11:35.529
‫پس نیازی به خدمات من ندارین

11:35.612 --> 11:37.364
‫- من میرم دنبال کارم
‫- نه

11:37.447 --> 11:39.366
‫خانوم ریچاردسون، لطفا
‫اون فقط داره عوضی بازی در میاره

11:39.449 --> 11:41.284
‫نه، راستش خیالم راحت شد که
‫دیگه مجبور نیستم...

11:41.368 --> 11:43.578
‫هر روز ساعت 4:30 دقیقه صبح
‫واسه آماده کردن دروس بیدار بشم

11:43.662 --> 11:45.622
‫و کمی نگران یونان باستان بودم

11:45.705 --> 11:47.082
‫استفاده هومر از متریک ایکتوس...
‫[شاعر یونانی]

11:47.165 --> 11:48.417
‫خیلی سختش می‌کنه، مگه نه؟

11:48.500 --> 11:50.001
‫اون همه سزارهای زنانه

11:50.085 --> 11:51.795
‫شکی ندارم که برای تحصیل
‫خیلی بهتره که...

11:51.878 --> 11:53.505
‫در دستان موفق شما باشند

11:53.588 --> 11:56.633
‫راستش خانوم ریچاردسون، الان داشتم فکر می‌کردم
‫به خودم قول دادم که...

11:56.716 --> 11:58.927
‫تا قبل از ماه آینده
‫اختراع چرخ ثابتم رو ثبت کنم

11:59.010 --> 12:00.971
‫اگه قرار باشه سنوراهای زنانه
‫رو به خواهرهام یاد بدم...

12:01.054 --> 12:02.472
‫- سزارها
‫- دقیقا همین

12:02.556 --> 12:04.433
‫دیگه وقتی برام نمی‏مونه

12:05.809 --> 12:07.018
‫پس می‌خواین که بمونم؟

12:09.604 --> 12:11.523
‫خانواده شوهر بیچاره‎‏ام ویلیام...

12:11.606 --> 12:13.567
‫اونو تو استافورد بیرون کردن

12:13.650 --> 12:16.319
‫- همه‏‎شون پروتستان بودن
‫- تره‌فرنگی

12:16.403 --> 12:18.655
‫اسم شهر تره‌فرنگیه،
‫خانوم ریچاردسون

12:18.738 --> 12:20.323
‫- بامزه نیست؟
‫- خنده‏داره

12:20.407 --> 12:22.159
‫اونجا اینطوری حرف میزنن

12:22.242 --> 12:23.994
‫اون می‌خواست یه کاتولیک باشه،

12:24.077 --> 12:26.455
‫ولی پدرش بهش اجازه نمیداد،
‫و اونم فرار کرد

12:26.538 --> 12:28.707
‫- اون یه کاتولیکی بوده
‫- هیس، ماری
‫[شبیه به کلمه الکی]

12:28.790 --> 12:30.750
‫- چطور باهاش آشنا شدی؟
‫- به نظر من بامزه بود

12:30.834 --> 12:32.127
‫تو کلیسا

12:32.210 --> 12:34.713
‫من صنایع دستی پارچه‌ای واسه...

12:34.796 --> 12:37.340
‫اووه. داری سنگین میشی.
‫واسه کلیسا درست می‌کردم

12:37.424 --> 12:39.593
‫و خانواده اون تو کار پارچه ابریشم بودن

12:39.676 --> 12:41.303
‫اون یه پارچه ‏فروش بود

12:41.386 --> 12:43.805
‫و پدر خودم...

12:43.889 --> 12:46.308
‫می‌دونی، من فرانسوی‎‏ام

12:46.391 --> 12:48.018
‫با تغییر قیافه دادن به زن...

12:48.101 --> 12:49.769
‫قاچاقی به انگلیس اومد

12:50.979 --> 12:52.689
‫ما یه خانواده شر به پا کنیم،

12:52.772 --> 12:53.940
‫خانوم ریچاردسون

12:54.024 --> 12:56.693
‫بهتره ما رو الم شنگه صدا کنن

12:56.776 --> 13:00.071
‫تو کامل درگیر این سه‎تا میشی

13:00.155 --> 13:02.574
‫و شما دو نفر،
‫دیگه وقتشه...

13:02.657 --> 13:04.868
‫واسه خودتون شوهر مناسبی پیدا کنین،
‫اینطور فکر نمی‌کنین؟

13:04.951 --> 13:06.661
‫پیدا می‌کنیم، مادر
‫به وقتش

13:06.745 --> 13:10.457
‫خب، یه مَرد سبیل‏دار کلاه‎پوش...

13:10.540 --> 13:13.460
‫توی اتوبوس منو دید میزد

13:13.543 --> 13:16.296
‫سبیل خیلی بلندی داشت

13:16.379 --> 13:18.590
‫و ابروی برجسته‏ای هم داشت

13:18.673 --> 13:20.133
‫بله، خیلی برجسته بود

13:20.217 --> 13:22.552
‫مثل یه گنبد می‏موند.
‫ولی آم...

13:22.636 --> 13:25.472
‫خب، نگاه طولانی‏ای بهم کرد

13:25.555 --> 13:27.015
‫خجالت‎آور بود

13:27.098 --> 13:30.393
‫- به نظر پول‎دار میومد، جوزفین؟
‫- مادر

13:30.477 --> 13:32.229
‫جوزفین قراره با مَردی ازدواج کنه...

13:32.312 --> 13:34.272
‫که سبیل گنده‏ای داره

13:34.356 --> 13:36.483
‫کارولاین، اون ممکنه برادر داشته باشه

14:17.190 --> 14:18.358
‫خانوم کارولاین

14:21.319 --> 14:24.114
‫از همه‏چی راضی هستین، خانوم ریچاردسون؟

14:24.197 --> 14:25.198
‫بله، کاملا

14:27.409 --> 14:28.702
‫چرا پرسیدین؟

14:28.785 --> 14:30.620
‫اوه، نه.
‫فقط می‌خواستم بگم...

14:30.704 --> 14:32.330
‫اگه اتاق باب میل‏تون نیست،

14:32.414 --> 14:35.625
‫کاملا خوشحال میشم که
‫اتاق‏تون رو با من عوض کنین

14:35.709 --> 14:38.712
‫نیازی نیست.
‫همینجا خیلی راحتم

14:38.795 --> 14:43.842
‫البته، ولی نمی‌خوام معذب باشین

14:44.718 --> 14:46.094
‫تو طبقه‏ای باشین...

14:48.263 --> 14:49.472
‫که یه مَرد هست

14:52.392 --> 14:54.311
‫چرا این باید باعث بشه
‫که معذب بشم؟

14:57.063 --> 14:58.565
‫بسیارخب

14:58.648 --> 15:01.026
‫لطفا وسایل‏تون رو با نظم بچینین

15:01.109 --> 15:03.069
‫شما به عنوان الگویی واسه خواهرهام اینجایین

15:03.153 --> 15:06.948
‫البته.
‫راستی، تو خیلی باهاشون خوبی

15:07.032 --> 15:09.826
‫حتما خسته کننده‏ست،
‫که آدم بالغ جمع باشی

15:09.909 --> 15:12.579
‫خب، من یه آدم بالغم،
‫پس خسته کننده نیست

15:18.418 --> 15:20.420
‫چرا سنگ دستته؟

15:20.503 --> 15:22.130
‫من خیلی سفر می‌کنم،

15:22.213 --> 15:24.549
‫پس دوست دارم چندتا سنگ
‫از شروزبری با خودم بیارم،

15:24.633 --> 15:26.968
‫جایی که توش بزرگ شدم.
‫کمکم می‌کنه که حس کنم خونه‏ام

15:27.052 --> 15:28.678
‫چرا تو این یکی رو برنمیداری؟

15:38.605 --> 15:39.898
‫خوب بخوابین...

15:41.608 --> 15:42.817
‫خانوم ریچاردسون

15:54.496 --> 15:56.081
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

16:00.585 --> 16:03.463
<i>‫ لویی با همیشه درحال حرکت بودن </i>
<i>‫ یاد گرفت که... </i>

16:03.546 --> 16:05.298
‫آشوب توی ذهنش رو کنترل کنه

16:05.382 --> 16:07.759
‫و تا سال‌های زیادی
‫از با هیجان دنبال کردن...

16:07.842 --> 16:09.761
‫علایق مختلفش راضی بود

16:09.844 --> 16:13.098
‫به عنوان معلم هنر ناموفق،
‫موسیقی‎دان ناموفق،

16:13.181 --> 16:16.601
‫مخترع مشتاق،
‫فردی پر شور با چند سرگرمی،

16:16.685 --> 16:18.645
‫و البته، تصویرگر پاره‎وقت

16:20.313 --> 16:22.649
‫ولی تنها چیزی که هیچوقت
‫در نظر نگرفته بود،

16:22.732 --> 16:25.777
‫با وجود اینکه مدام بهش فشار میاوردن
‫که همسر جوان مناسبی پیدا کنه

16:25.860 --> 16:27.612
‫احتمال این بود که...

16:27.696 --> 16:30.365
‫یه‌جور زندگی عاشقانه داشته باشه

16:31.991 --> 16:35.995
‫بنابراین، وقتی یه حس سوز سوز
‫و عجیبی در سینه...

16:36.079 --> 16:38.123
‫و کمر او جریان گرفت

16:38.206 --> 16:41.167
‫به نظرم میشه گفت که
‫آقای وین معصوم...

16:41.251 --> 16:43.837
‫واقعا نمیدونست اوضاع از چه قراره

16:47.048 --> 16:50.301
‫البته که درک سطحی‌ای داشت،
‫ولی چطور می‌تونست مطمئن باشه...

16:50.385 --> 16:53.638
‫که این احساسات متقابل باشه؟

16:53.722 --> 16:55.348
‫لب شکری بد ترکیبی که...

16:55.432 --> 16:59.018
‫اون چنان با سبیل محتاطش مخفی کرد چی؟

16:59.102 --> 17:00.645
‫اگه نگاهی از نزدیک،

17:00.729 --> 17:03.440
‫اون بدون شک متوجه
‫این بدشکلی ناگوار میشه

17:03.523 --> 17:04.691
‫و فراری میشه

17:06.401 --> 17:09.696
‫یا شاید، خیلی تحت تأثیر قرار نمی‏گیره
‫که بفهمه...

17:09.779 --> 17:12.657
‫که برخلاف ظاهر سرزنده اون،

17:12.741 --> 17:15.410
‫ذهنش، طوفانی تاریک و فریاد کشان...

17:15.493 --> 17:18.747
‫از اضطراب‎های سهمگین
‫و کابوس‌های تکراری بوده

17:22.876 --> 17:25.712
‫البته جدا از همسایه‌های غیبت کننده...

17:25.795 --> 17:28.715
‫که به نظر همه‌شون زشته که
‫یه معلم سرخونه تنها...

17:28.798 --> 17:32.552
‫درگیر این بازی‌های معاشقه بورژوا باشه

17:32.635 --> 17:35.305
‫رفتار اندک نامتعارف امیلی ریچاردسون...

17:35.388 --> 17:36.723
‫به حریم خصوصی کارفرماش

17:36.806 --> 17:38.349
‫به این زودی حواس...

17:38.433 --> 17:40.435
‫خانوم فضول دو فِرین
‫رو به خودش جلب کرده

17:40.518 --> 17:42.145
‫که گفته میشه اون...

17:42.228 --> 17:45.398
‫پرحرف‌ترین فرد این طرف رود تیمز هست

17:48.067 --> 17:49.569
‫کافیست که بگیم،

17:49.652 --> 17:51.404
‫موانع زیادی...

17:51.488 --> 17:54.616
‫سر راه لویی و امیلی قرار داشتند

17:54.699 --> 17:57.368
‫و در یه دنیای دیگه،
‫اون ممکن بود تصمیم بگیره که...

17:57.452 --> 18:00.413
‫مزاحم شنای روزانه سِر ویلیام اینگرام...

18:00.497 --> 18:02.540
‫تو حمام‏های ترکی در منطقه ایزلینگتون نشه

18:02.624 --> 18:04.834
‫آه. صبح بخیر، آقای وین

18:04.918 --> 18:06.795
‫صبح بخیر، سِر ویلیام

18:06.878 --> 18:08.797
‫خیلی اینجا نمی‎بینمت

18:10.048 --> 18:12.759
‫اومدم باهاتون صحبت کنم

18:14.177 --> 18:17.305
‫- یه لحظه وقت دارین؟
‫- بله البته، لویی

18:17.388 --> 18:19.682
‫فقط اجازه بده ورزش‏های صبحگاهیم رو تموم کنم

18:19.766 --> 18:21.184
‫بله، البته

18:27.565 --> 18:30.401
‫راستش، حالا که اینجام
‫خودمم یه چند دور شنا می‌کنم

18:32.278 --> 18:35.114
‫مراقب باش!
‫آروم، لویی

18:41.663 --> 18:43.790
‫اوه! لویی؟

18:46.000 --> 18:48.336
‫پس سر عقلت اومدی، مَرد جوون

18:49.838 --> 18:51.881
‫چرا یهو نظرت عوض شد؟

18:51.965 --> 18:56.135
‫خب، یه معلم سرخونه استخدام کردیم
‫تا به خواهرهای کوچکم درس بده

18:56.219 --> 18:57.720
‫- یه معلم سرخونه؟
‫- هوم

18:57.804 --> 19:01.015
‫آه، و نمی‌خوای بخاطر اینکه نتونی...

19:01.099 --> 19:02.600
‫دستمزدش رو بدی
‫بره سراغ یه خانواده دیگه

19:02.684 --> 19:04.561
‫یه همچین چیزی، بله

19:04.644 --> 19:06.688
‫خب، با دستمزد فقیری باهات شروع می‌کنم

19:06.771 --> 19:10.483
‫طبق رویه استاندارد،
‫اما منظم دستمزدت رو میگیری

19:10.567 --> 19:15.113
‫و متاسفانه نمی‌تونیم در ازای روزهای تعطیل...

19:15.196 --> 19:17.031
‫یا مخارج بهت پول بدیم

19:17.115 --> 19:21.286
‫با این شرایط موافقی، آقای وین؟

19:22.328 --> 19:23.580
‫خوبه

19:23.663 --> 19:25.874
‫تپ، تپ.
‫پیش‌روی

19:25.957 --> 19:27.375
‫- پیش‌روی
‫- تپ، تپ

19:27.458 --> 19:29.168
‫- تپ، تپ. پیش‌روی
‫- پیش‌روی. خیلی‏خب

19:29.252 --> 19:30.503
‫آماده برای نبرد!

19:30.587 --> 19:32.171
‫- آماده برای نبرد!
‫- آماده برای نبرد!

19:32.255 --> 19:34.465
‫کارولاین، می‌تونم ششمشیر بازیم
‫رو نشونت بدم؟

19:34.549 --> 19:36.217
‫الان نه

19:36.301 --> 19:39.095
‫- آماده برای نبرد
‫- لطفا فهمیده رفتار کنین، دخترها

19:39.178 --> 19:41.472
‫خانوم وین، ما رو تا پیانو همراهی می‌کنین؟

19:41.556 --> 19:43.892
‫خوشحال میشم تا پیانو همراهی‏تون کنم

19:43.975 --> 19:46.227
‫بیاین نشون‏شون بدیم که
‫چی تمرین می‌کردیم

19:46.311 --> 19:48.688
‫هر کاسب‌کار ذغل‌بازِ توی لندن
‫این حقه رو بلده

19:48.771 --> 19:51.149
‫- نباید بگی بله
‫- باهاش چونه نزدی؟

19:51.232 --> 19:53.026
‫- مگه من هیچی بهت یاد ندادم؟
‫- ازش راضی‎‏ام، هرب

19:53.109 --> 19:54.819
‫راستش، دیگه بهتره برگردم

19:54.903 --> 19:56.779
‫باید روی اختراع چرخه ثابتم کار کنم

19:56.863 --> 19:58.781
‫بیخیال اون شو، خنگول.
‫کسی اصلا ازش سر در نمیاره

19:58.865 --> 20:02.201
‫این‌قدر احمق نباش.
‫اگه خوشحالی، خوشحالی دیگه

20:02.285 --> 20:05.246
‫یعنی، سرت کلاه گذاشته شده،
‫پس اینو درک نمی‌کنم

20:05.330 --> 20:07.832
‫یالا، بیا یکم خوش بگذرونیم.
‫سه هفته‎ست که ندیدمت

20:07.916 --> 20:10.460
‫آره، زمان زیادی رو با خواهرهای عجیبت می‎‏گذروندی

20:10.543 --> 20:13.129
‫تو تصویرگر رسمی واسه برترین روزنامه توی لندنی

20:13.212 --> 20:14.756
‫الان فقط...

20:14.839 --> 20:16.549
‫یه نجیب‌زاده خوش اندام نیاز داری

20:16.633 --> 20:18.885
‫فیل می هم همینش تو دیده،
‫دیوِ گستاخ
‫[تصویرگر معروف انگلیسی]

20:18.968 --> 20:21.971
‫همیشه میزبان گروهی از زن‏های جنده پول‌دار می‌شد

20:22.055 --> 20:24.682
‫نمی‌تونیم موفقیتت رو بدون تو جشن بگیریم

20:24.766 --> 20:26.684
‫شاید بعداً برقصیم؟

20:26.768 --> 20:29.103
‫اگه تو اینجا باشی، رقص هم هست
‫اینو مطمئنم

20:30.271 --> 20:31.564
‫- پایه‎ام
‫- ایولا

21:24.867 --> 21:27.161
‫هیس!

21:29.288 --> 21:30.873
‫ساکت باش

21:30.957 --> 21:33.501
‫اوه. من خیلی ساکت بودم

21:33.584 --> 21:35.378
‫ماری داره کابوس می‏بینه

21:35.461 --> 21:36.754
‫اوه

21:38.381 --> 21:39.924
‫تو مَستی

21:41.092 --> 21:44.178
‫شاید یه‌کمی.
‫جشن میگرفتم

21:45.513 --> 21:47.265
‫شغلی که...

21:47.348 --> 21:48.975
‫سِر ویلیام پیشنهاد داده بود
‫رو قبول کردم

21:49.058 --> 21:50.059
‫خوبه

21:50.977 --> 21:52.353
‫حالا برو بخواب

21:52.437 --> 21:54.522
‫کارولاین.
‫می‌تونم خارها رو حس کنم

21:54.605 --> 21:56.149
‫- چیزی نیست
‫- می‌ترسم

21:56.232 --> 21:59.277
‫- من اینجام. من اینجام
‫- من می‏‎ترسم، کارولاین

21:59.360 --> 22:01.779
‫چیزی نیست.
‫فقط برادر احمق‏مونه

22:01.863 --> 22:03.990
‫که داره با صدای بلند
‫از پله‌ها بالا میره

22:04.073 --> 22:06.534
‫هیس

22:06.617 --> 22:10.496
‫سعی کن به یه چمنزار
‫یا یه نسیم فکر کنی

22:10.580 --> 22:13.374
‫آروم باش، ماری
‫آروم باش

22:13.458 --> 22:14.959
‫نفس بکش

22:18.296 --> 22:19.922
‫آه، شبتون بخیر باشه

22:20.006 --> 22:22.133
‫- نه
‫- چی؟

22:22.216 --> 22:24.635
‫- برو پی کارت. برو
‫- بله. چی؟ چرا؟

22:24.719 --> 22:26.345
‫- منظورت چیه که چرا؟
‫- من نمیـ...

22:26.429 --> 22:28.139
‫بله، البته.
‫بله، عذر می‌خوام

22:29.348 --> 22:31.267
‫چیکار می‌کنین، آقای وین؟

22:31.350 --> 22:32.935
‫- می‌خواین چیکار... نمی‎فهمم
‫- برین بیرون!

22:33.019 --> 22:35.354
‫ببخشید، درسته، بله، البته.
‫متاسفم. معذرت می‌خوام

22:35.438 --> 22:38.024
‫شما منو استخدام کردین، آقای وین
‫ولی انتظار ندارم که...

22:38.107 --> 22:40.276
‫باید تحمل کنم که شما دیروقت سرتون رو بندازین
‫و وارد اتاق بشین...

22:40.359 --> 22:42.236
‫اونم وقتی...

22:42.320 --> 22:44.447
‫خب، مهم نیست که من چیکار می‌کنم،
‫غیر از اینه؟

22:44.530 --> 22:46.032
‫بله. متاسفم.
‫البته

22:46.115 --> 22:47.700
‫مسئله اینه که من خواهرهای زیادی دارم

22:47.784 --> 22:49.577
‫و بعضی وقت‏ها یادم میره...

22:49.660 --> 22:50.995
‫داشتین چیزی نقاشی می‌کردین؟

22:51.079 --> 22:52.830
‫به شما ربطی نداره، آقای وین

22:54.165 --> 22:56.292
‫ولی بله، اگه حتما باید بدونین

22:57.919 --> 23:00.463
‫فردا با دخترها درس نقاشی دارم،

23:00.546 --> 23:02.632
‫و همه شما وین‎ها
‫اونقدر هنرمندهای موفقی هستین

23:02.715 --> 23:05.259
‫که با خودم گفتم
‫کمی آماده بشم

23:05.343 --> 23:06.469
‫که اینطور

23:08.137 --> 23:10.139
‫خب، من داشتم...

23:10.223 --> 23:12.517
‫خب، فقط می‌خواستم
‫شما رو به تئاتر دعوت کنم

23:12.600 --> 23:13.726
‫«نمایش طوفان»
<i>‫ اثری از ویلیام شکسپیر </i>

23:13.810 --> 23:15.645
‫به عنوان یه گردش آموزشی،

23:15.728 --> 23:17.772
‫که البته با فلیسی، کلیر و ماری میریم

23:19.398 --> 23:21.692
‫بازم خیلی متاسفم، خانوم ریچاردسون.
‫معذرت می‌خوام

23:21.776 --> 23:23.486
‫خیلی خجالت‏زده شدم

23:23.569 --> 23:26.114
‫فقط هیجان‏زده بودم که
‫فکرم رو بهتون بگم

23:26.197 --> 23:28.658
‫و فقط نمی‌خوام فکر کنین که
‫باید همیشه...

23:28.741 --> 23:31.744
‫تو این خونه حبس باشین،
‫همین

23:41.212 --> 23:43.464
‫به نظرم فکر بسیار عالی‏ایه

23:46.551 --> 23:48.970
‫لطفا دفعه بعدی که می‌خواین منو ببینین
‫فقط در بزنین

23:49.053 --> 23:50.179
‫البته

23:58.855 --> 24:00.815
‫- چیزی خنده‏داره، آقای وین؟
‫- اصلاً و ابداً

24:01.816 --> 24:02.984
‫اصلاً و ابداً

24:06.779 --> 24:07.822
‫شب بخیر، امیلی

24:09.073 --> 24:10.283
‫شب بخیر، آقای وین

24:17.665 --> 24:18.791
‫خانوم ریچاردسون؟

24:22.128 --> 24:23.588
‫بله؟

24:23.671 --> 24:26.299
‫وقتی مسئله نقاشی باشه،

24:26.382 --> 24:28.968
‫فقط باید یه قانون رو آموزش بدین

24:30.761 --> 24:32.263
‫که اون نگاه کردنه

25:19.810 --> 25:22.438
‫مامانی! بابایی!
‫کمکم کنین!

25:22.521 --> 25:24.899
‫دارم غرق میشم!
‫دارم غرق میشم!

25:46.796 --> 25:49.882
‫تو خیلی زشتی!
‫زشتی!

25:49.966 --> 25:52.802
‫به اینجا تعلق نداری!
‫به هیچ‏جا تعلق نداری!

26:02.895 --> 26:05.064
‫جادوئه

26:05.147 --> 26:07.441
‫آقای نیوتن چه لاشیِ باهوشی بود

26:07.525 --> 26:09.485
‫لطفا درست صحبت کن، فلیسی

26:09.568 --> 26:12.738
‫- یه سوسیسِ باهوش؟
‫- سوسیس رو قبول می‌کنم

26:12.822 --> 26:14.782
‫ولی متاسفانه نمی‌تونه...

26:14.865 --> 26:16.492
‫روحیه نبوغ نیوتن رو به تصویر بکشه

26:16.575 --> 26:18.619
‫من یه نابغه‏ام

26:18.703 --> 26:21.247
‫اگه سخت تلاش کنی
‫و درست رو بخونی، ماری

26:21.330 --> 26:23.374
‫شاید یه روز نابغه بشی

26:23.457 --> 26:25.084
‫ممنون، خانوم ریچاردسون

26:25.167 --> 26:27.253
‫- خواهش می‌کنم
‫- ممنون

26:27.336 --> 26:29.463
‫رو پله‏ها سر و صدا نکنین.
‫لطفا، دخترها

26:30.840 --> 26:34.176
‫کرامپت، بیسکویت، کیک!

26:50.860 --> 26:52.028
‫اووه. بیا تو

26:53.904 --> 26:55.197
‫صبح بخیر

26:55.865 --> 26:56.949
‫صبح بخیر

26:58.743 --> 27:00.202
‫درس‏تون چطور بود؟

27:01.078 --> 27:02.830
‫خیلی خوب بود،
‫ممنون

27:02.913 --> 27:05.374
‫اینطور که پیداست خواهرهاتون در نقاشی
‫نیازی به کمک من ندارن

27:05.458 --> 27:07.168
‫پس به‌جاش چیزه دیگه‏ای
‫رو امتحان کردیم

27:07.251 --> 27:08.586
‫خوبه. خوبه

27:12.173 --> 27:13.883
‫از این رو بخاطر اینکه در مَستی...

27:13.966 --> 27:15.718
‫لخت اومدم جلوی شما
‫طلب بخشش می‌کنم

27:15.801 --> 27:17.887
‫اوه، لطفا لخت نیاین جلوی من، آقای وین

27:17.970 --> 27:19.972
‫ممکنه اینو یه عمل سرزده دوم بدونم

27:20.056 --> 27:21.474
‫که خیلی ناجورتر از اولی باشه

27:22.558 --> 27:24.977
‫ولی حتما می‌بینید...

27:25.061 --> 27:27.563
‫که من لب شکری واضحی دارم

27:28.939 --> 27:32.026
‫بله.
‫خب که چی، آقای وین؟

27:35.154 --> 27:36.697
‫ببخشید.
‫من اشتباهی کردم؟

27:37.907 --> 27:39.450
‫نه، به نظرم شما خیلی هم خوشتیپین

27:42.453 --> 27:43.704
‫پس، آه...

27:44.705 --> 27:46.082
‫خب، منو بخشیدین؟

27:47.208 --> 27:49.335
‫چرا نیاز دارین که شما رو ببخشم، آقای وین؟

27:57.051 --> 28:01.514
‫به نظرت کِی می‌تونیم به تئاتر بریم؟

28:02.848 --> 28:06.268
‫البته، برای برای تحصیل دختران

28:06.352 --> 28:07.395
‫البته

28:09.188 --> 28:11.607
‫خب، به دفتر برنامه‏هام رجوع می‌کنم

28:11.690 --> 28:13.734
‫عالیه.
‫خب، منتظر هستم

28:16.362 --> 28:17.822
‫ممنون

28:20.408 --> 28:22.159
‫بابت نیت‌تون ممنونم

28:28.457 --> 28:31.001
‫ولی مادر، ما هنوز حساب‏مون رو...

28:31.085 --> 28:32.628
‫زغال‎فروش و قصاب صاف نکردیم

28:32.711 --> 28:34.046
‫باید قبلش باهام مشورت می‌کردی

28:34.130 --> 28:35.673
‫چه حوصله‎ سر بر

28:35.756 --> 28:38.134
‫یعنی، نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫اون اینطوری بره بیرون

28:38.217 --> 28:40.970
‫چرا همچین کار بسیار عیاشانه...

28:41.053 --> 28:44.265
‫و عمل خشونت‌آمیز خودآزارانه رو مرتکب شدی،
‫من که نمی‌دونم

28:44.348 --> 28:46.392
‫آخه چطور می‌تونه با زن ثروتمند آشنا بشه؟

28:46.475 --> 28:49.437
‫کارولاین، اون صورتش رو اصلاح کرده،
‫همین

28:49.520 --> 28:52.106
‫ماری عزیزم، کجا رفتی؟

28:52.189 --> 28:54.275
‫خب، به نظر من که
‫باید همه‏مون بریم

28:54.358 --> 28:55.943
‫شب خوبی رو سپری کنیم

28:56.026 --> 28:57.736
‫جوزفین، حداقل ما باید بمونیم

28:57.820 --> 28:59.947
‫ماری؟

29:01.240 --> 29:02.450
‫نیا تو

29:03.409 --> 29:05.244
‫ماری، چی شده؟

29:10.833 --> 29:13.377
‫اوه، چیزی نیست

29:13.461 --> 29:16.839
‫چیزی نیست.
‫کاملا طبیعیه

29:19.800 --> 29:23.762
‫درواقع، چیزه خوبیه.
‫یعنی تو زن شدی

29:23.846 --> 29:27.266
‫خب، من که خیلی دوست ندارم
‫واسه خود نمایش برم

29:27.349 --> 29:29.602
‫بلکه واسه مَردهای مجرد خوشتیپ
‫توی جمع می‌خوام برم

29:29.685 --> 29:31.145
‫می‌تونیم عشوه‌گری‌هامون رو تمرین کنیم

29:31.228 --> 29:33.355
‫من دوست دارم برم
‫چون دوست دارم برم

29:33.439 --> 29:34.982
‫اگه نظرت عوض شد، کارولاین

29:35.065 --> 29:36.650
‫می‌تونی بهمون ملحق بشی

29:36.734 --> 29:38.527
‫به نظرم میشه گفت که
‫خانوم ریچاردسون...

29:38.611 --> 29:40.279
‫تأثیر مثبتی روی این خانواده داشته

29:40.362 --> 29:41.697
‫و باید سپاسگذاری‏مون رو نشون بدیم

29:41.780 --> 29:43.157
‫من یه زنم!

29:43.240 --> 29:44.575
‫هورا!

29:45.784 --> 29:47.369
‫ببخشید، همگی.
‫یه وضعیتی پیش اومده بود،

29:47.453 --> 29:49.622
‫ولی همه‏چی تحت کنترله

29:54.668 --> 29:55.794
‫اوه

30:12.478 --> 30:14.480
‫اون معلم سرخونه‏ایه
‫که راجع‌بهش بهت میگفتم

30:14.563 --> 30:17.233
‫- اوه
‫- معلم سرخونه خانواده وین

30:17.316 --> 30:20.653
‫- آه، شما خیلی...
‫- نه، ممنون. شما هم همینطور

30:20.736 --> 30:22.321
‫- ممنون
‫- ممنون. ما...

30:22.404 --> 30:25.574
‫- بله، بیاین...
‫- بله، بیاین بشینیم. خوبه

30:26.700 --> 30:28.452
‫این اولین دفعه شماست؟

30:28.536 --> 30:30.329
‫- بله، همینطوره. همینطوره
‫- خیلی‏خب

30:30.412 --> 30:33.332
‫- هیجان‎انگیزه
‫- خوبه

30:35.668 --> 30:36.669
‫اووه

30:37.545 --> 30:39.797
‫- بیا
‫- ممنون

30:49.431 --> 30:51.350
<i>‫ سرملوان! </i>

30:52.726 --> 30:55.479
<i>‫ اینجام، ارباب! </i>
<i>‫ چه شده؟ </i>

30:55.563 --> 30:58.357
<i>‫ خوبه، با ملوان‏ها صحبت کن </i>

30:58.440 --> 31:02.820
<i>‫ برو داخلش، دوست عزیز </i>
<i>‫ وگرنه به گل می‌شینیم </i>

31:02.903 --> 31:06.740
<i>‫ حرکت کن، حرکت کن </i>

31:08.826 --> 31:10.869
<i>‫ ای، قلبم! </i>

31:10.953 --> 31:14.456
<i>‫ چه خوش، چه خوش، قلبم! </i>

31:14.540 --> 31:16.166
<i>‫ آماده، آماده! </i>

31:16.250 --> 31:17.501
<i>‫ بادبان‏ رو بکِشید </i>

31:17.585 --> 31:19.545
<i>‫ بادبان! </i>

31:19.628 --> 31:21.880
<i>‫ به سوت ارباب توجه کنید </i>

31:23.090 --> 31:25.342
‫مامانی! بابایی!
‫کمکم کنین!

31:25.426 --> 31:28.721
‫دارم غرق میشم!
‫دارم غرق میشم!

31:28.804 --> 31:32.766
‫کمکم کنین! دارم غرق میشم!
‫لطفا!

31:32.850 --> 31:35.519
‫کمکم کنین!
‫دارم غرق میشم!

31:44.361 --> 31:47.990
‫آم، این دستشویی آقایونه

31:48.073 --> 31:49.742
‫بله. عذر می‌خوام

31:51.243 --> 31:52.244
‫من...

31:53.996 --> 31:58.000
‫نگران شدم که ممکنه
‫بخاطر چیزی پریشون شده باشین

31:58.083 --> 32:00.878
‫نه، نه.
‫فقط یکم سرگیجه گرفتم، همین

32:01.670 --> 32:03.047
‫صحیح، بله

32:03.130 --> 32:06.383
‫نه، گفتم ممکنه که...

32:06.467 --> 32:08.469
‫ممکنه شما رو یاد چیزی انداخته باشه

32:12.348 --> 32:15.684
‫شاید یه چیزی که در دوران بچگی
‫براتون ترسناک بوده

32:15.768 --> 32:17.478
‫مثل یه کابوس تکراری

32:17.561 --> 32:20.689
‫مثل "دریای پر از کشتی‌های بزرگ"

32:20.773 --> 32:24.401
‫ممکنه که من بطور اتفاقی
‫دفتر خاطرات‏تون رو نگاه کرده باشم

32:26.362 --> 32:27.946
‫خب، این کار فضولی بوده

32:28.030 --> 32:29.531
‫متاسفانه این یکی از نقص‌های زیاد منه

32:29.615 --> 32:31.784
‫- فضولی؟
‫- من خیلی فضولم، بله

32:31.867 --> 32:34.370
‫تا حدودی به همین دلیل تصمیم گرفتم
‫که معلم سرخونه بشم

32:34.453 --> 32:36.538
‫به نظرتون وحشتناک بود؟

32:36.622 --> 32:40.125
‫اون همه الهام‌های تاریک و آشفته کننده؟

32:40.209 --> 32:44.046
‫نه. راستش رو بخواین،
‫از نظرم خیلی هم دلگرم کننده بودن

32:45.756 --> 32:47.508
‫منم کابوس‏‌هایی...

32:47.591 --> 32:49.760
‫درمورد این می‌بینیم که
‫نمی‌تونم از مکان‏هایی خارج بشم

32:49.843 --> 32:51.428
‫یه‌بار کل خوابم رو...

32:51.512 --> 32:53.013
‫تو یه طویله خیلی پیچیده گیر افتاده بودم

32:54.556 --> 32:56.850
‫خب، خدا رو شکر که
‫تو اون کمد گیر نکردی

32:57.893 --> 32:59.019
‫آره، خدا رو شکر

33:03.148 --> 33:05.275
‫خدا رو شکر تو رو داشتم که
‫بذاری ازش خارج بشم

33:58.912 --> 34:00.289
‫خدای بزرگ!

34:00.372 --> 34:02.291
‫بدون شک توی توالت اتفاق افتاده

34:03.375 --> 34:05.127
‫- اوه، سلام
‫- سلام

34:05.210 --> 34:07.546
‫خب، اینم از خانواده مورد علاقه من،

34:07.629 --> 34:10.716
‫خانواده وین. سلام، دخترها.
‫چطوری، لویی؟

34:10.799 --> 34:14.261
‫خیلی خوبم، ممنون خانوم دو فِرین.
‫شما چطورین؟

34:14.344 --> 34:17.765
‫خیلی خوبم. تو مراسم خاکسپاری پدرتون
‫سخنرانی‌تون عالی بود

34:17.848 --> 34:20.267
‫ممنون.
‫هر دفعه که می‌بینمتون اینو میگین

34:20.350 --> 34:23.312
‫و شما باید امیلی ریچاردسون معروف باشین

34:23.395 --> 34:25.522
‫- خوشوقتم
‫- تازه داشتیم میگفتیم...

34:25.606 --> 34:27.816
‫که ما خیلی معلم سرخونه‏ها
‫رو تو تئاتر نمی‏بینیم

34:27.900 --> 34:29.485
‫این اولین بارتون بود؟

34:30.652 --> 34:33.405
‫شنیدم که کمی درمورد توالت‏ها...

34:34.406 --> 34:36.575
‫گیج شدین

34:42.706 --> 34:44.541
‫بله، گیج شدن

34:45.709 --> 34:47.127
‫چه دل‎ربا

34:58.806 --> 35:01.058
‫مشخصه که شما زن باهوشی هستین،

35:01.141 --> 35:02.935
‫خانوم ریچاردسون

35:03.018 --> 35:05.938
‫و ما تحت تأثیر تدریس‎تون قرار گرفتیم

35:06.021 --> 35:08.857
‫ولی جنبه‏های خاصی از رفتارتون وجود داره

35:10.108 --> 35:12.110
‫و جنبه‏های خاصی از...

35:12.194 --> 35:14.196
‫رفتاری وجود داره که شما...

35:14.279 --> 35:16.365
‫به برادر احمقم منتقل می‌کنین

35:18.033 --> 35:21.870
‫که نمی‌تونیم تحملش کنیم

35:21.954 --> 35:24.748
‫ارمروز عصر قرار بود
‫یه همایش آموزشی باشه

35:24.832 --> 35:26.667
‫ولی الان، به لطف تو

35:26.750 --> 35:28.710
‫این خانواده سر زبون کل شهر افتاده

35:28.794 --> 35:30.295
‫و نه از یه لحاظ خوب

35:33.131 --> 35:35.968
‫سه روز وقت داری
‫تا کارهات رو انجام بدی

35:55.112 --> 35:57.197
‫فقط می‌خواستم ازتون تشکر کنم، آقای وین

35:58.740 --> 36:00.576
‫بابت یه شب بسیار دل‎نشین

36:00.659 --> 36:02.160
‫خیلی بهم خوش گذشت

36:05.956 --> 36:07.624
‫من در کلاس درس...

36:07.708 --> 36:09.459
‫ماجراجویی‌های زیادی رو درس دادم

36:11.336 --> 36:15.674
‫ولی هیجان‎انگیز بود که واسه یه ‌بارم
‫خودم به یه ماجراجویی برم

36:28.979 --> 36:31.231
‫راستی، از شال‎تون خوشم میاد

36:33.483 --> 36:35.861
‫ممنون.
‫مال مادرم بوده

36:39.823 --> 36:41.033
‫آبیه

36:43.076 --> 36:45.162
‫آره. آبیه

36:52.252 --> 36:53.545
‫خداحافظ، لویی

37:09.561 --> 37:12.397
‫اهمیت نمیدم، اهمیت نمیدم،
‫اهمیت نمیدم که مردم چی فکر میکنن

37:19.988 --> 37:21.156
‫منم اهمیت نمیدم

37:23.492 --> 37:24.993
‫- هوم! در رو ببند
‫- چی؟

37:25.077 --> 37:27.788
‫در رو ببند.
‫اوه. اوه

37:29.623 --> 37:31.500
‫- چی شد؟
‫- پام رفت روی لباسم و افتادم

37:31.583 --> 37:33.168
‫- ببخشید
‫- تقصیر تو که نیست

37:33.251 --> 37:34.461
‫بشین

37:38.840 --> 37:40.926
<i>‫ این چنین که این عشق خاص... </i>

37:41.009 --> 37:43.011
<i>‫ به طرز ناشیانه‌ای به گل تبدیل شد </i>

37:43.095 --> 37:45.055
<i>‫ اختلاف در جایگاه اجتماعی اونا... </i>

37:45.138 --> 37:47.683
<i>‫ عامل جنجال بزرگی شد </i>

37:47.766 --> 37:50.268
<i>‫ یه همسایه، که به طور گسترده‌ای شایعه شده بود </i>

37:50.352 --> 37:54.106
<i>‫ بلافاصله با شنیدن خبر رابطه اونا استفراغ کرد </i>

37:54.189 --> 37:57.442
<i>‫ چرا که رابطه یه آقای متشخص </i>
<i>‫ با خانمی از طبقه خدمتگزار... </i>

37:57.526 --> 37:59.861
<i>‫ از دید همه منزجر کننده بود </i>

37:59.945 --> 38:01.655
<i>‫ جدا از اینکه، </i>

38:01.738 --> 38:03.991
<i>‫ خانم ریچاردسون بدون شک جذاب... </i>

38:04.074 --> 38:06.618
<i>‫ طبق استانداردهای امروزه، </i>

38:06.702 --> 38:08.745
<i>‫ قطعاً سالخورده‌ بود </i>

38:13.667 --> 38:16.920
<i>‫ ولی لویی اصلا اهمیتی به این </i>
<i>‫ پیش داوری‌های احمقانه نمیداد، </i>

38:17.004 --> 38:20.132
<i>‫ و در ماه ژانویه سال ۱۸۸۴، </i>

38:20.215 --> 38:23.135
<i>‫ از امیلی درخواست ازدواج کرد </i>

38:26.596 --> 38:30.684
‫«سال ۱۸۸۴»

38:33.270 --> 38:35.188
‫تهش رو بچین.
‫تهش رو بچین

38:46.033 --> 38:48.577
‫- خاکیه
‫- یکم خاکیه

38:48.660 --> 38:52.789
‫«خانوم د وین»
<i>‫ یک پوند، ده شیلینگ </i>

38:56.126 --> 38:58.295
<i>‫ هفته‏ها به ماه‌ها تبدیل شدند، </i>

38:58.378 --> 39:00.505
<i>‫ و علی‌رغم اینکه به تازگی </i>
<i>‫ رابطه اون... </i>

39:00.589 --> 39:02.299
<i>‫ با خواهرهاش کج‌خلقانه شده بود </i>

39:02.382 --> 39:04.217
<i>‫ لویی بی سر و صدا </i>
<i>‫ به حمایت از اونا... </i>

39:04.301 --> 39:05.927
<i>‫ ادامه داد </i>

39:06.011 --> 39:08.263
<i>‫ هر هفته، اون یه چک متواضعانه... </i>

39:08.346 --> 39:09.765
<i>‫ برای مادرش پست می‌کرد </i>

39:09.848 --> 39:12.184
<i>‫ و حتی به عنوان یه چهره‌نگار سگ‏ها... </i>

39:12.267 --> 39:14.144
<i>‫ سفارش میگرفت </i>

39:14.227 --> 39:17.397
<i>‫ با دوک‌ها و دوشس‌ها، </i>
<i>‫ لردها و بانوها ملاقت می‌کرد </i>

39:17.481 --> 39:20.192
<i>‫ و دوستان سگ نازشون </i>

39:20.275 --> 39:23.987
<i>‫ در عین حال، </i>
<i>‫ به کارش در... </i>

39:24.071 --> 39:27.032
<i>‫ پوشش اخبار عمومی </i>
<i>‫ و نمایشگاه‌های مختلف زراعتی... </i>

39:27.115 --> 39:28.784
<i>‫ برای سِر ویلیام ادامه داد </i>

39:28.867 --> 39:32.162
<i>‫ و اینگونه 6 ماه خوش سپری شد، </i>

39:32.245 --> 39:35.332
<i>‫ حتی اگه از نظر جامعه غیرمعقول باشه </i>
<i>‫ لویی و امیلی... </i>

39:35.415 --> 39:39.044
<i>‫ یه زندگی زناشویی کاملا عادی رو گذروندند </i>

40:05.862 --> 40:08.824
‫به گمونم شما خانم تحصیل کرده‎‏ای هستین، خانم وین

40:10.659 --> 40:12.786
‫بله، دکتر.
‫یه معلم سرخونه بودم

40:14.913 --> 40:16.915
‫که اینطور

40:17.666 --> 40:19.167
‫خب، بنابراین...

40:19.251 --> 40:21.253
‫مطمئنم متوجه میشید
‫وقتی که میگم...

40:23.004 --> 40:25.006
‫شما سرطان سینه لاعلاج دارید

40:30.595 --> 40:31.805
‫بله، دکتر

40:48.905 --> 40:50.991
‫درست موقعی که داشتم
‫از زندگی لذت می‎بردم

41:05.463 --> 41:06.756
‫اون صدای چی بود؟

41:07.340 --> 41:08.675
‫عجیبه

41:23.481 --> 41:25.400
‫اوه لویی، نگاه کن

41:26.776 --> 41:28.320
‫سلام، کوچولو

41:29.905 --> 41:32.073
‫- سلام
‫- سلام، گربه

41:32.157 --> 41:37.078
‫خیس شدی.
‫کوچولوی بیچاره

41:37.162 --> 41:39.623
‫چرا با ما نمیای گرم شی؟

41:39.706 --> 41:42.042
‫آره؟
‫سلام

41:42.125 --> 41:44.419
‫ما ازت مراقبت می‌کنیم.
‫مگه نه، لویی؟

41:45.128 --> 41:47.005
‫بله، همینطوره

41:47.088 --> 41:50.050
‫سلام. سلام

41:50.759 --> 41:52.093
‫اووه

41:55.096 --> 41:58.058
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست

41:59.184 --> 42:01.770
‫بارون.
‫فقط داره بارون میاد

42:12.239 --> 42:14.115
‫کیه؟

42:14.199 --> 42:15.367
‫لوییه

42:16.701 --> 42:18.620
‫یه حوله کوچیک دیگه برات آوردم

42:20.413 --> 42:23.041
‫- بهتر شد، مگه نه؟
‫- می‎‏بینی؟

42:23.124 --> 42:24.334
‫بهتره

42:26.002 --> 42:28.171
‫اینطوری بهتره

42:28.255 --> 42:30.465
‫- سلام
‫- سلام

42:30.548 --> 42:32.175
‫- سلام
‫- سلام

42:35.053 --> 42:36.513
‫سلام

42:36.596 --> 42:38.348
‫پیش خودت فکر کردی
‫کجا داری میری؟

42:39.683 --> 42:41.851
‫می‌خوای چی صدات کنیم؟

42:41.935 --> 42:43.520
‫پرسی؟

42:43.603 --> 42:46.106
‫- از پرسی خوشم میاد
‫- پاول؟

42:46.189 --> 42:47.482
‫پاول نه

42:48.275 --> 42:49.359
‫پیتر؟

42:49.901 --> 42:50.944
‫پیتر

42:52.112 --> 42:53.530
‫- پیتر
‫- پیتر

43:07.627 --> 43:10.964
<i>‫ معلومه که وقتی بندیگو... </i>

43:11.047 --> 43:13.216
<i>‫ با بندیگو شافل اینجا باشه </i>
<i>‫ هیاهوی سریعی میشه! </i>

43:15.051 --> 43:16.386
‫مَرد کوچکِ کنجکاویه، مگه نه؟

43:16.469 --> 43:17.929
‫بله، ولی اون الکتریکیه، هرب
[شور و هیجان]

43:18.013 --> 43:20.265
‫ببین طرفدارهاش چطور اونو می‌پرستن

43:20.348 --> 43:21.725
‫نصف اندازه رقیبشه،

43:21.808 --> 43:25.103
‫ولی بلده که چطور از الکتریسیته جمیعت بهره ببره

43:25.186 --> 43:27.022
‫منظورت عکاسه؟

43:27.105 --> 43:30.275
‫درست نگاه کن، هرب.
الکتریسیته

43:30.358 --> 43:32.110
‫بالاخره، کم کم دارم درکش می‌کنم

43:32.193 --> 43:34.821
‫خونه همه‏چی رو براهه؟

43:34.904 --> 43:37.574
‫- منظورم با امیلیه؟
‫- اوه بله، البته

43:37.657 --> 43:39.534
‫ما یه دوست جدید داریم.
‫اسمش پیتره

43:39.617 --> 43:42.078
‫- پیتر؟
‫- یه گربه‏ست. الان دیگه یه گربه داریم

43:42.162 --> 43:44.873
‫- منظورت واسه گرفتن موش‏هاست؟
‫- نه هرب، به عنوان یه حیوون خونگی

43:44.956 --> 43:46.624
‫خیلی‏خب، لویی
‫من نگرانتم

43:46.708 --> 43:49.836
‫- چرا؟
‫- تو یه گربه به عنوان حیوون خونگی داری

43:51.171 --> 43:52.922
‫تو معنی واقعی اصطلاح...

43:53.006 --> 43:56.092
‫"هیچ زمانی مثل زمان حال نیست"
‫رو می‌دونی، هرب؟

43:56.176 --> 43:59.179
‫اینه که وجود نداره.
‫خیلی زود می‏گذره

43:59.262 --> 44:01.181
‫درواقع، من فرضیه‌ای دارم که...

44:01.264 --> 44:03.308
‫الکتریسیته چیزیه که ما رو در زمان جلو می‌بره

44:03.391 --> 44:05.352
‫ما گذشته رو با قدرت
‫الکتریسیته‏مون...

44:05.435 --> 44:07.437
‫به آینده تبدیل می‌کنیم

44:07.520 --> 44:09.856
‫اما این روند کاملاً برگشت پذیره

44:09.939 --> 44:12.108
‫یه یاد آوردن گذشته
‫فرقی با...

44:12.192 --> 44:13.693
‫تصور کردن آینده نداره

44:13.777 --> 44:16.363
‫و با خود زندگی هم فرق نمی‌کنه

44:16.446 --> 44:18.573
‫من می‌تونم امیلی رو در آینده
‫به خاطر بیارم

44:18.656 --> 44:20.116
‫و اون در آینده هست

44:21.201 --> 44:23.036
‫متوجه منظورم میشی، هرب؟

44:24.537 --> 44:26.373
‫متوجه منظورم میشی

44:33.254 --> 44:38.051
‫بندیگو! بندیگو!
‫بندیگو! بندیگو!

44:38.134 --> 44:42.347
‫بندیگو! بندیگو!
‫بندیگو!

44:42.430 --> 44:44.641
‫ولی اینا که روح مبارزه رو ثبت نمی‌کنن

44:44.724 --> 44:45.975
‫سر ویلیام.

44:46.059 --> 44:48.186
‫چرا می‌کنن.

44:48.269 --> 44:50.688
‫واسه همین الان رو بورس هستن.

44:50.772 --> 44:55.318
‫سریعن،‌ ارزون‌
‫و صد در صد دقیق هستن.

44:55.402 --> 44:57.237
‫ولی الکتریسیته و جاذبه‌ش کو؟

45:02.575 --> 45:05.954
‫لویی، شنیده‌م همسرت بدجوری مریضه.

45:07.414 --> 45:11.167
‫می‌دونم که به حمایت از
‫مادر و خواهرات ادامه میدی

45:11.251 --> 45:13.586
‫که قابل ستایشه لویی،
‫واسه همین..

45:13.670 --> 45:15.797
‫شرمنده‌م که باید اینو بگم.

45:15.880 --> 45:17.799
‫ولی فعلاً شاید نتونم

45:17.882 --> 45:20.510
‫اون‌قدری که بخوام بتونی به دردم بخوری.

45:20.593 --> 45:22.679
‫باید امور مالی‌مون رو سر و سامون بدم

45:22.762 --> 45:26.474
‫و این یعنی گرفتن تصمیمات سخت و راهبردی.

45:26.558 --> 45:30.562
‫ولی توصیه‌م به تو اینه که:

45:32.063 --> 45:35.442
‫وقتی که نصیبت میشه رو
‫کنار همسرت سپری کن

45:36.401 --> 45:38.611
‫چون وقتی نباشه...

45:44.617 --> 45:45.910
‫نبودنش عذابت میده.

45:51.374 --> 45:53.126
‫این هفته‌های باقی‌مونده خیلی ارزشمنده لویی.

45:54.669 --> 45:56.004
‫متوجهی؟

46:20.778 --> 46:22.780
‫- یالا پیتر.
‫- یالا پیتر.

46:22.864 --> 46:24.824
‫از پله‌ها بیا بالا.
‫بدو.

46:24.908 --> 46:26.659
‫- فکر کنم داره میاد.
‫- پیتر.

46:26.743 --> 46:28.453
‫پیتر؟

46:29.287 --> 46:31.080
‫پسر خوب.

46:31.956 --> 46:33.500
‫پسر خوب.

46:35.293 --> 46:36.836
‫پسر خوب.

46:38.796 --> 46:40.340
‫باریکلا پیتر.

46:40.423 --> 46:42.800
‫- باریکلا پیتر.
‫- باریکلا.

47:10.370 --> 47:13.164
‫بریم یه دوری بزنیم.
‫آره.

47:23.800 --> 47:25.552
‫- اول شما.
‫- ممنون.

47:32.892 --> 47:35.645
‫فکر کنم پیتر از درخت بلوط خوشش میاد.

47:35.728 --> 47:37.438
‫اوهوم.

47:37.522 --> 47:40.900
‫- حرف ندارن،‌ مگه نه؟
‫- همم.

47:40.984 --> 47:43.194
‫هزار سال عمر می‌کنن.

47:44.654 --> 47:46.155
‫۳۰۰ سال طول می‌کشه که رشد کنن.

47:47.031 --> 47:48.616
‫۳۰۰ سال که زندگی کنن.

47:49.450 --> 47:51.160
‫و ۳۰۰ سال طول می‌کشه که بمیرن.

47:53.496 --> 47:55.248
‫خب، همین خوبه.

47:55.331 --> 47:58.334
‫خیلی قشنگ شده.
‫پیتر الان ازش خوشش میاد.

47:59.294 --> 48:01.796
‫مگه نه پیتر؟

48:24.777 --> 48:26.279
‫الکتریسیته.

48:28.197 --> 48:30.658
‫الکتریسیته رو حس می‌کنم.

48:33.494 --> 48:34.829
‫می‌تونی حسش کنی؟

48:45.465 --> 48:46.966
‫اینجا پاتوق‌ـمونه.

48:49.677 --> 48:51.429
‫من همیشه اینجام لویی.

48:52.639 --> 48:54.265
‫وقتی بهم احتیاج داشتی.

49:13.951 --> 49:15.953
‫خانوم وین، موش شکم‌پر

49:16.037 --> 49:17.497
‫میل دارین واسه شام؟

49:19.499 --> 49:21.584
‫نه، ممنون پیتر.

49:21.668 --> 49:24.420
‫خیلی به موش علاقه‌ای ندارم.

49:25.254 --> 49:27.882
‫پای گنجشک؟

49:29.550 --> 49:31.844
‫راستش رو بخوای گنجشک هم
‫خیلی به دلم نمی‌شینه.

49:31.928 --> 49:34.555
‫- یه‌کم غضروفیه.
‫- عه.

49:34.639 --> 49:37.892
‫- خب پس یه تیکه...
‫- وای‌، میشه تمومش کنی لطفاً؟

49:39.852 --> 49:42.480
‫امروز اشتها ندارم،
‫یه‌کم خسته‌م.

49:44.565 --> 49:45.608
‫چی شده؟

49:48.111 --> 49:49.862
‫سرطان دارم خیر سرم لویی.

49:51.406 --> 49:53.074
‫کلی درد می‌کشم.

49:59.956 --> 50:01.249
‫حاضری؟

50:01.332 --> 50:03.584
‫بستگی داره چی بخوای بهم نشون بدی.

50:03.668 --> 50:05.002
‫تا-دا!

50:07.004 --> 50:09.132
‫وای لویی.

50:10.842 --> 50:13.761
‫کی این همه نقاشی کشیدی؟
‫سر ویلیام اینا رو دیده؟

50:13.845 --> 50:16.180
‫سر ویلیام اینا رو ندیده.
‫اینا واسه توئه امیلی.

50:16.264 --> 50:18.015
‫- خب، باید نشونش بدی.
‫- چرا؟

50:18.099 --> 50:20.852
‫سر ویلیام که به پیتر اهمیتی نمیده،
‫میده؟

50:20.935 --> 50:23.104
‫تازه، باید دیگه...

50:24.689 --> 50:29.068
‫باید وقت بیشتری باهات بگذرونم،
‫تا هنوز ....

50:29.152 --> 50:30.862
‫این منم که مریضم لویی.

50:32.071 --> 50:33.906
‫تو دیگه نمی‌خواد زانوی غم بغل بگیری.

50:39.537 --> 50:40.955
‫سر ویلیام!

50:44.333 --> 50:46.919
‫سر ویلیام! آهااای!

50:51.090 --> 50:52.383
‫سر ویلیام!

50:55.970 --> 50:58.181
‫یوهوو! سر ویلیام!

51:01.142 --> 51:03.311
‫یو هووو! سر ویلیام!

51:03.394 --> 51:04.520
‫ببخشید.

51:06.063 --> 51:07.440
‫ببخشید قربان!

51:07.523 --> 51:08.775
‫- هوی!
‫- وای!

51:08.858 --> 51:11.360
‫هوی! وایسا!

51:13.029 --> 51:14.530
‫هوی!

51:14.614 --> 51:17.033
‫این محوطه فقط مختص آقایونه!

51:22.580 --> 51:26.083
‫شرمنده که نذاشتن بیاد داخل پسر.
‫سعی‌ـم رو کردم.

51:27.585 --> 51:30.838
‫همچین تغییر قیافهٔ قانع‌کننده‌ای هم نبود،
‫مگه نه؟

51:33.925 --> 51:36.177
‫الان باید خونه می‌بود و استراحت می‌کرد.

51:40.890 --> 51:42.391
‫فکر خودش بود.

51:47.063 --> 51:48.523
‫[مخبارِ گربه‌ای]

51:48.606 --> 51:49.732
‫همم.

51:49.816 --> 51:50.817
‫[شیر]

51:53.569 --> 51:56.531
‫خیلی شرمنده‌م اگه
‫وقتت‌تون رو هدر دادم سر ویلیام.

52:01.577 --> 52:02.787
‫بله.

52:07.708 --> 52:12.088
‫دو صفحهٔ اختصاصی
‫ توی ویراست کریسمس دارم.

52:12.171 --> 52:14.799
‫واسه یه‌کمی شوخی‌های
‫سرسری نگه‌ش داشته بودم.

52:14.882 --> 52:17.301
‫یه‌چیزی که خواننده‌هامون رو سر کیف بیاره.

52:18.553 --> 52:21.764
‫می‌خوام که اون صفحات رو پر از گربه کنی.

52:22.765 --> 52:25.726
‫با...گربه؟

52:27.562 --> 52:30.398
‫آره. با گربه.

52:32.400 --> 52:34.443
‫به‌نظرتون پخش کردن تصاویر سگ‌های خنگ

52:34.527 --> 52:36.279
‫بیشتر به مذاق خواننده‌هاتون خوش نمیاد؟

52:36.362 --> 52:37.947
‫قبلاً سگ‌ دیده‌م.

52:38.030 --> 52:43.160
‫و تو یه چیز خاصی از گربه رو
‫به تصویر کشیدی لویی.

52:43.244 --> 52:46.372
‫شاید چون خودت یه‌کم قانون‌شکنی.

52:46.455 --> 52:48.916
‫شرمنده ولی باید بگم یه شخص رانده شده.

52:51.335 --> 52:57.091
‫چطور تونستی همچین تصاویر مسرت بخشی رو

52:57.842 --> 53:00.011
‫توی همچین دوران تاریکی از زندگی‌ـت خلق کنی؟

53:01.846 --> 53:03.347
‫نمی‌دونم.

53:19.280 --> 53:20.448
‫کریسمس مبارک.

53:25.244 --> 53:27.496
‫اخبار مصور لندن.

53:28.956 --> 53:31.167
‫اخبار مصور لندن.

53:53.105 --> 53:54.732
‫در تاریخ

53:54.815 --> 53:57.944
‫گربه‌ها به عنوان خدایان
‫مرموز پرستیده شده‌ند

53:59.570 --> 54:03.324
‫و به عنوان همراهان شرور
‫جادوگری و گناه بدنام شده‌ند.

54:05.618 --> 54:08.871
‫ولی فکر کنم تو اولین نفری باشی

54:08.955 --> 54:11.624
‫که متوجه شدی گربه‌ها در واقع
‫خنده‌دار هستن.

54:14.001 --> 54:16.337
‫خنگن، بغل‌دوستن.

54:18.130 --> 54:19.382
‫تنهان.

54:20.716 --> 54:22.385
‫ترسیده و شجاع‌ هستن.

54:24.261 --> 54:25.513
‫مثل ما.

54:30.351 --> 54:32.478
‫به‌نظرم یه روزی میاد

54:32.561 --> 54:34.772
‫که خیلی عجیب نباشه
‫گربه حیوون خونگی‌‌ـت باشه.

54:45.116 --> 54:47.743
‫چی تو سر بامزه‌ت داره می‌گذره؟

55:00.214 --> 55:01.507
‫گاهی...

55:06.137 --> 55:08.431
‫در مورد روزی که دیگه نباشی فکر می‌کنم...

55:11.517 --> 55:12.685
‫و...

55:16.480 --> 55:18.065
‫باید بگم امیلی...

55:18.149 --> 55:20.234
‫تصورش به‌طور غیرقابل تحملی سخته.

55:26.157 --> 55:27.992
‫خیلی تنها میشم.

55:31.078 --> 55:32.830
‫چیزیت نمیشه لویی.

55:34.498 --> 55:35.833
‫پیتر رو که داری.

55:43.007 --> 55:46.635
‫این دورانی که با تو می‌گذره امیلی...

55:51.515 --> 55:54.643
‫بازی کردن با پیتر موقع عصر،
‫نشستن کنار آتیش...

55:58.564 --> 56:01.150
‫اینا بهترین روزای عمرم هستن.

56:05.613 --> 56:08.157
‫نمی‌دونم چرا این‌قدر همه‌چی برام سخته

56:08.240 --> 56:12.078
‫همین‌که روی این کرهٔ خاکی هستم...
‫ولی خب..

56:13.913 --> 56:15.915
‫می‌تونم با قاطعیت تمام بگم

56:15.998 --> 56:20.169
‫که تو خیلی، خیلی زندگی رو بهتر کردی.

56:25.091 --> 56:27.051
‫تو دنیا رو قشنگ می‌کنی...

56:30.387 --> 56:32.890
‫گرم و مهربون.

56:38.187 --> 56:41.440
‫فقط می‌خوام قبل از اینکه خیلی دیر شده باشه
‫ازت تشکر کنم.

56:47.029 --> 56:49.532
‫من دنیا رو قشنگ نمی‌کنم لویی.

56:52.535 --> 56:54.161
‫دنیا خودش قشنگه.

56:56.872 --> 56:58.958
‫و تو هم بهم کمک کردی
‫که این قشنگی رو ببینم.

57:03.754 --> 57:05.089
‫فقط یادت باشه...

57:07.591 --> 57:10.511
‫هر چقدر هم اوضاع سخت بشه...

57:13.180 --> 57:15.599
‫هر چقدر هم حس کردی
‫دیگه نمی‌کشی...

57:18.894 --> 57:21.021
‫دنیا بازم پر از قشنگیه.

57:24.608 --> 57:26.902
‫و به عهدهٔ خودته که
‫این قشنگی رو بگیری لویی.

57:28.904 --> 57:30.072
‫که ببینی.

57:33.075 --> 57:35.786
‫و با هر اندازه که تونستی
‫این زیبایی رو تقسیم کنی.

57:41.125 --> 57:42.626
‫تو یه منشوری.

57:44.920 --> 57:47.506
‫که از طریقش نور و
‫پرتو زندگی پخش و شکسته میشه.

01:00:01.223 --> 01:00:03.183
‫اینم از این.

01:00:03.267 --> 01:00:07.646
‫یه صبحونهٔ مخصوص سال نویی
‫برای خانوم وین.

01:00:07.730 --> 01:00:09.523
‫نگران نباش پیتر.

01:00:09.606 --> 01:00:11.483
‫آره، تخم‌مرغ‌های تو هم از یادم نرفته.

01:01:37.444 --> 01:01:38.612
‫ممنون.

01:02:06.390 --> 01:02:08.225
‫سال ۱۸۹۱

01:02:08.308 --> 01:02:12.187
‫لویی وین به‌طور اختصاصی
‫در اخبار مصور لندن!

01:02:12.271 --> 01:02:15.816
‫بیاید و ببرید!
‫اخبار مصور لندن!

01:02:15.899 --> 01:02:17.776
‫در سال‌های بعد

01:02:17.860 --> 01:02:20.070
‫لویی درد سوگواری‌ـش رو

01:02:20.154 --> 01:02:23.323
‫زیر مقدار بسیار زیادی از عکس‌های گربه
‫دفن کرد.

01:02:25.742 --> 01:02:27.744
‫تقریباً بدون این‌که متوجه بشه

01:02:27.828 --> 01:02:30.247
‫به درجهٔ خیلی قابل‌توجهی
‫از موفقیت رسیده بود

01:02:30.330 --> 01:02:32.624
‫و کاملاً رفتار جامعه رو نسبت به

01:02:32.708 --> 01:02:34.293
‫گربه‌های زبون‌بسته تغییر داده بود.

01:02:34.376 --> 01:02:36.879
‫ببینید! اونجاست!
‫لویی وین!

01:02:42.801 --> 01:02:45.929
‫گربه‌هات خیلی محبوبت کرده‌ن وین.

01:02:46.013 --> 01:02:47.639
‫تبریک میگم.

01:02:47.723 --> 01:02:50.517
‫میگه ممنونم،
‫ولی زیاد شراب شری نخور.

01:02:50.601 --> 01:02:53.187
‫اگه واسه بقیه کار کنم که بدت نمیاد؟
‫میاد سر ویلیان؟

01:02:53.270 --> 01:02:55.147
‫همین جسارت و رک بودنته

01:02:55.230 --> 01:02:57.608
‫که تا این حد محبوب و مشهورت کرده پسر جوون.

01:02:57.691 --> 01:03:00.319
‫یه تلگرام از خانوم جودیث شنتون داشتیم

01:03:00.402 --> 01:03:02.070
‫از باشگاه ملی گربه‌ها.

01:03:02.154 --> 01:03:03.906
‫یه جور مسابقهٔ گربه‌ای راه انداختن

01:03:03.989 --> 01:03:05.532
‫می‌خوان تو داور مسابقه باشی.

01:03:05.616 --> 01:03:07.326
‫خیلی عالیه کسی که

01:03:07.409 --> 01:03:09.161
‫کاملاً درکت کنه رو ببینی آقای وین.

01:03:09.244 --> 01:03:12.498
‫شنیده‌م که حتی اشراف‌زاده‌ها هم الان گربه‌ها
‫رو به عنوان حیوون خانگی انتخاب می‌کنن.

01:03:12.581 --> 01:03:14.791
‫و خیلی هم خوش‌تیپ هستین.

01:03:14.875 --> 01:03:17.878
‫حقیقتاً از سطح دانش‌ـتون خشکم زده،
‫واقعاً میگم.

01:03:17.961 --> 01:03:21.215
‫هرچند باید اعتراف کنم که
‫کاملاً متوجه نظریه‌تون

01:03:21.298 --> 01:03:23.217
‫در مورد اینکه گربه‌ها ترجیح میدن
‫به شمال نگاه کنن نمیشم.

01:03:23.284 --> 01:03:25.578
‫گربه‌ها همیشه ترجیح میدن که
‫به طرف شمال نگاه کنن و راه برن

01:03:25.677 --> 01:03:27.304
‫به‌خصوص روی دیوار،
‫دقت کنی متوجه میشی.

01:03:27.387 --> 01:03:29.014
‫سیبیل‌هاشون به عنوان
‫شاخک‌های حسی عمل می‌کنن

01:03:29.097 --> 01:03:31.225
‫و به سمت قطب مثبت زمین جذب میشن.

01:03:31.308 --> 01:03:32.809
‫خطوط و علائم روی بدنشون

01:03:32.893 --> 01:03:34.811
‫توسط الکتریسیتهٔ نژاد
‫گربه‌سانشون تعیین میشه.

01:03:34.895 --> 01:03:36.522
‫این حیوون به‌خصوص

01:03:36.605 --> 01:03:39.024
‫ممکنه یه جدی داشته باشه
‫که مورد اصابت صاعقه قرار گرفته

01:03:39.107 --> 01:03:41.318
‫پس نشانه‌های بدنش به‌صورت دندونه‌داره.

01:03:41.401 --> 01:03:44.530
‫- محشره.
‫- الکتریسیته. از سرش.

01:03:44.613 --> 01:03:47.115
‫مستقیم تا قسمت دمش.

01:03:47.199 --> 01:03:49.159
‫گربه‌ها رساناهای بی‌نظیر الکتریسیته هستن.

01:03:49.243 --> 01:03:50.702
‫هر چی بیشتر خانگی و باهوش‌تر میشن

01:03:50.786 --> 01:03:52.663
‫ویژگی‌هاشون هم داره تغییر می‌کنه.

01:03:52.746 --> 01:03:54.331
‫چشماشون داره بزرگ‌تر میشه،
‫سرهاشون هم به علت

01:03:54.414 --> 01:03:55.791
‫بزرگ‌تر شدن مغزشون داره بزرگ‌تر میشه.

01:03:55.874 --> 01:03:57.209
‫آبی میشن.

01:03:57.292 --> 01:03:59.294
‫و نهایتاً روی جفت پای عقب می‌ایستن

01:03:59.378 --> 01:04:01.004
‫و به زبون خودمون
‫باهامون ارتباط برقرار می‌کنن.

01:04:01.088 --> 01:04:03.840
‫خدایا،اصلا نمی‌دونستم
‫این‌قدر پیچیده‌ست.

01:04:03.924 --> 01:04:05.634
‫گفتی که آبی میشن؟

01:04:05.717 --> 01:04:08.470
‫- آره، البته.
‫- وای.

01:04:08.554 --> 01:04:11.056
‫خب، آقای وین
‫به لطف شما

01:04:11.139 --> 01:04:13.267
‫مردم گربه‌دوست ما دیگه
‫خودشون رو بروز میدن

01:04:13.350 --> 01:04:15.769
‫و بالاخره در ملأ عام می‌تونیم

01:04:15.852 --> 01:04:17.604
‫با بچه‌های گربه‌سان‌ـمون جشن بگیریم.

01:04:17.688 --> 01:04:19.022
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم.

01:04:19.106 --> 01:04:20.482
‫عه، ببخشید.

01:04:20.566 --> 01:04:22.150
‫اوهوم. دست داخل.

01:04:23.777 --> 01:04:26.780
‫رئیس جدید باشگاه ملی گربه‌ها.

01:04:26.863 --> 01:04:28.198
‫همینو نوشته؟

01:04:29.241 --> 01:04:32.995
‫باشگاه ملی گربه‌ها
‫لندن - دتفورد.

01:04:47.384 --> 01:04:49.678
‫فرض رو بر این می‌گیرم که
‫همه‌ش رو خرج تجملات بیهوده کردی.

01:04:49.768 --> 01:04:51.186
‫چون مشخصاً‌ خونواده‌ت از یادت رفته.

01:04:51.263 --> 01:04:53.432
‫و اینجا داری توی کثافت و
‫هرج و مرج زندگی می‌کنی.

01:04:53.515 --> 01:04:56.101
‫- داد نزن کارولاین.
‫- داد نمی‌زنم کلیر.

01:04:56.184 --> 01:04:57.894
‫دارم با زور و جدیت بهش توضیح میدم.

01:04:57.978 --> 01:05:00.772
‫خدایا یه لاشه هم اینجاست.
‫داره یه شاهین رو می‌خوره.

01:05:00.856 --> 01:05:02.357
‫کجا رفته؟

01:05:02.441 --> 01:05:04.860
‫کلی بدهی بالا آوردیم.

01:05:04.943 --> 01:05:06.820
‫واقعاً دیگه داره روی
‫سلامت مادر تاثیر می‌ذاره.

01:05:06.903 --> 01:05:09.573
‫- چی سرشون اومده؟
‫- حق نشر عکس‌ها رو انحصاری نکردم.

01:05:10.574 --> 01:05:11.992
‫وای خدا.

01:05:14.036 --> 01:05:16.246
‫- وای خدایا خودت به دادمون برس.
‫- یعنی چی؟

01:05:16.330 --> 01:05:18.540
‫یعنی اینه که مردم عکس‌هاش
‫رو دم به دقیقه تو کل کشور

01:05:18.624 --> 01:05:20.667
‫چاپ می‌کنن، و اون یه پنی هم گیرش نیومده.

01:05:20.751 --> 01:05:23.045
‫که خودش توضیح میده چرا
‫داره مثل یه خوک زندگی می‌کنه.

01:05:23.128 --> 01:05:24.880
‫بوی گندش کاملاً غیرقابل تحمله.

01:05:24.963 --> 01:05:27.132
‫یه سری از آثار اصلی رو
‫در ازای پول فروختم.

01:05:27.215 --> 01:05:28.925
‫پس درواقع

01:05:29.009 --> 01:05:30.802
‫خودشون یه‌جور پول هستن.

01:05:30.886 --> 01:05:33.680
‫به آرایشگر چندتایی گربهٔ رقصنده دادم

01:05:33.764 --> 01:05:35.932
‫و حالا تا آخر عمرم رایگان
‫موی سرم رو کوتاه می‌کنه.

01:05:36.016 --> 01:05:37.601
‫تو که بچه نیستی لویی!

01:05:38.810 --> 01:05:40.312
‫تو مرد خونواده‌ای ناسلامتی.

01:05:43.023 --> 01:05:44.316
‫تو یه مردی.

01:05:46.401 --> 01:05:48.487
‫پدر و مادرمون واسه آبرومون
‫سخت کار کردن.

01:05:48.570 --> 01:05:50.864
‫سخت کار کردن که یه آینده‌ و ثروتی
‫واسه بچه‌هاشون فراهم کنن

01:05:50.947 --> 01:05:55.452
‫و حرومشون کردی روی یه
‫مشت گربهٔ رقت‌انگیز.

01:05:55.535 --> 01:05:58.830
‫و روی یه عشق خودسرانه،‌ ملعون
‫و فاسد.

01:05:58.914 --> 01:06:01.458
‫تو خونواده‌مون رو با خودخواهی‌ـت نابود کردی

01:06:01.541 --> 01:06:03.960
‫و داری با توهمات بچگانه‌ت ادامه‌ش میدی

01:06:04.044 --> 01:06:05.796
‫که باعث میشه تا ابد توی فقر
‫دست و پا بزنیم.

01:06:05.879 --> 01:06:08.632
‫چه حقارت‌ها که به‌خاطر تو نکشیدیم لویی.

01:06:08.715 --> 01:06:11.134
‫- عمداً این کارو نکردم.
‫- چی رو عمداً نکردی؟

01:06:11.218 --> 01:06:13.053
‫عمداً ازدواج نکردی؟

01:06:25.273 --> 01:06:27.609
‫کسی بهم نگفته بود باید
‫حق نشر عکس‌ها رو بگیرم.

01:06:27.693 --> 01:06:29.778
‫سر ویلیامز چی؟
‫اون باید بهت میگفت.

01:06:29.861 --> 01:06:31.822
‫چند وقتیه که سر ویلیامز رو ندیده‌م.

01:06:31.905 --> 01:06:34.533
‫- دارم با کسای دیگه کار می‌کنم.
‫- لویی، ما هیچ پولی نداریم.

01:06:34.616 --> 01:06:36.326
‫و ماری بی‌چاره...

01:06:41.665 --> 01:06:42.749
‫چیه؟

01:06:44.084 --> 01:06:45.085
‫چیه؟

01:06:45.877 --> 01:06:47.170
‫بهش بگو خب.

01:06:49.923 --> 01:06:51.299
‫چی شده؟

01:06:56.138 --> 01:06:57.889
‫ازم متنفرن لویی.

01:06:57.973 --> 01:06:59.850
‫دارن نقشه می‌کشن.
‫می‌خوان منو بکشن.

01:06:59.933 --> 01:07:02.394
‫- نمی‌ذاریم تو رو بکشن.
‫- دروغ‌گو!

01:07:02.477 --> 01:07:05.480
‫می‌خوان منو بندازن بیرون
‫چون رابطه داشتم.

01:07:05.564 --> 01:07:07.774
‫توی قبرستون با یکی رابطه داشتم.

01:07:08.734 --> 01:07:10.110
‫و خندیدیم.

01:07:12.028 --> 01:07:15.031
‫فقط حسودی‌شون میشه،
‫چون من بهشت رو دیدم.

01:07:15.115 --> 01:07:17.826
‫و واسه همین به عنوان مجازات
‫جذام گرفته‌م.

01:07:18.744 --> 01:07:20.370
‫همه‌شون ترشیده‌ن.

01:07:20.454 --> 01:07:23.957
‫میگن تقصیر توئه.
‫به‌خاطر خانوم ریچاردسون.

01:07:25.208 --> 01:07:27.252
‫ولی واسه اینه که زشتن

01:07:27.335 --> 01:07:29.671
‫و دروغ میگن، علیه مردم نقشه میکشن.

01:07:29.755 --> 01:07:32.674
‫ماری، چرا نمیای پیش من بمونی؟

01:07:32.758 --> 01:07:36.136
‫- و می‌تونی با گربه‌ها بازی کنی.
‫- نه، نه، نه. گربه نه.

01:07:36.219 --> 01:07:38.305
‫اونا سمی‌‌ـن و ناقل بیماری‌ـن.

01:07:38.388 --> 01:07:40.515
‫من همین الانشم جذام دارم.

01:07:40.599 --> 01:07:43.185
‫از بدنم خارجش کن لویی
‫خارجش کن.

01:07:43.268 --> 01:07:47.147
‫خارجش کن!
‫خارجش کن!

01:07:47.230 --> 01:07:49.483
‫چیزی نمیشه.
‫ما همه کنارتیم.

01:07:49.566 --> 01:07:52.027
‫بعد از تشخیص
‫نه‌چندان مطمئن یک دکتر محلی

01:07:52.110 --> 01:07:53.820
‫حاکی از وجود اسکیزوفرنی

01:07:53.904 --> 01:07:56.281
‫خونوادهٔ وین هر کاری که می‌تونستن رو

01:07:56.364 --> 01:07:58.074
‫واسه ماری بی‌چاره انجام دادن.

01:07:58.158 --> 01:08:00.410
‫ولی لویی توی ضرر بود

01:08:00.494 --> 01:08:03.121
‫واسه همین برای مشورت گرفتن
‫رفت پیش یه رفیق قدیمی.

01:08:03.205 --> 01:08:05.665
‫[اخبار مصور لندن]

01:08:05.749 --> 01:08:07.667
‫من یه مجموعه ملک

01:08:07.751 --> 01:08:09.711
‫توی روستای «وست‌گیت آن سی» دارم.

01:08:09.795 --> 01:08:11.379
‫که کاملاً قابل سکونته

01:08:11.463 --> 01:08:13.799
‫و تا هر وقت دوست‌داشتی
‫می‌تونی اونجا بمونی

01:08:13.882 --> 01:08:16.301
‫با تخفیف توی اجاره،
‫به یه شرط.

01:08:17.803 --> 01:08:21.681
‫- خونواده‌ت هم با خودت ببری.
‫- من...

01:08:21.765 --> 01:08:23.475
‫امکانش نیست سر ویلیام.

01:08:24.893 --> 01:08:27.103
‫به‌خصوص بعد از اینکه به‌شدت
‫بی‌وفا بودم.

01:08:29.815 --> 01:08:33.151
‫من خیلی تصویرگر دم دستم دارم آقای وین.

01:08:33.235 --> 01:08:36.863
‫- هندونه زیر بغل خودت نذار.
‫- چرا پس سر ویلیام؟

01:08:40.075 --> 01:08:43.995
‫چون با وجود دمدمی مزاج بودنت

01:08:44.079 --> 01:08:47.666
‫و عادات و رفتار بد عجیب‌ و غریب‌ـتون

01:08:47.749 --> 01:08:50.085
‫توی این دنیای گاهاً دلگیر

01:08:50.168 --> 01:08:53.004
‫مقاومتی از خودت نشون دادی،
‫که تحسین‌ـش می‌کنم.

01:08:53.088 --> 01:08:54.965
‫و اگه لازمه بدونی

01:08:55.048 --> 01:08:57.634
‫با عکس‌هات حال دلمو خوب کردی.

01:08:57.717 --> 01:08:59.010
‫عکسای گربه؟

01:08:59.970 --> 01:09:01.304
‫هوم.

01:09:01.388 --> 01:09:03.306
‫ولی صرفاً‌ گربه نیستن، مگه نه؟

01:09:05.016 --> 01:09:07.102
‫تو آدم شجاعی هستی لویی

01:09:07.185 --> 01:09:09.062
‫ولی نمی‌تونی همهٔ این مسیر رو تنهایی بری.

01:09:09.145 --> 01:09:12.774
‫به‌نظر من که ماری نیاز داره
‫یه آب و هوایی عوض کنه.

01:09:12.858 --> 01:09:16.236
‫لباس‌های تازه،
‫غذای درست و حسابی، پیاده‌روی‌های سریع.

01:09:22.367 --> 01:09:24.744
‫- ممنون. همونجا.
‫- بله قربان.

01:09:24.828 --> 01:09:27.539
‫- لویی!
‫- سلام!‌ سلام! سلام!

01:09:27.622 --> 01:09:31.084
‫- حرف نداره لویی!
‫- به کلبهٔ بندیگو خوش اومدین.

01:09:31.167 --> 01:09:32.586
‫[کلبهٔ بندیگو]

01:09:35.255 --> 01:09:37.132
‫کارولاین، خوش اومدی.

01:09:37.215 --> 01:09:38.758
‫لویی، حرف نداره.

01:09:40.510 --> 01:09:42.888
‫به کلبهٔ بندیگو خوش اومدی مادر.

01:09:42.971 --> 01:09:44.639
‫- وای، بندیگو.
‫- بندیگو.

01:09:44.723 --> 01:09:45.974
‫حرف نداره.

01:10:02.824 --> 01:10:06.786
‫پروردگارا ما را با این
‫هدایایت مورد مرحمت قرار ده،

01:10:06.870 --> 01:10:09.831
‫که از سفرهٔ کرامتت در شرف دریافت هستیم...

01:10:09.915 --> 01:10:12.667
‫باریکلا پیتر.
‫بهشون نشون بده چطور باید بخوری.

01:10:12.751 --> 01:10:15.587
‫باریکلا نینا.
‫سعی کن یه‌کم آهسته‌تر پیش بری.

01:10:15.670 --> 01:10:17.839
‫واسه به این‌سرعت غذا خوردن خیلی کوچیک هستی.

01:10:17.923 --> 01:10:19.341
‫بشقاب رو بده بهم.

01:10:22.177 --> 01:10:23.637
‫فلیسی، بشقابت.

01:10:24.471 --> 01:10:27.223
‫همینه. باریکلا.

01:10:29.309 --> 01:10:31.144
‫فردا می‌تونیم بریم پیاده روی

01:10:31.227 --> 01:10:33.813
‫لباسای خوشگل بپوشیم،
‫و به مردا لبخند بزنیم.

01:10:33.897 --> 01:10:35.941
‫- فرار می‌کنن.
‫- فرار می‌کنن؟

01:10:36.024 --> 01:10:38.068
‫من نمی‌خوام فرار کنم.
‫تازه رسیدیم.

01:10:38.151 --> 01:10:40.403
‫پس باید دنبال چی باشیم؟

01:10:40.487 --> 01:10:42.405
‫- یه نویسنده؟
‫- وای، نه.

01:10:42.489 --> 01:10:44.532
‫که توی نشریه خبری کار می‌کنه.

01:10:44.616 --> 01:10:46.493
‫نه. یه دکتر.

01:10:46.576 --> 01:10:48.578
‫من از موی تیره خوشم میاد.

01:10:48.662 --> 01:10:50.246
‫- موی تیره.
‫- بلوند.

01:10:50.330 --> 01:10:52.499
‫وای نه، قابل اعتماد نیست.

01:10:57.128 --> 01:11:00.757
‫بشقاب رو بده بهم جوزفین!

01:11:05.345 --> 01:11:08.181
‫فکر کنم هنوز بهتره که پاهات رو کش بیاری.

01:11:08.264 --> 01:11:09.516
‫خیلی خوب بود.

01:11:09.599 --> 01:11:11.643
‫من بردم.
‫یه ضربه دیگه دارم.

01:11:12.852 --> 01:11:14.688
‫پرتاب کنیم؟

01:11:18.149 --> 01:11:19.859
‫- چندتا بشقاب بده.
‫- باریکلا.

01:11:19.943 --> 01:11:22.028
‫-یه‌کم گرونن.
‫- اووه.

01:11:22.112 --> 01:11:24.239
‫آره، نندازی‌ـشون لطفاً.

01:11:24.322 --> 01:11:26.616
‫فلسی، چاقوی بهتری از این سراغ نداری؟

01:11:26.700 --> 01:11:29.369
‫- چرا؟
‫- چون این یکی خیلی داغونه.

01:11:29.452 --> 01:11:31.246
‫خیلی‌خب.

01:11:31.329 --> 01:11:32.914
‫یا تیزتر.

01:11:34.416 --> 01:11:36.334
‫میرم که پای رو بیارم.

01:12:13.329 --> 01:12:16.207
‫[در پرورشگاه با لویی وین]

01:12:16.291 --> 01:12:18.293
‫[لویی وین، کتاب پرورشگاه]

01:12:19.836 --> 01:12:21.921
‫[بابا گربه
‫لویی وین]

01:12:45.028 --> 01:12:46.529
‫لویی؟

01:12:50.650 --> 01:12:53.320
‫چیزی نیست.
‫زیاد نمونده پیتر.

01:12:55.330 --> 01:12:58.041
‫کجا میریم؟

01:13:05.715 --> 01:13:07.801
‫کجا میریم؟

01:13:09.719 --> 01:13:11.596
‫فکر کنم دیگه به‌زودی باید توقف کنیم.

01:13:11.679 --> 01:13:14.224
‫- خسته شدی؟
‫- خیلی خسته‌م.

01:13:21.272 --> 01:13:22.899
‫لویی؟

01:13:22.982 --> 01:13:24.150
‫- ناهار.
‫- بیا.

01:13:24.234 --> 01:13:25.819
‫- بیا یه چیزی بخور.
‫- بیا.

01:13:27.946 --> 01:13:30.824
‫فکر کنم سعی داره الکتریسیته رو منحرف کنه.

01:13:30.907 --> 01:13:33.118
‫وای بازم این.

01:13:48.007 --> 01:13:49.676
‫می‌ترسم لویی.

01:13:54.264 --> 01:13:55.515
‫منم.

01:14:02.689 --> 01:14:04.774
‫سال ۱۹۰۰

01:14:04.858 --> 01:14:07.819
‫ولم کن!
‫ولم کن!

01:14:07.902 --> 01:14:09.737
‫نه، گفتم برو اونور!

01:14:10.655 --> 01:14:12.365
‫ولم کن!

01:14:12.448 --> 01:14:14.534
‫خواهرانش چند سال دیگه هم گذروندن

01:14:14.617 --> 01:14:17.245
‫ولی دریغ از یه خواستگار،

01:14:17.328 --> 01:14:20.206
‫و علی‌رغم پیش‌بینی‌های
‫خوش‌بینانهٔ سر ویلیام

01:14:20.290 --> 01:14:22.834
‫وضعیت ماری بهتر نشد.

01:14:22.917 --> 01:14:24.919
‫- دکتر الفیک.
‫- خانوم وین.

01:14:28.173 --> 01:14:31.509
‫بعد از ازدواج مصیبت‌بار تنها پسرشون

01:14:31.593 --> 01:14:33.678
‫این حقیقت که یکی از اعضاشون

01:14:33.761 --> 01:14:36.556
‫حالا رسماً یه دیوونهٔ روانی بود

01:14:36.639 --> 01:14:40.018
‫هیچ کمکی به وضعیت اجتماعی خونواده نکرد.

01:14:40.101 --> 01:14:42.228
‫- ممنون دکتر.
‫- با آروزی بهترین‌ها.

01:14:47.609 --> 01:14:52.447
‫و بعد معلم بزرگ و بهترین دوستش

01:14:52.530 --> 01:14:55.950
‫پیتر عزیزش، از دنیا رفت.

01:15:07.503 --> 01:15:10.423
‫مثل یه خفاش آشفته،
‫توی یه اجاق مشتعل

01:15:10.506 --> 01:15:14.010
‫قلب لویی داشت ناله و فغان سر می‌داد.

01:15:14.093 --> 01:15:16.930
‫سال‌ها بدون این‌که آروم بگیره اشک ریخت

01:15:17.013 --> 01:15:18.932
‫ولی در همان وضعیت

01:15:19.015 --> 01:15:22.518
‫کاملاً تحت‌تاثیر یک
‫اکتشاف خارق‌العاده جدید بود

01:15:23.770 --> 01:15:25.939
‫که هر چه شدیدتر رنج بکشد

01:15:26.022 --> 01:15:28.775
‫کارهاش قشنگ‌تر خواهند شد.

01:15:28.858 --> 01:15:31.152
‫متوجه شد که خاطراتی که هنوز

01:15:31.236 --> 01:15:34.155
‫از همسر دلبندش امیلی،
‫و پیتر عزیز نگه داشته

01:15:34.239 --> 01:15:36.074
‫تبدیل به رساناهای قدرتمندی

01:15:36.157 --> 01:15:39.661
‫از اون الکتریستیهٔ مرموز در فضا شده

01:15:39.744 --> 01:15:42.538
‫که دیگه نمی‌تونست کنترلی
‫بر اوضاع داشته باشه.

01:16:46.811 --> 01:16:48.438
‫- آقای وین؟
‫- هوم؟

01:16:48.521 --> 01:16:50.606
‫از دلیلی که من اینجام خبر دارین؟

01:16:50.690 --> 01:16:52.150
‫به‌گمونم واسه اینکه بهمون خبر بدین

01:16:52.233 --> 01:16:54.068
‫که مری حال و روزش توی تیمارستان چطوره.

01:16:54.152 --> 01:16:56.779
‫یا اون، یا نتیجهٔ مطالعه
‫روی انقلاب عصبی گربه‌هام.

01:16:56.863 --> 01:16:58.630
‫بریجت نصف مسیر حرف‌زدن رو طی کرده،
‫مگه نه بریجیت؟

01:16:58.692 --> 01:16:59.907
‫نهایت سعی‌ـم رو می‌کنم

01:16:59.991 --> 01:17:01.639
‫متأسفانه اینجوری نیست آقای وین.

01:17:01.717 --> 01:17:02.562
‫ولی من گربه‌م.

01:17:02.621 --> 01:17:03.465
‫گرچه از اون‌جایی که پرسیدی

01:17:03.536 --> 01:17:04.219
‫ماری به‌نظر

01:17:04.274 --> 01:17:05.580
‫- اخیراً خیلی بهتر با شرایط کنار اومده.
‫- پریدم!

01:17:05.663 --> 01:17:07.206
‫خیلی از شنیدنش خوشحالم.

01:17:07.290 --> 01:17:09.042
‫مدتی روی یه مورد حق
‫امتیاز روان‌پزشکی کار کردم

01:17:09.125 --> 01:17:10.762
‫- و می‌خوام بهتون نشون بدم.
‫- من عاشق پریدنم!

01:17:10.835 --> 01:17:13.212
‫- واسه یه لباس الکتریکیه.
‫- لباس الکتریکی؟

01:17:13.296 --> 01:17:15.298
‫لباس سر تا پا.
‫ساخته شده از فولاد مس و ابریشم.

01:17:15.381 --> 01:17:17.300
‫که به یک موتور بزرگ مکانیکی وصل شده

01:17:17.383 --> 01:17:18.968
‫که یه جریان مثبت رو

01:17:19.052 --> 01:17:20.970
‫از سیستم عصبی و به مغز منتقل می‌کنه

01:17:21.054 --> 01:17:22.680
‫که باعث میشه افکار خطرناک بیماران
‫از بین بره

01:17:22.764 --> 01:17:24.349
‫و کاملاً جنون‌ـشون رو ریشه کن کنه.

01:17:24.432 --> 01:17:26.100
‫می‌خواید یه نگاهی بهش بندازید؟

01:17:26.184 --> 01:17:28.686
‫- نه،‌ مرسی آقای وین.
‫- حیف شد.

01:17:28.770 --> 01:17:30.396
‫فکر کنم احتمال خیلی بالایی وجود داره

01:17:30.480 --> 01:17:32.690
‫که کاملاً بیماری ماری رو درمان کنیم.

01:17:34.817 --> 01:17:36.778
‫آقای وین، بهم زنگ زده‌ن بیام اینجا

01:17:36.861 --> 01:17:39.822
‫چون خواهرتون کارولاین نگران سلامتی‌تونه.

01:17:39.906 --> 01:17:42.367
‫سلامتی من؟ چرا باید نگران
‫سلامتی من باشه؟

01:17:42.450 --> 01:17:44.702
‫فقط کارولاین نیست که نگرانه لویی.

01:17:44.786 --> 01:17:46.579
‫از قضا برنامهٔ سفر چیدین آقای وین؟

01:17:46.662 --> 01:17:48.331
‫قطعاً. من چندتا نامهٔ

01:17:48.414 --> 01:17:50.416
‫رنگارنگ به چندین نشریه فرستادم.

01:17:50.500 --> 01:17:51.918
‫از جمله نمونه‌های جدید.

01:17:52.001 --> 01:17:54.128
‫نمونه‌هایی با تأثیر الکتریسیتهٔ بیشتر.

01:17:54.212 --> 01:17:57.173
‫خوشحالم اینو بگم که ویلیام هرست بزرگ

01:17:57.256 --> 01:17:59.884
‫از روزنامهٔ «نیویورک آمریکن» به من
‫پیشنهاد یه شغل تمام وقت

01:17:59.967 --> 01:18:01.886
‫به‌عنوان کاریکاتوریست‌شون
‫با مبلغ قابل توجهی رو داده.

01:18:01.969 --> 01:18:04.722
‫چرا بخوای این همه راه رو تا نیویورک بری؟
‫خیلی دوره.

01:18:04.806 --> 01:18:06.349
‫بیش از ۴۸۰۰ کیلومتر.

01:18:06.432 --> 01:18:08.351
‫چون از اون‌جایی که خیلی مشتاقید
‫بهم یادآوری کنید

01:18:08.434 --> 01:18:09.977
‫در حال حاضر با کمبود بودجه مواجه‌یم.

01:18:10.061 --> 01:18:12.438
‫این خونهٔ خودمون نیست.
‫قرض‌باریم.

01:18:12.522 --> 01:18:14.065
‫و به دلایل متنوعی

01:18:14.148 --> 01:18:15.817
‫که خیلی باهاش آشنا هستیم

01:18:15.900 --> 01:18:19.320
‫کارم الان ارزش مالی چندانی
‫نسبت به بازار نداره.

01:18:19.404 --> 01:18:21.364
‫و تازه، مردم آمریکا

01:18:21.447 --> 01:18:23.825
‫خیلی از لحاظ رفتارشون علیه گربه‌ها
‫عقب‌افتاده‌تر هستن.

01:18:23.908 --> 01:18:25.535
‫فکر می‌کنم در مورد «روزولت»

01:18:25.618 --> 01:18:27.703
‫و توافق جوانمردانه‌ش با مردم ژاپن خوندین.

01:18:27.787 --> 01:18:29.080
‫بچه‌های ژاپنی الان

01:18:29.163 --> 01:18:31.040
‫همراه هم‌وطن‌های آمریکایی‌شون
‫به یه مدرسه میرن

01:18:31.124 --> 01:18:32.750
‫و والدین مهاجرشون
‫می‌تونن خیلی راحت توی خیابون‌های

01:18:32.834 --> 01:18:34.877
‫آمریکا وام بگیرن،
‫ولی گربه‌هاشون می‌تونن؟

01:18:34.961 --> 01:18:37.213
‫من خیلی تو این مورد به این کشور کمک کرده‌م.

01:18:37.296 --> 01:18:39.006
‫حالا باید به گربه‌های آمریکا کمک کنم.

01:18:39.090 --> 01:18:41.217
‫خوب یا بد،
‫دکتر الفیک من یه منشورم

01:18:41.300 --> 01:18:43.386
‫و یه قیف دگرگون‌کننده
‫برای الکتریسیتهٔ‌ منفی.

01:18:43.469 --> 01:18:44.720
‫تو این دوران متلاطم

01:18:44.804 --> 01:18:46.431
‫می‌خوام لبخند رو به لب مردم آمریکا بیارم.

01:18:46.514 --> 01:18:48.057
‫تا حالا یه آمریکایی خندان
‫تو عمرم ندیده‌م.

01:18:48.141 --> 01:18:49.475
‫تو کلا هیچ آمریکایی‌ای ندیدی.

01:18:49.559 --> 01:18:50.768
‫ولی خب وقت تغییر دادنشه.

01:18:50.852 --> 01:18:52.186
‫تنها دلیلی که اینجایید

01:18:52.270 --> 01:18:53.688
‫اینه که خواهرم شما رو احضار کرده

01:18:53.771 --> 01:18:55.189
‫چون به‌شدت حسوده

01:18:55.273 --> 01:18:56.941
‫و از ۱۲ سالگی هم همین‌طوری بوده

01:18:57.024 --> 01:18:59.610
‫و هر کاری می‌کنه تا من
‫به پتانسیل کامل‌ـم نرسم.

01:19:01.404 --> 01:19:05.283
‫آقای وین، هیچ شکی نیست که توهم زدین.

01:19:05.366 --> 01:19:07.034
‫ولی صرفاً توهم موفقیت

01:19:07.118 --> 01:19:09.412
‫دلیل کافی‌ای نیست که
‫شما رو توی بیمارستان بستری کنه.

01:19:09.495 --> 01:19:12.957
‫می‌خوام شدیداً با رفتن‌ـتون
‫به نیویورک مخالفت کنم.

01:19:13.040 --> 01:19:14.834
‫بهتون پیشنهاد می‌کنم که اینجا بمونید
‫و استراحت کنید

01:19:14.917 --> 01:19:16.586
‫یه کم بینش پیدا کنید

01:19:16.669 --> 01:19:19.130
‫قبل از اینکه به فصل بعدی زندگی‌ـتون برسید.

01:19:19.213 --> 01:19:20.840
‫ولی خب نهایتا، تصمیمش با شماست.

01:19:37.231 --> 01:19:40.234
‫می‌تونی از خونواده‌ت فرار کنی لویی.

01:19:42.069 --> 01:19:44.322
‫ولی نمی‌تونی از غم و اندوهت فرار کنی.

01:19:47.158 --> 01:19:48.951
‫هر جا بری دنبالت میاد.

01:19:50.369 --> 01:19:52.705
‫مثل یا سایهٔ خشمگین.

01:20:01.255 --> 01:20:05.843
‫سال ۱۹۰۷

01:20:16.479 --> 01:20:18.397
‫شما آقا، شما شبیه کسی هستی

01:20:18.481 --> 01:20:20.107
‫که می‌خواد از زمانه‌ش با خبر باشه.

01:20:20.191 --> 01:20:21.817
‫نیویورک تایمز بگیر.

01:20:49.512 --> 01:20:51.055
‫«شتو گوریو». یالا.

01:20:51.138 --> 01:20:52.223
‫بله قربان.

01:20:52.306 --> 01:20:54.225
‫به‌محض رسیدن به نیویورک

01:20:54.308 --> 01:20:56.894
‫لویی فوراً تحت تأثیر تفاوت ملموسی که

01:20:56.978 --> 01:20:59.647
‫که توی اجزای تشکیل دهندهٔ اتمسفر بود
‫قرار گرفت.

01:20:59.730 --> 01:21:02.233
‫مشخص بود که این یه شهره

01:21:02.316 --> 01:21:04.860
‫با موج عظیمی از انرژی الکتریکی.

01:21:04.944 --> 01:21:06.612
‫اون نوشیدنی‌ها رو همین
‫الان ببر به میز شمارهٔ ۹.

01:21:06.696 --> 01:21:07.697
‫بله قربان.

01:21:08.990 --> 01:21:11.450
‫هر عشق گربه‌ای می‌دونه که
‫پیشی از هیچی بیشتر از این خوشش نمیاد

01:21:11.534 --> 01:21:13.411
‫که روی یه تکه کاغذ قهوه‌ای بشینه.

01:21:13.494 --> 01:21:16.497
‫گربه‌ها کاملاً از خطر
‫روماتسیم الکتریکی آگاه هستن

01:21:16.581 --> 01:21:18.916
‫و البته اگه یه وقت خواستید
‫گربه‌ای رو مجازات کنید

01:21:19.000 --> 01:21:21.627
‫می‌تونید کاغذ رو مچاله کنید
‫که صدای رعد و برق بده.

01:21:21.711 --> 01:21:24.255
‫- مگه گربه‌ها روماتسیم می‌گیرن؟
‫- بله البته خانوم سیموندز.

01:21:24.338 --> 01:21:28.759
‫آقای وین، ما عکس گربه‌هاتون رو
‫به کارکنان‌ـمون نشون دادیم.

01:21:28.843 --> 01:21:31.220
‫می‌خندن.
‫لبخند می‌زنن.

01:21:31.304 --> 01:21:33.222
‫بهش بگو آلیشا.
‫بگو که دروغ نمیگم.

01:21:33.306 --> 01:21:36.225
‫یکی از تایپیست‌هامون،
‫چندتا از عکس‌هاتون رو برد واسه بچه‌هاش

01:21:36.309 --> 01:21:38.561
‫و گفت که چهار دست و پا

01:21:38.644 --> 01:21:41.188
‫فرار می‌کردن، و تظاهر می‌کردن که گربه‌ن.

01:21:41.272 --> 01:21:43.941
‫تظاهر می‌کردن گربه‌ن!
‫چه ناز!

01:21:44.025 --> 01:21:47.028
‫و خواستن واسه تولدشون گربه براشون بخرن.

01:21:47.111 --> 01:21:49.488
‫تو رو می‌بریم اونجا.
‫شخصیت خاصی داری.

01:21:49.572 --> 01:21:53.618
‫موافقی آلیشا؟ عزیزم.
‫تو آقای گربه‌ای.

01:21:53.701 --> 01:21:55.411
‫- تو مرد گربه‌ای هستی.
‫- مرد گربه‌ای.

01:21:55.494 --> 01:21:57.830
‫- اون مرد گربه‌ایه.
‫- مرد گربه‌ای.

01:21:57.913 --> 01:22:00.291
‫به‌نظرم یه ریتم خاصی داره.

01:22:01.667 --> 01:22:04.128
‫ولی از لویی وین هم خوشم میاد.

01:22:05.212 --> 01:22:07.340
‫به‌نظرم اونم ریتم خاص خودش رو داره.

01:22:10.176 --> 01:22:12.094
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم آقای وین؟

01:22:13.137 --> 01:22:14.597
‫چرا گربه؟

01:22:32.448 --> 01:22:34.533
‫فقط یادت باشه

01:22:34.617 --> 01:22:36.452
‫هر چقدر هم اوضاع سخت شد

01:22:36.535 --> 01:22:39.163
‫هر چقدر هم حس کردی
‫دیگه نمی‌کشی...

01:22:40.289 --> 01:22:42.625
‫دنیا پر از قشنگیه.

01:22:44.210 --> 01:22:46.462
‫و بستگی به خودت داره که دریافتش کنی لویی.

01:22:47.755 --> 01:22:49.632
‫که نگاه کنی.

01:22:49.715 --> 01:22:52.635
‫و تا جایی که می‌تونی
‫با بقیه به اشتراکش بذاری.

01:23:06.649 --> 01:23:08.192
‫حالتون خوبه آقای وین؟

01:23:09.610 --> 01:23:12.196
‫زمزمه‌هاش همراه باد نوازشگر میاد

01:23:12.279 --> 01:23:16.409
‫یا همراه چکه‌های خیسِ
‫باران الکتریکی و مجذوب کنه.

01:23:16.492 --> 01:23:18.661
‫و شب‌ها پیچ رادیو رو می‌چرخونم

01:23:18.744 --> 01:23:21.330
‫به این امید که از الکتریسیتهٔ جوی‌‌ای که

01:23:21.414 --> 01:23:23.165
‫از زندگی بعد از مرگ
‫میاد سر نخی پیدا کنم.

01:23:23.249 --> 01:23:26.127
‫که چطور با این آشوب ادامه داد؟

01:23:26.210 --> 01:23:29.171
‫چرا که اول امیلی بود که به من

01:23:29.255 --> 01:23:31.048
‫طبیعت واقعی گربه‌ها رو آموخت.

01:23:32.174 --> 01:23:33.801
‫ارزش واقعی گربه‌ها.

01:23:33.884 --> 01:23:35.469
‫فقط با درک کردن
‫گربه‌هاست که میشه فهمید

01:23:35.553 --> 01:23:37.304
‫چطور باهاشون بدرفتاری شده،
‫و درک نشدن

01:23:37.388 --> 01:23:39.473
‫اون‌هم بی هیچ دلیلی جز تعصب کورکورانه

01:23:39.557 --> 01:23:42.309
‫و این‌طوری انسان‌ها رو شناختم.

01:23:43.644 --> 01:23:46.856
‫که چطور همه‌مون توسط فرم اشتباهی از
‫الکتریسیته فاسد شدیم.

01:23:46.939 --> 01:23:48.899
‫و فقط از طریق کار کسانی که

01:23:48.983 --> 01:23:51.026
‫استعداد دگرگون‌کنندگی دارن هست که

01:23:51.110 --> 01:23:53.654
‫می‌تونیم شکستش بدیم.

01:23:53.738 --> 01:23:57.324
‫بدون تغییر ما یه گونهٔ سقوط کرده
‫و بدون هیچ آینده‌ایم

01:23:57.408 --> 01:24:00.745
‫حیوانی که تنها غریزه‌ش نابود کردنه!

01:24:01.871 --> 01:24:03.622
‫لویی عزیز.

01:24:03.706 --> 01:24:07.710
‫بعد از درگیری طولانی
‫و سرسختانه‌ با آنفلوآنزا

01:24:07.793 --> 01:24:11.005
‫مادرمون ساعت ۱۱:۳۶
‫دقیقهٔ امروز صبح از دنیا رفت.

01:24:13.507 --> 01:24:17.219
‫حتی در هفته‌های منتهی به مرگش،
‫به راه و روش خودش زندگی کرد

01:24:17.303 --> 01:24:19.764
‫و ما رو با داستان‌هایی در مورد پدرمون

01:24:19.847 --> 01:24:22.308
‫و دورانی که به عنوان معشوقه‌های جوان
‫در لندن بودن سرگرم می‌کرد.

01:24:23.642 --> 01:24:27.271
‫از اینکه چقدر دلش
‫برات تنگ شده صحبت کرد

01:24:27.354 --> 01:24:29.815
‫ولی درک کرده که باید سفرت رو می‌رفتی

01:24:29.899 --> 01:24:32.485
‫چون به صلاح خونواده بود.

01:24:32.568 --> 01:24:35.404
‫حقیقت رو در مورد
‫وضعیت مالی‌ـمون بهش نگفتم.

01:24:37.281 --> 01:24:40.326
‫ولی لویی، الان دارم برات نامه می‌نویسم

01:24:40.409 --> 01:24:42.703
‫چون ازت می‌خوام برگردی خونه.

01:24:44.330 --> 01:24:46.290
‫می‌دونم تفاوت‌های خودمون رو داریم

01:24:46.373 --> 01:24:48.000
‫ولی داریم پیر می‌شیم.

01:24:50.002 --> 01:24:53.547
‫و خیلی وقته که خیلی دور بودی.

01:24:53.631 --> 01:24:55.299
‫ها. ها. ها.

01:24:55.382 --> 01:24:57.718
‫از طرف خواهرت.
‫کارولاین.

01:24:57.802 --> 01:24:59.303
‫خنده‌داره. خنده‌داره.

01:25:26.038 --> 01:25:28.082
‫آهای؟

01:25:28.165 --> 01:25:30.626
‫بذار بیام بیرون!

01:25:30.709 --> 01:25:32.878
‫اینجا امن نیست!

01:25:49.019 --> 01:25:51.939
‫کمک! داریم...غریق میشیم!
‫داریم غرق میشیم!

01:25:52.022 --> 01:25:54.149
‫کمک کنید لطفا!

01:25:54.233 --> 01:25:59.238
‫لطفاً!‌ کمک کنید!
‫لطفاً!‌ کمک کنید!

01:25:59.321 --> 01:26:01.448
‫لطفا! لطفا!

01:26:01.532 --> 01:26:03.617
‫مامانی! بابایی!

01:26:03.701 --> 01:26:07.997
‫کمکم کنید! کمکم کنید! کمکم کنید!

01:26:08.080 --> 01:26:10.082
‫کمکم کنید!

01:26:22.511 --> 01:26:23.596
‫فقط یادت باشه...

01:26:38.444 --> 01:26:40.112
‫فقط یادت باشه...

01:26:41.113 --> 01:26:42.740
‫مامانی!

01:26:44.241 --> 01:26:45.659
‫بابایی!

01:26:48.454 --> 01:26:52.499
‫کمکم کنید! لطفاً!

01:26:54.168 --> 01:26:57.713
‫دارم غرق میشم!

01:27:08.641 --> 01:27:13.729
‫[سال ۱۹۱۴]

01:27:43.175 --> 01:27:45.260
‫می‌بخشمت اگه فکر کردی

01:27:45.344 --> 01:27:49.223
‫اینجاست که ثروت آقای وین عوض میشه.

01:27:49.306 --> 01:27:53.268
‫ولی افسوس، چند سال بعد از مرگ مادرش

01:27:53.352 --> 01:27:57.189
‫ماری بی‌چاره هم قربانی
‫آنفلوآنزای وحشتناک شد.

01:27:59.066 --> 01:28:01.694
‫در حالی که قلب نحیف
‫دوست و ناصح‌ـش

01:28:01.777 --> 01:28:03.904
‫سر ویلیام اینگرمِ بخشنده

01:28:03.988 --> 01:28:06.448
‫بالاخره در اثر نقرس
‫از تپیدن ایستاد.

01:28:07.658 --> 01:28:09.535
‫لویی هم‌چنان به نشون دادن

01:28:09.618 --> 01:28:11.829
‫کمبود ناراحت‌کنندهٔ
‫هوش مالی از خودش ادامه داد

01:28:11.912 --> 01:28:13.872
‫و کمر خونواده بیشتر و بیشتر

01:28:13.956 --> 01:28:15.916
‫زیر بار قرض‌هاشون شکسته می‌شد.

01:28:20.838 --> 01:28:23.257
‫و بعد وقتی یه روز می‌خواست

01:28:23.340 --> 01:28:25.300
‫از یه اتوبوس در حال حرکت پیاده بشه

01:28:25.384 --> 01:28:28.637
‫با کله افتاد و به کمای عمیقی رفت

01:28:28.721 --> 01:28:32.307
‫و رویایی از سال ۱۹۹۹ دید.

01:28:47.531 --> 01:28:50.534
‫و برخلاف انتظار بقیه،
‫گربه‌های خوش‌یمن آینده‌نگرانه‌ش

01:28:50.617 --> 01:28:52.369
‫موفقیت بزرگی بود

01:28:52.453 --> 01:28:55.581
‫و سفارشات از سراسر اروپا انجام می‌شد.

01:28:55.664 --> 01:28:57.166
‫ولی در همون موقع

01:28:57.249 --> 01:28:59.460
‫الکتریسیتهٔ منفی در دنیا

01:28:59.543 --> 01:29:01.587
‫به سطح بحرانی‌ای رسیده بود

01:29:01.670 --> 01:29:04.506
‫و تنش‌های نظامی منتهی
‫به وضعیت جنگی شد.

01:29:08.093 --> 01:29:10.763
‫لویی ماه‌ها و خستگی‌ناپذیر کار کرد

01:29:10.846 --> 01:29:13.265
‫ولی تقریباً تمامی محموله‌ش در دریای شمال

01:29:13.348 --> 01:29:16.143
‫توسط یه زیردریایی آلمانی نابود شد.

01:29:16.226 --> 01:29:18.145
‫چندی از کشتی‌های باربری بریتانیایی

01:29:18.228 --> 01:29:20.147
‫توسط زیردریایی‌های آلمانی غرق شدند

01:29:20.230 --> 01:29:21.182
‫و کالاهای بسیاری

01:29:21.252 --> 01:29:22.267
‫به ارزش هزاران پوند را

01:29:22.338 --> 01:29:24.818
‫راهی کف دریای شمال کرد.

01:29:24.902 --> 01:29:26.945
‫گزارش‌های اولیه حاکی از اینه
‫که این کشتی‌ها

01:29:27.029 --> 01:29:28.864
‫بین درگیری طرفین گیر افتاده‌ند...

01:30:01.605 --> 01:30:02.689
‫لویی؟

01:30:06.860 --> 01:30:08.904
‫کارولاین می‌خواد تو رو ببینه.

01:30:16.537 --> 01:30:19.373
‫لویی، بشین.

01:30:39.101 --> 01:30:40.811
‫می‌خوام بدونی که

01:30:49.153 --> 01:30:51.738
‫می‌خوام بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم.

01:31:10.674 --> 01:31:12.968
‫هیس. هیس.

01:31:17.014 --> 01:31:19.349
‫بسه!
‫لویی، بسه!

01:31:22.477 --> 01:31:23.604
‫لویی!

01:31:28.483 --> 01:31:30.402
‫تموش کن لویی، لطفاً!
‫آروم بگیر.

01:31:30.485 --> 01:31:33.614
‫لویی! لویی!
‫لویی! بسه!

01:31:36.658 --> 01:31:40.037
‫گربه‌ها به عنوان خدایان مرموز پرستیده شده

01:31:41.788 --> 01:31:45.375
‫و به عنوان همراهان شرور
‫جادوگری و گناه بدنام شده‌ند.

01:31:47.794 --> 01:31:51.048
‫ولی فکر کنم تو اولین نفری هستی که

01:31:51.131 --> 01:31:53.717
‫تا حالا متوجه شده گربه‌ها در واقع
‫خنده‌دار هستن.

01:31:55.969 --> 01:31:58.722
‫خنگ و بغل‌دوست هستن.

01:32:00.140 --> 01:32:01.433
‫و تنها.

01:32:02.643 --> 01:32:04.728
‫ترسیده و شجاع.

01:32:06.146 --> 01:32:07.731
‫مثل ما.

01:32:15.447 --> 01:32:18.200
‫چی توی اون سر بامزه‌ت می‌گذره؟

01:33:28.854 --> 01:33:30.355
‫خیلی بهتر شد.

01:33:31.898 --> 01:33:33.984
‫تو دنیا رو قشنگ می‌کنی.

01:33:35.569 --> 01:33:38.071
‫و گرم. و مهربان.

01:33:39.740 --> 01:33:42.909
‫فقط می‌خواستم قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫ازت تشکر کنم.

01:33:45.620 --> 01:33:48.415
‫لویی، من دنیا رو قشنگ نمی‌کنم.

01:33:51.251 --> 01:33:52.836
‫دنیا خودش قشنگه.

01:33:55.589 --> 01:33:57.716
‫و تو هم کمکم کردی که اینو ببینم.

01:34:04.181 --> 01:34:09.061
‫می‌برمت جایی که بهش میگیم
‫بخش بی‌نوایان.

01:34:09.144 --> 01:34:13.065
‫واسه...خب به واسه دلایل مشخصی.

01:34:13.148 --> 01:34:16.068
‫بهتون قول میدم که از بیماران به بهترین

01:34:16.151 --> 01:34:18.153
‫و تخصصی‌ترین شکل مراقبت میشه.

01:34:18.236 --> 01:34:19.738
‫سال ۱۹۲۵

01:34:19.821 --> 01:34:23.033
‫امیدوارم که گزارش خوبی

01:34:23.116 --> 01:34:25.327
‫به کمیته‌ای که دواطلبش شدین تحویل بدین.

01:34:25.410 --> 01:34:28.538
‫من اینجام که رفاه بیماران‌ـتون رو
‫ارزیابی کنم دکتر کوک

01:34:28.622 --> 01:34:30.290
‫و وضعیت ادارهٔ بیمارستان‌ـتون.

01:34:30.374 --> 01:34:32.834
‫نه فقط از جانب اعضای کمیته‌م

01:34:32.918 --> 01:34:34.836
‫بلکه از جانب دولت.

01:34:34.920 --> 01:34:37.672
‫پس باید گزارشم رو

01:34:37.756 --> 01:34:41.009
‫- بر اساس چیزی که پیدا می‌کنم تحویل بدم.
‫- صد البته.

01:34:41.093 --> 01:34:44.054
‫میانگین زمانی که بیماران اینجا
‫توی «اسپرینگ‌فیلد» سپری می‌کنن چقدره؟

01:34:44.137 --> 01:34:48.183
‫توفیقی داشتین که بیماران
‫رو به بیرون رفتن قانع کنید؟

01:34:48.266 --> 01:34:50.310
‫موفقیت‌هایی داشتیم.

01:34:50.394 --> 01:34:52.687
‫ولی بخشی‌ـش بستگی به تمایل بیمار

01:34:52.771 --> 01:34:54.398
‫برای همکاری داره.

01:34:54.481 --> 01:34:56.900
‫و همون‌طور که می‌تونید تصور کنید
‫آقای رایدر

01:34:56.983 --> 01:34:59.778
‫این مسئله در هر فرد متفاوته.

01:35:01.488 --> 01:35:03.156
‫لویی وین.

01:35:03.240 --> 01:35:07.911
‫بله. ایشون آقای لویی وین هستن.

01:35:09.287 --> 01:35:12.582
‫احتمالاً عکس‌های نسبتاً دل‌نشینش
‫از گربه‌ها رو به یاد دارین

01:35:12.666 --> 01:35:15.502
‫از سال‌های پیش.

01:35:18.171 --> 01:35:19.923
‫حالتون چطوره‌ آقای وین؟

01:35:24.177 --> 01:35:26.972
‫چیزه...منم.

01:35:29.099 --> 01:35:32.602
‫دن رایدر. توی قطار با هم آشنا شدیم
‫توی آندوور.

01:35:32.686 --> 01:35:36.982
‫سگ...پومرانی خواهرم باهام بود.

01:35:38.150 --> 01:35:39.443
‫کلئوپاترا.

01:35:41.945 --> 01:35:43.321
‫کلئوپاترا؟

01:35:43.405 --> 01:35:44.489
‫بله.

01:35:52.998 --> 01:35:55.167
‫اصلاً نمی‌دونستم جزو
‫بیماران هستین آقای وین.

01:35:55.250 --> 01:35:57.586
‫ایشون متأسفانه کاملاً دیوانه هستن.

01:35:57.669 --> 01:36:00.464
‫ولی نهایت سعی‌ـمون رو می‌کنیم
‫که ازش مراقبت کنیم.

01:36:01.715 --> 01:36:05.051
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫مگه نه آقای رایدر.

01:36:05.135 --> 01:36:07.137
‫به‌نظر کاملاً دیگه

01:36:07.220 --> 01:36:09.222
‫کنترل هنرش رو از دست داده.

01:36:16.354 --> 01:36:18.190
‫از اینجا خوشت میاد آقای وین؟

01:36:21.693 --> 01:36:23.361
‫گربه نداره.

01:36:25.780 --> 01:36:29.409
‫بیرون رو... نمی‌تونم ببینم.

01:36:32.454 --> 01:36:35.290
‫وای. نسبتاً باید برای کسی

01:36:35.373 --> 01:36:38.168
‫مثل شما سخت باشه، آقای وین

01:36:38.251 --> 01:36:41.463
‫که کل زندگی‌‌ـت
‫رو صرف آزمایش دنیا کرده باشی

01:36:41.546 --> 01:36:45.300
‫و یهویی نتونی ببینی‌ـش.

01:37:10.742 --> 01:37:12.911
‫سرافکنده شدم.

01:37:16.331 --> 01:37:17.499
‫من...

01:37:19.751 --> 01:37:24.589
‫سرافکنده‌ش کردم آقای رایدر.

01:37:26.132 --> 01:37:28.343
‫فکر نکنم سرافکنده باشی آقای وین...

01:37:29.302 --> 01:37:31.054
‫از حرفایی که خودت گفتی برداشت کردم.

01:37:36.226 --> 01:37:38.979
‫به‌نظرت چرا امیلی ازت خواسته

01:37:39.062 --> 01:37:41.356
‫که به نقاشی کردن ادامه بدی آقای وین؟

01:37:44.150 --> 01:37:46.152
‫که به بقیه کمک کنم.

01:37:48.738 --> 01:37:50.240
‫که نشون‌ـشون بدم.

01:37:51.032 --> 01:37:52.993
‫شاید.

01:37:53.076 --> 01:37:55.287
‫و هیچ شکی نیست که این کارو کردی.

01:37:56.538 --> 01:37:59.374
‫ولی من یه نظریهٔ نسبتاً متفاوت دارم.

01:38:04.504 --> 01:38:08.341
‫به‌نظرم ازت خواسته به نقاشی کردن ادامه بدی

01:38:11.011 --> 01:38:12.846
‫که تنها نباشی.

01:38:22.564 --> 01:38:27.569
‫وقتی نقاشی می‌کنی آقای وین
‫به بقیهٔ مردم وصل میشی

01:38:27.652 --> 01:38:30.322
‫و بهشون تکه‌ای از خودت رو میدی

01:38:30.405 --> 01:38:35.702
‫ولی...اونا هم با تو در ارتباطن.

01:38:38.288 --> 01:38:42.250
‫و اون الکتریسیته‌ای که توصیف کردی...

01:38:45.420 --> 01:38:47.714
‫که در حضور امیلی حسش کردی

01:38:49.341 --> 01:38:51.509
‫عشق خطابش می‌کنم آقای وین.

01:38:57.140 --> 01:38:58.850
‫و اون عشق هنوز اینجاست.

01:39:16.076 --> 01:39:18.286
‫با کمک خواهران وین

01:39:18.370 --> 01:39:21.081
‫آقای رایدر شجاع
‫تصمیم گرفت که برای حمایت از لویی

01:39:21.164 --> 01:39:22.791
‫پول جمع‌آوری کنه

01:39:22.874 --> 01:39:24.834
‫و برای اینکه اون‌قدری پول جمع بشه

01:39:24.918 --> 01:39:27.504
‫که اون رو به بیمارستانی بسیار راحت‌تر
‫در حومهٔ شهر منتقل کنن

01:39:27.587 --> 01:39:29.339
‫جایی که به بیمارانشون اجازه میدن

01:39:29.422 --> 01:39:31.132
‫برای راحتی گربه نگه‌داری کنن.

01:39:32.300 --> 01:39:34.302
‫اونا با طرفداران وین

01:39:34.386 --> 01:39:35.845
‫از سراسر کشور همراه شدن

01:39:35.929 --> 01:39:37.639
‫و حتی کمک یک‌سری از

01:39:37.722 --> 01:39:39.724
‫طرفداران قدرت‌مندتری رو دریافت کردن

01:39:39.808 --> 01:39:42.519
‫مثل نویسندهٔ معروف
‫اچ‌جی ولز

01:39:42.602 --> 01:39:44.437
‫که تقاضایی ملی از طرف

01:39:44.521 --> 01:39:46.856
‫صندوق حمایتی لویی وین نوشت.

01:39:46.940 --> 01:39:51.111
‫هنرمند، لویی وین گربه رو مال خودش کرد.

01:39:51.194 --> 01:39:54.030
‫اون یک سبک گربه رو اختراع کرد.

01:39:54.114 --> 01:39:56.074
‫یه جامعهٔ گربه.

01:39:56.157 --> 01:39:59.452
‫یه دنیای کامل مربوط به گربه‌ها.

01:39:59.536 --> 01:40:03.123
‫گربه‌هایی که مثل گربه‌های لویی وین نیستن
‫و مثل اونا زندگی نمی‌کنن...

01:40:03.206 --> 01:40:05.542
‫از خودشون خجالت می‌کشن.

01:40:05.625 --> 01:40:07.168
‫ولی الان

01:40:08.628 --> 01:40:12.132
‫در حالی که لویی به آخر عمرش نزدیک میشه

01:40:12.215 --> 01:40:16.052
‫آقای وین و خواهراش شدیداً نیازمند

01:40:16.136 --> 01:40:18.638
‫سخاوتمندانه‌ترین کمک‌های گربه‌دوستان

01:40:18.722 --> 01:40:21.683
‫و افراد آگاه از همه‌جا هستن.

01:40:27.147 --> 01:40:29.107
‫برای لویی وین

01:40:29.190 --> 01:40:31.735
‫الکتریسیته فقط چیزی نبود که
‫ما ازش برای

01:40:31.818 --> 01:40:35.405
‫برای برشته‌کردن نون
‫یا روشن کردن لامپ حمام استفاده می‌کنیم.

01:40:35.488 --> 01:40:37.323
‫یه چیز بزرگ‌تر بود

01:40:37.407 --> 01:40:39.826
‫چیزی که اون‌قدر غیرعادی و عجیب بود

01:40:39.909 --> 01:40:43.329
‫که ذهن انسان به‌زور توانایی درکش رو داره.

01:40:44.664 --> 01:40:48.293
‫یک نیروی مرموز و اساسی
‫که گاهی

01:40:48.376 --> 01:40:51.379
‫می‌تونست درخشش رو توی هوا حس کنه

01:40:51.463 --> 01:40:54.174
‫و کلید همهٔ رازهای عمیق

01:40:54.257 --> 01:40:56.259
‫و هراس‌انگیز زندگی.

01:44:11.037 --> 01:44:12.372
‫نگاه کن.

01:44:13.144 --> 01:44:23.050
:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید
<i>AvaMovie.in</i>

01:44:30.300 --> 01:44:38.933
‫« ترجمه از وحـیـد فـرحـنـاکـی و تورج پاکاری »
‫.::  Stef@n & Night_Walker77 ::.

01:44:39.910 --> 01:44:47.629
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
AvaMovie.in
