WEBVTT

00:01.060 --> 00:26.233
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in

00:51.060 --> 00:56.233
کريس،موضوع چيه؟

00:56.274 --> 01:01.447
من تو رو خيلي دوست دارم

01:01.488 --> 01:04.867
تو ديگه منو دوست نداري؟

01:17.422 --> 01:21.343
من پيشرفت کردم و اينو متوجه هستم

01:21.383 --> 01:29.383
اما همسرم،من حتي نميتونم اونو قانع کنم
اينجا بياد.....هر چيزي مي تونه اونو به
هم بريزه

01:29.477 --> 01:35.231
اون چيز ميتونه زنگ تلفن باشه،يه خبري
باشه،يه چيزي تو اينترنت،خريد رفتن

01:35.273 --> 01:38.863
شايد يه پيراهني که هديه يادبوده و از
پنجره آويزون شده

01:38.903 --> 01:44.075
اينها همه او رو دقيقا بر مي گردونن به
محل اوليه.و همه پيشرفت من نابود مي شه

01:44.117 --> 01:46.161
و من هم با او به اونجا بر مي گردم

01:46.202 --> 01:48.371
من کاملاً متفاوت حس مي کنم

01:48.414 --> 01:52.918
تلويزيون نگاه مي کنم و اينترنت مي بينم و
منم اون پيرهن آويزونو مي بينم ولي هيچ
حسي ندارم

01:52.961 --> 01:57.922
هر چي بيشتر اين تصاويرو مي بينم کمتر حس
مي کنم و کمتر باور مي کنم که واقعي ن

01:57.965 --> 02:05.057
منظورم اينه،من فکر ميکنم که اون احساس
تو تصور منه الان. شما اينطوري فکر نمي
کنيد؟

02:06.307 --> 02:10.352
.ليندا، من کريس کلوين هستم.در جواب تلفنت

02:10.395 --> 02:18.395
.اين هفته دو تا وقت آزاد دارم.7صبح سه
شنبه يا6:15بعد از ظهر پنج شنبه

02:18.821 --> 02:24.742
.ميتوني يه پيغام بزاري که کدوم يکي از
اين دوتا برات خوبه.ممنون

02:25.871 --> 02:33.043
. خب من ميدونم که اون درست نيست.زيرا من
تو رو مي شناسم وميدونم که اون درست نيست.

02:46.390 --> 02:48.510
.خوبه.خوشحالم.بسيار خوب.بزار روز چهار
شنبه حلش مي کنيم

03:50.877 --> 03:58.877
ميتونم کمکتون کنم؟ ما دنبال دکتر کريس
کلوين مي گرديم.کريس؟

04:06.684 --> 04:11.940
.من تا حدي ميتونم تصور کنم وقتي چنين
پيغامي دريافت ميکني ،به فکر چي ممکنه
بيفتي

04:11.982 --> 04:19.982
معذرت مي خوام که قضيه زياد دراماتيک به
نظر مي اد اما تو تنها کسي هستي که در اين
موقعيت مي تونم بهش اعتماد کنم

04:22.911 --> 04:25.789
من به کمک تو نياز دارم

04:25.790 --> 04:28.583
کريس،لازمه که بياي به سولاريس

04:28.625 --> 04:32.755
نميدونم چطوري بهت توضيح بدم که ما اين
بالا چي رو داريم تجربه مي کنيم

04:32.797 --> 04:40.797
ما حتي نمي تونيم بين خودمون توافق داشته
باشيم که چي داره رخ مي ده و ما بايد چي
کار کنيم

04:42.889 --> 04:49.438
.من تصورم بر اينه که آشکار ترين راه حل
خروج ما از اينجاست

04:49.480 --> 04:51.940
اما هيچ کدوم از ما اينو نمي خواد

04:51.982 --> 04:56.780
به همين خاطر که تو اين درخواست عجيب رو
دريافت مي کني

04:59.698 --> 05:07.698
من به خدمه گفتم که سوابق و تجارب تو،تورو
بهترين انتخاب براي اين کار مي کنه

05:09.500 --> 05:17.500
نگران نباش،من همه جزئياتو نگفتم.اما
آنچه گفتم حقيقته.پس در هر صورت

05:21.305 --> 05:29.305
اميدوارم به سولاريس بياي کريس.فکر مي کنم
لازمه بياي.تو خواهي ديد که منظور من چيه

05:32.316 --> 05:39.367
.کاش مي شد همه چيزو واضحتر بگم ،اما مي
دوني که ديگران هم دارن ميشنون.

05:46.582 --> 05:54.582
.ميتونين تصورشو بکنين که اين پيغام
گيبارين چه تشنجي در دي بي اِ بوجود آورده

05:55.006 --> 05:59.554
- چرا نيروي حراست رو نفرستادين؟-فرستاديم

05:59.597 --> 06:04.976
.وقتي رسيدن به سولاريس تماسمون قطع شد و
اونا ديگه برنگشتن

06:06.520 --> 06:11.775
بايستي يه جور سيستم آلمينيوم7روي عرشه
باشه-. -اونا خاموشش کردن

06:11.816 --> 06:16.363
شرکت اميدوار بود که بتونه اين مشکل رو
بدون دخالت يک غير نظامي حل کنه اما....

06:16.405 --> 06:21.035
اما ظاهراً موقعيت بحرانيه

06:21.078 --> 06:24.957
.يک مقدار کارهايي هم انجام شده بود ولي
نبايد مشکلي براي شما ايجاد بکنه

06:24.998 --> 06:32.549
پرواز خودش کاملاً اتومات انجام ميشه شما
در بيشتر سفر خواب خواهيد بود

06:32.588 --> 06:40.055
.ما احساس اطمينان مي کنيم که اگه شما
بتونين وارد سفينه بشين مي تونين با اونها
مذاکره کنين و سالم برشون گردونين

06:40.096 --> 06:46.478
- اين چيزيه که همه مي خوان؟
- البته.

11:57.433 --> 12:01.270
"به مرگتون خوش اومدين.بزارين ببينيم از
کجا سر در ميارين

12:01.312 --> 12:09.312
" دسته رو بچرخون و ببين تو اين فروشگاه و
در اين جعبه جاوديي بزرگ چه چيزي براي شما
نگه داشته شده

12:13.533 --> 12:21.533
- يک مشکل.صبر کن.برگرد. - نه.

12:47.738 --> 12:55.738
- کلوين هستي؟
- بله. - کلوين.درسته .متاسفم راجع به اون
کلوين

13:00.289 --> 13:08.289
اسامي فقط...به خاطر بعضي مسائل.
بله،اوم....خب....من....ميخواي بياي تو؟

13:10.927 --> 13:18.927
- من خوبم.اون خون کيه که تو آزمايشگاه
ريخته ؟-بله،خون....چي راجع به اون؟

13:29.031 --> 13:37.031
.کوئيتار،او اوم...بله،نيروهاي
حراست.خودشونو نشون دادن و او فقط تمومش
کرد.بله، يه سوراخ توکاسه ش گذاشت

13:42.630 --> 13:50.630
- .برا گيبارين چه اتفاقي
افتاد؟... بله،خودشو کشت

13:54.933 --> 14:00.188
- کي پيداش کرد؟... من پيداش کردم

14:00.229 --> 14:08.229
- برا ريس چه اتفاقي افتاد؟... بله،اوم
ريس.ما نمي دونيم زيرا چيز اينه که اويه
جوري ناپديد شد

14:10.824 --> 14:12.993
- .ناپديد شد؟.-ناپديد شد

14:13.035 --> 14:21.035
- او چطوري ناپديد شد؟... دقيقاً.ما نمي
دونيم.ما مي دونيمکه اون تو سفينه نيست

14:21.626 --> 14:26.424
.آه،و اين همه اون چيزيه که ما ميدونيم

14:26.425 --> 14:34.425
- دکتر گوردون کجاست؟... دکتر گوردون،او تو
اتاق خودشه و دکتر گوردون اجازه نمي ده به
تو بري تو اتاقش

14:43.735 --> 14:51.735
- ميتوني به من بگي اينجا چه اتفاقي
افتاده؟ -من مي تونستم بگم به تو چي شده
اما اوه....

14:54.620 --> 14:58.707
نمي دونم ايا اون واقعاًاونچه که ميگم
اتفاق افتاده

15:06.343 --> 15:14.343
- -من فقط ميخوام باهات صحبت کنم... حرفتو
بزن سعي نکن بياي تو... باشه

15:36.456 --> 15:40.837
- بسيار خوب؟... براي گيبارين چه اتفاقي
افتاد؟

15:40.838 --> 15:48.838
- با سنو صحبت نکردي؟ - مي خواستم حرف تو
رو هم بشنوم. - من حرف ديگه اي ندارم.

15:51.013 --> 15:59.013
-چرا به خونه برنگشتي؟اينجا چه اتفاقي
افتاده؟چي پيدا کردي؟... تو دقيقاً نماينده
کي هستي؟

16:02.234 --> 16:09.827
- من نماينده آخرين تلاشي هستم که مي خواد
اين ماموريت قبل از آنکه آنها سفينه و هر
کسي داخل اون رو نابود کنن ؛نجات بدم

16:18.542 --> 16:25.384
- تا زماني که براي تو هم اتفاق نيفتاده
هيچ جاي بحثي وجود نداره

16:46.656 --> 16:48.115
هي

16:56.249 --> 16:57.793
هي

17:14.435 --> 17:18.525
- اين يکي ديگه کيه اينجا؟ ؛اين يکي ديگه
کيه اينجا؟

17:18.566 --> 17:26.566
- من يه پسر بچه ديدم. - پسر گيبارينه.
مايکل

17:30.620 --> 17:37.793
- چطوري اين امکان داره؟
- فکر مي کنم به همين خاطره که شما
اينجاييد

17:37.835 --> 17:44.301
-من ميخوام که يه مصاحبه رسمي با تو و
گوردون داشته باشم.به کمک تو در رابطه با
او نياز دارم... بله بسيار خوب

17:44.343 --> 17:51.017
- اوم،چقدر خواب تو نياز داري کلوين؟... چقدر
خواب؟... بله

17:51.056 --> 17:57.022
چقدر فکر مي کني بتوني بدون خواب تحمل
کني؟
- بستگي داره

17:57.063 --> 18:05.063
.-خب،زماني که مي ري بخوابي من فهميدم که
بهتره درو قفل کنم بخوابم

18:09.744 --> 18:15.626
.اون زماني که پروژه هنوز دست ناسا بود و
قبل از آنکه به دي بي اِ فروخته بشه من
باهاش بودم

18:15.667 --> 18:22.802
.من در فيزيک آموزش ديدم و براي ارزيابي
قابليتهاي اقتصادي سولا ريس به اينجا
فرستاده شدم

18:22.843 --> 18:28.932
. بماند اينکه سولاريس يک مورد استفاده
تجاري با دوام داره يا يه منبع انرژي قابل
حصوله

18:28.972 --> 18:33.603
.از زماني که اين اتفاقات مزخرف شروع شد
من دارم اطلاعاتو جمع آوريمي کنم

18:33.644 --> 18:37.816
- آزمايشي روي سفينه انجام دادي؟ آب
،هوا،غذا؟
- بيش از 50 بار همه رو چک کردم

18:37.856 --> 18:45.406
.هيچ نشانه اي از هر نوع آلودگي يا
ترکيبات موثر روي روان پيدا نکردم

18:45.449 --> 18:53.449
- در مورد خودت چي؟ خودت چطوري؟
- .افسردگي همراه با حملات فوق سرخوشي و
بيخوابي اوليه

18:57.670 --> 19:04.510
ميتونم به انزوا طلبي،اختلالات
وسواسي-اجباري. شوک،خستگي و انکار اشاره
کنم

19:04.552 --> 19:09.891
- در اين شرائي هيچ کدوم اينها غير معمول
نيست - ميدونم .درسته

19:09.932 --> 19:17.692
حالا چي مي توني راجع به اتفاقي که اينجا
افتاده به من بگي؟
- فقط اينکه ميخوام متوقفش کنم

19:17.735 --> 19:25.735
اما من ميخوام که متوقفش کن . اگر بتونم
اين کارو بکنم معنيش اينه که من از اون
باهوشترم

19:30.955 --> 19:38.713
- .ميدوني،مي توني بري خونه . دور شو از
اينجا. من اينو تضمين مي کنم

19:48.558 --> 19:54.813
.بله،مسئله اينه اين،هي بابا من مي ميرم
برا برگشتن به زمين....ميميرم

19:54.854 --> 20:02.854
اما گوردون،گوردون اين جوريه که،گوردون
بودن. بله،پس....

20:10.371 --> 20:12.874
ببينم چي کار ميتونم بکنم

20:14.043 --> 20:22.043
شما به کيهان اومديد و آماده براي همه
چيز.سختي،مشقت،خستگي و مرگ

20:28.766 --> 20:36.766
.ما از خودمون مغروريم اما وقتي به اون
فکر مي کنيم مي فهميم اشتياق ما يک فريبه

20:39.778 --> 20:44.031
.ما دنياهاي ديگرو نمي خوايم. ما انعکاس
اونارو مي خوايم

23:32.501 --> 23:37.507
- خب به هر حال اسپاون چطوره؟
- خوب،خوب

23:37.551 --> 23:43.598
ا گريه مي کنه و هر دو ساعت تو شرتش تر مي
زنه. - ميدونم چه حالي داره

23:43.639 --> 23:48.729
چه موقع داري مي ري؟
- بازم عقب انداختيمش

23:48.768 --> 23:54.443
نشنيدم اونو - .آه،هيچ کس هنوز نمي
دونه.حرفهايي هست که دولت دنبال يه خريدار
مي گرده

23:54.484 --> 23:59.447
کاش مي تونستيم به مردم بگيم فکر مي کنيم
اون بالا داره چه اتفاق يمي افته - مي
توني به من بگي من يه دکترم

23:59.488 --> 24:07.328
خب دکتر،تا اونجايي که ما رو سولاريس
مطالعه کرديم جالبترين چيز اينه
که.....اون اومم....

24:07.329 --> 24:15.329
.خب،به نظر مياد که اون واکنش نشون
ميده.تقريباً مثل اين ميمونه که ميدونه
تحت کاوشه. نميتونيم اينو توجيح کنيم

24:15.465 --> 24:21.013
يعني. گوشت با منه کريس؟

24:21.055 --> 24:26.850
.خب به هرحال....خب به هر حال........ برو
باهاش حرف بزن اسمش رِيا س

24:26.851 --> 24:31.231
او يه کمي زيرکه اما فکر مي کنم ارزششو
داره

24:31.271 --> 24:36.446
- او به يک روانپزشک نياز داره. - هممون
داريم

25:21.869 --> 25:25.538
.تو خودت نگه ندار

25:29.877 --> 25:37.877
- تو شروع کن - من کردم. - .واقعاً؟،من
اين تمايلمو فرو خوردم که ازت در باره
دستگيره در بپرسم

25:42.474 --> 25:47.603
- تو هميشه جلوي تمايولاتتو مي گيري؟ - نه
هميشه

25:47.645 --> 25:55.645
- به شعر علاقه داري. - و مرگ هيچ قلمروي
نخواهد داشت. - هممم توماس

25:59.283 --> 26:07.283
گرچه اون شعر خيلي شادي نبود. -.وقتي تو
رو توي قطار ديدم تو هم خيلي شاد به نظر
نمي اومدي

26:14.091 --> 26:22.091
- من نبودم. -و امشب؟
- زوده

29:06.981 --> 29:09.943
لعنت خدا

29:44.896 --> 29:51.653
- من بيدارم
- بله

29:51.695 --> 29:59.695
- تو چطور اينجايي؟ تو چطور اينجايي؟
- منظورت چيه؟

30:00.079 --> 30:08.079
- فکر مي کني کجا هستي؟ فکر مي کني همين
الان کجا هستي؟
- خونه

30:10.884 --> 30:18.642
- خونه کجاست؟
- با تو جايي که زندگي مي کنيم

30:18.682 --> 30:26.682
- و به يادت مي اد جاي ديگه اي با من
بودي؟يادت مياد جاي ديگه اي با هم بوده
باشيم؟

30:27.107 --> 30:35.107
- آپارتمانمون
- توصيفش کن.
- اونجا تاريکه،خيلي خيلي تاريک

30:37.911 --> 30:45.911
.هيچ عکسي رو ديوار نيست. هيچ تصويري در
هيچ جا

30:46.295 --> 30:52.259
.حتي تصويري روي يخچال که من هميشه فکر مي
کردم يه کمي عجيبه

30:52.301 --> 31:00.301
- يادت مياد ما اولين بار کجا همديگرو
ديديم؟
- در يک قطار.

31:20.291 --> 31:28.291
کريس. من خيلي خوشحالم که مي بينمت. من
خيلي دوستت دارم. تو ديگه منو دوست نداري؟

31:41.895 --> 31:49.068
- من بايد يه چيزيرو با کارکنان کنترل کنم
- نه. منوترک نکن. منو ترک نکن

31:49.110 --> 31:57.110
- چرا؟ چرا؟ چرا؟ - نمي دونم نمي دونم.
- مشکلي نيست مشکلي نيست

32:19.017 --> 32:27.017
- چرا تو اونجا نشستي؟ ميتونم بيام و پيش
تو بشينم؟

33:55.996 --> 34:00.583
- هي
- اون چي بود؟

34:02.418 --> 34:10.418
- .بله....راجع به اون؟هنوز دارم روش کار
مي کنم

34:14.683 --> 34:22.683
- مهمان تو کجاست؟ - نمي دونم. اون ديگه
پديدار نميشه

34:22.898 --> 34:26.778
- مهمون تو کي بود؟
- برادرم

34:46.300 --> 34:54.300
مال تو کي بود؟ - همسرم - مرده؟

35:05.110 --> 35:13.110
خب. اسمش چي بود؟
- او بر ميگرده؟ - ميخواي که بر گرده؟

36:21.608 --> 36:24.946
- نه اون نيست
- بله هست. - نه اون نيست

36:24.989 --> 36:29.868
- خب...اون چرنده ....من ميخوام بفهمم. من
ميخوام اونو به يکي ارائه بدم و ببينم ايا
چاپش مي کنن

36:29.911 --> 36:32.870
- اون هيچ مقبوليتي نداره مگر اينکه
ببينن از نظر تجاري ارزشي دار ه يا نه

36:32.911 --> 36:38.458
- .خب از نظر ديگران ارزشي نداره جز براي
خودت
- بله

36:38.501 --> 36:43.674
- اون احمقانه س.
- اون احمقانه س. - من ازش خوشم مياد

36:43.715 --> 36:50.764
اون قرمزي رو د رچشمهاي من نشون ميده

36:50.806 --> 36:56.271
آيا اون به پدرت نشون دادي؟
- بله - و؟

36:56.312 --> 37:00.776
- و او خوشش اومد -چي گفت؟ - گفت که خوشش
اومده

37:00.817 --> 37:08.817
- مردي هست که به سادگي ازپس تعارفات
معمول بر نمياد،اون چيزي هست.وچيزي که به
تو بگه؟

37:10.827 --> 37:14.582
- ميتونيم راجع به يه چيز ديگه صحبت کنيم
خواهش مي کنم؟... بسيار خوب... هر چيز ديگه

37:14.624 --> 37:22.624
- کي مي خواي ازدواج کني؟ هر زماني که
تصميم بگيرم تو ازش يه شوخي مي سازي

37:25.928 --> 37:33.928
- متاسفم.اون فقط...اون براي من خيلي
مشکله.... هنوزچيزي هست که من انجام ندادم؟

37:36.019 --> 37:39.066
- نه،نه،نه،نه قضيه اين نيست اصلاً

37:39.108 --> 37:46.656
- .زيرا،ميدوني، اگه تو اينو به عقب
بندازي بعدها 15يا20سال ديگه من پرسيدنو
متوقف مي کنم

37:46.698 --> 37:54.698
- خب من ديگه اون موقع پير شدم
-... بله... پس جدا از شعري که براي من شبي
که همديگرو ديدم خوندي

37:55.916 --> 38:00.381
- مممم.. شبي که تو پيش من اومدي. اون شب
- من...من اينطور فکر نمي کنم

38:00.382 --> 38:04.760
شعر مورد علاقه ت چيه؟
- شعر ديلان توماس محبوب من؟ - مممممم

38:04.801 --> 38:12.801
- ...-خب،کسي ...کسي خب.کسي هست که
بسيار مشهوره براي اونچه که شروع مي کنه،
اوم...

38:14.937 --> 38:22.937
مرد جواني از نانچوکت بود. - .اونو مي
دونستم،من.....با تو ازدواج نمي کنم

38:27.408 --> 38:31.996
- اوه،تو با من ازدواج مي کني

38:41.090 --> 38:49.090
- آيا بايد کس ديگه اي رو هم دعوت کنيم؟
- از طرف ديگه شاهد هايي هم بايد باشن.
کسي مارو باور نمي کنه

38:55.938 --> 39:00.695
- .زماني که کوچيک بودم من اين دوست خيالي
رو داشتم که اسمش شِلِي بود

39:00.735 --> 39:04.780
.باشه،او رسمش بود زير کاغذ ديواري در
گوشه اتاق زندگي کنه

39:04.822 --> 39:10.661
.و من عادت کرده بودم برم اونو ببينم.من
يک ارتباط شديدي داشتم،من تنها بچه
اينجوري بودم. تو مي فهمي

39:10.704 --> 39:18.704
و اوم... اون مثل برادرم بود.اون
شخصي بود که من عادت داشتم باهاش دعوا کنم
،بجنگم و...

39:19.840 --> 39:27.264
.آنچه که بطور فزاينده اي در عرض چند سال
بعد اتفاق افتاد اين بود که مادرم
ارتباطشو با من قطع کرد

39:27.305 --> 39:32.977
او فقط تحت نام ميکا شِلِي با من ارتباط
داشت و اين نامه هارو براي من نوشت

39:33.021 --> 39:39.486
و ما هيچ صحبت ديگه اي با هم نداشتيم. .و
مسلماًاو قابل تاييد بود... ممم

39:39.526 --> 39:44.157
- .اما اوم،اون....او ن روش عجيبي در
تربيت و رشد کردن بود

39:44.198 --> 39:52.198
- ميدوني،تو با مرد درستي هستي - من هنوز
مي دونم که،..اون چقدر عاليه.
- در نتيجه ..مرد....

40:18.901 --> 40:26.901
رِيا. - .منم،منم. اين بريدگي رو به خاطر
نميارم

40:36.546 --> 40:44.305
کي اينطوري شد؟
- درست قبل از اينکه بيام اينجا

40:44.346 --> 40:52.346
- من با تو بودم؟ - نه

40:54.898 --> 41:02.898
- .من در واقع هيچ چيز رو يادم نمياد. من
فقط تورو به ياد دارم

41:04.825 --> 41:12.825
من مريض بودم؟? - يه جورايي

41:14.836 --> 41:18.006
- ما جدا بوديم؟
- بله

41:18.047 --> 41:23.177
- چه مدت؟
- چند سال

41:24.012 --> 41:27.473
- تو تنها بودي؟
- بله

41:27.514 --> 41:35.514
- مشکل بود؟
- آسون تر از اين بود که من با کس ديگه اي
باشم

41:38.320 --> 41:44.909
- آيا راجع به من فکر مي کردي؟
- بله

41:55.127 --> 42:03.127
- اون بيرون چيه؟
- سولاريس
- اوه،خداي من بله و من نمي تونم به ياد
بيارم چطوري اومدم اينجا

42:13.231 --> 42:20.487
من با تو اومدم اينجا؟ - من نميدونم تو چه
طوري اومدي اينجا

42:20.530 --> 42:28.530
- منظورت چيه؟ - من از خواب بيدار شدم و
تو اينجا بودي

42:29.831 --> 42:37.831
- پس من ديروز اينجا نبودم؟ - نه.
- خوبه

43:33.817 --> 43:41.817
- .لباس نمي پوشي؟ مردم امشب متوجه مي
شن.اگه تو اونجا نباشي،رِيا مردم متوجه مي
شن

43:50.625 --> 43:58.625
.من مي تونم با همه اينا کنار بيام.نوسان
خلق،بيقراري،عوض کردن شغل هر سه ماه،همه
اينا

44:03.764 --> 44:10.605
آنچه که نميتونم باهاش کنار بيام اينه که
تو از من مخفي بشي. چرا اين کارو با من
ميکني؟

44:14.525 --> 44:22.525
.ميخواي اينجا باشي؟در نتيجه من به کمک
نياز دارم من نميتونم اين کارو بکنم. من
به روش خودم اين کارو ادامه ميدم

44:26.248 --> 44:32.213
.کل....کل عقيده راجع به خدا توسط انسان
خيال پردازي شده

44:32.254 --> 44:37.300
حتي محدوديتهايي که براي اين عقيده
قائل مي شيم محدوديتهاي انسانيه.اون طراحي
ميکنه،اون خلق مي کنه،اون ميتونه اين کارو
بکنه،اون مي تونه اون کارو

44:37.343 --> 44:40.886
- نه من دارم راجع به يک شکل عالي تر هوش
صحبت مي کنم

44:40.929 --> 44:45.182
- .الان صبر کن،تو داري راجع به يه چيز
ديگه صحبت مي کني.داري دوباره راجع به
مردي با ريش سفيد حرف مي زني

44:45.225 --> 44:52.192
.شما خصوصيات انساني رو داريد به چيزي
نسبت ميديد که اصلاً انسان نيست

44:52.232 --> 44:58.782
- .ريک،همه عناصر هستي شناخته شده و
زمان کافي رو داشته باش.وجود ما اجتناب
ناپذيره

44:58.823 --> 45:06.705
.اون هيچ اسرار آميز تر از درختان و کوسه
ماهي ها نيست.ما يک احتمال رياضي هستيم و
همش همين

45:06.749 --> 45:09.918
- , اينو چطور ميتوني توضيح بدي که از ميون
اين همه ميليارد موجود روي اين سياره،

45:09.959 --> 45:13.131
فقط نوع ماست که از ميرايي خود آگاهي
داره؟

45:13.170 --> 45:16.674
- تو نمي توني اينو توضيح بدي... اين به
اين معنا نيست که خدا...
- دقيقاً

45:16.717 --> 45:23.181
شايد مذهب در درون ما پرورانده شده.
- آو منظورت چيه؟...

45:40.159 --> 45:48.000
ببخشيد... يک روانپزشک نيهيليست, مدرسه اي
وجود داره؟ - نه تا حالا

45:48.043 --> 45:51.503
- مي بيني؟ او حداقل شوخه

46:04.434 --> 46:12.434
- کجا بودي؟
- دور از اون مردم لعنتي

46:17.949 --> 46:24.997
- اونا دوستان منن.
- بله

46:38.846 --> 46:46.846
کريس مي خوام باهات حرف بزنم.
- چي شده؟ - من نمي فهمم چي داره اتفاق مي
افته

46:53.778 --> 46:57.992
. و حتي اگه بفهمم چي داره رخ مي ده
اونوقت فکر نمي کنم بتونم از پسش بر بيام

46:58.032 --> 47:06.032
- منظورت چيه؟ - منظورم... منظورم اينه که
من اون آدمي که به ياد ميارم،نيستم

47:10.629 --> 47:14.508
يا حداقل مطمئن نيستم که او باشم

47:14.549 --> 47:21.223
.ميدوني،من چيزهارو به ياد ميارم
اما....به ياد نميارم که اونجا بوده باشم

47:21.265 --> 47:29.265
به ياد نميارم که اون چيزهارو تجربه کرده
باشم

47:32.735 --> 47:40.735
من واقعاً واقعاً دارم سعي مي کنم
بفهمم...واين ....اين افکار عجيب مرتب
ميان به سرم و

47:42.373 --> 47:50.373
.من...من نمي دونم اونا از کجا مي يان و
من مي ترسم اوم...و نمي دونم چه اتفاقي
داره مي افته

47:52.382 --> 47:55.427
نمي دونم چه خبره؟.تو چي فکر مي کني داره
رخ مي ده؟

47:55.468 --> 47:58.345
- تو به استراحت نياز داري. - نه،من...
- بايد اينو بخوري

47:58.346 --> 48:03.310
- .نه،تونميفهمي زيرا من فکر نمي کنم بتونم
با اين زندگي کنم

48:03.351 --> 48:09.734
.من حتي نمي دونم الان داره چه اتفاقي مي
فته

48:09.735 --> 48:16.616
و اين اين اين من اينو به ياد مي
ارم.من خاطره اي از اون دارم اما..

48:16.657 --> 48:24.657
يادم نمياد که اينو ديده باشم.يادم
نمياد اونجا بوده باشم.من

48:27.877 --> 48:33.341
- .به خاطره خستگيه.خستگي.به خاطر استرسي
که داشتي

48:33.383 --> 48:39.889
.خستگيه.برا همينه که بايد اينو بخوري.
...
- بسيار خوب،بله

48:39.931 --> 48:44.897
- .نه،اون هست.تو خوب ميشي.من با گوردون و
سنو صحبت ميکنم.ما به زمين بر مي گرديم

48:44.937 --> 48:48.024
ممم هوم - و تو خوب ميشي. - مم هوم

48:51.359 --> 48:54.405
- من الان بر مي گردم.
- باشه

48:54.448 --> 49:00.413
- تو ديگه اينجا خوبي؟
- بله. بله. بله

49:02.080 --> 49:09.213
- اين در از داخل قفل مي شه
- بله
- تو اينجا کاملاً در اماني

49:09.256 --> 49:13.094
- بله - مطمئني که حالت خوب مي شه؟

49:13.133 --> 49:19.600
- .درواقع تو هنوزم اينو از من ميپرسي.
بله بله من خوبم من خوبم

49:19.642 --> 49:22.937
- همين جا بمون

49:44.458 --> 49:52.299
بابا، من خيلي راجع به اين موجود نگران
بودم اما....بعدش....تو يکهو ظاهر شدي و
من حتي براي تو بيشتر نگران شدم

49:52.343 --> 49:57.223
.مخصوصاًبعد از بار اول وقتي تو بار اول
غيبت زد

49:57.265 --> 50:03.937
.بله،تو کاملاً... به هم ريختي .بله
همين جوريام بايد مي شد.تو مثل همون اول
الان پريشاني

50:03.978 --> 50:09.442
- اون هرگز راجع به اون قضيه نبايد چيزي
بدونه. هرگز. ميفهمي؟

50:14.742 --> 50:22.742
- .نه،نه،نه،نه،نه.توفکرم که آيا اونا مي
تونن حامله بشن

50:24.668 --> 50:29.840
- کجا داري مي ري؟ - من نمي تونم اينجا
باشم
- چي؟

50:29.883 --> 50:34.136
- تو بايد به من گفته باشي.
- ديگه هيچ فرقي نمي کنه

50:34.177 --> 50:41.519
- ؟واقعاً.کريس،من مجبور بودم. آشکارا، من
مجبور بودم.تو اينو در باره من مي دوني

50:41.561 --> 50:49.320
من هيچ فکر نميکردم تو اينطور واکنش نشون
بدي. گوش کن. گوش کن به من. چي تغيير
کرده؟

50:49.361 --> 50:52.822
من حتي نمي دونستم تو يکي ام نمي خواي
-چرا من بايد يدونه بخوام؟ چرا من بايد يه
بچه بخوام؟

50:52.865 --> 50:57.830
چرا من بايد چيزيرو بخوام که يه زندگي توي
اين خونه بياره؟

50:57.870 --> 51:03.709
- !نه،نه،کريس.نه،... بس کن،بس کن، بس
کن،بس کن ، بس کن

51:05.169 --> 51:08.924
- نه،کريس و تو نميفهمي. گوش کن و اون فقط
اوضاع رو بدتر مي کنه

51:08.965 --> 51:11.509
من هيچ فکر نمي کردم احساس تو اين باشه
- بس کن

51:11.593 --> 51:15.640
- خواهش مي کنم .من اصلاً نمي خوام بدون
تو کاري بکنم - پس تو اون کارو نمي کني

51:15.680 --> 51:22.105
پس تو اون کارو نخواهي کرد. ا زمن دور شو
- نه، اوه خداي من. اوه ، نه

51:28.944 --> 51:35.826
- مي خواي عقيده گوردونو تغيير بدي.تصورشو
بکن گوردون و همسر تو،همسر خيلي قشنگ
تو....او قشنگه،درست؟

51:35.869 --> 51:43.127
او زيباست.....او نازه. همسر تو
قشنگه.اونا با هم جور مي شن،درست؟ چونکه
فکر مي کنم زنها، درست؟

51:43.168 --> 51:47.547
الان ما زن و زن داريم،درست؟

51:47.589 --> 51:51.927
اگه ما زنارو داريم،ميدوني،با هم در يه
گروه و همه اون چيزاي چرت و پرت ديگه، چه
شود؟

51:51.968 --> 51:57.932
تو ميدوني چي مي شه.همه جور عشق و حال نمي
توني وصفش کني،ميدوني،مثل حال و حول،
ميدوني؟

51:57.974 --> 52:05.974
اسرار آميز اما خوب.معمولاً خيلي خوب ولي
مسائل حل مي شه اما طرح من و تو. چي فکر
مي کني؟

52:08.779 --> 52:13.409
- من مجبورم راجع بهش فکر کنم

52:19.791 --> 52:23.334
و مرگ هرگز قلمروي نخواهد داشت

52:23.377 --> 52:26.422
انسانهاي مرده برهنه، آنها يکي خواهند شد

52:26.465 --> 52:29.717
.با مردي در باد و ماهي در غرب

52:29.760 --> 52:34.222
.آنگاه که استخوانهايشان از گوشت تهي مي
گردد و استخوانهاي برهنه شان به خاک مي
پيوندد

52:34.262 --> 52:38.017
.و ستارگاني در دستها و پاها خواهند داشت

52:38.060 --> 52:41.814
.اگرچه مجنون مي روند، عاقل خواهند شد

52:41.854 --> 52:45.441
.اگرچه به ميان دريا فرو مي روند،دوباره
برخواهند خاست

52:45.484 --> 52:49.114
.اگرچه عاشقان از دست مي روند، عشق هرگز

52:49.153 --> 52:54.952
و مرگ هرگز قلمروي نخواهد داشت

53:36.538 --> 53:44.538
- تو منو پيدا کردي. - من به خاطر تو
برگشتم. من اون روز برگشتم

53:58.186 --> 54:01.357
متاسفم

54:14.245 --> 54:20.835
- بسيار خوب،تئوري بافي بسه .مهمونا.آيا
اونا از ذرات زير اتمي ساخته شدن يا نشدن؟

54:20.876 --> 54:23.253
- ذرات زير اتمي مطمئن نيستم . اما...

54:23.297 --> 54:27.925
- تو چي فکر مي کني؟ - من فکر مي
کنم....احتمالاً

54:27.968 --> 54:35.968
- با چي ثابت شدن؟ حدس بزن - .نمي دونم
.شايد "ميدان هيکس

54:40.105 --> 54:44.235
- پس،اگر ما يک ميدان هيکس منفي ايجاد
کنيم؟

54:44.277 --> 54:49.033
.و آنها رو با جرياني از بوسونهاي ضد هيکس
بمباران کنيم،ممکنه تجزيه بشن

54:49.072 --> 54:53.451
- .شايد. ميدوني،نيروي زيادي مي بره

54:53.452 --> 54:56.747
- .ما تمامي اعمال غير حياتي و غيرمهم
سفينه رو خاموش مي کنيم

54:56.789 --> 55:00.335
- اين فقط يه تئوريه،مي دوني؟ اگه ما
دراشتباه باشيم چي؟

55:00.376 --> 55:05.841
.بزاريد بفهميم. نتائج يافته هامون و به
زمين مي بريم

55:05.882 --> 55:12.431
- اگر اونا دنبال ما بيان چي؟ اگر اين
اتفاقي که اينجا داره رخ مي ده در يک
مقياس بزرگتر روي زمين رخ بده چي؟

55:12.473 --> 55:17.811
.آيا اونو به عنوان يه معضل نمي بيني؟ من
فکر مي کنم اگه اونو ساده و خوش خيم فرض
کنيم ، اشتباه مهلکي کرديم

55:17.852 --> 55:21.441
.براي اينکه همه اونچه که ما ميدونيم اينه
که اون داره مارو ديوونه مي کنه، پس مي
تونه مارو وادار کنه همديگرو بکشيم

55:21.482 --> 55:24.027
- به همين خاطره که تو فکر نمي کني اونا
چرا اينجان؟

55:24.070 --> 55:31.452
.اگه منابعشون رو بديم ممکنه هر کاري از
جمله از بين بردن مارو انجام بدن

55:31.493 --> 55:35.330
- يه ساعت ديگه بيا به آزمايشگاه پيش من.
- من به تو اجازه نمي دم اين کارو بکني

55:35.372 --> 55:38.458
- چطور مي خواي جلوي مارو بگيري؟
- تو چطور مي خواي جلوي منو بگيري تا اونو
برنگردونم؟

55:38.500 --> 55:41.546
- آيا ما بايد بقيه رو هم با خودمون
ببريم. هر کي مال خودشو؟

55:41.587 --> 55:47.553
I.نباي خيلي سخت باشه. ما ميتونيمسير کارو
ترسيم کنيم، فقط يکي دو روز طول مي کشه

55:47.594 --> 55:54.934
- کريس،او داره راجع به چي صحبت مي کنه؟
- هيچ چيز! - اورو بي اکسيژن بزاريم

55:54.978 --> 56:01.023
- شايد اونا اکسيژن نياز نداشته باشن.
- کريس ،اونا دارن راجع به چي صحبت مي
کنن؟

56:01.065 --> 56:09.065
- بهش نگفتي
- چي به من نگفتي؟ چي به من نگفتي؟

56:22.880 --> 56:27.802
- تو قبلاً يه بار ديگه هم اومدي - ما از
دستت خلاص شديم

56:27.887 --> 56:35.887
- شما چي؟ - من تو رو ولت کردم بري تو فضا

56:38.396 --> 56:46.396
- اوه خداي من، اوه خداي من - نه ، رِيا

56:49.200 --> 56:56.707
- به من دست نزن
- رِيا ، من نمي دونستم

56:56.751 --> 57:01.713
.رِيا،رِيا.بيا، اين کارو نکن

57:37.670 --> 57:45.670
تو دقيقاً با اين حرفات سعي داري چي کار
کني؟
- اونارو بکشم

57:51.516 --> 57:56.939
.اين يه اشتباه که ما با اونا از طريق
احساسات در گير بشيم

57:56.979 --> 58:04.979
.تو بازيچه شدي.اگه اون زشت بود تو نمي
خواستي اون دور و برت باشه.به همين خاطره
که اون زشت نيست

58:06.072 --> 58:09.620
.او يک آينه است که قسمتي از ذهن تو درش
منعکس شده و تو فرمول ايجادشو فراهم کردي

58:09.661 --> 58:16.752
- او زنده س. - .او انسان نيست.سعي کن
بفهمي گو اينکه ممکنه اصلاً چيزي رو نفهمي

58:16.793 --> 58:22.673
- .مهمون تو چي؟ اوني که تو حاضري بدون
هيچ درنگي نابودش کني

58:22.674 --> 58:30.674
اون کيه؟اون چيه؟آيا احساس مي کنه؟مي تونه
لمس کنه؟ميتونه صحبت کنه؟

58:32.809 --> 58:40.809
- .ما در وضعيتي قرار گرفته ايم ماوراي
اخلاقيات. همسر تو......مرده

58:41.694 --> 58:47.158
- چطوري اينو ميدوني؟ چطور مي توني چنين
قاطع راجع به ساختاري صحبت کني که
نميفهميش؟

58:47.201 --> 58:53.748
- .او يه رونوشته،يه کليشه س او مرتباً
داره تو رو اغوا ميکنه

58:53.792 --> 59:01.792
.تو بيماري.ما اورو با خودمون برنمي
گردونيم

01:00:19.005 --> 01:00:21.341
بزار چراغ خاموش باشه

01:00:34.480 --> 01:00:42.480
فکر مي کني داري خواب ميبني.
- تو گيبارين نيستي؟ - نه؟

01:00:43.823 --> 01:00:51.823
پس من کيم؟ - يه عروسک - و تو نيستي؟ يا
شايد تو عروسک مني

01:00:52.708 --> 01:00:56.838
. و مثل همه عروسکها تو فکر مي کني واقعاً
انساني

01:00:56.879 --> 01:01:04.879
اون روياي عروسکه، انسان

01:01:06.597 --> 01:01:12.271
- چرا خودتو کشتي؟
- در اون زمان ايده خوبي به نظر اومد.

01:01:12.312 --> 01:01:15.189
الان فکر مي کنم اشتباه کردم - پسرت چي؟

01:01:15.190 --> 01:01:20.570
.اون پسر من نيست. پسر من روي زمينه.و او
هم همسر تو نيست

01:01:20.614 --> 01:01:28.371
.اونها قسمتي از سولاريس هستند. به ياد
داشته باش

01:01:28.372 --> 01:01:35.337
- سولاريس از ما چي ميخواد؟
- چرا فکر مي کني او بايد از ما چيزي
بخواد؟

01:01:35.420 --> 01:01:43.420
براي همينه که تو بايد اينجا رو ترک کني
اگه فکر کني که راه حلي وجود داره ، اينجا
مي ميري

01:01:44.221 --> 01:01:52.221
- من نميتونم او رو ترک کنم . من از پسش
بر ميام. - مي فهمي که چي من سعي دارم بهت
بگم؟

01:01:53.021 --> 01:01:59.862
پاسخهايي وجود ندارن. فقط انتخابها

01:02:18.715 --> 01:02:20.969
رِيا؟

01:02:28.142 --> 01:02:30.564
- رِيا؟

01:02:42.490 --> 01:02:44.577
رِيا؟

01:03:03.888 --> 01:03:06.140
رِيا؟

01:03:13.691 --> 01:03:16.777
گوردون

01:03:57.194 --> 01:04:05.194
- چي شده؟
- او اکسيژن مايع خورده

01:04:25.808 --> 01:04:31.981
- او مرده - نه

01:04:54.506 --> 01:05:00.762
.من هرگز به اين حالتشون عادت نخواهم کرد.
اين دوباره زنده شدن هاشون

01:05:59.116 --> 01:06:01.660
- اوه،نه

01:06:11.923 --> 01:06:19.923
- چرا اين کارو کردي؟ رِيا؟ - منو اينطوري
صدا نزن

01:06:29.899 --> 01:06:37.899
.دو جزء وجود داره. يک شتاب دهنده پروتون
با انرژي بالا و يک و يک تعديل کننده فاز
ماده

01:06:38.824 --> 01:06:44.999
با تنظيم فرکانس ميزان سازي،يک افزايش
بوسونهاي ضد هيکس تا 90 گيگا هرتز بدست مي
اد

01:06:45.040 --> 01:06:49.293
.و يک تابش تقريباً خالص در 160گيگا هرتز

01:06:49.335 --> 01:06:57.335
رو مال خودم بکار بردم
- چي شد؟- ناپديد شد. برگشت همون جايي که
اومده بود

01:07:04.100 --> 01:07:12.100
اين هموني که او ميخواد - من اجازه نمي دم
اين کارو بکنه

01:07:12.611 --> 01:07:18.992
- وقتي بخوابي او پيش من خواهد امد

01:07:19.035 --> 01:07:22.077
- پس من نمي خوابم

01:07:24.832 --> 01:07:28.001
- .درک نمي کني؟ من از حافظه تو از او
ظاهر شدم

01:07:28.045 --> 01:07:36.045
.مشکل اينجاست.من يک شخص کامل نيستم.در
حافظه ات توميتوني همه چيزو کنترل کني

01:07:37.011 --> 01:07:42.183
. بنابراين حتي اگه چيزي رو به اشتباه به
ياد بياري،من بصورت از پيش تعيين شده اونو
اجرا مي کنم

01:07:42.225 --> 01:07:45.102
من خودکشي کردم چونکه تو منو اينجوري به
ياد داشتي

01:07:45.103 --> 01:07:49.482
.صداي من همون جوره که بود چونکه تو
اونجوري به يادش داري

01:07:49.523 --> 01:07:54.197
- .من باور ندارم که از پيش مقدر شده ايم
تا گذشته مونو از سر بگيريم

01:07:54.239 --> 01:07:58.991
.من فکر مي کنم ما ميتونيم انتخاب کنيم تا
انو يه جور متفاوتي انجام بديم

01:07:59.033 --> 01:08:05.958
.روزي که ترکت کردم و تو گفتي نبايستي اين
کارو مي کردي من توجهي نکردم زيرا عصباني
بودم

01:08:06.000 --> 01:08:12.674
.اين شانس به من رو آورده تا من اشتباهمو
جبران کنم و لازمه تو به من کمک کني

01:08:12.716 --> 01:08:20.716
- اما آيا من واقعاً رِيا هستم؟
- بيشتر از اين من نميدونم. همه اونچه که
ميبينم توئي

01:08:59.557 --> 01:09:02.518
همه اونچه که ميبينم توئي

01:09:11.320 --> 01:09:19.320
- .اونها منو خلق کردند و من هنوز نمي
تونم باهاشون ارتباط برقرار کنم.اگرچه
بايستي منو بشنوند

01:09:24.627 --> 01:09:29.172
.اون بايد بدونه که چه اتفاقي داره براي
من ميافته

01:09:29.213 --> 01:09:37.213
,و تو ومن ،ما بايستي نوعي توافق، نوعي
فهم ناگفته داشته باشيم

01:09:44.812 --> 01:09:49.860
در اينکه من واقعاً يک انسان
نيستم

01:09:51.611 --> 01:09:53.989
نه،رِيا

01:09:59.414 --> 01:10:05.877
.کريس؟ کريس؟ ،کاش فقط مي ذاشتي من از اون
دستگاه استفاده کنم و برم

01:10:05.960 --> 01:10:13.960
.و بعد تو ميتوني برگردي به زمين وهمه
چيزو راجع به سولاريس به همه بگي

01:10:15.513 --> 01:10:23.188
- نه.
- اين تنها راه حليه که معنايي داره

01:10:23.229 --> 01:10:31.196
.ما هرگز نمي تونيم يک زندگي باهم روي
زمين داشته باشيم. تو اينو مي دوني

01:10:31.238 --> 01:10:34.908
اين غير ممکنه

01:10:34.949 --> 01:10:42.949
.و اين؟ اين چه جور زندگيه؟گير افتاده
اينجا،اين يک زندگي نيست

01:10:44.834 --> 01:10:51.467
من،من نميدونم اسم اينو چي بزارم؟.
- اين همون چيزيه که ما داريم

01:10:51.510 --> 01:10:56.890
اون براي من کافيه.
- تو بايد استراحت کني

01:10:56.931 --> 01:11:02.686
.اينجوري خودتو مريض ميکني
- اهميتي نمي دم

01:11:02.729 --> 01:11:10.729
- فقط براي يک لحظه دراز بکش خواهش مي کنم
،کريس،تو به استراحت نياز داري

01:11:55.075 --> 01:12:00.497
زمزمه کنان) کريس به من اعتماد نمي کني )

01:16:53.266 --> 01:17:01.266
.کريس گوردونو مقصر ندون.اين تقصير او
نيست.من به او التماس کردم تا اين کارو
بکنه

01:17:04.528 --> 01:17:11.204
.اينجوري بهتره.من نامه خودکشي رو پيدا
کردم

01:17:11.246 --> 01:17:19.246
.من تو چيزات گشتم،صفحه اي رو که از کتاب
اشعار پاره کرده بودي، و من در يافتم که
من او نيستم

01:17:25.174 --> 01:17:33.174
.من رِيا نيستم. اگرچه ميدونم منودوست
داري من اينو ميدونم.اينو حس مي کنم. و تو
رو دوست دارم

01:17:38.565 --> 01:17:44.488
.من آرزو ميکنم کاش مي تونستيم براي هميشه
فقط در اين احساس زندگي کنيم

01:17:44.571 --> 01:17:52.571
.شايد مکاني وجود داشته باشه که ما
بتونيم. اما ميدونم اون مکان زمين نيست و
اين سفينه نيز نيست

01:17:56.877 --> 01:18:04.217
.اين همه چيزيه که الان ميتونم بگم

01:18:22.571 --> 01:18:25.030
-!شما اورو کشتين
- او نه اون.
- اين قتله

01:18:25.072 --> 01:18:28.450
- .کلوين، او ا زمن خواهش کرد.اين کار
خيلي سريع بود،اصلا درد نداشت

01:18:28.451 --> 01:18:32.749
- او بر مي گرده - نه او بر نمي گرده
- چرا گذاشتي او اين کارو بکنه؟

01:18:32.789 --> 01:18:39.796
- .کلوين!اون انسان نيست.هرچه که
هست،انسان نيست و من از طرف اون مورد
تهديدم

01:18:39.837 --> 01:18:46.720
و من ميخوام برنده باشم و ميخوام انسان
برنده باشه. تو طرف کي هستي؟

01:18:46.763 --> 01:18:52.725
- چي کار داري مي کني؟ - .. من درم آ اِل
رو رو خط ميارم مخوام برم خونه

01:19:07.075 --> 01:19:12.831
گوردون؟ گوردون

01:19:38.774 --> 01:19:42.445
- قضيه رو فهميدم.
- چند وقته فکر مي کني اون مرده؟

01:19:42.487 --> 01:19:47.494
- به خاطر سرما سخته گفتنش

01:19:47.534 --> 01:19:55.534
- ...او به من حمله کرد.اونجا من هستم. يه
جوري،اونجا من هستم و من تونستم بگم بله

01:19:58.253 --> 01:20:03.510
من نتونستم بگم بله چطور من اونجام يا
من کي هستم يا چه خبر شده اما

01:20:03.552 --> 01:20:11.552
قبل از اونکه من بتونم سر در بيارم چه
خبره،اينجا چه اتفاقي داره سر من در
مياد؟تو سعي داري چي کار بکني؟

01:20:12.269 --> 01:20:18.818
يا من يه هو ببينم تو داري سعي مي کني
منو بکشي.بله قضيه منو گيج کرد.من خواهم
گفت در مورد بعضي گيج شدنها

01:20:18.859 --> 01:20:25.033
چطور يه بازي پر کشمکش, اونجا بله هستند
و هست کميته خوش آمدگويي به من چاقوتو پرت
مي کني و اون يه چاقوي خوبي بود

01:20:25.074 --> 01:20:30.747
واوه،به هرحال من...بعد از همه اونها
فهميدم اينو ...هرآنچه که

01:20:30.748 --> 01:20:33.543
من اولين نگاه خوبمو کردم و اينطوري شد

01:20:33.584 --> 01:20:40.755
.من اولين 30 ثانيه اين زندگي رو حفظ
کردم،حالا هر چي که ميخوايد اسمشو بزاريد،
با کشتن يه کسي

01:20:40.756 --> 01:20:46.137
.و اوه،آه ه با کشتن کسي که اتفاقي خود من
بود

01:20:46.180 --> 01:20:52.937
.اغلب آدما رو در نظر بگيريم...من فکر
کنم... اغلب آدما در اين موقعيت شبيه
اين خواهند بود...آه ه!من نميدونم

01:20:52.979 --> 01:20:59.028
با اين حال اين حداقل،اين يک خوش اقبالي
باور نکردنيه. اين هست...اگر اين يک هديه
باشه چي؟

01:20:59.068 --> 01:21:06.034
من يه هديه هستم. هي

01:21:06.077 --> 01:21:10.956
- .من مي گم دستگاه هيکس رو روي اون بکار
ببريم

01:21:16.462 --> 01:21:24.462
- اومممم.فکر نمي کنم واقعاً وقت داشته
باشيم.
- چرا بايد تو اينو بگي؟

01:21:25.682 --> 01:21:33.682
- .خب،ميدونيد ،از اون موقعي که ما از
دستگاه هيکس معروف استفاده کرديم سولاريس
شروع کرد بطور نمايي جرم گرفتن

01:21:34.482 --> 01:21:39.237
.اوم،شما بايد توجه کرده باشيد که چطور ما
داريم به اون خيلي نزديک ميشيم

01:21:39.277 --> 01:21:47.277
.به اون خاطره که هر چيزي در داخل ميدان
جاذبه اون به داخل اون کشيده ميشه

01:21:48.370 --> 01:21:56.370
.آه ه،و بله تاسف به هر حال دستگاه هيکس
سوخت هسته اي راکتور رو هم مصرف کرده

01:22:00.844 --> 01:22:04.805
اما اگه ....بتونم من؟ بتونم يه
پيشنهادي بدم؟ اون فقط

01:22:04.847 --> 01:22:12.847
.شما ميتونيد اونچه که ميخوايد رو انجام
بديد اما من خودم رو اينجا محکم زنداني مي
کنم و "آنتن رو بر مي گردونم

01:23:27.601 --> 01:23:30.854
.انتنها با درجه بالا مدرج و جهت دهي

01:23:30.897 --> 01:23:38.897
.همه خطوط محرکه موتور اصلي راه اندازي
و تنظيم

01:23:59.677 --> 01:24:07.677
- .زمين.لغتي که حتي الان هم براي من عجيب
به نظر مياد. ناآشنا

01:24:12.773 --> 01:24:20.773
چند وقت مي شه که من رفته بودم؟ چند وقت
ميگذره که من برگشتم؟

01:24:26.579 --> 01:24:32.127
.سعي کردم ضرباهنگ دنيايي رو که عادت کردم
درش زندگي کنم دريابم

01:24:32.169 --> 01:24:39.552
.بدنبال جريان زندگي رفتم. مواظب بودم و
ساکت

01:24:39.595 --> 01:24:47.595
تلاشي آگاهانه کردم تا لبخند بزنم،سر
تکان بدهم،بايستم

01:24:48.563 --> 01:24:56.530
.و ميليونها اشاره و حرکت ديگري را انجام
دهم که زندگي بر روي زمين را تشکيل مي دهد

01:24:56.571 --> 01:25:04.162
.من اين حرکات را مطالعه کردم تا زماني که
دوباره آنها همه غير ارادي و بازتابي شدند

01:25:04.204 --> 01:25:12.204
.اما اين فکر همچنان روح مرا مي آزرد که
من او را به اشتباه به ياد آوردم و او جور
ديگري بود

01:25:13.589 --> 01:25:17.550
.. و اينکه به نوعي من در مورد همه چيز
اشتباه مي کردم

01:26:21.285 --> 01:26:26.749
- .فشار زدايي و چرخش همه توربينها به
حالت آماده بکار

01:26:26.791 --> 01:26:30.712
.جداسازيي

01:26:30.794 --> 01:26:35.050
.بستن و بکار گيري همه خطوط محرکه موتور
اصلي

01:27:38.700 --> 01:27:41.329
- رِيا

01:27:49.086 --> 01:27:50.755
رِيا

01:27:53.716 --> 01:27:57.137
رِيا

01:30:05.692 --> 01:30:06.508
- کريس؟ کريس

01:30:52.280 --> 01:31:00.280
- آيا من زنده ام يا مرده؟ - ما مجبور
نيستيم ديگه اينطوري فکر کنيم

01:31:06.505 --> 01:31:09.968
ما الان با هم هستيم

01:31:11.509 --> 01:31:19.184
.هر چيزي که ما انجام داده ايم بخشيده شده
است.

01:31:15.734 --> 01:31:17.569
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in
