WEBVTT

00:01.523 --> 00:03.191
‫تا جشن چند روز پیاده‌روی داریم

00:03.275 --> 00:06.153
‫کفون، قراره بریم دنیا رو ببینیم

00:06.611 --> 00:10.115
‫ببینید! جادوگر آوردیم که بسوزونیم

00:10.198 --> 00:14.286
‫جادوگریاب نتونسته ما رو پیدا کنه،
‫ولی پیامش همه جا پیچیده

00:14.786 --> 00:15.787
‫کفون کجاست؟

00:15.871 --> 00:18.457
‫کمک! هانیوا!

00:18.999 --> 00:21.960
‫- کفون یه پیام اینجا نوشته
‫- این کلمه‌ها رو از کجا بلدی؟

00:22.043 --> 00:23.628
‫این علم اون جعبه ست، مامان

00:23.712 --> 00:26.256
‫بازش کردیم
‫ازش خوندن و نوشتن یاد گرفتیم

00:26.339 --> 00:27.979
‫و همه کتاب‌هایی که برامون
‫گذاشته بود رو خوندیم

00:29.509 --> 00:30.969
‫پسر تو!

00:35.223 --> 00:36.224
‫یه پیام

00:36.308 --> 00:39.394
‫با جریان آب به سمت پایین رودخونه میره و
‫از میان دره‌های مختلف می‌گذره

00:39.478 --> 00:41.855
‫اخباری از سان گریو رسیده علیاحضرت

00:41.938 --> 00:43.356
‫تموم نشده

00:44.357 --> 00:53.938
.:: ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ::.
.:: DigiMoviez.com ::.

02:23.973 --> 02:33.973
‫ترجمه از ایـلیـا و نیـمـا
‫EILIA & NimaAM

02:49.974 --> 02:52.310
‫بالاخره اومدن سراغ جادوگرها

02:52.727 --> 02:54.521
‫قبل از اینکه بیایم اینجا،

02:54.604 --> 02:57.691
‫فرصتشو داشتیم که جادوگرها رو تسلیم کنیم،

02:58.108 --> 02:59.943
‫ولی اونا همه شما رو جادو کردن

03:00.360 --> 03:02.529
‫حالا وقتشه توبه کنین

03:02.612 --> 03:04.364
‫بیاید خودمون رو از شر اونا خلاص کنیم!

03:04.823 --> 03:08.410
‫اونا مقصر خطری هستن
‫که امروز باهاش مواجهیم

03:08.493 --> 03:10.787
‫و باید بابتش پاسخگو باشن

03:10.870 --> 03:12.789
‫در اطراف رودخونه

03:12.872 --> 03:13.873
‫همه می‌دونن

03:13.957 --> 03:16.543
‫که تمام این مدت
‫دشمن واقعی ما شما بودین!

03:17.419 --> 03:19.212
‫بگیرینشون! نذارین برن!

03:19.796 --> 03:21.464
‫نذارین جایی برن!

03:21.548 --> 03:24.217
‫با اونا سر جونمون معامله می‌کنیم

03:24.300 --> 03:25.885
‫اون دست منه! دست منه!

03:25.969 --> 03:30.181
‫عقب وایسین!
‫اون جادوگر یه چاقو گذاشته رو گلوم!

03:30.265 --> 03:31.474
‫باید همین الان بریم

03:31.558 --> 03:32.998
‫ببرشون به سمت رودخونه
‫به سمت رودخونه

03:33.852 --> 03:35.854
‫- بذارین این شیاطین رد بشن!
‫- آرکا!

03:35.937 --> 03:37.605
‫به زودی از شرشون خلاص میشیم!

03:37.689 --> 03:38.690
‫ماتال!

03:40.275 --> 03:41.318
‫برو

03:42.819 --> 03:45.071
‫با اونا برو
‫زنده بمون

03:45.155 --> 03:46.156
‫- دوستت دارم
‫- زنده بمون

04:02.547 --> 04:03.590
‫ماتال

04:08.678 --> 04:09.846
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

04:11.389 --> 04:12.599
‫بو؟

04:12.682 --> 04:13.933
‫من باهاتون میام

04:14.434 --> 04:15.852
‫دنبال من بیاین!

04:17.395 --> 04:18.396
‫کفون

04:20.857 --> 04:22.525
‫من به دردت نمی‌خورم

04:23.443 --> 04:24.486
‫ولم کن

04:25.236 --> 04:26.488
‫اون لیاقتش مرگه

04:27.322 --> 04:28.323
‫نه

04:30.617 --> 04:31.618
‫نه

04:34.913 --> 04:38.458
‫اگه واقعاً یه شیطان بودم
‫این لذت بزرگ رو نصیب خودم می‌کردم

04:44.881 --> 04:46.633
‫ولی ما از اون قبیله‌ها نیستیم

05:45.191 --> 05:47.235
‫من تاماکتی جون هستم

05:49.112 --> 05:55.076
‫فرمانده جادوگریاب ملکه کین
‫و محافظ مقدس پایان

05:55.160 --> 05:59.622
‫جادوگریاب
‫بالاخره اومدی ما رو نجات بدی

06:00.290 --> 06:01.750
‫زانو بزنی

06:02.334 --> 06:03.335
‫چی؟

06:05.920 --> 06:06.921
‫همه‌تون

06:20.810 --> 06:22.270
‫اگه می‌خواین زنده بمونین...

06:23.521 --> 06:26.232
‫بچه‌های جرلامارل رو تحویل بدین

06:28.777 --> 06:30.654
‫ما اهالی آلکنی، آدمای خوبی هستیم

06:32.739 --> 06:34.115
‫آدمای آرومی هستیم

06:35.950 --> 06:37.202
‫خواهش می‌کنم...

06:38.703 --> 06:41.706
‫جادوگریاب خواهش می‌کنم

06:43.166 --> 06:45.126
‫جادوگرها رفتن

06:51.424 --> 06:53.259
‫تا زمانی که خلافش ثابت بشه...

06:54.928 --> 06:56.471
‫شما همه‌ جادوگرین

06:58.014 --> 06:59.474
‫محافظ مقدس!

07:00.767 --> 07:02.435
‫گتر بکس هستم!

07:03.311 --> 07:05.605
‫جادوگرها فرار کردن!

07:06.648 --> 07:07.816
‫دنبالم بیاین!

07:13.863 --> 07:14.990
‫صبر کنین
‫اینجا آخر مسیره

07:15.407 --> 07:18.451
‫نه پسرم
‫از اینجا میریم پایین

07:23.748 --> 07:24.749
‫نگاه کنین

07:28.211 --> 07:29.212
‫بابا

07:30.755 --> 07:32.924
‫تو این کارو کردی؟ تنهایی؟

07:33.466 --> 07:36.052
‫هر کاری که جرلامارل بتونه بکنه
‫منم می‌تونم بکنم. حتی بزرگترش

07:36.136 --> 07:38.138
‫چیه؟ اون پایین چیه؟

07:38.555 --> 07:39.973
‫آزادی مامان

07:43.268 --> 07:44.602
‫بابا یه قایق ساخته

07:48.398 --> 07:49.399
‫پسرم

07:51.943 --> 07:53.194
‫کی این کارو کردی؟

07:53.778 --> 07:54.988
‫وقتی که می‌تونستم

07:55.071 --> 07:56.757
‫شگفت‌زده میشی وقتی بفهمی

07:56.781 --> 07:58.742
‫صبح قبل از اینکه خوابت بپره
‫چه کارایی می‌تونی بکنی

07:59.909 --> 08:00.910
‫چرا؟

08:02.203 --> 08:04.748
‫منم مثل تو امیدوار بودم
‫هیچوقت همچین روزی نیاد

08:05.957 --> 08:07.500
‫ولی براش آماده بودی؟

08:08.668 --> 08:12.005
‫آره آماده بودم. و به همین خاطر
‫زنده می‌مونیم تا فردا رو ببینیم

08:52.671 --> 08:54.172
‫اونایی که فرار کردن...

08:55.298 --> 08:57.008
‫یکی‌شون معمار بود؟

08:57.425 --> 08:59.969
‫آره آره، خیلی هم ماهر بود

09:03.973 --> 09:05.183
‫از رود رد بشین

10:14.252 --> 10:17.005
‫- بابا
‫- می‌دونم، می‌تونم صداشونو بشنوم

10:19.341 --> 10:20.925
‫شمشیرم رو بهم بده

10:40.654 --> 10:44.658
‫جلومون هم هستن
‫هر دو طرفن

10:46.493 --> 10:49.663
‫در سکوت مطلق حرکت می‌کنیم

11:32.580 --> 11:34.708
‫یه عمر بود که

11:36.793 --> 11:38.461
‫دنبالتون بودم

11:43.591 --> 11:46.302
‫وقتی به دنیا اومدین
‫من اونجا بودم

11:52.642 --> 11:54.686
‫صدای اولین گریه‌تون رو شنیدم

11:57.939 --> 12:03.528
‫و از اون موقع تا حالا
‫زندگیم رو وقف کردم تا شما رو دوباره پیدا کنم

12:08.283 --> 12:14.205
‫جون خیلی‌ها رو برای رسیدن به شما گرفتم

12:16.624 --> 12:17.876
‫و حالا...

12:20.295 --> 12:21.796
‫بعدش چی؟

12:23.757 --> 12:27.093
‫در این نزدیکی، یه روستا پر از
‫قوم و خویش شما هست

12:27.177 --> 12:30.972
‫که همه زانو زدن و
‫التماس بخشش دارن

12:33.850 --> 12:36.644
‫شاید شما بتونین جونشون رو بخرین

12:40.148 --> 12:41.399
‫حرف بزنین

12:44.611 --> 12:46.905
‫بذارین صداتون رو بشنوم

12:46.988 --> 12:50.033
‫برای اولین بار
‫از وقتی که یه نوزاد بودین

12:53.078 --> 12:54.871
‫خودتون رو آشکار کنین

12:57.207 --> 13:00.251
‫بذارین شما رو تا پیش ملکه‌تون همراهی کنیم

13:03.797 --> 13:05.173
‫این کارو بکنین...

13:06.966 --> 13:08.843
‫و اهالی روستا زنده می‌مونن

13:19.270 --> 13:20.313
‫نه؟

14:37.265 --> 14:38.266
‫کمک!

14:45.398 --> 14:46.399
‫نه!

15:00.413 --> 15:02.123
‫- بابا!
‫- ماگرا

15:15.720 --> 15:16.721
‫صبر کن مامان

15:32.362 --> 15:33.405
‫نه!

15:36.408 --> 15:37.450
‫مامان!

15:57.721 --> 15:58.722
‫برو!

16:07.105 --> 16:08.314
‫آرکا!

16:36.593 --> 16:38.261
‫پایین‌دست رودخونه چیه؟

16:39.220 --> 16:40.472
‫می‌تونیم تعقیبشون کنیم؟

16:41.806 --> 16:43.308
‫قبلاً که توضیح دادم

16:46.436 --> 16:48.063
‫جلو چی هست؟

16:49.981 --> 16:52.942
‫شاید بتونی زنده بمونی

16:53.902 --> 16:55.945
‫آب‌های آزاد
‫آب‌های عمیق

16:56.655 --> 16:57.822
‫اونا سریع حرکت می‌کنن

16:58.490 --> 17:00.659
‫نمی‌تونین بگیرینشون

17:02.285 --> 17:03.453
‫کمکم کن

17:15.298 --> 17:17.384
‫بیا. اینجوری یه کم زنده می‌مونی

17:20.887 --> 17:23.890
‫برگردین به روستا
‫همه‌شونو بکشین

17:27.060 --> 17:28.061
‫هرالد

17:31.648 --> 17:33.233
‫پیامی برای ملکه کین بفرست

17:34.859 --> 17:36.611
‫جادوگرها فرار کردن

18:36.379 --> 18:37.839
‫تاماکتی جون خبر فرستاده

18:39.174 --> 18:40.633
‫جای جادوگرها رو پیدا کرده؟

18:40.717 --> 18:43.345
‫آره ولی فعلاً
‫از دستش فرار کردن

18:44.346 --> 18:45.889
‫دوباره از دستش فرار کردن؟

18:47.599 --> 18:49.601
‫- چطوری؟
‫- نگفته

18:51.019 --> 18:52.729
‫پس باید خودمون حدس بزنیم،

18:53.146 --> 18:55.690
‫یا یه داستان تخیلی بسازیم

18:55.774 --> 18:57.108
‫لیدی ان،

18:57.859 --> 19:02.947
‫وقتی شعله خدا پوستت رو می‌سوزونه،
‫خدا رو مقصر می‌دونی یا خودت رو؟

19:04.282 --> 19:05.784
‫هیچکدوم ملکه من

19:06.868 --> 19:09.245
‫پیشخدمتم رو مقصر می‌دونم
‫که روی من سایه ننداخت

19:10.580 --> 19:14.000
‫خدایان قابل سرزنش نیستن
‫هیچکس هم شما رو سرزنش نمی‌کنه

19:15.543 --> 19:18.713
‫ولی شاید این خبر به این معنیه
‫که تاماکتی جون باید برگرده خونه

19:19.381 --> 19:21.132
‫نه

19:21.424 --> 19:25.428
‫ولی بابت موفقیت در این سفر
‫تاماکتی جون به سربازای بیشتری نیاز خواهد داشت

19:25.762 --> 19:27.013
‫علیاحضرت خواهش می‌کنم...

19:27.097 --> 19:29.766
‫سربازای بیشتری بفرستین
‫همه‌شون رو بفرستین

19:29.849 --> 19:32.143
‫این‌ها پدر و مادر هستن،

19:32.227 --> 19:33.770
‫زن و شوهرن،

19:34.229 --> 19:35.772
‫پسر و دخترن

19:36.564 --> 19:39.442
‫خانواده‌هاشون از نبودشون رنج می‌کشن

19:39.526 --> 19:43.571
‫از این جنگ مذهبی بی‌ثمر خسته شده‌ان

19:43.655 --> 19:45.657
‫این موضوع خارج از درک اوناست

19:46.741 --> 19:49.911
‫دستگاه‌های مقدس هم
‫درحال ناله هستن، علیاحضرت

19:51.246 --> 19:53.498
‫خود خدایان هم
‫این موضوع رو درک نمی‌کنن

19:53.581 --> 19:56.584
‫یعنی شما می‌فهمین خدایان چی میگن؟

19:56.668 --> 20:00.463
‫بله! میگن کافیه! کافیه!

20:05.093 --> 20:06.094
‫توی...

20:08.430 --> 20:10.515
‫قانون اساسی کهن ما نوشته

20:16.312 --> 20:18.898
‫«و پادشاه باید بر شورا حکومت کند»

20:20.650 --> 20:22.694
‫«و پادشاه باید تا زمان مرگ حکومت کند»

20:22.777 --> 20:24.279
‫من که حالم خیلی هم خوبه

20:24.362 --> 20:28.950
‫علیاحضرت، این چیزیه که مردم پایان میگن

20:29.034 --> 20:31.494
‫حرفی که خودت تو دهنشون گذاشتی

20:31.578 --> 20:35.790
‫ساده و صریح
‫شما یک نسله که دنبال جادوگرها هستین

20:35.874 --> 20:37.709
‫و تاحالا هیچکس پیدا نشده

20:38.251 --> 20:40.170
‫شما ارتش ما رو قربانی کردین

20:40.670 --> 20:42.630
‫خزانه‌هامون رو خالی کردین

20:42.714 --> 20:47.218
‫هنوز مدرکی از قدرت شیطانی پیدا نشده

20:49.137 --> 20:50.138
‫فقط...

20:51.890 --> 20:55.101
‫مردی که زمانی دوستش داشتین و
‫از دستتون فرار کرده

20:58.980 --> 21:05.111
‫مردم میگن ما ملتی هستیم
‫که شخصی دل‌شکسته حاکم ماست

22:26.443 --> 22:28.153
‫یه پیام از طرف جرلامارل

22:30.530 --> 22:35.327
‫این پیام رو باید وقتی که بچه‌ها
‫آماده ترک کردن ما بودن، بهشون می‌دادم

22:36.703 --> 22:37.954
‫یه پیامه برای شما که می‌تونین ببینین

22:40.999 --> 22:42.959
‫بازم چیزای عجیب از طرف جرلامارل؟

22:46.046 --> 22:47.756
‫من بهش قول دادم

22:47.839 --> 22:51.634
‫که تا قبل از اینکه براش آماده نباشن
‫اینو بهشون ندم

22:52.844 --> 22:55.221
‫این آخرین پیامیه که ازطرف اون به بچه‌ها میدم

22:56.306 --> 22:59.392
‫آخرین قولی که بهش دادم

22:59.893 --> 23:00.977
‫مطمئن باشیم؟

23:02.771 --> 23:04.105
‫آره مطمئن باش

23:05.857 --> 23:06.858
‫بخونش

23:12.781 --> 23:14.532
‫فرزندان عزیزم

23:17.452 --> 23:19.287
‫رودخانه شروع ماجراست

23:20.664 --> 23:23.750
‫اولین قدم از سفر طولانی شما
‫برای بازگشت پیش من

23:24.626 --> 23:27.837
‫رودخانه را تا گیاهان اسطوخودوس دنبال کنید

23:28.338 --> 23:30.215
‫راه بزرگ اسطوخودوس

23:30.924 --> 23:32.592
‫راه اسطوخودوس واقعیه

23:33.343 --> 23:37.263
‫بعد راه اسطوخودوس را ادامه بدهید
‫تا به خانه روشنگری برسید

23:39.307 --> 23:41.851
‫آنجا، فرمانروایی جدیدی خواهم ساخت

23:42.727 --> 23:45.355
‫چراغی تابان و درخشان
‫در دنیای تاریکی

23:45.814 --> 23:49.067
‫و روزی شما نزد من خواهید آمد
‫و هرچه می‌دانم فرا خواهید گرفت

23:49.859 --> 23:53.530
‫و این دانش را تا تاریک‌ترین گوشه‌های زمین
‫گسترش خواهید داد

23:56.157 --> 23:58.877
‫آنهایی که چشم بینا دارند
‫باید مرا دنبال کنند

24:03.623 --> 24:07.377
‫خب یعنی چی؟ همینجوری
‫توی رودخونه بریم؟ چند وقت؟

24:09.129 --> 24:10.463
‫برامون نشونه گذاشته

24:13.466 --> 24:15.385
‫- موفق میشیم
‫- واقعاً؟

24:15.802 --> 24:17.303
‫انتخاب دیگه‌ای داریم؟

24:17.387 --> 24:18.722
‫یه انتخاب دیگه داریم

24:22.392 --> 24:23.476
‫بهم گوش کنین

24:25.729 --> 24:26.980
‫نگاهم کنین

24:38.575 --> 24:40.410
‫هر چه این سفر طولانی‌تر باشه،

24:41.244 --> 24:44.205
‫با سختی‌های بیشتر و بزرگتری روبرو میشیم

24:44.706 --> 24:48.084
‫و بیشتر از این مار رو
‫به آدمهای دیگه‌ای تبدیل می‌کنه

24:51.004 --> 24:52.714
‫توی سفری مثل این...

24:57.427 --> 24:58.970
‫کسانی از ما که می‌تونن
‫تا آخرش زنده بمونن،

24:59.054 --> 25:03.266
‫می‌ترسم در آخر اونقدر عوض بشیم
‫که دیگه نتونیم همدیگه رو بشناسیم

25:20.116 --> 25:22.911
‫خانه روشنگری چه جوابی می‌تونه برامون داشته باشه

25:22.994 --> 25:26.956
‫اگه دیگه نتونیم خودمون رو بشناسیم؟

25:34.089 --> 25:38.927
‫نتیجه رای‌گیری‌مون هرچی باشه قبول می‌کنم
‫ولی باید حرفمو بشنوین

25:40.804 --> 25:45.392
‫ما می‌تونیم همینجوری که هستیم زنده بمونیم

25:45.850 --> 25:47.727
‫می‌تونیم یه کم از جادوگریاب دور بشیم،

25:47.811 --> 25:50.730
‫کسی که همونطوری که خودش گفت
‫به تعقیب ما ادامه میده

25:52.148 --> 25:55.694
‫می‌تونیم انقدر جای دوری بریم
‫که دیگه نتونه ردمونرو بگیره

25:57.112 --> 26:02.492
‫و در سکوت و سادگی
‫به زندگی‌مون ادامه بدیم

26:03.284 --> 26:04.536
‫به همراه هم

26:12.419 --> 26:19.175
‫مامان، من نمی‌تونم بفهمم واقعاً کی هستم،

26:19.926 --> 26:21.886
‫تا وقتی که ندونم از کجا اومدم

26:25.098 --> 26:29.477
‫و تا وقتی جرلامارل رو نشناسم
‫نمی‌تونم اینو بفهمم

26:35.734 --> 26:36.818
‫و تو؟

26:39.946 --> 26:44.117
‫به نظرم قرار نیست آدمی باشم
‫که از چشم همه دنیا مخفی میشه

26:45.160 --> 26:47.829
‫به نظرم نمی‌خوام کسی باشم
‫که حقیقت رو نادیده می‌گیره

26:47.912 --> 26:49.831
‫چون از معنی و مفهومش ترس داره

26:54.586 --> 26:55.587
‫فهمیدم

27:00.050 --> 27:01.468
‫رای بگیریم؟

27:03.762 --> 27:06.348
‫اونایی که موافقن از رودخونه بیایم بیرون و
‫یه پناهگاه پیدا کنیم

27:06.765 --> 27:07.766
‫موافقم

27:08.767 --> 27:09.768
‫موافقم

27:12.562 --> 27:15.565
‫اونایی که موافقن دنبال نشونه‌های جرلامارل بریم

27:15.648 --> 27:17.192
‫- موافقم
‫- موافقم

27:18.652 --> 27:19.736
‫موافقم

27:23.990 --> 27:25.992
‫هنوز یه نفر دیگه مونده که رای بده

27:30.914 --> 27:33.041
‫- نه
‫- ما همه یه قبیله‌ایم هانیوا

27:33.124 --> 27:34.751
‫این ماییم که یه قبیله‌ایم

27:35.627 --> 27:36.628
‫ما

27:37.545 --> 27:40.465
‫اونایی که از همون اول با هم بودن

27:40.882 --> 27:42.300
‫من با پاریس موافقم

27:42.717 --> 27:45.136
‫در حال حاضر فقط ما از آلکنی باقی موندیم،

27:45.220 --> 27:47.305
‫و بو لاین هم جزو ماست

27:47.389 --> 27:50.016
‫آلکنی‌ها می‌خواستن ما رو
‫تسلیم جادوگریاب کنن

27:50.100 --> 27:51.559
‫تا خودشون رو نجات بدن

27:51.976 --> 27:53.895
‫آره این کارو کردن

27:54.646 --> 27:57.565
‫ولی بهت آموزش هم دادن، بهت غذا دادن،

27:58.024 --> 27:59.859
‫دوستت داشتن، و باهات دوست شدن

28:01.194 --> 28:03.822
‫و خودشون رو آواره کردن،
‫تا جون شما رو نجات بدن

28:03.905 --> 28:06.574
‫و توی اولین فرصتی که به دست آوردن،
‫به همه‌مون خیانت کردن

28:08.284 --> 28:10.680
‫توی این قایق 6 نفر هست
‫و همه حق حرف زدن دارن

28:10.704 --> 28:11.705
‫نه

28:13.873 --> 28:16.710
‫اون اصلاً هیچ ربطی به این قضیه نداره

28:16.793 --> 28:17.877
‫هانیوا

28:19.754 --> 28:21.464
‫من به دنبال کردن رودخونه رای میدم

28:25.677 --> 28:27.846
‫با هانیوا و کفون موافقم

28:29.097 --> 28:32.600
‫آرکا، ماتال، مادرم...

28:34.686 --> 28:37.147
‫برای توقف، دیگه زیادی خون دادیم

28:39.274 --> 28:41.401
‫پس تصمیم گرفته شد

28:53.204 --> 28:54.205
‫ژنرال!

28:54.706 --> 28:55.832
‫گزارش کن

28:56.291 --> 28:57.542
‫خبرای خوبی دارم، ژنرال

28:57.959 --> 29:00.545
‫فکر می‌کنیم زمین‌های پیش رو خطرناکن،
‫ولی شاید قابل عبور باشن

29:00.628 --> 29:04.007
‫موقعی که ما برای شناسایی منطقه میریم،
‫افراد لازم نیست بیشتر از نصف روز اردو بزنن

29:04.090 --> 29:07.427
‫هیچکس توقف نمی‌کنه
‫تا وقتی همه‌مون مُرده باشیم

29:07.510 --> 29:11.097
‫یا بچه‌های جرلامارل رو پیدا کرده باشیم.
‫فهمیدین؟

29:11.973 --> 29:13.725
‫- فهمیدیم
‫- خوبه

29:14.267 --> 29:15.685
‫پس تکون بخورین

29:22.859 --> 29:24.944
‫پس باید انجام بشه تا ملکه کُشته بشه

29:25.028 --> 29:26.029
‫یه خدا؟

29:26.112 --> 29:27.656
‫کی هنوز بهش اعتقاد داره؟

29:27.739 --> 29:29.658
‫اعتقاد ما، اهمیتی نداره

29:29.741 --> 29:32.202
‫خیلی از مردم دیوارهای پایین‌دست
‫هنوز بهش اعتقاد دارن

29:32.285 --> 29:37.082
‫- اگه ما خداشون رو...
‫- عزل کنیم، شورش می‌کنن

29:37.165 --> 29:39.250
‫- ما سرباز داریم
‫- خیلی کم‌ان

29:39.334 --> 29:42.045
‫پس ما نباید عزلش کنیم

29:42.128 --> 29:45.548
‫وقتی حتی ما هم می‌ترسیم،
‫دیگه کی می‌تونه اینکارو بکنه؟

29:46.549 --> 29:48.968
‫برای کُشتن یه خدا،
‫باید یه خدای دیگه عَلَم بشه

29:50.387 --> 29:54.140
‫مرگ اون نباید هیچ کشمکشی ایجاد کنه،
‫بدون خون و بدون اسلحه

29:54.557 --> 29:57.644
‫بدون هیچ مدرکی از ردپای یه انسان

29:58.937 --> 30:00.814
‫اینجوری مردم دیوار پایین‌دست

30:00.897 --> 30:05.819
‫می‌شنون که ملکه‌شون به
‫دست خدا پایین کشیده شده

30:06.987 --> 30:10.740
‫اینجوری میگن، "این عدالته"

30:30.385 --> 30:31.803
‫من زیادی بخشنده‌ام

30:39.769 --> 30:41.104
‫می‌تونیم دعا کنیم

30:44.899 --> 30:46.693
‫من فقط برای حقیقت دعا می‌کنم

30:48.987 --> 30:50.405
‫چی شنیدی؟

30:52.365 --> 30:54.326
‫زمزمه‌های جدیدی راجع به شما هست

30:56.036 --> 30:59.164
‫کی زمزمه می‌کنه؟ لیدی اَن؟ لرد دون؟

31:00.540 --> 31:02.167
‫آره، و بقیه

31:04.794 --> 31:06.004
‫بهم اسم بده

31:09.424 --> 31:12.093
‫همه‌شون، بانوی من

31:48.380 --> 31:51.174
‫- چرا اینکارو کردی؟
‫- چیکار؟

31:52.300 --> 31:54.511
‫هیچ دلیلی نداری که دنبال ما بیای

31:54.594 --> 31:56.763
‫اگه علیه‌مون رای میدادی،
‫مجبور نبودی بیای

31:58.890 --> 31:59.933
‫اونا مُردن

32:01.893 --> 32:03.561
‫همه مُردن

32:05.146 --> 32:06.981
‫دیگه کجا می‌تونم برم؟

32:10.193 --> 32:14.030
‫ولی بازم، راه سخت‌تر رو انتخاب کردی

32:14.447 --> 32:17.951
‫راه خطرناک‌تر رو. ولی چرا؟

32:20.328 --> 32:22.580
‫من زیاد تو و خواهرت رو نمی‌شناسم

32:23.540 --> 32:26.001
‫نه به اندازه‌ی بقیه آدمای روستا

32:27.627 --> 32:30.213
‫چون ما تنها کسایی بودیم که نمی‌تونستی
‫ازشون جاسوسی کنی

32:31.297 --> 32:33.216
‫من می‌دونم که تو یه سایه‌ای

32:35.385 --> 32:37.387
‫ممکنه همه رازهاتون رو ندونم

32:38.888 --> 32:41.683
‫ولی خشم خواهرت
‫هیچوقت برای کسی راز نبوده

32:43.893 --> 32:45.645
‫من این رای رو دادم چون...

32:47.063 --> 32:50.775
‫نمی‌دونم چه فرقی ایجاد می‌کنه،
‫دیگه نمی‌خوام امروز مبارزه‌ای کنم

32:53.403 --> 32:55.697
‫اون عصبانی نیست

32:56.239 --> 32:58.283
‫منظورم اینه که، از دست تو عصبانی نیست

32:59.951 --> 33:05.123
‫ببین، این خیلی براش ارزش داره،
‫و داره همه تلاشش رو می‌کنه

33:05.206 --> 33:07.709
‫و گاهی این خودش رو به شکل خشم نشون میده

33:13.631 --> 33:15.258
‫این برای تو هم سخت نیست؟

33:26.561 --> 33:29.856
‫ممنونم از اینکه سعی کردی باهام حرف بزنی

33:32.651 --> 33:34.486
‫الان دیگه می‌خوام تنها باشم

33:47.832 --> 33:49.209
‫هی، کمک می‌خوای؟

33:49.834 --> 33:52.212
‫آره. اینا رو درست کردم

33:52.837 --> 33:54.839
‫- که به بو بدی
‫- باشه

33:55.256 --> 33:56.508
‫اینم برای تو و هانیوا

33:57.926 --> 33:59.552
‫باید واسه شب توقف کنیم

34:00.553 --> 34:02.722
‫اون باید کنار آتیش استراحت کنه

34:08.228 --> 34:09.229
‫آره

34:13.858 --> 34:15.068
‫حالت خوبه؟

34:22.242 --> 34:24.285
‫تا حالا هیچوقت اینجوری باهام حرف نزده بود

34:25.537 --> 34:27.288
‫باهام بحث کرده بود، آره

34:27.372 --> 34:30.125
‫خیلی هم باهام مخالفت کرده، ولی...

34:33.461 --> 34:35.922
‫ولی این یکی، یه چیز خیلی متفاوتی بود

34:40.427 --> 34:44.556
‫اگه رای‌گیری مساوی میشد
‫و من مخالفش رای میدادم،

34:45.140 --> 34:47.350
‫واقعاً نمی‌دونم چیکار می‌کرد

34:52.564 --> 34:55.775
‫ما کل زندگی‌شون بهشون گفتیم
‫چیزی که هستن رو مخفی کنن

34:57.652 --> 35:01.323
‫بهشون گفتیم، امن نیست
‫که کسی بفهمه

35:03.783 --> 35:08.038
‫هیچوقت واقعاً نفهمیدیم قرار بود چه آدمی بشن

35:09.873 --> 35:11.498
‫چه‌جوری می‌تونستن؟

35:14.127 --> 35:17.088
‫شاید هر چی این رودخونه رو بیشتر میریم

35:18.214 --> 35:21.092
‫آزادتر میشن تا بفهمن کی‌ان

35:57.629 --> 36:02.634
‫علیاحضرت؟
‫خدمتکارتون دعوتنامه من رو بهتون رسوند؟

36:03.134 --> 36:05.261
‫بله رسوند، لیدی اَن.
‫بله رسوند

36:05.345 --> 36:08.056
‫علیاحضرت، خوش اومدین

36:22.112 --> 36:24.990
‫بوی سکس و صدای مرغان آوازخوان

36:25.657 --> 36:27.200
‫ترکیب الهی

36:27.867 --> 36:29.411
‫و همونطور که تو دعوتنامه‌ام بهتون گفتم،

36:29.494 --> 36:32.080
‫یه لذت خاص برای شما گذاشتم کنار

36:35.375 --> 36:37.210
‫هر کس که دعوت نشده بود، همین الان بره

36:46.052 --> 36:49.264
‫یه آهنگ جدید. یه پرنده‌ی جدید

36:50.265 --> 36:52.892
‫شما اولین نفری خواهید بود که
‫توی دیوارهای قصر صداشو می‌شنوه

36:55.270 --> 36:57.355
‫و کی باهام می‌مونه که لذتم رو شریک شه؟

36:59.024 --> 37:00.817
‫من می‌مونم، علیاحضرت

37:01.985 --> 37:02.986
‫با اجازه‌تون

37:03.069 --> 37:06.031
‫البته، لرد دون.
‫می‌دونستم توئی

37:06.948 --> 37:12.329
‫فکر می‌کنیم این پرنده‌ی جدید و عجیب
‫به خاطر طوفان راهش رو گم کرده

37:13.663 --> 37:18.335
‫شکارچی من، صداشو روی درخت‌های
‫سیب شنید و تونست بگیرتش

37:19.919 --> 37:21.838
‫خب، پس باید به اون مرد جایزه داد

37:22.464 --> 37:25.383
‫همینطور تو، لیدی اَن. و تو، لرد دون،
‫به خاطر اینکه به فکرم بودین

37:26.468 --> 37:28.053
‫و این هم از مهمون جدیدمون

37:38.772 --> 37:40.315
‫من که صدایی نمی‌شنوم

37:40.398 --> 37:45.987
‫بهم گفته شده که این پرنده‌ی خاص
‫فقط وقتی توی دستاتون نگه‌ش میدارین، می‌خونه

37:47.656 --> 37:49.908
‫دستان شما، اولین دستانی
‫خواهند بود که نگه‌ش میداره

37:52.160 --> 37:53.328
‫خب...

37:53.411 --> 37:56.539
‫پس دَر قفس رو باز کن، لرد دون

38:09.761 --> 38:12.847
‫پرنده‌ها معمولاً اطراف آدما اینور اونور میرن.
‫من صدای حرکتی نمی‌شنوم

38:13.139 --> 38:16.351
‫شاید از کسی نمی‌ترسه

38:25.652 --> 38:27.278
‫و من هم نمی‌ترسم

38:27.362 --> 38:31.241
‫می‌بینی، کل مجلس شورای من راضی به مرگم هستن،

38:31.324 --> 38:33.576
‫کل این شهر پوسیده می‌خواد من بمیرم

38:33.660 --> 38:38.331
‫من هم تصمیم گرفتم، که برای این شهر نَمیرم.
‫این شهر برای من می‌میره

38:41.835 --> 38:43.044
‫اول هم با شما شروع می‌کنیم

38:57.976 --> 38:58.977
‫خیلی‌خب

39:08.111 --> 39:09.612
‫فاصله‌ی خوبی رو اومدیم

39:10.196 --> 39:13.658
‫تا وقتی با استراحت‌های روزانه
‫به راهمون ادامه بدیم، مشکلی پیش نمیاد

39:13.742 --> 39:17.746
‫یکی‌مون باید شب‌ها بیدار بمونه و نگهبانی بده
‫و مواظب آتیش باشه

39:22.459 --> 39:23.668
‫بشین کنارم

39:38.641 --> 39:39.684
‫مامان...

39:39.768 --> 39:43.563
‫بگو.
‫تصور می‌کنی چه شکلی باشه؟

39:51.571 --> 39:53.031
‫چی چه شکلی باشه؟

39:53.740 --> 39:56.910
‫می‌گفت، "فرمانروایی‌ام رو اونجا می‌سازم"

39:59.287 --> 40:02.624
‫همه‌مون داریم جون و تنمون رو
‫به خطر میندازیم تا به اونجا برسیم

40:03.375 --> 40:04.668
‫پس بهم بگو

40:05.835 --> 40:08.588
‫تصور می‌کنی این فرمانروایی چه شکلی باشه؟

40:14.260 --> 40:15.428
‫خب...

40:22.435 --> 40:23.853
‫تصور می‌کنم...

40:26.022 --> 40:31.528
‫جایی میشه که همه چیز یادمون میاد

40:33.613 --> 40:36.157
‫اینکه اون اول، شرایط چه‌جوری بود

40:38.284 --> 40:40.036
‫اینکه قبلاً چه‌جوری بودیم

40:42.455 --> 40:43.498
‫اینکه...

40:45.333 --> 40:48.294
‫چه‌جوری از اون علم استفاده کنیم
‫تا همه چی رو بهتر کنیم

40:52.340 --> 40:53.758
‫تصور می‌کنم...

40:55.385 --> 40:57.512
‫جایی میشه که...

40:59.305 --> 41:01.516
‫دیگه اون آدم غریبه نیستم

41:04.352 --> 41:07.230
‫جایی که می‌تونم تو ساخت
‫یه چیز مهم کمک کنم...

41:08.273 --> 41:10.942
‫و بدون اینکه چیزی که هستم رو مخفی کنم
‫این کار رو بکنم

41:14.696 --> 41:17.949
‫اگه بابات برای خودش یه فرمانروایی درست کنه،
‫تو میشی شاهدخت

41:22.662 --> 41:24.205
‫اینجوری نیست

41:25.040 --> 41:28.084
‫هر کاری ازم بخواد، انجام میدم.
‫هر جوری که بشه کمک می‌کنم

41:28.168 --> 41:30.754
‫و من تو این فرمانروایی چی میشم؟

41:32.464 --> 41:33.965
‫تو میشی ملکه

41:38.428 --> 41:39.888
‫فکر نکنم

41:41.514 --> 41:43.433
‫یه پادشاه با بینایی...

41:44.601 --> 41:47.354
‫یه شاهزاده و یه شاهدخت با بینایی

41:48.730 --> 41:50.398
‫من میشم کسی که هیچی نداره

41:52.901 --> 41:54.778
‫میشم اون آدم غریبه

41:56.363 --> 41:58.073
‫همونی که میگن ضعیفه

41:58.156 --> 42:00.241
‫هیچوقت نمی‌ذارم کسی همچین حرفی بزنه

42:00.575 --> 42:02.035
‫می‌دونم که نمی‌ذاری

42:06.581 --> 42:11.378
‫برای من خیلی مهمه که به اونجا برسم

42:12.462 --> 42:14.381
‫ولی مسئله من نیستم

42:15.465 --> 42:17.092
‫مسئله همه‌مونیم

42:19.678 --> 42:22.972
‫ما اونجا خوشبخت میشیم.
‫واقعاً بهش ایمان دارم

42:32.649 --> 42:34.234
‫همه‌مون باید یه کم استراحت کنیم

42:36.361 --> 42:37.404
‫باشه

44:23.426 --> 44:25.720
‫کفون، شمشیرم نیست

44:25.804 --> 44:27.138
‫تیرکمون منم نیست

44:27.722 --> 44:29.516
‫- ماگرا
‫- بو، قایق رو چک کن

44:29.599 --> 44:31.017
‫- باشه
‫- ماگرا

44:31.101 --> 44:33.269
‫- فکر کردم یکی‌تون شب بیدار می‌مونه
‫- بیا

44:33.353 --> 44:34.562
‫- بیدار بودیم
‫- بیا

44:34.646 --> 44:36.022
‫پس چه‌جوری همچین اتفاقی افتاد؟

44:36.481 --> 44:38.858
‫یکی اومد بینمون،
‫هیچکدوممون رو بیدار نکرده،

44:38.942 --> 44:41.152
‫- شما دوتا هم ندیدینش؟
‫- نمی‌دونم

44:42.278 --> 44:43.989
‫هیچ چی نمونده، مگه نه؟

44:44.990 --> 44:47.367
‫- کمک کن. باید بریم
‫- باشه. راه برو

44:47.450 --> 44:48.576
‫نمی‌تونیم بریم

44:48.660 --> 44:49.911
‫باید بریم

44:50.954 --> 44:54.416
‫تنها چیزی که برداشتن، سلاح بود.
‫چیز غیرقابل تعویضی نبود

44:54.499 --> 44:56.292
‫- من یه چیزی رو گم کردم
‫- بیا

44:57.085 --> 44:58.169
‫چی گم کردی؟

44:58.253 --> 45:02.173
‫یه کیسه کوچیکه. نرمه.
‫به اندازه مچ دسته

45:02.257 --> 45:03.633
‫توی کیسه چیه؟

45:03.717 --> 45:07.303
‫یه چیزی که خیلی برام مهمه.
‫تنها چیزی که از پدرم برام مونده

45:07.387 --> 45:10.056
‫- تنها پیوندم به اون. این...
‫- باشه

45:10.140 --> 45:13.852
‫قابل جایگزینی نیست! باید بفهمیم کجا رفته.
‫باید پسش بگیریم

45:13.935 --> 45:16.521
‫- ولی مامان، اون چیه؟
‫- چیز مهمیه

45:18.064 --> 45:19.774
‫ماگرا، گوش کن...

45:19.858 --> 45:21.318
‫خواهش می‌کنم، میشه لطفاً...

45:21.401 --> 45:24.487
‫ازم نپرسی چیز بیشتری بگم.
‫فقط کمک کن پیداش کنم

45:26.114 --> 45:28.950
‫عشق من، ما مسلح نیستیم

45:29.659 --> 45:32.454
‫هر کی دیشب اومده ممکنه برگرده

45:32.537 --> 45:34.914
‫و جادوگریاب یه جا اون بیرون کمین کرده

45:34.998 --> 45:36.750
‫و اگه زیاد لفتش بدیم، پیدامون می‌کنه

45:36.833 --> 45:38.418
‫پس باید عجله کنیم

45:40.378 --> 45:44.716
‫پدر من، ارتباطم با اونو چیزی نیست
‫که بدونم چه‌جوری در موردش حرف بزنم

45:44.799 --> 45:46.051
‫پیچیده‌ست

45:46.509 --> 45:49.012
‫و بین همه‌ی آدم‌ها، فکر کردم تو درکم می‌کنی

45:56.519 --> 46:00.732
‫هر رازی که ازت مخفی کردم، واسه این بوده
‫که ازمون محافظت کنه

46:01.274 --> 46:04.653
‫هر رازی هم که تو ازم مخفی کردی
‫همیشه واسه این بوده که ازمون محافظت کنه

46:06.446 --> 46:08.073
‫خواهش می‌کنم کمکم کن درکش کنم

46:08.740 --> 46:12.994
‫کمکم کن به خطر انداختن بچه‌هامون
‫رو توجیه کنم چون الان نمی‌تونم

46:14.537 --> 46:15.747
‫می‌دونم

46:17.791 --> 46:20.835
‫چی ممکنه انقدر اهمیت داشته باشه
‫ولی بازم نتونی بگی؟

46:22.420 --> 46:23.630
‫- من انجامش میدم
‫- نه

46:24.714 --> 46:25.799
‫هانیوا

46:26.383 --> 46:28.468
‫اون جواب هر سوالی که می‌کنی رو می‌دونه

46:29.219 --> 46:30.428
‫خودم برات پیداش می‌کنم

46:31.429 --> 46:34.015
‫اگه راهزنان رودخونه باشن،
‫تا الان نصف روز ازمون دور شدن

46:34.099 --> 46:35.785
‫اگه قبیله اوپایول باشن، ممکنه صد نفر باشن

46:35.809 --> 46:37.560
‫صد نفری که نمی‌بینن من دارم میام

46:37.644 --> 46:40.397
‫می‌دونی چقدر خوش‌شانس بودیم که
‫از دست جادوگریاب فرار کردیم؟

46:41.022 --> 46:42.607
‫خیلی خوش‌شانس

46:42.691 --> 46:44.609
‫یه جنگ دیگه و اونم بدون سلاح؟

46:44.693 --> 46:47.112
‫نمیگم که باهاشون بجنگیم، بابا

46:47.988 --> 46:49.114
‫هر کی اونو برداشته...

46:49.781 --> 46:52.051
‫اگه نفهمن من اونجام،
‫چطوری می‌تونن باهام بجنگن؟

46:52.075 --> 46:55.620
‫و در ضمن، ما حتی نمی‌دونیم اونا کی‌ان.
‫حداقل باید سعی کنیم بفهمیم...

46:55.704 --> 46:57.163
‫فکر کنم بدونم

46:59.249 --> 47:02.419
‫- چیو؟
‫- فکر کنم بدونم کی وسایل‌مون رو برداشته

47:04.129 --> 47:06.506
‫- چی داری میگی؟
‫- نگاه کن، لطفا

47:09.217 --> 47:12.053
‫چیه؟ چی می‌بینین؟

47:26.609 --> 47:28.570
‫بهم بگو. چیه؟

47:32.240 --> 47:33.283
‫بهم بگو

47:47.213 --> 47:48.757
‫وقتش رسیده، بانوی من

47:49.382 --> 47:51.509
‫خبر سالن پذیرایی بیدی اَن پخش شده

47:51.593 --> 47:54.596
‫تظاهراتی برای اعتراض به
‫کُشته شدن چندین لرد محبوب

47:54.679 --> 47:56.389
‫توی دیوار پایین‌دست شروع شده

47:57.182 --> 48:00.310
‫نگهبانان قصر تو خلیج نگه‌شون میدارن،
‫ولی نمی‌دونم برای چه مدت دیگه

48:07.525 --> 48:08.818
‫بانوی من؟

48:11.655 --> 48:13.031
‫حالا چی میشه؟

48:14.991 --> 48:17.118
‫لردهای باقی‌مونده جلسه تشکیل دادن

48:17.202 --> 48:20.497
‫اگه اعتماد مردم رو به دست بیارن،
‫معلوم نیست که ممکنه چیکار کنن

49:38.533 --> 49:43.330
‫پدر، ای کسی که می‌تونیم قدرتش رو حس کنیم
‫ولی نمی‌تونیم لمسش کنیم...

49:46.958 --> 49:48.501
‫سرنوشت من رو بپذیر

49:50.045 --> 49:52.339
‫ازت ممنونم که اجازه دادی زمانش رو انتخاب کنم

51:51.374 --> 51:55.170
‫جرلامارل، تو نیومدی پیشم، عشق من

51:56.504 --> 51:58.214
‫پس من میام پیشت

52:25.938 --> 52:28.938
‫ترجمه از ایـلیـا و نیـمـا
‫EILIA & NimaAM

52:28.968 --> 52:38.968
.:: ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ::.
.:: DigiMoviez.com ::.
