WEBVTT

00:00.221 --> 00:04.921
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:05.021 --> 00:06.521
‫آنچه در «مارشال ها» گذشت...

00:06.521 --> 00:08.521
‫اتاق تاریک، تهدیدهای ناشناخته.

00:08.521 --> 00:12.521
‫نگران بودم هول بشی،
‫مثل کاری که توی اون زیرزمین کردی.

00:12.521 --> 00:13.521
‫حالم خوبه.

00:13.521 --> 00:15.521
‫فراری ما یه تهدید تروریستی داخلی فعاله.

00:15.521 --> 00:18.521
‫ولی بعد از اینکه بهش چاشنی های
‫انفجاری رو که خواسته بود دادیم، غیبش زد!

00:18.521 --> 00:20.521
‫- پس اون عمل طبق مقررات چی شد؟
‫- ما به جواب رسیدیم.

00:20.521 --> 00:22.521
‫- خب، چیزی هم گم شده؟
‫- هشت بشکه آنفو.

00:22.521 --> 00:25.021
‫این حجم از مهمات برای نابود کردن
‫یه بلوک شهری کافیه.

00:25.021 --> 00:27.521
‫اجازه نمیدم هیچ بمبی توی
‫زمان مسئولیت من منفجر بشه.

00:31.521 --> 00:32.521
‫حرکت کن!

00:48.337 --> 00:49.638
‫آندره آ.

00:49.738 --> 00:51.640
‫کیسی.

00:53.175 --> 00:55.244
‫آندره آ.

00:55.344 --> 00:57.246
‫آندره آ!

00:57.346 --> 00:58.680
‫حالت خوبه؟
‫زخمی شدی؟

00:58.780 --> 01:00.048
‫- هان؟ حالم خوبه.
‫- بچه ها...

01:05.720 --> 01:08.323
‫خدا رو شکر.

01:13.928 --> 01:16.465
‫رودی کارپنتر یه آشغال تمام عیاره.

01:16.521 --> 01:19.021
‫- با ساخته خودش از پا در اومد.
‫- زن سابقش شوخی نمیکرد...

01:19.021 --> 01:20.521
‫بی سر و صدا تسلیم نمیشد.

01:20.902 --> 01:22.604
‫این واقعیت که همه‌مون زنده هستیم...

01:22.704 --> 01:25.140
‫فقط یعنی اون بمب رو
‫با اون آنفوی سرقتی نساخته بود.

01:25.274 --> 01:26.775
‫پس اون لعنتی کجاست؟

01:26.908 --> 01:28.543
‫بیاید پخش بشیم و بگردیم.

01:28.643 --> 01:30.279
‫یالا.

01:46.828 --> 01:49.531
‫ون پاکه، بمبی در کار نیست.

01:51.766 --> 01:53.735
‫در هشت تا بشکه آنفو.

01:53.802 --> 01:55.437
‫اوهوم، ولی خبری از آنفو نیست.

01:55.537 --> 01:57.639
‫اینجا یه چیزی پیدا کردیم.

02:04.479 --> 02:05.914
‫رد تایر تازه.

02:05.980 --> 02:08.183
‫وزن خیلی زیادی بهشون فشار آورده.

02:09.017 --> 02:10.585
‫هوم.

02:11.353 --> 02:14.021
‫پس بمب رو اینجا سرهم کردن
‫و بعد با ماشین بردنش.

02:14.021 --> 02:18.521
‫بعید میدونم کارپنتر یه سلاح کشتار جمعی
‫سیار رو یه جا پارک کنه و به کارگاهش برگرده.

02:18.521 --> 02:20.521
‫این پایان همه چیز نبود.

02:20.521 --> 02:22.021
‫حتماً یه همدست داره.

02:22.021 --> 02:26.521
‫یکی داره با ماشین همین الان
‫این بمب رو جابجا میکنه...

02:26.521 --> 02:28.521
‫و ما هیچ ایده ای نداریم که هدف چیه.

02:40.021 --> 02:45.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

02:58.021 --> 03:02.021
‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت پنجم ]

03:05.021 --> 03:07.021
‫آره، تلاش برای متوقف کردن این
‫خیلی راحت تر میشد...

03:07.021 --> 03:10.421
‫اگه تنها منبع اطلاعاتمون
‫همین الان خودش رو نکشته بود.

03:10.512 --> 03:12.781
‫خب اون خودش مرگش رو انتخاب کرد، نه ما.

03:12.881 --> 03:15.717
‫به همین خاطر باید بیرون منتظر میموندیم.

03:15.817 --> 03:18.487
‫از کِی تا حالا نمیخوای به دل آتیش بزنیم؟

03:20.021 --> 03:25.521
‫ببین، کارپنتر امروز نزدیک بود
‫دخل هر دوتاتون رو بیاره، پس...

03:25.727 --> 03:28.162
‫لازمه کنار بکشی، درکت میکنم.

03:28.229 --> 03:31.900
‫اگه کسی حق کنار کشیدن داشته باشه،
‫اون تو هستی.

03:34.669 --> 03:37.306
‫تو آهن ربای دردسر هستی، گاوچرون.

03:38.021 --> 03:40.021
‫بهت هشدار داده بودم فاصله‌ت رو حفظ کنی.

03:40.021 --> 03:43.521
‫اون انفجار خیلی راحت تر از بقیه چیزهایی بود
‫که ازشون جون سالم به در بردم.

03:43.521 --> 03:44.521
‫مثلاً چی؟

03:49.918 --> 03:52.387
‫اون کسی که باید نگرانش باشی کال هست...

03:52.521 --> 03:56.521
‫چون اگه این بمب تبدیل به
‫یه اوکلاهاما سیتی دیگه بشه...

03:56.758 --> 03:59.928
‫اون تا آخر عمرش خودش رو سرزنش میکنه.

04:29.791 --> 04:31.993
‫هی، شماها حالتون خوبه؟

04:34.896 --> 04:36.465
‫اون این کار رو کرد؟

04:36.598 --> 04:40.569
‫نه، اصلاً خبر ندارم براکستون
‫کجا ممکنه اون رو دیده باشه.

04:41.736 --> 04:45.206
‫اگه برگرده، یه واحد مسلح میفرستم.

04:46.521 --> 04:47.521
‫باشه.

05:01.021 --> 05:03.021
‫ببین هری، تکنیسین های ما دارن روی تمام...

05:03.021 --> 05:05.021
‫همدست های شناخته شده
‫کارپنتر تحقیق میکنن، خب؟

05:05.021 --> 05:07.521
‫خیلی خب، اون مَرده ممکنه مُرده باشه،
‫ولی میراثش زنده میمونه...

05:07.521 --> 05:10.021
‫با هر نیت شومی که برای اون بمب داشت.

05:10.021 --> 05:12.521
‫دو روزه یه ‌بند بیدار هستم
‫و دارم روی این کار میکنم، باشه؟

05:12.567 --> 05:14.469
‫- ما داریم روش کار میکنیم.
‫- آه.

05:14.536 --> 05:17.005
‫مطمئنی توان این کار رو داری؟

05:17.521 --> 05:21.521
‫تکنیسین ها سری دوم اثر انگشت ها رو
‫از همه جای درپوش های آنفو پیدا کردن.

05:21.521 --> 05:23.021
‫شخصی به اسم درک مک کوی.

05:23.021 --> 05:26.521
‫چند تا سابقه جزئی داره،
‫ولی با پاول دنیلز همکلاسی بوده.

05:26.521 --> 05:30.521
‫وایسا، همون کسی که وقتی به ایست کمپ
‫حمله شد داشتیم تحت نظر میگرفتیم؟

05:30.521 --> 05:31.521
‫باشه.

05:32.353 --> 05:34.989
‫آره، اون میتونست کارپنتر
‫و مک کوی رو به هم معرفی کنه.

05:35.021 --> 05:37.521
‫خونه مک کوی توی ریدرزبرگه،
‫بین بوزمن و هلنا.

05:37.521 --> 05:38.521
‫اونجا منطقه کشاورزیه.

05:38.521 --> 05:40.521
‫اگه شانس بیاریم،
‫اون کامیون بمب گذاری شده رو...

05:40.521 --> 05:42.021
‫به اونجا برده و نه یه جای پر جمعیت.

05:42.021 --> 05:47.021
‫آره، هی بل یه هدف جدید برای زدن داریم خب؟
‫زود باش، باید سریع راه بیفتیم.

05:50.038 --> 05:51.339
‫پیدات کردم.

05:51.521 --> 05:53.521
‫خب، درک مک کوی با خانواده‌ش زندگی میکنه.

05:53.521 --> 05:55.021
‫پنج نفر دیگه، از جمله یه بچه.

05:55.021 --> 05:56.521
‫باید تیراندازیمون خیلی دقیق باشه.

05:56.521 --> 05:59.521
‫پس با تمام قوا به اون خونه هجوم می‌بریم،
‫تا همشون رو غافلگیر کنیم.

05:59.521 --> 06:02.021
‫یادتون باشه که مک کوی
‫مواد منفجره رو از یه استاد یاد گرفته.

06:02.021 --> 06:04.021
‫معلوم نیست چه تله هایی
‫اونجا کار گذاشته باشه.

06:04.021 --> 06:06.021
‫امیدوارم با حضور خانواده‌ش در محل،
‫احتمال اینکه...

06:06.021 --> 06:07.821
‫اگه محاصره شد خودش رو منفجر کنه، کمتر باشه.

06:07.821 --> 06:09.321
‫بمبی مثل این میتونه تاریخ رو عوض کنه.

06:09.321 --> 06:11.021
‫یالا، وقتی برای تلف کردن نداریم.

06:18.733 --> 06:20.268
‫- مارشال های ایالات متحده.
‫- هی!

06:20.521 --> 06:23.021
‫اون کیه؟
‫چه خبره؟

06:23.021 --> 06:25.021
‫- دست ها بالا، همین حالا!
‫- از خونه‌م برید بیرون.

06:25.021 --> 06:26.521
‫- همین حالا!
‫- از خونه‌م برید بیرون.

06:26.575 --> 06:29.143
‫- مامان، فقط به حرفشون گوش بده.
‫- فکر تکون خوردن هم نکن.

06:41.690 --> 06:44.593
‫زیرزمین پاکه، دارم میام بالا.

06:45.359 --> 06:47.061
‫دست ها بالا، مارشال های ایالات متحده!

06:47.161 --> 06:49.798
‫درک مک کوی کجاست؟
‫بیا اینجا.

06:52.734 --> 06:54.703
‫دست ها بالا، دست ها بالا.

06:58.239 --> 07:00.341
‫درک، کجاست؟

07:01.776 --> 07:03.211
‫جانی؟
‫جانی؟

07:03.277 --> 07:05.046
‫فراری!

07:08.683 --> 07:10.384
‫دارم به زیرزمین میرم.

07:27.569 --> 07:28.937
‫هی.

07:35.021 --> 07:38.021
‫فراری داره از پنجره زیرزمین بیرون میاد،
‫سمت جنوبی خونه.

07:38.112 --> 07:39.413
‫میگیرمش.

07:56.531 --> 07:58.833
‫فراری رو اون طرف محوطه زیر نظر دارم.

07:58.967 --> 08:02.236
‫به سراغش میرم
‫و ساختمون های اطراف رو میگردم.

08:11.946 --> 08:13.481
‫باشه، باشه.

08:13.548 --> 08:17.185
‫دنبال برادرت درک میگردیم، دیدیش؟

08:34.068 --> 08:36.971
‫کیسی، وضعیت اون فراری چیه؟

08:42.243 --> 08:44.545
‫اون پایین توی زیرزمین چی شد؟

08:44.613 --> 08:46.447
‫اوه، یکم گیج شدم.

08:46.581 --> 08:49.918
‫انگار ضربه انفجار بدتر از
‫چیزی بوده که فکر میکردم.

08:50.051 --> 08:53.622
‫ببین، دورین و جانی پیش ما هستن...

08:53.722 --> 08:56.490
‫مایک و اِما مک کوی هم همینطور،
‫ولی انگار هیچکدوم...

08:56.521 --> 08:59.521
‫از درک مک کوی خبری ندارن
‫یا نمیدونن داشته چیکار میکرده.

08:59.628 --> 09:02.764
‫این همون دخالت های همیشگی دولته.

09:02.897 --> 09:08.021
‫مثل وقتی که بانک و مأمور مالیات
‫همه زمین هامون رو از چنگمون در آوردن.

09:08.202 --> 09:10.571
‫شوهرم رو به کشتن دادن.

09:10.639 --> 09:14.475
‫اگه دنبال آدم های بله قربان گو هستید،
‫جای اشتباهی اومدید.

09:16.645 --> 09:18.046
‫تو چی، جانی؟

09:18.146 --> 09:19.781
‫اون از طرف همتون حرف میزنه؟

09:21.115 --> 09:22.316
‫اِما؟

09:26.120 --> 09:29.223
‫خبر داری برادر شوهرت ممکنه کجا باشه؟

09:30.091 --> 09:32.060
‫- نه.
‫- رودی کارپنتر.

09:32.160 --> 09:34.062
‫کسی این اسم به گوشش خورده؟

09:34.162 --> 09:36.530
‫- اون یه قهرمان لعنتیه.
‫- اوه.

09:36.631 --> 09:38.900
‫آره، قاتل آدم های بی گناه.

09:39.000 --> 09:42.370
‫آره، ولی با این حال حاضر هستید
‫کفش هاش رو لیس بزنید، مگه نه؟

09:45.521 --> 09:49.521
‫نمیدونم، شاید اگه به اتاق بازجویی ببریمشون،
‫بشه از زیر زبونشون حرف کشید.

09:49.521 --> 09:51.021
‫اونا هیچ وقت جلوی همدیگه حرف نمیزنن.

09:51.312 --> 09:54.315
‫یه دلیلی داره که کیسی
‫آدمش رو به اینجا برنگردونده.

09:54.448 --> 09:55.750
‫اون میدونه چطور جواب بگیره.

09:55.817 --> 09:58.286
‫ما داریم با زبون خوش پیش میریم، نه با زور.

09:58.352 --> 10:01.489
‫میدونید، درک آخرین باری
‫که حرف زدیم یه چیزی گفت.

10:02.456 --> 10:06.160
‫بهم گفت اخبار ساعت ۶ امشب رو تماشا کنم.

10:30.318 --> 10:33.521
‫کسی صدام رو میشنوه؟

10:42.030 --> 10:45.033
‫هی، زنده هستی؟

10:45.867 --> 10:48.536
‫پام، داغونش کردی.

10:52.874 --> 10:54.075
‫نباید فرار میکردی.

10:54.521 --> 10:59.021
‫یه دارودسته مسلح توی خونه‌ت بریزن،
‫تو بودی چیکار میکردی؟

11:00.949 --> 11:04.018
‫احتمالاً میموندم و برای خانواده‌م میجنگیدم.

11:04.118 --> 11:05.887
‫کدوم مک کوی هستی؟

11:05.987 --> 11:08.156
‫ویل.

11:10.358 --> 11:13.227
‫درک با یه کامیون پر از آنفو
‫داره چیکار میکنه؟

11:15.897 --> 11:18.032
‫گوش کن.

11:18.099 --> 11:21.736
‫اگه بگی کجاست، پات رو مداوا میکنم.

11:21.836 --> 11:23.037
‫روحم هم خبر نداره.

11:23.104 --> 11:26.407
‫من کیسه بوکس درک هستم، نه رفیقش.

11:27.208 --> 11:29.710
‫انگار وصله ناجور خانواده هستی؟

11:29.811 --> 11:32.446
‫مامانم بهم میگه بچه ضعیف خانواده.

11:42.857 --> 11:44.826
‫ریزش آوار لوله گاز رو قطع کرده.

11:44.926 --> 11:47.595
‫باید ما رو از اینجا بیرون بیاری،
‫اینجا جهنمه.

11:49.530 --> 11:51.099
‫نه.

11:54.002 --> 11:57.238
‫جهنم وقتیه که اون گاز
‫به این سیم لخت برق بخوره.

11:57.972 --> 12:01.142
‫منظورم اینه که من و جانی
‫به ندرت با درک حرف میزنیم.

12:02.021 --> 12:06.521
‫یعنی سعی میکنیم فاصله‌مون رو حفظ کنیم،
‫به خاطر میسون، پسرمون.

12:06.521 --> 12:08.021
‫میسون چند سالشه؟

12:08.649 --> 12:10.751
‫ده سال.

12:10.852 --> 12:12.253
‫امروز خونه یکی از دوست هاشه.

12:12.353 --> 12:16.290
‫اوم، آدم های زیادی دارن
‫زیر یه سقف زندگی میکنن.

12:16.390 --> 12:18.459
‫وصلت با این خانواده سخت بود؟

12:18.592 --> 12:20.461
‫آره.

12:20.561 --> 12:22.263
‫از بچگی جانی رو میشناختم.

12:22.330 --> 12:24.799
‫از اون موقع تا حالا
‫با این آدم ها گیر افتادم.

12:24.899 --> 12:26.334
‫عجب.

12:27.235 --> 12:30.338
‫خب، لابد فکر میکنی راه فراری نیست.

12:31.973 --> 12:34.408
‫خودم میدونم چه حسی داره.

12:34.521 --> 12:38.521
‫آدم شروع به فکر کردن به تمام
‫انتخاب هایی میکنه که میتونسته داشته باشه.

12:39.680 --> 12:42.783
‫میدونی، برای اینکه انقدر احساس تنگنا نکنی.

12:44.685 --> 12:46.955
‫اون وقت یه نگاه به پسرم میندازم و میفهمم...

12:47.021 --> 12:50.825
‫دقیقاً چرا و چطور دارم
‫همه اینا رو تحمل میکنم.

12:55.021 --> 13:00.521
‫اگه درک موفق بشه،
‫میسون بقیه عمرش رو باید در حال فرار باشه...

13:00.668 --> 13:03.337
‫از اسم و رسم مک کوی.

13:05.706 --> 13:07.341
‫من هیچی نمیدونم.

13:07.441 --> 13:09.577
‫من نمیدونم.

13:10.544 --> 13:12.046
‫قسم میخورم.

13:24.525 --> 13:27.095
‫داستان غم انگیزی بود که تعریف کردی.

13:27.195 --> 13:29.597
‫خب میدونی، فقط...

13:31.032 --> 13:33.267
‫بداهه پردازی تاکتیکی.

13:34.235 --> 13:36.204
‫فقط دارم سعی میکنم ارتباط برقرار کنم.

13:37.571 --> 13:40.074
‫این اواخر از همه درد و رنج هام برات گفتم.

13:44.512 --> 13:47.215
‫لازم نیست چیزی رو از من مخفی کنی.

13:57.758 --> 13:59.727
‫باید برای بیرون رفتن از اینجا
‫با هم همکاری کنیم.

13:59.827 --> 14:02.931
‫اصلاً راه نداره که بتونم روی پام وایسم.

14:03.064 --> 14:06.734
‫آره، این اولین مشکلیه که قراره حلش کنیم.

14:10.804 --> 14:13.207
‫انگار قراره اینجا بابت
‫کاری که درک کرده بمیرم.

14:13.274 --> 14:15.243
‫اون عوضی هفته پیش باعث شد
‫کارم رو از دست بدم.

14:15.343 --> 14:17.378
‫چطوری این کار رو کرد؟

14:17.478 --> 14:19.413
‫توی یه تعمیرگاه مکانیکی میکنم.

14:19.513 --> 14:21.415
‫یه هفته با یه کامیون پیداش شد...

14:21.515 --> 14:24.385
‫تمام روز ازم کار کشید تا مجانی
‫روی سیستم تعلیقش کار کنم...

14:24.452 --> 14:27.989
‫برای همین به کارهای اصلیم نرسیدم.
‫همین باعث شد اخراج بشم.

14:30.224 --> 14:31.825
‫چجور کامیونی بود؟

14:33.594 --> 14:35.296
‫من، یادم نمیاد.

14:42.670 --> 14:46.807
‫خب در مورد تو، مادر همیشه بهتر میدونه.

14:47.575 --> 14:50.744
‫حتی اگه میخواستم هم، نمیتونم کمکی کنم.

14:50.811 --> 14:53.181
‫اگه پات رو جا بندازیم، شانس بیشتری داری.

14:53.281 --> 14:54.415
‫وایسا...

14:54.515 --> 14:56.850
‫آخ!

15:02.890 --> 15:04.725
‫حالت چطوره؟

15:06.294 --> 15:09.463
‫جانی دست به سرم کرد.

15:09.563 --> 15:11.932
‫آره، خب...

15:13.567 --> 15:15.669
‫منظورم وضعیت سرت بود.

15:16.770 --> 15:20.274
‫گفتی اون انفجار حسابی تکونت داده.

15:20.341 --> 15:22.776
‫آره، هنوز داشتم گیجیم رو می‌پروندم.

15:25.021 --> 15:30.021
‫اون بمب باعث شد توی زیرزمین
‫همون خونه ای که دیدیم اونطور بترسی؟

15:30.151 --> 15:33.154
‫حالم خوبه.

15:33.254 --> 15:36.457
‫ولی اگه جواب ها رو پیدا نکنیم،
‫تیم به مشکل میخوره.

15:36.557 --> 15:38.726
‫تمرکز کن، بل.

15:41.021 --> 15:44.521
‫میدونم چه حسی داره که
‫دولت به معیشتت گند بزنه...

15:44.521 --> 15:47.021
‫ولی این حمایت از قتل عام رو توجیه نمیکنه.

15:47.021 --> 15:49.521
‫میخوای خانواده‌ت از این ماجرا
‫جون سالم به در ببرن؟

15:49.521 --> 15:51.021
‫حرف بزن.

15:52.873 --> 15:56.677
‫مدام دارم بهت میگم، چیزی برای گفتن ندارم.

15:56.777 --> 15:58.579
‫قربان.

16:09.021 --> 16:10.521
‫هی!

16:10.521 --> 16:14.021
‫هی، من بهت دستور مستقیم دادم که درگیر نشی.

16:14.021 --> 16:15.521
‫- اون به من حمله کرد.
‫- اوهوم.

16:15.521 --> 16:19.521
‫این دقیقاً همون سناریوی بمب ساعتیه
‫که بازجویی فنی رو ایجاب میکنه.

16:19.521 --> 16:22.021
‫اگه بخوای به این خانواده زور بگی، مایلز...

16:22.021 --> 16:25.021
‫اون وقت با مجازاتی خیلی بدتر
‫از پشت میز نشینی روبرو میشیم.

16:25.139 --> 16:27.775
‫فهمیدی؟
‫حالا از اینجا ببرش.

16:29.610 --> 16:31.512
‫بلندش کن.

16:37.685 --> 16:39.520
‫حالت خوبه؟

16:39.521 --> 16:41.521
‫آره، چی دستگیرت شد؟

16:41.521 --> 16:43.521
‫خب، شروع به تحقیق درباره خانواده کردم...

16:43.521 --> 16:50.021
‫و رابطه ای بین جانی و نقشه
‫بمب گذاری پیدا کردم : شغلش.

16:50.021 --> 16:52.521
‫اون دیسپچر ترابری اسپرینگ لنده؟

16:52.521 --> 16:57.021
‫تنها مجموعه ای که مجوز توزیع آنفو
‫بین تأمین کننده های منطقه رو داره...

16:57.021 --> 16:59.740
‫از جمله محوطه ای که کارپنتر
‫محموله‌ش رو از اونجا دزدید.

16:59.873 --> 17:04.521
‫وایسا، پس جانی میتونسته به برادرش
‫و کارپنتر آمار داده باشه تا بتونن بدزدنش؟

17:04.545 --> 17:08.116
‫اگه اون بمب منفجر بشه،
‫همین برای اعدام جانی کافیه.

17:08.249 --> 17:09.583
‫بیا همین رو توی صورتش بکوبیم.

17:09.683 --> 17:11.419
‫بیا سراغش بریم.

17:12.253 --> 17:14.888
‫وایسا، وایسا.

17:14.988 --> 17:17.258
‫وایسا، شنیدی؟

17:19.227 --> 17:21.095
‫یکی توی زیرزمینه.

17:48.021 --> 17:51.521
‫پس این بچه کل این مدت
‫اون پایین قایم شده بوده؟

17:51.521 --> 17:53.521
‫- دیگه چی از قلم افتاده؟
‫- پاکسازی طبق ضوابط بود.

17:53.521 --> 17:55.221
‫انگار این کار همیشه بهترین نتیجه رو نمیده.

17:55.521 --> 17:58.021
‫ببینید، میسون وقتی از خونه دوستش برگشت...

17:58.021 --> 18:03.021
‫ما رو بیرون دید، و از پنجره زیرزمین
‫به داخل خزید تا به مخفیگاهش بره.

18:03.021 --> 18:04.021
‫باشه، خیلی خب...

18:04.021 --> 18:09.021
‫با توجه به رابطه جانی با این سرقت آنفو،
‫اون محتمل ترین همدستیه که داریم.

18:09.021 --> 18:10.021
‫جانی مثل یه دیوار سفته.

18:10.021 --> 18:11.521
‫اون اصلاً اعتراف نمیکنه.

18:11.521 --> 18:14.521
‫خب، بچه ها بیشتر از اون چیزی
‫که فکر میکنیم می‌بینن و میشنون.

18:16.784 --> 18:19.019
‫بذارید من باهاش حرف بزنم.

18:25.893 --> 18:28.128
‫همین تیری که اینجاست.

18:28.196 --> 18:30.231
‫اگه هر دومون فشار بدیم،
‫میتونیم یه شکاف باز کنیم.

18:32.700 --> 18:34.001
‫نمیتونم.

18:34.868 --> 18:36.704
‫خب، تعجبی نداره که برادرهات بهت زور میگفتن.

18:36.804 --> 18:38.038
‫اصلاً جربزه جنگیدن نداری.

18:38.138 --> 18:39.673
‫آره، همیشه همینطور بوده.

18:39.773 --> 18:41.975
‫ببین رفیق، من قرار نیست اینجا با تو بمیرم.

18:42.042 --> 18:44.044
‫یا بلند میشی یا اون یکی پات رو هم میشکنم.

18:44.178 --> 18:46.314
‫نمیتونم.

18:49.650 --> 18:51.652
‫من رو یاد برادر وسطیم میندازی.

18:52.521 --> 18:56.521
‫هیچ وقت با بقیه جور نبود،
‫همیشه هم اونی بود که حسابی کتک میخورد.

18:57.658 --> 18:59.159
‫خواهرم زندگیش رو جهنم کرده بود.

18:59.260 --> 19:01.128
‫خواهرش اذیتش میکرد؟

19:01.229 --> 19:02.563
‫من اونقدرا هم ذلیل نیستم.

19:02.696 --> 19:04.732
‫اون تو رو لقمه چپش میکنه.

19:04.832 --> 19:07.335
‫از تمام برادرهات بدجنس تره، تضمین میکنم.

19:07.401 --> 19:09.437
‫آره خب، برادرت چطوری دووم آورد؟

19:11.205 --> 19:13.241
‫دعوا توی ذاتش نبود.

19:14.041 --> 19:17.978
‫پس باید باهوش تر و حیله گرتر می‌بود.

19:19.021 --> 19:23.521
‫و در نهایت، از خانواده جدا شد
‫و راه خودش رو در پیش گرفت.

19:23.521 --> 19:28.521
‫نکته اینجاست که هیچ وقت
‫برای دفاع از خودت دیر نیست.

19:32.426 --> 19:35.128
‫هی، کایو.
‫تست بی سیم، تمام.

19:38.699 --> 19:40.701
‫داری چه غلطی میکنی؟

19:45.105 --> 19:49.209
‫تو پسر خیلی شجاعی هستی، میسون.

19:50.021 --> 19:55.021
‫میدونم چقدر میتونه ترسناک باشه
‫که غریبه ها اطراف خونه‌ت پرسه بزنن.

19:55.883 --> 19:57.451
‫میدونی، پسر من...

19:57.521 --> 20:03.521
‫اون واقعاً توی اتاقش یه چادر داره که
‫وقتی نیاز به امنیت داره به اونجا میره.

20:05.225 --> 20:09.096
‫وقتی از اوضاع این بالا خوشم نمیاد،
‫توی زیرزمین میرم.

20:10.521 --> 20:15.521
‫ببین میسون، منم واقعاً دلم میخواست
‫میتونستم اونجا توی زیرزمین بیام.

20:17.021 --> 20:22.521
‫چون یه نفر داره سعی میکنه
‫همین الان کار خیلی بدی انجام بده.

20:27.021 --> 20:35.021
‫داشتم فکر میکردم این اواخر توی خانواده‌ت
‫متوجه چیز متفاوتی شدی؟

20:35.021 --> 20:38.521
‫مثلاً اینکه، کسی با کسی دعوا کنه؟

20:39.021 --> 20:44.021
‫شاید مخفی کردن یه سری راز،
‫یا شاید هم کشیدن یه نقشه؟

20:44.231 --> 20:45.799
‫مطمئنی؟

20:47.468 --> 20:49.503
‫چون میدونی، درست مثل اون موقع هست.

20:49.521 --> 20:56.021
‫یادت میاد وقتی اختاپوس سعی کرد
‫باب اسفنجی رو نابود کنه؟

20:58.521 --> 21:00.021
‫یادته؟

21:02.082 --> 21:04.184
‫میسون.

21:05.021 --> 21:10.021
‫حس میکنم یه چیزی هست
‫که میخوای بهم بگی.

21:10.021 --> 21:12.021
‫نباید بگم.

21:13.160 --> 21:14.828
‫کی گفته؟

21:14.928 --> 21:16.163
‫عمو درک.

21:16.263 --> 21:18.031
‫گفت ممکنه باعث درد و رنج زیادی بشه.

21:19.533 --> 21:21.168
‫باشه.

21:24.137 --> 21:25.906
‫هی رفیق.

21:27.408 --> 21:29.142
‫من و تو...

21:29.242 --> 21:33.246
‫باید همین الان واقعاً شجاع باشیم.

21:34.021 --> 21:40.021
‫ازت میخوام حقیقت رو بگی
‫تا بتونم کمک کنم که کسی آسیبی نبینه.

21:42.021 --> 21:47.521
‫عمو درک گفت که داره میره،
‫ولی یه چیزی بود که لازم بود بدونم.

21:49.563 --> 21:51.565
‫بهم گفت که بابامه.

21:54.021 --> 21:58.021
‫این راز پدر بچه اِما رو
‫به نقطه ضعف ما تبدیل میکنه.

21:58.238 --> 22:00.941
‫پس کی قراره برگ برنده‌مون رو
‫علیه اون رو کنه؟

22:02.710 --> 22:04.645
‫بل قبلاً باهاش ارتباط گرفته.

22:04.712 --> 22:05.979
‫حسش واقعی بود.

22:06.079 --> 22:08.716
‫آندره آ بهترین بازجوی ماست.

22:10.150 --> 22:11.752
‫اون باید این کار رو بکنه.

22:14.588 --> 22:16.557
‫چرا تردید میکنی، دره؟

22:16.657 --> 22:18.726
‫امروز اصلاً رو فرم نیستم.

22:19.521 --> 22:22.521
‫ببینید بچه ها، ممکنه اِما آخرین شانس ما
‫برای رسیدن به جواب باشه.

22:22.521 --> 22:24.521
‫باشه؟
‫پس باید بهترین عملکردمون رو داشته باشیم.

22:24.521 --> 22:28.521
‫همین چند ساعت پیش ضربه سختی خورد،
‫و هنوز هم سرپاست.

22:28.521 --> 22:30.021
‫خب؟

22:31.338 --> 22:33.574
‫تو از پسش بر میای.

22:34.742 --> 22:36.877
‫به سراغشون برو.

22:45.586 --> 22:47.254
‫اوه، ببخشید.

22:48.155 --> 22:49.790
‫از این چیزها متنفر هستم.

22:50.021 --> 22:52.021
‫میدونم چقدر میتونن آزار دهنده باشن.

22:52.021 --> 22:53.521
‫ممنون.

22:53.521 --> 22:58.521
‫اِما، وقت زیادی ندارم،
‫پس سر اصل مطلب میرم، باشه؟

22:59.099 --> 23:01.168
‫در مورد تو و درک میدونم.

23:02.069 --> 23:03.303
‫چی رو؟

23:03.403 --> 23:06.073
‫اینکه درک پدر میسونه.

23:09.009 --> 23:10.978
‫درک داره به بقیه میگه که اون یه دروغگوئه.

23:11.078 --> 23:13.447
‫منم اگه جای تو بودم، عصبانی میشدم...

23:13.547 --> 23:16.183
‫ولی فکر کن اگه جانی این حرف ها رو
‫بشنوه چقدر شاکی میشه.

23:16.283 --> 23:17.818
‫درک آدم پست فطرتیه.

23:17.821 --> 23:19.521
‫برای همینه که من و جانی ازش فاصله میگیریم.

23:19.587 --> 23:22.122
‫شاید تو بگیری، ولی جانی نه.

23:22.222 --> 23:24.758
‫اون توی قضیه بمب به برادرش کمک کرد.

23:25.826 --> 23:27.828
‫از شغلش استفاده کرد تا برای درک...

23:27.928 --> 23:31.031
‫بشکه های مواد منفجره ای رو که
‫الان باهاش میچرخه، فراهم کنه.

23:31.131 --> 23:33.801
‫جانی هیچ وقت همچین کاری نمیکنه.

23:33.901 --> 23:38.321
‫ازت میخوام جانی رو متقاعد کنی
‫که بهمون بگه درک کجاست.

23:38.321 --> 23:40.521
‫اگه بتونه این کار رو بکنه،
‫میتونیم باهاش توافق کنیم...

23:40.608 --> 23:43.210
‫شاید نذاریم خانواده‌ت از هم بپاشه.

23:43.310 --> 23:46.847
‫تو اشتباه میکنی، درباره همه چیز.

23:46.947 --> 23:49.249
‫چیز دیگه ای نیست که بهت بگم.

23:52.720 --> 23:54.488
‫یالا.

23:54.555 --> 23:55.723
‫باید این مسیر رو باز کنیم.

23:59.392 --> 24:00.861
‫باشه.

24:03.731 --> 24:05.866
‫ایول.

24:24.552 --> 24:26.887
‫خیلی خب، یالا.

24:39.499 --> 24:41.168
‫- ممنون.
‫- باشه.

24:41.234 --> 24:44.171
‫- هی.
‫- هی.

24:44.271 --> 24:46.840
‫اون، خب...

24:46.907 --> 24:49.821
‫اون کامیونی که برای درک تعمیر کردی،
‫مدل و سازنده‌ش چیه؟

24:49.843 --> 24:51.912
‫بهت گفتم که، یادم نیست.

24:52.021 --> 24:53.021
‫بیخیال مرد، من...

24:53.021 --> 24:56.021
‫دارم راه خودم رو میسازم، درست مثل برادرت.

24:56.283 --> 24:58.852
‫یه چیزی رو یادم رفت درباره برادرم بهت بگم.

24:59.887 --> 25:02.556
‫اون اجازه داد آدم های اشتباهی
‫سرنوشتش رو رقم بزنن.

25:03.891 --> 25:06.760
‫تو هنوز فرصت داری
‫سرنوشت خودت رو رقم بزنی.

25:11.021 --> 25:15.021
‫اگه این بمب منفجر بشه،
‫تو و شوهرت همدست یه قتل عام میشید...

25:15.021 --> 25:17.021
‫میسون پدرش رو از دست میده...

25:17.021 --> 25:19.121
‫و جانی با این فکر که پسری داره،
‫همه چیزش رو می‌بازه.

25:19.206 --> 25:20.440
‫اوه، تو بیمار هستی.

25:20.507 --> 25:23.811
‫هستم، از بس که مثل تو رازی رو مخفی کردم.

25:24.521 --> 25:27.521
‫مخفی کردنش از آدم هایی که برام عزیز هستن،
‫دروغ گفتن و کتمان کردن.

25:27.521 --> 25:30.521
‫اونقدر قوی نیستم که حقیقت خودم رو بگم،
‫ولی میتونم حقیقت تو رو به جانی بگم.

25:30.521 --> 25:33.021
‫نه، خواهش میکنم این کار رو نکن...

25:34.955 --> 25:37.190
‫هر کاری میکنم تا جلوی این اتفاق رو بگیرم.

25:38.025 --> 25:39.693
‫میدونم که میکنی.

25:40.894 --> 25:44.497
‫درک هم این رو میدونه، مگه نه؟

25:45.921 --> 25:48.021
‫اون از میسون به عنوان
‫اهرم فشاری علیه تو استفاده کرد.

25:48.021 --> 25:50.021
‫مگه غیر از اینه؟

25:53.521 --> 25:56.021
‫جانی اصلاً دوست نداره که
‫ببینه دنیاش زیر و رو شده.

25:56.021 --> 25:57.521
‫هی، وایسا.

25:59.212 --> 26:01.782
‫درک با اشتباهی که در حقش کردم،
‫من رو شکنجه داد.

26:03.684 --> 26:06.386
‫و با باج گیری مجبورت کرد چیکار کنی؟

26:12.392 --> 26:15.362
‫من بودم که اطلاعات آنفو رو به درک دادم.

26:17.030 --> 26:20.033
‫اون مجبورم کرد وارد حساب دیسپچ جانی بشم.

26:20.167 --> 26:22.369
‫درک دیگه چی درباره نقشه‌ش بهت گفت؟

26:22.502 --> 26:24.537
‫جانی پدر خوبیه.

26:25.521 --> 26:30.021
‫بهم بگو، اون و میسون
‫میتونن پیش هم بمونن؟

26:32.312 --> 26:33.947
‫البته.

26:36.249 --> 26:37.249
‫آروم باش، آروم.

26:37.250 --> 26:38.719
‫کدوم گوری بودی، کویو؟

26:38.819 --> 26:42.589
‫هی، چرا روی بی سیم جواب نمیدادی پسر؟

26:42.690 --> 26:44.191
‫یه توقف کوتاه، رادیو خرابه.

26:44.291 --> 26:47.227
‫درک پشت فرمون یه کامیونت سفید جی اِم سیه.

26:48.021 --> 26:50.521
‫نمیخوام بدونم چطوری
‫اون اطلاعات رو گیر آوردی، خب؟

26:50.521 --> 26:52.021
‫فقط اون رو پیش بقیه خانواده بفرست...

26:52.165 --> 26:53.901
‫من خبر رو پخش میکنم.
‫زود باش، باهام حرف بزن.

26:54.021 --> 26:57.521
‫اِما میگه درک میخواد اون عوضی هایی رو
‫که زمین خانواده‌شون رو گرفتن، بکشه.

26:57.905 --> 26:59.406
‫اونا کی هستن؟

26:59.506 --> 27:02.710
‫بانک و امانت موریس توی هلنا
‫ملکشون رو مصادره کرده.

27:04.077 --> 27:07.147
‫اونجا ۵۰ مایل فاصله داره،
‫و وقتمون داره تموم میشه.

27:08.048 --> 27:10.250
‫باشه، در جریان میذارمتون جناب فرماندار.

27:10.383 --> 27:12.019
‫ممنون.

27:12.021 --> 27:14.021
‫کلانتر صحنه رو توی خونه
‫مک کوی ها تحت کنترل گرفته.

27:14.021 --> 27:15.521
‫مارشال های شما توی مسیر هلنا هستن.

27:15.622 --> 27:17.958
‫خیلی خب، گزارش تعقیب
‫اون خودرو رو پخش کردی؟

27:18.021 --> 27:20.521
‫یه کامیونت جی اِم سی سفید
‫از رایج ترین ها توی جاده.

27:20.521 --> 27:22.021
‫آه، خب حداقل هدف رو میشناسیم.

27:22.021 --> 27:24.021
‫پلیس محلی و ایالتی دارن
‫منطقه رو وجب به وجب میگردن.

27:24.031 --> 27:26.734
‫به بانک اطلاع داده شده.
‫دارن ساختمون رو تخلیه میکنن.

27:26.800 --> 27:31.521
‫یه ساعت غیبت میزنه و با اطلاعات
‫و یه مظنون لت و پار برمیگردی.

27:31.638 --> 27:32.973
‫بهت گفتم چی شد.

27:33.073 --> 27:36.443
‫توی یه چاله لعنتی توی
‫یه انبار در حال ریزش افتادی؟

27:36.543 --> 27:40.914
‫یعنی، یه همچین اتفاقی
‫فقط ممکنه بزای تو بیفته، کایو.

27:56.521 --> 27:59.021
‫کایو و دره، میخوام که وارد اون
‫پارکینگ طبقاتی بشید و بگردیدش.

27:59.021 --> 28:00.521
‫ما هم اطراف رو چک میکنیم.

28:00.600 --> 28:02.502
‫سمت شمال.

28:03.603 --> 28:06.006
‫هی، مردم رو ببرید عقب.
‫برید کنار، لطفاً.

28:07.074 --> 28:10.143
‫کمربند امنیتی جاده برقرار شد.

28:17.550 --> 28:19.987
‫اینجا یه چیزی پیدا کردیم.

28:20.087 --> 28:21.855
‫دریافت شد.

28:25.125 --> 28:26.359
‫داری چیکار میکنی؟

28:26.459 --> 28:29.229
‫واقعاً نمیشه از یه بمب
‫دو هزار پوندی قایم شد.

28:33.366 --> 28:35.568
‫اثری از راننده نیست؟

28:35.668 --> 28:38.772
‫ممکنه ضامن یا تایمر داشته باشه.

28:38.872 --> 28:41.308
‫- احتمالاً خود بمب گذاره.
‫- بگیرش.

28:41.374 --> 28:44.111
‫- گوشی رو بنداز زمین.
‫- هی، وایسا!

28:58.992 --> 29:00.660
‫این کامیون ما نیست.

29:01.461 --> 29:02.830
‫اینجا چیزی دستگیرمون نشد.

29:03.563 --> 29:06.033
‫آره، ما هم این طرف شانسی نداشتیم.

29:08.021 --> 29:11.521
‫این ساختمون تخلیه شده، از اینجا برو بیرون.

29:18.021 --> 29:21.021
‫منطقه پر از مأمورهای گشتیه،
‫و هیچکس هم چیزی ندیده.

29:21.021 --> 29:24.521
‫آره، این همون بانکیه که مزرعه مک کوی رو
‫مصادره کرده، هدف حتماً همینجاست.

29:24.521 --> 29:28.021
‫وقتی کسی سراغ زمین آدم میاد،
‫مسئله شخصی میشه.

29:28.021 --> 29:30.021
‫هدف قرار دادن یه ساختمون
‫شخصی به نظر نمیرسه.

29:30.021 --> 29:32.521
‫باید بفهمیم بانکدارهایی که
‫حکم مصادره رو دادن به کجا منتقل شدن.

29:32.521 --> 29:34.521
‫یه لحظه بهم وقت بدید.

29:35.428 --> 29:37.397
‫انگار داریم فقط تیر توی تاریکی میزنیم.

29:37.497 --> 29:39.867
‫فکر میکنی مک کوی ها دارن
‫خود بانکدارها رو شکار میکنن؟

29:40.021 --> 29:43.521
‫وقتی کسی سراغ خونه و معیشت آدم میاد،
‫مردم میخوان با مسبب بی عدالتی روبرو بشن.

29:43.703 --> 29:46.239
‫بچه ها، بانکدارهایی که اموال
‫این مک کوی ها رو مصادره کردن...

29:46.373 --> 29:51.021
‫اونا همین الان توی یه ضیافت هستن،
‫برای وام دهنده های برتر منطقه در هتل وکسلر.

29:51.244 --> 29:52.913
‫یه هتل پر از وام دهنده های استثمارگر؟

29:53.046 --> 29:54.414
‫یه هدف عالی برای مک کوی.

29:54.421 --> 29:56.021
‫ولی اونجا یک مایل با اینجا فاصله داره.

29:56.021 --> 29:57.521
‫آره جای اشتباهی هستیم، بیاید بریم.

30:11.521 --> 30:14.021
‫مطمئنی کار عاقلانه ایه که
‫تیم رو اینطوری جدا کنیم؟

30:14.021 --> 30:17.521
‫رفتن از مسیرهای جداگانه شانس ما رو
‫بیشتر میکنه تا کامیون مک کوی رو پیدا کنیم.

30:17.670 --> 30:20.573
‫هی کیسی، موازی با ما حرکت کن.

30:22.375 --> 30:24.777
‫مفهومه، توی این ترافیک زیاد
‫نمیشه تکون خورد.

30:25.021 --> 30:29.021
‫آره، هتل داره تخلیه میشه،
‫ولی یکم زمان می‌بره.

30:29.021 --> 30:32.021
‫امکان نداره همه بتونن از شعاع انفجار
‫خارج بشن، اون هم با بمبی به این بزرگی.

30:36.289 --> 30:37.690
‫ساعت سه.

30:38.558 --> 30:40.793
‫کامیون اتاق دار سفید.

30:42.521 --> 30:47.021
‫خیلی خب، اینجا یه هدف احتمالی داریم،
‫ولی نمیتونم...

30:47.021 --> 30:49.021
‫نمیتونم زاویه دید خوبی
‫روی راننده داشته باشم.

30:49.036 --> 30:52.772
‫درسته، دقیقاً اون طرف
‫ساختمونیه که کنارش هستید.

30:52.872 --> 30:55.875
‫- اونجا، دیدمش.
‫- ما هم راننده رو نمی‌بینیم...

30:55.976 --> 30:58.311
‫ولی همه چی جوره، نقشه چیه؟

30:58.411 --> 31:00.948
‫باید بدون اینکه بفهمه کامیون رو متوقف کنیم.

31:01.081 --> 31:02.882
‫آره.

31:02.983 --> 31:05.185
‫اگه توی ترافیک گیر کنه چی؟

31:06.019 --> 31:08.188
‫اگه چراغ ها قرمز بمونن...

31:09.389 --> 31:11.491
‫میتونیم از اینجا یه تیم
‫عملیاتی رو پوشش بدیم.

31:11.521 --> 31:13.021
‫آره، با مقر تماس بگیر خب؟

31:13.021 --> 31:16.221
‫بهشون بگو که به کنترل ترافیک بگن چراغ ها
‫درست همینجا توی این تقاطع خاموش بشه.

31:16.296 --> 31:20.521
‫هی کایو تو پیاده برو، فکر میکنی بتونی
‫بدون اینکه دیده بشی بهش برسی؟

31:20.521 --> 31:21.969
‫چون ببین...

31:22.021 --> 31:26.021
‫اگه متوجه تو بشه، چاشنی رو میزنه،
‫و کل این بلوک شهر رو منفجر میکنه.

31:26.021 --> 31:29.021
‫اون فقط آینه های بغل رو داره،
‫نمیتونه مستقیماً پشت ماشینش رو ببینه.

31:29.021 --> 31:32.521
‫آره، اگه همونجا بمونه میتونیم
‫با قرار گرفتن توی نقطه کورش بهش برسیم.

31:32.521 --> 31:33.580
‫انجامش میدن.

31:33.680 --> 31:35.015
‫خیلی خب، حله.

31:35.148 --> 31:37.584
‫و هی، هر کسی که به مک کوی شلیک میکنه...

31:37.684 --> 31:40.853
‫این شلیکیه که نتیجه‌ش تا آخر عمر
‫با همه ما میمونه، خب؟

31:41.688 --> 31:43.356
‫بزن بریم.

31:46.426 --> 31:50.563
‫مک کوی رو محاصره کردیم.
‫به حرکت ادامه بدید.

31:52.832 --> 31:55.068
‫فرمون رو بگیر.

32:08.848 --> 32:12.385
‫باشه، من حواسش رو پرت میکنم،
‫تو با قدرت وارد شو.

32:16.956 --> 32:18.391
‫مایلز.

32:18.525 --> 32:21.294
‫به محض اینکه حرکت کردم،
‫دور بزن و آندره آ رو پوشش بده.

32:21.394 --> 32:24.097
‫مفهومه، با علامت تو آماده هستم.

32:25.665 --> 32:27.467
‫حرکت.

32:32.521 --> 32:34.021
‫دست هات رو نشون بده، دست ها بالا!

32:34.907 --> 32:36.276
‫بیا بیرون، مک کوی.

32:36.376 --> 32:38.311
‫این کار رو نکن، هی.

32:42.149 --> 32:43.416
‫هدف مهار شد.

32:43.550 --> 32:45.885
‫سریعاً یه واحد خنثی سازی بمب خبر کنید.

33:00.900 --> 33:03.770
‫معلوم نیست امروز جون چند تا
‫از اهالی مونتانا رو نجات دادی.

33:03.870 --> 33:06.539
‫روز راحتی بود.

33:09.909 --> 33:11.578
‫میدونم...

33:12.579 --> 33:14.447
‫که خیلی بهت سخت گرفتم.

33:14.581 --> 33:17.016
‫ولی تو کارت رو خوب انجام دادی، کال.

33:18.585 --> 33:20.920
‫دقیقاً همونطور که از پس این سرطان بر میای.

33:22.521 --> 33:26.521
‫حالا، آندره آ رو انتخاب میکنی یا آدم من رو
‫تا در غیاب من تیم رو اداره کنه؟

33:29.696 --> 33:31.298
‫این تیم توئه.

33:32.265 --> 33:34.401
‫پس تصمیمش با خودته.

33:39.939 --> 33:41.508
‫- بگیرش، بگیرش!
‫- نمیتونم.

33:41.608 --> 33:43.110
‫هی بچه ها، یه خبر دارم.

33:43.243 --> 33:44.611
‫اوه!

33:46.021 --> 33:52.021
‫خب، وقتی برای این جراحی به مرخصی میرم،
‫گیفورد ازم خواسته یه سرتیم موقت تعیین کنم.

33:52.952 --> 33:54.587
‫و، اوم...

33:55.422 --> 33:57.290
‫دره، تو فرماندهی رو به دست میگیری.

33:58.021 --> 33:59.521
‫چی؟ من، اوم...

33:59.521 --> 34:01.021
‫باید از این به بعد بهت بگم «رئیس».

34:01.228 --> 34:03.730
‫و اون هم باید روی «بچه ها» گفتنش کار کنه.

34:03.830 --> 34:05.365
‫تا ته دنیا باهات هستم، دختر.

34:10.803 --> 34:13.306
‫فقط به شرطی که خبری از زیرزمین نباشه.

34:15.108 --> 34:17.110
‫مسئولیت سنگینی بهم رسیده.

34:23.183 --> 34:25.084
‫هی.

34:25.185 --> 34:27.154
‫از پس این کار بر میاد، مگه نه؟

34:27.987 --> 34:29.756
‫آره.

34:29.822 --> 34:33.521
‫آره، وقت داری که راه و چاه رو یادش بدی.

34:35.362 --> 34:37.164
‫هی.

34:37.297 --> 34:40.200
‫اون از پسش بر میاد.

34:58.285 --> 35:03.021
‫داری سعی میکنی بهم ثابت کنی که میتونی
‫به همون راحتی که من پیدات میکنم پیدام کنی؟

35:03.022 --> 35:05.057
‫تحت تأثیر قرار نگرفتم.

35:05.858 --> 35:07.594
‫بچه‌م رو ترسوندی.

35:10.730 --> 35:15.021
‫این یعنی بریت دیگه مصونیت نداره.

35:18.571 --> 35:19.572
‫آره.

35:19.672 --> 35:22.975
‫از قضیه دخترت خبر دارم.

35:23.810 --> 35:27.521
‫یه پرونده نقض آزادی مشروط براش رد میکنم...

35:28.521 --> 35:35.521
‫اون وقت برای یه مدت
‫خیلی طولانی به زندان میره.

35:36.923 --> 35:39.759
‫پول رو بهت میدم، هر وقت جورش کنم.

35:40.021 --> 35:44.021
‫تا اون موقع، خانواده...

35:45.765 --> 35:49.168
‫خط قرمزه.

35:59.521 --> 36:04.021
‫جوری که اون رو مزه مزه میکنی
‫باعث میشه فکر کنم امروز روز راحتی نبوده.

36:05.521 --> 36:11.021
‫خب، اینکه دخترم اصطلاحات تکاوری بلغور میکنه
‫مسلماً اوضاع رو یکم بهتر میکنه.

36:13.025 --> 36:15.428
‫اخبار گفت نقشه بمب گذاری
‫توی هلنا خنثی شده.

36:17.430 --> 36:18.765
‫به نظر یه موفقیت میاد.

36:18.898 --> 36:20.433
‫آره.

36:21.434 --> 36:23.836
‫بردها وقتی با «اما و اگر» همراه میشن که...

36:24.604 --> 36:26.639
‫از همون اولش هم تقصیر خودم بوده باشه.

36:30.243 --> 36:32.312
‫برای همینه که اون اونجاست؟

36:34.714 --> 36:37.750
‫روز طولانی ای بود، هی.

36:37.817 --> 36:39.619
‫از روزت برام بگو.

36:39.719 --> 36:42.322
‫- اوه.
‫- یالا دیگه.

36:42.455 --> 36:44.357
‫باید یه جوری تعریفش کنم که بیدار بمونی.

36:44.457 --> 36:47.727
‫یعنی بد هم نمیشه، لطفاً.

36:47.794 --> 36:53.021
‫خب، تأمین کننده‌مون قیمت
‫دستمال های کوکتل رو بالا برد.

36:53.400 --> 36:55.602
‫بس کن.

36:58.104 --> 36:59.472
‫- وایت بر.
‫- چطوری؟

36:59.572 --> 37:00.940
‫عالی هستم.

37:01.040 --> 37:02.575
‫ممنون.

37:03.343 --> 37:06.521
‫هنوز نمیدونم چطور رین واتر رو برای
‫کشت ماریجوانا با خودت همراه کردی.

37:06.521 --> 37:08.948
‫همراه که چه عرض کنم.

37:09.015 --> 37:11.918
‫فقط موافقت کرد، حمایت مالی ای در کار نیست.

37:12.021 --> 37:16.021
‫ولی خب، شغل های جدید،
‫منبع درآمد تازه، برای مردم‌مون خیلی خوبه.

37:16.521 --> 37:18.521
‫دوست دارم حمایت تو رو هم داشته باشم.

37:18.521 --> 37:20.021
‫حمایت؟

37:20.421 --> 37:23.021
‫به عنوان مارشال، بعید میدونم
‫بتونم برات پاستیل ماریجوانا بفروشم.

37:23.021 --> 37:27.521
‫تازه، موی دماغ رین واتر شدن
‫هیچ سودی برام نداره.

37:27.521 --> 37:29.521
‫وگرنه چی؟

37:29.521 --> 37:33.021
‫دیگه ازت به عنوان ابزاری برای
‫پیشرفت سیاسیش استفاده نمیکنه؟

37:33.840 --> 37:35.675
‫تو لایق شنیدن حقیقت هستی...

37:35.775 --> 37:40.421
‫نه حرف های توخالی رئیسی که
‫وفاداریت رو میگیره و در عوض هیچی نمیده.

37:43.521 --> 37:50.521
‫شاید رعایت کردن چهارچوب ها
‫یکم سرعت پیشرفت رو کم کنه، ولی...

37:51.791 --> 37:53.493
‫هنوز مطمئن نیستم چه کمکی میتونم بهت بکنم.

37:55.521 --> 38:00.521
‫میتونی کاندیدهایی رو با ایده های جسورانه ای
‫برای آینده منطقه به همه معرفی کنی.

38:02.034 --> 38:03.736
‫میخوای برای ریاست با رین واتر رقابت کنی؟

38:03.870 --> 38:07.374
‫وقت تغییره، مایلز.

38:07.521 --> 38:11.521
‫و حمایت مردی که دخترهای
‫گمشده‌مون رو به خونه برگردوند...

38:11.521 --> 38:17.521
‫کسی که کارتل رو توی زمین های ما
‫ناکام گذاشت، خیلی اعتبار داره.

39:02.061 --> 39:03.463
‫سلام.

39:04.697 --> 39:06.265
‫ببخشید که بی خبر اومدم.

39:06.365 --> 39:09.469
‫خب، این بدترین کمینی نیست
‫که باهاش روبرو شدم.

39:09.569 --> 39:11.604
‫بیا تو.

39:15.021 --> 39:18.521
‫داشتی سر جمع و جور کردن گندی
‫که من با فراری دادن ویل بالا آوردم...

39:18.521 --> 39:19.521
‫به مرز کشته شدن میرفتی.

39:19.779 --> 39:22.482
‫این بخشی از همون شغلیه
‫که خودم انتخابش کردم.

39:24.021 --> 39:28.521
‫من دارم با تو دنبال فراری ها میگردم،
‫چون این کار از بی خوابی کشیدن بهتره...

39:28.821 --> 39:31.491
‫چون خواب، وقتی هم که سراغم بیاد...

39:33.359 --> 39:35.061
‫خیلی بدتره.

39:36.863 --> 39:38.565
‫کابوس می‌بینی؟

39:39.766 --> 39:42.301
‫بعضی وقت ها توی بیداری هم همینطوره.

39:43.636 --> 39:46.706
‫برای همین بود که امروز
‫توی اون زیرزمین خشکم زد.

39:47.574 --> 39:49.208
‫خاطرات تلخ کار؟

39:50.021 --> 39:51.021
‫قضایای خانواده کلگ...

39:51.021 --> 39:53.521
‫عمیق تر از چیزی که فکر میکردم
‫چنگال هاش رو توی وجودم فرو کرده.

39:53.521 --> 39:57.521
‫اوضاع اونقدر بد شده که رو آوردم
‫به اینکه فقط درباره قتل پدرم تحقیق کنم...

39:57.521 --> 40:00.521
‫تا بلکه اینطوری ذهنم آروم بگیره.

40:00.687 --> 40:02.421
‫اوهوم.

40:02.521 --> 40:07.521
‫اونقدر نگران نبردی بودم که کال درگیرشه،
‫که متوجه نشدم تو هم داری با خودت میجنگی.

40:08.521 --> 40:15.521
‫خیلی تلاش کردم که مخفیش کنم،
‫حتی از خودم، ولی نمیتونم.

40:16.135 --> 40:19.405
‫و حالا که کال کنار کشیده،
‫تو داری جاش رو میگیری.

40:19.506 --> 40:21.073
‫نگران هستی؟

40:22.942 --> 40:24.343
‫امیدوارم کمکی کنه.

40:24.443 --> 40:26.278
‫سکوت دشمن آدمه.

40:28.347 --> 40:32.251
‫خب، برای هرج و مرج جای درستی اومدی.

40:33.521 --> 40:37.021
‫اگه قرار نیست امشب بخوابی،
‫میتونم برات چای یا چیزی درست کنم؟

40:37.021 --> 40:38.021
‫حتماً.

40:38.521 --> 40:39.521
‫ممنونم.

40:56.521 --> 40:59.021
‫بابونه میخوای یا سیب و دارچین؟

41:00.021 --> 41:04.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

41:04.051 --> 41:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

41:09.051 --> 41:19.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
