WEBVTT

03:02.070 --> 03:05.610
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

03:07.060 --> 03:10.950
[❤عشق حقیقی❤]
[ قسمت  چهل و دوم ]

03:14.910 --> 03:18.470
<b>آروم بـیا،نگاه نکن،نگاه نکن</b>

03:18.470 --> 03:20.770
<b>این قایم موشک بازی واسه چیـه؟</b>

03:20.770 --> 03:22.560
<b>به زودی می فهمی</b>

03:22.560 --> 03:25.840
<b>می ترسم بیافتم -
دارمت،نترس -</b>

03:25.840 --> 03:28.690
<b>اگر لیز بخوری و بیفتی ، هر دو باهم کلـه پا میشیم</b>

03:30.780 --> 03:34.490
<b>یک،دو،سـه، سوپـرایـز</b>

03:41.190 --> 03:42.980
<b>قـضیه چیـه؟</b>

03:42.980 --> 03:47.250
<b>رمـز ورود به خونـه،تاریخ تولـدته،اینجا خونـه ی توئه</b>

03:48.220 --> 03:50.390
<b> خونـه ی من؟</b>

03:51.070 --> 03:55.880
<b>تـو این مـدت واقعا بهت کم لطـفی کردم،این خونه رو به عنوان جبران اشتباهم و عـذر خواهی قبول کن</b>

03:55.880 --> 04:00.700
<b>میدونم که همـیشه آرزو داشتی یه خونـه برای خودت بخـری و یه آموزشگاه آشپـزی باز کنـی</b>

04:00.700 --> 04:04.650
<b> ازت حمایت میکنم،بـرای رسیدن به آرزوهای بـزرگ باید خیلی چیـزا رو فـدا کـرد</b>

04:04.650 --> 04:06.350
<b>از اینجا خوشت میاد؟</b>

04:08.620 --> 04:11.330
<b>اون نگاه تحـسین کننـده ات رو از روم بـردار</b>

04:11.330 --> 04:14.540
<b>یه مـرد باید حداقل عرضه ی خـرید یه خونـه واسه همـسرش رو داشته باشه</b>

04:19.000 --> 04:21.670
<b>خوب ببیـن، سند خونـه به نام توئـه</b>

04:21.670 --> 04:25.110
<b>این خونـه مال توئه، من هم متعلـق به تو هستم</b>

04:25.834 --> 04:27.834
= سنـد ملک پـکن =
مالـک : آن چینگهوان

04:28.060 --> 04:30.870
<b>میتـونم دست رد به سینه ات بزنم،نمیتونم؟مجـبورم قبولش کنم؟</b>

04:30.870 --> 04:32.780
<b>دلت میاد بهم نـه بگـی؟</b>

04:35.660 --> 04:39.960
<b>تو کـه میدونی چه آدم رک و راستـی ام</b>

04:39.960 --> 04:43.150
<b>از اینکـه از لین یـویی برای نابود کردن تانگ شیائوگانگ استفاده کـردی خوشم نیومد</b>

04:43.150 --> 04:47.890
<b>البته که از خدام بـود دست آدم رزلـی مثل تانگ شیائو گانگ زودتـر رو بـشه</b>

04:47.890 --> 04:53.170
<b>اما من بهت ایمان دارم، توانایـیشو داری که با دست خالی هم شرافتمندانـه شکستـش بدی</b>

04:53.170 --> 04:56.790
<b>نگـرش و باورت به زندگـی رو تحسین میکنم</b>

04:56.790 --> 04:59.300
<b> امیـدوارم که هیچوقت تغــییر نکنـی</b>

04:59.300 --> 05:04.000
<b>امیدوارم که اگـه یه روزی قادر به ساخت دنیای بزرگتـری شـدی</b>

05:04.000 --> 05:07.280
<b>بازهم تو دنیای دیگـه ات جایی داشته باشم</b>

05:09.900 --> 05:14.960
<b>نگران نباش،از امـروز به بعد همه چـی تموم شـده</b>

05:14.960 --> 05:20.620
<b>دیگه نه تانگ شیائوگانگـی هست و نه لین یویـی،فقط ما دو تاییم</b>

05:20.620 --> 05:24.740
<b>از تـو و از این خونـه محافظت میکنم و تا همیـشه کنارت میمونم</b>

05:35.550 --> 05:39.430
<b>بیا بـریم این اطراف رو نشـونت بدم</b>

05:39.430 --> 05:42.440
<b>اینجا آشپـزخونـه است</b>

05:42.440 --> 05:46.060
<b>اینجا هم اتاق خواب</b>

05:46.060 --> 05:51.660
<b>اینجا سرویس بهداشتـی برای مهمونـه و اینجا هم اتاق مطالعه،نگاه کن</b>

06:32.700 --> 06:35.510
<b>بهت تبریک میگم، شکستم دادی</b>

06:37.290 --> 06:41.650
<b>از اولـش هم،این تو بودی که جنگ رو شروع کـردی</b>

06:41.650 --> 06:44.590
<b>من هیچوقت نمیخواستم دشمنت باشم</b>

06:44.590 --> 06:46.900
<b>من باختم، شکست رو میپذیرم</b>

06:48.160 --> 06:50.580
<b>...امروز ازت خواستم بیایی اینجا تا</b>

06:50.580 --> 06:54.080
<b>در مورد مسائل بین خودمون صحبت نکنیم
بلکه در مورد چیزای دیگه حرف بزنیم،باشه؟</b>

06:54.080 --> 06:56.250
<b>بگـو</b>

06:56.250 --> 07:00.140
<b>این چـند روزی که تو زنـدون گذروندم،نتونستم بخوابم</b>

07:00.140 --> 07:03.650
<b>مدام جویای حال وضعیت شرکتت بودم و از منشی سابقم میخواستم</b>

07:03.650 --> 07:09.620
<b>تا منـو در جریان هر خبـری که تو اکانت شخصی ویـبوت و همینطور رسانه ها آپ میـشه بذاره</b>

07:10.470 --> 07:14.730
<b>بالاخـره تونسـتم طـرح واضحـی از هـدف بزرگـت تو ذهنم ترسیم کنم</b>

07:14.730 --> 07:17.330
<b>رویا و هـدف بزرگ تـو</b>

07:17.330 --> 07:21.850
<b>ساخت ماشـینیـه که انسان های موفق تولید کنـه،درسته؟</b>

07:21.850 --> 07:25.680
<b> خوب یادمـه، زمانـی که دانشجو بودیم</b>

07:25.680 --> 07:29.480
<b>کمی قبل از فارغ التحصیلیمون این ایده به ذهنمـون رسیده بود</b>

07:29.480 --> 07:34.600
<b>این هـدف مشترکمون بود،وقتی تو راه پـله
نزدیک کلاس نشسته بودیم در موردش حرف زدیم</b>

07:35.660 --> 07:39.600
<b>اون زمان جـوون بودیم و زیادی تـو آسمونا سـیر میکردیم</b>

07:39.600 --> 07:41.920
<b>حتـی از کسایی که موفق بودن طلبکار بودیم</b>

07:41.920 --> 07:46.470
<b>میگفتیم آدمای موفق وظیفـشون اینه که رو بقـیه
سرمایه گذاری کنن تا اونها هم موفق بـشن</b>

07:47.890 --> 07:51.990
<b>اون شب اونـقدر زهرماری خوردیم تا هوا روشن شد</b>

07:51.990 --> 07:54.060
<b>بـدجـوری مست و پاتیل شده بودیم</b>

07:54.060 --> 07:56.350
<b>تو کـه همـشو بالا آوردی</b>

07:56.350 --> 08:00.430
<b>با اینکـه بارها و بارها لباسمو شستم اما همچنان بوی بد میداد</b>

08:01.470 --> 08:03.980
<b>فکـر نمیکردم تو هم انقـدر خوب یادت باشه</b>

08:04.650 --> 08:10.860
<b>اما من برای رسیدن به اون رویای مشترک، رفیق نیمه راه بودی و من تنها موندم</b>

08:15.510 --> 08:19.350
<b>درسته، تو همـون رویاپـردازی هستی که به پیـروزی رسیدی</b>

08:19.350 --> 08:23.260
<b>اما راه رسـیدن به این رویا خیلی طولانـی و ناهمـواره</b>

08:23.260 --> 08:25.570
<b>من خوب میشناسمت دینگ رنجیان</b>

08:25.570 --> 08:29.750
<b>با خصوصیاتـی که تو داری قادر نخواهی بود
همچین پروژه ی عظیمی رو به تنهایی انجام بدی</b>

08:29.750 --> 08:31.370
<b>حتی حالا هم داری منـو دست کم میگیری؟</b>

08:31.370 --> 08:37.230
<b>نـه، به اندازه ای واقع بین هستم که جرأت گفتن حقیقت رو داشته باشم</b>

08:37.230 --> 08:41.480
<b>تـو نابـغه ای، خلاقیت داری و شخصیتت تاثـیر گذاره</b>

08:41.480 --> 08:43.760
<b>اما قلـبت خیلی پاکـه</b>

08:43.760 --> 08:47.780
<b>دلـشو نداری تو بحرانـی ترین لحظات با مشت آهنی مقابل حریفت بایستی</b>

08:47.780 --> 08:54.630
<b>شاید از تمام وجـودت برای رسیدن به رویاهات مایه بذاری اما به اندازه ی کافـی برای رسیدن به هدفت جـدی و بی رحم نیستی</b>

08:54.630 --> 08:58.260
<b>شاید بتـونی با استفاده از متـود های مصالحـه کارتـو پیش بـبری اما نمیتونـی افق های دوردست رو ببینی</b>

08:58.260 --> 09:03.780
<b>هیچی نگـو، وقت ملاقات محـدوده، بذار حرفمو کامل بزنم</b>

09:05.850 --> 09:09.210
<b>یه سـری ایراد از طـرحـی که قصد اجراشـو داری گرفتم</b>

09:09.210 --> 09:14.400
<b>نکات قابل توجـه رو جدا و تو یه فایـل برات جمع آوری کردم</b>

09:14.400 --> 09:19.210
<b>یه سـری راه حـل هم بهشون اضافه کردم که به نظرم معقولانـه میاد</b>

09:19.210 --> 09:25.150
<b>یه طـرح پیشنهادی هم آماده کردم،سپردم به منشیم
وقتی ازینجا رفتی بیـرون به دستت میـرسه</b>

09:28.110 --> 09:32.360
<b>اینکارا رو انجام دادی چـون وجـدانت برگشته سرجاش؟</b>

09:33.680 --> 09:35.230
<b>نـه</b>

09:36.160 --> 09:37.880
<b>پس چرا؟</b>

09:44.160 --> 09:49.860
<b>دارم به دشمنـم درس میدم،میخوام ازت یه دشمن بی نقـص بسازم</b>

09:49.860 --> 09:54.310
<b>قـراره زمانـی رو که اینجا میگذرونم ،شب و روز به اشتباهاتم فکر کنم</b>

09:54.310 --> 09:57.910
<b>دینگ رنجیان بهتـره حسابـی کارتـو خوب انجام بدی، یه روزی از اینجا میام بیرون</b>

09:57.910 --> 10:00.160
<b>و میخوام یه جنـگ درست و حسابی راه بندازم</b>

10:00.160 --> 10:05.010
<b>امیدوارم تو این نـبرد،حریفم تو باشی چون میخوام شکستت بدم</b>

10:05.010 --> 10:10.080
<b>چرا باید دشمن هم باشیم؟چرا باید بینمون جنگ باشه؟
چرا در کنار هم رویامـون رو محقق نکنیم؟</b>

10:10.080 --> 10:13.660
<b>چـون دنیای من و تو باهم فـرق میکنـه</b>

10:14.520 --> 10:17.250
<b>بزرگتـرین تـرس من نداشتن حریـفی برای مبارزه است</b>

10:17.250 --> 10:20.220
<b>هیچوقت از نداشتـن رفیـق نترسیدم</b>

10:20.220 --> 10:25.080
<b>تو حـریف خوبی هستی،همیـشه بودی
برای همـین وقتی بهم گفتی که دارم دست کم میگیرمت</b>

10:25.080 --> 10:28.130
<b>سخت در اشتباه بودی، فکر کردی به چـه دلیلی باید از بالا بهت نگاه کنم؟</b>

10:28.130 --> 10:30.930
<b>من چـه حـقی دارم که با دید حقارت بهت نگاه کنم؟</b>

10:30.930 --> 10:32.950
<b>اشتباه حدس زدی</b>

10:34.600 --> 10:40.890
<b>اتفاقا همـیشه دست بالا گرفتمت،برای همین مدام باهات سر جنگ داشتم و خودمو باهات مقایسه میکردم</b>

10:40.890 --> 10:46.000
<b>اما حالا دینگ رنجیان،داره عمیـقا نگرانـم میکنه</b>

10:46.000 --> 10:48.360
<b>عمیـقا نگرانت کردم؟</b>

10:49.190 --> 10:53.730
<b>روزی از راه میـرسه که خودتـو میـون
سود کلان و سرمایه های هنگفت غرق میکنـی</b>

10:53.730 --> 10:56.950
<b>و از خودت یه تانگ شیائوگانگ دیگه میسازی</b>

10:56.950 --> 11:01.490
<b>اما بـدون اون روز،من حـریف واقعـیمو از دست میدم</b>

11:01.490 --> 11:05.240
<b>برای همین تمام نـبردهای پیش رو برام بی ارزش و بی معنـی میـشه</b>

11:05.240 --> 11:08.870
<b>تانگ شیائوگانگ، خیالت راحت</b>

11:08.870 --> 11:13.150
<b>من، دینگ رنجیان هیچوقت تبدیل به آدمی مثل تانگ شیائوگانگ نمیشم</b>

11:13.150 --> 11:17.840
<b>واقعا بابت حرفایی که امروز بهم زدی و طرح پیشنهادیت ازت ممنونم</b>

11:17.840 --> 11:20.110
<b>میخوام بهت یه هدیـه بدم</b>

11:20.910 --> 11:25.550
<b>نمیدونم که هنوز به خاطر داری یا نـه</b>

11:25.550 --> 11:29.820
<b>♪ اون دختـری که اونجاست،بهش نگاه کن ♪</b>

11:29.820 --> 11:33.920
<b>♪اونجـا رو ببـین، اونجا رو ببین ♪</b>

11:33.920 --> 11:37.940
<b>♪ ببـین چـه اجرای با شکوهـی داریم ♪</b>

11:37.940 --> 11:43.210
<b>♪ وانمـود نکن که برات مهم نیست ♪</b>

11:44.030 --> 11:48.460
<b>♪ اون دختـری که اونجاست،بهش نگاه کن ♪</b>

12:21.170 --> 12:24.530
<b>♪اونجـا رو ببـین، اونجا رو ببین ♪</b>

12:24.530 --> 12:27.320
<b>خیلی احمـق بودیم،مگه نه؟</b>

12:29.110 --> 12:34.780
<b>بیرون خوابگاه دختـرونـه می ایستادیم و
از پشت پنجره ی اتاق لین یویـی صداش میکردیم</b>

12:39.180 --> 12:42.480
<b>اون وقتـا بهترین رفـیق واسه هم بودیم</b>

12:53.660 --> 12:57.000
<b>دینگ پیـر، میشه یه لطفی در حقـم کنی؟</b>

12:57.000 --> 13:02.010
<b>بگو، هر کمکی از دستم بربیاد دریغ نمیکنم</b>

13:02.010 --> 13:04.720
<b>اسناد طلاق رو امضا کردم</b>

13:05.700 --> 13:08.520
<b>از امـروز به بعد،لین یویـی کسی رو نداره</b>

13:12.980 --> 13:15.500
<b>چرا داری اینو بهم میگی؟</b>

13:17.060 --> 13:22.560
<b>مسأله ی لین یویـی، دیگه هیچ ارتباطـی به من نداره</b>

13:22.560 --> 13:26.960
<b>اون همـسر سابـق توئه و من هم یکی مثل تو نیستم</b>

13:26.960 --> 13:30.820
<b>هیچوقت به همـسر رفـیقم به چشم بد نگاه نمیکنم</b>

13:33.600 --> 13:38.350
<b>یه دقیقه بیشتر بهم وقت بده، در مورد وضعیت جسمـی لین یویـی چیزی میدونی؟</b>

13:38.350 --> 13:40.990
<b>احتیاجـی به دونستن نیست -
چرا باید بدونی -</b>

13:40.990 --> 13:43.100
<b>بیماری لین یویـی برگشته</b>

13:43.100 --> 13:47.190
<b>دکتـر گفته در خوشبینانه ترین حالت ممکن فقط دو ماه وقت داره</b>

13:47.190 --> 13:50.240
<b>اگه ما سـه تا هنوز دوست بودیم</b>

13:50.240 --> 13:53.200
<b>اگه مثل قبل باهم دوست بودیم</b>

13:53.200 --> 13:55.590
<b>اونوقـت اینـطوری نادیده اش نمیگرفتـی</b>

14:13.970 --> 14:16.630
<b>زبـونت بند اومده مگه نه؟</b>

14:16.630 --> 14:20.130
<b>...من</b>

14:20.130 --> 14:22.740
<b>واقعا حس میکنم داره اشکـم درمیاد</b>

14:22.740 --> 14:26.420
<b>کافـیه،الان وقت آبغـوره گرفتن نیست،یالا نـظر بده بگو ببینم چطور شدم؟</b>

14:26.420 --> 14:31.340
<b>عذرخواهی میکنم،این رفـیق ساده ی من دنیا ندیده است</b>

14:31.340 --> 14:33.480
<b>من به جای ایشـون جواب میدم</b>

14:34.080 --> 14:38.790
<b>تو یه کلـمه بخوام بگــم، زیــبا
تو دو کلمه میـشه کاملا بی نقـص</b>

14:38.790 --> 14:41.930
<b>و تو سـه کلـمه، اون عاشـق توئـه</b>

14:41.930 --> 14:44.580
<b>چرا شما زحمت گفتنـش رو بکـشی؟ مگه موش زبونـمو خورده؟</b>

14:44.580 --> 14:50.830
<b>درسته که عاشـقتم اما تا زمانـی که کنارت نایستم کاملا بی نقـص معنا پیدا نمیکنه</b>

14:50.830 --> 14:55.020
<b>به شما دو تا که نگاه میکنم حسابی حسودیم میشه</b>

14:55.020 --> 14:56.358
<b>مگه به زودی نوبت خودت نیست؟</b>

14:56.383 --> 14:59.630
<b>این سالـن تخفیف ویـژه داره،یکی بخـر دو تا بـبر</b>

14:59.630 --> 15:02.560
<b>درسته، میتونم منم میتونم واست تخفیف بگیرم</b>

15:02.560 --> 15:05.600
<b>بیخیال، ما هنـوز رابطمـون تایید نـشده اونوقت چیـو انتخاب کنم؟</b>

15:05.600 --> 15:08.230
<b>خونـه و کاشانـه که جـور شده</b>

15:08.230 --> 15:10.350
<b>شنیدم شش دنگ خونـه به نامـشه</b>

15:10.350 --> 15:13.310
<b>واقعا؟ تو خیلی خوشبختـی</b>

15:13.310 --> 15:17.180
<b>چی شده؟ هنوز ازدواج نکردیم داری با حمایت از تجمل گرایی بهم خیانت میکنی؟</b>

15:17.180 --> 15:19.930
<b>نخـیر، خودم دختـر مایه داری ام</b>

15:19.930 --> 15:22.530
<b>البته نه تا زمانـی که ازم متنـفر نباشی</b>

15:22.530 --> 15:24.600
<b>این چـه حرفـیه عزیزم؟</b>

15:24.600 --> 15:28.770
<b>بـسه بـسه، محض رضای خدا من اینجا نشستم،انـقدر لوس بازی در نیارین</b>

15:28.770 --> 15:30.400
<b>نکنـه من نامـرئی ام و خبـر ندارم؟</b>

15:30.400 --> 15:33.450
<b>تحمل نداری ببینی آدما دارن با ابراز علاقه نمایش بازی میکنـن؟</b>

15:33.450 --> 15:36.110
<b>اینکه نمایش نیست،شما دو تا واقعا عاشق همدیگه اید</b>

15:36.110 --> 15:38.580
<b>عشـق بین تو و دینگ پیر هم واقعـیه</b>

15:41.720 --> 15:47.210
<b>اینکـه واقعـیه یا نـه
تا نبـینمش بهم ثابت نمیـشه</b>

15:48.220 --> 15:51.310
<b>یعنـی اونقدر سرش شلوغـه که وقتی واسه تو نداره؟</b>

15:51.310 --> 15:53.320
<b>ازش بپـرس</b>

15:53.320 --> 15:56.060
<b>ایـشون که کارش ساخت و سازه چرا باید ازش بپرسم؟</b>

15:56.060 --> 15:59.510
<b>نه تنها باید از من بپرسی بلکه باید حسابی مدیریتـم کنی</b>

15:59.510 --> 16:04.220
<b>بعد از ازدواجـمون شما میشی رئیس خونه،رئیس رئیس</b>

16:04.220 --> 16:07.410
<b>حالا بـرو یه لباس خوشگل تـر بپوش،رئیس</b>

16:11.270 --> 16:13.920
<b>باهام حرف بـزن،حالت خوبـه؟</b>

16:13.920 --> 16:15.420
<b>خوب نیستم</b>

16:15.420 --> 16:19.040
<b>منظورت از "خوب نیستم" چیـه؟</b>

16:19.040 --> 16:22.720
<b>دینگ رنجیان باهات بد رفتاری میکنه؟ -
نه بابا -</b>

16:22.720 --> 16:27.280
<b>دیگه از دستم عصبانی نمیشه و باهم بحث نمیکنیم فقط مثل یه راننده منو میرسونه اینور و اونور</b>

16:27.990 --> 16:31.060
<b>نکنه شلوارش دو تا شده؟</b>

16:31.060 --> 16:38.210
<b>نخیـر، هربار که موبایلـشو چک میکنم هیچ چیز مشکوکی نمیبینم</b>

16:39.140 --> 16:42.850
<b>روز به روز داره تبدیل به آدم برجـسته و معروف تـر</b>

16:42.850 --> 16:45.510
<b>و آدم موفق تـری میـشه</b>

16:45.510 --> 16:47.080
<b>.... و همینـطور</b>

16:47.080 --> 16:49.850
<b>حس میکنی ازش فاصله گرفتی آره؟</b>

16:49.850 --> 16:53.130
<b>فکر میکنـی زیادی حساس شدم و دارم بـزرگش میکنم؟</b>

16:53.130 --> 16:57.630
<b>نه تنها یکم،بلکه بیش از حد داری بزرگش میکنـی</b>

17:01.650 --> 17:04.100
<b>خوب میدونم مشکلم چیـه</b>

17:04.100 --> 17:09.800
<b>هر زنـی آرزو داره تا همسـرش آدم موفـقی باشه،درسته؟</b>

17:09.800 --> 17:15.100
<b>اما وقتـی اون روز از راه میرسه، زندگـی پیچیده تر میـشه</b>

17:15.100 --> 17:17.440
<b>هر روز که بیدار میشم</b>

17:17.440 --> 17:20.210
<b>اون رفته که به پروازش برسه</b>

17:20.210 --> 17:23.350
<b>وقتی هم که میخوام بخوابم هنوز تو جلسه ست</b>

17:23.350 --> 17:25.810
<b>اگرم بخوام باهاش ناهار بخورم باید با منشیش هماهنگ کنم</b>

17:25.810 --> 17:28.110
<b>خوشبینانه ترین حالت ممکن یک هفته زودتـر</b>

17:28.110 --> 17:32.010
<b>پـیدا کردنـش حتی از رزرو بهتـرین رستوران هم سخت تر شده</b>

17:32.010 --> 17:34.540
<b>در نهایت زمانی که وقتـش آزاد میـشه و میاد خونـه</b>

17:34.540 --> 17:37.260
<b>به زحمت میـشه گفت غذایی که پختم رو میـخوره</b>

17:37.260 --> 17:40.700
<b>همیـشه میگـه شش وعده در روز غذا میخوره</b>

17:40.700 --> 17:42.720
<b>بعضی وقتا مجبـور میـشه دو وعده رو با همکاراش یه جا بخـوره</b>

17:42.720 --> 17:46.140
<b>میگـه باید اشتهاشـو حفظ کنه تا بتـونه مشـتری هاشـو راضی نگه داره</b>

17:46.140 --> 17:48.950
<b>چـه ایرادی داره؟ با خودم میگم صبر میکنم تا آخـر هفته</b>

17:48.950 --> 17:52.320
<b>آخـر هفته که میـشه،کل روز خوابـیده</b>

17:52.320 --> 17:55.780
<b>باز هم میگم فـدای سـرش</b>

17:55.780 --> 17:58.990
<b>همینکـه میتونـم صورتـشو موقع خواب ببینم بهم حـس خوبـی میده</b>

17:58.990 --> 18:01.690
<b>و در نهایت، حـدس بـزن چی شد؟</b>

18:01.690 --> 18:04.920
<b>یه روز وقتـی خواب بود یهو از خواب پرید و داد زد</b>

18:04.920 --> 18:08.510
<b>"همـش مال خودمـه، باهام در نیافــت"</b>

18:15.500 --> 18:18.610
<b>یه زمانـی بهم گفت وقتـی آدم موفـقی شد باهام ازدواج میکنـه</b>

18:18.610 --> 18:22.810
<b>الان خیـلی موفـقه اما برای ازدواج با من وقتـی نداره</b>

18:24.280 --> 18:27.640
<b>کافـیه خانم آن</b>

18:27.640 --> 18:29.560
<b>چطوره همین الان بهش زنگ بزنم و بازخواستش کنم؟</b>

18:29.560 --> 18:32.000
<b>دینگ پیـر حسابی دور ور داشته، واقعا که</b>

18:32.000 --> 18:35.610
<b>ایندفعه که دیدمـش یه درس درست و حسابی بهش میدم،چه حقـی داره آخـه؟</b>

18:37.034 --> 18:37.934
<b>بـیا</b>

18:39.530 --> 18:42.790
<b>بیا، بهش زنگ بزن</b>

18:47.070 --> 18:49.610
<b>الو، سرت شلوغه ؟</b>

18:49.610 --> 18:51.680
<b>چیزی نیست</b>

18:51.680 --> 18:56.790
<b>الان با چـوب بامـبو و جیاشین اومدم خـرید لباس عروسـی</b>

18:56.790 --> 19:02.320
<b>اینجـا تخـفیف ویـژه گذاشته،اگـه یکی بخـری یکی رایگان بهت میدن،منم امتحان کنم؟</b>

19:02.320 --> 19:05.350
<b>فکـر نمیکنم لزومـی داشته باشه عجلـه کنیم،چه احتیاجـی به تخفیف داریم</b>

19:05.350 --> 19:09.710
<b>هروقت خواستیم یکی بخریم بهتریـنشو میخریم،فعلا عجلـه دارم بعدا باهات تماس میگیرم،باشه؟</b>

19:11.940 --> 19:14.900
<b>دینگ چی گفت ؟</b>

19:14.900 --> 19:19.620
<b>گفت بعداً که وقت داشت میاد لباس عروس انتخاب کنیم</b>

19:20.350 --> 19:24.520
<b>معلومـه که حسابـی سرش شلوغـه، از دست این پیـرمرد،واقعا که</b>

19:24.520 --> 19:26.850
<b>حداقلش اینه که قولشو بهت داده درسته ؟</b>

19:26.850 --> 19:29.150
<b>بامــبو</b>

19:29.150 --> 19:31.650
<b>دو دستی بچسب به خوشبختی امـروزت</b>

19:31.650 --> 19:35.060
<b>چـون تضمینی برای ثانـیه ی بعـد وجود نداره</b>

19:35.060 --> 19:38.650
<b>نگران نباش
خوشبخت میشیم</b>

19:38.650 --> 19:42.310
<b>ـ تو هم باید خوشحال باشی
ـ خوشحالم</b>

19:42.310 --> 19:43.670
<b>بعداً کجا میری ؟ میرسونمت</b>

19:43.670 --> 19:45.430
<b>ـ نمیخواد
ـ چـرا؟</b>

19:45.430 --> 19:47.570
<b>یه خوشخـواب جـدید خریدم</b>

19:47.570 --> 19:50.940
<b>حالا که فقط وقتی خوابه میتونم ببینمش</b>

19:50.940 --> 19:54.040
<b>باید تشک خوابم خوب باشه</b>

19:54.040 --> 19:55.790
<b>ـ مراقب خودت باش
ـ باشه خدافظ</b>

19:55.790 --> 19:57.300
<b>به جیاشینم بگو</b>

19:57.300 --> 20:00.590
<b>ـ جیاشین دارم میرم بابای
ـ بابای</b>

20:00.891 --> 20:02.405
<b>خوشبخـت بـشی</b>

20:02.530 --> 20:04.590
<b>تـو هم همینطور استاد</b>

20:32.540 --> 20:35.140
<b>شنیدم که داشتـین چی میگفتـین</b>

20:35.140 --> 20:39.970
نکنـه دینگ رنجیان هم داره تبدیل به آدمی مثل چن شِیمی میـشه؟
(*اشاره به شخصی بی رحم و خائن در تاریخ چین)

20:39.970 --> 20:44.920
<b>هـیس،نـفوس بد نزن،یالا بزن به تختـه، زبونـتو گاز بگـیر دختـر خدا نکـنه</b>

20:48.430 --> 20:52.120
<b>دینگ هیچوقت با آن چینگهوان بدرفتاری نمیکنه</b>

23:16.150 --> 23:19.040
<b>تو اینتـرنت سـرچ کردم، بیماریت خیلی وخـیم نیست</b>

23:19.040 --> 23:22.220
<b>علم پزشکـی حسابی پیشرفت کرده</b>

23:22.220 --> 23:27.320
<b>جراحی، رادیو تراپی و شیمی درمانی و حتـی درمان مولکول های نشانه گذاری شده</b>

23:27.320 --> 23:30.250
<b>اگه هیچکدوم از اینا جواب نداد میریم سراغ طب سنتـی چینی</b>

23:30.250 --> 23:32.730
<b>طبیب های چیـنی کارشون حرف نداره</b>

23:32.730 --> 23:38.180
<b>شنیدم بیماران زیادی بودن که دکترا ازشون قطع امیـد کردن اما طبیبای چینی تونستن درمانـشون کنن</b>

23:40.060 --> 23:41.970
<b>دینگ پیر</b>

23:45.730 --> 23:47.530
<b>میخوام در مورد موضوعی باهات حرف بزنم</b>

23:47.530 --> 23:49.690
<b>بگو، هر کاری از دستم بر بیاد</b>

23:49.690 --> 23:52.010
<b>دکتر گفته</b>

23:52.010 --> 23:54.710
<b>فقط یه ماه وقت دارم</b>

23:55.930 --> 23:58.230
<b>تنها خواستـه ای که دارم اینـه که</b>

23:59.100 --> 24:05.520
<b>دوباره با تو و مان‌یی زندگی کنم و اون دوران طلایی رو تجربه کنم</b>

24:09.290 --> 24:14.190
<b>دورانـی که فکر میکردم تا ابد باقـی میمونه و قـدرشـو ندونستم</b>

24:14.190 --> 24:16.490
<b>میخوام دوباره اون زندگی رو تجربه کنم</b>

24:19.120 --> 24:21.170
<b>درخواستم</b>

24:21.170 --> 24:23.440
<b>یکم زیادی وقیحانـه است مگه نه؟</b>

24:29.060 --> 24:31.180
<b>به خودت سخت نگیر</b>

24:31.180 --> 24:33.720
<b>همینطوری یه حرفی زدم</b>

24:34.890 --> 24:37.840
<b>...بیخیال،من فقط</b>

24:37.840 --> 24:41.080
<b>یاد دوران قدیم افتادم</b>

24:41.080 --> 24:44.340
<b>وسایـلت رو جمع کن، بعد ازینکه از بیمارستان ترخیص شدی</b>

24:44.340 --> 24:46.360
<b>باهم برمیگردیم خونـه</b>

24:46.980 --> 24:49.090
<b>میرم کارای ترخیصت انجام بدم</b>

25:17.380 --> 25:19.010
<b>بفرمائید</b>

25:19.010 --> 25:21.960
<b>ـ مراقب باشین
ـ باشه</b>

25:23.830 --> 25:25.220
<b>چی شده به این زودی اومـدی خونـه؟</b>

25:25.220 --> 25:27.230
<b>مگه جلـسه نداشتی؟</b>

25:27.230 --> 25:29.680
<b>دینگ، مهمون داریم؟</b>

25:41.260 --> 25:46.460
<b>قـرار بود اینجا خونـه ی مشترکمـون باشه، اونوقت برداشتی همسـر سابقـتو آوردی اینجا؟</b>

25:48.960 --> 25:51.530
<b>لین یویـی بیماره، سـرطانـش عـود کرده</b>

25:51.530 --> 25:55.700
<b>دکترا گفتن فقط یه ماه وقت داره</b>

25:55.700 --> 25:59.000
<b>میخواد زمان باقی مونده رو کنار من و مان‌یـی سپری کنـه</b>

26:01.810 --> 26:03.390
<b>فکر میکنی کار درستـیه ؟</b>

26:03.390 --> 26:05.030
<b> درست نیست</b>

26:05.030 --> 26:08.480
<b>اما در حال حاضـر اوضاع اینـطوری شـده</b>

26:08.480 --> 26:10.660
<b>تا آخر عمر نمیتونم سرمو راحت رو بالشت بذارم</b>

26:10.660 --> 26:12.750
<b>... خب</b>

26:14.070 --> 26:16.800
<b>گوش کن چـی میگم، ما هنوز همـون آدم سابقـیم</b>

26:16.800 --> 26:18.650
<b>من و اون هیچ ارتبـاطی بهم نداریم</b>

26:18.650 --> 26:23.720
<b>فقط میخوام آخـرین روزهای عمـرش همراهیش کنم،مطمئن باش مرتکب اشتباهی نمیشم و ناراحتت نمیکنم</b>

26:23.720 --> 26:27.330
<b>مـیدونم سـرطان داره و وضعیتش خوب نیست،منم بابتـش ناراحتم</b>

26:27.330 --> 26:30.970
<b>تو همسر سابقشی و قصد داری بهش کمک کنـی،ایرادی نداره</b>

26:30.970 --> 26:36.840
<b>میتونـی از نـظر مالـی ازش حمایت کنی، یه پرستار براش بگـیری،یا مراقب پسـرتون باشـی،هیچکدومـش ایرادی نداره</b>

26:36.840 --> 26:39.030
<b>منم ازت حمایت میکنم، بهت کمک میکنم</b>

26:39.030 --> 26:42.680
<b>اما الان میخوایی سه تایـیمون زیر یه سقف زندگی کنیم</b>

26:42.680 --> 26:45.020
<b>نگران نباش. تا وقتی اینجاست مراقبشم</b>

26:45.020 --> 26:47.020
<b>اجازه نمیـدم رو رابطـمون تاثـیری بذاره</b>

26:47.020 --> 26:49.420
<b>همین حالا هم تاثیر گذاشته</b>

26:49.420 --> 26:51.400
<b>دینگ</b>

26:51.400 --> 26:54.340
<b>خوشخواب رو کجا بـذارن؟</b>

27:02.840 --> 27:05.760
<b>ـ ممنونم
ـ خواهش میکنم</b>

27:15.800 --> 27:17.310
<b>الو</b>

27:19.090 --> 27:22.060
<b>چی؟ کجاست؟</b>

27:22.060 --> 27:23.680
<b>باشه میرم دنبالش</b>

27:24.720 --> 27:28.410
<b>رئیس...پس تکلیف فیلمبرداری چی میشه؟</b>

27:56.690 --> 28:00.690
<b>خانم آن، میشه بگید قراره خوشخوابـو کجا بذاریم؟</b>

28:08.560 --> 28:12.560
<b>هیچکدومـتون لازمش ندارین؟</b>

28:13.350 --> 28:14.420
<b>ها؟</b>

28:25.250 --> 28:27.250
در حال تماس با آن چینگهوان

29:09.450 --> 29:10.700
<b>الو</b>

29:10.700 --> 29:13.120
<b>آن چینگهوان، کجایی ؟</b>

29:13.870 --> 29:16.470
<b>منتظرم باش،خودمو میرسونم،از جات تکون نخور</b>

30:05.260 --> 30:07.070
<b>کجا بـرسونمت؟</b>

30:07.760 --> 30:09.610
<b>نمیدونم</b>

30:11.620 --> 30:13.670
<b>خب پس باهام بیا</b>

30:17.580 --> 30:20.040
<b>گفت بیام  دنبالت</b>

30:20.040 --> 30:22.140
<b>نگرانت بود</b>

30:23.780 --> 30:26.260
<b>واسه همینم بیشتر حال بهم زن میشه</b>

30:37.700 --> 30:40.920
<b>مگه اوضاع مالـیت روبـراه نشده ؟</b>

30:40.920 --> 30:43.360
<b>پس چرا هنوز اینجا زندگی میکنی؟</b>

30:43.360 --> 30:46.860
<b>من و مامانم به زندگی تو این خونـه عادت کردیم، دو نـفر که بیشتر نیستیم</b>

30:46.860 --> 30:48.600
<b>خونـه ی بزرگ به چه کارمون میاد؟</b>

30:48.600 --> 30:52.110
<b>فـقط یه جا واسه خوابیدن باشـه کافـیه،بقیـه اش پول هدر دادنـه</b>

30:54.420 --> 30:59.110
<b>اگه این حـرفو یه سال پیش میگفتی</b>

30:59.110 --> 31:02.300
<b>اونوقت مطمئن میشدم خورشید از غرب طلوع میکنه</b>

31:04.940 --> 31:09.130
<b>خاله کجاست؟ حالش چطوره؟</b>

31:11.090 --> 31:14.670
<b>هنـوز هم همونـطوره،یه وقتایی عقـلش میاد سرجاش یه وقتایی هم نـه</b>

31:14.670 --> 31:18.040
<b>وقتـی حالش خوب نیست فکـر میکنه پدرم هنوز هم اینجاست</b>

31:18.040 --> 31:21.400
<b>همیـشه بهم میگه منتـظر بمونم تا بابا از سر کار برگرده</b>

31:22.880 --> 31:25.600
<b>ـ بیا
ـ ممنون</b>

31:25.600 --> 31:27.930
<b>ـ یکم آب بخور
ـ ممنونم</b>

31:29.190 --> 31:31.330
<b>ـ بخور
ـ حتماً</b>

31:33.700 --> 31:36.080
<b>خیلی خوشگـلی</b>

31:37.030 --> 31:38.640
<b>خیلی خوشگـلی دخترم</b>

31:40.420 --> 31:42.600
<b>بـیا این برای تـو</b>

31:42.600 --> 31:45.400
<b>خاله این چـه کاریـه؟ نمیتونم قبولش کنم</b>

31:45.400 --> 31:47.090
<b>مخالفت نکن</b>

31:47.090 --> 31:50.440
<b>حالا که اولین باره میایی اینجا قبولش کن</b>

31:52.950 --> 31:56.360
<b>مزاحمتون نمیشم
با هم حرف بزنین</b>

32:04.040 --> 32:05.900
<b>... این</b>

32:05.900 --> 32:08.720
<b>واقعا نمیتونم قبولش کنم</b>

32:10.090 --> 32:12.890
<b>مادربزرگم این حلقه رو به مادرم داد</b>

32:12.890 --> 32:16.190
<b>حالا مادرم اینو به تو داده، واقعا نمیخواییش؟</b>

32:25.700 --> 32:28.110
<b>متاسفم ولی نمیتونم قبولش کنم</b>

32:29.200 --> 32:31.260
<b>اشکالی نداره</b>

32:31.260 --> 32:33.460
<b>میدونم</b>

32:33.460 --> 32:35.650
<b>باید برم خونه</b>

32:39.740 --> 32:43.930
<b>اونجا هنوز خونتــه؟ اون تصمیم گرفته از همسر سابقش مراقبت کنه تو هم باید ازونجا بـری</b>

32:43.930 --> 32:45.800
<b>چرا میخوای سربار زندگی این دوتا باشی؟</b>

32:45.800 --> 32:47.650
<b>حتی اگه برگردی هم چه کاری از دستت برمیاد؟</b>

32:47.650 --> 32:51.410
<b>میخوای کاری کنی که بین شما دوتا یکیتون رو انتخاب کنه؟ تو که همچین آدمی نیستی</b>

32:51.410 --> 32:54.360
<b>تو همچین آدمی نیست که اگه کسی نیاز به کمک داشته باشه ، نادیده اش بگیری</b>

32:54.360 --> 32:58.300
<b>درسته من همچین آدمی نیستم که کسی رو نادیده بگیرم</b>

32:58.300 --> 33:02.060
<b>اما اونجا خونه منه، خونه ماست</b>

33:02.060 --> 33:03.920
<b>اگـه تصمیم داشته باشم از اونجا بـرم</b>

33:03.920 --> 33:07.050
<b>باید به شـیوه ی خودم برم</b>

33:12.880 --> 33:14.610
<b>من دیگه میرم</b>

33:38.240 --> 33:40.910
<b><i>واقعا همه چیو به چشم بازی میبینی؟</i></b>

33:40.910 --> 33:44.200
<b><i>من مثل تو نیستم، پشتم به کسی گرم نیست</i></b>

33:44.200 --> 33:47.270
<b><i>این پروژه ی جدید تمام رویای منه</i></b>

34:33.920 --> 34:36.660
<b>دینگ پیر، اینقدر نگران نباش</b>

34:36.660 --> 34:38.060
<b>میتونـی رو کمکم حساب کنـی</b>

34:38.060 --> 34:40.680
<b> من واسطه میشم و با آن چینگ هوان حرف میزنم</b>

34:40.680 --> 34:42.770
<b>فقط یه ماهـه دیگه</b>

34:42.770 --> 34:44.600
<b> چشم به هم بذارین تموم میشه</b>

34:44.600 --> 34:46.630
<b>چطور میتونی انقدر راحت در موردش حرف بزنی؟</b>

34:48.660 --> 34:50.870
<b>دارم حـرف میزنم، میـشه نپـری میون کلامـم؟</b>

34:50.870 --> 34:54.580
<b>چه اشتباهـی مرتکب شده؟ داره به دوستـش کمک میکنـه</b>

34:54.580 --> 34:57.190
<b>این که کمک به دوست نیست، این بی بند و باریــه</b>

34:57.190 --> 34:59.220
<b>چـطور اسمـشو میذاری بی بنـد و باری؟</b>

34:59.220 --> 35:01.500
<b>بی بندو باری یعنی به عشقت خیانت کنی</b>

35:01.500 --> 35:03.530
<b>و با دیگران بگردی، یه این میگن بی بند و باری</b>

35:03.530 --> 35:06.530
<b>اما دینگ پیر، درسته که به عشقش پشت کرده</b>

35:06.530 --> 35:10.600
<b>ولی در حق همسر سابقش لطف بزرگی انجام میده</b>

35:10.600 --> 35:13.400
<b>اصلا قابل مقایسه نیست</b>

35:13.400 --> 35:16.570
<b>اینجوری که تو میگی خیلی بدتره که</b>

35:17.640 --> 35:20.860
<b> چرا؟ اگه دوست دختر سابقم با همچین وضعیتی مواجه بشه</b>

35:20.860 --> 35:22.720
<b>منم کمکش میکنم. میتونی همچین موضوعی رو بپذیری؟</b>

35:22.720 --> 35:26.160
<b>معلومه که نمیتونم، نه تنها قبول نمیکنم بلکه باهات کات میکنم</b>

35:26.160 --> 35:27.360
<b>چرا؟</b>

35:27.360 --> 35:29.990
<b>چون دوست دختر سابقت خیلی زشته</b>

35:31.500 --> 35:34.160
<b>داری سلیقه و حس زیبا شناسـیمو میبری زیر سوال</b>

35:34.160 --> 35:35.960
<b>تا حالا شده به ژای ژیـوی توهین کنم؟</b>

35:35.960 --> 35:37.400
<b>چی میگی؟</b>

35:37.400 --> 35:41.170
<b>ژای ژیوی چشه؟ ژای ژیوی خیلی هم خوشتیپه،اصلا حرفـی برای گفتن داری؟</b>

35:41.170 --> 35:42.400
<b>بگو ببیـنم از کجاش میخوایی ایراد بگیری؟</b>

35:42.400 --> 35:44.410
<b>بسه، بهتره بیخیال ازدواجمون بشیم</b>

35:44.410 --> 35:46.820
<b>با این اوصاف نمیتونیم از موانـع زندگی عبور کنیم</b>

35:46.820 --> 35:49.380
<b>واقعا کـیه که نمیتونـه از موانع عبور کنه،خدای مـن</b>

35:49.380 --> 35:51.000
<b>تویی -
تویی -</b>

35:51.000 --> 35:55.510
<b> تو ، تو ، تو -
تو ، تو ، تو -</b>

35:56.620 --> 35:59.020
<b>هـی هی هی</b>

36:00.240 --> 36:02.970
<b>شما دوتا دارین چه کار میکنین؟ دقیقا برای چی از شما دوتا خواستم بیایین اینجا؟</b>

36:02.970 --> 36:04.620
<b>برای دیدن عشق و عاشقیتون؟</b>

36:04.620 --> 36:06.760
<b>ازتون خواستنم بیاین تا به من کمک کنین این مشکل رو حلش کنم</b>

36:06.760 --> 36:09.500
<b>و  برای پیدا کردن یه راه حل باهام  هم فکری کنین</b>

36:09.500 --> 36:13.740
<b>یه راه پیش پام بذارین که هم چینگهوان ناراحت نشه و هم بتونم به لین یویی کمک کنم،اونوقت شما</b>

36:21.880 --> 36:22.683
<b>جانـم؟</b>

36:22.708 --> 36:27.060
<b>دست به دامن لی دونگ یـه و دونگ جیاشین شدی تا بهت کمک کنـن؟</b>

36:28.630 --> 36:31.060
<b>از کجا فهمیدی؟</b>

36:31.060 --> 36:33.450
<b>مثل اینکه نمیتونم بدون اطلاعت نفـس بکشم</b>

36:33.450 --> 36:35.460
<b>اون دو نـفر نمیتونم حلال مشکـلت باشن</b>

36:35.460 --> 36:38.760
<b>من برات یه راه حل دارم، همین حالا بیا پایین</b>

36:38.760 --> 36:40.830
<b>تو یه راه حل برای من پیدا کردی؟</b>

36:40.830 --> 36:43.710
<b>فقط بدون من نمیخوام باهات بهم بزنم، میخوام تا آخر عمرم با تو بمونم</b>

36:43.710 --> 36:45.890
<b>اول بیا پایین،خودت میفهمی</b>

36:45.890 --> 36:48.240
<b>باشه زودی میام</b>

36:49.190 --> 36:51.590
<b>تموم شد</b>

36:51.590 --> 36:53.800
<b>تموم نشده -
تموم شده -</b>

36:53.800 --> 36:56.840
<b>نه -
آره -</b>

36:58.670 --> 37:01.060
<b>شیرین زبون</b>

37:05.140 --> 37:06.960
<b>چینگهوان</b>

37:06.960 --> 37:09.850
<b>چرا چمدون همراهته؟ میخوای کجا بری؟</b>

37:10.580 --> 37:13.540
<b>یه چند وقتی میخوام برم</b>

37:13.540 --> 37:18.200
<b>قبض آب و برق این دوره رو خودم پرداخت کردم</b>

37:18.200 --> 37:20.400
<b>اومدم کلید خونـه رو بهت تحویل بدم</b>

37:25.330 --> 37:28.410
<b>فکر میکنم بهتره یه مدتی  از هم جدا باشیم</b>

37:28.410 --> 37:31.250
<b>تو این مدت از لین یویی خوب مراقبت کن</b>

37:31.250 --> 37:34.680
<b>دنبالم نیا و بهم زنگ هم نزن</b>

37:34.680 --> 37:40.010
<b>وگرنه با دیدنت یا شنیدن صدات پشیمون میشم، دل ندارم از پیشت برم</b>

37:41.810 --> 37:43.960
<b>مواظب خودت باش، من دیگه میرم</b>

37:47.700 --> 37:50.350
<b>قـرار نیست که اینـطوری از دستت بدم،درسته؟</b>

37:51.870 --> 37:53.690
<b>امیـدوارم که اینطور نباشه</b>

38:24.340 --> 38:25.900
<b>پدر</b>

38:28.490 --> 38:34.710
<b>میدونم که حق ندارم ازتون بخوام که بیایین دیدن من</b>

38:36.150 --> 38:41.090
<b>خیلی بهش فکر کردم، یه چیزهایی هست که</b>

38:41.090 --> 38:45.630
<b>باید درباره اش باهاتون حرف بزنم، و الان بهترین زمانه</b>

38:55.260 --> 38:58.590
<b>لطفا بگیریدش</b>

39:00.710 --> 39:02.120
<b>این پول</b>

39:02.120 --> 39:07.780
<b>نگران نباشین، این پول پس انداز خودمـه، هیچ مشکلی نداره</b>

39:07.780 --> 39:11.790
<b>این پول رو برای آینده ی مان‌یـی کنار گذاشتم</b>

39:12.430 --> 39:19.390
<b>من در حق شما و دینگ رنجیان خیلی بد کردم</b>

39:21.010 --> 39:24.070
<b>امیدی به بخشش شما ندارم</b>

39:24.070 --> 39:29.390
<b>اما میدونم که وقت زیادی برام باقی نمونده</b>

39:30.080 --> 39:34.590
<b>مان یی هنوز خیلی بچست، هنوز راه زیادی در پیش داره</b>

39:35.360 --> 39:40.350
<b>شاید، تنها کاری که از دستم برمیاد براش انجام بدم</b>

39:41.220 --> 39:43.490
<b>همین باشه</b>

39:44.280 --> 39:50.270
<b>همینکه این همه راه اومدی تا پیدام کنی و بهم بگی پدر</b>

39:51.220 --> 39:56.650
<b>نشون میده که هنوز یه جایی تو قلبت دارم، برات غریبه نیستم</b>

39:56.650 --> 39:59.500
<b>نگران مان یی نباش</b>

39:59.500 --> 40:03.500
<b>تا من و رنجیان پیشش هستیم هیچ مشکلی پیش نمیاد</b>

40:04.110 --> 40:10.460
<b>قدیم،خیلی دلم میخواست یه خونه برای خودم داشته باشم</b>

40:10.460 --> 40:15.590
<b>برای همین اونقدر زیاد دنبال پول بودم و رنجیان رو هم مجبور می کردم دنبال پول باشه</b>

40:15.590 --> 40:18.330
<b>،اما حالا فهمیدم</b>

40:18.330 --> 40:23.330
<b>پول هیچ مشکلی رو حل نمی کنه</b>

40:23.330 --> 40:30.220
<b>آدما ممکنه زندگی طولانی یا کوتاهی داشته باشن</b>

40:30.220 --> 40:32.660
<b>اما مهم نیست زندگی کوتاه باشه یا بلـند</b>

40:33.860 --> 40:36.200
<b>مهم اینـه تو زندگی احساس خوشبختی کنـی</b>

40:37.980 --> 40:40.060
<b>تنها چـیزی که اهمیت داره همـینه</b>

40:41.190 --> 40:43.250
<b>...میدونـم که دارم کار اشتباهی میکنم</b>

40:44.270 --> 40:46.910
<b>اما بخـاطر خاطرات قدیمـیمون</b>

40:47.660 --> 40:52.680
<b>و بخاطر دلایلی نتونسـتم جلـوی خودمـو بگیرم</b>

40:53.720 --> 40:59.710
<b>خانم چینگهوان بخاطر من رنجیان رو ترک کرد</b>

41:04.180 --> 41:07.140
<b>،می دونم اینکارم خودخواهی بود ولی</b>

41:08.010 --> 41:10.440
<b>چاره دیگه ای نداشتم</b>

41:11.590 --> 41:14.040
<b>،قبل از مرگم</b>

41:15.670 --> 41:20.570
<b>میخواستم مان‌یی یک خانواده کامل داشته باشه</b>

41:28.120 --> 41:30.670
<b>راستش رو بخوای</b>

41:30.670 --> 41:36.080
<b>وقتی تو طلاق گرفتی،با فکر اینکه</b>

41:36.080 --> 41:40.180
<b>چه خانواده گرم و کاملی رو از هم پاشوندی</b>

41:40.180 --> 41:42.170
<b>ازت متنفر شدم</b>

41:42.850 --> 41:47.390
<b>اما وقتـی دینگ رنجیان</b>

41:47.390 --> 41:52.270
<b>در مورد بیماریت بهم گفت،دیگه نتونستم اونقدر ازت متنفر باشم</b>

41:52.270 --> 41:56.940
<b>چون تو همسر رنجیان،و مادر مان‌یـی هسـتی</b>

41:56.940 --> 42:02.680
<b>تو سالها عضوی از خانـواده ی دینگ بودی و زیر یک سقف کنار هم زندگی کردیم</b>

42:02.680 --> 42:05.360
<b>چطور ممکنه هیچ حسی بهت نداشته باشم؟</b>

42:05.360 --> 42:09.280
<b>من دیگه پیر شدم و دیگه نمیتونم</b>

42:09.280 --> 42:12.850
<b>از همون روش های قدیم برای حل مشکلات استفاده کنم</b>

42:12.850 --> 42:16.910
<b>تو هم باید می رفتی دنبال خوشبختیت</b>

42:16.910 --> 42:19.820
<b>باید راه خودت رو پیدا می کردی</b>

42:20.520 --> 42:25.180
<b>رنجیان حالا دیگه با آن چینگهوانـه</b>

42:25.180 --> 42:28.800
<b>انتهای مسـیر زندگی اونها</b>

42:28.800 --> 42:31.710
<b>هنوز مشخص نیست</b>

42:32.410 --> 42:37.530
<b>لین یی،یه چیزهایی هست که احتمالا ازشـون بی خبـری</b>

42:37.530 --> 42:41.590
<b>قبلا بهت نگفتم چون فکر میکردم کار درستی نیست</b>

42:41.590 --> 42:45.140
<b>مادر دینگ رنجیان زمانی که رنجیان بچه بود،فوت کرد</b>

42:45.140 --> 42:49.050
<b>وقتی رنجیان بچه بود محبت مادری رو تجربه نکرد</b>

42:49.050 --> 42:52.130
<b>خونه ما شبیه خونه بود ولی همیشه یه چیزی کم داشت</b>

42:52.130 --> 42:58.090
<b>مدتهـا من و رنجیان تنها زندگی می کردیم</b>

42:58.090 --> 43:04.080
<b>تا وقتـی که شما باهم ازدواج کردید
اونوقت خونـه ی ما مثل یه خونـه ی کامل شد</b>

43:04.080 --> 43:07.370
<b>با اینکـه مدام باهم دعوا میکـردین</b>

43:07.370 --> 43:10.460
<b>اما خونـه هنـوز هم همون خونـه ی کامل بود</b>

43:14.690 --> 43:21.490
<b>پا به سنـی گذاشتم که دیگه نـه خونـه،ماشین،پس انداز</b>

43:21.490 --> 43:25.220
<b>هیچکدوم برام ارزشی نداره</b>

43:25.220 --> 43:31.500
<b>چیزی که واقعا بهش نیاز دارم یه خانواده کامـله</b>

43:34.260 --> 43:35.790
<b>پدر</b>

43:36.390 --> 43:41.450
<b>رنجیان در آینده یه خانواده گرم و صمیمی خواهد داشت</b>

43:43.590 --> 43:46.460
<b>مان‌یـی و رنجیان رو</b>

43:46.460 --> 43:50.720
<b>به دست شما می سپارم</b>

43:53.570 --> 43:57.970
<b>آرزوم اینـه که اگه یه بار دیگـه متولـد شدم</b>

43:58.640 --> 44:02.140
<b>باز هم بتونم عروس شما باشم</b>

44:02.140 --> 44:06.910
<b>وقتی اون زمان برسه،به شما خوب خدمت می کنم</b>

44:14.410 --> 44:19.270
<b>مواظب سلامتیتون باشید</b>

44:21.140 --> 44:22.840
<b>...من</b>

44:24.190 --> 44:26.220
<b>زودتر می رم</b>

44:26.244 --> 44:28.244
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>
