WEBVTT

03:02.160 --> 03:07.270
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

03:07.270 --> 03:11.550
[❤عشق حقیقی❤]
[ قسمت  چهـلم ]

03:12.570 --> 03:18.000
<b>هیچکس دوست نداره بدونـه مادرم کیـه،
به علاوه کسی به خودش زحمت پرسیدن نمیده،پس نگران نباش</b>

03:18.000 --> 03:22.790
<b>از این گذشته،فکر نمیکنم برگشتن به شرکت ژن همچین افتخار آمیز باشه و یه معلم ساده بودن کار خجالت آور</b>

03:22.790 --> 03:27.050
<b>در مقایسه با زندگـی پر تنـشی که تو شرکت ژن داشتم و هـر روزش رقابت با این و اون بود</b>

03:27.050 --> 03:29.930
<b>این زندگـی پر از صلح و آرامـشه</b>

03:29.930 --> 03:32.150
<b>این چرت و پرتا چیه می گی؟ تو چی میدونی؟</b>

03:32.150 --> 03:36.080
<b>اشکال نداره بهم فحش بدی یا منو بزنی به هر حال من خونه بیا نیستم</b>

03:40.590 --> 03:42.410
<b>واقعا درکت نمی کنم</b>

03:42.410 --> 03:45.990
<b>این بچه بازیا و فکرای عجیب و غریب از کجا آب میخوره؟</b>

03:45.990 --> 03:48.220
<b>کی اینا رو یادت داده؟ لی دونگ یه؟</b>

03:48.220 --> 03:50.440
<b>من خـودم به این نتیـجه رسیدم</b>

03:50.440 --> 03:54.680
<b>شایدم، من همیشه یه بازنده بودم و شما اصرار داشتید که باید موفق بشم</b>

03:54.680 --> 03:56.580
<b>اصلا میـدونی کی هستی؟</b>

03:56.580 --> 03:58.770
<b>هنوزم دختر منی؟</b>

03:59.550 --> 04:01.530
<b>مامان</b>

04:01.530 --> 04:04.270
<b>لازم نیست تردید کنی</b>

04:04.270 --> 04:08.950
<b>،حتی اگر منو به عنوان دخترت به رسمیت نشناسی،
من باز هم دختـرتم</b>

04:08.950 --> 04:12.060
<b>دختر من هرگز بخاطر یه مرد از هدفهاش دست نمی کشید</b>

04:12.060 --> 04:16.720
<b>من هدف دارم،مسأله اینه که هدف من با شما فرق داره</b>

04:16.720 --> 04:20.710
<b>شغل شما هدف شماست ولی هـدف من چیز دیگه ایه</b>

04:22.430 --> 04:25.640
<b>یه بار دیگه ازت می پرسم با من برمیگردی خونه یا نه؟</b>

04:27.750 --> 04:29.530
<b>برنمیگردم</b>

04:32.480 --> 04:39.900
<b>جیاشـین، میدونـی طی تموم این سالهـا،شرکت ژن برای من چه معنا و ارزشی داره؟</b>

04:40.730 --> 04:46.080
<b>مامان دست از مادیات بی ارزش دنیا بردار</b>

04:46.080 --> 04:49.020
<b>شـرکت ژن زندگـیتو نابود کرده</b>

04:49.020 --> 04:53.550
<b>به عمـو ژای، داداش ژیـوی فکر کن
یه زمانـی مثل خانواده بودیم</b>

04:53.550 --> 04:56.680
<b>به من و بابا فکر کن -
کافـیه -</b>

04:56.680 --> 04:59.080
<b>نمیخوام باهات در مورد این مسائل صحبت کنم</b>

05:01.340 --> 05:02.830
<b>باشـه</b>

05:03.720 --> 05:06.500
<b>وانمـود میکنم دیگه دختری مثل تو ندارم</b>

05:40.790 --> 05:43.340
<b>تو اینجا چیکار میکنـی؟ فکـر کردم پیک اومده</b>

05:43.340 --> 05:48.040
<b>امـروز قراره پیک تحویل سفارش و دستیارت باشم،اینجا رو ببـین</b>

05:50.050 --> 05:53.120
<b>خانـم جـی، نگاه کنید،تمام محصولات خونگـی هستن و تو جعبه های کوچیک بسته بندی شدن</b>

05:53.120 --> 05:57.200
<b>از طـرفی اگه بسته ها بزرگ باشه جابجاییشون دردسرسازه
بقـیه سفارشتـون رو بعدا براتون ارسال میکنـیم</b>

05:57.200 --> 05:59.940
<b>باشه، اصلا مشکلی نیست</b>

05:59.940 --> 06:03.810
<b>باید هزینـشو یکجا پرداخت کنم یا بعد از هربار دریافت سفارشات</b>

06:03.810 --> 06:07.720
<b>برای من که فـرقی نمیکنه
خانـم آن تصمیم با خودتـون</b>

06:09.680 --> 06:12.880
<b>به نـظر خودم که هروقت سفارش به دستـتون رسید پرداخت کنید</b>

06:12.880 --> 06:15.370
<b>اما پیشنهاد میکـنم که بهـتره یهـو انقـدر سفارش ندید</b>

06:15.370 --> 06:18.700
<b>بهتره اول امتحانـش کنید بعد اینهمه سفارش بدید</b>

06:18.700 --> 06:22.240
<b>به علاوه بیسکویـیت خاصیتی داره که اگه مدت زیادی بمونـه طعمـشو از دست میده</b>

06:23.500 --> 06:28.070
<b>پس با این حساب خبری از جایـزه ی ویژه نیست؟</b>

06:28.070 --> 06:31.220
<b>من آدمـی نیستم که اهل خوردن شیرینیجات باشم</b>

06:31.220 --> 06:33.680
<b>این اولـین باریـه که دارم همچین چیزی میخـرم</b>

06:33.680 --> 06:38.730
<b>میـشه سر حرفت بمونـی و قولی که بهم دادی رو عملی کنی؟</b>

06:39.370 --> 06:41.330
<b>کدوم قول؟</b>

06:44.300 --> 06:46.890
<b>بسیار خب، تا بیرون همراهیت میکنم</b>

06:46.890 --> 06:49.110
<b>...باشه باشه باشه</b>

06:54.530 --> 06:56.190
<b>به سلامت</b>

06:58.060 --> 07:00.820
<b>هـی ژای ژیـوی عجب اعجـوبه ای هستی پسـر</b>

07:00.820 --> 07:05.410
<b>قـضیه چیـه؟ هرکسـی مشتـری من میـشه جایزه اش بوسـه است؟</b>

07:05.410 --> 07:09.390
<b>من دارم هنـر دستـمو میفروشم،لازمه برای کسب و کارم به جذابیت تو تکیه کنم؟</b>

07:09.390 --> 07:14.400
<b>تجارت یعنـی همین، مهم اینـه در نهایت تو محصولتـو بفروشـی،بقیه اش میشه تاکتیک بازاریابی</b>

07:14.400 --> 07:17.540
<b>فکـر کن من اشانتـیون محصولـتم</b>

07:17.540 --> 07:20.370
<b>اگـه عذاب وجـدان گرفتی میتونی با دو تا ماچ جبرانش کنی</b>

07:20.370 --> 07:21.950
<b>گمـشو</b>

07:23.310 --> 07:25.400
<b>این دیگه کیـه؟ یه مشتری دیگه؟</b>

07:25.400 --> 07:28.410
<b>جرأت داری یه کلک دیگه سوار کرده باشی،پوستـتو میکنم</b>

07:29.360 --> 07:32.000
<b>اینجا چیکار میکنی؟ -
کل روز داشتم دنبالت میگشتم -</b>

07:32.000 --> 07:34.860
<b>تمام عوامـل فیلمبرداری منتظرتـن،اینجا چیکار میکنی؟</b>

07:34.860 --> 07:37.930
<b>میدونی چـقدر زحمت کشیدم تا بتونم اجازه ی کارگردان رو برای بازی دادنـت بگیرم؟</b>

07:37.930 --> 07:39.950
<b>میدونـی همچین فرصتـی چقدر سخت به دست میاد؟</b>

07:39.950 --> 07:42.450
<b>میدونـی چند تا آدم صف کشیدن تا همچین نقـشی رو گیر بیارن؟</b>

07:42.450 --> 07:44.820
<b>اونوقت چـطور ممکنه تو قـدرشو ندونـی؟</b>

07:44.820 --> 07:47.230
<b>مهمـه؟ -
معلومه که مهمه -</b>

07:47.230 --> 07:51.520
<b>آینده ات تحت تاثیر قرار میـگیره،اینکه بتونـی تو صحنه ی دیگه ای ظاهر شی به موفقیتت تو این فیلم بستگی داره</b>

07:51.520 --> 07:54.100
<b>شرمنده اما رسیدن به همچـین موقعیتی خواسته ی من نیست</b>

07:54.100 --> 07:57.670
<b>اگه همچنان میخوای به پافشاریت برای فیلمبرداری امروز ادامه بدی باید بگم همکاریمون همینجا به پایان میرسه</b>

07:57.670 --> 07:59.440
<b>...تو -
بـرو بیرون -</b>

08:07.070 --> 08:11.620
<b>نباید انـقدر خودسـر باشی، داشتن یه شغل الان برات حیاتـیه</b>

08:11.620 --> 08:15.010
<b>به عنوان دوستت واقعا خوشحالم که به همچین موفقیتی دست پیدا کردی</b>

08:15.010 --> 08:19.140
<b>لازم نیست بهم کمک کنی،برگرد سرکارت</b>

08:19.140 --> 08:21.920
<b>واقعا لازمه نقـش بازی کنی آن چینگهوان؟</b>

08:21.920 --> 08:26.390
<b>هیچوقت ازت دست نکشیدم،اگه یه زمانی ازت فاصله گرفتم چون فکر میکردم لیاقتــتو ندارم</b>

08:26.390 --> 08:29.160
<b>میخوام بهت بگم که دینگ رنجیان امروز تنهات گذاشت،اون هم وقتی که تو تجارتـتو راه انداختی و</b>

08:29.160 --> 08:31.940
<b>عین فـرفره داری دور خودت میچرخـی و مثل شتـر کار میکنـی</b>

08:31.940 --> 08:35.630
<b>اما اون چـطور؟ تو دفتر کار لاکچـریش زیر کولـر نشسته</b>

08:35.630 --> 08:40.040
<b>داره از خوردن قهوه ای که منشی براش حاضر کرده لذت میبره و چهار تا سند بی ارزش رو امضا میکنـه</b>

08:40.040 --> 08:44.830
<b>اما من دارم به شـیوه ی خودم قانعت میکنم پس لطفا قبولـش کن</b>

08:47.160 --> 08:50.483
<b>پس رسما داری مجبورم میکـنی قبولـت کنم؟</b>

08:50.508 --> 08:51.491
<b>درسته</b>

08:51.590 --> 08:53.260
<b>زده به سرت؟</b>

08:54.390 --> 08:57.090
<b>آره -
یالا برگرد سرکارت -</b>

08:58.840 --> 09:01.610
<b>باید بهت کمک کنم جواب مشتـریاتـو بدی</b>

09:19.590 --> 09:20.300
<b>الو؟</b>

09:20.300 --> 09:22.220
<b>عزیزم، کجایی؟</b>

09:22.220 --> 09:24.930
<b>رئیس شـی بخاطر موفقـیتم مهمونـی گرفته، میتونـی امشب بیایی؟</b>

09:24.930 --> 09:27.780
<b>نه نمیتونم، سرم واقعا گرم کار شده</b>

09:27.780 --> 09:30.690
<b>پیک قراره بعدا بیدا تا سفارشـاتمو بـرسونه دست مشتریا</b>

09:30.690 --> 09:34.480
<b>خب فردا انجامـش بده،فقط مقدار بیسکویـیته دیگه</b>

09:34.480 --> 09:37.520
<b>درستـه، فقط یه مقدار بیسکویـیت ناقابـله</b>

09:37.520 --> 09:40.060
<b>اگه امـروز نرسونمشون دست مشتریا از گرسنگی نمیمیریم</b>

09:40.060 --> 09:44.530
<b>شرمنده عزیزم همچین منظوری نداشتم اما مهمونـی امشب واقعا مهمـه</b>

09:44.530 --> 09:48.330
<b><i>رئیس شـی گفته میخواد مـنو با چند سرمایه گذار آشنا کنه</i></b>

09:48.330 --> 09:52.640
<b>مهمـتر از همـه دوست دارم در کنار تو این موفقیت رو جشن بگیرم</b>

09:52.640 --> 09:54.830
<b><i>بـیا، باشه؟</i></b>

09:57.620 --> 10:00.960
<b>بسیار خب، آدرسـو برام بفرست</b>

10:00.960 --> 10:04.950
<b>به محض اینکـه کارم تموم شد میام</b>

10:04.950 --> 10:07.880
<b>باشه باشه، آدرسو واست میفرستم</b>

10:10.800 --> 10:15.050
<b>خیالت راحت باشه میتونـی بری،من اینجا هستم و سفارشا رو تحویل پیک میدم</b>

10:15.050 --> 10:18.360
<b>نه اصلا، نیاز نیست، مدیـربرنامه ات گفت که چقـدر</b>

10:18.360 --> 10:22.280
<b>بازی تو این فـیلم برات ضـروریـه،نمیخواد خودتـو سرگرم بیسکوییتا کنی</b>

10:22.280 --> 10:24.110
<b>برگرد سر فیلمبرداریت</b>

10:24.790 --> 10:28.280
<b>بذار روشنت کنم آن چینگهوان
من هنـوزم همون ژای ژیـوی سابق هستم</b>

10:28.280 --> 10:31.700
<b>لازم نیست کسی بهم فرصت بده
خودم به خودم فـرصت میدم</b>

10:31.700 --> 10:36.020
<b>به علاوه خودم میدونم که در حال حاضر دنبال چه فرصتی هستم،بهم اعتماد کن</b>

10:36.020 --> 10:38.620
<b>با استایلیستم تماس میگیرم تا بهت کمک کنه بهترین لباسـو بپوشی</b>

10:38.620 --> 10:41.360
<b>باید به عنوان ملکـه ی مهمانـی امشب خوشحال باشی</b>

10:52.400 --> 10:54.530
<b>مامان، خوشتیپ شدم؟</b>

10:55.410 --> 10:57.300
<b>خوشتیپـی</b>

10:58.100 --> 11:01.740
<b>باید از قبل به پدرت اطلاع میدادیم،اصلا درست نیست که سر زده اومدم اینجا</b>

11:01.740 --> 11:04.930
<b>بابا بهم قـول داد امشب قراره مـنو با خودش یه جای خوب بـبره</b>

11:04.930 --> 11:07.830
<b>چنـد روزه که ندیدمـش</b>

11:07.830 --> 11:12.000
<b>همین الان بهت بگم،من فقط قراره تا اینجا همراهیت کنم</b>

11:12.000 --> 11:16.220
<b>پـدرت دوست دختر داره،اصلا درست نیست که من بیام اینجا،متوجهی؟</b>

11:16.220 --> 11:20.250
<b>خالـه -
مان‌یـی، اینجا چیکار میکنی؟ -</b>

11:20.250 --> 11:25.010
<b>مامانـمو آوردم اینجا تا بابامـو ببینه، پدرم کجاست؟</b>

11:25.010 --> 11:26.890
<b>اونجاست</b>

11:26.890 --> 11:28.670
<b>سلام، همـسر رئیس</b>

11:28.670 --> 11:34.190
<b>خالـه، مامان تا حالا نیـومد اینجا،میشـه اینجا رو بهش نشون بـدی؟</b>

11:34.190 --> 11:37.100
<b>الـبته،بـریم، از این طرف</b>

11:37.100 --> 11:38.540
<b>مان‌یـی</b>

11:38.540 --> 11:42.830
<b>اینجا آبـدارخونـه است، جایی که قهوه و چای و چیزای دیگه آماده میکنیم</b>

11:42.830 --> 11:46.980
<b>این قسمت سالن و اینجا محل کار ماست</b>

11:46.980 --> 11:50.570
<b>دفتـر کار رئیس دینگ اونجاست</b>

11:59.980 --> 12:02.650
<b>این هم میـز رئیس دینگ</b>

12:02.650 --> 12:05.330
<b>بفرمائید</b>

12:05.330 --> 12:07.860
<b>بفرمائید</b>

12:09.840 --> 12:12.650
<b>کل این طبـقه مال رئیس دینگـه؟</b>

12:12.650 --> 12:18.020
<b>نه فقـط اینجـا، با توجـه به توسعـه ی شرکت به زودی طبقه ی بالا هم مال ایشـون میـشه</b>

12:19.070 --> 12:22.360
<b>مان‌یـی کنار مادرت بمون، من میرم براتـون نوشیدنـی بیارم</b>

12:22.360 --> 12:24.470
<b>شما همینجا منتظر بمونید</b>

12:28.120 --> 12:30.170
<b>مامان، بابا خیلی فوق العاده است،مگه نه؟</b>

12:30.170 --> 12:32.430
<b>عالیه عالیه</b>

12:34.230 --> 12:38.330
<b>وقتـی بابات اومـد،من میـرم</b>

12:39.810 --> 12:41.040
<b>چرا اومـدی اینجا؟</b>

12:41.040 --> 12:43.750
<b>بابا دلم برات تنگ شده،چند روزه ندیدمت</b>

12:43.750 --> 12:46.910
<b>گفتـی قراره منـو یه جای خوب ببری، فراموش که نکردی؟</b>

12:46.910 --> 12:49.870
<b>نه فراموش نکردم، جلسه داشتم، میبرمت</b>

12:49.870 --> 12:52.000
<b>...ایـشون</b>

12:52.000 --> 12:54.740
<b>...ایـشون -
ایشون مادر منـه -</b>

12:55.350 --> 13:00.600
<b>خانم دینگ، امشـب به جشـنی که برای موفقیت ترتیب دادیم تشریف میارید درسته؟منتظرتون هستیم</b>

13:00.610 --> 13:04.150
<b>امـروز روز بزرگی برای جناب دینگـه، خانواده اش حتما باید حضور داشته باشن</b>

13:04.150 --> 13:07.510
<b>وقتـی شما رو داشته باشـه اونوقت خیالـش راحته</b>

13:07.520 --> 13:09.320
<b>برمیگردم سر کارم، امشب میبینمـتون</b>

13:09.320 --> 13:12.460
<b>اجازه بدید همراهتـون بیام -
نه احتیاجی نیست، شب میبینمتون -</b>

13:12.460 --> 13:14.570
<b>به امید دیدار</b>

14:30.110 --> 14:34.350
<b>آقای رانـند، این سمت خیلی ترافیکـه میشه از یه مسـیر دیگه برید؟</b>

14:34.350 --> 14:36.530
<b><i> یه نگاه به ساعت بنداز خانم،الان همـه جا شلوغه</i></b>

14:36.530 --> 14:40.060
<b><i>بهم بگو کدوم خیابون ترافیک نیست تا از همونجا بـرم </i></b>

14:45.560 --> 14:49.430
<b>ژن ژن، شنیدم که قبلا واسه تانگ شیائو گانگ کار میکردی</b>

14:49.430 --> 14:51.120
<b>چـطور شد که برگشتی اینجا؟</b>

14:51.120 --> 14:55.660
<b>راستش حرف از اون ماجرا میـشه واقعا خجالت میکشم</b>

14:55.660 --> 14:59.470
<b>مدت زیادی اونجا نموندم، خیلی زود استعفا دادم</b>

14:59.470 --> 15:02.260
<b>و بعـدش، وقتی رئیس دینگ شرکت جـدیدش رو افتتاح کرد</b>

15:02.260 --> 15:06.690
<b>هنوز هم منـو به خاطر داشت و ازم خواست بیام، واقعا ازش ممنونم</b>

15:06.690 --> 15:10.010
<b>متوجه شدم، بیا از خودمون پذیرایی کنیم</b>

15:11.050 --> 15:12.600
<b>باشه</b>

15:17.030 --> 15:21.260
<b>رئیس شـی، در مورد همـسرم باید بهتون توضیح بدم</b>

15:21.260 --> 15:23.250
<b>میدونم میخوایـی چی بگی</b>

15:23.250 --> 15:26.110
<b>شما دو تا از هم جدا شدین درسته؟ تو هم اجازه نداشتی پسرتو ببینی</b>

15:26.110 --> 15:30.660
<b>اما با توجـه به اونچه که امروز تو دفتـر دیدم،قصد ندارین برگردین پیش هم؟</b>

15:30.660 --> 15:31.780
<b>...اما رئیس شـی</b>

15:31.805 --> 15:34.820
<b>باشه باشه میدونم هواتـو دارم</b>

15:34.820 --> 15:36.660
<b>همگی بفرمایید بشینید</b>

15:36.660 --> 15:39.890
<b>رئیس دینـگ، بفرمائید صحبت کنید</b>

15:39.890 --> 15:41.690
<b>خب همگـی ایشون رو تشویق کنید</b>

15:47.010 --> 15:51.670
<b>همگـی شبتون بخـیر، ازتـون ممنونم که در این جشـن پیـروزی شرکت کردید</b>

15:51.670 --> 16:00.430
<b>میدونم تو این لحظه شنیدن هیچی خوشایند تر از هرچـه زودتر با میـوه های رنگارنگ و نوشیدنی های لذیذ از خودتون پذیرایی کنید نیست</b>

16:00.430 --> 16:05.400
<b>قدیمـا تو هر دورهمـی عادت داشتم سخنرانـی کنم</b>

16:05.400 --> 16:08.040
<b>اما امـروز میخوام از همه بخاطر حضورشـون تشکر کنم</b>

16:08.040 --> 16:10.870
<b>راستـشو بخوایید اغلب سخنرانیـام رو از اینترنت کپی میکردم</b>

16:10.870 --> 16:13.570
<b>سلام خانـم، لطفا کارت دعوتــتون رو بدید</b>

16:13.570 --> 16:15.550
<b>دعوتنامـه؟</b>

16:17.040 --> 16:21.410
<b>دوستـم بهم کارت دعوت نداد فقط باهام تماس گرفت و گفت بیام</b>

16:21.410 --> 16:25.200
<b>شرمنده ما پـیرو قوانین هستیم،تا زمانی که دعوتنامـه نداشته باشید اجازه ی ورود ندارید</b>

16:25.200 --> 16:27.500
<b>پس چطـوره با ایـشون تماس بگیرید؟</b>

16:27.500 --> 16:29.610
<b>باشه باشه</b>

16:37.110 --> 16:41.530
<b>امشب باید کار رو فراموش کنیم و حسابـی از خودمون پذیرایی کنیم</b>

16:41.530 --> 16:46.960
<b>فـردا در کنار هم سخت تلاش میکنیم تا آینده ی خوبـی برای بازی جـدیمون بسازیم</b>

16:46.960 --> 16:49.700
<b>بیاین، لیواناتونو بردارین</b>

16:49.700 --> 16:52.730
<b>به سلامتی</b>

16:52.730 --> 16:54.490
<b>بفرمایید</b>

16:54.490 --> 16:56.870
<b>باشه ممنون</b>

16:56.870 --> 16:58.550
<b>بیا به سلامتی</b>

16:59.150 --> 17:01.600
<b>خانوم، گوشیشو جواب نمیده</b>

17:01.600 --> 17:05.110
<b>واقعاً بهم زنگ زد گفت بیام اینجا</b>

17:05.110 --> 17:11.250
<b>اون رئیس شماست،دینگ رنجیان
خودش باهام تماس گرفت و گفت بیام اینجا</b>

17:11.250 --> 17:15.950
<b>اگـه دوست جناب دینگ رنجیان هستید
پس چطور ممکنه کارت دعوت نداشته باشید؟</b>

17:16.520 --> 17:20.150
<b>خـب دارم بهتـون میگم که بهم نگفت دعوتنامـه لازمه</b>

17:20.150 --> 17:24.300
<b>چـطوره که با یه نفـر دیگه تماس بگیرید و بگید بیاد دنبالتـون؟</b>

17:24.324 --> 17:26.324
<b>باشه باشه باشه</b>

17:30.250 --> 17:32.370
<b>ـ الو ؟
ـ الو ژن ژن</b>

17:32.370 --> 17:35.660
<b>چینگهوانم، ورودی سالن ایستادم</b>

17:35.660 --> 17:39.100
<b>میتونی بیایی پیشم ؟
... راستش</b>

17:39.100 --> 17:43.370
<b>اینجا ازم دعوتنامـه میخواد اما دینگ رنجیان چیزی در مورد دعوتنامـه بهم نگفت</b>

17:43.370 --> 17:45.840
<b>شما هم اومـدین؟</b>

17:45.840 --> 17:48.120
<b>منظورت چیه منم اومدم ؟</b>

17:48.790 --> 17:52.660
<b>فکر نمیکنم الان اومـدن شما تو این مهمونـی مناسب باشه</b>

17:52.660 --> 17:59.660
<b>تـرافیک خیلی سنگین بود،خیلی استرس داشتم و سعی کردم هرچه زودتر خودمـو برسونم</b>

17:59.660 --> 18:04.660
<b>خب حالا چیکار کنم؟ میتونـی بیایی اینجا؟کارت دعوت ندارم</b>

18:04.660 --> 18:07.950
<b>باشه اما بهتره از لحاظ روحی آماده باشین</b>

18:07.950 --> 18:09.610
<b> باشـه باشه</b>

18:11.020 --> 18:13.110
<b>یعنی چی از لحاظ روحی آماده باشم ؟</b>

18:14.150 --> 18:16.190
<b>داره میاد دنبالم</b>

18:18.750 --> 18:21.310
<b>ـ خانم آن
ـ سلام</b>

18:21.310 --> 18:23.970
<b>ایشون دوست آقای دینگ هستـن</b>

18:23.970 --> 18:25.530
<b>تشـریف بیارید</b>

18:25.530 --> 18:27.170
<b>ممنون</b>

18:28.860 --> 18:32.580
<b>منظورت چی بود از لحاظ روحی آماده باشم ؟</b>

18:32.580 --> 18:34.760
<b>چیزی نیست خودتـون متوجه میشید</b>

18:34.760 --> 18:36.690
<b>منظورت چیه ؟</b>

18:37.270 --> 18:39.900
<b>بیاین، به سلامتی هم بخوریم</b>

18:42.940 --> 18:48.160
<b>اونها دارن باهم مشـروب میخـورن
اگـه برین داخل به نـظرتـون کار درستـیه؟</b>

18:54.950 --> 18:56.860
<b>خب پس میرم</b>

18:57.530 --> 18:59.960
<b>اجازه بدید باهاتون بیام -
احتیاجی نیست -</b>

19:01.130 --> 19:03.390
<b>لازم نیست به دینگ رنجیان بگی من اومدم</b>

19:03.390 --> 19:08.490
<b>امـروز بـراش روز خاصـیه، نمیخوام مـودش خراب شـه،بای بای</b>

19:29.790 --> 19:32.340
<b>چرا ماتــت بـرده؟ زودباش غذاتـو بخور مـرد</b>

19:32.340 --> 19:33.630
<b>باشه</b>

19:35.910 --> 19:37.220
<b>انقدر نگاه نکن -
چشم بخوریم -</b>

19:37.220 --> 19:39.020
<b>بخور</b>

19:51.740 --> 19:53.480
<b><i>دینگ </i></b>

19:53.480 --> 19:56.630
<b>دینگ خوبی ؟ حالت خوبه ؟</b>

19:56.630 --> 19:59.830
<b>خانم دینگ، امشب واقعا تو خوردن زیاده روی کرده</b>

19:59.830 --> 20:02.910
<b>از قـبل یه اتاق تو این هتـل رزرو کرده،چـطوره سه تاییتون برید اونجا</b>

20:02.910 --> 20:07.250
<b>یه امشـب مراقـبش باشید</b>

20:12.300 --> 20:13.460
<b>به نـظرتون کار درستـیه؟</b>

20:13.460 --> 20:17.070
<b>البته، به حرفم گوش کنید،اتاق از قبل رزرو شده است</b>

21:04.230 --> 21:07.650
چینگهوان

21:26.230 --> 21:31.180
<b>دینگ امشب زیاده روی کرده،رئیس شی براش اتاق رزرو کرد،امشـب اینجا میـمونـه</b>

21:31.180 --> 21:36.310
<b>چـون خیـلی مستـه نمیتونم ولش کنم برم،میخوای به جای من بیایی اینجا؟</b>

21:36.310 --> 21:41.440
<b>مشکلـی نیست، ضرورتـی نداره</b>

21:42.050 --> 21:45.330
<b>پس ... لطفاً مراقبش باش
مرسی</b>

21:45.330 --> 21:48.830
<b>لازم به تشکـر نیست، به این کار عادت دارم</b>

21:48.830 --> 21:51.020
<b>باشه بای بای</b>

22:34.970 --> 22:36.750
<b>ـ الو ؟
ـ الو آن چینگهوان</b>

22:36.750 --> 22:41.010
<b>امروز تمام سفارشا رو رسوندم در ضمن کلی هم سفارش جدید گرفتم</b>

22:41.010 --> 22:44.160
<b>باید دست بجنـبونـی سفارشـا رو آماده کنی وگرنه نمیتونـی از پـسش بربیایی</b>

22:46.080 --> 22:50.910
<b>هی، دارم میگم باید بازهم بیسکوئیت بپزی،دیگـه هیچی برای فـروش باقی نمونده</b>

22:53.080 --> 22:55.890
<b>چی شده؟ چرا حرف نمیزنی؟</b>

23:03.530 --> 23:05.510
<b>کجایی؟</b>

23:05.510 --> 23:09.090
<b>حالا که درد و دل کردی ، سبک شدی ؟</b>

23:12.020 --> 23:18.030
<b> چطوره اینطور فکر کنی،اون الان با همسـر سابقـشه،تو هم با منـی،خب بی حساب شدین</b>

23:18.030 --> 23:20.110
<b>به نظـرت اصلا این دو موقعیت به هم شباهتی دارن؟</b>

23:20.110 --> 23:22.970
<b>من که برام مهم نیست،چـطور یکم برام مشروب بیاری</b>

23:22.970 --> 23:24.870
<b>چطوره شوتت کنم بیرون؟</b>

23:24.870 --> 23:26.970
<b>باید از همچین فرصتـی استفاده کنم و یه حرکـتی بزنم</b>

23:26.970 --> 23:34.060
<b>کـی بهت گفـته وقتـی ناراحت و دل شکسته ام میتونـی راحت مخمـو بزنی؟</b>

23:34.060 --> 23:37.490
<b>دارم بهت فرصت میدم که ازم استفاده کنی اما داری به بختت لگد میزنـی</b>

23:37.490 --> 23:39.390
<b>تقصیر خودتـه که اخمات رفته تو هم</b>

23:39.390 --> 23:42.070
<b>میگی چطور ازت استفاده کنم؟ بپـرم روت؟</b>

23:42.070 --> 23:44.320
<b>مثل اینکـه فراموش کردی دوست پـسر دارم</b>

23:44.320 --> 23:47.940
<b>نکنه ازم انتظار داری ازت بخوام بری خونـه همسـر سابقش و حالـشو جا بیاری؟</b>

23:47.940 --> 23:49.740
<b>تو که دست رو خانومـا بلند نمیکنی</b>

23:49.740 --> 23:52.160
<b>میتونـم همراهیت کنم، خودت حسابـشو بـرس</b>

23:52.160 --> 23:54.860
<b>چقدر ضایع</b>

23:54.860 --> 23:59.530
<b>اون زن کاملا باوقار رفتار میکنـه اونوقت من برم اونجا سلیطه بازی در بیارم؟</b>

23:59.530 --> 24:03.940
<b>اگـه بخوای خودتـو با بقیه مقایسه کمی فیـوز میپرونـی،اون موقع وقتی فهمیـدم شما باهمـین</b>

24:03.940 --> 24:10.080
<b>فقط میتونسـتم به تنهایی از پس زخمام بربیام،حالا میبینم که داری جلوی من واسش ابغوره میگیری و ازش دفاع میکنـی</b>

24:10.700 --> 24:12.950
<b>باهات نامهربــونی کردم؟</b>

24:12.950 --> 24:15.280
<b>خوبه که خبـر داری</b>

24:16.730 --> 24:19.330
<b>ـ متاسفم
ـ واسه چی متاسفی ؟</b>

24:19.330 --> 24:21.950
<b>احساسات غیر قابـل کنـترلـن</b>

24:23.240 --> 24:25.490
<b>منـم تو بـد مخمصـه ای گیر افتادم</b>

24:25.490 --> 24:28.280
<b>بهتـره دست از شکنجه کردن خودت برداری</b>

24:28.280 --> 24:32.320
<b>بهتـره نگران دل خودت باشی،نگران من نباش از پس خودم براومـدم</b>

24:32.320 --> 24:35.140
<b>چطور با این قضیه کنار اومدی ؟</b>

24:35.140 --> 24:36.930
<b>تو هم میخوایی امتحان کنی؟</b>

24:44.980 --> 24:46.790
<b>چرا منو آوردی اینجا ؟</b>

24:46.790 --> 24:50.260
<b>خب رسیدیم، یه تئوری تو علم روانشانسـی میگه</b>

24:50.260 --> 24:54.590
<b>اگه واقعاً میخوایی یه چـیزی رو فراموش کنی
باید کاری کنی ازش متنفر شی</b>

24:54.590 --> 24:58.620
<b>هـر روز واسه بازی میومدم اینجـا
موقع بازی کردن فقط به تو فکر میکردم</b>

24:58.620 --> 25:03.010
<b>و اونـقدر بازی کردم تا بالا اوردم،اینطور شد که فراموشـت کردم</b>

25:03.010 --> 25:05.010
<b>خب، پس فراموشم کردی ؟</b>

25:05.010 --> 25:10.340
<b>و بعد از بازی کردن،در سکوت میون جمعـیت مینشستم و بهت فکر میکردم</b>

25:13.670 --> 25:18.310
<b>بسیار خب،بهتره در موردش حرف نزنیـم
آوردمت اینجا یکم دلت باز شه</b>

25:18.310 --> 25:20.280
<b>بـیا یکم خوش بگذرونیـم</b>

25:20.280 --> 25:23.110
<b>چـطور؟ اینجا که تعطیـله</b>

25:31.280 --> 25:33.230
<b>ژای ژیوی</b>

25:35.840 --> 25:38.390
<b>قـدرت طرفـدارا باور نکـردنـیه</b>

25:38.390 --> 25:41.090
<b>نگـو که منـو دست کم گرفتـی</b>

26:20.070 --> 26:26.280
سـرزمین شادی

26:26.280 --> 26:30.440
<b>امـروز ازت خواستـم بیایی اینجا تا یه چیزی بهت نشـون بدم</b>

26:30.440 --> 26:31.910
<b>این چیه ؟</b>

26:31.910 --> 26:35.900
<b>یه لقمـه ی چربـی که اولش مال تو بود ولی بعد مال یکی دیگه شد</b>

26:35.900 --> 26:39.960
<b>امکان نداره،به کمپانـی سپردم تا آژانـس مـدیریت مسکن رو تحت فشار قرار بده</b>

26:39.960 --> 26:43.151
<b>درستـه که لی دونگ یـه مثل یه تکـه استخون جـویدنـش سخته</b>

26:43.176 --> 26:46.400
<b>اما تا وقتی سرمایه گذار پیدا نکنه چاره ای جز تسلیم نداره</b>

26:46.400 --> 26:48.570
<b>اون سرمایه گذار پیدا کرده</b>

26:48.570 --> 26:51.530
<b>نکنـه منظورت دینگ رنجیانـه؟</b>

26:51.530 --> 26:54.430
<b>فکـر کردی فقط خودت از همه چی خبـر داری؟</b>

26:54.430 --> 26:56.180
<b>منم در موردش تحقیق کردم</b>

26:56.180 --> 27:00.070
<b>اون آدم در حـدی نیست که تهدید به حساب بیاد</b>

27:00.070 --> 27:02.530
<b>نمیـدونم یهـو چـطور شد که بخت بهش رو کرد</b>

27:02.530 --> 27:07.690
<b>بعـد از اتمام این بازی دیگه بودجـه ای براش باقی نمیمونه،نمیدونم با دست خالی چطور میخواد جلوم وایسته؟</b>

27:07.690 --> 27:13.490
<b>پـشتش به رئیس شرکت شـی گرمه،اگه اون مـرد پاش به معاملـه باز شـه کارت تمـومه</b>

27:13.490 --> 27:15.430
<b>همچین چیزی محاله</b>

27:15.430 --> 27:17.630
<b>رئیـس شـی تو دنیای تجارت موهاشـو سفید کرده</b>

27:17.630 --> 27:23.900
<b>مزایا و معایب هر معاملـه ای رو خوب میدونـه،عمـرا واسه یه جـوون بی هویت باهام در نمیفته،مگه اینکـه دیوونه شده باشه</b>

27:23.900 --> 27:26.590
<b>تمام کسایـی که تاریخ رو تغیـیر دادن دیـوونه بودن</b>

27:27.500 --> 27:30.210
<b>حرفات داره کم کم جالب میـشه</b>

27:30.210 --> 27:32.940
<b>چطـور؟ نکنه خبرایی به گوشت رسیده؟</b>

27:32.940 --> 27:35.560
<b>ـ البته
ـ خب بگـو</b>

27:35.560 --> 27:39.100
<b>این بستگی داره مذاکرمون چـطور پیش بره</b>

27:41.230 --> 27:42.910
<b>درک میکنم</b>

27:42.910 --> 27:47.180
<b>تا وقتـی خیالم از بابت زمین راحت باشه میشه در مورد هرچـیزی صحبت کرد</b>

27:47.180 --> 27:49.000
<b>نیازی به بحـث نیست</b>

27:49.000 --> 27:51.360
<b>خوب میدونـم چی تو آستین داری</b>

27:51.360 --> 27:56.650
<b>شرکت ژن در حد برآورده کردن نیازهاش درآمد داره،با کدوم بودجـه میخوایی مقابل رئیس شی بایستی؟</b>

27:56.650 --> 28:00.940
<b>حتـی برای جنگیدن با دینگ رنجیان هم بودجـه ی کافی نداری</b>

28:00.940 --> 28:04.470
<b>خوب میدونم قصد داری چیکار کنی</b>

28:07.810 --> 28:09.050
<b>سه ماه قبل</b>

28:09.050 --> 28:13.220
<b>یه شرکت جـدید به اسم دخترت ثبت کردی</b>

28:13.220 --> 28:16.980
<b>میخوایی با استفاده از این، از بانک وام بگیری درسته ؟</b>

28:16.980 --> 28:19.320
<b>قصد داری با استفاده از شرکت ژن و شرکت دخترت</b>

28:19.320 --> 28:22.290
<b>و مدام این زمین رو بین دو شرکت خرید و فروش کنی تا ارزشش بالا بره</b>

28:22.290 --> 28:26.040
<b>و بعد با این اختلاف قیمت، سود هنگفـتی به جیب بزنی و سرمایه از دست رفته رو جبران کنی درسته ؟</b>

28:26.040 --> 28:32.020
<b>و در نهایت وقتـی ارزش زمین پایین اومـد، مصادره اش رو میسپاری به بانک</b>

28:37.580 --> 28:39.840
<b>خب بگـو چی میخوایـی؟</b>

28:43.720 --> 28:45.740
<b>خواستـه ی زیادی ندارم</b>

28:45.740 --> 28:51.060
<b>فقط ازت میخوام این پروژه رو به من بسپاری تا پوزه ی دینگ رنجیان رو به خاک بمالم</b>

28:51.060 --> 28:55.120
<b>در مورد سـودش هم میتونـیم بعدا صحبت کنیم</b>

28:58.730 --> 29:03.000
<b>رئیس تانگ زیـرک همـیشه اول به سـود معاملـه فکر میکنـه</b>

29:03.000 --> 29:08.980
<b>حالا چـطور شده که سـود برات اهمیت چندانی نداره؟ازت بعـیده</b>

29:08.980 --> 29:12.740
<b>اگـه تمام این بازی زیر سر تو باشه اصلا جالب نمیـشه</b>

29:12.740 --> 29:15.120
<b>درخواست من ساده است، من فقط پـول میخوام</b>

29:15.120 --> 29:17.330
<b>این معامله قطعا بدون سود نخواهد بود</b>

29:17.330 --> 29:20.170
<b>اما در مورد این مسـأله</b>

29:20.170 --> 29:24.560
<b>علاوه بر مسألـه ی سـود</b>

29:25.920 --> 29:27.910
<b>یه مقدار خـرده حسابای شخصی دارم</b>

29:31.710 --> 29:33.660
<b>خب پس حرفی باقی نمیمونه</b>

29:33.660 --> 29:36.100
<b>امیدوارم همکاری خوبی داشته باشیم</b>

29:37.380 --> 29:39.440
<b>منـم امـیدوارم</b>

30:16.150 --> 30:20.460
<b>بیدار شدی ؟
من اینجا چیکار میکـنم؟</b>

30:20.460 --> 30:24.900
<b>دیشب خیلی خوردی
رئیس شی واست اتاق رزرو کرد</b>

30:24.900 --> 30:28.340
<b>وقتی دیدم چه حالی داری و کسی ام نیست مراقبت باشه،مجبور شدم بمونم</b>

30:28.340 --> 30:30.600
<b>ممنون</b>

30:30.600 --> 30:34.430
<b>چینگهوان زنگ زد ؟ جواب دادی ؟</b>

30:36.390 --> 30:38.860
<b>چرا جواب دادی ؟</b>

30:40.260 --> 30:44.090
<b>یه عادت چندین سالست ، سخته که اینقدر سریع عوضش کنم</b>

30:44.090 --> 30:46.920
<b>درضمن ترسیده بودم که نکنه نگران بشه</b>

30:46.920 --> 30:49.540
<b>اگه باعث شدم تو دردسر بیفتی میتونم براش توضیح بدم</b>

30:49.540 --> 30:53.090
<b>کل شـیو با همسر سابقم تو هتل بودم، چطور باید براش توضیح بدم؟</b>

30:53.090 --> 30:55.560
<b>بی خیال، من دیگه میرم</b>

31:11.130 --> 31:13.040
<b>هـوا دیگه روشن شده،حتما خیلی خسته شدی؟</b>

31:13.040 --> 31:16.460
<b>نه تو چطور؟ -
من خوبم -</b>

31:16.460 --> 31:18.290
<b>الان بهتری؟</b>

31:19.960 --> 31:21.200
<b>بالاخره اومدی</b>

31:21.200 --> 31:25.040
<b>پس آن چینگهوان رو میسپرم دست خودت، کلی کار دارم ، دیگه میرم</b>

31:25.040 --> 31:27.150
<b>خداحافظ -
خداحافظ -</b>

31:30.050 --> 31:31.960
<b>چه عاشقانه</b>

31:31.960 --> 31:35.620
<b>یه دختـر و پسـر مجرد تنها و دختر مجرد در حال حاضر دچار بحران رابطه عاطفی شده</b>

31:35.620 --> 31:39.320
<b>و اون پـسر مجرد هم دختـره رو به شهر بازی میبره تا حالـشو عوض کنه</b>

31:39.320 --> 31:42.470
<b>خوشحالی؟ -
خیلی زیاد -</b>

31:43.440 --> 31:45.460
<b>این ژای ژیوی هم عجب آدمیه ها</b>

31:45.460 --> 31:49.460
<b>دوست دختر بقیه رو خوشحال میکنه، حتی اگه منو بکشی هم همچین کاری نمیکنم</b>

31:49.460 --> 31:51.380
<b>میخوای با دینگ رنجیان چه کار کنی؟</b>

31:52.190 --> 31:56.260
<b>راستشو بخوای هنوزم بهش اعتماد دارم</b>

31:56.260 --> 31:58.190
<b>آره ، بهش اعتماد داری</b>

31:58.190 --> 32:01.420
<b>اما یه دلیل منطقی باید باشه، مگه نه؟</b>

32:01.420 --> 32:04.070
<b>بهت زنگ زده؟ -
نه -</b>

32:04.070 --> 32:08.250
<b>نه، چون من کل شب داشتم بازی میکردم و باتری گوشیم تموم شده بود</b>

32:08.250 --> 32:11.340
<b>شارژر میخوایی؟ بیا پاور بانک دارم، بگیرش</b>

32:24.360 --> 32:26.130
<b>تماس گرفته؟</b>

32:29.530 --> 32:31.580
<b>احتمالا بدجوری مست کرده</b>

32:32.760 --> 32:34.410
<b>آن چینگهوان</b>

32:34.410 --> 32:37.900
<b>اولین باره که میبینم توی رابطت اینقدر از خود گذشتگـی کنـی،چه مرگتـه؟</b>

32:37.900 --> 32:40.220
<b>دوست داری از چشمــم بیفتی؟</b>

32:41.260 --> 32:42.530
<b>خب میگی چیکار کنم؟</b>

32:42.530 --> 32:44.450
<b>بهش زنگ بزن! سین جیمش کن</b>

32:44.450 --> 32:47.760
<b>هنوزم باید این چیزا رو بهت یاد بدم؟ یالا زودباش بهش زنگ بزن</b>

32:50.420 --> 32:54.640
<b>دینگه ؟ -
نـه،کیه این وقت صبح داره بهم زنگ میزنه؟ -</b>

32:55.180 --> 32:58.980
<b>الو -
<i> منم لین یویی- </i></b>

33:00.260 --> 33:02.100
<b>فقط میخواستم بهت بگم که</b>

33:02.100 --> 33:04.440
<b>دینگ پیر به محض اینکه بیدار شد ، رفت</b>

33:04.440 --> 33:07.380
<b><i>داره میاد پیش تو</i></b>

33:07.380 --> 33:10.750
<b><i>لطفا سوءتفاهم نشه، دیشب هیچ اتفاقی بینمون نیفتاد</i></b>

33:10.750 --> 33:13.850
<b>مطمئنم دینگ پیر حتما بهت توضیح میده</b>

33:15.690 --> 33:17.830
<b>باشه، خیلی فکـرم درگیـرش نبود</b>

33:17.830 --> 33:21.850
<b>ممنون که زنگ زدی، خداحافظ</b>

33:22.880 --> 33:24.560
<b>دیگه نمیخوای شارژ کنی؟ -
نمیخوام -</b>

33:24.560 --> 33:27.910
<b>اگه زنگ بزنه چی؟ -
خب که چی؟ -</b>

33:27.910 --> 33:30.420
<b>همـون بهتـر که بهم زنگ نـزنه</b>

33:32.060 --> 33:34.850
<b>حالا چرا حـرصـتو سر من خالی میکنی؟</b>

33:34.850 --> 33:36.880
<b>صبر کن</b>

33:43.470 --> 33:48.010
<b><i>دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد</i></b>

33:51.600 --> 33:54.230
<b>ای خـدا چیکار کنم؟</b>

34:12.600 --> 34:16.200
<b>دینگ رنجیان،به چه جرأتی با یه زن دیگه رفتی هتل؟</b>

34:16.200 --> 34:18.309
<b>به چی نگاه میکنین؟ تا حالا ندیدین یکی بره هتل؟</b>

34:18.334 --> 34:19.200
<b> دوستمه، دوستمه</b>

34:19.200 --> 34:20.900
<b>چی داری میگی؟</b>

34:20.900 --> 34:23.400
<b>من خیلی مست بودم و همسر سابقم با من بود</b>

34:23.400 --> 34:28.200
<b>...همسر سابــ -
هیچ اتفاقی نیفتاد، پسرم هم با ما بود -</b>

34:28.200 --> 34:31.200
<b>باشه باشه، اصلا فکـر کن اتفاقـی هم افتاد</b>

34:31.200 --> 34:35.600
<b>اما وقتی افتاد که من بیهوش بودم</b>

34:35.600 --> 34:39.200
<b>درسته باشه، حتی اگه بیهوش بودم هم نیاید میذاشتم همچین اتفاقی بیفته</b>

34:39.200 --> 34:42.400
<b>این دفعه از دفعه قبل هم بدتر بود</b>

34:42.400 --> 34:44.000
<b>میشه یه راه حلی جـلو روم بذاری؟</b>

34:44.000 --> 34:47.200
<b>شما دو تا نزدیک بود از شدت نگرانـی سکـتم بدین</b>

34:49.200 --> 34:51.200
<b>این آخرین باره ها</b>

34:51.200 --> 34:54.800
<b>این حـقـه خیلی موثـره،اما باید سختیـشو به جون بخـری</b>

34:54.800 --> 34:56.900
<b>من از سختی نمیترسم</b>

34:58.600 --> 35:02.000
<b>الان نمیتونی بهش نگاه کنی، بعد ازینکه کارت تموم شد میونی بری سراغش</b>

35:02.000 --> 35:03.300
<b>دوباره داری همون کارو میکنی</b>

35:03.320 --> 35:04.990
<b>بهم اعتماد داری یا نه؟</b>

35:05.800 --> 35:10.400
<b>درحال حاضر، اولین کاری که لازمه انجام بدیم ، آروم کردنه آن چینگهوانـه،متوجـه شدی؟</b>

35:12.000 --> 35:13.600
<b>باشه، پس من میرم</b>

35:14.560 --> 35:17.160
<b>تا الان سرمون به مسایل شخصی گرم بود حالا وقتـشه بریم سراغ کار اصلی</b>

35:17.200 --> 35:18.900
<b>ما چه کاری با هم داریم ؟</b>

35:20.000 --> 35:24.800
<b>کار خاصی که نیست، بیشتر درباره رویای ماست</b>

35:24.800 --> 35:26.400
<b>رویا؟</b>

35:38.200 --> 35:40.800
<b><i>میخوام تو این زمان باقی مونده  </i></b>

35:40.800 --> 35:44.600
<b><i>برای مان یی خاطرات زیبایی بسازم</i></b>

35:44.600 --> 35:48.800
<b><i>من به تو بهترین زندگی و به مان یی بهترین آینده رو دادم</i></b>

35:48.800 --> 35:54.800
<b><i>اما، الان که به قول خودت آخرین ساعت های زندگیتـه نمیخوای پیش من بمونی و باز می خوای برگردی پیش اون</i></b>

35:54.800 --> 35:56.800
<b><i>،حتی اگه قرار باشـه بمیری هم</i></b>

35:58.000 --> 36:01.200
<b><i>باید کنار من بمیری</i></b>

36:01.200 --> 36:06.000
<b><i>آن چینگهوان، درحال حاضر من نه پولی دارم نه خونه ای و نه انگشتر الماسی</i></b>

36:06.000 --> 36:08.000
<b><i>تو .. تو با من ازدواج میکنی؟</i></b>

36:08.000 --> 36:10.200
<b><i>قبول میکنم</i></b>

36:31.200 --> 36:37.600
<b>تو این بازی از طریق تعامـل با دیگران،کم کم به اعتماد به نـفس بیشتری دست پیدا میکنـید</b>

36:38.530 --> 36:42.680
<b>بسیار خب، اگه سوالی دارید لطفا بپرسید</b>

36:44.000 --> 36:46.200
<b>جناب ما، لطفا بفرمایید</b>

36:46.200 --> 36:52.600
<b>اونطـور که من متوجـه شدم سرمایه گذاری روی این بازی تازه عرضه شده به بازار ریسک بالایی داره،درسته؟</b>

36:52.600 --> 36:54.200
<b>درست متوجه شدین</b>

36:54.200 --> 36:59.700
<b>اون شخـصیت همه کار بلـدی که تو مرحلـه ی پایانی وجود داره از شما الهام گرفته شده؟</b>

37:00.600 --> 37:02.400
<b>بله درسته</b>

37:02.400 --> 37:06.600
<b>میتـونم اینـطور بگـم که شما ده میلیون یوان از رئیس شی، بدون هیچ بازپرداختـی گرفتـی</b>

37:06.600 --> 37:10.200
<b>تا فقط بـرای ارتقـاء کاراکـتر خودتـون ازش استفاده کنی؟</b>

37:10.200 --> 37:14.400
<b>ده میلیون یـوان برای محقـق کردن یک رویا؟رویای یک مرد معمولی برای میلـیونر شدن؟</b>

37:14.400 --> 37:17.000
<b>شرمنده ولی من هیچ علاقه ای به رویاپردازی ندارم</b>

37:17.000 --> 37:20.800
<b>اگه من رئیس شی بودم، بهت میگفتم که فورا از جلوی چشمام دور شی</b>

37:20.800 --> 37:22.600
<b>برای همینه که شمـا رئیس شی نیستی</b>

37:22.600 --> 37:26.600
<b>خودمـم میتونـم تشخـیص بدم که این ده میلیون رو از چه کسی گرفتم</b>

37:26.600 --> 37:29.600
<b>مرد جوان، بهتـره الکـی قمـپز در نکـنی</b>

37:29.600 --> 37:33.500
<b>با وجود اینکه این زنجیره تامین خدماتی که توضیح دادی خیلی عالی و ایده آله</b>

37:33.500 --> 37:36.800
<b>اما من هیچوقت حاضر نیستم برای تحقق رویای یه مرد معمولی که میخواد میلیونر بشه هزینه ای کنم</b>

37:36.800 --> 37:40.500
<b>چی میشه اگه این رویای صدها انسان معمولی برای پولدار شدن باشه؟</b>

37:46.700 --> 37:48.000
<b>لین یویی</b>

37:48.800 --> 37:52.400
<b>چی شده خوشگل خانوم؟ چرا تو پاتـوق جوونـیامون قرار گذاشتی؟</b>

37:52.400 --> 37:54.000
<b>چرا میخواستی منو ببینی؟</b>

37:54.000 --> 37:56.800
<b>هیچی فقط دلم برات تنگ شده بود</b>

37:58.200 --> 38:01.600
<b>درضمن میخواستم یه سری کالج قدیمیمون بزنم و ببینمـش</b>

38:03.300 --> 38:06.800
<b>لین یویی، چی شده؟</b>

38:06.800 --> 38:08.000
<b>چیزی نیست</b>

38:08.000 --> 38:10.400
<b>بیا، بگیرش</b>

38:13.600 --> 38:18.500
<b>نه،یه جای کار میلنگـه، تو لین یویـی همیشگی نیستی</b>

38:18.500 --> 38:20.300
<b>بهم بگو</b>

38:24.140 --> 38:26.730
<b>با تانگ پیر دعوات شده؟</b>

38:29.200 --> 38:33.600
<b>اون که سرش حسابی شلوغه،اصلا وقت داره تا با من دعواش بشه؟</b>

38:34.800 --> 38:36.800
<b>پس مشکل چیه لین یویی؟</b>

38:44.550 --> 38:46.340
<b>در حال حاضر</b>

38:47.800 --> 38:52.200
<b>دارم به این فکر میکنم که چطور مان‌یی رو خوشحال کنم</b>

38:53.170 --> 38:58.250
<b>خوشحالی و خوشبختـی مان‌یـی، تنها آرزو و دل خوشـی منـه</b>

38:59.000 --> 39:02.700
<b>بقیه هم...برام هیچ اهمیتی ندارن</b>

39:03.990 --> 39:06.340
<b>راستشو بگو  چی شده؟</b>

39:08.200 --> 39:12.800
<b>هیچی، چند وقت پیش یه مریضی کوچیک اومده سراغم</b>

39:12.800 --> 39:15.800
<b>و ناگهان انگـار چشمـم به روی واقعـیت باز شد</b>

39:15.800 --> 39:20.200
<b>بعد از شنیدن برنامـم برای شرکت نظری پیشنهادی چیزی نداری؟</b>

39:20.200 --> 39:22.200
<b>راستشو بگم ؟ -
بله -</b>

39:22.200 --> 39:25.400
<b>راستشو بگم، خیلی دلم میخواد با تو کار کنم</b>

39:25.400 --> 39:26.600
<b>فقط منتظرم تا تو لب تر کنی</b>

39:26.600 --> 39:29.800
<b>درست میگم؟حس می کنم طرز فکـرمون خیلی شبیه همه</b>

39:29.800 --> 39:33.400
<b>با اینکـه از دنیای متفاوتـی هستیم اما انگار دنیامـون به هم ربط داره</b>

39:33.400 --> 39:35.400
<b>کی در مورد جزئیات صحبت کنیم؟</b>

39:35.400 --> 39:38.300
<b>فـقط یه شبانـه روز این بازی رو انجام بده</b>

39:39.200 --> 39:42.200
<b>هـی دینگ پیـر من الان حـس و حال و وقت بازی کردن ندارم</b>

39:42.200 --> 39:44.200
<b>واسه پردیـس فناوری به رئیسـم قول دادم</b>

39:44.200 --> 39:47.600
<b>این ماه آخـرین فرصتمـه،اگه نتونـم بودجـه اش رو جـور کنم کارم تمــومه</b>

39:47.600 --> 39:50.000
<b>وقت از کجا بیارم بازی کنم؟</b>

39:50.000 --> 39:54.000
<b>وقتـی بتونـی با درس خونـدن با یه زن زیبا ازدواج کنی،اونوقت فکر میکنی نمیشه با بازی من به سرمایه برسی؟</b>

39:54.000 --> 39:56.600
<b>بعد از دو روز بازی کردن میبینمـت</b>

39:56.600 --> 40:00.400
<b>واقعاً؟یه بار دیگه بهت اعتماد می کنم</b>

40:00.400 --> 40:03.600
<b>هی،تو هم باید بهم اعتماد کنی،وقتی رسیدی خونه پیامک رو بخون</b>

40:03.600 --> 40:05.600
<b>میدونم،میدونم</b>

40:07.500 --> 40:12.600
<b>بعد از شنیدن اون سخنرانی زیبا و فصیحم، نظرت در موردم کلا تغیییر نکرد؟</b>

40:12.600 --> 40:15.900
<b>مثلا اینکـه یهو حس کنی باید بهم افتخار کنـی؟</b>

40:23.200 --> 40:25.100
<b>شـل مغز</b>

40:26.000 --> 40:27.400
<b>صورتحساب رو بده،خب؟</b>

40:27.400 --> 40:31.300
<b>چه صورت حسابی؟ وقتی تو شرکت ما قهوه میخوری لازم نیست پول بدی</b>

40:32.800 --> 40:37.200
<b>تانگ پیر خیلی سرش گـرمه کاره</b>

40:37.200 --> 40:39.800
<b>هیـچ وقتـی برای من وقت نداره</b>

40:39.800 --> 40:45.000
<b>دینگ پیر، هم که خیلی وقته از هم جدا شدیم</b>

40:45.000 --> 40:48.900
<b>دنـیای اون، خیلی وقتـه که دیگه جایی برای من نداره</b>

40:51.000 --> 40:55.800
<b>حالا من فقط مان‌یی رو دارم</b>

40:57.000 --> 41:00.500
<b>مان‌یی هم فقط منو داره</b>

41:03.000 --> 41:06.300
<b>هر چند نمی دونم چه اتفاقی برات افتاده</b>

41:07.200 --> 41:10.600
<b>،ولی اگه میخوای گریه کن</b>

41:10.600 --> 41:14.600
<b>لازم نیست خودتو قوی نشون بدی،هر چی تو دلته بریز بیرون</b>

41:14.600 --> 41:18.800
<b>من خوب میشناسمت،یه چیزی هست که نمیخوای بگی ،مشخصه که خیلی داری جلو خودت رو می گیری</b>

41:18.800 --> 41:22.200
<b>اما تو دلت آشوبه و به استـیصال رسیدی</b>

41:23.200 --> 41:28.200
<b>یادته وقتی تانگ پیر رفته بود چه حال و روزی داشتی؟</b>

41:33.800 --> 41:36.900
<b><i>!لین یویـی به خودت بیا</i></b>

41:36.900 --> 41:40.000
<b><i>تانگ بدون اینکه حتی بهت بگه ولت کرده رفته</i></b>

41:40.000 --> 41:43.800
<b><i>هنوزم فکر می کنی بر می گرده میاد دنبالت؟ چقدر ساده ای دختر</i></b>

41:44.700 --> 41:47.400
<b><i>یکم بیشتر به فکر خودت باش</i></b>

42:11.400 --> 42:16.400
<b>شـرمنده که پاتـو کشیدن وسـط،بهم اعتماد کن خودم مسئولیت همـه چی رو به عهده میگیرم</b>

42:16.400 --> 42:19.200
<b>ژای ژیـوی داره در مورد چی حرف میزنه؟خل شده؟</b>

42:23.400 --> 42:24.583
چینگهوان واقعا ژای ژیوی دوست پسرتـه؟

42:24.608 --> 42:26.242
چینگهوان من،تو و ژای ژیوی رو با هم دیدم تبریک میگم

42:26.267 --> 42:28.148
تو و ژای ژیـوی واقعا باهمـین؟

42:31.000 --> 42:32.700
<b>خدای من</b>

42:34.000 --> 42:37.700
<b>این دیگه چه وضعیه؟یعنی چی من دوست دخترشم؟</b>

42:42.600 --> 42:44.000
<b>پیج دوستان</b>

42:44.000 --> 42:48.200
<b><i>تبریک می گم جینگهوان بعد از این همه مدت دوست پسر پیدا کردی</i></b>

42:48.200 --> 42:52.300
<b>اونم چه پسر خوشتیپ و جوون و مد روزی،واقعاً برات خوشحالم</b>

43:01.800 --> 43:03.900
<b>بیشتر از 100تا سفارش</b>

43:05.400 --> 43:09.000
<b>فکر نمی کردم همچین شایعه ای اینهمـه برام سـود آور باشه</b>

43:11.400 --> 43:13.600
<b>این اسمـش یه سـبد میـوه ی نازل شده از آسمـونا نیـست</b>

43:13.600 --> 43:16.600
<b>این اسمـش بلای آسمونیــه، ژای ژیوی با دنیا خداحافـظی کن</b>

43:16.600 --> 43:18.400
<b>خـودتـو مرده بـدون</b>

43:18.400 --> 43:22.000
<b>هی،چه خبر شده چینگهوان؟</b>

43:22.000 --> 43:25.200
<b><i>چی شد که دوباره شدی دوست دختر جنجالی ژای ژیوی؟</i></b>

43:25.200 --> 43:27.800
<b><i>همین چند دقیقه پیش داشتیم حرکت زشـت دینگ پیـر رو نکوهـش میکردیم</i></b>

43:27.800 --> 43:30.600
حالا واسه ما شـدی پـَن جین‌لـیان*؟
اشاره به داستانی قدیمی،زنـی که به همسرش خیانت کرد

43:30.600 --> 43:33.800
<b>به کـی میگی پـَن جین‌لـیان؟</b>

43:33.800 --> 43:37.200
<b>تمامـش شایعه است، تکذیـب میکنم</b>

43:40.400 --> 43:43.800
<b>دینگ رنجیان پشت خـطه،حالا چیکار کنم؟ بعد بهت زنگ می زنم</b>

43:43.800 --> 43:46.400
<b>پیـام تصویریه...بای بای</b>

43:50.000 --> 43:53.000
<b><i>عزیزم،غلط کردم خـبط کردم خطا کردم،کارم اشتباه بود</i></b>

43:53.000 --> 43:57.900
<b><i> صمیمانه ازت معذرت میخوام کار دیروزم واقعا غیراخلاقـی بود</i></b>

43:57.900 --> 44:01.200
<b><i>حق ندارم ازت تقاضای بخشش کنم منو تنبیه کن</i></b>

44:01.200 --> 44:05.000
<b><i>چینگهوان ببین چی برات آماده کردم</i></b>

44:05.000 --> 44:07.300
<b><i>اینها مایک و جیمی هستن</i></b>

44:08.200 --> 44:12.700
<b><i>فقط لب تـر کن، لازم نیست حتی انگشـتتو تکون بـدی، اونا تا سر حد مرگ کتکم میـزنن</i></b>

44:12.700 --> 44:17.600
<b>هرچـند هنوز هم باور دارم تو یک بانـوی مهربان،بخشنده و بزرگوار هستی</b>

44:17.600 --> 44:20.000
<b><i>چینگهوان منتظرت میمونم</i></b>

44:27.200 --> 44:33.200
<b>هـی بامـبو،دینگ رنجیان الان یه ویدیو فرستاد،فکر کنم هنوز خبر دار نشده </b>

44:33.200 --> 44:37.200
<b>پس باید یه کاری کنـی که هیچ بویـی از ماجـرا نبـره،هچ مردی تحمل همچین چیزی رو نداره</b>

44:38.200 --> 44:40.600
<b>عـشق یه تعـهـد دو طرفه است داداش</b>

44:40.600 --> 44:44.900
<b>چطور اون می تونه با همسر سابقش یه شب تو هتل بگذرونه ولی من نمی تونم با ژای ژیوی برم شهر بازی خوش بگذرونم ؟</b>

44:48.800 --> 44:53.200
<b>تا میتونـی بی خـبر نگهش دار، بهتـره دنبال یه چیزی باشی که بتونی دست پـیش بگـیری</b>

44:53.200 --> 44:55.100
<b>باشه ،خودم میدونم،بای</b>

44:55.124 --> 44:57.124
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>
