WEBVTT

03:02.110 --> 03:07.030
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

03:07.030 --> 03:10.760
[❤عشق حقیقی❤]
[ قسمت  سـی و نهم ]

03:11.540 --> 03:13.510
<b>درد داره؟</b>

03:16.030 --> 03:19.040
<b>سرزنـشم کن</b>

03:19.040 --> 03:25.040
<b>به قـول معروف که میگـن گنـد زدن
تو حساس تـرین موقع، دقیقا حال الان منـو توصیف میکنه</b>

03:25.040 --> 03:29.240
<b>سـرزنشت نمیکنم، خودمم الان دارم از نگرانی میمیرم</b>

03:30.680 --> 03:34.850
<b>اگـه گند نمیزدم هنوز هم شانـس یک در ده هزار رو داشتی</b>

03:34.850 --> 03:39.350
<b>اما حالا دیگه هیچ شانـسی نداریم</b>

03:39.350 --> 03:42.520
<b>خب حالا،نمیخواد گریه کنی</b>

03:44.300 --> 03:46.500
<b>راستـشو بخوای،مقـصر مـن بودم</b>

03:46.500 --> 03:49.580
<b>قـول بـده وقتـی واقعیت رو گفتـم منـو نزنـی باشه؟</b>

03:49.580 --> 03:52.170
<b>چه واقعیتی؟</b>

03:52.170 --> 03:55.680
<b>خودت بگـو، ما کلـی واسه این اجـرا تمرین کردیم</b>

03:55.680 --> 03:59.480
<b>اونوقت چرا باید همچین اتفاقی برات بیفته وقتی هرگز قبلا پیش نیومده بود؟</b>

03:59.480 --> 04:02.330
<b>شاید واسه اینکـه یکم استرس داشتم</b>

04:02.330 --> 04:05.700
<b>چـه استرسی؟ تو که کاملا آماده بودی</b>

04:05.700 --> 04:08.970
<b>اگـه واقعا استـرس این اتفاق افتاد،پس فقط یه دلـیل میتونـه وجود داشته باشه</b>

04:08.970 --> 04:10.740
<b>چـه دلیلی؟</b>

04:10.740 --> 04:12.790
<b>تو بـدجوری دلت میخواد باهام ازدواج کنی</b>

04:12.790 --> 04:14.780
<b>چـرند نگـو</b>

04:14.780 --> 04:16.840
<b>واسه همینـه که میگم اصلا استـرست مطرح نیست</b>

04:16.840 --> 04:19.170
<b>پس دلـیلش چی بود؟</b>

04:20.570 --> 04:22.030
<b>تو نفـرین شدی</b>

04:22.030 --> 04:23.270
<b>چرا مزخـرف میگی؟</b>

04:23.270 --> 04:28.450
<b>واقعا واقعیت داره، خودمم قبلا به این خرافات اعتقادی نداشتم اما بعد از اتفاق امروز دیگه باورم شده</b>

04:28.450 --> 04:30.840
<b>داسـتان از زمانـی شروع شد که خیلی بچـه بودم</b>

04:30.840 --> 04:35.170
<b>پـدرم میتونست آینده نگـری کنه،وقتی بچه بودم گفت آیندمـو پیش بیـنی کرد و گفت</b>

04:35.170 --> 04:38.640
<b>  سرنوشتـم اینـه که تو سن بالا ازدواج کنم و بچـه داشته باشم</b>

04:38.640 --> 04:42.470
<b>برای همیـن فکر میکنم این اتفاق یه حکمت بوده،شاید نباید من به این زودی باهات ازدواج کنم</b>

04:42.470 --> 04:44.250
<b>برای همـین صدمه دیدی</b>

04:44.250 --> 04:48.710
<b>فقط همینطوری الکـی داستان سـرایی کن
اگه اینطوره پس چرا خودت صدمه ندیدی؟</b>

04:48.710 --> 04:52.430
<b>چون کـه...خدا دلش برای من سوخت</b>

04:52.430 --> 04:57.330
<b>من یه پـسر پیـرم، با اینکـه سنی ازم گذشته مجـبورم باهات برقصم،برای همین بهم رحم کرد</b>

04:57.330 --> 04:59.560
<b>انـقدر مزخرف نگـو، پامـو ماساژ بده</b>

04:59.560 --> 05:02.610
<b>باشه باشه بذار واست فوتـش کنم</b>

05:07.550 --> 05:09.510
<b>چرا انـقدر پات بـوی بد میده؟</b>

05:10.170 --> 05:12.900
<b>از دست تو! یالا ماساژ بده</b>

05:12.900 --> 05:14.330
<b>چشـم</b>

05:14.330 --> 05:17.660
<b>علیاحضــرت پاش آسیب دیده</b>

05:17.660 --> 05:19.680
<b>یواش تـر -
باشه باشه -</b>

05:19.680 --> 05:21.860
<b>زودی خوب میـشه</b>

05:24.060 --> 05:28.630
<b>من بـرگشــتم...عزیـزم</b>

05:28.630 --> 05:32.130
<b>خانومــی...عزیــزم</b>

05:32.130 --> 05:33.420
<b>چـی شده؟</b>

05:33.420 --> 05:35.070
<b>بازم از این بیسکویـیتا داریم؟</b>

05:35.070 --> 05:38.130
<b>حسابی بهش معتاد شدی -
اصلا نمیتونم جلـوی خودمو بگیرم -</b>

05:38.130 --> 05:41.570
<b>اما طعمـش واقعا عجیب بود،چرا انقـدر ازش خوشت اومده؟</b>

05:41.570 --> 05:43.930
<b>اصلا هم طعم عجیـبی نداشت</b>

05:43.930 --> 05:46.280
<b>طعمـش باعث شده یه حقـیقتی رو درک کنم</b>

05:46.280 --> 05:52.470
<b>بعـد از چشیـدن طعم تلـخ،تـرش و چاشنـی های زندگی میـشه شیرینی رو تجـربه کرد</b>

05:52.470 --> 05:54.730
<b>و اصلا هیچ ربـطی به پـول نداره</b>

05:55.380 --> 05:56.730
<b>عجب شیرین زبـونی هستی</b>

05:56.730 --> 05:58.860
<b>واسـه اینـه که حسابـی بهم خوب یاد دادی</b>

06:01.170 --> 06:04.460
<b>بعد از گفتگـوی داوران</b>

06:04.460 --> 06:07.720
<b>بخاطر اینکـه شرکت کنندگان شماره 96
نتــونــستن اجـراشـون رو به اتمام بـرسونـن</b>

06:07.720 --> 06:10.780
<b>امتیاز کمـی بهـشون تعلـق میگیره</b>

06:10.780 --> 06:15.990
<b>و با توجـه به قوانـین مسابقه شرکت کنندگان زمانـی اجازه ی ورود به مرحلـه ی بعد رو خواهند داشت</b>

06:15.990 --> 06:19.110
<b>کـه بتونـن حرکات پایـه ی رقص رو به نمایــش بذارن</b>

06:24.630 --> 06:29.310
<b>هـی جیاشـین،داره به برنده ها جایزه میدن
بذار کمکت کنم باهم بـریم تماشا کنیم</b>

06:33.100 --> 06:37.130
<b>میایی بریم؟ این فقط یه مسابـقه است،مگه نه؟</b>

06:37.130 --> 06:40.970
<b>مهم اینـه به خودمـون جرأت دادیم شرکت کنیم،دیگه جام پیـروزی هیچ اهمیتی نداره</b>

06:40.970 --> 06:45.840
<b>سال بعـد با حضورمـون غافلگـیرشون میکنیم
جام قهرمانـی بی شک مال خودمون میـشه</b>

06:47.420 --> 06:50.820
<b>بشین، بذار راستـشو به بگم،فقط من نیستم که عاشق طعمـش شدم</b>

06:50.820 --> 06:53.390
<b>تمام همکارام ازش تعریف کردن و حتی ازم خواستن بازم براشون ببـرم</b>

06:53.390 --> 06:56.810
<b>بـه نظـرم میتونـی باهاش یه تجارت خوب راه بنـدازی</b>

06:57.670 --> 06:59.000
<b>بـشم بانـوی بیسکویـیتی؟</b>

06:59.000 --> 07:03.020
<b>مگه چـه ایرادی داره؟ رئیست یه زمانـی حتی لاشـه ی خوک رو شونـه هاش حمل میکرد</b>

07:03.020 --> 07:07.040
<b>قصدم نیست که به این تجارت به چشم حقارت نکاه کنم</b>

07:07.040 --> 07:10.790
<b>اما تکـیه به همکارات برای راه انداختن همچین تجارتی عاقلانه نیست</b>

07:10.790 --> 07:13.740
<b>خب بگـو ایرادش چیـه؟اونها واقعا طعمـشو دوست داشتن</b>

07:13.740 --> 07:17.870
<b>کلماتـی که گفته میـشن بهترین شـیوه ی تبلیغـه، به علاوه فقط بخاطر طعم لـذیذش نیست</b>

07:17.870 --> 07:21.510
<b>صدای خاصـش واقعا بامزه است و همـه رو میخنـدونـه</b>

07:21.510 --> 07:24.630
<b>به نظـرم که برای فـروش پوئن مثبتی به حساب میـاد</b>

07:27.570 --> 07:30.080
<b>حرفات منطقـی به نظـر میاد</b>

07:30.080 --> 07:32.630
<b>اگـه به بودجـه نیاز داری میتونم سرمایه گذاری کنم</b>

07:35.150 --> 07:40.290
<b>وانمود کن چیزی نگفتم،باز هم دارم از پول
بی ارزشم برای توهین به خانم آن استفاده میکنم</b>

07:40.290 --> 07:45.070
<b>من آدمی نیستم که لقمه ی گنده تر از دهنم بردارم
اما ایده ای این بیسکوییت هم زیادی خامـه</b>

07:45.070 --> 07:48.280
<b>هنوز به زمان بیشتری نیاز دارم تا روش کار کنم
به علاوه چه احتیاجی به پول تو دارم؟</b>

07:48.280 --> 07:52.880
<b>یکم آرد که قیمتی نداره،البته تا زمانـی که تجارتـمو گسترش بدم</b>

07:52.880 --> 07:56.710
<b>مثل اینکـه حسابی در موردش فکر کردی</b>

07:57.520 --> 08:02.710
<b>اما بگذریم از همـش، باید قبل از هرچی یه اسم براش انتخاب کنی</b>

08:02.710 --> 08:06.370
<b>واقعا نمیدونم چـه اسمی روش بذارم
اصلا در موردش فکـر نکردم</b>

08:07.890 --> 08:12.050
<b>...بذار فکـر کنم، بیسکویـیت</b>

08:12.050 --> 08:15.640
<b>اون روز که داشتی با استاد سای حرف میزدم شنیدم که</b>

08:15.640 --> 08:20.300
<b>به یه شعـر قدیمی اشاره کردی و گفتی بهترین چاشنـی دنیا خوشی های کوچـیک و ساده است</b>

08:20.300 --> 08:23.430
<b>بعـدش تو بایــدو در موردش سرچ کرد و تو قسمت توضیحاتش نوشته شده بود</b>

08:23.430 --> 08:28.030
<b>کسـی که طعم تمام خوراکـی های عجیب و غریب و لذیذ دنیا رو چشید و در نهایت فهمید که</b>

08:28.030 --> 08:32.910
<b>یه کاسه پوره ی برنج و یه ظرف غذای ساده خوش طعم تـرین غذای دنیاست،این طعم،طعم خوشبختـی و شادیـه</b>

08:32.910 --> 08:37.430
<b>همون چاشنـی که تو به زندگیم اضافه کرد
و طعم همین بیسکویـیت</b>

08:37.430 --> 08:39.270
<b>آن چینگهوان</b>

08:40.220 --> 08:43.150
<b>بیا اسمـشو بذاریم،بیسکویـیت چینگهوان، نظرت چیه؟</b>

08:46.340 --> 08:51.410
<b>خوردن یعنـی یه شادی کوچیـک
زندگی کردن هم یعنی همین</b>

08:51.410 --> 08:55.670
<b>منم چینگهوانـم، انتخابتـو پسندیدم</b>

08:55.670 --> 08:58.390
<b>منم همین انتظارو ازت دارم،میتونـی انجامش بدی؟</b>

08:58.390 --> 09:01.910
<b>مهم نیست چقـدر بگذره،همـیشه بخاطر همین خوشی های ساده هستم</b>

09:50.120 --> 09:55.350
<b>از وقتی بچه بودم تو خانواده ای بزرگ شدم که هیچ کمبودی نداشت</b>

09:55.350 --> 10:02.340
<b>مادرم یه تاجـر موفق و قدرتمند بود که همیـشه بهم یاد میداد بخاطر این بجنگم بخاطر اون بجنگم</b>

10:03.270 --> 10:07.510
<b>برای همین همیـشه به کم قانع نشدم و بهترین ها رو خواستم</b>

10:07.510 --> 10:12.110
<b>برای همین یاد گرفتم تا برای حل تمام مشکلات از پول استفاده کنم</b>

10:12.680 --> 10:14.950
<b>اون وقتـا حتی تصور میکردم</b>

10:14.950 --> 10:18.530
<b>دنیا رو انگشت دونگ جیاشین میگـرده</b>

10:20.340 --> 10:22.900
<b>تا وقتـی که تو سـر راه زندگیم قرار گرفتی</b>

10:22.900 --> 10:26.630
<b>کسی که اصلا بهم اعتـنا نمیکرد</b>

10:30.690 --> 10:33.470
<b>اولیـن بار تو بودی که بهم گفـتی</b>

10:33.470 --> 10:36.930
<b>پـول حـلال تمام مشکلات نیست</b>

10:36.930 --> 10:39.120
<b>مثلا...احساسات آدما</b>

10:40.060 --> 10:44.890
<b>تو اولـین کسـی بودی که بهم فهمونـدی احترام گذاشتـن به بقیـه چه معنایی داره</b>

10:44.890 --> 10:51.100
<b>و بعـد فهمیدم بخـشیدن آدما میتونـه خوشحالـی به ارمغان بیـاره</b>

10:51.760 --> 10:56.350
<b>فهمـیدم که من هم یه آدم معمولـی ام</b>

10:56.920 --> 11:00.090
<b>فهمیدم که قرار نیست دنیا به ساز من برقـصه</b>

11:00.820 --> 11:03.190
<b>تو کـسی بودی که باعث شـدی بفهمـم</b>

11:03.810 --> 11:09.400
<b>عشـق ورزیدن و مورد محبت قرار گـرفتن یعنـی خوشبخـتی</b>

11:11.810 --> 11:16.760
<b>تنها بعد از آشنایی با تو فهمیدم میخوام چـطور آدمی باشم</b>

11:17.350 --> 11:21.420
<b>من یه دختـری ام که میتونـه گریه کنـه، یه وقتایی بدخلـقی کنـه</b>

11:21.420 --> 11:24.540
<b>یه وقتایی هم لوس بازی در بیاره و بـزنه زیر حرفاش</b>

11:24.540 --> 11:27.760
<b>وقتی با تو ام، لازم نیـست نگران چـیزی باشم</b>

11:28.440 --> 11:30.480
<b>...وقتی با تو هستم</b>

11:31.120 --> 11:35.250
<b>حس میکــنم خوشبخت تـرین دختـر دنیام</b>

11:36.120 --> 11:40.360
<b>اگـرچه قبلا مثل سگ و گربه به جون هم میفتادیم</b>

11:40.900 --> 11:43.130
<b>اما با این وجـود حقیقت از چشمام پنهان نمونـد</b>

11:43.130 --> 11:45.780
<b>میخوام تا ابد با تو باشـم</b>

11:46.450 --> 11:51.280
<b>حتـی جرأتشـو ندارم که یک لحظه هم زندگـیمو بدون تو تصور کنم،پـس</b>

11:51.950 --> 11:54.660
<b>انتـخاب من تو هستـی، لی دونگ یـه</b>

12:02.800 --> 12:07.800
<b>مـن، دونگ جیاشـین، میخوام باهات ازدواج کنم، قبول میکـنی؟</b>

12:23.010 --> 12:27.250
<b>جیاشــین، داری چیکار میکنـی دختر؟</b>

12:28.000 --> 12:31.800
<b>تـو...چـرا اشکـمو در آوردی؟</b>

12:34.190 --> 12:36.340
<b>البته که باهات ازدواج میکنم</b>

12:36.340 --> 12:39.480
<b>البـته، میخوام تا ابـد خوشبختـت کنم</b>

12:43.470 --> 12:45.490
<b>...جیاشـین</b>

12:45.490 --> 12:48.590
<b>راستـش، منم یه حرفایــی دارم که مـیخوام بهت بگم</b>

12:49.930 --> 12:52.310
<b>...تمام این مدت نگران بودم</b>

12:52.890 --> 12:57.770
<b>نگران بودم که لایـق این همـه زیبایـیت نباشم</b>

12:57.770 --> 13:01.980
<b>نگـران بودم که لایـق اینهمـه خوش رفتاریـتو نداشته باشم</b>

13:01.980 --> 13:04.610
<b>...اما بیشتـر از هر چـیزی</b>

13:04.610 --> 13:07.520
<b>نگران از دست دادنـت بودم</b>

13:09.750 --> 13:11.730
<b>...جیاشـین میدونـی که</b>

13:12.350 --> 13:15.770
<b>دیگـه جزئی از وجـودم شدی؟</b>

13:17.420 --> 13:22.260
<b>تو الان گـوشت و پوست و استخـونمـی</b>

13:23.160 --> 13:25.100
<b>...اگـه ترکم کنـی</b>

13:26.260 --> 13:28.900
<b>حـتی روح هم در بـدنم باقی نمیـمونه</b>

13:32.600 --> 13:36.000
<b>...جیاشـین،تا زمانـی که تو مایل باشی</b>

13:36.000 --> 13:39.200
<b>تبـدیل به زره میشم و تمام عمـر ازت محافظت میکنم</b>

13:39.200 --> 13:43.600
<b>تبـدیل به آدمـی میـشم که همـیشه به سازت می رقـصه</b>

13:43.600 --> 13:53.300
<b>اجازه میـدم دختری باشی که هروقت دلش خواست گریه کنه،بدخلفـی کنـه،لوس بازی دربیاره و بـزنه زیر حرفـش، خوبـه؟</b>

13:57.400 --> 14:01.900
<b>جیاشـین، باهام ازدواج میکنـی؟</b>

14:04.200 --> 14:08.400
<b>تو فقـط اجازه داری با من ازدواج کنـی</b>

14:08.400 --> 14:11.000
<b>تو باید باهام ازدواج کنـی</b>

14:26.400 --> 14:30.100
<b>جیاشین، یه لحظه منتظـرم بمون</b>

14:34.800 --> 14:37.500
<b>جیاشــین، بیا بـشین</b>

14:38.970 --> 14:40.150
<b>جیاشـین</b>

14:44.800 --> 14:47.400
<b>برات حلـقه ی الماس آماده کرده بودم</b>

15:40.000 --> 15:41.900
<b>خانم آن -
بله؟ -</b>

15:41.900 --> 15:43.800
<b>جلـسه اش خیلی طول میکـشه؟</b>

15:43.800 --> 15:47.400
<b>احتمالا کـمی طول بکشـه، چون بازی در حال ارتقـاست</b>

15:49.200 --> 15:50.800
<b>چـطوره کمی اینجا بنشینید و منتـظر بمونید؟</b>

15:50.800 --> 15:53.600
<b>باشه باشه همینجا منتـظرش میمونم، ممنون</b>

15:53.600 --> 15:56.000
<b>من یکم سرم شلوغه برای همین نمیتونم در خدمت شما باشم</b>

15:56.000 --> 15:58.600
<b>مشکـلی نیست، برگرد سر کارت</b>

17:07.800 --> 17:10.600
<b>ژن ژن -
چی شده رئیس؟ -</b>

17:10.600 --> 17:12.400
<b>چینگهوان اومده؟ -
بله -</b>

17:12.400 --> 17:14.400
<b>خیلی وقتـه که منتظر شماست</b>

17:14.400 --> 17:15.800
<b>چـرا بهم نگفـتی؟</b>

17:15.800 --> 17:19.600
<b>خانم آن گفتن ازونجایی که تو جلـسه هستید نمیخوان مزاحمـتون بـشن</b>

17:20.400 --> 17:22.600
<b>باشه، میتونـی برگردی سرکارت</b>

17:38.800 --> 17:43.700
<b><i>بیسکویـیت چینگهوان آماده است،امیدوارم اولین کسـی باشی که طعمـشو میچـشه</i></b>

17:52.400 --> 17:56.000
<b><i>این ماشـین خیلی خاصه و به نظـر میاد ویژگی های بسیار زیادی داشته باشه</i></b>

17:56.000 --> 17:59.200
<b><i>راستـشو بخواید این ماشین رو تو یه مسابـقه ی بازی بـردم</i></b>

17:59.200 --> 18:00.800
<b><i>چـطوره؟ باحاله مگه نه؟</i></b>

18:00.800 --> 18:06.000
<b><i>واقعا جـذابه، از نظر بنده این ورژن محـدود بسیار منحـصر به فـرده</i></b>

18:06.000 --> 18:09.200
<b><i>درسـته، فقط یک نسـخه ازش موجوده و همون یک نسخه هم متعلـق به ژای ژیـویه</i></b>

18:09.200 --> 18:14.000
<b><i>پس داستانـی بین این ماشـین منحصر به فـرد و
ژای ژیـوی،پسـر خاص، وجود داره؟</i></b>

18:14.800 --> 18:16.400
<b><i>این مدال</i></b>

18:16.400 --> 18:20.000
<b><i>این مدال حاصـل مسابقه ی فوق العاده هیجان انگـیزیه که توسط این شرکت برگزار شد</i></b>

18:20.000 --> 18:22.000
<b><i>فکر نمیکـردم با رونـدن این ماشـین بتونم بـرنده ی این مدال شم</i></b>

18:22.000 --> 18:26.600
<b><i>طوری ازش حـرف میزنید که انگار کار ساده ای بود،شما واقعا فوق العاده اید</i></b>

18:26.600 --> 18:29.000
<b><i>درست مثل ماشین و مسابقـه، هرچـی که دوست داشته باشم</i></b>

18:29.000 --> 18:32.400
<b><i>تمام تلاشـمو میکنم تا بهـش برسم</i></b>

18:36.800 --> 18:40.200
<b>الـو؟ ژیــوی؟</b>

18:40.200 --> 18:41.800
<b>کجایی؟</b>

18:41.800 --> 18:45.000
<b><i>چه تصادفـی، همین الان داشتم مصاحبـتو میدیدم</i></b>

18:45.000 --> 18:48.000
<b><i>الان...اومـدم فروشگاه اوتلـت</i></b>

18:48.000 --> 18:49.400
<b>بیا همدیگه رو ببینیم</b>

18:49.400 --> 18:52.000
<b>الان؟ -
آره، همین الان، فـورا -</b>

18:52.000 --> 18:54.600
<b>باشه باشه، تو محـوطه ی آزادش منتظرت میمونم</b>

18:54.600 --> 18:59.000
<b>باشه، باشه،منتظـرت میمونم، میبینمت</b>

19:35.600 --> 19:37.600
<b>تغـییر کردی</b>

19:37.600 --> 19:39.200
<b>چـه تغـییری؟</b>

19:41.400 --> 19:43.400
<b>نمیتونم بگم</b>

19:43.400 --> 19:47.600
<b>فقط حس میکنم...یکم عوض شدی</b>

19:47.600 --> 19:49.200
<b>انگاری یه کوچولو بزرگ شدی</b>

19:49.200 --> 19:54.400
<b>اما تو یه ذره هم عوض نشدی،هنوزم دلت میخواد مثل خواهر بزرگـتر نصیحتم کنی</b>

19:54.400 --> 19:56.000
<b>دیگه جرأتشو ندارم</b>

19:56.000 --> 19:59.600
<b>تو الان دیگه یه دوست پسـر ایده آل واسه یه ملتـی</b>

19:59.600 --> 20:04.100
<b>امپراطور کوچولوی مشهور، بدک نیست</b>

20:06.800 --> 20:08.800
<b>تو هنـوزم همـونی</b>

20:08.800 --> 20:12.600
<b>فقط یکـم،انـرژیت تـه کشیده</b>

20:12.600 --> 20:14.600
<b>چی شده؟ عمـو باهات بدرفتاری میکنـه؟</b>

20:14.600 --> 20:17.100
<b>نخیـر، خیلی هم باهام مهربونـه</b>

20:19.740 --> 20:22.480
<b>لابـد خندونـدنت یعنـی خوش رفتاری</b>

20:22.500 --> 20:24.200
<b>بذار واست یه جوک بگم</b>

20:24.200 --> 20:26.800
<b>یه مگس پـر زد و رو دستم نشـست</b>

20:26.800 --> 20:30.000
<b>درست همون لحـظه که میخواستم
لهش کنم گفت:منـو نزن</b>

20:30.000 --> 20:34.100
<b>امـروز تولـدمه،میشه واسم آهنگ تولدت مبارک بخونـی؟</b>

20:35.150 --> 20:38.400
<b>تـولدت مبارک</b>

20:41.500 --> 20:43.000
<b>بامزه نبود؟</b>

20:43.000 --> 20:45.200
<b>...قسمت خنده دارش کجاشـ</b>

20:45.200 --> 20:48.000
<b>وقتی داشتم میـخوندم و دست میزدم،کشتمـش</b>

20:49.800 --> 20:52.200
<b>حالا فهمیدم</b>

20:52.200 --> 20:55.300
<b>خدای من،این دیگـه چه جوک مسخره ای بود</b>

20:56.600 --> 20:59.400
<b>خیلی هم خنده دار بود -
آره بود -</b>

21:02.800 --> 21:04.600
<b>چی شده؟</b>

21:04.600 --> 21:07.400
<b>حالت خوب نیست؟ -
خوبـم -</b>

21:07.400 --> 21:11.200
<b>از ساعت سه صبح مشغول کارم،هنوز وقت نکردم چیزی بخورم</b>

21:11.200 --> 21:12.600
<b>معـدم یکم درد میکنه</b>

21:12.600 --> 21:16.200
<b>از ساعت سه صبح تا الان ؟</b>

21:16.200 --> 21:19.600
<b>من...با خودم یه مقدار بیسکوییـت دارم</b>

21:19.600 --> 21:22.700
<b>بیا یکم ازش بخور تا شکمـت پر شه</b>

21:24.000 --> 21:27.300
<b>این همـون بیسکویـیت چینگـهوانـه که قبلا در موردش گفتی؟</b>

21:27.300 --> 21:29.200
<b>درسته</b>

21:29.200 --> 21:32.800
<b>واسه دینگ رنجیان پخته بودمش و حسابـی از طعمـش تعریف کرد</b>

21:32.800 --> 21:35.600
<b>تشویقم کرد که از این بیسکوییـت واسه راه انداخت کسب و کارم استفاده کنم</b>

21:35.600 --> 21:38.600
<b>حتی براش اسم هم انتخاب کرد، بسکویـیت چینگهوان</b>

21:38.600 --> 21:41.800
<b>خوشمزه است؟ -
خیلی -</b>

21:41.800 --> 21:45.300
<b>خوشحالم که ازش خوشت اومده، بیشتر بخور</b>

21:49.870 --> 21:53.570
<b>بله؟ -
رئیس،چرا بازم بدون اینکه اطلاعـی به ما بـدی گذاشتی رفتی؟ -</b>

21:53.600 --> 21:57.700
<b><i>لطفا زودتـر برگرد،الان دیگه وقتـشه،میترسم کارگردان از کوره در بـره</i></b>

22:00.600 --> 22:02.200
<b>متوجه شدم</b>

22:05.130 --> 22:07.040
<b>باید برگردم سـر کارم</b>

22:07.800 --> 22:09.700
<b>پس زود باش برو</b>

22:10.800 --> 22:12.400
<b>میتونم این بیسکوییـتا رو با خودم ببرم؟</b>

22:12.400 --> 22:17.600
<b>البته که میتونی،یادت بمونـه مهم نیست چقدر
سرت شلوغه اما نباید خودتو گرسنه نگه داری</b>

22:17.600 --> 22:20.700
<b>اگه گشنگی بکشی واست خوب نیست -
باشه -</b>

22:22.200 --> 22:23.200
<b>چطوره برسونمت ؟</b>

22:23.200 --> 22:26.500
<b>احتیاجـی نیست، میخوام یکم دیگه اینجا بشینم</b>

22:27.800 --> 22:29.400
<b>پس میرم</b>

22:38.200 --> 22:42.400
<b>داداش ژیوی، ما هـم تو مسابقه ی نهایت سرعت شرکت کردیم،ما هم مثل شما عشـق ماشینیم</b>

22:42.400 --> 22:45.000
<b>ـ خیلی خوشحالیم. ماها طرفدارتیم
ـ درسته</b>

22:45.000 --> 22:49.000
<b>این همـون ماشیـنه که تو مصاحبتون بود؟ واقعا بهتون میاد</b>

22:49.000 --> 22:52.400
<b>من و دوستم واقعاً دوستت داریم
میشه بهمون امضا بدی ؟</b>

22:52.400 --> 22:54.300
<b>ـ  باشه
ـ ممنون</b>

22:58.200 --> 23:00.500
<b>مرسی مرسی</b>

23:26.600 --> 23:29.500
<b>چـه خـبره؟ مگه قراره ضیافت سلطنتـی به پا کنـی؟</b>

23:30.400 --> 23:35.200
<b>جیاشـین کل روز واسه مصاحبـه ی کاری بیرون بود،بایـد با یه غذای خوشمـزه بهـش خسته نباشید بگیم</b>

23:35.200 --> 23:37.600
<b>لازم به اینهمـه زیاده روی نیست</b>

23:38.800 --> 23:44.600
<b>اون دختـر نازپـرورده است، حالا که قبول کرده باهات ازدواج کنـه باید حسابـی باهاش خوش رفتاری کنیم</b>

23:44.600 --> 23:48.600
<b>مامان؛ منم که نمیگم باهاش بدرفتاری کنیم،اما نگران شما هستم</b>

23:48.600 --> 23:52.100
<b>پخـتن اینهمـه غذا خسته کننـده است
چطـوره شام بریم بیرون؟</b>

23:52.100 --> 23:56.400
<b>ما یه خونواده حقوق بگیریم
بیـرون شام خوردن چـقدر خرج داره؟</b>

23:56.400 --> 23:59.200
<b>به علاوه، غذای بیرون اصلا به پای غذای خونگـی نمیرسه</b>

23:59.200 --> 24:04.200
<b>جیاشین دست پختمو دوست داره
منم دوست دارم واسش غذا بپزم</b>

24:04.200 --> 24:09.600
<b>اگـه واقعا اینهمـه نگرانمـی
بجای حـرف زدن بیا بهم کمک کن</b>

24:09.600 --> 24:14.300
<b>حتما، دو نفـر باهم بهـش خدمت میکنیم،باشه؟</b>

24:15.000 --> 24:19.800
<b>مامان؛ جیاشـین خودش میخواد که یه دختـر معمولی باشه</b>

24:19.800 --> 24:24.200
<b>میـخواد یه زندگـی معمولی رو تجـربه کنه
لازم نیست انقـدر لی‌لی به لالاش بذاری</b>

24:24.200 --> 24:27.600
<b>حرفت درست، اما باید بهش اجازه بـدی تا یواش یواش خودشـو با ما وفق بده</b>

24:27.600 --> 24:30.400
<b>باشـه، هرچی شما بگـی،قبوله؟</b>

24:30.400 --> 24:34.800
<b>خب مامان، بگو از کجا شروع کنم؟</b>

24:37.050 --> 24:39.710
<b>خاله، من اومدم</b>

24:39.710 --> 24:42.830
<b>چطور بود؟مصاحبه کاریت خوب پیش رفت؟</b>

24:42.830 --> 24:44.960
<b>استخـدام شدم</b>

24:44.960 --> 24:47.710
<b>کلاس رقـص خیلی به خونمـون نزدیکـه</b>

24:47.710 --> 24:49.950
<b>پنج ایستگاه با اینجا فاصله داره</b>

24:49.950 --> 24:52.840
<b>عالیه،یکم استراحت کن بعدش بیا شام بخـور</b>

24:52.840 --> 24:54.650
<b>باشه</b>

24:55.650 --> 24:57.790
<b>داری چیکار میکنی؟</b>

24:58.830 --> 25:00.850
<b>یادم رفت امروز گوشت خوک بخرم</b>

25:00.850 --> 25:02.890
<b>منتـظر بودم تا برگردی</b>

25:02.890 --> 25:04.190
<b>مزخرف نگو</b>

25:04.190 --> 25:06.370
<b>نترسونـش پسـره ی شیطون</b>

25:06.370 --> 25:09.460
<b>ـ زود باش برو استراحت کن
ـ باشه</b>

25:09.460 --> 25:11.440
<b>راستـی مامان</b>

25:11.440 --> 25:13.590
<b>مثل اینکـه نمیدونی</b>

25:13.590 --> 25:15.550
<b>جیاشـین آشپـزیش حرف نداره</b>

25:15.550 --> 25:17.960
<b>بذار امـروز هنرشو بهت نشون بده،باشه ؟</b>

25:17.960 --> 25:19.790
<b>ها؟</b>

25:19.790 --> 25:21.720
<b>آه درسته ، خاله</b>

25:21.720 --> 25:25.300
<b>بلدم آشپـزی کنم، میتونم بهتون کمک کنم</b>

25:25.300 --> 25:28.330
<b>چطور ممکنه آشپزی بلد باشی؟</b>

25:29.620 --> 25:32.660
<b>بلدم با این مـواد اولیـه یه غذایی سر هم کنم</b>

25:32.660 --> 25:37.130
<b>چـطور ممکـنه دختر نازپـرورده ای مثل تو آشپزی بلد باشه؟</b>

25:37.130 --> 25:39.420
<b>خاله، شما خبر نداری</b>

25:39.420 --> 25:43.510
<b>من یه چینـی ام که تو آمـریکا به دنیا اومده
خـوب بلدم از خودم مراقبت کنم</b>

25:43.510 --> 25:45.590
<b>مامان، جداً لاف نمیزنه</b>

25:45.590 --> 25:48.370
<b>دست پختشو خوردم، واقعا خوشمـزه بود</b>

25:48.370 --> 25:50.530
<b>امـروز یه کوچولو برامون اشپزی کـن</b>

25:50.530 --> 25:57.040
<b>قبلا نمیدونستم از دستپختم خوشتون میاد یا نـه اما امـروز یه امتحانـی میکنم</b>

25:57.040 --> 26:00.300
<b>خالـه نگران نباش، بـرو تلویزیون تماشا کن</b>

26:00.300 --> 26:04.020
<b>نه نه، امـروز خودم آشپـزی میکنم،دفعه ی بعدی با تـو</b>

26:04.020 --> 26:06.330
<b>خالـه لازم نیست انـقدر به خودتـون سخت بگیری</b>

26:06.330 --> 26:08.770
<b>... از الان به بعد شما</b>

26:08.770 --> 26:11.660
<b>از الان به بعد من باید کارای شما رو انجام بدم</b>

26:11.660 --> 26:13.330
<b>نمیـشه که همیـشه شما برام آشپـزی کنـی</b>

26:13.330 --> 26:15.510
<b>شما بـرین</b>

26:15.510 --> 26:17.900
<b>همـینکه اینـطور فکر میکنـی برام کافـیه دختـرم</b>

26:17.900 --> 26:21.040
<b>ولی تا زمانـی که توانـشو دارم میتونم برات آشپزی کنم</b>

26:21.040 --> 26:23.540
<b>هـروقت از کار افتاده شدم اونوقت میتونـی بهم کمک کنی</b>

26:23.540 --> 26:25.800
<b>مامان، داری عین غریبه ها باهاش رفتار میکنی</b>

26:25.800 --> 26:29.770
<b>جیاشـین دیگه عضوی از خانواده ی ماست
برای همین بهش اجازه دادم پا تو آشپـزخونـه ی ما بذاره</b>

26:29.770 --> 26:35.590
<b>درستـه،با من مثل مهمون رفتار نکنید
اجازه بدین غذای امـروز رو من بپزم</b>

26:35.590 --> 26:37.590
<b>خیله خب، میسپارمش به خودت</b>

26:37.590 --> 26:40.170
<b>اگـه کمک خواستـی صدام کن باشه؟ -
ـ باشه</b>

26:40.170 --> 26:41.460
<b>مشکلـی نیست، شما بـرین</b>

26:41.460 --> 26:43.490
<b>ـ کمک خواستـی بهم بگو
ـ باشه</b>

26:43.490 --> 26:46.560
<b>ـ خیالتـون راحت
ـ باشه</b>

26:53.100 --> 26:58.190
<b>یالا بـرو گوشـیمو بیار،من دنبال روش پخت لابسـتر میگردم تو هم دنبال روش پخت خرچنـگ</b>

26:58.190 --> 27:00.580
<b>دنبـال یه غذا بگـرد که فهمیـدنش آسون و پختنـش ساده باشه</b>

27:00.580 --> 27:02.950
<b>هـیش...سکوت کن</b>

27:02.950 --> 27:04.990
<b>برو کنار</b>

27:04.990 --> 27:07.790
<b>بـرو کنار، خـودم آشپـزی میکنم</b>

27:07.790 --> 27:12.620
<b>همـش تقصیر خودتـه،تو بـودی که تو همچین موقعتـی گیرم انداختـی،حالا چیکار کنیم؟</b>

27:12.620 --> 27:18.000
<b>مامانـم میدونـه که بهش احترام میذاری،همین کافـیه،تو آشپـزی هم که من کمکت میکنم،چیزی نیست</b>

27:18.000 --> 27:23.470
<b>بالاخـره که یه روزی باید برات آشپـزی کنم،امـروز امتحان میکنیم</b>

27:23.470 --> 27:25.610
<b>تو آشپـزی کن، من ازت یاد میگیرم</b>

27:25.610 --> 27:28.130
<b>واقعاً میخوایی یاد بگیری؟</b>

27:28.130 --> 27:30.280
<b>باشه،پس بهت یادت میدم</b>

27:30.280 --> 27:32.000
<b>ببین</b>

27:32.000 --> 27:33.930
<b>ببین</b>

27:33.930 --> 27:36.870
<b>♪ یه شاخه گل رز تقدیم به تو ♪</b>

27:36.870 --> 27:39.470
<b>کافـیه انقـد شیطنت نکن</b>

27:39.470 --> 27:43.940
<b>بعـدا اگـه دلت خواست آشپـزی کن اگه هم نخواست خودم آشپـزی میکنم</b>

27:43.940 --> 27:48.790
<b>شما فقط حواست جمع خوشگلیات باشه،قبولـه؟</b>

27:48.790 --> 27:50.360
<b>باشه</b>

27:56.560 --> 28:02.570
<b>ببین، خاله که بعدا متوجـه میـشه این غذا رو تو پختـی،اونوقت چه توضیحی بهش بدم؟</b>

28:02.570 --> 28:04.490
<b>درسته</b>

28:04.490 --> 28:06.940
<b>پس چطوره خرچنگا رو جزغاله کنم؟</b>

28:06.940 --> 28:08.460
<b>اصلا حرفـشم نزن</b>

28:08.460 --> 28:11.990
<b>نبایـد از اولین دستپختـم خاطره ی بدی به جا بمونـه</b>

28:11.990 --> 28:14.330
<b>فک میکنی مامانم درک نمیکـنه؟</b>

28:14.330 --> 28:19.070
<b>مهم نیـست چه اتفاقـی بیفته و چه غذایی بپزی،همه جـوره تحسینت میکنه</b>

28:20.160 --> 28:22.900
<b>دونگ دونگ، تو بهترینی</b>

28:22.900 --> 28:25.810
<b>ـ بعدش شونه تو ماساژ میدم
ـ باشه</b>

28:26.710 --> 28:30.260
<b>نمیدونم مامانـمو سحر و جادو کـردی یا چـی</b>

28:30.260 --> 28:33.590
<b>با تـو بیشتـر از پسـر خودش خوش رفتاری میکنـه</b>

28:33.590 --> 28:37.900
<b>مگه غـیر اینـه که زیبا و مهربون و خوش قلب و دوست داشتنـی ام؟</b>

28:40.300 --> 28:42.530
<b>چی شده؟</b>

28:42.530 --> 28:44.530
<b>دلت درد میکنه؟</b>

28:45.560 --> 28:46.840
<b>میخوام بالا بیارم</b>

28:47.870 --> 28:50.290
<b>بازیگـوشی بسـه -
غلط کردم،بیا -</b>

28:50.290 --> 28:53.300
<b>بـیا زودتـر شامـو حاضـر کنیم</b>

28:54.540 --> 28:56.100
<b>بدجنس</b>

28:56.100 --> 28:57.680
<b>زود باش</b>

29:20.320 --> 29:22.130
<b>اومدی؟</b>

29:22.130 --> 29:24.340
<b>متاسفم، جـلسه ام تا دیروقت طول کشید</b>

29:24.340 --> 29:25.970
<b>عیب نداره</b>

29:25.970 --> 29:28.470
<b>چیزی خوردی؟ بـریم واست غذا گرم کنم</b>

29:28.470 --> 29:31.540
<b>احتیاجی نیست،از بیسکویـیتای چینگهوانت چیزی باقی مونده؟</b>

29:31.540 --> 29:35.040
<b>دیگه نـه،امـروز واست آوردم شرکت،دیدیشون؟</b>

29:35.040 --> 29:36.570
<b>فراموش کردم</b>

29:37.470 --> 29:40.600
<b>ایرادی نداره،بیا اینجا بشـین،میرم واست کوفـته بپزم</b>

29:40.600 --> 29:41.860
<b>راضـی به زحمـتت نیستم</b>

29:41.860 --> 29:43.900
<b>زحمتی نیست</b>

29:43.900 --> 29:46.020
<b>سـه سوته آماده ست</b>

30:29.540 --> 30:30.850
<b>رئیس تانگ</b>

30:31.830 --> 30:34.710
<b>بازی دینگ رنجیان، یک هفته است که اومده بازار</b>

30:34.710 --> 30:37.440
<b>و جزء 5 بازی برتر کشور شده</b>

30:38.570 --> 30:41.230
<b>و مـا رو تو وضعیت بدی قرار داده</b>

30:41.230 --> 30:43.620
<b>بازی ما هم به تازگـی منتـشر شده</b>

30:43.620 --> 30:45.580
<b>امـا آمار دانلـود بسیار پاییـنه</b>

30:45.580 --> 30:50.490
<b>کاربـرای اینتـرنتی زیادی گفتـن که بازیمـون مشکلات بسیاری داره</b>

30:50.490 --> 30:55.730
<b>حین ذخیره ی بازی اغلب با مشکل روبرو میـشن و سـرور هم ایراد داره</b>

30:55.730 --> 31:02.770
<b>هـرچند،تا اونجایی که من میدونم تمام این آتیـشا از گـور دینگ رنجیان بلند میشه</b>

31:05.660 --> 31:09.350
<b>واقعا دست کم گرفتمـش، توانایی هک کردنـمو داره</b>

31:10.410 --> 31:16.570
<b>درستـه که بازیمـون یه سـری مشکلات داره اما همـشون قابل رفع شدن هستن</b>

31:16.570 --> 31:20.390
<b>طـبق آنالـیزهای من، شرکت دینگ رنجیان یه نقـطه ضعف مرگبار داره</b>

31:20.390 --> 31:22.710
<b>اونها بـهای کمـی برای بازیشـون در نـظر گرفتن</b>

31:22.710 --> 31:29.250
<b>با همچین بهای کمی بی شک نمیتونـن از پس هزینـه های ثانـویه ی بازی بر بیان</b>

31:29.250 --> 31:32.210
<b>در نهایت با کمبود شدید بودجـه مواجـه میـشن</b>

31:32.210 --> 31:34.980
<b>حس میکنم اگـه وضعیت به همین روال پیـش بره دیر یا زود به زانـو در میان</b>

31:34.980 --> 31:36.780
<b>تـو هنـوز دینگ رنجیان رو نشناختـی</b>

31:36.780 --> 31:38.660
<b>این بازی رو واسه دست گرمـی ساختـه</b>

31:38.660 --> 31:40.430
<b>شک ندارم برگ بـرنده ی بزرگتـری تو دستاشـه</b>

31:40.430 --> 31:42.260
<b>زودتـر در موردش تحقیق کـن</b>

31:42.260 --> 31:47.370
<b>ببـین تو این روزای اخـیر چه کارایی میکنـه،با چـه کسایی ملاقات میکنـه،تمام جزئیات رو بهم گزارش کن</b>

31:47.370 --> 31:52.240
<b>رئیس تانگ، از نـظر مـن دینگ رنجیان آدم خاصـی نیست</b>

31:52.240 --> 31:55.330
<b>واقعا اونقـدر ارزششـو نداره که اینهمـه بهش توجـه کنیم</b>

32:01.650 --> 32:04.310
<b>چـشم رئیس تانگ</b>

32:04.310 --> 32:06.320
<b>الساعـه انجام میشه</b>

32:43.660 --> 32:45.460
<b>اینجا چیکار میکنـی؟</b>

32:45.460 --> 32:47.140
<b>مگـه نباید الان سر کارت باشی؟</b>

32:47.140 --> 32:49.330
<b>امـروز حس و حال فیلمـبرداری ندارم</b>

32:49.330 --> 32:55.540
<b>چـطور یه آدم میتونـه انقـدر دمدمـی مزاج باشه،هروقت دلت خواست کار کنـی هروقتم نخواستـی نه؟</b>

32:55.540 --> 32:57.200
<b>قضاوتــتو پـس بگیر</b>

32:57.200 --> 32:59.990
<b>ایندفعـه بی تقـصیرم،کارگردان منـو پرت کرد بیرون</b>

32:59.990 --> 33:00.980
<b>چـرا؟</b>

33:00.980 --> 33:04.420
<b>اگـه اصرار داری که بشـنوی پس باید خودت حلـش کنی</b>

33:04.420 --> 33:06.540
<b>من؟ آخه به من چه ربطی داره؟</b>

33:06.540 --> 33:09.420
<b>بهـت یه سـرنخ میدم، بیسکویـیت</b>

33:10.440 --> 33:12.590
<b>نگـو که بخاطـر یه بیسکـوییت بیخیال کارت شدی؟</b>

33:12.590 --> 33:14.540
<b>کاری که کردم رسما تجارت محسوب میـشه</b>

33:14.540 --> 33:17.160
<b>یکمی از بیسکـوییتا رو به همکارام دادم</b>

33:17.160 --> 33:20.770
<b>اونایی که بهشون رسید مدام در موردش حرف زدن اونایی هم که بهشون نـرسید شر به پا کردن</b>

33:20.770 --> 33:23.950
<b>کارگردان واسـه خامـوش کردن این آتـیش منـو فرستاد سراغت</b>

33:25.050 --> 33:28.170
<b>...داری راستـشو میگی؟ میخوای بگی همشون</b>

33:28.170 --> 33:29.960
<b>...تمام عوامـل تیم فیلمـبرداری</b>

33:29.960 --> 33:31.630
<b>...فقط واسه یه بیسکویـیت</b>

33:31.630 --> 33:33.930
<b>دست از کار کشـیدن؟</b>

33:33.930 --> 33:36.160
<b>چـیه؟ از شنیدنـش خوشحال نشدی؟</b>

33:36.160 --> 33:38.940
<b>خوشحال که چه عرض کنم
غافلگـیرم کردی</b>

33:38.940 --> 33:41.920
<b>الان داشتـی بلـوف میزدی دیگه؟
آخـه چطور ممکنه؟</b>

33:41.920 --> 33:43.260
<b>منظورت چـیه غافلگـیر شدی؟</b>

33:43.260 --> 33:45.720
<b>دارم راستـشو میگم،همـه عاشـق طعمـش شدن</b>

33:45.720 --> 33:47.650
<b>آخـه چرا به مهارت آشپـزیت شک داری؟</b>

33:47.650 --> 33:49.390
<b>من کاملا به مهارت آشپـزیم ایمان دارم</b>

33:49.390 --> 33:51.930
<b>اما به حرفـایی که از دهـن تو بیرون میاد نـه</b>

33:51.930 --> 33:53.930
<b>دارم راستـشو میگم</b>

33:53.930 --> 33:57.270
<b>واقعا دیگـه سر به سـرت نمیذارم
یالا یکم بیسکوییـت بردار و بریم</b>

33:57.270 --> 33:58.740
<b>کجا بـریم؟</b>

33:58.740 --> 34:02.480
<b>یهـو سر و کله ات پیدا شد و ازم بیسکویـیت میخوای؟فعلا که هیچی در بساط ندارم</b>

34:02.480 --> 34:04.370
<b>چـرا بیشتر نپختـی؟</b>

34:04.370 --> 34:07.070
<b>چرا باید بیشتر بپزم؟</b>

34:07.070 --> 34:11.870
<b>یه مقـداری پختـمـش که به تو و چند تا از دوستای دیگم بدم</b>

34:11.870 --> 34:14.470
<b>از اولـش هم قرار نبـود کلی ازش بپـزم</b>

34:15.960 --> 34:19.100
<b>خب...بگو ببینم دلت نمیخواد باهاش پول دربیاری؟</b>

34:19.100 --> 34:20.990
<b>از کدوم پول درآوردن حرف میزنی؟</b>

34:20.990 --> 34:26.290
<b>میگم چطوره که دفعه ی بعد اگه کل تیم فیلمبرداری دلشون خواست از این بیسکوییت بخورن براشـون میپزم و میارم</b>

34:26.290 --> 34:29.370
<b>خب مثلا چقـدر؟</b>

34:29.370 --> 34:31.270
<b>ده جعبـه -
کافی نیست -</b>

34:31.270 --> 34:33.650
<b>الان تقریبا 20 نـفر هستن که مشتـری شدن</b>

34:33.650 --> 34:35.040
<b>بیشتـرشون حتی بیشتر از یه باکـس میخوان</b>

34:35.040 --> 34:36.310
<b>برای همین نباید این فرصتـو از دست بدی</b>

34:36.310 --> 34:38.940
<b>بهشون گفتم هر باکـس 50 یوانـه</b>

34:38.940 --> 34:40.410
<b>پنجاه یـوان؟ -
چـیه؟ کافی نیست؟ -</b>

34:40.410 --> 34:42.050
<b>کافـیه بابا</b>

34:42.050 --> 34:44.410
<b>با همچین قیمت گـرونی،چطور ممکنه انگیـزه پیدا نکنم؟</b>

34:47.840 --> 34:51.440
<b>خدای من، آمار دانـلود بازی تو پنج رده ی اول قرار گرفته</b>

34:51.440 --> 34:55.370
<b>دینگ رنجیان باید اعتراف کنم که ایندفعه واقعا ترکـوندی</b>

34:55.370 --> 34:57.410
<b>بایـد جشن بگیریم</b>

34:57.410 --> 35:00.780
<b>یه مـراسم برای جشـن این پیـروزی ترتیب دادم،باید با شکـوه برگزار بـشه</b>

35:00.780 --> 35:02.140
<b>خبرنگارا هم بایـد بیان</b>

35:02.140 --> 35:06.910
<b>درسته، به علاوه چند نفـر از کله گنده های دنیای تجارت رو دعوت کردم</b>

35:06.910 --> 35:09.910
<b>تـو رو به اونها معرفـی میکنم، باید همچـین فرصت نابـی رو غنیمت بشماری</b>

35:09.910 --> 35:12.760
<b>در مـورد برنامـه های آتـی شرکـتت براشـون بگو</b>

35:12.760 --> 35:15.480
<b>راستی، باید اعضای خانوادتـو بیاری</b>

35:15.480 --> 35:19.560
<b>یکـم با همـسرت روابط دیپلماتیک برقرار کن، یک تیـر و دو نشـون</b>

35:19.560 --> 35:22.060
<b>سپاسگزارم رئیس شـی</b>

35:22.060 --> 35:24.520
<b>من دیگـه میرم -
همراهیـتون میکنم -</b>

35:30.720 --> 35:34.030
<b>بسیار خب، کات، یه ربع استراحت</b>

35:34.030 --> 35:37.690
<b>همگی بیایین اینجا، بیسکویـیتایی که سفارش داده بودین حاضره</b>

35:37.690 --> 35:39.480
<b>از گشنگـی داشتم میمردم</b>

35:39.480 --> 35:41.970
<b>وای عالیـه، خیلی خوبه</b>

35:41.970 --> 35:43.300
<b>یـواش یواش، عجله نکـنین</b>

35:43.300 --> 35:45.610
<b>ممـنونم، ممنونم</b>

35:45.610 --> 35:47.050
<b>خیلی عالـیه -
ممنونم -</b>

35:47.050 --> 35:50.260
<b>واقعا لـذیذه -
درسته -</b>

35:50.260 --> 35:52.110
<b>ممنـونم -
خوشمزه است -</b>

35:52.110 --> 35:56.210
<b>نگاه کـن، همـه واقعا دوستش دارن،چرا رسما فروشـشو آغاز نمیکنی؟</b>

35:56.210 --> 36:00.030
<b>چـطور قراره بهشون بفروشم؟نکنه انتظار داری مثل دست فروشا آویزونـشون بشمو جنسـمو به خوردشون بدم؟</b>

36:00.030 --> 36:02.740
<b>نه سلامتـی یه زمانـی مدیر ارشد کمپانـی ژن بودم</b>

36:02.740 --> 36:03.900
<b>واقعا خجالت آوره</b>

36:03.900 --> 36:05.770
<b>خـب که چی؟ -
ممنونم -</b>

36:05.770 --> 36:07.640
<b>مگـه منم یه زمانی رئیس یه شرکت نبودم؟</b>

36:07.640 --> 36:09.940
<b>مجبور شدم تو یه صف طولانـی بایستم تا یه نقـش بهم بدن</b>

36:09.940 --> 36:12.220
<b>وقتـی من از عهده اش براومدم پس تو هم میتونی -
یکی به من بدین -</b>

36:12.245 --> 36:12.980
<b>ممـنونم</b>

36:12.980 --> 36:15.940
<b>ممنـون -
خب میگی چطور بهشون بفروشم؟ -</b>

36:31.750 --> 36:33.760
<b>دیگه تموم شـد</b>

36:53.440 --> 36:57.910
<b>بعـدش آنلاین پسـت میکنم،اونوقت همـه بهش دستـرسی دارن</b>

36:57.910 --> 37:01.650
<b>راستـشو بخوای خیلی واسه باز کردن شاپ آنلاین عجله نداشتم</b>

37:01.650 --> 37:03.410
<b>میـدونم که استعداد کامپیـوتـرت افتضاحـه</b>

37:03.410 --> 37:06.430
<b>واسه همین یه وب برات ساختم و طراحـی کردم</b>

37:06.430 --> 37:08.260
<b>نـه، میگم فروشش فقط واسه دوستای ویچـت کافـی نبود؟</b>

37:08.260 --> 37:09.910
<b>نکـنه میخوای همـشونو تو ویچـتت اَد کنی؟</b>

37:09.910 --> 37:11.540
<b>نـه، منم میترسـم که ازم باج گـیری بـشه</b>

37:11.540 --> 37:14.540
<b>نـه فقط باج گیـری،ممکنه بدجـوری پدرتـو در بیارن</b>

37:14.540 --> 37:18.830
<b>اگه نتونـی اون بیرون یه کار و کاسبی درست و حسابی راه بندازی اونوقت باید به پختن این بیسکوییت تو خونه ات راضی بمونی</b>

37:18.830 --> 37:19.598
<b>...نـه</b>

37:19.623 --> 37:21.900
<b>وقـتی یه نفـر حسابی خسته باشه و بعد از خوردن این بیسکوییت لبخند بزنه اونوقت تو هم شاد میشی</b>

37:21.900 --> 37:25.060
<b>اگه یه روزی دلـشون رو بزنه و دیگه ازش خسته شن اونوقت دیگه از این کار دست میکشی؟</b>

37:25.060 --> 37:26.220
<b>حالا چرا انقـدر عصبانـی شدی؟</b>

37:26.220 --> 37:28.470
<b>ازینکـه با کـی هستی از دستت عصبانی نیستم</b>

37:28.470 --> 37:31.040
<b>اما نگـران وضعیت الانــتم</b>

37:36.970 --> 37:43.230
<b>وقتـی تیم فیلمبرداری به سمت جعبه ها هجوم آورد، اون نگاه مغرور و پر افتخاری که تو چشمات بود خود همیشگیت بود</b>

37:47.530 --> 37:51.270
<b>حالا فقط چشم‌هات فقط یه نفـرو میبینه؟</b>

37:51.990 --> 37:55.310
<b>چی داری میگی؟ من چشام فقط دنبال پولـه</b>

37:55.310 --> 37:58.730
<b>نه، آینده، منظورم آینده است</b>

37:59.440 --> 38:02.430
<b>... و همینطور</b>

38:02.430 --> 38:06.480
<b>در انتظار مشتـری های آنلاین</b>

38:07.760 --> 38:10.990
<b>عکسایی که گرفتـی بدک نیست</b>

38:26.600 --> 38:28.630
<b>...نـه</b>

38:29.440 --> 38:31.220
<b>چـطور ممکنه؟</b>

38:31.220 --> 38:35.120
<b>یه نفـر داره در مورد بیسکوییتا سوال میپرسه،چقدر سریع</b>

38:40.190 --> 38:44.180
<b>عجب نابغه ای هستی</b>

38:45.370 --> 38:48.040
<b>بگـو ببینم تو ویـبو چقدر طرفدار داری؟</b>

38:48.040 --> 38:49.720
<b>بیشتر از ده میلیون نفـر</b>

38:49.720 --> 38:53.070
<b>بیشتر از ده میلیون؟ چـطور انقدر سریع پیشرفت کردی؟</b>

38:53.070 --> 38:55.710
<b>نگـو که یواشکـی طرفدار خریدی -
نه بابا -</b>

38:55.710 --> 38:58.370
<b>امپراطور کوچولوی مشهور</b>

38:58.370 --> 39:02.660
<b>هـی چند تا بیشتر بذار، بازم سلـفی بگیر</b>

39:03.460 --> 39:06.200
<b>به سلامــتی</b>

39:06.200 --> 39:09.080
<b>میخوام به افتخار دو کبوتـر عاشق، چوب بامبو و دونگ جیاشین که به هم رسیدن بنوشیم</b>

39:09.080 --> 39:12.800
<b>به افتخار بیسکویـیت چینگهوان که امیدواریم دنیا رو زیر پا بذاره</b>

39:12.800 --> 39:14.570
<b>به سلامتی</b>

39:14.570 --> 39:17.020
<b>منم امیـدوارم اینطور شـه</b>

39:17.020 --> 39:20.700
<b>بایـد به سمت هدف حرکت کرد حتی اگـه
شانـس پیروزی یک در ده هزار تا باشه</b>

39:20.700 --> 39:22.890
<b>من که کلی نقـشه واسه خودم کشیدم</b>

39:22.890 --> 39:25.380
<b>هرچـند در نهایت با همـش مخالفت شد</b>

39:25.380 --> 39:29.140
<b>نتیـجه مهم نیست، مهم لـذت تجربـه ی فرایـنده</b>

39:29.140 --> 39:33.330
<b>بگو ببینم فقط بخاطر اینکه تهـش باید دفع کنـی از غذا خوردن دست میکشی؟</b>

39:33.330 --> 39:35.740
<b>نگاه کن عجب شنگول و منگـولی ان</b>

39:35.740 --> 39:39.060
<b>کی فکرشـو میکنـه شما دو تا یه زمانـی چشم دیدن همـو نداشتین؟</b>

39:39.620 --> 39:42.430
<b>سرنوشت خیلی پر رمز و رازه</b>

39:42.430 --> 39:45.110
<b>قـدیما فکر میکردم تو و دونگ دونگ باهم زوج میشین</b>

39:45.110 --> 39:47.880
<b>من و برادر ژیـوی هم پیونـدمون تو آسمونا بسته شده باشه،اما</b>

39:47.880 --> 39:51.740
<b>کی فکرش رو می کرد رابطه بین ما چهار نفر اینطوری کلاً تغییر کنه</b>

39:51.740 --> 39:54.230
<b>هـی،الکـی دختـر مردم رو به بقیه نچسبون</b>

39:54.230 --> 39:57.540
<b>آن چینگهوان الان با عمـو دینگـه</b>

39:57.540 --> 40:01.490
<b>هی نگران نباش، کاری میکنم تصوراتـت به واقعیت تبدیل شه</b>

40:01.490 --> 40:05.050
<b>چرت و پرت بسه،بسلامتی</b>

40:06.990 --> 40:09.020
<b>مخصوصاً میخوام با تو بنوشم</b>

40:09.020 --> 40:11.430
<b>میدونی قبلاً چقدر ازت متنفر بودم؟</b>

40:11.430 --> 40:13.190
<b>اوه،منم خیلی دل خوشی ازت نداشتم</b>

40:13.190 --> 40:14.880
<b>خوبه،خودم میدونم</b>

40:14.880 --> 40:19.340
<b>اما الان تو دیگـه با بامـبو هستی،ما یک خانواده ایم،بسلامتی</b>

40:19.340 --> 40:20.380
<b>ده تا نوشیدنی بخوریم</b>

40:20.380 --> 40:22.880
<b>ای دیـوونـه، وحشی بازی ممنوع</b>

40:22.880 --> 40:26.760
<b>حالا فهمـیدی؟ خانم دونگ یه اسـب وحشـیه، میتونـی رامـش کنی؟</b>

40:26.760 --> 40:29.210
<b>نمیتونی از علفزار من بری بیرون</b>

40:29.210 --> 40:31.230
<b>احتیاجـی نیست</b>

40:31.230 --> 40:34.350
<b>چی میگی؟</b>

40:34.350 --> 40:37.060
<b>رفقا،به افتخار رام کردن اسب رام نشدنی</b>

40:37.060 --> 40:38.490
<b>بخاطر خودمون که رام نشدنی رو رام میکنیم</b>

40:38.490 --> 40:41.080
<b>بیاید ،بسلامتی</b>

40:44.910 --> 40:47.120
<b>بسلامتی</b>

40:51.950 --> 40:53.460
<b>یکی دیگه</b>

41:03.550 --> 41:06.680
<b>اینجاست؟ -
بله،خانم -</b>

41:19.570 --> 41:22.940
<b>اجرای امروزت خیلی عالی بود برو باز تمرین کن</b>

41:22.940 --> 41:24.760
<b>اگر مشکلی داشتی ازم بپرس</b>

41:24.760 --> 41:28.800
<b>باشه،برو تو راه مواظب باش
خداحافظ</b>

41:37.300 --> 41:39.520
<b>...این بچه</b>

41:40.850 --> 41:45.060
<b>از زندگـی مرفـه و جایگاه مـدیریتش دست کشید</b>

41:45.060 --> 41:48.050
<b>تا بیاد اینجا و یه معلـم ساده و سرخوش بشه</b>

41:48.050 --> 41:50.400
<b>مثل باباش عجیب غریبه</b>

42:01.200 --> 42:05.210
<b><i>خیابان 28وانزی،دو جعبه برای آقای وو</i></b>

42:09.560 --> 42:12.990
<b>ایستکاه 310 بایزی،خیاان شانداو</b>

42:12.990 --> 42:17.260
<b>پلاک3128،یک جعبه برای آقای شانگ</b>

42:18.510 --> 42:22.910
<b>رستوران تیانگ تیانگ...ده بسته برای آقای هانگ</b>

42:29.320 --> 42:34.230
<b>7،8،9،10،11،12 خوب،حالا میتونی بسته بندیشون کنی</b>

42:54.600 --> 42:56.960
<b>چینگهوان ،فکر کنم این آدرس خیلی نزدیکـه</b>

42:56.960 --> 42:58.980
<b>خودم برات می رسونم،اینطوری وقت و پولت هدر نمیره</b>

42:58.980 --> 43:01.190
<b>باشه،بای بای</b>

43:33.850 --> 43:35.730
<b>بیا برگردیم خونه</b>

43:37.720 --> 43:39.510
<b>نمیخوام</b>

43:40.270 --> 43:43.510
<b>کـلی کار هست که میتونی انجام بدی اونوقت خودتو سرگرم بچه بازی کردی؟</b>

43:43.510 --> 43:45.870
<b>تو که دیگـه بچـه نیستی،منم وقت ندارم نازتـو بکشم</b>

43:45.870 --> 43:49.310
<b>بخاطر همینکه بچه نیستم واضح دارم نظرمو می گم</b>

43:49.310 --> 43:51.170
<b>بر نمی گردم</b>

43:51.170 --> 43:53.760
<b>میخوام خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم</b>

43:53.760 --> 43:57.070
<b>دونگ جیاشین یادت رفته کی هستی؟ تو دختر چین ژن هستی</b>

43:57.070 --> 43:58.290
<b>که چی؟</b>

43:58.290 --> 44:01.550
<b>بهت اجازه نمیدم با رفتارت خجالت زده ام کنـی</b>

44:05.590 --> 44:10.970
<b>هیچکس دوست نداره بدونـه مادرم کیـه،
به علاوه کسی به خودش زحمت پرسیدن نمیده،پس نگران نباش</b>

44:10.970 --> 44:12.130
<b>...از این گذشته</b>

44:12.130 --> 44:15.830
<b>فکر نمیکنم برگشتن به شرکت ژن همچین افتخار آمیز باشه و یه معلم ساده بودن کار خجالت آور</b>

44:15.830 --> 44:19.970
<b>در مقایسه با زندگـی پر تنـشی که تو شرکت ژن داشتم و هـر روزش رقابت با این و اون بود</b>

44:19.970 --> 44:22.870
<b>این زندگـی پر از صلح و آرامـشه</b>

44:22.870 --> 44:25.020
<b>این چرت و پرتا چیه می گی؟ تو چی میدونی؟</b>

44:25.020 --> 44:29.050
<b>اشکال نداره بهم فحش بدی یا منو بزنی به هر حال من خونه بیا نیستم</b>

44:33.590 --> 44:35.370
<b>واقعا درکت نمی کنم</b>

44:35.370 --> 44:38.870
<b>این بچه بازیا و فکرای عجیب و غریب از کجا آب میخوره؟</b>

44:38.870 --> 44:41.140
<b>کی اینا رو یادت داده؟ لی دونگ یه؟</b>

44:41.140 --> 44:43.370
<b>من خـودم به این نتیـجه رسیدم</b>

44:43.370 --> 44:47.580
<b>شایدم، من همیشه یه بازنده بودم و شما اصرار داشتید که باید موفق بشم</b>

44:47.580 --> 44:49.530
<b>اصلا میـدونی کی هستی؟</b>

44:49.530 --> 44:51.740
<b>هنوزم دختر منی؟</b>

44:52.490 --> 44:54.520
<b>مامان</b>

44:54.520 --> 44:56.590
<b>لازم نیست تردید کنی</b>

44:57.290 --> 44:59.650
<b>،حتی اگر منو به عنوان دخترت به رسمیت نشناسی</b>

44:59.650 --> 45:01.860
<b>من باز هم دخترتم</b>

45:01.860 --> 45:05.070
<b>دختر من هرگز بخاطر یه مرد از هدفهاش دست نمی کشید</b>

45:05.070 --> 45:06.500
<b>من هدف دارم</b>

45:06.500 --> 45:09.630
<b>مسأله اینه که هدف من با شما فرق داره</b>

45:09.630 --> 45:13.480
<b>شغل شما هدف شماست ولی هـدف من چیز دیگه ایه</b>

45:15.370 --> 45:18.520
<b>یه بار دیگه ازت می پرسم با من برمیگردی خونه یا نه؟</b>

45:18.544 --> 45:20.544
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>
