WEBVTT

01:32.760 --> 01:35.750
[❤عشق حقیقی❤]

01:37.160 --> 01:40.830
[ قسمت  بیســت و پنجـم ]

01:40.854 --> 01:44.654
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

01:44.980 --> 01:47.450
<b>یه رأی باقـی مونده، کی رأی نداده؟</b>

01:47.450 --> 01:50.660
<b>این دیگه چه اپلیکیشن مزخرفـیه؟</b>

01:50.660 --> 01:53.250
<b>نمیخوام به هیچکدوم ازین دو نفـر رأی بدم</b>

01:55.720 --> 01:58.320
<b>ای بابا...چطور میتونم به خودم رأی بدم؟</b>

02:05.320 --> 02:11.330
<b>آخ...انقـدر سرم شلوغ بود که یادم رفت باستین این حق رو بهم داده که از جانـبش رأی بدم</b>

02:11.330 --> 02:15.370
<b>مشکل چـیه؟ قانونـی هست که بگه اجازه نداریم به خودمون رأی بدیم؟</b>

02:19.220 --> 02:22.970
<b>مثل اینکه امـروز تعداد آرا باهم برابر شده</b>

02:22.970 --> 02:27.690
<b>براساس آیین نامـه ی هیئت مـدیره،با این حساب نمیـشه رئیس جدید رو انتخاب کرد</b>

02:27.690 --> 02:31.920
<b>مثل اینکـه امـروز دورهم جمع شدنـمون بی فایده بوده،مگه نه؟</b>

03:03.230 --> 03:05.060
<b>الو؟</b>

03:05.060 --> 03:07.010
<b><i>ژای ژیوی بازم  گذاشته رفته</i></b>

03:07.990 --> 03:10.110
<b>چرا داره انقـدر اوضاع رو برای خودش بغرنج میکنه؟</b>

03:13.270 --> 03:16.020
<b>چه اتفاقی افتاده؟</b>

03:17.450 --> 03:18.850
<b>عمو</b>

03:20.220 --> 03:22.020
<b>هیچی نپرس</b>

03:22.020 --> 03:26.240
<b>این چنـد روز که شما دو نـفر اینجا نبودین،چندتا شـرخـَر ریختن اینجـا</b>

03:26.240 --> 03:30.590
<b>واحـد مالی هیچ بودجـه ای نداشت که بهشون بده،اونها حتی با خودشون اسلحه هم داشتن</b>

03:30.590 --> 03:38.870
<b>هرچـیز با ارزشـی که به دستـشون رسید برداشتن،کامپـیوتر،پروژکـتور، ابزارآلات اداری و حتی دستگاه فتوکپـی</b>

03:38.870 --> 03:40.700
<b>رئیس ژای کجاست؟</b>

03:42.900 --> 03:44.570
<b>عمو</b>

03:44.570 --> 03:46.540
<b>افـراد دادستانـی هنوز داخلــن</b>

03:49.160 --> 03:51.000
<b>در حال حاضـر فقط دو راه مقابلتون قرار داره</b>

03:51.000 --> 03:53.860
<b>شرکت رو منحل و اعلام ورشکستگی کنید</b>

03:53.860 --> 03:55.690
<b>به هیچ عنوان اعلام ورشکستگی نمیکنم</b>

03:55.690 --> 03:59.620
<b>این آخــرین یادگاری پدرمـه، معلومـه که به این سادگـی ازش نمیگذرم</b>

03:59.620 --> 04:05.570
<b>پـس با این حساب دادگاه مسئولیت پرداخت بدهی هاتون به طلبکارا رو به عهده ی خودتون میذاره، قبول میکنید؟</b>

04:05.570 --> 04:08.660
<b>آره، من عادت ندارم به کسی بدهکار باشم</b>

04:09.760 --> 04:15.670
<b>با این حال دادگاه در مورد دارایی و بودجـه ی شرکت شما تحقیقات انجام داده</b>

04:15.670 --> 04:20.060
<b>دارایی و بودجـه ی شرکت شما برای تسویـه حساب طلبکاراتـون کافـی نیست</b>

04:20.060 --> 04:24.780
<b>هنـوز هم انتخابتـون عوض نشده؟ قصد ندارید اعلام ورشکستگی کنید؟</b>

04:24.780 --> 04:26.400
<b>خـیر</b>

04:29.310 --> 04:32.920
<b>حالا که اصرار دارید،با توجه به وضعیت حاضـر به علت عدم توانایی در پرداخت بدهـی</b>

04:32.920 --> 04:35.710
<b>چاره ای برای ما باقی نمیمونـه جز اینکه نام شما رو وارد لیست متخلفـین کنیم</b>

04:35.710 --> 04:38.620
<b>مطمئنم به عواقب تصمیمی که اتخاذ کردید، آگاهـید</b>

04:38.620 --> 04:47.220
<b>از امـروز به بعد،اجازه ی اقامت در هتل،سوار هواپیما و قطار شدن و حتی خرج اضافه رو نخواهم داشت</b>

04:47.220 --> 04:50.880
<b>اگـر تصمیمتـونو گرفتید</b>

04:51.840 --> 04:54.240
<b>پس لطفا پای این اسناد رو امضا کنید</b>

05:05.780 --> 05:07.000
<b>از این لحظه به بعد</b>

05:07.000 --> 05:09.510
<b>تمام فعالیت های شما تحت نظارت ما خواهد بود</b>

05:09.510 --> 05:11.850
<b>لطفا با ما همکاری کنید</b>

05:21.280 --> 05:23.390
<b>شما دوتا اینجا چه کار میکنین؟</b>

05:23.390 --> 05:26.700
<b>بجای اینکه بیاین اینجا و وقتتونو تلف کنین برین دنبال یه شغل جدید بگردین</b>

05:26.700 --> 05:31.120
<b>رئیس ژای تمام اسناد و مدارک مهم رو نابود کردم</b>

05:31.120 --> 05:36.360
<b>قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد تمام قرار ها و پروژه ها رو کنسل کردم</b>

05:39.030 --> 05:42.440
<b>قهوه مورد علاقه اتون رو هم درست کردم</b>

05:46.820 --> 05:48.840
<b>امـروز اومـدم اینجا تا ازتـون خداحافـظی کنم</b>

05:49.820 --> 05:52.120
<b>حقـوقـی که ازم طلب نداری؟</b>

05:52.120 --> 05:54.190
<b>هنوز حقوق آخرین ماهم رو نگرفتم</b>

05:54.190 --> 05:56.370
<b>اما اشکالی نداره</b>

05:56.370 --> 06:00.590
<b>سه سال برای شما کار کردم اما هیچوقت بهم بدهکار نبودید</b>

06:00.590 --> 06:03.000
<b>هیچوقت به کسـی بدهکار نیستم</b>

06:03.000 --> 06:04.800
<b>مخصوصا پول</b>

06:12.780 --> 06:14.570
<b>کیف پولتو بده بهم</b>

06:29.460 --> 06:32.280
<b>فعلا همین مقـدارو بگـیر، برای بقیه اش یه فکـری میکنم</b>

06:45.690 --> 06:47.640
<b>به امـید دیدار رئیس ژای</b>

06:56.950 --> 06:59.410
<b>منم هنوز حقوقمو نگرفتم</b>

06:59.410 --> 07:02.730
<b>چـیزی که قـصد دارم بهت بدم، بیشـتر از حقوقـته، با من بیا</b>

07:13.020 --> 07:14.560
<b>اینجا کجاست که من آوردی؟</b>

07:14.560 --> 07:19.760
<b>اون پولـی که بهت دادم فقط قرض بود،یادت باشه باید بهم برش گردونی</b>

07:19.760 --> 07:23.410
<b>دینگ رنجیان، ناسلامتی یک سالی میشه که با منـی چرا یه ذره هم شبیه من نشدی؟</b>

07:23.410 --> 07:25.740
<b>خوبـه که مثل تو ورشکسته باشم؟</b>

07:25.740 --> 07:28.380
<b>امـروز اومدیم اینجا تا آخـرین درسـو بهت بدم
"چگونه سخاوتمند باشیم؟"</b>

07:28.380 --> 07:31.600
<b>اگه  سخاوتمند بودی که از پول من بذل و بخشش نمیکردی</b>

07:31.600 --> 07:33.220
<b>به اندازه کافی سخاوتمند نیستم؟</b>

07:33.220 --> 07:34.960
<b>وقتی برای من کار میکردی مگه حقوق سالانـه ی سیصد هزار یـوانی برات در نظر نگرفته بودم؟</b>

07:34.960 --> 07:37.420
<b>با عرض پوزش، اما هنوز به دستـم نرسیده</b>

07:37.420 --> 07:42.710
<b>امـروز بهت نشون میدم چطور با استفاده از یه شـیء صد یوانـی کاری کنم که به جایگاهی با حقوق یک میلیون یوانـی برسی</b>

07:42.710 --> 07:46.840
<b>این هدیـه ی خانواده ی ژای به توئه،به عنوان تشکـر بابـت رأی ممتنـعـی که دادی</b>

08:05.930 --> 08:07.450
<b>امروز قراره چطور بازی کنیم؟</b>

08:07.450 --> 08:08.730
<b>یه بازی بـزرگ</b>

08:08.730 --> 08:10.640
<b>هر چی تو بخوای</b>

08:11.530 --> 08:15.100
<b>از وقتی که این بنده خدا اومده شرکتم ، ورشکست شدم. کدومتون حاضـرید قبولش کنید؟</b>

08:15.100 --> 08:19.470
<b>چه به موقـع اومـدی، خیلی دلم میخواد سه تا شرکـتی که پدرم سپـرده دستم ورشکست کنم</b>

08:19.470 --> 08:24.410
<b>دهنــتو ببند، لازم نکـرده واسه همچین سوژه ی بامـزه ای نقـشه بکشی،مال خودمـه</b>

08:24.410 --> 08:28.080
<b>شنیدی؟ هرکـسی ببازه تو مال اون میـشی</b>

08:29.480 --> 08:32.230
<b>حداقـل یه پست مدیریتـی براش در نظر بگـیر</b>

08:32.230 --> 08:36.450
<b>معاون رئیس با ماهی یه میلیون یوان چطوره؟</b>

10:04.445 --> 10:05.445
<b>ایـول</b>

10:08.470 --> 10:09.910
<b>کارت عالی بود</b>

10:09.910 --> 10:11.290
<b>خـب؟</b>

10:11.290 --> 10:15.050
<b>فردا باهام تماس بگـیر، هروقت بخواد میتونه کارشـو شروع کنه</b>

10:15.050 --> 10:18.050
<b>هر شرکت و هر جایگاهی که دلش خواست میتونه انتخاب کنه، حقوقـش هم پیش پرداخت میـشه</b>

10:18.050 --> 10:19.820
<b>خب پس ما دیگه میریم</b>

10:27.360 --> 10:29.320
<b> منتظرتیم</b>

10:29.320 --> 10:31.140
<b>چشم امیدم به شماست</b>

10:33.170 --> 10:36.600
<b>این بازی که اسکیت برد نبود. داشتی با جونت بازی میکردی</b>

10:36.600 --> 10:38.690
<b>من ژای ژیوی نمیذارم هیچ حــقـی به گردنم بمونـه</b>

10:38.690 --> 10:42.620
<b>با رای ممتنعی که دادی عزت و شـرف پدرم رو حفظ کردی منم داشتم لطفـتو جبران میکردم</b>

10:42.620 --> 10:45.270
<b>هی، اصلا نظرمو پرسیدی؟</b>

10:45.270 --> 10:46.600
<b>مگه من ازت خواستم همچین کاری کنـی؟</b>

10:46.600 --> 10:48.400
<b>فقـط پولـی که ازم قرض گرفته بودی رو خواستم</b>

10:48.400 --> 10:50.670
<b>نخواستم بهم صدقه بدی</b>

10:50.670 --> 10:51.640
<b>بهتره که بگیریش</b>

10:51.640 --> 10:53.180
<b>چی میشه اگه نخوامــش؟</b>

10:53.180 --> 10:54.640
<b>پس چطور میخوای به زندگـیت ادامه بدی؟</b>

10:54.640 --> 10:56.550
<b>چطور میخوای اجاره خونه بدی؟ چطور میخوای پسرتو میخوای بزرگ کنی؟</b>

10:56.550 --> 10:59.840
<b>چطور میخوای همـسـرتو ازون یارو تانگ پس بگیری؟</b>

11:12.170 --> 11:15.160
<b>سوال خوبی پرسیدی</b>

11:15.560 --> 11:18.450
<b> چطور قراره اموراتمو بگذرونم؟</b>

11:18.450 --> 11:20.530
<b>تمام زندگیــم زیر دست بقیه کار کـردم</b>

11:20.530 --> 11:23.290
<b>از این اتاقـک کار به اون اتاقک</b>

11:23.290 --> 11:27.640
<b>اولـش با حقوق 896.25 کارمـو شروع کردم</b>

11:27.640 --> 11:31.490
<b>و به حقوق 25هزار یوان در ماه با پاداش آخـر سال رسیدم</b>

11:31.490 --> 11:34.080
<b>با این رئیس کار کن، با اون رئیس کار کن</b>

11:34.080 --> 11:36.460
<b>بارها و بارها مجبور شدم شغلـمو عوض کنم</b>

11:36.460 --> 11:38.010
<b>...اما همچنان</b>

11:39.010 --> 11:45.060
<b>در سکوت زجـر کشیدم، همیـشه سازش کردم
...هیچوقت هم جوابی نکردم هیچوقت نجنگیدم</b>

11:45.060 --> 11:46.920
<b>هرچــند اون روز مقابلت قد علم کردم</b>

11:46.920 --> 11:49.260
<b> شرمنـده از آستانـه ی تحملم رد شده بود</b>

11:50.340 --> 11:52.490
<b>...دنیا عوض شد اما من نه</b>

11:52.490 --> 11:56.450
<b>تصور میکردم همه چیـز همونـطور که هست عالیـه،این زندگـی دقیقا همون چیـزیـه که میخوام</b>

11:56.450 --> 11:58.680
<b>واژه ی "موفقیت" کاری به کار من نداشت</b>

11:58.680 --> 11:59.910
<b>نـه اینـکه توانـشو نداشته باشم</b>

11:59.910 --> 12:02.230
<b>از اولش هم برام مهم نبود</b>

12:04.280 --> 12:07.450
<b>...دنیا عوض شد اما من نه</b>

12:07.450 --> 12:09.770
<b>برای همین از همه عقب موندم</b>

12:12.010 --> 12:14.060
<b>درواقع، تانگ شیائوگانگ کار درستـی انجام داد</b>

12:14.060 --> 12:16.320
<b>لین یویی هم کار درستی رو انجام داد</b>

12:16.320 --> 12:18.620
<b>اونهـا با هم به سمـت جلـو حرکت کردن</b>

12:18.620 --> 12:21.190
<b>طبیعی بود که در نهایت یه روزی بهم برسـن</b>

12:21.190 --> 12:24.790
<b>اما من از همـه عقب موندم و همون جـایی که بودم درجا زدم</b>

12:24.790 --> 12:27.140
<b>پس طبیعـیه که در نهایت هیچ آهـی در بساط نداشته باشم و از همه جا بمونم</b>

12:28.110 --> 12:32.230
<b>...به چپ و راستم نگاه میکنم، به اطرافم نگاه میکنم</b>

12:32.230 --> 12:34.950
<b>پس کجاست اون زندگـی ای که میخواستـم؟</b>

12:37.330 --> 12:40.460
<b>امروز سوال خیلی خوبی پرسیدی</b>

12:40.460 --> 12:42.970
<b>باید خیلی جدی در باره اش فکر کنم</b>

12:44.040 --> 12:47.140
<b>...میتــرسم زمانـی به جوابــش بـرسم که</b>

12:47.140 --> 12:49.200
<b>دیگه پیر شده باشم</b>

12:51.740 --> 12:54.300
<b>گاهی وقتـا پذیرش شکست به معنای خفت و خواری نیست</b>

12:59.260 --> 13:01.860
<b>بهــتره این حرفا رو برای خودت نگه داری</b>

13:51.400 --> 13:57.450
<b>عقلم بهم میگه که حالا کـه قصـد دارم بـرم با عزت و متشخصانه برم</b>

14:01.050 --> 14:05.850
<b>این کارت ورود به شرکت رو سه سال پیش خودتون شخصا به من دادین</b>

14:05.850 --> 14:08.250
<b>این تنها چیزیه که با خودم میبرم</b>

14:09.250 --> 14:11.650
<b> به عنوان یادگاری</b>

14:11.650 --> 14:15.050
<b>اما نه به این خاطر که تو رو به خاطرم بیارم</b>

14:15.050 --> 14:19.450
<b>بلکه هر روز به خودم یادآوری کنم</b>

14:19.450 --> 14:23.250
<b>که بالاخره یه روزی از تو هم موفق تر میشم</b>

14:54.500 --> 14:56.500
[ شرکــت قــدرت نـوین ]

15:02.250 --> 15:05.550
<b><i>رئیس ژای...انجام شد</i></b>

15:09.050 --> 15:11.050
<b><i>آره</i></b>

16:16.400 --> 16:20.420
<b>چرا پوسترایی که خودت چسبوندی رو داری برمیداری؟</b>

16:21.850 --> 16:23.850
<b>جوابــش واضحـه</b>

16:25.450 --> 16:29.050
<b>بدون اینکه باهام بجنگـی تسلیم شدی؟ تو که همچین آدمی نبودی</b>

16:31.250 --> 16:35.750
<b>اوضـاع شرکت ژن که حسابـی نابسامانـه، عمو ژای هم که فوت کرده</b>

16:36.550 --> 16:40.250
<b>مادرم گفت که قـصد داره مدیـریت شرکت رو پس بگیره</b>

16:40.250 --> 16:43.050
<b>برای اینکـه بتونـه خودی نشون بده چاره ای جز اجرای تصمیمـش در مورد شهرک قدیمی نداره</b>

16:43.050 --> 16:45.650
<b>اون خـبر داره که مردم این محله چقدر به من اعتماد دارن</b>

16:45.650 --> 16:49.050
<b>قصد داره با استفاده از من از مردم این محله امضا بگیره و اینجا رو تبدیل به شهر بازی کنه</b>

16:50.170 --> 16:52.570
<b>اون هیچوقت با طرح پیشنهادی من موافقت نمیکنه</b>

16:55.300 --> 16:57.770
<b>پس قـصد داری نقـشه ی مادرتـو پیاده کنی؟</b>

17:04.250 --> 17:07.850
<b>من عروسک خیمه شب بازی هیچکسی نمیشم</b>

17:07.850 --> 17:10.550
<b>حتی اگه اون شخص مادر خودم باشه</b>

17:12.950 --> 17:16.450
<b>پس قضیه حله. چرا هنوز ناراحتی؟</b>

17:16.450 --> 17:19.050
<b>چـون نتونســتم سر حرفم وایستم</b>

17:19.050 --> 17:21.550
<b>با چه رویی با مردم این محل رو به رو بشم؟</b>

17:22.650 --> 17:26.050
<b>چیزی نیست. کمکت میکنم تا براشون توضیح بدی</b>

17:26.050 --> 17:28.850
<b>درضمن، یه راهـی دارم -
تو درک نمیکنی -</b>

17:29.850 --> 17:38.550
<b>آدمایی که بیشتر از همـه میپرستمـشون
چه ژای ژیـوی و چه مردم این محلـه،نمیتونم کاری کنم
که از دستـشون ندم،آخـه تو چـی از حرفای من میفهمی؟</b>

18:40.950 --> 18:44.850
<b>دلال مشاور املاکـی سراغ دارید که کمکـم کنـه این خونـه رو بفروشم؟ به پولش احتیاج دارم</b>

18:44.850 --> 18:47.650
<b>جناب، مطمئنید که نـظرتون عوض نمیشه؟</b>

18:47.650 --> 18:50.850
<b>کم فرصتــش پیش میاد که بتونید همچین خونـه ای رو با این قیمت مناسب بخرید</b>

18:50.850 --> 18:53.450
<b>این خونه رو برای همـسرم خریده بودم</b>

18:53.450 --> 18:57.550
<b>حالا که همـسرم رفته، داشتن این خونـه چه ارزشی داره؟</b>

18:57.550 --> 19:00.650
<b>اما منو به یاد داشته باشید،خیلی زود برمیگردم</b>

19:00.650 --> 19:04.450
<b>به خونـه ی بزرگ، خونـه ای که روی تراسـش باغ داشته باشه واسم کنار بذارید</b>

19:04.450 --> 19:10.250
اسمـمو به خاطر داشته باش، دینگ رنجیان
دینـگی که از نام دینگ چونــچـی* میاد
(فـردی شرور در تاریخ چـین)

19:20.650 --> 19:24.250
<b>ببین کی اومده، رنجیان برگشته</b>

19:24.250 --> 19:28.450
<b>رنجیان برگشته، چند وقتیه که همـسرتو ندیدیم؟</b>

19:28.450 --> 19:30.450
<b>یه سفر کاری براش پیش اومد</b>

19:30.450 --> 19:34.650
<b>پسرت هم این دور و بر ندیدیم، اونم با زنت رفته؟</b>

19:34.650 --> 19:38.350
<b>آره، همون موقع بچه رو برد یکم حال و هواش عوض شه</b>

20:25.450 --> 20:27.660
<b>خونه جدیدمـونـو فروختم</b>

20:27.660 --> 20:31.050
<b>پول رو تو حساب مشترکمون واریز کردم</b>

20:31.050 --> 20:34.650
<b>هروقــت سرت خلـوت بود بهم بگو تا کارتو برات بیارم</b>

20:34.650 --> 20:38.750
<b>اگه وقتـشو نداری که هیچ،میام اداره و کارت رو میذارم روی میزت</b>

20:47.050 --> 20:49.450
<b>پول کجاست؟-
کدوم پول؟ -</b>

20:49.450 --> 20:53.650
<b>برای من نـقش یه احـمـقو بازی نکن،همه چـیو شنیدم،مگه خونه رو نفروختی؟</b>

20:53.650 --> 20:56.050
<b>بسیار خب، اون پولی که از فروش خونه گرفتی کجاست؟</b>

20:56.050 --> 20:58.850
<b>اون پولا رو میخوای چه کار؟</b>

20:58.850 --> 21:02.850
<b>یعنی چی که اون پولا رو میخوام چه کار؟ اگه اون پولا رو به من ندی پس میخوای به کی بدیشون؟</b>

21:02.850 --> 21:05.250
<b>نکنـه قصد داری پولـو بذاری کف دست اون زنیـکه ی خراب پول پرست؟</b>

21:05.250 --> 21:07.450
<b>بابا، بازم که داری تو بی ادبـی زیاده روی میکنی</b>

21:07.450 --> 21:10.250
<b>کجای حرفـام بی ادبانـه بود؟ اصلا میدونی</b>

21:10.250 --> 21:14.450
<b>چرا این چند روز خودمو تو خونه زندانی کردم و میترسم پامو از خونه بیرون بذارم؟</b>

21:14.450 --> 21:19.050
<b>چـون تک تک آدمایی که این اطراف زندگی میکــنن خبـر دارن که</b>

21:19.050 --> 21:22.450
<b>همـسرت خیانت کرده، میدونی چه حرفایی که نمیزنن؟</b>

21:22.450 --> 21:25.550
<b>بذار هرچی میخوان بگن، بگن...به اونا چه ربطی داره؟</b>

21:25.550 --> 21:27.850
<b>شرم آوره</b>

21:27.850 --> 21:31.350
<b>اگـر هم باشه،باید برای خودم شرم آور باشه نه تو</b>

21:31.350 --> 21:33.850
<b>من نه؟ خب تـو کی هستی ؟</b>

21:33.850 --> 21:35.450
<b>تو پسر منی</b>

21:35.450 --> 21:39.650
<b>پسرم حتی نمیتونه از عهده ی نگه داشتن زنش بر بیاد، پسره ی بی عرضه</b>

21:39.650 --> 21:43.850
<b>وقتی پسر بی عرضه باشه پدرش هم بی عرضـه است</b>

21:43.850 --> 21:47.050
<b>بگو بگو، یکم صداتو بیشتر ببر بالا، بلندگو میخوای برات بخرم؟</b>

21:47.050 --> 21:50.450
<b>یه وقت خدایی نکـرده کسی باقـی بمونه که درباره مشکلمون چیزی نشنیده باشه؟</b>

21:50.450 --> 21:52.050
<b>پول کجاست؟</b>

21:53.450 --> 21:57.450
<b>پدر، اون پولا پیش لین یویـــیه آخه چه ربطی به شما داره؟</b>

21:57.450 --> 21:59.050
<b>چطور به من ربطی نداره؟</b>

21:59.050 --> 22:02.450
<b>شماها تو خونـه ی من میخوردیـن، تو خونـه ی من میخوابیدین</b>

22:02.450 --> 22:05.850
<b>تمام حقوقت که میرفت تو جیب زنـت</b>

22:05.850 --> 22:09.250
<b>حالا هم که میخوای هرچی پول تو بساطت داری رو دو دستی بهش تقدیم کنی؟</b>

22:09.250 --> 22:12.250
<b>نکــنه سـرت خورده به دیوار؟</b>

22:12.250 --> 22:16.450
<b>پدر، اگه به این حرفا ادامه بدی اونوقت منم دهنمـو باز میکنم</b>

22:16.450 --> 22:19.050
<b>وقتی لین یویی زنم شد مادر هنوز مریض بود</b>

22:19.050 --> 22:23.250
<b>آه در بساط نداشتیم، خانوده لین پول مراسم عروسی رو دادن</b>

22:23.250 --> 22:26.250
<b> سه سالی که مادر زمین گیر بود، لین یویی بود که بهش میرسید</b>

22:26.250 --> 22:30.050
<b>هرچی داروی مکمل و تقویت کننده بود، لین یویی با پول خودش براش میخرید</b>

22:30.050 --> 22:33.250
<b>حـتی خـرج کفن و دفـن مادر رو هم لین یویی داد</b>

22:33.250 --> 22:34.650
<b>بعد از اینکه مادر مرد</b>

22:34.650 --> 22:37.650
<b>آره ، من و لین یویی تو خونه شما و مادر زندگی کردیم</b>

22:37.650 --> 22:40.050
<b>اما لین یویی همیشه به شما کمک خرجی میداد</b>

22:40.050 --> 22:44.650
<b>شما با اون پولا چه کار میکردین؟ قبض آب و برق رو میدادین</b>

22:44.650 --> 22:48.050
<b>و باهاش روزنامه میخریدین، بقیشو هم میذاشتین تو جیبتون</b>

22:48.050 --> 22:54.250
<b> پول خورد و خوراک و سیر کردن شکم خوش اشتهات
لباس و هرچی که لازم داشتی رو کی میداد غیر از لین یویی</b>

22:54.250 --> 22:59.850
<b>پدر،آدم باید یکم وجدان داشته باشه،میشه بی خیال این پول بشی؟</b>

22:59.850 --> 23:03.850
<b>وجدان داشه باشم؟ مگه اون لیاقتـشو داره که من با وجدان باشم؟</b>

23:04.850 --> 23:07.650
<b>اصلا چطور شد که شما دوتا ازدواج کردین؟</b>

23:07.650 --> 23:10.650
<b>مگه غیر این بود که یکی دیگه اونو انداخته بود دور؟</b>

23:10.650 --> 23:12.820
<b>قبل از اینکه ازدواج کنی ... واستا</b>

23:12.850 --> 23:15.050
<b>حتی یه بچه سقط کرده بود، مگه نه؟</b>

23:15.050 --> 23:17.250
<b>من و مادرت این قضیه رو میدونستیم</b>

23:17.250 --> 23:21.250
<b>اصلا یه بار هم شد که این موضوع رو به روش بیاریم؟</b>

23:21.250 --> 23:25.650
<b>اما ایندفعـه دیگه حسابی پاشـو از گلیـمش دراز تر کرد و با یه مـرد دیگه ریخت رو هم</b>

23:25.650 --> 23:29.350
<b>اونوقت هنـوز هم میخوای تمام پـولتـو تقدیم کنی بهش؟</b>

23:29.350 --> 23:33.450
<b>فکر کردی پول برام مهمه؟ آخه کی پول برام مهم بود؟</b>

23:33.450 --> 23:38.450
<b>وقتی به این چیزا فکر میکنم سرم میخواد منفجر بشه،فکر کردی این پولا رو برای کی میخوام؟</b>

23:38.450 --> 23:41.550
<b>مگه غیر اینـه که برای خودت میخوام؟</b>

23:43.650 --> 23:48.850
<b>پدر، میدونم که میخوای مراقـبم باشی ولی من تصمیممو گرفتم</b>

23:48.850 --> 23:52.250
<b>این پول...باید به دست لین یویی بـرسه</b>

23:52.250 --> 23:57.050
<b>اون داره عروسی میکنه، شما فکر کن داریم شوهرش میدیم</b>

23:57.050 --> 24:01.650
<b>باید کاری کنم تا عزتش حفظ بشه،خب دیگه لازم نیست
درباره اش حرف بزنیم،میخوام برات شام میپزم</b>

24:01.650 --> 24:03.850
<b>دستپخت آدمای بی عرضه از گلوم پایین نمیره</b>

24:03.850 --> 24:08.050
<b>گمشو بیرون! گوش کن! این خونه من و مادرته</b>

24:08.050 --> 24:11.850
<b>اگه میخوای اینجا زندگی کنی باید اجاره بدی</b>

24:11.850 --> 24:15.250
<b>اگه نمیخوای پولـشو بدی،پس راه باز جاده دراز</b>

24:15.250 --> 24:18.250
<b>پسـر بزدل و بی عرضه ای مثل تو رو نمیخوام</b>

24:30.250 --> 24:33.250
<b>باشه، من میرم</b>

24:34.450 --> 24:39.150
<b>تمام دنیا ازم میخواد که برم، حتی پدر پیرم هم داره منـو بیرون میکنه</b>

24:40.250 --> 24:44.650
<b>من که به رفتن عادت کردم، این بار هم روش</b>

24:45.570 --> 24:50.280
<b>اما قبل از اینکه برم میخوام یه چیزی به شما بگم</b>

24:53.250 --> 24:56.050
<b>پسرت بزدل و بی عرضه نیست</b>

24:56.050 --> 24:58.850
<b>...پسرت فقط تصور میکرد</b>

24:58.850 --> 25:03.250
<b>شهرت، منفعت، ثروت ، خونه، این مال و منال دنیا پشیزی ارزش نداره</b>

25:03.250 --> 25:07.450
<b>میدونی چـی مهمـه؟ انسانیت، انسانیـته که ارزش داره</b>

25:08.850 --> 25:10.450
<b>پدر</b>

25:10.450 --> 25:14.850
<b>اگه خانواده ام ، عشقم، بچم، دوستام، همشون رو باهم داشته باشم</b>

25:14.850 --> 25:17.050
<b>اونوقت حس می کنم که یه خونه دارم</b>

25:17.050 --> 25:21.450
<b>اما الان همه چیز از دست رفته، خانواده ام از هم پاشیده</b>

25:21.450 --> 25:25.650
<b>اما بذار بهت بگم، پسرت ازین روز به بعد دیگه عوض میشه</b>

25:25.650 --> 25:30.450
<b>از امروز به بعد، شهرت، منفعت، خونه، ثروت، و یه زن خشگل</b>

25:30.450 --> 25:32.950
<b>همشون رو خواهم داشت</b>

25:35.050 --> 25:39.250
<b>پدر، امروز با اینکـه بهم گفتی از خونه برم بیرون هیچ کینه ای به دل ندارم</b>

25:40.050 --> 25:44.250
<b>اما وقتی روزی برسـه که به آدم موفقی تبدیل بشم</b>

25:44.250 --> 25:47.650
<b>یادت باشه که هنوز هم پدرمی</b>

25:47.650 --> 25:50.350
<b>و من هنوز هم پسرتم</b>

25:51.250 --> 25:55.650
<b>اما من باید این پول رو به لین یـویی بدم</b>

25:56.450 --> 26:01.050
<b>اگه زندگی خوبی داشته باشه که میشه همسر سابقم ولی اگه زندگی روی خوش بهش نشون نداد</b>

26:01.050 --> 26:04.250
<b>اونوقت در این خونـه همیشه برای برگشتنـش بازه</b>

26:07.850 --> 26:13.450
<b>پدر، من پسر بدی برات بودم، مراقب خودت باش</b>

26:13.450 --> 26:16.850
<b>پدر، من دیگه میرم</b>

26:18.250 --> 26:21.150
<b>اگـه پاتـو ازین خونـه بذاری بیرون دیگه حق نداری برگردی</b>

27:54.050 --> 27:58.450
<b>به نظر من پدرت یکم زیاده روی کرد</b>

27:58.450 --> 28:01.650
<b>آخـه الان چه وقتش بود؟ تو فقط اونـو داری</b>

28:01.650 --> 28:04.850
<b>چطور دلش اومد همینطوری از خون بیرونت کنـه؟</b>

28:04.850 --> 28:08.150
<b>تو هم فکر میکنی که اون زیاده روی کرده، مگه نه؟</b>

28:09.350 --> 28:13.650
<b>اما اون هنوز هم پدرته، مطمئنم که خیلی بهت اهمیت میده</b>

28:14.450 --> 28:17.650
<b>فقط برگرد خونه و ازش عذرخواهی کن و چندتا کلمه درست درمون بهش بگو</b>

28:17.650 --> 28:21.850
<b>هیچ برگشت و عذرخواهی ای درکار نیست، من هیچوقت برنمیگردم</b>

28:21.850 --> 28:25.950
<b>از روزی که به دنیا اومدم و مادرمو منو از بیمارستان به خونه برد</b>

28:25.950 --> 28:30.250
<b>اونجا زندگی کردم، بابا دیگه اونجا کپک زدم</b>

28:30.250 --> 28:34.850
<b>میخوام با رفتن ازون خونـه اولین قدم رو به سمت جلو بردارم</b>

28:34.850 --> 28:37.450
<b>ایـول، واقعا که شهامت داری</b>

28:37.450 --> 28:41.850
<b>ازت حمایت میکنم، یه مرد واقعی باید یه خونه اجاره کنه و روی پای خودش وایسته</b>

28:41.850 --> 28:46.150
<b>اجاره بی اجاره، آه در بساط ندارم، میرم کنار خیابون میخوایم</b>

28:46.150 --> 28:50.050
<b>اصلا کارتون خواب میشم. کارتون خوابی خیلی هم با کلاسه</b>

28:51.750 --> 28:57.050
<b>خونـه به دوش بودن کار هنرمنداست، اصلا بهت نمیاد</b>

28:57.050 --> 29:04.250
<b>مـرد صادق و شـریفی مثل تو که تا حالا تو عمـرش دست به کار خلاف نزده،مرد ایده آل زندگـیه</b>

29:04.250 --> 29:07.750
<b>حواست باشه چـی داری میگی،اگه بخوام باهات زندگی کنم،موافقت میکنی؟</b>

29:10.050 --> 29:12.550
<b>دیدی؟ موافق نیستی</b>

29:13.650 --> 29:15.650
<b>کی گفته که موافق نیستم؟</b>

29:15.650 --> 29:19.050
<b>من با زنت فرق میکنم، تمام فکر و ذکرم زندگی تو ویلای بزرگ نیست</b>

29:19.050 --> 29:23.450
<b>اگه همچین عشقی رو نثار من میکردی تا آخر عمرم بهت میچسبیدم</b>

29:23.450 --> 29:28.150
<b>خب یه خونـه ی بزرگ نداشته باشم،چه ایرادی داره؟یه سقف که بالای سرم هست مگه نه؟هواتو دارم</b>

29:43.200 --> 29:45.680
<b>فقط دارم دلداریت میدم</b>

29:45.680 --> 29:50.050
<b>اگه یکم زیاده روی کردم</b>

29:50.050 --> 29:51.650
<b>خیلی بهش توجه نکن</b>

29:51.650 --> 29:54.450
<b> هرچند تو هم یه ویلای بزرگ نداری اما به نظـرت</b>

29:54.450 --> 29:58.850
<b>زندگـی به تنهایی تو یه آپارتمان دو نـفره اسراف نیست؟</b>

29:58.850 --> 30:00.750
<b>صبر کن ... یه دقیقه</b>

30:01.650 --> 30:04.650
<b>دینگ رنجیان، بگو ببینم ماجرا از چـه قراره؟</b>

30:04.650 --> 30:08.450
<b>کل شب دارم مثل یه رفیق شفیق بهت دلداری
میدم اونوقت این جای دستت درد نکنه گفتنـته؟</b>

30:08.450 --> 30:13.850
<b>دارم به این فکـر میکنم که باید یه جایی برای زندگی پیدا کنم،در حال حاضر جز همین یه پیشبند هیچی ندارم</b>

30:14.850 --> 30:17.250
<b>باشه، حالا فهمیدم، دینگ رنجیان</b>

30:17.250 --> 30:21.750
<b>واسه من ادای بدبختا رو درآوردی تا دلم برات بسوزه مگه نه؟</b>

30:22.650 --> 30:24.850
<b>خوب گوشاتو وا کن، دینگ رنجیان</b>

30:24.850 --> 30:26.350
<b>راه نداره</b>

30:26.350 --> 30:28.250
<b>مگه  تو هم کارتو از دست ندادی؟</b>

30:28.250 --> 30:31.850
<b>برای یه آدم بیکار، عاقلانه ترین کار اینه که</b>

30:31.850 --> 30:34.850
<b>از خـرج اضافی صرف نظـر کنه ،به علاوه تو یه دختـر جوونـی</b>

30:34.850 --> 30:37.450
<b>میدونی چقدر برات خطرناکه که تو این آپارتمان دو اتاق خوابه تنهایی زندگی کنی؟</b>

30:37.450 --> 30:39.250
<b>اینجا موندنت بیشتر برام خطرناکه</b>

30:39.250 --> 30:41.650
<b>آخه من کجام خطرناکه؟ مگه بوداپست رو یادت رفته</b>

30:41.650 --> 30:43.850
<b>فرصتـشو داشتیم که باهم رو یه تخت بخوابیم</b>

30:43.850 --> 30:46.050
<b>یادت رفته که چه مرد متشخصی بودم؟</b>

30:46.050 --> 30:48.050
<b>اونجا بوداپست بود، الان وضعیت فرق کرده</b>

30:48.050 --> 30:51.250
<b>چه فرقی داره؟ وقتی یه زن و مرد مجرد</b>

30:51.250 --> 30:53.650
<b>تو کشوری که شور و عشق در هواش جریان داره</b>

30:53.650 --> 30:57.050
<b>درحالی که فرصتشو داشتن و همه چیز جور بود ولی هیچ اتفاقی بینشون نیفتاد</b>

30:57.050 --> 31:00.050
<b>پس یعنـی برای هم هیچ جذابــیتی نداشتــن</b>

31:00.050 --> 31:04.050
<b>جذابیت؟ منـظورت چیـه؟ جذابیت؟</b>

31:04.050 --> 31:07.650
<b>من؟ من کیم؟ من آن چینگهوانم</b>

31:07.650 --> 31:09.850
<b>سبنه بزرگ، کمر باریک و پاهای بلند</b>

31:10.650 --> 31:12.250
<b>چه طور ممکنه مجذوبم نشده باشی؟</b>

31:12.250 --> 31:14.250
<b>با خودت چند چندی؟</b>

31:14.250 --> 31:17.050
<b>اگه بهت نظر داشته باشم که منو به فحش میبندی، نداشته باشم بازم فحش بارم میکنی</b>

31:17.050 --> 31:19.150
<b>چی راضیت میکنه؟</b>

31:21.170 --> 31:22.800
<b>حق با توئـه</b>

31:23.780 --> 31:26.920
<b>چرا میخوای بیای اینجا؟ اینجا بودنت چه نفعی برای من داره؟</b>

31:30.650 --> 31:33.550
<b>چـطوره اول امتحانـم کنی؟</b>

32:32.850 --> 32:35.570
<b>وقت غذاست...وقت غذاست</b>

32:37.050 --> 32:38.750
<b>شام آمادست</b>

32:48.550 --> 32:50.850
<b>عجب بوی خوبی داره</b>

32:50.850 --> 32:53.850
<b>واقعا تو این کار استادی و سخت تلاش کردی</b>

33:02.250 --> 33:06.250
<b>بسیار خب...با توجـه به عملکـرد فوق العاده ات</b>

33:06.250 --> 33:09.650
<b>اجازه میدم یه امشبو اینجا بمونی</b>

33:09.650 --> 33:10.850
<b>فردا چطور؟</b>

33:10.850 --> 33:13.350
<b>مسائل مربوط به فردا رو بذار برای فردا</b>

33:18.450 --> 33:20.450
<b>یه شــرط دیگه هم دارم</b>

33:21.250 --> 33:23.050
<b>اون پیشبندو در بـیار</b>

33:23.050 --> 33:24.650
<b>پیشبند؟</b>

33:30.650 --> 33:31.850
<b>داری چه کار میکنی؟</b>

33:33.050 --> 33:34.850
<b>هی داری چه کار میکنی؟</b>

33:34.850 --> 33:39.250
<b>اینو همسـرم بهم داده، ده ساله که دارم میپوشـمش،از یه فروشگاه بزرگ برام خرید</b>

33:40.050 --> 33:43.450
<b>حالا که قصد داری از نـو شروع کنی پس باید از همه ی جهات وارد شـی</b>

33:47.230 --> 33:50.720
<b>باشه پس، برو به سلامت، دیگـه نبینمت</b>

33:56.050 --> 33:59.250
<b>باشه، از نو شروع میکنم</b>

34:00.050 --> 34:01.850
<b>میندازمـش دور</b>

34:05.450 --> 34:07.250
<b>به خونه جدیدت خوش اومدی</b>

34:15.050 --> 34:17.850
<b>من هیچ لباسی با خودم نیاوردم، این لباسو یه امشب بهم قرض بده</b>

34:17.850 --> 34:20.250
<b>خیلی هم بهت میاد</b>

34:21.450 --> 34:23.850
<b>طبق توافقمـون،در ازای اجاره باید برام کار کنی</b>

34:23.850 --> 34:25.850
<b>بهتـون اطمینان میدم که از کارم راضی باشید</b>

34:25.850 --> 34:28.150
<b>شب بخیر -
شب بخیر -</b>

34:50.980 --> 34:52.970
<b>هوشمند کوچولو، خاموش شـو</b>

34:52.970 --> 34:54.130
<b><i>ارباب، خدانگهدار</i></b>

34:54.130 --> 34:58.890
<b>ای وای دیرم شد، دینگ رنجیان چرا بیدرم نکردی؟ امروز مصاحبه کاری دارم</b>

35:00.390 --> 35:02.140
<b>بیدار شدی</b>

35:07.210 --> 35:08.570
<b>این دیگه چیـه؟</b>

35:08.570 --> 35:13.460
<b>صبحانه، چـون نمیدونستم برای صبحونه چی میخوری برای همین همـه ی اینا رو حاضـر کردم</b>

35:13.460 --> 35:17.410
<b>برای سبک غربی، نون تست و املت با سالاد، سوپ جو و شیر</b>

35:17.410 --> 35:22.290
<b>برای سبک شرقی هم فـرنی برنج،کلوچـه بخار پـز،سوپ توفـو و کلم و پیراشکـی لوبیا قرمـز</b>

35:22.290 --> 35:26.520
<b>نمیدونستم چـی دوست داری بخوری،
دفعه بعد میتونی شب قبلش بهم بگی</b>

35:26.520 --> 35:29.360
<b>اه راستـی، دو دست لباس برات اتـو کردم</b>

35:29.360 --> 35:35.070
<b>یکی مناسب برای مصاحـبه کننده ی مـرد، و این یکی هم برای مصاحبـه کننده ی زن،کدومـشو میخوای؟</b>

35:36.970 --> 35:39.370
<b>من فوبیای انتخاب کردن دارم، خودت انتخاب کن</b>

35:39.370 --> 35:40.770
<b>این چطوره؟</b>

35:40.770 --> 35:41.750
<b>باشه</b>

35:41.750 --> 35:44.700
<b>راستی یه نگاه به کفـشات انداختم،همـشون بـرند بودن</b>

35:44.700 --> 35:46.960
<b>برای اینـکه حسابی عمـر کنن باید بهشون واکس بزنـی</b>

35:46.960 --> 35:49.720
<b>واکـس ندارم،آخـه کدوم آدمـی خودش کفشـاشو واکس میزنه؟</b>

35:49.720 --> 35:52.330
<b>من. همیشه به کفشای همـسرم میرسیدم</b>

35:52.330 --> 35:54.930
<b>ده سال از یه کفـش استفاده کرد و کـفـشه آخ نگفت</b>

35:54.930 --> 36:00.530
<b>میدونستم که واکـس کفش نداری برای همین یه جـفت کفش جدید برات اماده کردم</b>

36:08.220 --> 36:09.350
<b>چیکار میکنی؟</b>

36:09.350 --> 36:12.260
<b>وقتـی خانـوما کفــش نو میپوشـن، واقعا شکنجـه آوره</b>

36:12.260 --> 36:15.260
<b>اگـه پشت پاهات زخم نشـه،بدون شک تاول میـزنه</b>

36:15.260 --> 36:18.530
<b>برای همین از کمی سرکه استفاده میکنم تا چرم درون کفـش نـرم بـشه</b>

36:18.530 --> 36:22.600
<b>وقتـی چرم نـرم بـشه دیگه آسیبی به پاهات نمیزنه</b>

36:23.830 --> 36:26.800
<b>چـرا همینجوری ایستادی؟ یالا</b>

36:26.800 --> 36:28.810
<b>واقعا؟</b>

36:47.990 --> 36:50.160
<b>دارم منفجـر میشم</b>

36:52.000 --> 36:54.320
<b>کلی وقت داریم. من ظرفا رو میشورم</b>

36:54.320 --> 36:57.640
<b>هی بهشون دست نزن، لباست کثـیف میـشه</b>

36:57.640 --> 37:00.010
<b>به آژانس زنگ زدم تا پنج دقیقه ی دیگه میرسه</b>

37:00.010 --> 37:03.830
<b>امـروز دوشنبه است و ترافیک سنگین،پس بهتره زودتـر راه بیفتی</b>

37:05.890 --> 37:09.050
<b>بذار کمکت کنم کفشاتو بپوشی</b>

37:09.710 --> 37:10.860
<b>بفـرما روی کابینـت بـشین</b>

37:10.860 --> 37:12.700
<b>باشه</b>

37:12.700 --> 37:14.730
<b>پـای چپــتو بیار جـلو</b>

37:26.980 --> 37:28.680
<b>حالا اون پـا</b>

37:36.990 --> 37:41.700
<b>چـطوره؟ تصـورشو نمیکردی یه روزی مثل پرنسس ها زندگی کنی مگه نه؟</b>

37:41.700 --> 37:45.590
<b>درستـه، ولی میخوام یه سوالی ازت  بپرسم</b>

37:45.590 --> 37:52.910
<b>احتمالا بعد از طلاق، دستت بی طاقت کارهایی شده که تو این ده سال عادت داشتی برای همسـرت انجام بدی،درسته؟</b>

37:52.910 --> 37:56.530
<b>اگـه بگـم آره، اونوقت بهم میگـی خودآزار؟</b>

37:56.530 --> 38:00.460
<b>نخـیر، دارم ازین خودآزاریــت، به جای همسـرت لذت میبـرم</b>

38:00.460 --> 38:02.970
<b>و از لــذت بـردنـش هیچ شکایتی ندارم</b>

38:03.560 --> 38:07.690
<b>معــلومـه، مگه بهـتـر از صبحونـه ی از پیش آماده شده تو دنیا چیزی هم وجود داره؟</b>

38:07.690 --> 38:12.610
<b>حاضـری نقش همسـ...ببخشید همسـرسابقـمو بازی کنی تا کفـر یه نفـرو در بیاریم؟</b>

38:18.880 --> 38:24.020
<b>ازم خواستی که ماشیـن دوستـمو قرض بگیرم تا بهت تو نـقل مکان کمک کنم؟</b>

38:24.020 --> 38:26.650
<b>و همینـطور یه کار مهمـتر</b>

38:28.240 --> 38:32.290
<b>مـدیر ساخـتمون،کجا داری میری؟</b>

38:32.290 --> 38:35.340
<b>همـتون از ماجـرای طلاق مـن خـبر دارید</b>

38:35.340 --> 38:41.000
<b>این طلاق برای ما شروع جدید محسوب میـشه، هرکدوم برای پیدا کردن خوشتبختی راه خودمون رو میریم</b>

38:42.320 --> 38:45.070
<b>مـدیر ساخـتمون، دوستت خیلی جوونـه</b>

38:45.070 --> 38:47.780
<b>هـروقت باهم ازدواج کردین حتما منـو دعوت کنین</b>

38:47.780 --> 38:51.430
<b>از جــوون بودنـش سوءاستفاده میکنه و بهم میگـه همیـشه باید همراهـش باشم</b>

38:51.430 --> 38:54.710
<b>منـو به خونـه ی بزرگش دعوت کرد و ازم خواست باهاش زندگی کنم</b>

38:54.710 --> 38:57.630
<b>گـفت اگـه قبول نکنم اونوقت مجبورم میکنه باهاش ازدواج کنم</b>

38:59.050 --> 39:02.150
<b>قمـپز در کردن دیگـه کافـیه،یالا سوار ماشین شـو</b>

39:02.150 --> 39:06.280
<b>به نـظر خودم کافـیه، اونقـدر که اون پیـرمـرد رو تا نصـف شب بیدار نگه داره</b>

39:07.070 --> 39:09.680
<b>مـدیر ساختـمون، اگـه تو بـری</b>

39:09.680 --> 39:13.170
<b>اونوقت اگه بین همسایه ها مشکلی پیش اومد کجا بریم؟</b>

39:13.170 --> 39:15.620
<b>بـیایـید سراغـم، همـتون شماره ی منـو دارین،مگه نه؟</b>

39:15.620 --> 39:18.580
<b>هفت روز هفته 24 ساعت شبانـه روز در خدمــتتونم، رایگان</b>

39:18.580 --> 39:19.640
<b>باشه، باشه</b>

39:19.640 --> 39:21.410
<b>خیلی خب، ما دیگه میریم</b>

39:21.410 --> 39:26.480
<b>خوشبخت بشـید -
ممنونم،واسمون آرزوی خوشبختـی کنید -</b>

39:31.700 --> 39:33.180
<b>خوب نقـشمو بازی کردم؟</b>

39:33.180 --> 39:37.240
<b>عالـی بود، حالا که تا اینجا همراهیم کردی،چطوره یه جای دیگه هم بریم؟</b>

39:37.240 --> 39:38.660
<b>کـجا؟</b>

39:38.660 --> 39:40.500
<b>وقـتی رسیدیم خودت متوجه میشی</b>

39:57.350 --> 39:59.170
<b>واقعا لازم نیست باهات بیام داخل؟</b>

39:59.170 --> 40:00.480
<b>نه</b>

40:02.040 --> 40:06.800
<b>دلـشو داشتـی کـفر پـدرتو در بیاری اما دلـشو نداری همسـرتو عصبانی کنی؟</b>

40:07.700 --> 40:12.330
<b>به زودی قراره خوشبخت بـشه، دوست ندارم ناراحتـش کنم</b>

40:34.260 --> 40:36.030
<b>این کارت برای توئه</b>

40:37.910 --> 40:40.220
<b>بهت گفتم که پول اون خونه رو نمیخوام</b>

40:40.220 --> 40:43.340
<b>اگـه نمیخوایـیش میتونی بندازیش دور، بهرحال مال خودتـه</b>

40:45.130 --> 40:49.930
<b>باشه حالا که اصرار میکنی نگهش میدارم</b>

40:49.930 --> 40:52.300
<b>این حساب رو به نام دینگ مان‌یی میکنم</b>

40:52.300 --> 40:56.230
<b>هروقـت به پول احتیاج داشتی میتـونی برداریـش</b>

40:56.230 --> 40:57.970
<b>ممنون</b>

41:00.080 --> 41:02.380
<b>روز عروسیت کــِیه؟</b>

41:07.730 --> 41:11.310
<b>نگران نباش ، برات دردسر درست نمیکنم</b>

41:12.270 --> 41:14.840
<b>اگـه حرف دیگه ای نداری، برمیگردم داخل</b>

41:14.840 --> 41:16.510
<b>همـسر</b>

41:19.780 --> 41:22.180
<b>میشه یه بار دیگه بغلت کنم؟</b>

41:30.870 --> 41:35.710
<b>دینگ پیر، اینطوری نباش، ما از هم جدا شدیم، چرا متوجـه نیستی؟</b>

41:35.710 --> 41:39.310
<b>راستـشو بخوای اصلا متوجـه نمیشم،نمیخوام هم بفهمم</b>

41:39.310 --> 41:41.120
<b>من دیگـه دوستت ندارم دینگ رنجیان</b>

41:41.120 --> 41:44.640
<b>پـس چرا اون زمان باهم ازدواج کردیم؟حتی مان‌یی رو به دنیا آوردی</b>

41:44.640 --> 41:46.720
<b>واقعا برات کافـی نبود؟</b>

41:48.240 --> 41:51.910
<b>فکـر میکردم دیگه از همـه چی دست کشیدم اما برام کافـی نبود</b>

41:51.910 --> 41:53.740
<b>...لین یویـی</b>

41:54.850 --> 41:57.060
<b>...واقعا بی رحمـی</b>

41:57.960 --> 41:59.940
<b>سلام خواهر</b>

42:09.170 --> 42:13.700
<b>دینگ پیـر، تو هم واقعا بی رحمـی</b>

42:25.870 --> 42:29.010
<b>مگه بهت نگفتم نیازی به کمکت ندارم؟</b>

42:29.010 --> 42:33.300
<b>من تو ماشین نشسته بودم همه چـیو دیدم و شنیدم،چطور میتونستم همینطور نگات کنم؟</b>

42:33.300 --> 42:36.190
<b>....اون همـسرت واقعا...اوه ببخشید</b>

42:36.190 --> 42:40.720
<b>همـسر سابقـت یه حرفایی زد که دیگه نتونستم تحمـلش کنم</b>

42:40.720 --> 42:46.000
<b>لازم نبود نقـش سوپـرمن رو بازی کنی و برای اجرای عدالت بپـری وسط،فقط میخواستم برای اخـرین بار بغلش کنم</b>

42:46.570 --> 42:52.270
<b>خب...رابطــمون بهتـر ازین نمیتونست خاتمه پیدا کنه</b>

42:53.960 --> 42:56.140
<b>چه بغلی؟ بغلش کنی که چی بشه؟</b>

42:56.140 --> 43:01.400
<b>اگـه بین دو نـفر اونـقدر فاصله باشه که بهشون اجازه نده همدیگه رو بغل کنن،پس بدون دیگه هیچ راه برگشتی نیست</b>

43:01.400 --> 43:03.390
<b>به خودت بـیا</b>

43:03.390 --> 43:07.310
<b>اون زن دیگه دوست نداره</b>

43:08.040 --> 43:10.090
<b>به خاطرش گریه نکن</b>

43:11.240 --> 43:13.170
<b>کی گریه میکنه؟</b>

43:14.180 --> 43:15.380
<b>عینک آفتابیت رو بردارو بذار ببینمت -
نه -</b>

43:15.380 --> 43:16.600
<b>نمیخـوام</b>

43:16.600 --> 43:17.970
<b>برش میداری یا نه؟-
نه -</b>

43:17.970 --> 43:21.110
<b>برش دار، برش دار</b>

43:33.230 --> 43:37.730
<b>مگه بغل نمیخواستی؟ خـب من بغلت میکنم دینگ رنجیان</b>

43:37.754 --> 43:41.754
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>
