WEBVTT

01:32.610 --> 01:37.170
[❤عشق حقیقی❤]

01:37.170 --> 01:40.170
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

01:40.194 --> 01:41.869
[ قسمت  بیســت و دوم ]

01:41.870 --> 01:45.310
<b>آها راستی، صحبتت با اون عوضـی به کجا رسید؟</b>

01:45.310 --> 01:49.610
<b>نمیدونم...باید صبر کنیم و ببینیم</b>

02:46.220 --> 02:48.950
<b>همـگی لطفا...سر جای خود بنشینید</b>

02:51.970 --> 02:57.680
<b>یک سال پیش، من نامـزدمـو تو پاریس ملاقات کردم، آقای لی زای هـه</b>

02:57.680 --> 03:01.430
<b>و بعد یک دل نه صد دل عاشقش شدم</b>

03:02.340 --> 03:08.150
<b>یک ماه قبل مقابلم زانـو زد و بهم گفت...که عاشـقمـه
کـه میخواد باهام ازدواج کنـه</b>

03:08.150 --> 03:10.670
<b>کـه قـصد داره تا ابد ازم مراقبت کنه</b>

03:10.670 --> 03:14.300
<b>من شـدیدا تحت تاثیر قرار گرفتم و درخواست ازدواجـشو پذیرفتم</b>

03:14.300 --> 03:18.220
<b>به همـه ی شما خوش آمد میگم تا شاهد عشق ما باشید</b>

03:18.220 --> 03:23.090
<b>بهــش قول دادم تا تمام داراییـمو به نامـش بزنم</b>

03:23.090 --> 03:28.700
<b>چـون باور دارم عشق ما یک عشق بزرگ و واقعـیه</b>

03:29.360 --> 03:34.150
<b>اما همین حالا ، یهـویی، میخوام حقیقت رو بدونم</b>

03:34.960 --> 03:40.360
<b>اگر عشقمون همونطور که آقای لیو گفته پاک و بی آلایشه</b>

03:40.360 --> 03:49.490
<b>پس ما نباید به پول و مادیات هیچ اهمیتی بدیم</b>

03:49.490 --> 03:54.410
<b>پس باید مثل کودکان معصومـی در جنگل، کنار هم شاد باشیم</b>

03:54.410 --> 04:01.510
<b>پس... امشب...همینجا... میخوام همه شما شاهد باشید</b>

04:01.510 --> 04:06.660
<b>...میخوام تمام دارایی و تملکاتـم رو بـزنم</b>

04:06.660 --> 04:10.850
<b>به نام پـسرم...باستیـن</b>

04:15.580 --> 04:19.360
<b>ها؟ اون الان چی گفت؟ باستین؟</b>

04:19.360 --> 04:23.330
<b>اون تمام داراییـش به علاوه سهام شرکت ژن رو به نام باستـین کرد</b>

04:23.330 --> 04:26.060
<b>همـون رفیق شفیق کوچولوم؟ -
درسته -</b>

04:27.730 --> 04:30.780
<b>پس دیگه با اون آشغال کاری نداریم؟</b>

04:32.840 --> 04:34.780
<b>به سلامتی</b>

04:36.330 --> 04:38.780
<b> عاشــقتم عزیزدلـم</b>

04:38.780 --> 04:41.900
<b>ما تمام عمرمون رو درکنار هم سپری خواهیم کرد</b>

04:54.210 --> 04:57.400
<b>وای که چه خوشحالم، دارم از خوشحالی میمیرم</b>

04:57.400 --> 04:59.310
<b>داره بارون میاد</b>

04:59.310 --> 05:02.530
<b>چیکار میکنی؟-
نه فقط خوشحال، بلکه الان رو ابرام -</b>

05:02.530 --> 05:04.550
<b>برای چی اومدی بیرون؟</b>

05:06.550 --> 05:10.720
<b>وای خدا خیلی خوشحالم، دارم از خوشی بال درمیارم</b>

05:15.420 --> 05:23.010
<b>دارم میبینم، میدونم قلبت بدجـوری شکسته، هنوزم نمیتونی ازش بگذری مگه نه؟</b>

05:23.010 --> 05:28.240
<b>شونه هام رو بهت قرض میدم ، بیا بهم تکیـه کن</b>

05:28.240 --> 05:33.460
<b>اگه میخوای گریـه کن، غصه هاتو نریز تو دلت
خودتو خالی کن بعدش حالت خوب میشه</b>

05:33.460 --> 05:38.470
<b>ازین به بعد دیگه به مجارستان نمیاییم
اونوقت دیگه هیچوقت چشمت به اون حرومزاده نمیفته</b>

05:38.470 --> 05:40.150
<b>مگه نه؟</b>

05:42.810 --> 05:44.770
<b>داری میخندی یا گریه میکنی؟</b>

05:44.770 --> 05:48.030
<b>معلومه که میخندم ، چرا نباید بخندم؟</b>

05:48.030 --> 05:52.280
<b>درسته که تیرمون به سنگ خورد و نتونستیم سهامو گیر بیاریم ولی ... چی چی لا بود؟</b>

05:52.280 --> 05:54.270
<b>ایزابلا-
ایزابلا-</b>

05:54.270 --> 05:57.330
<b>اون زن یک الگـوی تمام عیـاره</b>

05:57.330 --> 05:59.350
<b>کارش حرف نداشت</b>

05:59.350 --> 06:05.390
<b>واقعا که نمـونه است،چشم تمام زن‌های دنیا رو باز کرد، ایزابلای عزیز ستاره ی قلـبمه</b>

06:17.630 --> 06:20.150
<b>چینگهوان، سوار شو</b>

06:20.150 --> 06:23.190
<b>سوار شـه؟ قضیه چیه؟</b>

06:28.010 --> 06:30.760
<b>چینگهوان، هرچی که بهت گفتم حقیقت داشت</b>

06:30.760 --> 06:35.820
<b>فردا، اون عجوزه رو طلاقش میدم، بیا از نـو شروع کنیم، قبوله؟</b>

06:35.820 --> 06:40.760
<b>جناب اصلا درست نیست تخم مرغ رو واسه پختن املت بشکونیم بعد بخوایم با چسب تیکه هاشو بهم بچسبونیم</b>

06:40.760 --> 06:42.870
<b>دارم با اون حرف میزنم، گمـشو ببینم</b>

06:42.870 --> 06:47.920
<b>خودت باید بری گمـشی، مگه نه آن چینگهوان؟ بهش بگو بره گمشه</b>

06:50.170 --> 06:52.120
<b>میتونی بـری</b>

06:54.390 --> 06:56.190
<b>چتر رو نگـه دار</b>

07:03.420 --> 07:07.360
<b>آن چینگهوان،یادت نـره یه دقیقه ی پیش چه حرفایی زدی</b>

07:07.360 --> 07:13.340
<b>دقـیقه ی نـود موضعـتو عوض نکن، احتمالا یکم الکل خوردی زده به سرت،میدونی که عجله کار شیطونه</b>

07:13.340 --> 07:16.660
<b>اگه الان عجولانه تصمیم بگیری، یک عمـر پشیمون میشی</b>

07:17.270 --> 07:21.050
<b>لیو زای هه، بغلم کن</b>

07:21.050 --> 07:24.460
<b>لعنتی بدجـور دلت میخواد خودتو شکنجه کنی</b>

07:55.900 --> 07:57.830
<b> بریم</b>

07:58.520 --> 08:00.370
<b>حسابـی حال کردم، تو چطور؟</b>

08:00.370 --> 08:04.500
<b>منم بدجـوری کـیف کردم -
...تو -</b>

08:14.670 --> 08:16.740
<b>ممنون</b>

08:16.740 --> 08:21.990
<b>ژیوی اومدی، عمه چین امروز اومده ملاقات پدرت</b>

08:21.990 --> 08:29.480
<b>برادر،حسابـی مراقب خودت باش،کارای شرکت هم بسپار به من
اگـه به چـیزی احتیاج داشتی بهم بگو،خب من دیگه میرم</b>

08:31.730 --> 08:36.080
<b>نایب رئیس چین، عمـه چین، چطوره یه دو کلام باهم صحبت کنیم؟
حتما -</b>

08:49.760 --> 08:54.800
<b>خب حرفـتو بگـو -
میخواستم بهت بگم اگه بلایی سر پدرم بیاد ازت نمیگذرم -</b>

08:55.650 --> 09:00.450
<b>بچـه! واقعا نمیتونم درک کنم جیاشین چه حُـسنی در تو دیده</b>

09:07.810 --> 09:09.910
<b>باهام مذاکره کن</b>

09:09.910 --> 09:13.730
<b>مذاکره؟ قصد داری سـر چی مذاکـره کنی؟
بگو ببینم چه گزینه ای روی میز داری؟</b>

09:14.450 --> 09:16.600
<b>لابد حالا نظرت عوض شده و میخوای با دخترم ازدواج کنی؟</b>

09:16.600 --> 09:21.540
<b>احتمالا خوشحالی دختـرت بیشتـر از اون 15% سهام برات ارزش داره، درسته؟</b>

09:22.680 --> 09:27.490
<b>درخواستم خیلی سادست، من به چینگهوان زنگ میزنم و میگم بیخیال اون سهـم بـشه</b>

09:28.100 --> 09:32.890
<b>امـا در عـوض باید بذاری پدرم روی صندلی ریاست بشینه، اون مـرد سنی ازش گذشته و به این جایگاه عادت کرده</b>

09:32.890 --> 09:35.730
<b>اگه بخوای به زور این جایگاهـو ازش بگـیری دووم نمیاره</b>

09:38.250 --> 09:43.620
<b>به آن چینگهوان زنگ میزنی و میگی بیخیال اون 15 درصد سهام شه؟</b>

09:43.620 --> 09:47.230
<b>نه تنها خیلـی بچه ای بلکه زیادی از خود راضـی هستی</b>

09:48.500 --> 09:52.860
<b>اگـه همه چـیز طبق روال پیش بـره، به زودی یه تماس از بوداپست خواهم داشت</b>

09:52.860 --> 09:58.620
<b>چـه جایگاه پـدرت و چـه اون 15% سهام
هردوش قطعا مال خودمـه</b>

10:04.240 --> 10:07.310
<b>الـو؟ بگـو ببینم چـه خبـر؟تونستی بگیـریش؟</b>

10:10.690 --> 10:12.380
<b>گرفتیش، درسته؟</b>

10:15.500 --> 10:18.390
<b>...آخه... چرا</b>

10:19.510 --> 10:22.000
<b>میـخوام بدونم الان وضعـیت در چـه حالـیه؟</b>

10:22.000 --> 10:24.240
<b>باشه متوجه شدم</b>

10:30.620 --> 10:35.340
<b>مثل اینکه اوضاع طبق روال پیش نـرفت، حالا مساوی شدیم</b>

10:35.340 --> 10:38.910
<b>خب حالا چـی؟ میخوای به پیشهادم بیشتر فکـر کنی یا نـه؟</b>

10:39.650 --> 10:42.870
<b>درجایگاهی نیستی که برام خط و نشـون بکـشی</b>

10:44.680 --> 10:48.930
<b>تو هم دعا کن پدرت زودتر از روی تخت بلند شه تا چهار تا دوز و کلک بیشتری بهت یاد بده</b>

11:06.710 --> 11:09.300
<b>چـرا انـقدر لـفتش دادی؟</b>

11:09.300 --> 11:12.560
<b>با چـه رویی حرف میزنی؟ یادتـه چه قولی بهم دادی؟</b>

11:12.560 --> 11:15.830
<b>از کجا میدونستم اون عجوزه دقـیقه ی نـود میزنه زیر همه چی؟</b>

11:19.550 --> 11:22.240
<b>پس نباید قول مفـت به کسی بدی</b>

11:23.790 --> 11:27.040
<b>کجا میری؟</b>

11:27.370 --> 11:30.870
<b>میرم سراغ کسی که سهام دستشه</b>

11:31.490 --> 11:35.920
<b>آقای تانگ تو مرد نمک نشناسی نیست
یادت رفـته چقـدر بهت کمک کردم؟</b>

11:38.050 --> 11:40.830
<b>هی! هی</b>

11:42.800 --> 11:44.200
<b>لعنت</b>

11:58.560 --> 12:00.160
<b>نمیتونی باهاش تماس بگیری؟</b>

12:00.160 --> 12:01.960
<b>گوشیش در دسترس نیست؟</b>

12:02.810 --> 12:05.360
<b>پس هیچ راه دیگه ای وجود نداره بتونی پیداش کنی؟</b>

12:05.360 --> 12:08.660
<b>نه بابا، من فقط یه بار اینجا دیدمـش</b>

12:08.660 --> 12:11.090
<b>اگه میدونستم که همچین مادر پولداری داره</b>

12:11.090 --> 12:13.690
<b>باید یکم بیشتر سـر کیـسه رو شـل میکردم و بهـش قرض میدادم</b>

12:15.930 --> 12:20.230
<b>به نـظر میاد واقعا در برابر تانگ شیائو گانگ هیچ قدرتـی نداری</b>

12:20.230 --> 12:22.890
<b>مثل اینکه یه همچین فرصت نابـی از چنـگت در رفته</b>

12:22.890 --> 12:27.690
<b>حداقل من چیزی رو از دست ندادم،اگـه ما نمیتونیم پیداش کنیم
پس تانگ شیائوکانگ هم نمیتونه پیداش کنه</b>

12:27.690 --> 12:32.790
<b>دینگ رنجیان، میدونی بـزرگتـرین نـقطه ی قوتت چـیه؟</b>

12:33.530 --> 12:35.690
<b>بسـیار خوشتـیپم</b>

12:36.510 --> 12:41.210
<b>آره آره خوشتیپـی، دو تا خصوصیت بارز شخصیتیت</b>

12:41.210 --> 12:44.210
<b>پوست کلفتی و زیادی سـرخوش بودنـته</b>

12:44.210 --> 12:48.040
<b>واقعا چشم دیدن آدمایی مثل تو رو که تا با یه در بسته مواجـه میشن و فکـر میکنن دنیا به آخـر رسیده رو ندارم</b>

12:48.040 --> 12:50.220
<b>خب چرا بزرگـش میکنی؟ از کاه کـوه میسازی؟</b>

12:50.220 --> 12:54.570
<b>باهات شرط میبندم فردا صبح که چشمامونو باز کردیم باستین جلومون ظاهر میشه</b>

12:54.570 --> 12:56.240
<b>باز داره قمپز در میکنه</b>

12:56.240 --> 13:00.660
<b>حالا اتفاقـیه که افتاده...چرا کمی خوشبین نباشیم؟</b>

13:04.060 --> 13:06.240
<b>...بسیار خب، حالا که اینـطوره</b>

13:06.240 --> 13:10.920
<b>بیا آب تو هـاون نکوبیم، خب بگو کجا بریم؟</b>

13:10.920 --> 13:14.450
<b>ازونـجایی که تو این سفر زیادی خسیس بازی دراوردم
امـروز میخوام بـزنم به جاده خاکـی</b>

13:14.450 --> 13:16.700
<b>بزنی به جاده خاکـی؟ منظورت چیـه؟</b>

13:16.700 --> 13:19.170
<b>میخوام دست و دلبـاز بشـم</b>

13:19.170 --> 13:22.050
<b>دینگ رنجیان، بزن بریم -
بریم -</b>

13:22.050 --> 13:23.630
<b>ببین، اونو ببین</b>

13:23.630 --> 13:26.900
<b>اون قطار کوچیکه چه باحاله، شبیه اتوبوسه</b>

13:26.900 --> 13:31.410
<b>امـروز قانـون بی قانـون، هر چـه دل تنگت میخواد بخـور و بنوش</b>

13:31.410 --> 13:34.910
<b>هرچی دلم خواست؟ -
آره،درسته جیبـمون خالـیه ولی پـزمون عالـیه -</b>

13:34.910 --> 13:37.880
<b>منم، الان تو فرودگاه بوداپستــم</b>

13:37.880 --> 13:41.730
<b>با اولین پرواز  دارم برمیگردم، بی خیال اون 15درصد سهام شدم</b>

13:41.730 --> 13:44.300
<b>میخوام برم سراغ چیـزی که ازون 15%سهام مهمـتره</b>

13:55.740 --> 13:58.220
<b>هـی اینجا بدک نیست -
آره خوبـه -</b>

13:58.420 --> 14:00.060
<b>دیدی گفتم؟ امـشب تا خـرخـره میخوریم</b>

14:00.060 --> 14:02.300
<b>قراره هرچی دلمون میخواد بخوریم، خودت گفتی
پس به حساب خودت دینگ رنجیان</b>

14:02.300 --> 14:03.860
<b>هرچـقدر دلت میخواد بخـور، به حساب من</b>

14:03.860 --> 14:05.420
<b>سلام عصرتون بخـیر -
سلام، عصرتون بخـیر -</b>

14:05.420 --> 14:06.500
<b>سلام</b>

14:06.500 --> 14:08.540
<b>....اوه خب...منو...منو -
منـو -</b>

14:08.540 --> 14:10.260
<b>بلـه، منـو داریم میتونید انتخاب کنید</b>

14:10.910 --> 14:13.450
<b>باشه ممنون،اجازه بدین یه نگاهی بندازیم</b>

14:13.450 --> 14:17.250
<b>من معمولا تکیلا میخورم ولی شنیدم که میگن</b>

14:17.250 --> 14:21.540
<b>وقتی میایی بوداپست باید یه جور شراب میوه ای بخوری، اگه اشتباه نکنم همـینه</b>

14:22.440 --> 14:24.700
<b>این باید خیلی خوب باشه، درسته؟-
این شراب سنتی مجارستانـه -</b>

14:24.724 --> 14:25.399
<b>وای، شراب سنتـی</b>

14:25.400 --> 14:30.070
<b>اینجـا خیلی گرونـه، چطوره بـریم یه جای دیگه</b>

14:30.070 --> 14:34.310
<b>مگه نگفتی امروز مهمونم میکنی؟-
آره گفتم مهمون من ولی بهـتره یه چـیز ارزون تر سفارش بدیم-</b>

14:34.310 --> 14:36.420
<b></b>

14:36.420 --> 14:40.510
<b>مهم، یه مسأله ی مهم</b>

14:40.510 --> 14:44.680
<b>برو برو -
باشه، باشه ، خداحافظ -</b>

14:44.680 --> 14:47.050
<b>دینگ رنجیان واقعا که خسیسی، مگه نگفتی مهمون تو؟</b>

14:47.050 --> 14:50.550
<b>بیا بریم یه جای ارزون تر، اون وقت هرچی خواستی بخور-
من همینجا رو میخوام -</b>

14:51.880 --> 14:56.090
<b>باشه حالا، عصبانی نباش دیگه، اینجا دیگه به نظر گرون نمیاد</b>

14:56.090 --> 14:57.820
<b>قـول میدم اونقدر برات نوشیدنی بخـرم که مست کنی،باشه؟</b>

14:57.820 --> 15:00.940
<b>باشـه، خودت گفتی بعدا نزنی زیر حرفت
باشه ، همینجا بشین -</b>

15:05.050 --> 15:08.480
<b>بیا که مست بریم خونه، هرچی میخوای سفارش بده</b>

15:12.030 --> 15:16.460
<b>اینجا هم همون شـرابی که دلم میخواست بخورم رو داره</b>

15:17.160 --> 15:20.600
<b> اینجا هم یه کوچولو گرونه</b>

15:22.580 --> 15:25.760
<b>... نه ، به من گوش بده، من</b>

15:28.170 --> 15:30.040
<b>...واقعا من</b>

15:31.450 --> 15:33.010
<b></b>

15:33.010 --> 15:37.250
<b>یه چیزی تو بار جا گذاشتم، همین الان باید برگردم</b>

15:42.600 --> 15:45.290
<b>استاد فـرار کردن</b>

15:48.570 --> 15:51.340
<b>منم که آه در بساط ندارم</b>

16:02.620 --> 16:05.430
<b>خـب چطوره؟ کافـیه؟</b>

16:08.320 --> 16:10.080
<b>بلاخره گیـرم انداختی</b>

16:10.080 --> 16:13.390
<b>خسیس بودن هم از ملزومات زندگـیه</b>

16:13.390 --> 16:17.050
<b>اگه نتونیم همـشو بخوریم چی؟-
من بهت ایمان دارم -</b>

16:18.720 --> 16:21.300
<b>بیا -
اوه چه سنگینه -</b>

16:26.210 --> 16:27.540
<b>چه بوی خوبی داره</b>

16:27.664 --> 16:28.564
[پنج تا بخـور یکی ببـر ]

17:08.580 --> 17:12.500
<b>دیگـه نمیتونم، این تن بمـیره دیگه جا ندارم</b>

17:12.500 --> 17:15.210
<b>داره بالا میارم</b>

17:15.210 --> 17:18.300
<b>حالا چیکار کنیم؟ حساب کن بریم</b>

17:18.300 --> 17:20.590
<b>ما که دو تا لیوان بیشتر نخوردیم</b>

17:20.590 --> 17:25.040
<b>انـقدر با عجـله خوردیم که اصلا نتونستم درست و حسابی طعمـشو بچـشم</b>

17:25.040 --> 17:28.620
<b>من که تا خرخره خوردم،دارم بالا میارم</b>

17:31.430 --> 17:33.590
<b>دیگه جا ندارم</b>

17:33.590 --> 17:36.400
<b>انـقدر شکمم پـر شده الانـه که لباسم بـترکـه</b>

17:42.620 --> 17:44.280
<b>سلام</b>

17:44.280 --> 17:47.000
<b>بسیار خوشمـزه است</b>

17:47.000 --> 17:51.900
<b>اما ... خیلـی... خیلی گرونـه</b>

17:51.900 --> 17:53.990
<b>میـشه ارزون تـر حساب کنی؟</b>

17:55.360 --> 17:58.370
<b>من یه ایـده دارم</b>

17:58.370 --> 18:00.160
<b>برید اونجا</b>

18:04.900 --> 18:08.000
<b>یعنی چی؟ -
منظورش چـیه؟ -</b>

18:11.890 --> 18:13.270
<b>بلدی برقصی؟</b>

18:13.270 --> 18:14.280
<b>شوخیت گرفته؟</b>

18:14.280 --> 18:16.330
<b>تو دوران دانشجـویی من خدای رقـصِ کلاسمون بودم</b>

18:16.330 --> 18:18.510
<b>دختـرا تو کلاس واسه رقصیدن با من سر و دست میشکستن</b>

18:18.510 --> 18:21.100
<b>تو کلاستـون چندتا پـسر بود؟</b>

18:21.100 --> 18:23.300
<b>موسیقی</b>

18:25.600 --> 18:26.790
<b>چیکار میکنی؟</b>

18:26.790 --> 18:28.120
<b>چرا کفشاتو در میاری؟</b>

18:28.120 --> 18:31.070
<b>تا حالا رمان خاک بر سـری نخوندی؟</b>

18:31.070 --> 18:34.160
<b>آخـه کی با کفـش دو نـفـره میرقصه؟
باید پابـرهنه شد</b>

18:34.160 --> 18:35.970
<b>کفشاتو در بیـار</b>

18:35.970 --> 18:39.630
<b>رمان زیاد خوندم اما از نوع خاک بر سریـش هرگز</b>

18:39.630 --> 18:41.460
<b>بگـو ببینم چیا توش نوشته؟</b>

19:43.030 --> 19:45.230
هـوبـره* ی قشنگمون رو برداشتی؟
(*نام پـرنده ی روی کوسـن)

19:45.230 --> 19:48.470
<b>آره بابا گرفتمش -
وای خدای من -</b>

19:48.470 --> 19:53.970
<b>چه باحال، اینجا مجارستانه، ما بردیم، دینگ رنجیان، ما بردیم</b>

19:53.970 --> 19:56.280
<b>میخوام یه اسم خیلی باحال بهش بدم</b>

19:56.280 --> 20:00.950
<b>...چه اسمی؟ مثلا اسمش باید -
میخوام اسمشو بذارم دینگ رنجیان -</b>

20:06.100 --> 20:11.830
<b>این ... یه هوبره نر بزرگه اسمش هم دینگ رنجیانه
بیا اینجا -</b>

20:11.830 --> 20:16.730
<b>هوبره نر بزرگ -
...هوبره ماده -</b>

20:23.240 --> 20:24.820
<b>هوبره نر من کجاست؟</b>

20:24.820 --> 20:26.250
<b>اینجاست</b>

20:26.250 --> 20:30.960
<b>اینجاست اینجاست -
هوبره نر من -</b>

21:14.910 --> 21:16.750
<b>دینگ رنجیان</b>

21:16.750 --> 21:21.340
<b>میخوام دنبال یه هوبره نر بزرگ</b>

21:21.340 --> 21:26.150
<b>که اسمش دینگ رنجیانــه بگردم</b>

21:53.200 --> 21:55.810
<b>پسرم، دلت برای بابا تنگ شده؟</b>

21:55.810 --> 21:59.480
<b><i>بابا، من دارم یواشکی با گوشی مامان بهت زنگ میزنم</i></b>

21:59.480 --> 22:01.450
<b><i>فقط پنج دقیقه وقت دارم</i></b>

22:01.450 --> 22:03.150
<b>ازت پرسیدم دلت برام تنگ شده یا نه</b>

22:03.150 --> 22:04.720
<b>تنگ شده، خیلی هم تنگ شده</b>

22:04.720 --> 22:07.400
<b>اما الان میخوایم در مورد مسأله ی مهمتـری باهات صحبت کنم</b>

22:07.400 --> 22:08.450
<b>چی شده؟</b>

22:08.450 --> 22:10.970
<b>مامان داره ازدواج میکـنه</b>

22:15.780 --> 22:19.030
<b>بابا، بابا، یه چیزی بگو</b>

22:20.610 --> 22:23.910
<b>پسرم، گوش کن</b>

22:23.910 --> 22:30.520
<b>من مادرتـو ناامیـد کردم برای همین مادرت تصمیم گرفت یه خانواده جدید بسازه</b>

22:30.520 --> 22:34.040
<b>تو نباید مادرت رو سرزنش کنی، نباید از دستش عصبانی باشی، باشه؟</b>

22:34.040 --> 22:36.290
<b>بابا، من نمیخوام با اونا زندگی کنم</b>

22:36.290 --> 22:38.620
<b>منو برگـردون خونه ی خودمون</b>

22:38.620 --> 22:42.380
<b>اگـه ازت بخوام پیش من زندگی کنی، قبول میکنی؟</b>

22:42.380 --> 22:44.890
<b>من میخوام با پدر و مادرم زندگی کنم</b>

22:44.890 --> 22:48.440
<b><i>من و مامان رو از عمو تانگ پس بگیر</i></b>

22:48.440 --> 22:51.220
<b>من نمیخوام شما دوتا از هم جدا بشین، میخوام مثل قبل عین یه زن و شوهر کنار هم بمونین</b>

22:51.220 --> 22:54.710
<b>تو پدر منی، فامیلی من دینــگــه</b>

23:02.080 --> 23:04.080
<b>بابا</b>

23:04.080 --> 23:05.880
<b>بابا</b>

24:22.180 --> 24:24.550
<b>رئیس تانگ، هر دستـوری که شما دادید اجرا شد</b>

24:24.550 --> 24:26.187
<b>نایب رئیس چیـن، چی گفت؟ -</b>

24:26.212 --> 24:29.720
<b>پیام شما رو بهش رسوندم اما نادیده اش گرفت</b>

24:30.420 --> 24:31.960
<b>طبیعیه</b>

24:31.960 --> 24:35.570
<b>از نـظر اون، درسته که یه رابـطه ی کاری رو باهم شروع کردیم</b>

24:35.570 --> 24:37.470
<b>اما در واقع هنوز داریم همدیگه رو محک میزنیم</b>

24:37.470 --> 24:39.600
<b>ازونجایی که پای وجه مالی شرکت ژن در مـیونه</b>

24:39.600 --> 24:45.300
<b> قابل درکه که بخواد محتاطانه عمل کنه
در حال حاضـر ما هنوز براش غریبه ایـم</b>

24:45.300 --> 24:49.630
<b>درسته، میترسیدم که به ما مشکوک بشه برای همین پافشـاری نکردم</b>

24:49.650 --> 24:51.540
<b>ازونجــایی که بـرگ بـرنده هنوز تو دستای من نیست</b>

24:51.540 --> 24:54.030
<b>پس بهـتره دست به تـرفند جدیدی بزنم</b>

24:54.030 --> 24:55.610
<b>چیزی که میخواستمو آماده کردی؟</b>

24:55.610 --> 24:57.290
<b>بفرمایید</b>

24:58.370 --> 25:01.100
<b>نباید خیلی اون آدم کله گنده رو منتظر بذاریم</b>

25:07.890 --> 25:12.690
<b>جناب گائو، ازونجایی که امـروز برای ملاقات با من تشریف آوردید، مطمئنم یه چیـزایی در موردم میدونین</b>

25:12.690 --> 25:14.910
<b>البته که میدونم</b>

25:14.910 --> 25:18.530
<b>بهرحال آدمای زیادی نیستن که به خودشون جرأت بدن و همچین بلای بیرحمانه ای سر شرکت قدرت نوین بیارن</b>

25:18.530 --> 25:23.230
<b>به نـظر میاد قصد ندارین از رابطه ی شخصیتون با ژای ژیـوی چشم پوشـی کنید</b>

25:23.230 --> 25:25.210
<b>ما هیچ رابطه ی شخصی باهم نداریم</b>

25:25.210 --> 25:27.610
<b> فقط شریک تجاری هم هستیم</b>

25:27.610 --> 25:30.300
<b>تجارتی که چیزی جز ضرر براتون نداشته؟</b>

25:32.980 --> 25:37.370
<b>یه تاجـر، خواه یا ناخواه یک یا دو سرمایه گذاری اشتباه تو عمـرش انجام میده</b>

25:37.370 --> 25:40.120
<b>از این نـظر من هم ازین قاعده مستثنا نخواهم بود، درست مثل شما</b>

25:40.120 --> 25:42.930
<b>من چـیزی در مورد سوابق تجاری شما نمیدونم</b>

25:42.930 --> 25:45.470
<b>اما با توجـه به شیوه ی حرف زدنـتون، به نظر نمیاد تازه کار باشید</b>

25:45.470 --> 25:47.570
<b>اینکـه در گذشته مرتکب چه اشتباهی تو تجارت شده باشید اهمیتی نداره</b>

25:47.570 --> 25:52.100
<b>چیزی که مهمه اینه...ازین به بعد چه کسی رو برای شراکت انتخاب میکنید</b>

25:53.600 --> 25:57.920
<b>تقریبا همـه خبـر دارن که چشم شما دنبال تصاحب شرکت قدرت نویـنه</b>

25:57.920 --> 25:59.750
<b>جای تعجبی نداره</b>

25:59.750 --> 26:03.270
<b>اما تصمـیمش به عهده ی ژای ژیـوی هست نه بنده</b>

26:03.270 --> 26:06.575
<b>احتمالا در جریان شراکت هستید،ما فقط مسئول سرمایه گذاری پول و تقسیم سود هستیم</b>

26:06.600 --> 26:09.250
<b>هــونگ وِن هیچ ارتباطی به قدرت نوین نداره</b>

26:09.250 --> 26:12.010
<b>خـب اگـه بخوام " هونگ وِن " رو داشته باشم چطور؟</b>

26:12.840 --> 26:15.650
<b>پس شرمنده، چاره ای جز مخالفت برام باقی نمیمونه</b>

26:15.650 --> 26:18.170
<b>ایرادی نداره اگـه ازتون یه دلیل منطقی بخوام؟</b>

26:18.170 --> 26:20.240
<b>چرا باید براتون دلیل بیارم؟</b>

26:20.240 --> 26:22.620
<b>هـونگ وِن، متعلـق به خودمـه</b>

26:22.620 --> 26:26.250
<b>چـه سـودی داشته باشه چه نـه، خودم میتونم از عهده ی هزینه هاش بربیام</b>

26:26.250 --> 26:27.970
<b>اجازه نمیدم به همین سادگی شرکت تانگ تصاحـبش کنـه</b>

26:27.970 --> 26:31.770
<b>مدیر گائو، شاید دلتون بخواد بدونین " از عهده ی هزینه هاش برمیام" دقیقا یعنی چی؟</b>

26:32.900 --> 26:35.870
<b>جناب تانگ، شما خیلی خوش اشتهایی</b>

26:35.870 --> 26:37.730
<b>یه وقت رودل نکنی؟</b>

26:37.730 --> 26:42.650
<b>شایـد هرکـسی نتونـه خـوردن غذای منقـضی شده رو تحمل کنـه</b>

26:42.650 --> 26:47.850
<b>ولی اینجـور چیـزا روح منـو جلا میده، اما فکر میکنم شما چاره ای جز بالا آوردنـش نداشته باشی</b>

26:47.850 --> 26:50.960
<b>متاسفـانه بنده یک عادت بسیار بد دارم</b>

26:50.960 --> 26:54.840
<b>ترجیـح میدم غذا تو معـدم فاسـد شه تا اینکـه بخوام برای کسی بالا بیارمـش</b>

26:54.840 --> 26:58.410
<b>هرچـه دیگران بیشتر تشنه ی داشتنش بـشن
من محکمتـر از  قبل تو چنگــم نگهش میدارم</b>

26:58.410 --> 27:02.080
<b>چه تصادفی، منم یه عادت بد دارم</b>

27:02.080 --> 27:06.790
<b>هرچـه بیشتـر چـیزی از نـظرم پنهان شه بیشتـر مشتاق کشف کردنش میشـم</b>

27:08.390 --> 27:10.050
<b>رئیس تانگ دنبال فهمیدن چی هستن؟</b>

27:10.050 --> 27:13.680
<b>چـطوره در موردش باهام صحبت کنید، شاید بتونم روشنتون کنم</b>

27:13.680 --> 27:16.920
<b>اونوقت بعد ازینکـه یه بار تیـرت به سنگ خورد میتونی واسه دفعات بعد نقشه های بیشتری بکـشی</b>

27:16.920 --> 27:19.620
<b>واقعا که مـرد با ملاحظه ای هستید</b>

27:19.620 --> 27:24.560
<b>واقعا دلـشو ندارم ببینم با پای خودتون وارد مهلکه میشید</b>

27:47.150 --> 27:50.820
<b>چـطوره؟ به اندازه ی کافی واضح بود؟</b>

27:50.820 --> 27:54.060
<b>داری از کاه کـوه میسازی، کدوم آدمـی پیدا میشه که تو گـذشته اشتباهی مرتکب نشده باشه؟</b>

27:54.060 --> 27:55.870
<b>از کلمه اشتباهی استفاده کردی</b>

27:55.870 --> 27:59.050
<b>اگـه درحال حاضـر این اتفاق جریان داشته باشه
بازم اسمـشو میذاری "اشتباهـی در گذشته"؟</b>

27:59.050 --> 28:00.940
<b>ممنون که حــرفمـو تصحیح کردی</b>

28:00.940 --> 28:03.610
<b>اگـه قرار باشـه اینجـور عکسـا رو از پاپارازی های کله گنده بخـرم</b>

28:03.610 --> 28:06.770
<b>برام ارزونتر از آب در میاد</b>

28:06.770 --> 28:14.660
<b>چـون اونا خـبر ندارن که شما اونور آب یه همسـر و دختـر و یه پدر زنـی داری که منتظره دست از پا خطا کردنتـه</b>

28:36.380 --> 28:39.100
<b>فکـر کردم دیگه کارم تمـومه</b>

28:39.100 --> 28:44.770
<b>اما حالا که میبینم جناب تانگ به خودشون زحمت ترتیب همچین قرار ملاقاتی رو دادن، مطمئنا قصدشون رسوایی بنده نیست</b>

28:44.770 --> 28:48.280
<b>والا کـسی که الان در حال نگاه کردن به این عکسـا بود، من نبودم</b>

28:49.490 --> 28:54.300
<b>هم صحبتـی با آدم خونــسرد و باهوشـی مثل شما واقعا لذت بخـشه</b>

28:54.300 --> 28:58.720
<b>پس بایـد بدونـی وقتی از وجود پـدر زنی که چشم دیدنــتو نداره خبـر دارم</b>

28:58.720 --> 29:02.250
<b>پس طبیعتا میدونم چه کسی بهت کمک کرد تا از زندان بیایی بیرون</b>

29:02.250 --> 29:03.440
<b>منظورت چیه؟</b>

29:03.440 --> 29:05.920
<b>ازم میخوای بهش خیانت کنم؟</b>

29:05.920 --> 29:08.240
<b>امکان نداره، اون منـو نجات داد</b>

29:08.240 --> 29:14.970
<b>با توجـه به عکس العملت به نـظر می رسه اون مـرد تصمیم درستی گرفته که تو رو رئیس تشریفاتـی شرکت هونگ ون کرده</b>

29:14.970 --> 29:17.320
<b>البته لازم نیست فکـرتـو مشغول کنی</b>

29:17.320 --> 29:19.840
<b>فقط لازمـه زیر این قرارداد رو امضا کنـی</b>

29:19.840 --> 29:22.520
محتوای سـند:در اختیار گذاشتن داوطلبانـه ی مالکیت

29:22.520 --> 29:27.090
<b>حل تمام مشکلاتتــو بسپار به من</b>

29:31.580 --> 29:35.600
<b>امضای این قرار داد یعنــی فروختــن اون آدم</b>

29:37.160 --> 29:41.870
<b>مطمئنا خیلی خوب میدونـی که دیگه حساب و کتاب کار از دستـش در رفته</b>

29:41.870 --> 29:46.000
<b>کـسی که مرتکب اشتباه میـشه تو نیستی، بلکه خودشـه</b>

29:50.730 --> 29:54.090
<b>یه ســفر مهمون مـن</b>

29:54.090 --> 29:58.690
<b>البته لازم به یادآوری نیست، اجازه ی برقراری تماس با هیچ کـسی رو نداری</b>

30:02.500 --> 30:05.130
<b>بعـد از دو هفته چـه اتفاقی میفته؟</b>

30:05.130 --> 30:09.340
<b>بعد دوهفته، هرکاری که دلت خواست میتونـی انجام بدی</b>

30:09.340 --> 30:12.470
<b>دستیارم تا خونـه همراهیت میکنه تا وسایلــتو جمع کنـی</b>

30:12.470 --> 30:14.740
<b>و مقصد بعدیت فرودگـاهـه</b>

30:20.470 --> 30:24.820
<b>باید اعتراف کنم، برنامـه ریزیت واقعا زیرکانـه بود</b>

30:54.530 --> 30:58.210
<b>من چرا اینجا خوابیدم؟</b>

30:59.420 --> 31:01.880
<b>اول صورتت رو تمیز کن</b>

31:11.970 --> 31:14.180
<b>چرا اینجوری نگام میکنی؟</b>

31:14.180 --> 31:17.280
<b>دیروز بدجوری مست کردم، هیچ کاری نکردم</b>

31:17.280 --> 31:19.930
<b>هر کاری از دستت برمیومــد کـردی</b>

31:19.930 --> 31:21.830
<b>از چی حرف میزنی؟</b>

31:21.830 --> 31:24.300
<b>درسته که مشکلات زیادی دارم</b>

31:24.300 --> 31:27.810
<b>اما برای خودم حـد و مرزی دارم</b>

31:27.810 --> 31:32.540
<b>خیالت راحت، بهت پنج دقیقه وقت میدم صبحانـتو بخوری،بعدش باید بریم دیدن یکـی</b>

31:32.540 --> 31:35.430
<b>از کی باهام اینقدر مهربون شدی؟ حتی واسم صبحونه اماده کردی</b>

31:35.430 --> 31:37.750
<b>من آماده اش نکردم</b>

31:37.750 --> 31:39.760
<b>قـراره کیــو ببینیم؟</b>

31:39.760 --> 31:42.030
<b>بعدا بهت میگم</b>

31:54.435 --> 31:55.535
<b>قضیه چیـه؟</b>

31:56.460 --> 32:00.470
<b> چی بهت گفته بودم؟ گفتم که وقتی چشمامونو باز کنیم جلومون ظاهر میشه،اما تو باور نکردی</b>

32:00.470 --> 32:03.810
<b>مـهم نیست چیکار کردی، اما کارت درست بود</b>

32:05.000 --> 32:07.920
<b>رفـیق شفـیقم، باستین</b>

32:07.920 --> 32:11.630
<b>میشه قبل از هرچی بدهیـتو صاف کنی؟
بعدا در مورد مسائل دیگه صحبت میکنیم</b>

32:11.630 --> 32:14.900
<b>الان چـه وقت حرف زدن در مورد دو قـرون پوله؟
در مورد سهام بهش بگـو</b>

32:14.900 --> 32:16.370
<b>... منظورم</b>

32:16.370 --> 32:18.890
<b>البتـه که بدهـیمو صاف میکنم</b>

32:18.890 --> 32:25.750
<b>اما بهت قول داده بودم که یه سوپرایز غیرمنتظـره برات دارم</b>

32:28.730 --> 32:32.710
<b>این هم یک هدیـه ی ناقابل برای جـبران لطفی که تو دیار غربت بهم کـردی</b>

32:38.070 --> 32:39.850
<b>از حالا به بعد</b>

32:39.850 --> 32:46.820
<b>تو این اجازه رو داری که به نمایندگی از من
از تمام حقوق این 15% سهام استفاده کنی</b>

32:46.820 --> 32:49.670
<b>این هم وکالتنامــه است</b>

32:54.300 --> 32:56.880
<b>دیدی چه راحت بود</b>

33:01.650 --> 33:04.350
<b>به این میگن قانون جــذب</b>

33:20.230 --> 33:21.570
<b> منتظر تماست بودم</b>

33:21.570 --> 33:25.040
<b>میبینم که با دست خالی از 15% سهام به خونـه برگشتی</b>

33:25.040 --> 33:26.160
<b>تو باختی</b>

33:26.160 --> 33:29.590
<b><i>فکـر میکنی خیلی باحالـی وقتی اینـطوری حرف میزنی؟ </i></b>

33:29.590 --> 33:34.010
<b>اگـه پاتـو از گلیم شرکت ژن بکشی بیرون و با چین ژن
مراوده ای نداشته باشی، اجازه میدم این یه بار برنده شی
و شرکتـمو تصاحب کنی</b>

33:34.010 --> 33:36.300
<b>خوشحالم که همچین حرفـی میزنی</b>

33:36.300 --> 33:38.610
<b>اما نه اینکــه بخوام پیشنهادی که بهم دادی رو رد کنم</b>

33:38.610 --> 33:39.890
<b>چـون بهش احتیاجی ندارم</b>

33:39.890 --> 33:42.800
<b>شرکت قدرت نوین چه بخوای چه نخوای مال من میشـه</b>

33:42.800 --> 33:46.370
<b>خوشحالم که بالاخـره شکست رو پذیــرفتی</b>

33:46.370 --> 33:51.150
<b>فقط کمی کنجکـاوم، وقتی بخوای چیزی رو به دست بیاری به یه نفـوذی نیاز داری</b>

33:51.150 --> 33:54.050
<b>بـه ژای پـدر و پـسر نمیاد که انـقدر بی دقـت و کم توجـه باشن</b>

33:54.050 --> 33:56.740
<b>پس برای همین نمیخوایـی بی خیال چین ژن بشی،درسته؟</b>

33:56.740 --> 33:59.290
<b>هیچوقت به اینکه بی خیالش بشم یا نه فکر نکردم</b>

33:59.290 --> 34:04.470
<b>اما اینکـه بخواد بـره یا بمــونه، مسلما تصمیم با خودشـه</b>

34:04.470 --> 34:06.150
<b>پس هیچ تضمـینی وجود نداره که بـرنده شـی</b>

34:06.150 --> 34:08.950
<b>منتـظر باش و ببین، چطوره؟</b>

34:09.050 --> 34:11.350
<b>شـرط میبندم که بازنـده تویـی</b>

34:20.040 --> 34:21.190
[ آن چینگهوان ]

34:22.950 --> 34:25.050
<b>الو؟</b>

34:25.050 --> 34:27.660
<b>چی؟ مـوفق شدی؟</b>

34:29.010 --> 34:32.770
<b>مثل اینکـه ایندفعه عمـو بزرگ حسابی گل کاشتـه</b>

34:32.770 --> 34:34.860
<b>باشه،  فهمیدم</b>

34:43.320 --> 34:46.440
<b>میـشه بپرسم چی میل دارید جناب؟</b>

34:48.470 --> 34:51.150
<b>اون سبزه چیه؟</b>

34:51.150 --> 34:54.090
<b>این سبزه آووکادوئــه</b>

34:54.090 --> 34:56.620
<b>دو قاچ بهم بده -
به روی چشم -</b>

35:10.020 --> 35:11.680
<b>طعمــش چطوره؟</b>

35:11.680 --> 35:13.960
<b>اینــکـه طعم خاصی نداره -
درسته  -</b>

35:13.960 --> 35:16.960
<b>آووکادو همچین طعمی داره</b>

35:16.960 --> 35:19.170
<b>انگاری داری روغن خالـص میخوری</b>

35:20.620 --> 35:21.610
<b>اون چیه؟</b>

35:21.610 --> 35:22.630
<b>اون؟</b>

35:22.630 --> 35:24.360
<b>تخم مرغ همزده و پخته شده است</b>

35:24.360 --> 35:26.150
<b>تخم مرغ همزده و پخته شده میخواید؟</b>

35:40.280 --> 35:43.400
<b>چقـدر شوره، چرا انقـدر کـَره داره؟
یه چیزی بیار بخورم اینو بشوره ببره</b>

35:43.400 --> 35:47.340
<b>خب عرضـم به حضور مبارکـتون که، آب داریم</b>

35:47.340 --> 35:50.890
<b>آب انبـه، آب پرتغال، شیر سویـا</b>

35:50.890 --> 35:54.310
<b>لازم به اینهـمه کبکبه و دبدبه نیست
همون آب کافـیه</b>

36:03.790 --> 36:06.100
<b>غذا خوردن حوصـلمو سر برده</b>

36:06.100 --> 36:08.150
<b>یه آهنگ بذار سرحال بیام</b>

36:13.600 --> 36:17.050
<b>مورد پسـنده؟ -
نه، یه آهنگی بذار که با حس و حال الانم جور باشه -</b>

36:17.050 --> 36:20.940
<b>یه آهنگـی که در خـور یک بـرنده باشه</b>

36:22.100 --> 36:23.490
<b>میـشه با جـزئیات بیشـتری توضیح بدی؟</b>

36:23.490 --> 36:27.810
<b>میشه بگی چه جور آهنگی میخوای گوش کنی که به حس و حال الانت بخوره؟</b>

36:27.810 --> 36:29.780
<b>سمفونی سرنوشت</b>

36:29.780 --> 36:33.440
<b>سمـفونی شماره ی پنج بتهوون، به نام سمفونی سرنوشت</b>

36:33.440 --> 36:37.040
<b>بد نیست، بد نیست،اصلا بهتهوون این قطعه رو به افتخار تو ساخته</b>

36:55.130 --> 36:57.060
<b>خب راضی شدی؟</b>

36:57.060 --> 36:58.350
<b>باشه، فعلا دیگـه کافـیه</b>

36:58.350 --> 37:00.910
<b>بد نیست بدونـی باید این اتاق رو ساعت12 تحویل بدیم</b>

37:00.910 --> 37:04.510
<b>اگـه قصد داری به این تجملاتی بودن ادامه بدی باید پولـشو پرداخت کنی</b>

37:04.510 --> 37:06.870
<b>تحویل میدیم، سر ساعت تحویل میدیم</b>

37:06.870 --> 37:08.850
<b>الانم ساعت 11 و نیمه زود باش وسایلتو جمع کن</b>

37:08.850 --> 37:11.180
<b>باز هم که همون ماشین و همون راننده</b>

37:11.180 --> 37:14.450
<b>داریم به این زودی میریم فرودگاه؟</b>

37:14.450 --> 37:16.090
<b>معلومه که نه</b>

37:16.090 --> 37:19.860
<b>ازونجایی که گل کاشتی و حسابـی ترکونـدی</b>

37:19.860 --> 37:21.810
<b>بایــد یه جایزه بهت داده بـشه</b>

37:21.810 --> 37:24.770
<b>امروز صبح این موضوع رو با ژای ژیوی در میون گذاشتم</b>

37:24.770 --> 37:27.070
<b>این اولین بارته که به مجارستان میایی، درسته؟</b>

37:27.070 --> 37:29.420
<b>میخوام یه تــور یک روزه به بوداپست ببرمت</b>

37:29.420 --> 37:33.730
<b>هر جایی که بـری، هر چی که بخوری، هر کاری که کنی، هزینه اش با جیب بنده است</b>

37:33.750 --> 37:37.120
<b>فقط باید به موقع و قبل از جلسه ی هیئت مـدیره برگردیم</b>

37:37.120 --> 37:39.050
<b>قراره تو پولــشو بدی؟</b>

37:39.050 --> 37:41.790
<b>من که نه، ژای ژیوی میده، امروز صبح برام پول فرستاد</b>

37:41.790 --> 37:45.240
<b>خب حالا که اینـطور شد...پس هیچ مراعاتی در کار نیست</b>

37:45.240 --> 37:47.220
<b>خب، حالا برنامـه ات چـیه؟</b>

37:47.220 --> 37:49.790
<b>اگه بهت بگم ممکنه قالب تهی کنی</b>

37:49.790 --> 37:52.710
<b>زودتر بگو تا قالب تهی کنم</b>

37:52.710 --> 37:55.560
<b>میخوام برم خرید</b>

37:57.290 --> 37:58.830
<b>واقعا درک نمیکنم</b>

37:58.830 --> 38:03.860
<b>مگه از همـسرت، ببخشید همسـر سابقت، جدا نشدی؟</b>

38:03.860 --> 38:06.310
<b>پس چـرا داری واسش خـرید میکنی؟</b>

38:06.310 --> 38:12.280
<b>این همه سال باهام زندگی کرد و هیجوقت به یه مسافـرت نبـردمش و یه هدیـه ی درست و حسابی بهش ندادم</b>

38:12.280 --> 38:15.650
<b>اینکه تو مجارستان باشم و یکی دیگـه خرجـمو بده،همچین موقعیتی دیگه هیچوقت پیش نمیاد</b>

38:15.650 --> 38:17.990
<b>پس شاید بتونم یکم وجدان در عذابـمو آروم کنم</b>

38:17.990 --> 38:21.800
<b>هی، کمک کن یه لباس براش انتخاب کنم</b>

38:22.560 --> 38:24.270
<b>این چـطوره؟</b>

38:25.150 --> 38:29.210
<b>این لباس برای تو خوبـه، اما برای همسر سابقم یکم جلـف نیست؟</b>

38:29.210 --> 38:29.860
<b>جلـف؟</b>

38:29.860 --> 38:31.100
<b>آره -
کجاش جلــفه؟ -</b>

38:31.100 --> 38:33.400
<b>...رنگــشو ببین</b>

38:33.400 --> 38:36.100
<b>خیلـی تو چــشمه -
باشه باشه -</b>

38:54.580 --> 38:56.900
<b>این یکی هم بهت میاد</b>

38:56.900 --> 39:01.870
<b>اما رنگـش مات و مرده است، همـسرم هنوزم خیلی به ظاهـرش اهمیت میده</b>

39:04.450 --> 39:08.500
<b>به هرحال از نظر تو، من قابل مقایسه با همسرت نیستم، مگه نه؟</b>

39:08.500 --> 39:11.390
<b>نه فقط غیر قابل مقایسه، بلکـه هیچ تناسبـی باهم ندارین</b>

39:11.390 --> 39:14.230
<b>در گذشته اون زن عشقم و خانواده ام بود</b>

39:14.230 --> 39:18.420
<b>اما حالا تو دوستـمی، رابطه ی ما چیزی جز رفاقت نیست</b>

39:18.420 --> 39:22.830
<b>اگه  همینطوری پیش بریم، قایق دوستیمون قبل از رسیدن به مقصد چپه میشه</b>

39:22.830 --> 39:25.570
<b>هی ...این چطوره؟</b>

39:25.570 --> 39:27.040
<b>خیلی تیره نیست؟</b>

39:27.040 --> 39:30.470
<b>درستـه که تیـره است، اما خیلی گـرونـه</b>

39:32.110 --> 39:34.210
<b>ببخشید</b>

39:34.210 --> 39:38.870
<b> اینو میخوایـم -
بسیار خب-</b>

39:38.871 --> 39:40.445
<b>سایـز کوچـیکـش</b>

39:40.470 --> 39:44.100
<b>یه جعبه خشگل -
فکـر کنم همین سایـز خوب باشه -</b>

39:44.100 --> 39:47.920
<b>بسیار خب، به خـیر و خوشی خرید کردی، مقصد بعدی کجاست؟</b>

39:47.920 --> 39:50.280
<b>برای پسرم یه  چیزی بخرم</b>

39:55.110 --> 39:58.180
<b>سلام -
سلام-</b>

40:00.010 --> 40:01.870
<b>هی</b>

40:01.870 --> 40:04.620
<b>همون دستکشایی که دست هوگوئه رو میخوام</b>

40:05.440 --> 40:09.750
<b>دقیقا همون شکلی-
این یکی -</b>

40:13.120 --> 40:15.600
<b>همـونه، سایر کوچیکشو دارین؟ -
بله بله -</b>

40:18.430 --> 40:21.900
<b>ایول، اینجا رو ببین، روش نوشته ساخت چین</b>

40:21.900 --> 40:23.390
<b>این ساخت چینـه</b>

40:23.390 --> 40:24.770
<b>خب که چی؟</b>

40:24.770 --> 40:29.620
<b>بعد یه عمـر آزگار اومدی مجارستان، به جای خرید یه جنس چینی، چیزی بخر که ساخت مجارستان باشه</b>

40:29.620 --> 40:32.580
<b>داری میزنی زیر حرفت، بهم قول دادی پس بهانه نیار</b>

40:32.650 --> 40:35.470
<b>میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟ -
بپرس -</b>

40:35.470 --> 40:43.060
<b>برای همـسر سابقت هدیه خریدی چون حس میکردی
به گردنت حق داره یا انگـیزه ی دیگه ای داشتی؟</b>

40:44.070 --> 40:45.900
<b>قلـب شـرورم هنوز کاملا نمـرده</b>

40:45.900 --> 40:50.840
<b>در برابر همسرم نه ببخشید، همسر سابقم واقعا احساس گناه میکنم</b>

40:50.840 --> 40:54.740
<b>اما مهم نیــست چه اتفاقی بیفته، پسـرم مال منـه</b>

40:56.350 --> 40:57.780
<b>باشه ، ممنون</b>

40:57.780 --> 40:59.990
<b>برای چی پسشون دادی؟</b>

40:59.990 --> 41:03.900
<b>اگه میخوای کاری کنی که پسرت باهات بمونه، باید یه چیزی مثل</b>

41:03.900 --> 41:08.710
<b>عکس امضا شده بهش بدی</b>

41:12.730 --> 41:16.180
[ استادیوم ورزشی آرنا ]

41:21.840 --> 41:23.340
<b>اینجا کجاست؟</b>

41:23.340 --> 41:26.540
<b>در موردش تحقیق کردم، هوگـو قراره امـروز اینجا تمـرین داشته باشه</b>

41:26.540 --> 41:29.480
<b>بریم، بریم تا امضاشو بگیریم</b>

41:33.375 --> 41:34.875
<b>بایستید</b>

41:35.000 --> 41:37.300
<b>ببخشید، اینجا یه باشگاه خصوصیه</b>

41:37.300 --> 41:40.410
<b>هرکی عضوش نباشه حق ورود نداره</b>

41:40.410 --> 41:42.190
<b>... باشه اما</b>

41:42.190 --> 41:44.060
<b>منظورش چی بود؟ نمـیشه بـریم داخل؟</b>

41:44.060 --> 41:48.790
<b>گفت اینجا یه باشگاه خصوصیه؟ آخه چه طور ممکنه اینجا خصوصی باشه؟اجازه نمیدن بریم داخل</b>

41:48.790 --> 41:54.200
<b>بیخیال، برگردیم همون دستکش‌ها رو بخریم
بهرحال از مجارستان میخریم، مهم نیــتـه</b>

41:54.300 --> 41:55.800
<b>دینگ رنجیان</b>

41:55.800 --> 41:59.790
<b>میدونی چطوری زن و بچــتو از دست دادی؟</b>

41:59.790 --> 42:01.250
<b>چطور از دست دادم؟</b>

42:01.250 --> 42:02.690
<b>با کم سوختن و ساختن</b>

42:02.690 --> 42:05.300
<b>فهمیدم که شعار زندگیت، به کم قانع شدنـه</b>

42:05.300 --> 42:09.950
<b>فکر کردی اگه همسر و پسـرت لباسی برای پوشیدن، غذایی برای خوردن و جایی برای زنگی داشته باشن پس همه چی ردیفه</b>

42:09.950 --> 42:12.210
<b>اما تـو زندگـیت دنبال هیچ هدفـی نیستی</b>

42:12.210 --> 42:16.600
<b>قانع بودن به هرچـی در بساط دارم یعنی خوشبخـتی</b>

42:16.600 --> 42:19.620
<b>قانع بودن به هرچـی در بساط داری یعنی خوشبختی؟خب الان احساس خوشبختی میکنی؟</b>

42:19.620 --> 42:22.210
<b>اونی که دیشب از فــرط گریـه تو وان حمام خوابش برد کی بود؟</b>

42:22.210 --> 42:25.100
<b>کی گفته من گریه کردم؟ فقط خسته بودم</b>

42:27.120 --> 42:28.820
<b>بذار یه چیزی بهت بگم</b>

42:28.820 --> 42:33.330
<b>تو این دنیا، برای بدست آوردن هرچیزی باید بهاش رو بپردازی</b>

42:33.330 --> 42:37.200
<b>فکر میکنی چرا تانگ شیائو گانگ نتونست اون 15 درصد سهمو بدست بیاره؟</b>

42:37.200 --> 42:40.160
<b>مطمئنا پولــشو داشت،مگه نه؟</b>

42:40.160 --> 42:44.230
<b>اما تو موفق شدی، با حسـن نیتت اعتماد باستین رو به خودت جلب کردی</b>

42:44.230 --> 42:48.830
<b>برای به دست آوردن پـسرت، لازم نیست راه بـری کارتتـو بکشی و یه الکی یه چیزی بخـری</b>

42:48.830 --> 42:50.890
<b>بایــد یه بهایــی بپردازی</b>

42:54.300 --> 42:58.660
<b>حرفــات درستـه، دیگـه نباید سرسـری از همه چـیز بگذرم</b>

42:58.660 --> 43:02.350
<b>دیگه نباید سـر خودم و پـسرم شیره بمالم -
درسته -</b>

43:02.350 --> 43:06.300
<b>زیر سنگ هم شده امضاشو میگیرم-
درسته -</b>

43:06.300 --> 43:08.300
<b>حالا چطوری بریم داخل؟</b>

43:11.240 --> 43:14.190
<b>بذار یه زنگی بزنم</b>

43:20.870 --> 43:22.670
<b>دوستـم بهم کمک کرد و درموردش تحقیق کرد</b>

43:22.670 --> 43:25.260
<b>بهم گفت هـوگـو هر روز برای غذا خوردن به یک رستوران میـره</b>

43:25.260 --> 43:29.320
<b>بـریم اونجا و منتـظرش بمونیم تا بتونیم ازش امضا بگیـریم</b>

43:36.060 --> 43:36.980
<b>هی</b>

43:36.980 --> 43:38.190
<b>بگـو ببینم آماده ای؟</b>

43:38.190 --> 43:40.360
<b>آماده ام</b>

43:40.384 --> 43:42.384
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>
