WEBVTT

01:26.170 --> 01:31.040
[❤عشق حقیقی❤]

01:31.040 --> 01:34.930
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>
[ قسمت  هفتم ]

01:41.900 --> 01:44.390
<b>مامان،زودباش زودباش بلند شو</b>

01:44.390 --> 01:49.810
<b>داری چیکار میکنی؟ هنوزم داری میگردی؟خب یکی جدیدشـو میخریم</b>

01:51.280 --> 01:56.680
<b>اگه یکی جدیدشو بخریم اونوقت خانوم دونگ ازش استفاده میکنه؟ بهتره بگردیم و پیداش کنیم</b>

01:56.800 --> 01:59.740
<b>مامان، یالا برو لباستو عوض کن</b>

01:59.740 --> 02:05.130
<b>دیگه لازم نیست بری سرکار، من که به اندازه ی کافی پول در میارم، مگه نمیتونم از پس هزینه هات بربیام؟چرا انقدر خودتو عذاب میدی؟</b>

02:05.130 --> 02:10.060
<b>البته که میتونی، اما بگو ببینم تمام بدهکاری های پدرتو صاف کردی؟</b>

02:10.060 --> 02:14.880
<b>مامان، بدهــیشو صاف میکنم خیالت راحت
چرا متوجه ی حرفم نمیشی؟</b>

02:14.890 --> 02:19.510
<b>تا زمانی که اون بدهی صاف نشه نمیتونم با خیال راحت بخوابم</b>

02:19.510 --> 02:24.790
<b>کافیه دیگه، بیا به فکر آسایش مادرت باش و کمکم کن پیداش کنم</b>

02:40.120 --> 02:41.960
<b>موفق شدی؟</b>

02:44.590 --> 02:46.880
<b>صد البته</b>

02:46.880 --> 02:48.680
<b>خب چطور میخوای ازم تشکر کنی؟</b>

02:48.680 --> 02:51.530
<b>خودت هـم باید حسابی خوشحال باشی</b>

02:52.590 --> 02:54.530
<b>هی بدک نیست -
بدک نیست؟ -</b>

02:54.530 --> 02:59.700
<b>دیدن قیافه ی اون دختر وقتی از شدت عصبانیت دود از گوشش میزنه بیرون برات سرگرم کننده نبود؟</b>

03:00.970 --> 03:05.130
<b>راستشو بخوای، قبلا عادت داشتم از آدمایی مثل تو متنفر باشم</b>

03:05.130 --> 03:11.120
<b>آدمایی مثل تو فکر میکنن چون دستـشون به یه جایی بنده میتونن با تکبر دنیا رو کنترل کنن و آدما رو تو مشت خودشون نگه دارن</b>

03:11.120 --> 03:13.590
<b>حالا چطور؟ -
هنوم ازت متنفرم -</b>

03:13.590 --> 03:17.490
<b>برای همینه که بهت میگن آن چینگهوان،با گذر زمان اصلا عوض نمیشی</b>

03:19.860 --> 03:23.480
<b>این حرفات به دلم نشست، حس میکنم داری ازم تعریف میکنی</b>

03:23.480 --> 03:26.630
<b>احتمالا تا حالا از هیچکس تعریف نکردی</b>

03:26.630 --> 03:30.280
<b>راستش به نظرم باید خیلی از من متنفر باشی</b>

03:30.280 --> 03:33.690
<b>نه از کسی متنفر نیستم اما از کسی هم خوشم نمیاد</b>

03:33.690 --> 03:38.310
<b>آدما از نظر من به دو دسته تقسیم میشن، کسایی که تواناییشو دارن باهام بازی کنن</b>

03:38.310 --> 03:40.270
<b>و کسایی که ارزش و لیاقتشو ندارن که باهام بازی کنن</b>

03:40.840 --> 03:42.730
<b>نمـونه ی بارز یه از خود متشکر</b>

03:42.730 --> 03:44.670
<b>غیر ازین چی میتونم باشم؟</b>

03:44.670 --> 03:49.430
<b>واسه اینه که تا حالا سختی نکشیدی،اگه یه روزی
...برسه که شکمت سیر نشه اونوقت میفهمیــ</b>

03:49.430 --> 03:53.240
<b>نگران نباش، همچین روزی هیچوقت از راه نمیرسه</b>

03:53.850 --> 03:56.460
<b>جناب، چطوره با خانوادتــون تماس بگیرین؟</b>

03:56.460 --> 03:58.860
<b>چیکار میکنی؟ دستتو بکش</b>

03:58.860 --> 04:03.270
<b>فکر کردی پولتو نمیدم؟ -
میخواید من براتون تماس بگیرم؟ -</b>

04:03.270 --> 04:06.720
<b>نمیخوام برم، به بطری دیگه الکل  برام بیار</b>

04:21.590 --> 04:23.500
<b>خب نظرت چیه؟</b>

04:24.040 --> 04:30.470
<b>اتاق خواب اونجاست، برو استراحت کن،من میرم
فردا میام دنبالت،اگه کاری داشتی بهم زنگ بزن</b>

04:30.470 --> 04:32.210
<b>آبجـو داری؟</b>

04:33.440 --> 04:35.120
<b>آبجـو؟</b>

04:36.600 --> 04:38.490
<b>میخوام یکم بخورم</b>

04:43.830 --> 04:46.980
<b>با این وضعیت سلامتیت، به نظرت خوردن الکل ایده ی خوبیه؟</b>

04:46.980 --> 04:51.710
<b>دقیقا بخاطر همین بیماری....میخوام یکم الکل بخورم</b>

04:52.940 --> 04:55.880
<b>بهتر منفی بافی نکنی...استراحت کن</b>

04:55.880 --> 05:02.940
<b>فردا که نتیجه مشخص شد، اگه خوشخیم بود بهت قول میدم
بعد از پشت سر گذاشتن رژیم غذاییت، تا سر حد مست کردن باهم الکل بخوریم</b>

05:02.940 --> 05:05.050
<b>اگه بدخیم باشه چطور؟</b>

05:10.870 --> 05:12.750
<b>چرا انقدر بدبین شدی؟</b>

05:12.750 --> 05:16.010
<b>چطور ممکنه بدخیم باشه؟ تو جــوونـی و وضعیت جسمیت عالیـه</b>

05:16.010 --> 05:18.280
<b>...بهتره دست از خیالبای برداری،حس میکنم اوضاعـت بد نیســ</b>

05:18.280 --> 05:21.780
<b>میشه فقط یکم بهم آبجو بدی؟  نمیتونم بخوابم</b>

05:28.360 --> 05:31.770
<b>این آقا از لحظه ی ورودش چند بطری الکل گرونقیمت سفارش داد و بدون توقف  نوشید</b>

05:31.770 --> 05:35.380
<b>حالا هم که کاملا مست شده کسی هم نیست صورتحسابشو پرداخت کنه، اگه شما میشناسیدش</b>

05:35.380 --> 05:37.710
<b>لطفا شما صورتحسابشو پرداخت کنید</b>

05:37.710 --> 05:39.390
<b>پاشـو</b>

05:39.390 --> 05:40.830
<b>هـوی</b>

05:41.890 --> 05:45.440
<b>هی پاشو، یالا پاشو، شرم آوره</b>

05:46.740 --> 05:50.950
<b>مثل اینکه واقعا شراب هوش از سرش برده، زنگ بزن به خانواده اش</b>

05:50.950 --> 05:57.630
<b>با همسرشون تماس گرفتیم اما مثل اینکه گوشی ایشون خاموشه،اگه شما دو نفر هم نمیتونید کمکی کنید مجبوریم با پلیس تماس بگیریم</b>

05:57.630 --> 06:00.200
<b>ما هم نمیشناسیمش، فقط فضولیمون گل کرده بود</b>

06:00.200 --> 06:02.050
<b>زنگ بزن...راحت باش</b>

06:04.270 --> 06:07.310
<b>مگه رئیسش نیستی؟ میخوای نادیده اش بگیری؟</b>

06:07.310 --> 06:11.010
<b>خارج از محیط کار و ساعت کاری هستیم خواهر بزرگ
پس به من هیچ ربطی نداره</b>

06:11.010 --> 06:12.500
<b>بریم</b>

06:23.620 --> 06:25.990
<b>دینگ رنجیان</b>

06:30.150 --> 06:31.540
<b>دینگ رنجیان</b>

06:32.010 --> 06:36.850
<b>چیکار میکنی؟ بهتره جلوی من نقش فرشته ی مهربون رو بازی نکنی،منزجر کننده است</b>

06:36.850 --> 06:41.690
<b>کی داره نقش بازی میکنه؟دقیقا از رئیسای پرفیس و افاده ای مثل تو متنفرم
کسایی که مرگ و زندگی کارمنداشون پشیزی براشون ارزش نداره</b>

06:41.690 --> 06:45.850
<b>تو چه فرقی با مدیـر چـین داری؟...پاشو دیگه
من میشناسمش،نمیتونم تظاهر کنم که نمیشناسم</b>

06:45.850 --> 06:50.430
<b>...لعنت چرا انقدر سنگینی، اگه تو نمیخوای بهش اهمیت بدی
من نمیتونم مثل تو باشم</b>

06:53.980 --> 06:56.280
<b>به رئیست بگو بذاره به حساب ژای ژیـوی</b>

06:56.280 --> 06:57.800
<b>کــیف</b>

07:03.080 --> 07:04.350
<b>الان مقصد کجاست؟</b>

07:04.350 --> 07:06.670
<b>من چه میدونم کجا زندگی میکنه؟</b>

07:06.670 --> 07:07.880
<b>چطوره ببریمش خونه ی تو؟</b>

07:07.880 --> 07:10.580
<b>حرفشـم نزن، پدر و مادرم الان خوابن</b>

07:10.580 --> 07:13.680
<b>چند سالته؟ خجالت نمیکشی هنوز ور دل مامان و بابات زندگی میکنی؟</b>

07:13.680 --> 07:15.690
<b>بیخیال بیخیال...ببریمش خونه ی من</b>

07:15.690 --> 07:17.270
<b>جانم؟</b>

07:20.650 --> 07:23.240
<b>این آخریشــه، دیگه کافیه</b>

07:28.280 --> 07:31.780
<b>کافیه دیگه -
نمیشه بذاری همین یه دفعه رو مست کنم؟دست از سرم بردار -</b>

07:31.780 --> 07:33.440
<b>همین الانش هم مستـی</b>

07:33.440 --> 07:35.230
<b>نیسـتم</b>

07:35.230 --> 07:37.930
<b>اگه مست شم خودم حالیـمه</b>

07:41.270 --> 07:45.730
<b>هی تانگ، بذار یه حقیقتی رو بهت بگم</b>

07:46.330 --> 07:49.810
<b>شاید باورت نشه اما بیشتر از ده ساله که مست نشدم</b>

07:51.160 --> 07:53.460
<b>باور کنم؟</b>

07:53.460 --> 07:56.760
<b>همین الان هم دیگه مست شدی،پاشو برو بخواب</b>

07:56.760 --> 07:59.120
<b>خوابم نمیاد</b>

08:08.450 --> 08:12.650
<b>فکر کردی دارم بلوف میزنم؟</b>

08:14.600 --> 08:17.050
<b>اما اینطور نیست</b>

08:23.500 --> 08:26.840
<b>فکر میکنی چرا تو اینهمه سال مست نکردم؟</b>

08:26.840 --> 08:29.670
<b>هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار میشم</b>

08:29.670 --> 08:36.280
<b>حس میکنم انقدر مسئولیت روی سینه ام سنگینی میکنه که نمیتونم نفس بکشم</b>

08:36.280 --> 08:42.010
<b>بعضی وقتا فکر میکنم چطور طاقت میارم و از پا درنمیام</b>

08:42.720 --> 08:45.180
<b>...اما نمیشه</b>

08:45.180 --> 08:48.000
<b>باید دووم بیارم</b>

08:48.000 --> 08:54.640
<b>چون تو زندگیم سه تا مرد هستن که اگه لحظه ای ازشون غافل شم</b>

08:54.640 --> 08:58.760
<b>میــتونن خونه رو روی سر خودشون خراب کنن</b>

08:59.450 --> 09:05.090
<b>و همینطور شرکتی که توش کار میکنم، اگه لحظه ای مرتکب خطا بشم اونوقت</b>

09:05.090 --> 09:08.470
<b>کسی که همکارمه تبدیل به رئیسم میشه</b>

09:11.020 --> 09:15.960
<b>بعضی وقتا واقعا گیج میشم، چطور ممکنه من زیر دست اونها باشم؟</b>

09:18.700 --> 09:23.190
<b>من باهوش تر از اونهام، سخت کوش تر از اونهام</b>

09:23.190 --> 09:27.550
<b>سخت گیر تر از اونهام،با ملاحظه تر از اونهام</b>

09:27.550 --> 09:31.700
<b>اما چطور ممکنه که نتونم ازشون جلو بزنم؟</b>

09:31.700 --> 09:36.310
<b>لین یویـی، ما خودمونو با بقیه مقایسه نمیکنیم
ما از همشون بهـتریم</b>

09:39.240 --> 09:44.740
<b>همیشه باور داشتم اگه به خودت تکیه کنم</b>

09:46.050 --> 09:53.600
<b>میتونم زندگی شرافتمندانه ای داشته باشم، میتونم تو کارم به یه جایی برسم</b>

09:53.600 --> 09:57.390
<b>میتونم تو زندگیم خوشبخت باشم</b>

10:00.190 --> 10:06.160
<b>اما چرا انقدر دووم آوردن...سخت شده؟</b>

10:07.400 --> 10:11.960
<b>حالا دیگه....بالاخره فهمیدم</b>

10:13.700 --> 10:19.620
<b>مهم نیست یه آدم چقدر برای برتری تلاش کنه
نمیتونه شاخ سرنوشت رو بشکونه</b>

10:21.060 --> 10:23.810
<b>اون ضرب المثل معروف که میگه</b>

10:25.190 --> 10:29.740
<b>شاید جاه طلب ترین آدم باشی اما سرنوشت میتونه به بدبختی محکومت کنه</b>

10:37.790 --> 10:42.110
<b>منم...دقیقا حال منو توصیف میکنه</b>

10:44.460 --> 10:50.290
<b>تو بهم بگو، چرا انقدر خدا باهام بی رحم شده؟</b>

10:51.490 --> 10:54.870
<b>چرا انقدر برای بـردنم عجله داره؟</b>

10:54.870 --> 10:56.930
<b>لین یـویی، بیا دیگه در موردش صحبت نکنیم</b>

10:57.470 --> 11:00.220
<b>همش تقصیر منـه</b>

11:00.220 --> 11:05.030
<b>اگه اون زمان نمیرفتم خارج،اونوقت امروز این اتفاقا نمیوفتاد</b>

11:14.450 --> 11:17.390
<b>اونوقت حالا تبدیل به همچین آدمی نمیشدی</b>

11:18.340 --> 11:21.090
<b>به نظرت الان به قدر کافی خوب نیستم؟</b>

11:25.440 --> 11:29.980
<b>اون زمان فکر میکردم اگه برم و سخت تلاش کنم میتونم زندگی بهتری برات بسازم</b>

11:29.980 --> 11:32.250
<b>تا بتونم خوشبخـتت کنم</b>

11:33.170 --> 11:36.520
<b>وقتی برگشتم دیدم که با دینگ هستی</b>

11:36.520 --> 11:39.170
<b>اون بهترین رفیقم بود</b>

11:41.330 --> 11:43.320
<b>نباید خودتو سرزنش کنی</b>

11:48.770 --> 11:52.000
<b>آدمی مثل تو همیشه تشـنه ی پیروزیـه</b>

11:52.000 --> 11:59.210
<b>اون زمان، شغلت از عشقت اهمیت بیشتری داشت</b>

11:59.210 --> 12:06.620
<b>تو دنیای تو اگه موفقیت و رقابتی وجود نداشت اونوقت</b>

12:08.970 --> 12:11.170
<b>زندگی برات کسل کننده میشد</b>

12:11.170 --> 12:13.060
<b>اما حالا اوضاع فرق کرده</b>

12:16.520 --> 12:21.180
<b>...لین یویی، بذار صادقانه بهت اعتراف کنم مـ</b>

12:21.180 --> 12:23.390
<b>کافیه</b>

12:24.450 --> 12:26.420
<b>دیگه دیر شده</b>

12:28.690 --> 12:30.750
<b>میخوام استراحت کنم</b>

12:36.320 --> 12:38.310
<b>خودم میتونم برم</b>

12:50.040 --> 12:52.040
<b>زود باش....زود باش</b>

12:52.190 --> 12:55.700
<b>میتونی یکم دیگه طاقت بیاری؟...اوه خدای من</b>

12:55.790 --> 12:57.270
<b>کجا کجا کجا بذارمش؟</b>

12:57.270 --> 12:59.840
<b>رو مبل...مبل...مبل...مبل</b>

13:03.640 --> 13:06.920
<b>بوی گــند میده</b>

13:06.920 --> 13:09.570
<b>اگه فردا اخراجــش نکردم اسمم پرنـــس ژای نیست</b>

13:15.910 --> 13:18.580
<b>ببخشید که به زحمت انداختمــت</b>

13:18.580 --> 13:20.140
<b>حالا میتونی برگردی خونه ات و استراحت کنی</b>

13:20.140 --> 13:23.860
<b>چی؟ میخوای شب با همچین آدمی تو یه خونه تنها باشی؟</b>

13:23.860 --> 13:25.950
<b>به نظرت با این وضعیت کجا بفرسمتش بره؟</b>

13:25.950 --> 13:27.870
<b>مگه میشناسیش؟ انقدر بهش نزدیکی؟</b>

13:27.870 --> 13:29.330
<b>اون فقط یه مـرد غریبه است</b>

13:29.330 --> 13:31.950
<b>واقعا که خیلی بی احتیاطی، آن چینگهوان</b>

13:32.630 --> 13:35.380
<b>این آدم کارمند توئـه،میتونستی بذاری به این حساب که دارم بهت لطف میکنم</b>

13:35.380 --> 13:38.320
<b>به علاوه من هم چندبار دیدمش</b>

14:43.640 --> 14:47.570
<b>یه آدم باید عرضشو داشته باشه که دست به کار شرورانه ای بزنه</b>

14:47.570 --> 14:52.380
<b>نگاش کن...این آدم به گروه خونیش میخوره؟</b>

14:53.620 --> 14:55.920
<b>هوم...درسته</b>

14:55.920 --> 14:57.980
<b>راه نداره...به هرحال مرد که هست</b>

14:57.980 --> 14:59.330
<b>خب میگی چیکار کنم؟</b>

14:59.330 --> 15:01.150
<b>منم اینجا میمونم</b>

15:02.700 --> 15:06.170
<b>اگه اجازه بدم اینجا بمونی...انگار یه مرد غریبه رو به خونه ام راه دادم</b>

15:06.850 --> 15:08.330
<b>حالا ما شدیم غریبه؟</b>

15:08.330 --> 15:10.250
<b>انقدر به هم نزدیکیم؟</b>

15:10.890 --> 15:14.300
<b>باشه خودت خواستی....چرا باید واست جوش بزنم</b>

15:15.070 --> 15:17.070
<b>چرا باید بخاطر تو خودمو عذاب بدم</b>

15:21.340 --> 15:23.570
<b>درسته که در درجه ی اول نباید بخاطر تو خودم عذاب بدم اما</b>

15:23.570 --> 15:26.670
<b>بخاطر حفظ امنیت تو، تصمیم گرفتم بمونم</b>

15:26.670 --> 15:29.580
<b>میتونی تو اتاقت بخوای، اگه هم میترسی در اتاقتو قفل کن</b>

15:38.250 --> 15:39.780
<b>شب بخیر، دیــو کوچولو</b>

15:39.780 --> 15:41.470
<b>شب بخیر، آبجی بزرگه</b>

16:13.740 --> 16:15.900
<b>عشــقم</b>

16:22.920 --> 16:25.170
<b>چرا کنار من خوابیدی؟</b>

16:25.170 --> 16:26.960
<b>نمیخوام در مورد دیشب حرف بزنم، یالا گورتو گم کن</b>

16:26.960 --> 16:29.050
<b>نـه...اینجا کجاست؟</b>

16:29.050 --> 16:31.080
<b>بهت گفتم گمشو ازینجا بیرون، نمیشنوی؟</b>

16:31.080 --> 16:34.410
<b>دیشب پنج بار بالا آوردی و مجبور شدم تا دستشویی همراهیت کنم</b>

16:34.410 --> 16:37.430
<b>ششمین بار هم قبل از خودت من بالا آوردم</b>

16:37.430 --> 16:39.620
<b>شرمنده رئیس، دیشب واقعا تو الکل خوردن زیاده روی کردم</b>

16:39.620 --> 16:41.450
<b>اونقدر خوردم که دیگه هیچی نفهمیدم</b>

16:41.450 --> 16:42.930
<b>اینجا کجاست؟</b>

16:42.930 --> 16:46.080
<b>دارم برای آخرین بار به زبون خوش میگم
صبر منم حدی داره،یالا گورتو گم کن</b>

16:46.080 --> 16:50.920
<b>الان منظوتون اینه گورمو ازینجا گم کنم یا از شرکت؟</b>

16:50.920 --> 16:53.520
<b>گمــشو</b>

16:55.570 --> 16:56.560
<b>پس بالاخره بیدار شدی؟</b>

16:56.560 --> 16:59.160
<b>تو اینجا چیکار میکنی؟</b>

16:59.160 --> 17:00.960
<b>اینجا خونـه ی منه</b>

17:00.960 --> 17:03.270
<b>...دیشب حسابی مست بودی، واسه همین رئیست کولت کرد و</b>

17:03.270 --> 17:04.630
<b>گفتم گمـشو</b>

17:04.630 --> 17:07.160
<b>چشم همین الان...ممنون</b>

17:10.440 --> 17:12.240
<b>صبحـونه</b>

18:20.210 --> 18:21.840
<b>بیدار شدی</b>

18:23.500 --> 18:26.100
<b>شیر یا آب پرتغال؟ کدومـو میل داری؟</b>

18:26.930 --> 18:28.370
<b>شـیر</b>

18:28.370 --> 18:32.760
<b>باشه پس دست و صورتتو بشور و بیا صبحونتـو بخور</b>

18:32.760 --> 18:34.900
<b>ممنون</b>

18:34.900 --> 18:36.320
<b>تشکر واسه چی؟</b>

18:36.320 --> 18:37.790
<b>...دیشب</b>

18:37.790 --> 18:42.220
<b>دیشب چه اتفاقی افتاد؟ نکنه موش دیدی یا دزد اومد؟</b>

18:42.220 --> 18:44.950
<b>حق داری سرزنشم کنی،نباید تنهات میذاشتم و می رفتم</b>

18:44.950 --> 18:46.540
<b>من...همین الان برگشتم، دفعه ی بعد</b>

18:46.540 --> 18:49.710
<b>دفعه ی بعد قول میدم دیگه تو خونه ام تنهات نذارم،باشه؟</b>

18:49.710 --> 18:52.260
<b>خیلی خوب نقش بازی میکنی</b>

18:54.720 --> 18:58.680
<b>من برای خانومـا احترام قائلم، خصوصا اگه اون خانـوم تو باشی</b>

18:58.680 --> 19:01.940
<b>هرچی که نمیخوای من بخاطــرش بیارم، بگو تا از حافظه ام پاک کنم</b>

19:01.940 --> 19:05.550
<b>اگه نخوای کاری رو انجام بدم،قطعا انجام نمیدم</b>

19:09.700 --> 19:12.210
<b>چرا همینجوری اینجا ایستادی؟ برو صورتتو بشور و صبحانتو بخور</b>

19:12.210 --> 19:14.240
<b>بعدش باید بری بیمارستان</b>

19:50.320 --> 19:53.500
<b><i>هروقت یه دوست در حقم بدی میکنه اولین جمله ای که به ذهنم میاد </i></b>

19:53.500 --> 19:58.090
<b><i>کور بودم...کور بودم...کور بودم</i></b>

19:58.090 --> 20:05.120
<b><i>و دومین جمله ای که تو مغزم میپیچه، اون رفیقم بود اون رفیقم بود</i></b>

20:13.070 --> 20:19.080
<b><i>هربار که همسرم، همسر عزیزم، دلمو میشکونه</i></b>

20:19.720 --> 20:26.180
<b><i>اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه، زیادی نینی به لالاش گذاشتم</i></b>

20:26.220 --> 20:31.020
<b><i>اما یک دقیقه هم نمیگذره که خودمو سرزنش میکنم و میگم</i></b>

20:31.020 --> 20:35.020
<b><i>"...من عاشقشم...عاشقشم"</i></b>

20:35.020 --> 20:36.840
<b><i>کافیه دیگه، به اندازه ی کافی مستی</i></b>

20:36.840 --> 20:39.250
<b><i>مست نیستم</i></b>

20:41.230 --> 20:42.750
<b><i>داری چه غلطی میکنی دینگ رنجیان؟</i></b>

20:42.750 --> 20:45.560
<b><i>گمشو بیرون، دارم به زنـم درس میدم، پس به تو ربطی نداره</i></b>

20:45.560 --> 20:47.430
<b><i>گمشو کنار </i></b>

20:52.580 --> 20:56.240
<b><i>عجب حماقتی کردم،دیشب واقعا زیاده روی کردم</i></b>

20:56.930 --> 20:59.860
<b>جناب، میشه کمی جلو تر نگه دارید؟</b>

20:59.860 --> 21:01.800
<b>باید یه چیزی بخـرم</b>

21:02.730 --> 21:05.000
<b>سلام قربان، میخواید تلفن همراه بخرید؟</b>

21:05.000 --> 21:06.880
<b>برای خودتون یا دوست دخترتون؟</b>

21:06.880 --> 21:08.300
<b>برای همسـرم</b>

21:08.300 --> 21:12.780
<b>پس بذارید این مدل رو بهتون معرفی کنم، جدید ترین مدل ماست</b>

21:12.780 --> 21:16.680
<b>بسیار خب...پس لطفا رُز گُلــدشو بهم بدید</b>

21:20.190 --> 21:22.490
<b>جناب، میخوام برم محل کار همسرم</b>

21:22.490 --> 21:24.100
<b>باشه</b>

21:24.100 --> 21:26.520
<b>محل کار همسرت کجاست؟</b>

21:26.520 --> 21:27.720
<b>مجــموعـه ی پانجـیا یـوان</b>

21:27.720 --> 21:29.330
<b>چشم</b>

21:35.600 --> 21:37.910
<b>نگران نباشید، خواهر لـین امروز صبح زنگ زد، به نظر حالش خوب میومد</b>

21:37.910 --> 21:39.960
<b>فقط درخواست مرخصی کرد،همه چیز طبیعی به نظر می رسید</b>

21:39.960 --> 21:42.850
<b>بهتون اطلاع نداد و موبالشو خاموش کرد؟</b>

21:42.850 --> 21:45.250
<b>موبایلش خاموشه چون دیشب خراب شد</b>

21:45.250 --> 21:50.000
<b>منم دیشب تا دیروقت سرکار بودم، ممنونم</b>

21:50.000 --> 21:51.780
<b>خواهش میکنم</b>

22:01.680 --> 22:04.450
<b>بابا، منم</b>

22:04.450 --> 22:06.740
<b>لین یویــی خونه است؟</b>

22:07.570 --> 22:09.570
<b>دیشب برنگشته خونه؟</b>

22:11.150 --> 22:15.900
<b>دیشب تا دیروقت بودیم بیرون برای همین دیگه برنگشتیم خونه</b>

22:16.720 --> 22:20.190
<b>اتفاقی نیوفتاده الکی شر به پا نکن</b>

22:20.190 --> 22:21.910
<b>وقتی برگشتم خونه باهات صحبت میکنم</b>

22:23.150 --> 22:25.390
<b>چطور برنگشته خونه؟</b>

22:29.890 --> 22:32.360
تانـــگ

22:34.420 --> 22:37.820
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد

22:50.030 --> 22:51.640
<b>داداش، رسیدیم</b>

22:51.640 --> 22:55.000
<b>وقتی همســرتو دیدی، با آرامش باهاش صحبت کن</b>

22:59.680 --> 23:01.140
<b>دینگ پیـر،خوتی؟</b>

23:01.140 --> 23:02.370
<b>دنبال رئیس تانگ میگردی؟</b>

23:02.370 --> 23:04.080
<b>درسته، خونه است؟</b>

23:04.080 --> 23:06.250
<b>دیشب دیروقت به خونه برگشت</b>

23:06.250 --> 23:09.670
<b>اما هنوز ندیدم با ماشینش از مجتمع خارج شه</b>

23:10.560 --> 23:14.130
<b>آها راستی، اون خانـومی که همیشه همراه شما میومد</b>

23:14.130 --> 23:17.520
<b>همسرم، اونم اینجاست؟ -
آها همسرتون -</b>

23:17.520 --> 23:19.960
<b>بله ایشون هم اومد،شما دو تا خیلی عجیبین</b>

23:19.960 --> 23:22.380
<b>چرا باهمدیگه نیومدید؟ اول همسرت اومد بعد هم تو</b>

23:22.380 --> 23:24.260
<b>اجازه بده باهاش تماس بگیرم</b>

23:24.260 --> 23:28.110
<b>اگه موافقت کرد میتونم بهت اجازه ی عبور بدم</b>

23:28.110 --> 23:30.640
<b>یه لحظه صبر کن -
چی شده؟ -</b>

23:30.640 --> 23:33.280
<b>میخوای بری داخل یا نه؟</b>

23:34.360 --> 23:36.170
<b>همینجا منتظرش میمونم</b>

24:09.950 --> 24:11.760
<b>رئیس چـین، خانم دونگ</b>

24:11.760 --> 24:15.730
<b>خواهـر گویـی رو آوردم تا ازتون عذرخواهی کنه</b>

24:19.630 --> 24:23.260
<b>خانم دونگ، بابت اتفاقی که دیشب افتاد</b>

24:23.260 --> 24:25.550
<b>ازتون معذرت میخوام،تقصیر من بود</b>

24:25.550 --> 24:27.940
<b>لنــزتون رو پیدا کردم</b>

24:27.940 --> 24:30.900
<b>به علاوه، کاملا تمیز شستمش و ضد عفونیش کردم</b>

24:32.140 --> 24:35.490
<b>فکر کردی فقط با شستن میتونم ازش استفاده کنم؟</b>

24:45.130 --> 24:49.390
<b>خانم دونگ، واقعا ازتون معذرت میخوام، اشتباه کردم</b>

24:49.390 --> 24:54.490
<b>میشه بهم بگید قیمت لنـزتون چقدره و از کجا خریدید؟</b>

24:54.490 --> 24:56.700
<b>براتـون یه جفـت جدیدشو میخرم</b>

24:56.700 --> 25:00.110
<b>این لنـزو از آلمان خریدم، میتونی بری اونجا و یکی جدیدشو برام بخری؟</b>

25:02.100 --> 25:04.690
<b>خب رئیس چیـن، خانوم دونگ چطوره که</b>

25:04.690 --> 25:07.860
<b>برای جبران این اشتباه شرکت ما یک فصل پکـیج طلایی</b>

25:07.860 --> 25:10.580
<b>رایگان در اختیارتون بذاره،با این پیشنهاد موافقید؟</b>

25:10.580 --> 25:13.080
<b>بسیار خب کافیـه، مساله ی سختی نیست که نشه حلش کرد</b>

25:13.080 --> 25:15.800
<b>یه قرار مهم داریم، لطفا یه نفـرو سریع بفرستید که کار رسیدگی به پوست صورتمونو انجام بده</b>

25:15.800 --> 25:18.890
<b>واقعا ازتون ممنونم، ممنون که ما رو درک میکنید</b>

25:18.890 --> 25:21.900
<b>خواهر چرا اینجا ایستادی؟زودباش برو آماده کن</b>

25:23.160 --> 25:25.950
<b>ممنونم...ممنونم</b>

25:27.190 --> 25:32.200
<b>مامان چرا همچین کردی؟ وقتی من و ژیوی رفته بودیم آلمان تفریح این لـنزو بهم هدیه داد</b>

25:32.200 --> 25:35.500
<b>واسه همچین مساله ی ناچیزی واقعا لازمه انقدر شر به پا کنی؟</b>

25:35.500 --> 25:36.870
<b>...چطوره که</b>

25:36.870 --> 25:41.400
<b>به جای چسبیدن به گذشته به این فکر کنی که چطور قلب ژیوی رو تصاحب کنی</b>

25:41.400 --> 25:45.570
<b>و بهم کمک کنی تا اون جادوگر پیر، آن چینگهوان رو از صحنه ی روزگار محو کنم</b>

26:21.340 --> 26:24.610
<b>داداش...بیشتر از یه ساعته که اینجا منتظریم</b>

26:24.610 --> 26:28.510
<b>فکر کنم...هنوز کارشون تموم نشده</b>

26:28.510 --> 26:30.860
<b>این چه حرفیه میزنی؟</b>

26:49.610 --> 26:51.140
<b>یالا یالا....اون ماشیـنو تعیف کن</b>

26:51.140 --> 26:54.090
<b>نگران نباش...میچسبم بهشون ،گمشون نمیکنم</b>

26:54.090 --> 26:56.300
<b>چه هیجان انگیز</b>

27:13.890 --> 27:18.250
<b>داداش اگه من جای تو بودم تا الان کنترلمو از دست میدادم
عجب تحملی داری تو</b>

27:18.250 --> 27:21.190
<b>فکر میکنم با این اوضاع بچه هم تو راهـه</b>

27:21.190 --> 27:23.000
<b>بهـتره زیپ دهنـتو بکشی</b>

27:23.000 --> 27:24.800
<b>بقیه اش مال خودت</b>

27:25.560 --> 27:27.830
<b>هی داداش داداش</b>

27:27.830 --> 27:31.340
<b>اگه بهم نگی آخر داستان چی میشه اونوقت شب خوابم نمیبره</b>

27:31.340 --> 27:33.140
<b>ممنونم</b>

27:38.164 --> 27:43.164
ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
<i>@EastSeaSub</i>

27:49.490 --> 27:51.740
<b>اینجا چیکار میکنی؟</b>

27:51.740 --> 27:53.820
<b>اومدم مچـتو بگیرم</b>

28:00.640 --> 28:02.550
<b>خودت نگاه کن</b>

28:02.550 --> 28:07.690
<b><i>  MRI گزارش   </i></b>

28:09.870 --> 28:14.040
<b><i>تصویر یک:تعداد متعددی غدد لنفاوی در زیربغل سمت راست مشاهده شده
تصویر دو:شدت تهاجم در منطقه ی درگیر افزایش یافته</i></b>

28:14.064 --> 28:16.064
مترجم:سی تی اسکن مغزو نشون میدن و از غدد لنفاوی زیر بغل حرف میزنن
:|

28:21.110 --> 28:23.010
<b>خداروشکر که خوشخـیمه</b>

28:23.010 --> 28:27.790
<b>دینگ رنجیان، بیماری لین یویی مال یک یا دو روز گذشته نیست،تو این مدت چه غلطی میکردی؟</b>

28:27.790 --> 28:29.300
<b>...من</b>

28:30.690 --> 28:32.900
<b>....سرم شلوغ -
دقیقا سرت مشغوله چه جهنمی بود؟ -</b>

28:32.924 --> 28:34.199
<b>تقصیر اون نبود</b>

28:34.200 --> 28:36.040
<b>من باید بیشتر به خودم اهمیت میدادم</b>

28:36.040 --> 28:39.320
<b>هربار که اذیت میشدم میگفتم میتونم تحملش کنم
ایندفعه واقعا از تحمل خارج بود برای همین</b>

28:39.320 --> 28:41.340
<b>انقدر ازش دفاع نکن</b>

28:42.160 --> 28:44.950
<b>دینگ رنجیان به تو هم میگن مَرد؟</b>

28:44.950 --> 28:48.100
<b>لین یویی تو همچین وضعیتیه،تو اسم خودتو میذاری شوهر؟ اون همسرته؟</b>

28:48.100 --> 28:50.470
<b>اصلا هیچ احساسی نداری؟</b>

28:51.570 --> 28:53.960
<b>دکتر چی گفت؟</b>

28:55.340 --> 28:57.990
<b>دو راه هست</b>

28:57.990 --> 29:02.140
<b>درمان حمایتی و متداول، که از طریق سیستم درمانی چین انجام میشه</b>

29:02.140 --> 29:04.350
<b>و راه دیگه انجام جـراحیـه</b>

29:04.350 --> 29:08.150
<b>باید جراحی رو انجام بدی، دنبال بهترین پزشکای دنیا میگردم</b>

29:08.150 --> 29:10.450
<b>باید از ریشه درمانـش کنی</b>

29:25.940 --> 29:29.880
<b>دینگ، نظرت چیه؟</b>

29:41.330 --> 29:43.720
<b>هر چی تو بگی</b>

29:53.710 --> 29:58.360
<b>درمان حمایتی رو قبول میکنم، زیر تیغ جراحی نمیرم</b>

30:13.720 --> 30:17.650
<b>عزیزم، این راهی که انتخاب کردی قابل اعتماده؟</b>

30:17.650 --> 30:19.880
<b>اگه بیماریت پیشرفت کنه چی؟</b>

30:19.880 --> 30:23.370
<b>اگه بیماریم پیشرفت کنه پس از بخت بدَم بوده</b>

30:25.970 --> 30:28.120
<b>به علاوه حالا تو موقعیتی نیستم که برم زیر تیغ جراحی</b>

30:28.120 --> 30:30.080
<b>به تازگی یه پروژه ی بزرگ رو قبول کردم</b>

30:30.080 --> 30:34.520
<b>اگه بتونم تو این پروژه موفق شم، ترفیع پیدا میکنم</b>

30:34.520 --> 30:37.440
<b>مدیر بازاریابی شمال چیـن</b>

30:37.440 --> 30:40.020
<b>میدونی که سه سال منتظر رسیدن به همچین موقعیتی بودم</b>

30:40.020 --> 30:42.140
<b>به علاوه، ما تازه یه خونه خریدیم</b>

30:42.140 --> 30:44.780
<b>چطور میتونیم هزینه ی عمل رو پرداخت کنیم؟</b>

30:44.780 --> 30:46.560
<b>عزیزم</b>

30:46.560 --> 30:48.960
<b>هزینه ی عمل رو پرداخت میکنم</b>

30:49.720 --> 30:52.410
<b>تانگ پـیر واقعا ازت سپاسگزارم</b>

30:52.410 --> 30:55.410
<b>اما این یه مساله ی خانوادگیـه</b>

30:58.220 --> 31:01.970
<b>مگه نه،دینگ پیـر؟ -
درسته -</b>

31:01.970 --> 31:04.790
<b>عزیزم، یه بار دیگه میریم پیش دکتر تا باهاش مفصل صحبت کنیم</b>

31:04.790 --> 31:07.730
<b>اگه از نظر پزشک انجام جراحی راه مورد اعتماد تریـه،پس انجامش میدیم</b>

31:07.730 --> 31:10.690
<b>لازم نیست نگران هزینه اش باشی، هنوزم شوهرت نفس میکشه</b>

31:10.690 --> 31:15.460
<b>نگران نباش عزیزم،اجازه نمیدم اتفاقی برات بیوفته</b>

31:44.590 --> 31:46.560
<b>رئیس ژای، سلام -
سلام -</b>

31:46.560 --> 31:50.980
<b>قرارداد خرید تجهـیزاتـه، لطفا یه نگاه بهش بندازید</b>

31:50.980 --> 31:54.210
<b>در مورد موفقیتت شنیدم</b>

31:54.210 --> 31:56.380
<b>کارتو خوب انجام دادی، بشین</b>

31:56.380 --> 31:57.950
<b>ممنونم</b>

31:59.890 --> 32:02.200
<b>در مورد بودجـه ی نوسازی</b>

32:02.200 --> 32:04.850
<b>امیدوارم که بتونی از عهده ی کاهــش بودجه تا یک دوم بربیای</b>

32:06.770 --> 32:09.600
<b>...خب -
این پیشنهاد نیست -</b>

32:09.600 --> 32:11.880
<b>یه دسـتوره</b>

32:11.880 --> 32:15.000
<b>میدونم که تمایلی به انجامش نداری و</b>

32:15.000 --> 32:18.440
<b>مطمئنا با سختی های زیادی تو کارت مواجه میشی</b>

32:18.440 --> 32:24.500
<b>ازونجایی که مدیر چین و دختـرش جیاشیـن تونستن از پس تعدیل بودجـه بربیان</b>

32:24.500 --> 32:27.540
<b>نمیتونم با بودجـه ی پیشنهادیت موافقت کنم</b>

32:27.540 --> 32:30.620
<b>به هرحال، این اسمش تجارتـه</b>

32:30.620 --> 32:35.750
<b>نه رویای آن چینگهوان یا من</b>

32:36.420 --> 32:37.600
<b>درک میکنم</b>

32:44.060 --> 32:47.070
<b>بابا،دیشب دیروقت برگشتم خونه برای همین نتونستم صبح زود بیدار شم</b>

32:47.070 --> 32:48.790
<b>شما این صبحونه رو خریدید؟</b>

32:48.790 --> 32:51.110
<b>چطور ممکنه من خریده باشمش؟</b>

32:51.110 --> 32:52.850
<b>همشو دینگ رنجیان حاضر کرده</b>

32:52.850 --> 32:56.600
<b>بعد از اماده کردن صبحونه با عجله رفت سرکار</b>

32:56.600 --> 33:00.570
<b>بهش فکر کن، این خانواده فقط 4 نفر آدمه</b>

33:00.570 --> 33:02.540
<b>اونوقت به اندازه ی یه لشکر آدم غذا پخته</b>

33:02.540 --> 33:05.940
<b>همش حیف و میل میشه...حیف و میل</b>

33:07.460 --> 33:10.060
<b>مامان، بابا اینو برات خریده</b>

33:10.910 --> 33:11.760
<b>خودش کجاست؟</b>

33:11.760 --> 33:14.200
<b>بعد ازینکه صبحونشو خورد با عجله رفت سرکار</b>

33:14.200 --> 33:18.180
<b>گفت ازش استفاده کنی و ببینی باهاش راحتی یا نه؟</b>

33:27.820 --> 33:32.110
<b>هی...اتفاقی براتون افتاده؟</b>

33:32.110 --> 33:35.360
<b>چیزی نیست....چه اتفاقی بابا</b>

33:48.880 --> 33:53.030
رفتم بیمارستان تا شماره تماس متخصصو بگیرم تا فردا باهاش صحبت کنیم

33:53.030 --> 33:56.120
دیروز موبایلــتو شکستم برای همین یکی جدیدشو برات خریدم

33:56.120 --> 33:59.450
رســیدشو پاره کردم چون میترسیدم نگران پولش باشی و بخوای با یه ارزون تر عوضش کنی

33:59.450 --> 34:03.160
ما دیگه جوون نیستیم، وضعیت سلامتیمون هم مثل قبل نیست

34:03.160 --> 34:06.540
اگه بیمار شدی باید بهم بگی، من تمام تلاشمو میکنم تا ازت مراقبت کنم

34:06.540 --> 34:09.400
ما یه خانواده ی محکم و جدانشدنی هستیم

34:20.190 --> 34:22.580
<b>مامان؛ مال من بود</b>

34:24.990 --> 34:28.910
<b>بیا، برات یکی جدیدشو باز میکنم</b>

34:28.910 --> 34:30.660
<b>بفرما</b>

34:30.660 --> 34:33.870
<b>بخور عزیزم، گوشت شه به تنت</b>

34:38.110 --> 34:41.450
<b>بابا، بیا تخم مرغ بخور</b>

34:43.130 --> 34:46.020
<b>بیا مان یی</b>

34:46.020 --> 34:49.160
<b>تو هم یکی دیگه بردار، بیشتر بخور</b>

35:05.780 --> 35:09.370
<b>خانم دونگ، میخوام ماساژ صورتتون رو شروع کنم</b>

35:09.370 --> 35:12.000
<b>...امروز ما -
بازم که سر و کله ات پیدا شد؟ -</b>

35:12.000 --> 35:15.690
<b>چه خبرته دختر؟ اعصابمـو بهم نریز</b>

35:15.690 --> 35:17.770
<b>چه فرقی میکنه اگه یه نفر دیگه باشه؟</b>

35:20.660 --> 35:23.070
<b>اجازه بدید با ماساژ ریلکـستون کنم</b>

35:31.700 --> 35:36.230
<b>از طرف دیگه باید هرچه سریعتر منـوی رستوران رو طراحی کنی</b>

35:36.230 --> 35:39.940
<b>میخوام یه قرار عمومـی برای تست غذا مشخص کنم -
چشم -</b>

35:39.940 --> 35:44.550
<b>قصد دارم چند نفر از کارشناسان سر شناس رو هم برای پیشنهاد یه سری غذا دعوت کنم</b>

35:44.550 --> 35:49.500
<b>صد البته مدیـر چیـن و دخترش هم تو شرکت میکنن</b>

35:49.500 --> 35:53.310
<b>پس این فرصت خوبی برات محسوب میشه</b>

35:54.250 --> 35:56.280
<b>و همینطور دسیسـه چینی</b>

35:59.080 --> 36:02.340
<b>این خصوصیات رفتاریت خیلی شبیه به ژیویــه</b>

36:02.340 --> 36:04.980
<b>اون پسر تو حرف زدن بی پرواست</b>

36:04.980 --> 36:07.210
<b>اما من لذت میبرم</b>

36:07.870 --> 36:12.720
<b>اینکه قراره تو دامشون بیوفتی یا از پله ی نردبون بالا بری
و پیشرفت کنی بستگی به خودت داری</b>

36:12.720 --> 36:16.170
<b>خب نظرت چیه؟ چقدر وقت میخوای؟</b>

36:18.740 --> 36:20.500
<b>یه هفته</b>

36:21.260 --> 36:25.950
<b>شجاع تر ازونی هستی که تصورشو میکردم</b>

36:27.350 --> 36:30.380
<b>همونطور که خودتون گفتید یه آدم بی پروا از چیزی نمیترسه</b>

36:30.380 --> 36:34.680
<b>بسیار خب، امیدوارم موفق شی</b>

36:34.680 --> 36:36.180
<b>چشم</b>

36:44.170 --> 36:47.360
<b>خانم دونگ، ماساژ صورتتون تموم شد</b>

36:47.360 --> 36:50.800
<b>امر دیگه ای دارید؟</b>

36:50.800 --> 36:52.610
<b>لازم نیست</b>

37:05.910 --> 37:09.750
<b>ریدم به این یک دوم، ریدم به این بودجه! آخه لعنت به شما</b>

37:09.750 --> 37:12.310
<b>شما همتون باهم تبانی کردین، لعنتیا</b>

37:13.160 --> 37:16.420
<b>یه هفته...چطور تونستم قول یه هفته رو بهش بدم؟</b>

37:16.420 --> 37:20.400
<b>با چه جراتی همچین قولی دادی؟ حالا چطور از عهده اش بر بیام؟</b>

37:20.400 --> 37:22.490
<b>چه خاکی تو سرم بریزم؟</b>

37:22.490 --> 37:24.100
<b>...خدایا به دادم برس</b>

37:24.100 --> 37:26.780
<b>مدیر آن</b>

37:26.780 --> 37:28.940
<b>حالتون خوبه؟</b>

37:29.730 --> 37:33.140
<b>خوبم، داشتم بند کفـشمو میبستم</b>

37:33.930 --> 37:36.220
<b>اوه، مثل اینکه کفشم بند نداره</b>

37:37.100 --> 37:41.370
<b>...خب...برو و تمام</b>

37:41.370 --> 37:44.420
<b>مـنوی رستوران های زیرمجموعه ی کمپانـی رو برام لیست کن</b>

37:44.420 --> 37:46.460
<b>باید بررسیشو نکنم -
چشم -</b>

37:46.460 --> 37:48.820
<b>ممنونم...به زحمت انداختمت</b>

38:00.650 --> 38:03.290
<b>چرا پاهام سست شده</b>

38:08.110 --> 38:13.060
<b>داداش بامــبمو، به دادم بــرس</b>

38:17.720 --> 38:19.480
<b>برام بذارش</b>

38:33.100 --> 38:35.030
<b>گردنـبندم کجاست؟</b>

38:35.860 --> 38:37.620
<b>کدوم گردنبند؟</b>

38:37.620 --> 38:42.390
<b>گردنبند الماسی که بابام تو تولد 18 سالگی بهم هدیه داده بود</b>

38:42.390 --> 38:44.390
<b>...از دست تو</b>

38:45.810 --> 38:47.660
<b>بعد از در آوردنش کجا گذاشتی؟</b>

38:47.660 --> 38:50.470
<b>خب تو همین جعبه ی جواهر گذاشتمش</b>

38:52.200 --> 38:54.400
<b>وظیفه ی نگهداری این جعبه با شما بود؟</b>

38:54.400 --> 38:57.130
<b>درسته، این جعبه رو من نگه داشتم</b>

38:57.130 --> 39:00.270
<b>بعد از بردن جعبه سریع تو قفسه گذاشتمش،امکان نداره چیزی کم شده باشه</b>

39:00.270 --> 39:05.200
<b>خانم دونگ لطفا یه بار دیگه فکر کنید،مطمئنید که گردنبندو گذاشتید تو جعبه؟</b>

39:05.200 --> 39:07.380
<b>چی شده رئیس چیـن، چه اتفاقی افتاده؟</b>

39:07.380 --> 39:10.530
<b>میپرسی چی شده؟ شما یه دزدو استخدام کردید</b>

39:10.530 --> 39:14.310
<b>لطفا آرامش خودتونو حفظ کنید، حتما به این مساله رسیدگی میکنیم</b>

39:14.310 --> 39:16.760
<b>و جواب قانع کننده ای بهتون میدیم</b>

39:16.760 --> 39:18.780
<b>بیا بریم جیاشین</b>

39:20.770 --> 39:22.910
<b>رئیس چین، به سلامت</b>

39:36.230 --> 39:40.590
<b>این باقی مونده ی پولـیه که واسه خرید هدیه برای خانم آن چینگهوان بهم داده بودید</b>

39:40.590 --> 39:46.060
<b>باید به این حقیقت اعتراف کنم مرتکب اشتباهی شدم که یه مرد شکست خورده انجام میده</b>

39:46.060 --> 39:48.460
<b>میخواستم از فرصتی که در اختیارم گذاشته بودید سواستفاده کنم</b>

39:50.470 --> 39:55.420
<b>معذرت میخوام، حالا که بهش فکر میکنم واقعا اشتباه بی شرمانه ای مرتکب شدم</b>

39:55.420 --> 40:01.050
<b>بقیه پول تمام و کمال اینجاست،اگه حرفمو باور ندارید میتونید
رسید خریدو چک کنید،به علاوه کارامو سپردم به یه نفر </b>

40:01.050 --> 40:04.770
<b>هرچند کار خاصی هم انجام نمیدادم،بدون من قهوه ی شما سرجاشه</b>

40:04.770 --> 40:07.770
<b>یکی هست که لباستونو از خشکشویی تحویل بگیره و براتون رزرو رستوران انجام بده</b>

40:07.770 --> 40:12.270
<b>اومدن من فقط باعث ایجاد هرج و مرج تو دفتر شما شد</b>

40:12.270 --> 40:16.930
<b>نه تنها اتاقی که برای شما رزرو شده بود دزدیدم بلکه باعث شدم مقابل دختری که دوستش دارین خجالت زده شید</b>

40:16.930 --> 40:21.860
<b>مهم تر از همه، نابود کردن درخت مورد علاقه اتون</b>

40:21.860 --> 40:24.830
<b>نمیدونم چرا اما از وقتی اومدم بخت اون درخت هم برگشته</b>

40:24.830 --> 40:27.760
<b>اون برگ زردی که اونجا میبینید راستش</b>

40:27.760 --> 40:30.480
<b>برگی بود که خودم با چسب بهش چسبوندم</b>

40:30.480 --> 40:33.940
<b>بعدا یکی جدیــدشو براتون میخرم</b>

40:35.070 --> 40:39.830
<b>تمام گفتنی ها رو گفتم، با اجازتون مرخص میشم</b>

40:39.830 --> 40:45.740
<b>رئیس ژای، اگه دلیل اینکه استخدامم کردید سرگردم کردن خودتون بود</b>

40:48.120 --> 40:51.750
<b>شرمنده ام که نتونستم به اندازه ی کافی سرگرمتون کنم</b>

40:53.580 --> 40:55.400
<b>دینگ رنجیان</b>

40:57.810 --> 41:00.330
<b>با خودت چتر آوردی؟</b>

41:00.330 --> 41:05.020
<b>بله آوردم،هوا این روزا متعادل نیست،کسی چه میدونه بارون میاد یا نه؟</b>

41:05.020 --> 41:08.090
<b>کی یاد میگیری حرف اضافه نزنی؟</b>

41:08.090 --> 41:12.710
<b>احتمالا...بتونم،  سعیمو میکنم</b>

41:14.070 --> 41:16.830
<b>خوبه که آینده نگری، باهام بیا</b>

41:35.500 --> 41:38.990
<b>خواهـر گویـی، خودت هم شنیدی</b>

41:38.990 --> 41:42.250
<b>رئیس چین فقط 24 ساعت بهمون وقت داده</b>

41:42.250 --> 41:46.590
<b>درسته که مدیر این سالن زیبایی هستم</b>

41:46.590 --> 41:51.880
<b>اما همیشه منصفانه و بدون کوچکترین تبعیضی با همتون رفتار کردم</b>

41:51.880 --> 41:58.170
<b>اگه بخوایم منطقی به قضیه نگاه کنیم اصلا شایسته نیست
زنی به سن و سال شما همچین جایی کار کنه</b>

41:58.170 --> 42:00.750
<b>اما با توجه به در نظر گرفتن این حقیقت که در ابتدای شروع به کارم</b>

42:00.750 --> 42:04.170
<b>شخصا زیر دستت آموزش دیدم</b>

42:04.170 --> 42:07.390
<b>برای همین اینجا نگهت داشتم</b>

42:07.390 --> 42:11.430
<b>همه خبـر دارن که وضعیت مالی خانواده ی شما خوب نیست</b>

42:11.430 --> 42:13.870
<b>حتی بار مسئولیت پرداخت بدهی همسرت روی شونـه اتـه</b>

42:13.870 --> 42:18.390
<b>اما بخاطر اتفاقی که امروز افتاد این سالن آرایشی داره ناعادلانه بخاطر تو تنبیه میشه</b>

42:18.390 --> 42:23.750
<b>نمیتونم بهت سخت نگیرم چون باید به تمام همکارا جواب قانع کننده ای بدم</b>

42:23.750 --> 42:26.200
<b>بسیار خب، چرا اینجا وایستادی؟</b>

42:38.330 --> 42:43.380
<b>رئیس اگه میخوای اخراجم کنی اخراجم کن
نکنه میخوای منو ببری حومه ی شهر و بفروشی؟</b>

42:43.380 --> 42:45.600
<b>قبلا بهت گفتم، بهتره یاد بگیری حرف اضافه نزنی</b>

42:45.600 --> 42:48.700
<b>اگه یه کلمه دیگه بگی از ماشین پرتت میکنم بیرون</b>

42:51.540 --> 42:54.630
<b>زودباشید بیاید کمکش کنین</b>

42:57.630 --> 42:59.850
<b>یالا....زودباشین تکون بخورین</b>

42:59.850 --> 43:01.470
<b>زودباشین</b>

43:17.410 --> 43:22.020
<b>مادرم سرطان معـده ی پیشـرفته داره و تقریبا سه چهارم از معده اش طی جراحی برداشته شده</b>

43:22.020 --> 43:25.140
<b>به تازگی از بیمارستان ترخیص شده و نمیتونه هیچی بخوره</b>

43:25.140 --> 43:28.080
<b>اما زمانی که پدرم خونـه باشه</b>

43:28.080 --> 43:33.620
<b>سر میز شام میشینه و خودشو مجبور میکنه تا چند لقمه ای غذا بخوره</b>

43:33.620 --> 43:37.570
<b>اما من خبر دارم وقتی پدرم برای دوش گرفتن از پله ها بالا میره</b>

43:37.570 --> 43:41.660
<b>اون یواشکی وارد سرویس بهداشتی میشه و هرچی که خورده رو بالا میاره</b>

43:41.684 --> 43:43.684
<i>ترجمه شده توسط تیم دریای شرق
@EastSeaSub</i>

43:45.520 --> 43:51.750
<i>♪ بهت کمک کردم تا به موفقیت برسی و از غرورم برات مایه گذاشتم ♪</i>

43:51.750 --> 43:57.150
<i>♪ و حالا من موندم و اشتیاقی که با بی رحمی گریبان گیرم شده ♪</i>

43:57.150 --> 44:04.750
<i>♪ قلب مثل اتاقیه که هر از چندگاهی باید دستی به روش کشیده شه ♪</i>

44:04.750 --> 44:11.000
<i>♪ بعد از خداحافظی،میتونیم با شخص بهتری آشنا شیم؟ ♪</i>

44:11.000 --> 44:17.420
<i>♪ قلعه ای از جنس قصه میسازم ♪</i>

44:17.420 --> 44:22.630
<i>♪ خاطراتمو درونش جا میدم،کسی اجازه نداره بهش دست بزنه ♪</i>

44:22.630 --> 44:30.670
<i>♪  این دنیا خیلی عظیــمه و من خیلی کوچیـک ♪</i>

44:30.670 --> 44:36.780
<i>♪ همچنان با نا امیدی دارم میگردم ♪</i>

44:36.780 --> 44:43.030
<i>♪ میخوام پیدات کنم، دست تو نا کجاآباد ترین نقطه ی دنیا ♪</i>

44:43.090 --> 44:49.500
<i>♪ و  غیرمنتظره ترین لحظه ♪</i>

44:49.500 --> 44:52.660
<i>♪ جاده ی عشق رو دور میزنم و دور میزنم ♪</i>

44:52.660 --> 44:55.970
<i>♪ قلبم می لرزه و هیجان زده است ♪</i>

44:55.970 --> 45:02.280
<i>♪ و تنها چیزی که میخواد ایستگاهی برای توقفـه ♪</i>

45:02.280 --> 45:05.520
<i>♪  اون کسی که داره به سمتم میدوه کیه؟ ♪</i>

45:05.520 --> 45:08.640
<i>♪ اون میتونه این نشونه ها رو حس کنه؟ ♪</i>

45:08.640 --> 45:15.200
<i>♪ ایستگاه بعدی آخرخط دنیاست ♪</i>

45:15.200 --> 45:21.420
<i>♪ دیگه تا چه حد تو این دنیا باید متحمل دردسر بشم؟ ♪</i>

45:21.420 --> 45:26.280
<i>♪ تا بفهمم چقدر بودنت کنار من چه نعمتــیه ؟ ♪</i>

45:26.320 --> 45:31.400
<i>♪ داشتنت برام کافــیه ♪</i>

45:47.060 --> 45:53.390
<i>♪ از قصه ات استفاده کن و برام قصری بساز ♪</i>

45:53.390 --> 45:58.640
<i>♪ بعد از خونه کردن عشق ،هیچ کس حق نداره بهش نزدیک شه ♪</i>

45:58.640 --> 46:06.630
<i>♪  این دنیا خیلی عظیــمه و من خیلی کوچیـک ♪</i>

46:06.630 --> 46:12.340
<i>♪ میخوام به سمتت بدوم ♪</i>
