WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

00:11.136 --> 00:12.679
و شروع می‌کنیم

00:17.934 --> 00:20.103
و شروع می‌کنیم به تولید

00:55.472 --> 00:58.892
جان یه ماموریت خیلی ویژه توی زندگیش داره

00:58.975 --> 01:03.354
اون در تلاشه تا با موجودات فضایی ارتباط برقرار کنه

01:11.988 --> 01:15.200
شروعش با خودم بود
پدربزرگم کمکم می‌کرد

01:15.658 --> 01:19.370
من با مادربزرگ و پدربزرگم زندگی می‌کردم
تو یه ده کوچیک توی شمال میشیگان

01:21.664 --> 01:24.834
من شروع به ساختن تجهیزات الکترونیکی کوچیک

01:24.918 --> 01:28.505
برای برقراری ارتباط با اونچه که خارج از زمین وجود داره، کردم

01:32.258 --> 01:34.969
اینجا کلا شامل یه اتاق خواب داشت

01:36.054 --> 01:37.722
که تجهیزات درونشم شروع به بزرگتر شدن کردن

01:37.806 --> 01:40.642
در عرض دوسال،من بند و بساطم رو آوردم توی اتاق پذیرایی

01:41.059 --> 01:43.812
همینجوریم بزرگ و بزرگتر میشدن

02:14.926 --> 02:17.387
بیشتر کاری که من انجام می دادم به صورت خودآموز بود

02:17.470 --> 02:20.640
یه ایده ای رو تصور میکردم و بعدش چشم اندازش رو

02:20.723 --> 02:22.600
روی یک حقیقت فیزیکی بنا می‌کردم

02:23.560 --> 02:25.979
من همیشه دنبال اکتشاف بودم

02:26.563 --> 02:28.940
دنبال پیدا کردن چیزهایی ورای آن چیزهایی که دور و برمون وجود دارن

02:29.023 --> 02:31.151
من کلی دنیاهای فضایی رو پیش خودم تصویرسازی می‌کردم

02:32.277 --> 02:34.654
همچنین تصور می‌کردم وقتی باهاشون ارتباط بگیرم، چه اتفاقی میوفته

02:35.071 --> 02:38.074
لحظه ی تقسیم آگاهی و دانایی

02:38.158 --> 02:40.201
و ارتباط با گونه های دیگه،

02:40.285 --> 02:44.164
یه چیزی بیشتر از هرچیزیه که همه ی ما تصورش رو می‌کنیم

02:52.380 --> 02:54.549
به نظر می‌رسه که دارم یه سیگنال رادیویی می‌گیرم

02:58.887 --> 03:00.096
اوکی، خوبه

03:17.655 --> 03:20.617
من متوجه شدم که بهترین راه برای برقراری ارتباط

03:20.700 --> 03:23.077
پخش یه سیگنال به فضای بیرونیه

03:23.161 --> 03:25.622
من فکر می‌کردم که بهترین سیگنال میتونه موسیقی باشه

03:27.749 --> 03:30.919
از لحاظ فنی داشتیم یه ارتباط کاملا واقعی ایجاد می‌کردیم

03:31.002 --> 03:34.130
از یه برج بلند بالای خونه ی پدربزرگم اینا

03:45.683 --> 03:49.145
من موسیقی را به فضا فرستادم چون

03:49.229 --> 03:52.523
یه نمایانگر یه زبان مشخص و جهانی بود

03:52.607 --> 03:55.235
و دارم درباره ی موسیقی های غیرتجاری صحبت می‌کنم

03:55.318 --> 03:59.030
دارم درباره ی جاز ،موسیقی الکترونیک

03:59.113 --> 04:01.991
کرافت‌ورک،تانجرین دریم،هارمونیا

04:02.075 --> 04:03.493
و یه سری از این نوع موسیقیا صحبت می‌کنم

04:03.576 --> 04:04.911
موسیقی آفریقایی

04:04.994 --> 04:07.455
و موسیقی شرقی، که موسیقی خارجی محسوب میشن

04:07.538 --> 04:10.250
رگا، آفروبیت

04:10.333 --> 04:13.378
یه چیزی که خیلی دوست دارم بفرستم، موسیقی گاملانه

04:13.461 --> 04:15.338
چون واقعا خیلی قشنگه

04:16.339 --> 04:20.385
جان شپرد تمام وقت، پول و انرژیش رو

04:20.468 --> 04:24.180
روی تحقیقات شخصیش برای یافتن موجودات فضایی صرف کرده

04:24.264 --> 04:27.475
من موسیقی های خلاقانه یا دارای ارزش فرهنگی رو به فضا می‌فرستم

04:27.558 --> 04:29.018
من تقریبا پرتوها رو حدود

04:29.102 --> 04:31.312
نصف یا یک میلیون مایل به فضا ارسال می‌کنم

04:31.396 --> 04:33.356
تقریبا دوبرابر مسافت زمین تا ماه

04:33.773 --> 04:35.817
پروژه"استرات"ایستگاه یک زمین

04:35.900 --> 04:38.903
برای شما از شمال غرب زیبای میشیگان پخش می‌شود

04:38.987 --> 04:41.447
الان به گروه هارمونیا گوش می‌کنین

05:04.178 --> 05:08.057
پروژه‌ی"استرات"از ایستگاه یک زمین،یه روز دیگه شروع به کار کرد

05:08.141 --> 05:09.767
اگه "ای‌تی"هایی اینو میشنون

05:09.851 --> 05:12.395
خوشحال میشیم که فردا ساعت نه شب برای شنیدن موسیقی های فرهنگی

05:12.478 --> 05:14.022
دوباره همراهمون بشن

05:14.105 --> 05:15.565
من جان شپردم

05:34.792 --> 05:37.003
من چیز زیادی از مادرم یادم نیست

05:44.927 --> 05:46.763
اون اولا خیلی بهم سخت می‌گذشت

05:46.846 --> 05:50.683
خونه‌مون قطعا بهترین محیط برای بزرگ شدنم نبود

05:51.100 --> 05:54.103
بابام همون موقع که به دنیا اومدم، ولمون کرد و رفت

05:55.396 --> 05:58.316
مامانبزرگم دلش برام سوخت و منو آورد پیش خودش

06:00.026 --> 06:02.445
ارتباط خیلی کمی با مادرم داشتم

06:02.945 --> 06:05.198
اون همیشه یکمی باهام متفاوت بود

06:05.281 --> 06:08.576
البته تقریبا....باهام بیگانه نبود
بیگانه خیلی کلمه‌ی درستی نیست البته

06:08.659 --> 06:10.244
فقط متفاوت بود

06:24.092 --> 06:28.262
ار بعد از زمانیکه پدربزرگ و مادربزرگم سرپرستیم رو به عهده گرفتن، دیگه خاطراتم خوب میشن

06:29.180 --> 06:31.391
اونا مراقبم بودن، بزرگم کردن

06:53.287 --> 06:57.125
گاهی به روند زندگیم نگاه می‌کنم و به نظرم شکلش مثه

06:57.208 --> 07:00.086
مثه.....یه جاده ی کوهستانی دورافتاده‌س

07:00.169 --> 07:03.172
که بین چند تا تپه بلند محصور شده

07:03.256 --> 07:06.134
و چیزهایی رو میبینه که بقیه نمیبینن

07:06.217 --> 07:08.553
پس اینجوری تو بیشتر و بیشتر تنها میشی

07:08.636 --> 07:11.514
نقش زیادیم تو این قضیه نداری

07:16.727 --> 07:20.314
من تمام دم و دستگاهم رو

07:20.398 --> 07:23.234
توی یه ده کوچیک، وسط یه جمعیت خیلی کم بنا کردم

07:23.901 --> 07:26.279
یه شهر کوچیک، میدونی، روستایی

07:27.155 --> 07:30.741
، سبک زندگی من وابستگی زیادی به محل رندگیم داشت

07:30.825 --> 07:33.286
ساکت،کمی دورافتاده و کمی متفاوت از بقیه

07:37.457 --> 07:40.084
در حالیکه ذهنم توی فضا و قلمروهای دیگه سیر می‌کرد

07:40.168 --> 07:42.795
جسمم توی یه مکان کوچیک

07:42.879 --> 07:46.215
و بسیار ساکت گیر کرده بود

07:46.299 --> 07:49.635
ولی ذهنم همیشه در حال سفر بود، سفر به کهکشان

08:13.659 --> 08:19.582
دوازده یا چهارده سالم بود که فهمیدم یه کم با بقیه فرق دارم

08:19.665 --> 08:21.167
من گی بودم

08:22.502 --> 08:25.463
گی بودن توی میشیگان اون زمان یه کمی سخت بود

08:25.546 --> 08:29.050
اینم یکی دیگه از سختی های زندگی توی یه منطقه‌ی کوچیک روستایی بود

08:29.133 --> 08:33.262
شما اونقدری که لازمه

08:33.346 --> 08:35.139
درک نمیشید

08:38.768 --> 08:42.772
<i>به نظر من سخت‌ترین قسمت واقعیت،کنار اومدن با لحظات تنهاییه</i>
<i>.</i>

08:42.855 --> 08:46.067
<i>شما بیرون نمیرین،با کسی صحبت نمیکنین و برای یه مدت طولانی با کسی قرار نمیزارین</i>
<i></i>

08:46.150 --> 08:48.236
<i>بنابراین اونا هیچوقت متوجه نمیشن که شما یه کمی با بقیه فرق دارین</i>
<i></i>

08:48.319 --> 08:51.155
پیدا کردن آدمی که توی فاز من باشه

08:51.239 --> 08:54.742
و بتونم باهاش تمام موارد زندگیم رو به اشتراک بزارم

08:54.825 --> 08:57.328
تقریبا غیرممکنه، اگرچه باور دارم که وجود داره

08:57.411 --> 08:59.372
من اعتقاد دارم که بالاخره یه نفر برای همه وجود داره

09:15.429 --> 09:18.933
با گذشت زمان، کم کم تجهیزات تمام فضای خونه رو اشغال کردن

09:19.016 --> 09:21.394
مشخص بود که به اتاق‌های بیشتری نیاز داریم

09:22.353 --> 09:25.856
من و مامانبزرگم روی هم پول گذاشتیم تا اتاق‌های بیشتری بسازیم

09:30.361 --> 09:32.572
من کلی اتاق دیگه اضافه کردم

09:32.655 --> 09:35.491
الان دیگه پروژه میتونست به طور کامل محقق بشه

09:53.009 --> 09:56.929
جان شپرد اسم پروژه‌ش رو استرات گذاشته
<i>این کلمه مخفف Special Telemetry Research and Tracking است.</i>

10:01.100 --> 10:04.353
<i>شصت هزار ولت جریان، زیر خونه‌ش جریان داره</i>

10:04.437 --> 10:07.440
<iسیگنال‌ها را تقویت می‌کنه و به فضا می‌فرسته

10:09.609 --> 10:13.904
پس من این فرستنده‌ی دو طبقه با فضای عمیق رو ساختم

10:15.865 --> 10:19.035
این بهم اجازه میداد که به فضای عمیقتر و دورتری دست پیدا کنم

10:20.036 --> 10:22.622
پروژه‌ی استرات یه عملیات بزرگ داشت

10:23.247 --> 10:27.209
من همیشه سرگرم گسترش انواع دستگاه‌ برای برقراری ارتباط بودم

10:31.088 --> 10:33.758
من هرگز از ارتباط برقرار کردن دست نکشیدم

10:35.885 --> 10:38.512
و هیجان همیشه برام

10:38.596 --> 10:41.724
حکم یه مدار تنظیم کننده رو داشت

10:42.266 --> 10:46.312
حالا می‌خوایم با یه موسیقی آفروپاپ، عصرتون رو گرم کنیم

11:05.414 --> 11:09.293
همیشه یه اکتشاف بود
و حکم یه حالت رویایی رو داشت

11:10.086 --> 11:13.005
من من حدود بیست و پنج_سی سال از عمرم رو

11:13.089 --> 11:16.217
وقفش کردم

11:18.177 --> 11:20.805
اصلا نمی‌تونم بگم که در خصوص مسائل مربوط به بشقاب پرنده ها

11:20.888 --> 11:25.017
به چیزای خیلی مهمی رسیدم

11:25.101 --> 11:28.145
اما تا جایی که تونستم

11:28.229 --> 11:30.398
این انگیزه و ایده های خلاقانه رو

11:30.481 --> 11:32.983
و نتایج به دست اومده ازشون رو با مردم به اشتراک گذاشتم

11:33.067 --> 11:36.112
و این به زندگی من معنا میده

11:38.864 --> 11:42.034
چیزی که از پروژه‌ی استرات باقی مونده، همین چیزاییه که تو ساختمون انبار شده

11:43.327 --> 11:45.996
همه‌ی این تجهیزات الان اینجا بی استفاده انبار شدن

11:46.080 --> 11:48.708
ولی هنوزم یجورایی روحشون اینجا برقراره

11:48.791 --> 11:52.503
و این یکی از وسائل نقشه‌برداری از داده‌ها بود

11:55.464 --> 11:58.217
چیزای زیادی اینجا بودن، چیزای منحصربه‌فرد

11:58.676 --> 12:00.761
تجهیزات ارتباطی ماهواره ای

12:00.845 --> 12:04.348
لوله های مایکروویو پرتوان که برای انتقال مایکروویو استفاده می شدند

12:04.849 --> 12:08.853
بعضی از چیزا هم کل آزمایشگاه رو در بر گرفته بودن

12:09.478 --> 12:12.148
از جمله شتاب دهنده فرستنده ولتاژ بالا

12:12.231 --> 12:14.650
که ما برای ارسال سیگنال ها به فضا استفاده می کردیم

12:16.610 --> 12:21.031
پس اینا تنها وسائل یا بهتره بگم تفکرات باقی مونده از پروژه هستن

12:32.334 --> 12:34.795
خب مجبور شدم که به خاطر کمبود بودجه، رهاش کنم

12:34.879 --> 12:37.757
که خیلی هم ناامیدکننده و افسرده‌کننده بود

12:37.840 --> 12:40.801
همینطورم فهمیدم که زمان در حال گذره

12:43.262 --> 12:45.639
من هیچوقت هیچ دوست‌پسر جدی‌ای نداشتم

12:45.723 --> 12:48.726
یا کسی که کنارش ثابت‌قدم باشم و ازین صحبتا

12:48.809 --> 12:52.062
۱۹۹۳ ولی تو سال

12:52.146 --> 12:57.359
یکی رو به نام جان لیترنتا ملاقات کردم که واقعا دوستش داشتم

12:58.402 --> 13:02.239
ما دوتاییمون یه عصری توی یه کلاب همو دیدیم

13:02.323 --> 13:06.786
وقتی اون اول از در اومد تو، من اونجا بودم

13:06.869 --> 13:11.207
همون لحظه چشممو گرفت

13:11.290 --> 13:16.295
اون کاملا متفاوت از بقیه به نظر می‌رسید

13:16.378 --> 13:20.800
نگاهش از همون اول جذابیت خاصی داشت

13:22.718 --> 13:26.180
وقتی برای اولین بار با جان ملاقات کردم ، این تصور را داشتم که

13:26.263 --> 13:31.310
این آدم واقعاً متفاوته اون حس جالبی به من میده

13:32.269 --> 13:34.104
با خودم گفتم: باید باهاش باشم

13:34.897 --> 13:38.025
فقط می‌خواستم که انقدری شهامت داشته باشم

13:38.108 --> 13:41.612
که برم جلو، سلام کنم و حداقل خودم رو بهش معرفی کنم

13:42.780 --> 13:45.282
و بعدش دیگه همه چی

13:45.366 --> 13:48.369
خوب به نظر میرسید و ما ادامه‌ش دادیم

13:48.786 --> 13:50.162
ما شروع به بحث راجع به موسیقی

13:50.246 --> 13:53.541
و یه چیزای مربوط به موسیقی کردیم

13:55.125 --> 13:58.212
شخصیت جان خیلی صمیمیه

13:58.295 --> 13:59.797
چیزی که ازش دوست دارم

13:59.880 --> 14:02.716
این گرمی و درکیه که داره

14:03.843 --> 14:07.221
اولین بار دیدمش و با خودم گفتم

14:07.304 --> 14:11.016
این ازون دسته آدمای گرم، دوست‌داشتنی، حساس و صبوره

14:11.100 --> 14:14.520
یهو گفتم:واو....این واقعا همون چیزاییه که

14:14.603 --> 14:15.980
توی هرکسی نمی‌تونی پیداشون کنی

14:16.063 --> 14:20.025
و به نظرم خیلیا میخوان با  آدمی با این خصوصیات باشن

14:20.109 --> 14:22.570
و همیشه هم موفق نمیشن

14:22.653 --> 14:24.405
ولی من یکی از خوش‌شانس‌ها بودم

14:24.488 --> 14:27.491
حس کردم که پیداش کردم، توی جان اینا رو پیدا کردم

14:28.284 --> 14:30.286
پس ارتباط شکل گرفت

15:28.677 --> 15:31.472
علاقه‌ی من فهمیدن ناشناخته‌ها

15:31.555 --> 15:33.933
ناشناخته‌ها و فقط و فقط ناشناخته‌هاست

15:34.016 --> 15:36.685
تو جستجو می‌کنی، به جستجو کردن ادامه‌ میدی و

15:36.769 --> 16:38.687
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
