WEBVTT

00:16.800 --> 00:26.776
‫وبسایت دوستی ها تقدیم میکند

00:36.786 --> 00:42.792
‫«پاناما سیتی، پاناما»

00:51.234 --> 00:53.970
‫در این داستان، فقط یک اسطوره وجود داره.

00:55.338 --> 00:57.040
‫اون منم.

00:59.809 --> 01:01.778
‫یه مبارز به دنیا اومدم...

01:02.979 --> 01:04.948
‫و به عنوان یه مبارز هم میمیرم.

01:08.918 --> 01:12.422
‫وقتی در مبارزه ی "روبرتو دوران" زنگ به صدا در میومد...

01:12.488 --> 01:15.792
‫احساس می کردی یه اتفاقی قراره بیفته.

01:16.860 --> 01:21.931
‫اینکه قادر باشی به مدت چهل سال
‫....صد و نوزده بار تو رینگ مسابقه باشی،

01:22.565 --> 01:24.367
‫بی همتاست
‫.اون اینکار رو کرد.

01:25.568 --> 01:31.107
‫اون کاملا درنده خو بود، نترس بود
‫.اون معرکه ترین سبک وزن در تاریخ بوکسوری ـه.

01:33.076 --> 01:37.814
‫اون همیشه نبرد رو تحت فشار قرار میداد
‫.همیشه اون جذبه و اون خشم رو با خودش داشت.

01:39.215 --> 01:41.184
‫روبرتو یه مبارز معرکه بود.

01:41.251 --> 01:44.854
‫و شخصیت جالبی داره
‫.جلب توجه کننده ست، خیره کننده ست.

01:45.855 --> 01:48.625
‫دیدن اینکه چه جوری بار اومده و...

01:49.225 --> 01:51.628
‫چه جوری ازش جون سالم به در برده ترسناکه.

01:53.296 --> 01:56.099
‫مرد جوانی اهل پاناما که مردم
‫رو گرد هم آورده بود.

01:56.132 --> 01:58.334
‫اون محرکی برای امید و آرمان بود.

01:58.434 --> 02:00.336
‫همه اش رو سرزنده نگه داشته بود.

02:00.536 --> 02:02.305
‫«من دوران هستم»

02:04.173 --> 02:05.875
‫من دوران هستم.

02:06.175 --> 02:07.877
‫روبرتو دوران.

02:08.645 --> 02:12.115
‫قاره های آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی...

02:12.148 --> 02:15.318
‫توسط پیوند باریکی از خشکی به هم متصل شدند
‫آمریکای مرکزی،

02:15.818 --> 02:19.188
‫همان گونه که کاوشگران و بازرگانان
‫درباره ی آمریکای مرکزی بیش تر آگاه شدن...

02:19.255 --> 02:22.225
‫متوجه شدن که کوتاه ترین مسیر
‫از اقیانوس به اقیانوس...

02:22.492 --> 02:26.729
‫از منطقه ای عبور می کند که امروزه
‫به عنوان جمهوری پاناما آن را می شناسیم.

02:27.130 --> 02:29.165
‫دوباره "دوران" پُر شور...

02:29.198 --> 02:30.533
‫مقابل بیوکنن کار درست قرار گرفته.

02:32.068 --> 02:35.004
‫ایالات متحده ی آمریکا کانال پانامای
‫معرکه ای را احداث کرده است...

02:35.071 --> 02:39.609
‫که مسیر های تجاری را از شمال به جنوب
‫و شرق به غرب کنترل می کند.

02:42.979 --> 02:45.815
‫باید اون مذاکرات رو تموم کنیم و به ژنرال بگیم...

02:46.683 --> 02:49.419
‫خودمون خریدیمش، خودمون پولش رو دادیم
‫خودمون اون رو ساختیم...

02:49.986 --> 02:51.187
‫و قصد داریم نگهش داریم.

02:53.189 --> 02:55.191
‫حمل و نقل از طریق کانال پاناما...

02:55.224 --> 02:57.493
‫و محافظت کردن قریب به 1000 سرباز آمریکایی از آن...

02:57.660 --> 02:59.228
‫تحت تاثیر ناآرامی ها قرار نگرفته است.

02:59.295 --> 03:01.397
‫کانال هدفی اصلی برای مهاجمینی می باشد که...

03:01.464 --> 03:03.499
‫به دنبال مختل کردن صلح و امنیت هستند.

03:03.533 --> 03:06.903
‫مجلس سنای ایالات متحده اعلام کرد همیشه
‫به حق حاکمیت مردم پاناما احترام می گذارد.

03:06.970 --> 03:08.204
‫به منظور آماده شدن برای سرکوب....

03:08.237 --> 03:11.207
‫دولت دستور بسته شدن بانک ها
‫.مدارس و اداره های دولتی را داده است،

03:11.240 --> 03:13.543
‫ایالات متحده!

03:14.110 --> 03:16.646
‫".یه دست راست خارق العاده از "دوران

03:18.948 --> 03:21.918
‫نمیشه "دوران" رو مغلوب کرد یا ترساند.

03:24.120 --> 03:27.557
‫دیشب به نیروهای نظامی ایالات متحده
‫دستور دادم که راهی پاناما شوند.

03:33.396 --> 03:37.233
‫و تاکتیک های قلدرانه و...

03:37.867 --> 03:41.838
‫به همان اندازه بی رحمانه ی
‫دیکتاتور نوریگا، ما را نمی ترساند.

04:06.262 --> 04:08.398
‫من هیچ وقت عصبانی نبودم و همیشه خوشحال بودم.

04:08.564 --> 04:10.400
‫با اینکه پسر فقیری بودم.

04:10.500 --> 04:13.836
‫خوشبخت بودم، کفش ها رو واکس میزدم
‫...روزنامه می فروختم،

04:13.970 --> 04:16.773
‫هرگز هیچ گونه جاه طلبی ای نداشتم.

04:17.573 --> 04:20.009
‫واقعا نسبت به هیچ چیز جاه طلبی نداشتم.

04:23.146 --> 04:25.748
‫برادرم قبل از من یه بوکسور بود.

04:26.249 --> 04:29.252
‫"می گفت " این پسر قراره مبارزه کنه

04:30.253 --> 04:32.889
‫من فقط یه بچه ی 40 کیلویی بودم.

04:32.989 --> 04:35.358
‫بهم شلوارک هایی رو دادن که
‫تو جیب هاش سنگ بود،

04:35.491 --> 04:37.960
‫چون مبارزه در وزن 100 کیلو بود.

04:38.828 --> 04:41.197
‫و من پای این بچه ی بیچاره رو
‫به کتک کاری باز کردم.

04:43.132 --> 04:47.804
‫«لری مرچنت، گزارشگر ورزشی»
‫اون وقتی که بچه بود، در جهانی بی نظم...

04:47.870 --> 04:52.508
‫نظم و ترتیب رو پیدا کرد
‫.در هنگام یادگیری چگونگی مبارزه کردن،

04:52.909 --> 04:55.578
‫نه اینکه فقط مبارزه کنه
‫.بلکه چگونه مبارزه کنه،

04:57.146 --> 04:59.382
‫«اسپرینگز تولدو، نویسنده ی انجمن مشاهیر بوکس آمریکا»
‫دوران محصولی از خواستن بود.

04:59.449 --> 05:01.851
‫دوران محصولی از تهی دستی بود.

05:02.452 --> 05:04.053
‫شما یه مبارز ذاتی رو اینجا می بینید.

05:04.120 --> 05:09.092
‫شما کسی رو می بینید که با خاطره ای
‫واضح از گرسنه به بستر رفتن،

05:09.125 --> 05:13.529
‫و زمین های خاکی و بشکه های آتشین
‫برای گرم شدن، انگیزه گرفته.

05:14.964 --> 05:17.633
‫«رابین دوران، پسر روبرت دوران»
‫اون خانواده ای نداشت، یه خانواده ی شایسته.

05:18.301 --> 05:20.870
‫توسط پدرش رها شده بوده.

05:21.104 --> 05:23.272
‫و مجبور بوده که در خیابان ها
‫سرسخت بار بیاد.

05:23.306 --> 05:24.974
‫از وقتی که خیلی بچه بوه
‫امرار معاش می کرده...

05:25.007 --> 05:27.009
‫روزنامه می فروخته، کفش ها رو
‫در خیابان ها برق می انداخته....

05:27.076 --> 05:29.112
‫در حالی که فقط یه بچه ی پنج ساله بود...

05:29.145 --> 05:30.813
‫سعی می کرده خانواده اش رو حمایت کنه.

05:31.447 --> 05:32.915
‫بنابراین، واسش سخت بوده.

05:37.019 --> 05:38.654
‫«خوان کارلوس تاپیا، گوینده ی پانامایی»
‫محله ی اِل چوریو...

05:38.921 --> 05:40.356
‫جایی بود که "دوران" متولد و بزرگ شده بود.

05:40.490 --> 05:43.626
‫فقط دویست متر با محدوده ی کانال
‫پاناما فاصله داشت.

05:45.128 --> 05:48.231
‫محدوده ی کانال پاناما قوانین
‫مخصوص به خودش رو داشت.

05:48.297 --> 05:50.933
‫حتی پلیس مخصوص به خودش رو هم داشت.

05:51.534 --> 05:53.669
‫انگار که داخل یه کشور، دوتا کشور وجود داشت.

05:56.038 --> 05:59.142
‫هیچ کدوم از مردم پاناما از
‫این وضع خوششون نمیومد.

05:59.675 --> 06:02.745
‫خب، محدوده ی کانال یک مالکیت استعماری نیست.

06:02.812 --> 06:04.080
‫یه اجاره ی طولانی مدت نیست.

06:04.313 --> 06:07.083
‫قلمروی دولت مستقل ایالات متحده ست.

06:14.590 --> 06:16.159
‫مبارزان ارزشمند از کجا میان؟

06:16.192 --> 06:20.096
‫اونا از شرایط بسیار سخت و فقر میان.

06:20.163 --> 06:21.998
‫«استیو لات، مدیرعامل تالار مشاهیر بوکس»
‫در ورزش بوکس...

06:22.732 --> 06:27.537
‫نیازمند چنین قدرت پرشور، عزم راسخ و...

06:27.570 --> 06:31.741
‫تجربه ی بودن در شرایط بسیار سخت روزانه ست.

06:33.910 --> 06:36.112
‫درد، هر روز زندگی کردن با درد.

06:36.679 --> 06:39.115
‫پس قدم گذاشتن به رینگ بوکس
‫همچین غیرقابل باور نیست.

06:41.717 --> 06:44.420
‫داره امشب نشون میده که با
‫هر دوتا دستاش داره غوغا می کنه.

06:45.087 --> 06:48.024
‫«لری مرچنت، گزارشگر ورزشی»
‫باید یه آتش درونی وجود داشته باشه...

06:48.057 --> 06:52.061
‫که می خواد از جایی که اون اومده و
‫از چیزی که دیده فرار کنه...

06:52.862 --> 06:57.099
‫و تمایلی برای...

06:58.367 --> 06:59.936
‫ضرب و شتم دیگران.

07:01.904 --> 07:06.809
‫من به واسطه ی نیاز بوکسور شدم.

07:06.909 --> 07:08.644
‫برای غذا خوردن پول نداشتیم.

07:08.711 --> 07:10.646
‫تو راهروی خونه می خوابیدیم.

07:12.882 --> 07:16.052
‫دوران" خیلی ویرانگر شده بود".

07:16.185 --> 07:19.755
‫اگه با ضربه فنی کردن حریف پیروز نمی شد عجیب بود.

07:21.057 --> 07:23.559
‫اکثر مبارزاتش رو از طریق ضربه فنی می بُرد.

07:26.395 --> 07:28.998
‫و بنابراین "دوران"، عجیب مشت زن قدرتمندی بود.

07:29.098 --> 07:31.534
‫"اسمش رو گذاشته بودن " دستان سنگی

07:34.203 --> 07:36.005
‫اون دستانی از سنگ داشت.

07:41.277 --> 07:43.613
‫مربی من، ری آرسل یه بار بهم گفت...

07:43.746 --> 07:46.482
‫نیازی نیست به "دوران" چیزی رو یاد داد...

07:46.616 --> 07:49.752
‫چون دوران خودش چگونگی انجام دادن
‫هر کاری رو توی رینگ مسابقه بلده.

07:50.886 --> 07:53.122
‫ری آرسل 20 قهرمان جهان رو آموزش داده بود.

07:53.155 --> 07:55.124
‫حالا، یادتون باشه که اینا بیست نفر
‫از دارندگان کمربند...

07:55.157 --> 07:58.127
‫یا تعداد اندکی از قهرمانان جهان نیستن.

07:58.160 --> 08:01.364
‫این افراد قهرمانان مشروع و حقیقی هستن
‫...پادشاهانی تفکیک شده،

08:01.530 --> 08:03.466
‫و ری آرسل 20 نفرشون رو آموزش داده بود.

08:03.499 --> 08:08.004
‫نمی تونستی بهش به عنوان یه
‫مربی معمولی فکر کنی.

08:08.070 --> 08:11.207
‫اگه کسی بخواد توصیفش کنه بیشتر
‫شبیه به یه کارمند بانک لباس می پوشید.

08:11.274 --> 08:12.708
‫اون یه شخص بسیار محترم بود.

08:12.775 --> 08:16.512
‫اون خیلی برازنده بود و به شدت
‫به مبارزانش اهمیت می داد.

08:17.146 --> 08:19.649
‫همیشه حس می کردم که هیچ کس
‫نمی تونه اون رو شکست بده.

08:19.682 --> 08:21.017
‫یه بار بهش گفتم...

08:21.083 --> 08:24.854
‫اگه در مسابقات قهرمانی سنگین وزن
‫جهان مبارزه می کردی، می تونستی برنده بشی.

08:24.920 --> 08:27.189
‫روبرتو آخرین مبارز اون بود.

08:27.256 --> 08:29.558
‫و اون زمان داشت به هشتاد سالگی نزدیک می شد،

08:29.725 --> 08:31.560
‫و نمی خواست دوباره درگیر مسابقات بشه.

08:31.627 --> 08:34.030
‫اینکارو کرد چون روبرتو خیلی خاص بود.

08:34.096 --> 08:35.998
‫به نظر من رابطه ای که اونا داشتن...

08:36.265 --> 08:39.001
‫یه جورایی شبیه به رابطه ی پدر-پسری بود.

08:40.136 --> 08:42.972
‫هر مربی اخلاق کاری متفاوت به خودش رو داره.

08:43.005 --> 08:45.841
‫هر مربی روش متفاوتی برای
‫یاد دادن اخلاق کاری در...

08:45.875 --> 08:48.110
‫روش مبارزه ی مبارزانشون دارن.

08:48.511 --> 08:50.746
‫ری آرسل صداش می کرد مبارز ذاتی.

08:50.813 --> 08:53.983
‫به عبارت دیگه، اونا مشخصا مجبور
‫نبودن چیز زیادی رو بهش یاد بدن.

08:56.385 --> 08:58.854
‫ری آرسل وقتی رسید که من
‫خودم یه بوکسور حرفه ای بودم.

08:58.988 --> 09:02.058
‫می گفت: "دوران" برای قهرمانی جهان
‫آماده ی مبارزه ست.

09:03.392 --> 09:05.094
‫من واسه قهرمان جهان شدن به دنیا اومده بودم.

09:05.227 --> 09:07.897
‫همه ی ویژگی ها رو داشتم.

09:08.731 --> 09:11.934
‫«ماروین هاگلر، قهرمان بی رقیب میان وزن، 1980-87»
‫این افراد چیزای زیادی رو از خیابون ها و هر چی که...

09:12.001 --> 09:13.736
‫اونا رو وارد رینگ می کنه یاد می گیرن.

09:14.303 --> 09:17.139
‫قهرمان بودن یه چیزی ـه که باید
‫اون رو یاد گرفت و از راه سختی هم...

09:17.206 --> 09:18.240
‫باید یادش گرفت.

09:18.307 --> 09:21.210
‫و اکثر ما چیزی نداشتیم که باهاش
‫زندگی ـمون رو شروع کنیم.

09:21.243 --> 09:24.780
‫بنابراین، هیچی واسه از دست دادن نداشتیم.

09:25.147 --> 09:27.717
‫افتاد، از همچین ضربه ای نمی تونه بلند بشه.

09:28.451 --> 09:30.986
‫«نیویورک، ژوئن 1972»

09:32.588 --> 09:36.359
‫اولین بار بود که سوار هواپیما می شدم
‫و خیلی خوشحال بودم.

09:36.459 --> 09:38.694
‫چون که داشتم برای مسابقات
‫قهرمانی جهان مبارزه می کردم.

09:38.794 --> 09:40.363
‫در شهری که فکر می کردم هیچ وقت...

09:40.396 --> 09:42.365
‫قرار نیست بشناسمش...نیویورک.

09:46.135 --> 09:49.605
‫به خاطر تمام مردم پانامایی حاضر در ورزشگاه،

09:49.739 --> 09:52.341
‫به خاطر ژنرال توریخوس و همچنین به خاطر مادرم،

09:52.475 --> 09:53.809
‫امشب می خوام قهرمانی جهان رو از آن خودم کنم،

09:54.043 --> 09:57.813
‫چون که قراره بیوکنن و دماغ
‫گنده اش رو به خاک بمالم.

10:00.449 --> 10:01.984
‫کن بیوکنن بخت اول قهرمانی بود.

10:02.051 --> 10:04.420
‫اگرچه مبارز معرکه ای نبود
‫.ولی کارش خیلی درست بود،

10:04.954 --> 10:08.124
‫«کن بیوکنن، قهرمان سبک وزن جهان»
‫خب، من یه بوکسور بودم و روبرتو یه مبارز بود.

10:08.190 --> 10:09.492
‫می دونستم در مقابل چه کسی هستم.

10:09.592 --> 10:12.928
‫روبرتو، تو خیلی اعتماد به نفس داری
‫که تو این رقابت قراره حریفت رو ضربه فنی کنی.

10:12.962 --> 10:15.498
‫حالا، بیا یه قدم به جلو برداریم
‫و در مورد تعداد راند بهم بگو.

10:17.466 --> 10:18.501
‫نُه.

10:18.667 --> 10:20.803
‫فقط بهش نُه تا راند میدم...

10:20.936 --> 10:22.805
‫اون خیلی حرف میزنه.

10:24.240 --> 10:29.712
‫دوران" قاطع مطمئن بود که برنده میشه".

10:29.779 --> 10:33.883
‫یادمه پیش خودم فکر می کردم
‫اون چی می دونه که ما نمی دونیم؟،

10:34.617 --> 10:36.152
‫«استیو لوت»
‫وقتی زنگ برای راند اول به صدا دراومد،

10:36.218 --> 10:38.421
‫انگار "دوران" ظاهر میشه
‫تا مبارزه رو تموم کنه.

10:38.454 --> 10:40.556
‫انگار یه چیزی رو ازش دزدیدی.

10:40.623 --> 10:43.993
‫جوری با کن بیوکنن مبارزه می کرد که
‫انگار کن بیوکنن از مادرش زورگیری کرده.

10:44.293 --> 10:46.595
‫اوه، این دفعه واقعا بهش آسیب زد!

10:46.629 --> 10:49.532
‫اون فقط دل و جرئت این رو داشت که ادامه بده،

10:49.598 --> 10:52.168
‫مرتب به سمتم مشت روانه کنه و
‫امیدوار باشه که مشت هاش یه جایی بشینه.

10:52.234 --> 10:54.837
‫اون تازه ده روز بود که وارد 21 سالگی شده بود.

10:54.870 --> 10:57.873
‫اون پرخاشگری خودش رو با
‫دست نیافتنی بودن ترکیب می کرد.

10:57.940 --> 11:02.278
‫و اینکه بیوکنن بخواد راند پشت راند مقاومت کنه،

11:02.311 --> 11:03.546
‫تلاشی شگفت انگیز بود.

11:03.779 --> 11:05.514
‫دوران" داشت برای یه ملت مبارزه می کرد".

11:05.781 --> 11:06.816
‫دوران" داشت برای پاناما مبارزه می کرد".

11:07.249 --> 11:10.486
‫دردسر وقتی شروع شد که گروهی
‫از دانش آموزان دبیرستان آمریکایی...

11:10.519 --> 11:14.123
‫پرچم آمریکا رو بدون پرچم پاناما در
‫کنارش به اهتراز درآوردن.

11:14.723 --> 11:16.859
‫من ده سالم بود.

11:17.059 --> 11:19.862
‫دانش آموزان می خواستن قلمروئه
‫پانامایی اونا بهشون برگردونده بشه.

11:19.962 --> 11:22.932
‫من از دور شاهد همه چیز بودم.

11:25.968 --> 11:28.170
‫و در حضور گارد ملی پاناما....

11:28.204 --> 11:31.440
‫پلیس و نیروهای آمریکایی
‫...آشوبگران را تحت کنترل درآوردن،

11:32.141 --> 11:35.611
‫بیش تر از یک دسته ی بیست تایی از جمله
‫چهار سرباز آمریکایی کشته شدند.

11:40.249 --> 11:42.384
‫فقط به خاطر اینکه از یک مرد
‫سلب اختیار کنن تا...

11:42.852 --> 11:43.986
‫نتونه تو سرزمین خودش پرچمش رو بالا ببره.

11:45.287 --> 11:47.323
‫یه گند حسابی بود.

11:47.356 --> 11:50.226
‫«گیرمو کوچز، سیاستمدار اهل پاناما»
‫پانامایی ها نمی تونن در مورد سیاست صحبت کنن.

11:50.292 --> 11:53.762
‫نمی تونن با روزنامه ها صحبت کنند
‫.چون که ما آزادی بیان نداریم،

11:54.930 --> 11:58.367
‫دوران" به عنوان نمادی از فرصت پیداش شد"،

11:58.534 --> 12:01.704
‫تا خودمون رو به عنوان کشوری ستم دیده بیان کنیم.

12:01.737 --> 12:04.440
‫فکر نمی کنم بیوکنن تا حالا تو
‫همچین مخمصه ای گیر افتاده باشه.

12:04.507 --> 12:06.775
‫دوران" به طور ذاتی می دونست
‫چطوری سرعت ـش رو تنظیم کنه.

12:06.842 --> 12:09.678
‫همچنین اون استقامت زیادی داشت
‫.مداوم ادامه میداد،

12:09.712 --> 12:11.780
‫اون سرسخت بود،

12:11.847 --> 12:15.885
‫هم با کله اش و هم با مشت ـش
‫به سمتش حمله ور می شد...

12:15.918 --> 12:18.120
‫و در نهایت اون رو از پا در آورد.

12:20.956 --> 12:23.025
‫اون بهم ضربه زد و نقش زمین شدم و تموم شد.

12:23.058 --> 12:25.461
‫داور مسابقه، مبارزه رو متوقف کرد.

12:25.528 --> 12:29.131
‫و برنده و قهرمان جدید سبک وزن جهان...

12:29.698 --> 12:33.636
‫روبرتو دوران 21 ساله اهل پاناماست.

12:37.740 --> 12:40.843
‫اون لحظه بدون هیچ شکی اسم
‫دوران" روی صحنه ی جهانی اعلام شد".

12:40.910 --> 12:43.879
‫یه مبارز از میان آن ها برخاسته بود،

12:43.913 --> 12:45.814
‫کسی که تبدیل به یکی از بزرگترین
‫مبارزان بی نظیر در بین اونا شد.

12:45.881 --> 12:48.284
‫یه چیز شخصی اون رو هدایت می کرد.

12:48.350 --> 12:51.253
‫مطمئن نیستم که "دوران" اصلا متوجه شده
‫باشه که اون چی بوده...

12:51.320 --> 12:53.656
‫ولی یه چیزی وجود داشت که انگار کُهن بود.

12:59.995 --> 13:03.866
‫وقتی در مقابل بیوکنن عنوان
‫قهرمانی جهان رو کسب کرد...

13:03.999 --> 13:08.103
‫هیچ کس توانمندی حقیقی "روبرتو دوران" رو نمی شناخت.

13:08.237 --> 13:10.773
‫فکر کنم هیچ کس نمی تونست تصورش رو هم بکنه.

13:12.007 --> 13:14.076
‫به عنوان قهرمان جهان...

13:14.209 --> 13:16.078
‫هشت سال بدون شکست پیش رفتم.

13:19.148 --> 13:22.284
‫در طی مبارزات از کوره در می رفتم.

13:22.418 --> 13:25.421
‫هر کسی که سد راهم می شد
‫رو درب و داغون می کردم.

13:36.565 --> 13:38.601
‫هیچ کس نمی تونست شکستم بده.

13:38.734 --> 13:41.804
‫عملا حس می کردم شکست ناپذیرم.

13:49.244 --> 13:52.781
‫اون ذاتاً خشن بود
‫.اما بوکس بازی کردن رو هم بلد بود.

13:53.449 --> 13:56.485
‫«مایک تایسون، قهرمان سنگین وزن جهان»
‫درنده خویی و مشت های وحشیانه، سرعت...

13:56.518 --> 13:59.455
‫ملت اون رو به عنوان یه آدم سریع نمی شناختن
‫.اما واقعاً سریع بود،

13:59.488 --> 14:03.492
‫اون به طرز فوق العاده ای تو مشت زنی پیشدستی می کرد
‫.تنها معجزه ی رینگ، خودش بود.

14:03.859 --> 14:07.062
‫بهترین توصیف واسش، همون "دست سنگی" هست.

14:07.129 --> 14:11.200
‫چون حس می کنی
‫.انگار واقعاً دستاش از آجر ساخته شده...

14:12.167 --> 14:14.837
‫من با حریف هاش صحبت کردم...

14:14.870 --> 14:17.039
‫همشون گفتن که اون رو دست کم می گرفتن.

14:17.072 --> 14:20.576
‫فکر می کردن برنده میشن
‫تا اینکه وارد رینگ مسابقه می شدن.

14:21.343 --> 14:24.146
‫وقتی داری تو رینگ مبارزه می کنی...

14:24.279 --> 14:27.850
‫دوست داری تا جایی که می تونی، زودتر برنده بشی.

14:27.983 --> 14:32.287
‫چه راند اول برنده بشی و چه راند آخر
‫.باز هم به یه میزان پول می گیری،

14:32.388 --> 14:34.490
‫اگه 10 راند بازی کنی
‫.بهت 10 هزار دلار میدن،

14:34.590 --> 14:36.959
‫و اگه یک راند بازی کنی
‫.بازم 10 هزار دلار میدن،

14:37.059 --> 14:42.164
‫بنابراین فقط تو فکرم بود
‫که رقبام رو هرچه سریع تر ضربه فنی کنم.

14:43.098 --> 14:48.003
‫چون بعدش می تونستم برم با دوستام خوش بگذرونم.

14:48.103 --> 14:50.205
‫طرز فکرم این بود.

14:50.239 --> 14:52.775
‫راستش من یه جورایی...

14:52.841 --> 14:56.278
‫با روبرتو تو رینگ بودم.

14:56.345 --> 15:00.049
‫اون تو راکی 2 حضور داشت
‫.قرار بود حریف تمرینی راکی باشه.

15:01.617 --> 15:05.087
‫دوران، حواست باشه محکم نزنی تو صورتم"
‫".یادت باشه، من هنرپیشه هستم.

15:05.220 --> 15:09.091
‫"،اگه بزنی صورتم داغون میشه"

15:09.224 --> 15:11.827
‫".و بی ریختم می کنی"

15:11.927 --> 15:15.364
‫اولش فکر می کردم خیلی جالب باشه...

15:15.397 --> 15:19.902
‫چون، می دونین
‫.وزنم چند کیلو بالاتر بود و کمی قدم بلندتر بود،

15:19.935 --> 15:26.075
‫و بعد اونجا بود که متوجه ی فرق
‫یه آماتور رو با حرفه ای فهمیدم.

15:27.409 --> 15:30.312
‫سرش رو جوری یه سانت جابجا می کرد...

15:30.379 --> 15:33.148
‫که ضربه بهش غیرممکن بود.

15:34.550 --> 15:37.653
‫اون مرد می تونست طوری من رو داغون کنه...

15:38.454 --> 15:40.489
‫بذارید اینطوری بگم: اگه با هم
‫مبارزه می کردیم، مبارزه امون...

15:40.522 --> 15:42.558
‫فقط 11 ثانیه طول می کشید
‫.اونم با احتساب ده ثانیه شمارش آخر،

15:46.295 --> 15:48.630
‫:«جان دیگنز»
‫هر منطقه ای، چیزی بیش از سیاست های اتخاذیش هست.

15:48.697 --> 15:54.002
‫قهرمانان فرهنگی در ناآرامی های سیاسی
‫اهمیت ویژه ای دارن.

15:57.239 --> 16:01.777
‫مردم پاناما همیشه خودشون رو
‫با دوران، به بقیه معرفی می کردن.

16:01.810 --> 16:03.412
‫«ارنستو پرز بالادارس، رئیس جمهور سابق پاناما»
‫به خصوص موقع مبارزاتش.

16:03.512 --> 16:05.114
‫منظورم اینه که تب ملی اونا رو گرفته بود.

16:05.647 --> 16:06.882
‫اون می بُرد، انگار ما بُردیم.

16:08.050 --> 16:12.821
‫موقع مبارزات دوران، همه به تلویزیون می چسبیدن.

16:12.955 --> 16:17.159
‫حتی وقتایی که مشکلات عمومی
‫وسط خیابون ها در جریان بود...

16:17.259 --> 16:21.730
‫«روبرتو دیاز هررا، سرهنگ سابق ارتش پاناما»
‫حتی وقتی وسط اعتراضات بودیم.

16:27.269 --> 16:32.040
‫«روبن داریو پاردس، رهبر نظامی سابق پاناما»
‫تو اون زمان، ارتش دست دولت بود.

16:32.741 --> 16:35.844
‫و ژنرال توریخو هم رهبرمون بود.

16:36.912 --> 16:40.315
‫تظاهرات توسط سه شخص قدرتمند پاناما انجام شد.

16:40.349 --> 16:41.350
‫ژنرال عمر توریخو....

16:42.317 --> 16:44.787
‫اون واقعاً شخص قابل توجهی بود
‫...یه آدم قوی و قاطع.

16:45.387 --> 16:47.389
‫که تمام تلاشش رو انجام داد...

16:47.523 --> 16:51.827
‫«دان کینگ، بوکسور سابق»
‫تا جنبش مردم پاناما رو به سطح بالایی برسونه.

16:52.361 --> 16:56.098
‫حضور 50 هزار آمریکایی در منطقه ی آبراه پاناما...

16:56.165 --> 16:59.468
‫همیشه یک مسئله ی احساسی برای پاناما محسوب میشه...

16:59.501 --> 17:03.338
‫و توریخو درخواست حق مالکیت
‫پانامایی ها را بر منطقه داشت.

17:04.540 --> 17:06.842
‫میشه بهش گفت یه نظامی قدرتمند...

17:06.875 --> 17:10.045
‫اما واقعاً حق مطلب رو در موردش ادا نمی کنه
‫.اون یه پوپولیست بود.

17:10.078 --> 17:13.348
‫اون کسی بود که برابری رو آورد
‫.مردم رو با هم برابر می دونست،

17:14.883 --> 17:18.520
‫اونا سلاح ها و تانک هایی دارن
‫که ایالات متحده بهشون داده.

17:18.554 --> 17:20.889
‫اما ما شرف خودمون رو داریم
‫و به مبارزه ادامه میدیم.

17:20.956 --> 17:22.090
‫برامون مهم نیست که بمیریم.

17:23.826 --> 17:26.795
‫توریخو یه رهبر ـه، یه رهبر واقعی.

17:26.929 --> 17:32.467
‫امروزه، از عمر توریخو به عنوان
‫یکی از بزرگترین رهبران پاناما یاد میشه.

17:32.467 --> 17:35.470
‫در هفتم سپتامبر، در واشنگتن
‫....رئیس جمهور کارتر،

17:35.537 --> 17:38.841
‫و رئیس جمهور پاناما
‫...ژنرال عمر توریخو،

17:38.874 --> 17:43.378
‫دو معاهده را امضا کردند
‫مبنی بر اینکه آبراه و منطقه ی مربوطه...

17:43.412 --> 17:46.448
‫تا سال 2000 و به تدریج به پاناما واگذار گردد.

17:46.615 --> 17:49.952
‫در 31 دسامبر 1999 اعلام شد...

17:50.052 --> 17:54.957
‫که تمامی موسسات در منطقه ی آبراه پاناما
‫و همینطور خود آبراه...

17:55.057 --> 17:56.558
‫دوباره به پاناما بازگردانده شده.

17:56.692 --> 18:01.230
‫درآمد ما از سالی 2 میلیون دلار...

18:01.363 --> 18:06.335
‫به سالی میلیاردها دلار افزایش یافت.

18:06.835 --> 18:09.137
‫و چکار میشه کرد، وقتی یک بار
‫اعلام کردیم که می خواهیم...

18:09.171 --> 18:11.139
‫آبراه رو واگذار کنیم،

18:11.240 --> 18:14.076
‫و ایشون هم نمی تونه از بقیه ی معاهده سرباز بزنه؟

18:15.277 --> 18:20.349
‫و لازمه که تک تک پانامایی ها
‫وظیفه ی خودشون رو انجام و به دنیا نشون بدن...

18:20.482 --> 18:26.488
‫که این حق رو داریم تا یک کشور بااقتدار باشیم.

18:30.058 --> 18:32.861
‫همیشه در مورد قهرمان های یک کشور،

18:32.995 --> 18:36.064
‫ترکیبی از افسانه ها و واقعیات وجود داره.

18:36.198 --> 18:38.367
‫همچین چیزی رو نمیشه انکار کرد.

18:38.667 --> 18:40.502
‫ژنرال توریخو بهمون پیشنهاد داد...

18:40.535 --> 18:45.774
‫تا توریخو در یک شب، با سه بوکسور مسابقه بده.

18:45.941 --> 18:48.243
‫به ژنرال گفتیم همچین چیزی غیرممکنه....

18:48.277 --> 18:50.279
‫و خلاف مقررات هست.

18:50.979 --> 18:54.816
‫اما از صمیم قلب می دونستیم
‫.دوران از پسش برمیاد،

18:54.850 --> 18:57.853
‫و سه تا رقیبش رو شکست میده.

18:58.620 --> 19:00.956
‫اما کاملا غیرقانونی بود.

19:01.657 --> 19:06.695
‫اون دوران کسی به لغت
‫شکست ناپذیری" اهمیتی نمی داد".

19:07.462 --> 19:09.364
‫تنها چیزی که اهمیت داشت
‫این بود که دوران چیکار می کنه...

19:09.398 --> 19:13.035
‫و با بهترین بوکسورها مبارزه می کنه.

19:13.602 --> 19:17.940
‫اینکه از فرصتش استفاده و ریسک کنه.

19:18.173 --> 19:21.109
‫که نشون میده چیزی که در درونش وجود داره...

19:21.143 --> 19:24.980
‫مبارزات بزرگی بودن که هنوز همتایی واسش وجود نداره.

19:29.785 --> 19:31.887
‫آخر روز
‫...این استعداد هست که مبارزه رو می سازه،

19:31.954 --> 19:36.158
‫اما باید مروجینی رو داشته باشین
‫تا ارتباط برقرار کنن و مسابقات رو طوری تبلیغ کنن...

19:36.191 --> 19:38.393
‫تا آخرین بلیت فروخته بشه
‫.و جمعیت رو سر ذوق بیاره،

19:38.460 --> 19:40.429
‫می دونین، اینکه همه رو سرکیف کنه.

19:42.197 --> 19:44.833
‫:«لنوکس لوییس، قهرمان سنگین وزن جهان»
‫می دونین، افزایش تعداد این آدم ها خیلی مهم ـه...

19:44.866 --> 19:48.236
‫چون بوکس رو به دنیا معرفی می کنن.

19:48.403 --> 19:51.273
‫اونا کسایی هستن که همچین چیزی رو ممکن می کنن...

19:51.340 --> 19:56.345
‫و اگه به خاطر اون ها نبود
‫.نمی تونستیم شاهد این اتفاقات مهم باشیم،

19:57.512 --> 20:00.215
‫واقعاً ارزش 20 دلار رو داره
‫.من که میرم.

20:00.415 --> 20:02.718
‫چرا دیدن این مسابقه، انقدر ارزش داره؟

20:02.784 --> 20:04.753
‫هی، آخه قرنی یک بار این اتفاق میفته.

20:05.487 --> 20:07.889
‫قراره بهترین مسابقه ای بشه که تو زندگیم دیدم.

20:07.956 --> 20:09.758
‫تو طول این سال ها....

20:09.825 --> 20:11.860
‫یه مقدار هیجان دیدن بوکس زیاد شده، می دونین؟

20:11.893 --> 20:15.998
‫و باعث شده غیربوکسی ها هم
‫طرفدار بوکس بشن، منظورم رو متوجه میشین؟

20:16.031 --> 20:17.632
‫بنابراین اونا ماموریت خودشون رو انجام دادن...

20:17.699 --> 20:19.668
‫و هیچکس از دان کینگ
‫و باب اروم، بیشتر زحمت نکشیده.

20:19.868 --> 20:22.104
‫تو مسابقه ی دوشنبه شب شاهد...

20:22.170 --> 20:24.606
‫یکی از بزرگترین مسابقات تاریخ خواهید بود.

20:24.806 --> 20:26.942
‫اروم و کینگ مثل....

20:27.676 --> 20:28.977
‫سیب و پرتقال هستن، می دونین؟

20:28.977 --> 20:32.948
‫از یه پلاستیک خواروبار فروشی میان بیرون
‫.اما میوه های متفاوتی هستن،

20:34.383 --> 20:36.485
‫من یه مروج بزرگ بودم، می دونین؟

20:36.551 --> 20:39.021
‫با بی حیایی دارم این حرف رو می زنم
‫اما واقعاً حقیقت داره.

20:39.054 --> 20:41.423
‫می دونین، نمی خوام خودستایی کنم
‫.اما واقعیت داره،

20:41.757 --> 20:43.592
‫میشه گفت اونا پیشگامان این کار بودن...

20:43.658 --> 20:46.361
‫و کسایی بودن که بذر این درخت رو کاشتن...

20:46.395 --> 20:48.463
‫و بوکس رو به جایگاه امروزی رسوندن.

20:48.530 --> 20:49.598
‫اونا رقیب هم بودن.

20:49.698 --> 20:53.402
‫هربار که یه مسابقه ی بزرگ پیدا می کردن
‫.اون رو به یه مسابقه ی بزرگ تبدیل می کردن،

20:53.435 --> 20:55.404
‫رابطه ی من با کینگ،

20:55.437 --> 20:59.441
‫تو اون دوران خیلی خصمانه بود.

20:59.574 --> 21:01.777
‫فکر می کنم این موضوع به نفع هردومون بود.

21:01.843 --> 21:03.879
‫من ضد اون بودم، اون هم ضد من.

21:03.912 --> 21:06.014
‫اگه باب رو نداشتم...

21:06.048 --> 21:08.050
‫نمی دونستم وضعیتم چطوری میشد.

21:08.250 --> 21:11.219
‫نمی تونستم بهش بگم چکار بکنه
‫...وقتی هیجانی میشه.

21:11.253 --> 21:13.989
‫و ستمگری و خشم وجودش رو میگیره...

21:14.056 --> 21:15.457
‫همینطوری پیش میره، پسر.

21:15.490 --> 21:17.993
‫می دونین چیه؟ هیچ چیزی جلودارش نیست.

21:18.226 --> 21:21.663
‫وقتی با باب اروم طرفی
‫.باید خیلی مواظب رفتارت باشی،

21:21.730 --> 21:26.068
‫اون یه دشمن خائن و یه رفیق تحسین برانگیز بود.

21:27.436 --> 21:30.439
‫دان کینگ یه مروج خیلی خیلی خوب بود که...

21:30.872 --> 21:34.409
‫با استادی و مهارت فوق العاده
‫خودش رو بالا کشید.

21:34.443 --> 21:40.682
‫خیلی از فعالیت های تبلیغاتی، حول محور
‫دان کینگ بود که بعنوان مروج فعالیت می کرد.

21:42.818 --> 21:45.153
‫اون طرز فکر مخصوص خودش رو داره

21:45.187 --> 21:47.189
‫و من هم طرز فکر خودم رو، می دونین؟

21:47.222 --> 21:51.126
‫می دونین، بعضی وقتا خیلی با هم تضاد داشتیم، منظورم رو می فهمین؟

21:51.159 --> 21:53.328
‫بنابراین ممکن بود امروز دوست باشیم
‫و فردا دشمن.

21:54.830 --> 21:56.965
‫رقابت بین اون ها...

21:56.998 --> 22:00.102
‫به اندازه ی رقابت بوکسورها، اهمیت داشت.

22:00.635 --> 22:04.806
‫بنابراین مردم می دونستن
‫وقتی بین اون دوتا مبارزه ای وجود داره...

22:04.840 --> 22:06.842
‫یعنی یه اتفاق بزرگ تو راه ـه.

22:06.908 --> 22:10.479
‫اگه صفحات ورزشی رو بخونیم
‫...دوران رو،

22:10.512 --> 22:13.381
‫یکی از قوی ترین مشت زنان وزن خودش می دونن.

22:13.448 --> 22:15.817
‫مطمئناً یکی از قوی ترین مشت زنانی
‫هست که تو صورت کسی کوبیده.

22:15.851 --> 22:17.085
‫بدن ورزیده ای داره
‫،یه جنگجوی خیابونیه،

22:17.152 --> 22:20.455
‫یه نفر می گفت وقتی ازش کتک خورد
‫.حس کرد به یه صخره برخورد کرد،

22:20.489 --> 22:21.523
‫ترسیدی؟

22:22.023 --> 22:23.558
‫یه کوچولو.

22:23.625 --> 22:25.994
‫ری، بوکسور محبوب آمریکا بود.

22:26.027 --> 22:32.033
‫مدال طلای المپیک مونترال
‫رو تو سال 1976 برنده شده بود.

22:32.567 --> 22:35.837
‫و لبخند و شخصیت فوق العاده ای داشت.

22:35.871 --> 22:38.306
‫همه ی آمریکا دوستش داشتن.

22:38.340 --> 22:40.909
‫اون واقعاً استاد بوکس سبک وزن بود.

22:40.976 --> 22:43.145
‫میشه گفت یه پسر موفق و دوست داشتنی بود.

22:44.012 --> 22:47.382
‫یه مبارز جوون و مشهور در آمریکا بود.

22:47.415 --> 22:49.918
‫و مثل محمدعلی کلی لبخند می زد.

22:49.985 --> 22:52.888
‫اما یه سوالاتی وجود داشت.

22:52.954 --> 22:56.258
‫آیا توانایی مقاومت در مقابل یه آدم سرسخت رو داره؟

22:57.159 --> 23:00.328
‫شوگر ری لئونارد، تو اولین مبارزه اش
‫.چهل هزار دلار دریافت کرد،

23:01.029 --> 23:02.898
‫روبرتو دوران 16 ساله بود.

23:02.964 --> 23:04.900
‫احتمالاً چندتا انبه برنده شده بود.

23:04.966 --> 23:07.202
‫بنابراین دوران نگاه خاصی به لئونارد داشت...

23:07.235 --> 23:10.772
‫و به خاطر داشته های لئونارد، احساس خشم می کرد.

23:10.839 --> 23:14.876
‫یه بوکسور محبوب آمریکایی و المپیکی...

23:14.910 --> 23:17.746
‫در مقابل...

23:18.146 --> 23:19.381
‫یه... یه...

23:20.849 --> 23:22.017
‫یه اهریمن.

23:22.050 --> 23:25.954
‫یه دستگاه تخریبگر
‫.که واسه نمایش ساخته شده بود،

23:27.055 --> 23:31.793
‫به خصوص در آمریکا، از همون ابتدا
‫.داستان تقابل خیر و شر وجود داشت،

23:32.093 --> 23:35.430
‫مردم تازه داشتن...

23:35.463 --> 23:39.100
‫با حضور لاتین ها تو آمریکا، سازگار میشدن.

23:39.167 --> 23:43.104
‫خیلی ها مخالف لاتین ها بودن.

23:43.171 --> 23:47.943
‫دوران به طور غریزی
‫نقش آدم شرور رو بازی می کرد.

23:48.009 --> 23:50.745
‫طی کنفرانس مطبوعاتی ای که برای
‫اعلام مبارزه...

23:52.647 --> 23:56.585
‫اون وارد اتاق شد.

23:57.452 --> 24:01.189
‫چشم هاش، اصطلاحاش...

24:01.957 --> 24:07.128
‫رفتارش خیلی
‫.خشن و زننده بود...

24:10.899 --> 24:13.435
‫نیومدم اینجا تا مثل یه دلقک باشم
‫.مثل اون یارویی که اونجاست،

24:17.806 --> 24:19.841
‫این اولین بار تو زندگیش ـه...

24:19.908 --> 24:22.477
‫که قراره وارد رینگ بشه و مبارزه کنه.

24:22.911 --> 24:25.981
‫امروز چندتا کلمه گفتم
‫.وقتی نگاهش کردم، متوجه شدم واسه مبارزه آماده اس.

24:26.047 --> 24:28.450
‫حلقه و وسایل دیگه اش رو درآورد
‫.فکر کنم واسه مبارزه آماده باشه.

24:30.585 --> 24:33.722
‫من اول رسیدم و با چند نفر دوست شدم.

24:34.189 --> 24:36.791
‫با همه حرف می زدم
‫،همه جا رو می گشتم،

24:36.825 --> 24:37.892
‫هم توی رادیو و هم توی تلویزیون.

24:37.926 --> 24:40.428
‫و لئونارد نمی خواست هیچ کجا بره.

24:40.629 --> 24:43.131
‫برادرش رو فرستاد تا جاسوسی من رو بکنه.

24:43.265 --> 24:45.734
‫من هم رفتم پیشش...

24:45.734 --> 24:47.736
‫و رفتم پیشش و گفتم ضایع شدی.

24:49.137 --> 24:52.607
‫وقتی که همسر ری، یعنی خوانیتا،

24:52.607 --> 24:54.609
‫برای خرید از هتل بیرون رفت...

24:55.777 --> 24:59.214
‫دوران اومد بیرون و تا ماشین دنبالش کرد...

24:59.281 --> 25:01.716
‫و بدترین حرف ها رو بهش زد.

25:01.783 --> 25:03.652
‫به عنوان یه مرد، من رو آزار داد.

25:04.252 --> 25:07.222
‫به عنوان یه آدم، من رو آزار داد
‫.به عنوان یه مبارز، من رو آزار داد.

25:08.123 --> 25:12.727
‫آدم هیچ وقت به همسر یه مرد توهین نمی کنه...

25:12.794 --> 25:16.865
‫همچین کاری نمی کنه
‫.و من هم می خواستم تقاصش رو پس بگیرم،

25:17.432 --> 25:19.034
‫می خواستم پس بگیرم.

25:19.100 --> 25:22.337
‫از نظر روبرتو، اون کار یه نوع ادا بود
‫.واقعاً ادا بود.

25:24.506 --> 25:27.375
‫چون اینطوری میشد لئونارد رو ترسوند...

25:27.375 --> 25:28.243
‫به وحشت انداخت...

25:28.276 --> 25:34.082
‫و این شک رو تو وجودش ایجاد کرد
‫که آیا می تونه روبرتو دوران رو ببره یا نه.

25:34.182 --> 25:37.585
‫باعث شد بلیت ها به طرز شگفت آوری به فروش برسن.

25:37.652 --> 25:39.888
‫خیلی موثر بود.

25:40.455 --> 25:45.026
‫چون به نحو احسنت، نقشش رو
‫به عنوان یه فرد شرور بازی کرده بود.

25:51.666 --> 25:53.835
‫به صورت زنده از مونترال کانادا در خدمتتون هستیم.

25:53.868 --> 25:58.039
‫مسابقات جهانی سبک وزن دنیا رو پیش رو داریم.

25:58.073 --> 26:01.109
‫شوگر ری لئونارد در برابر روبرتو دوران.

26:01.176 --> 26:05.347
‫ما در یکی از اتفاقات تاریخی
‫در کل تاریخ حضور داریم.

26:06.181 --> 26:10.652
‫مردم زیادی این مسابقه رو از طریق تلویزیون می بینن...

26:10.719 --> 26:14.522
‫و رکورد تعداد بیننده ها را در تلویزیون شکسته.

26:15.256 --> 26:18.493
‫تو کل مدت حرفه ام
‫.تا حالا انقدر عصبانی وارد رینگ نشده بودم،

26:18.560 --> 26:19.561
‫جز اون مسابقه.

26:20.161 --> 26:22.397
‫خیلی واضح یادمه...

26:22.430 --> 26:25.100
‫که در مونترال، وارد اون رینگ شدم، منظورم اینه که...

26:26.368 --> 26:30.038
‫همه ی فکرم این بود که با اون یارو
‫مبارزه ی تن به تن داشته باشم،

26:33.341 --> 26:35.677
‫:لئونارد، قبل از مبارزه، به خودش گفت

26:35.710 --> 26:36.711
‫".می خوام این یارو رو ضربه فنی کنم"

26:38.880 --> 26:41.916
‫لئونارد می خواست با یکی از
‫شرورترین بوکسورهای تاریخ...

26:41.950 --> 26:43.952
‫مبارزه ی تن به تن داشته باشه.

26:43.952 --> 26:46.654
‫بابت این کارش ازش ممنونم
‫.چون یه مبارزه ی فوق العاده رو رقم زد،

26:48.022 --> 26:50.759
‫صدای زنگ رو شنیدم
‫.بنگ. راند اول.

26:51.726 --> 26:53.194
‫فکر نمی کردم هیچ مشکلی وجود داشته باشه...

26:54.229 --> 26:55.497
‫تا اینکه بهم ضربه زد.

26:57.031 --> 26:59.367
‫تا حالا همچین ضربه ی محکمی نخورده بودم.

26:59.434 --> 27:04.606
‫دوران همون حرکات همیشگی رو داشت
‫...سرسخت و خشن بود و.

27:06.374 --> 27:08.610
‫وقتی لئونارد من رو دید، گفت...

27:08.643 --> 27:11.513
‫این لاغر مردنیه؟"
‫".می زنم این پسره ی ریزه میزه رو می کشم

27:11.713 --> 27:13.882
‫اما خودش رو به دردسر انداخت.

27:14.616 --> 27:17.018
‫داخل رینگ، مثل یه آدم روانی مشت میزد...

27:17.018 --> 27:19.821
‫به خاطر همین انقدر سرم رو جابجا می کردم.

27:20.021 --> 27:25.026
‫این کار داشت روحیه اش رو تضعیف می کرد.

27:27.262 --> 27:29.030
‫دوران، حقه های سبک قدیمی زیادی داشت.

27:29.097 --> 27:31.065
‫"یه چیزی هست به اسم "تغییر جهت فیتسیمنس

27:31.132 --> 27:32.934
‫با دست راست یه حرکت ساختگی انجام میده،

27:32.967 --> 27:35.069
‫و فورا وارد موقعیت دست چپ میشه،

27:35.136 --> 27:37.472
‫و بعد قلاب مشت به سمتش روونه می کنه،

27:37.539 --> 27:39.174
‫یا به سمت شبکه ی عصبی پشت معده
‫ضربه ی رو به بالا رو وارد می کنه.

27:39.507 --> 27:42.544
‫این یه استراتژی سطح بالا و همه جانبه ست.

27:44.345 --> 27:49.417
‫یکی از اشتباهات لئونارد این بود
‫که فکر می کرد می تونه من رو ضربه فنی کنه.

27:50.218 --> 27:53.388
‫و همین اون رو گیر انداخت
‫...اون نمی تونست هیچ کاری بکنه.

27:53.521 --> 27:56.057
‫چون وقتی که داشت به روبرتو دوران ضربه میزد،

27:56.124 --> 27:59.060
‫انگار که داشت به یه سنگ، یه دیوار ضربه میزد.

27:59.794 --> 28:01.029
‫داره باهاش بازی می کنه.

28:01.095 --> 28:04.332
‫لئونارد...اوه مرد، اون در حال
‫روونه کردن این بمب های هیدروژنی ـه...

28:04.365 --> 28:08.536
‫و هر ثانیه، سی تا مشت روونه می کنه
‫...و خیلی سریع هستن...

28:08.670 --> 28:10.438
‫و اونقدر نزدیک از کنار صورت دوران رد میشن که...

28:10.505 --> 28:12.307
‫انگار اون داره می رقصه.

28:12.340 --> 28:15.910
‫:انگار که داره باله می رقصه و من میگم
‫"واو، چجوری داره از زیر مشت ها جاخالی میده"

28:15.977 --> 28:19.180
‫من فقط....مرد! خدای من! لعنتی!

28:19.747 --> 28:21.716
‫از همدیگه فاصله نداشتن.

28:21.749 --> 28:24.185
‫واقعا نزدیک بودن و حرکات...اوه!

28:24.219 --> 28:26.654
‫مرد، نمی تونستی باور کنی که چقدر
‫از فاصله ی نزدیک دارن به هم مشت میزنن.

28:27.188 --> 28:29.390
‫بر فراز اون روبرتو دوران قرار داره.

28:29.457 --> 28:32.427
‫و بعد از دیدن اون مبارزه فهمیدم
‫این کاری ـه که می خوام انجام بدم.

28:33.828 --> 28:34.896
‫رسیدیم به راند دوم.

28:35.930 --> 28:37.899
‫من خالی کرده بودم.

28:37.999 --> 28:40.201
‫یادتون باشه لئونارد هرگز مبارزه ای رو نباخته.

28:41.102 --> 28:44.405
‫ولی در مقابل لئونارد با تمام قدرت پیش می رفتم.

28:45.006 --> 28:48.676
‫دوران فکر می کرد مبارزه رو برنده بشه
‫.نمی تونم باور کنم.

28:48.710 --> 28:50.945
‫صدای زنگ! تمومه!

28:52.747 --> 28:54.449
‫خودش فکر می کرد برنده ی این مسابقه باشه،

28:54.516 --> 28:56.384
‫ولی فکر نمی کرد مجبور بشه 15 راند بازی کنه.

28:56.417 --> 28:59.087
‫فکر می کنم همین فکر رو می کرد
‫.فکر می کرد برنده بشه.

28:59.153 --> 29:00.622
‫به نظرم فکر می کرد برنده بشه.

29:01.656 --> 29:06.361
‫فکر کنم می تونید کاملا مطمئن باشید
‫که دوران در اون مرحله از حرفه اش...

29:06.394 --> 29:08.129
‫احساساتش رو مخفی نمی کرد.

29:08.196 --> 29:10.965
‫حالا داره سر بنیتز فریاد می کشه.

29:11.032 --> 29:14.469
‫اکثر مبارزان بُرد رو قبول می کردن و
‫می گفتن خیلی ممنون و می رفتن بیرون.

29:14.536 --> 29:17.205
‫اون انگار می گفت : نه، اینو داشته باش
‫.به این میگن مبارزه ی درست حسابی.

29:17.972 --> 29:19.073
‫به خاطر همین اون رو دوست داشتم.

29:19.574 --> 29:21.609
‫اون زمان واسه تلویزیون، درجه ی مثبت 18 گرفته بود.

29:21.676 --> 29:25.113
‫اون زمان رفتارهای بدی از خودش نشون می داد
‫از الفاظ رکیک استفاده می کرد...

29:25.179 --> 29:27.115
‫و به نظرم حیرت آور بود.

29:30.151 --> 29:32.120
‫با خودم می گفتم: واقعا نیازی به اینکار ندارم.

29:32.186 --> 29:33.988
‫واقعا به فکر بازنشستگی بودم.

29:34.055 --> 29:36.157
‫می گفتم: نمی تونم این رو بپذیرم.

29:36.257 --> 29:39.160
‫می دونی می گفتم : نمی تونم این رو بپذیرم مرد.

29:39.727 --> 29:43.765
‫دوران، جوری شکستش داد که توی
‫زندگیش همچین شکستی نخورده بود،

29:43.798 --> 29:50.138
‫و بهم گفت : اسلای، اون شب من می تونستم
‫تک تک دندون هام رو به عقب و جلو تکون بدم،

29:50.204 --> 29:52.740
‫جوری که دندونام تو لثه هام آویزون شده بودن.

29:52.774 --> 29:55.076
‫فکر می کردم کل دندونام داره میریزه بیرون.

29:55.109 --> 29:57.579
‫انقدر که ضربه ها محکم بودن.

29:57.946 --> 30:01.416
‫آره. به اسلای گفته بودم
‫...این رو به افراد زیادی گفته بودم،

30:01.549 --> 30:05.353
‫اکثر مردم نسبت به این مورد آگاه نبودن
‫.واقعیتی که اینجوری بهم ضربه میزد،

30:05.420 --> 30:10.391
‫دندون های جلویی ام به سمت عقب برگشتن
‫...و من رفتم به گوشه ی رینگ و،

30:10.458 --> 30:14.128
‫و از کمک مربی ام پرسیدم
‫گفتم: بچه ها دندون های من جا به جا شده؟.

30:14.162 --> 30:16.331
‫و اونا گفتن: نه ری، خوبی، خوبه.

30:16.731 --> 30:19.267
‫چون که اونا نمی خواستن
‫من رو ناراحت کنن.

30:19.601 --> 30:22.470
‫ولی من یادمه.

30:26.240 --> 30:28.977
‫به نظر من شوگر ری لئونارد
‫در حالی که به دوران باخت...

30:29.010 --> 30:30.044
‫عظمت خودش رو هم ثابت کرد.

30:30.745 --> 30:33.181
‫روبرتو دوران، از طرف دیگه یه هیولای متفاوته.

30:33.247 --> 30:36.551
‫انگار به شهر سَدوم و گُمورا نقل مکان
‫کرده بود. اون فقط شورش رو درمیاورد.

30:37.719 --> 30:44.025
‫«شهر پاناما، ژوئن 1980»

31:30.004 --> 31:32.073
‫دوران، مبارز مردم بود.

31:32.106 --> 31:34.075
‫اون با اونا ارتباط برقرار کرد
‫و به واسطه ی اونا شناخته شد،

31:34.108 --> 31:37.345
‫مردم تهی دست، محروم و نادیده گرفته شده.

31:40.581 --> 31:45.286
‫وقتی به پاناما برگشتم
‫...از قبل بهم گفته بودن که،

31:45.420 --> 31:47.855
‫قراره اجتماعی از مردم در سراسر شهر رژه برن،

31:49.057 --> 31:53.628
‫من گفتم باشه، تنها چیزی که می خواستم
‫این بود برم خونه و استراحت کنم.

31:53.761 --> 31:57.465
‫ولی مردم پاناما تدارک رژه ای
‫طولانی رو داده بودن...

31:59.967 --> 32:03.738
‫کافه به کافه نوشیدنی می خوردم.

32:03.838 --> 32:07.608
‫تقریبا سه هفته رو به خوردن و نوشیدن گذروندم.

32:12.380 --> 32:13.915
‫شور و هیجانی وجود داشت.

32:13.948 --> 32:18.086
‫جشنی برای همه ی مردم بود.

32:18.119 --> 32:22.824
‫می دونید، چون که جشن به صورت
‫دسته جمعی بود، باشکوه بود.

32:22.890 --> 32:24.459
‫همه اونجا حضور داشتن.

32:24.525 --> 32:27.729
‫بچه ها، مادران ـشون، پدربزرگان ـشون.

32:27.762 --> 32:32.633
‫همه اونجا بودن چون که مثل یه دورهمی
‫خانوادگی بود، همونطور که خودشون اینطور می گفتن.

32:32.700 --> 32:35.770
‫به اصطلاح انگار پسر ولخرج شون
‫در حال برگشتن به خونه بود.

32:36.971 --> 32:39.407
‫یه جشن یک ماهه بود.

32:39.440 --> 32:43.311
‫حالا، متوجه هستید که دوران، وقتی
‫تمرین می کنه خودش رو طرد می کنه.

32:43.377 --> 32:46.414
‫پس به عبارت دیگه، وقتی تمرین می کنه
‫دوران کودکی ـش رو دوباره مجسم می کنه.

32:46.447 --> 32:49.050
‫این یه کم آسیب روحی واسش محسوب میشه
‫.به بیان دیگه یه آسیب روحی کوچیک.

32:49.617 --> 32:53.654
‫پس بعد از اینکه برنده میشه، گاهی اوقات
‫بعد از اینکه می بازه، شورش رو درمیاره.

32:53.721 --> 32:55.289
‫اون از ثمره ی زحماتش لذت می برد.

32:55.323 --> 32:58.292
‫دوران، دوران می شد
‫،اینکار رو با زیاده روی انجام میداد،

32:58.326 --> 33:00.294
‫ولی سازوکار ذهنش به این صورت شکل گرفته بود.

33:07.401 --> 33:09.470
‫اون همیشه رهبر بود.

33:09.504 --> 33:12.740
‫در سالیان طاقت فرسا، اونا روبرتو دوران رو داشتن...

33:12.807 --> 33:15.343
‫تا نماینده ی اونا باشه، اونا رو نجات بده
‫و باعث افتخارشون بشه.

33:15.810 --> 33:20.515
‫پس اون مشهورترین بود، و هنوز هم هست
‫.اون امروز جزء مشهورترین افراد پاناما ست،

33:21.215 --> 33:25.019
‫هر کاری دلش بخواد می تونه توی پاناما انجام بده
‫.می تونه از زیر هر چیزی قسر دربره.

33:36.998 --> 33:40.601
‫روبرتو دوران بدترین خواننده ای ـه
‫که توی زندگیم دیدم.

33:44.305 --> 33:49.076
‫اون میگه من خواننده ی خوبی هستم
‫.گوش های شماست که مشکل داره،

33:52.013 --> 33:53.714
‫با من تماس گرفتن که اون می خواد با برادرش،

33:53.781 --> 33:56.217
‫توی فرودگاه بیاد دنبالم
‫،انتظار داشتم که کنار خیابون باشه،

33:56.250 --> 33:58.920
‫ولی نبود. وقتی از هواپیما پیاده شدم
‫دقیقا کنار ورودی فرودگاه بود.

33:58.986 --> 34:02.723
‫اون می گفت: ریکی، ریکی
‫.و من رو برد سمت جایی که گذرنامه ها رو چک می کنن!

34:02.790 --> 34:05.693
‫:قسمت چک گذرنامه گفت
‫"!روبرتو، روبرتو، گذرنامه"

34:05.726 --> 34:09.197
‫روبرتو انگار داشت می گفت: نه، نه، نه"
‫و من رو از اونجا رد کرد.

34:09.230 --> 34:13.167
‫با خودم فکر کردم " تو چقدر معروف هستی
‫"که من رو از قسمت چک گذرنامه رد می کنی؟

34:13.201 --> 34:15.736
‫«اسکار د لا اویا، قهرمان وزن شیش جهان»
‫هر رستورانی که می رفتیم...

34:15.803 --> 34:17.738
‫هیچ وقت مجبور نبودیم پولی پرداخت کنیم.

34:17.805 --> 34:21.108
‫چون که همیشه می گفت: مردم اینجا
‫من رو دوست دارند...

34:21.175 --> 34:24.579
‫پس همین که اون رو تو زادگاه خودش
‫تو کشور خودش می دیدند،

34:24.645 --> 34:26.247
‫جایی که مردم اون رو می پرستیدند
‫.مثل پرداخت کردن محسوب می شد،

34:27.782 --> 34:29.984
‫دوران مرد فروتنی بود،

34:30.785 --> 34:35.990
‫فکر کنم در اون زمان اصلا متوجه
‫نبود که چقدر آدم بزرگی ـه.

34:38.793 --> 34:43.364
‫روبرتو دوران از کانال پاناما معروف تر بود.

34:43.497 --> 34:47.468
‫احتمالا حتی از کشور پاناما هم معروف تر بود.

34:51.372 --> 34:57.211
‫مردی که گویا با امکانات ناچیز...

34:57.345 --> 35:01.249
‫درمقایسه با افرادی با وضعیت اجتماعی
‫بالاتر سازگاری بهتری داره.

35:04.318 --> 35:06.354
‫من همیشه از زندگی لذت بردم.

35:06.487 --> 35:08.856
‫و البته در گذشته بیش تر از
‫زندگی لذت می بردم...

35:08.956 --> 35:12.526
‫چون زمان من، چیزای کوچیکی
‫برای لذت بردن بود...

35:12.627 --> 35:14.896
‫و قدر اون چیزهای کوچیک رو می دونستم.

35:14.929 --> 35:16.898
‫ولی همیشه همراه با خانواده ام.

35:17.765 --> 35:20.234
‫اون هنوز مثل یه پسر کوچولوئه، می دونی؟

35:20.268 --> 35:22.603
‫من میرم به خونه اش و اون
‫داره کارتون تماشا می کنه.

35:23.871 --> 35:25.773
‫می دونید، اون دوران کودکی نداشته.

35:26.440 --> 35:28.843
‫قسمتی از چیزی ـه که امروز هست.

35:29.143 --> 35:30.578
‫همین بهش خشم مبارزه کردن رو می داد.

35:38.853 --> 35:40.554
‫ال چوریو،

35:40.755 --> 35:43.424
‫جایی که به دنیا اومدم و بزرگ شدم،

35:44.759 --> 35:46.928
‫جایی ـه که من رو شکل داد.

35:47.428 --> 35:50.765
‫پرخشونت ترین، رسواترین حومه در کُل کشور.

35:52.133 --> 35:55.336
‫فقط افرادی که جایی واسه زندگی
‫کردن ندارن به ال چوریو میرن.

35:56.804 --> 35:58.172
‫افرادی بدون شغل.

35:58.639 --> 36:01.042
‫افرادی که درگیر مواد بودن.

36:01.108 --> 36:02.376
‫گروه های خلافکار.

36:04.078 --> 36:05.146
‫به اونجا می گفتن ال چوریو.

36:08.249 --> 36:11.018
‫من تو این محله به دنیا اومدم
‫.اینجا محله ی منه.

36:11.519 --> 36:15.489
‫من اومدم، همه جای این محله رو می گردم
‫.و تا نصف شب بیدار می مونم،

36:15.623 --> 36:19.794
‫اومدم اینجا تا همراه خانواده ام لذت ببرم
‫...افراد فقیر،

36:19.927 --> 36:21.929
‫تا طلوع خورشید اینجا می مونم،

36:21.929 --> 36:23.898
‫و روز بعدش برای همه ی پسرا آشپزی می کنم.

36:24.031 --> 36:27.635
‫برادرانم، برادرزاده هام
‫.ما هممون اینجا خانواده ایم...

36:30.204 --> 36:32.807
‫«روبرتو دوران»

36:32.974 --> 36:36.944
‫فکر می کنم براشون مثل تموم خوشی ها می مونه
‫.می دونید، مبارزان خیلی سخت تلاش می کنن..

36:37.144 --> 36:39.714
‫و همچین زندگی سرشار از انضباطی دارن،

36:40.548 --> 36:45.219
‫نگه داشتن برنامه ی روزانه ی تمرینات...

36:45.252 --> 36:46.887
‫و همچین انضباط، خیلی سخته...

36:46.954 --> 36:51.492
‫و اغلب اوقات فقط می خوای
‫از دوران جوونی ـت لذت ببری...

36:51.525 --> 36:54.395
‫و اونا یه کمی اختیارشون رو از دست میدن.

36:54.428 --> 36:56.864
‫اونا از فقر اومدن و هیچ وقت چیزی نداشتن،

36:56.897 --> 37:01.435
‫و حالا میلیون ها دلار پول دارن و
‫وسوسه اش بیخ گوش ـشونه.

37:02.169 --> 37:07.074
‫دوران، اولین ورزشکار یا مبارز بزرگی نیست که،

37:07.675 --> 37:10.778
‫نسبت به رویداد اصلی...

37:11.412 --> 37:12.446
‫بیش تر درگیر حواس پرتی ها شده.

37:14.148 --> 37:17.218
‫انسانه. افراد جوون روی ابرها هستن.

37:17.251 --> 37:19.453
‫از اون چیزی که می تونستند تصور
‫کنند پول بیش تر به دست آوردن.

37:19.820 --> 37:21.922
‫همه بهشون میگن که چقدر فوق العاده هستن.

37:27.361 --> 37:29.830
‫یادم میاد که اون رو توی خونه اش دیدم.

37:30.664 --> 37:32.566
‫چهل نفر آدم اونجا بودن،

37:32.600 --> 37:36.437
‫و اونا همشون دور و بر استخر جمع شده بودن،

37:36.470 --> 37:39.840
‫با گرونترین و بهترین نوشیدنی ها.

37:39.907 --> 37:45.713
‫استیک پخته شده و با پول دوران
‫/زندگی سطح بالایی رو تجربه می کردند.

37:45.746 --> 37:47.581
‫اون مهمونی می گرفت...مهمونی می گرفت.

37:47.681 --> 37:51.018
‫خب، اون جشن می گرفت، باید بگم
‫اون خیلی بیش تر از من جشن می گرفت.

37:52.053 --> 37:53.921
‫و من می خواستم اون رو غافلگیر کنم.

37:56.223 --> 38:01.829
‫بعد از مبارزه، من واقعا از نظر
‫احساسی افسرده شده بودن.

38:01.896 --> 38:02.797
‫داغون شده بودم.

38:02.863 --> 38:06.434
‫ولی همسرم رو بردم به هاوایی
‫تا یه جورایی آروم بگیرم.

38:06.467 --> 38:10.571
‫و در حالی که اونجا بودم، اولین کاری که صبح روز
‫بعد انجام دادم دویدن بود، بوکس تمرین کردم.

38:10.604 --> 38:11.572
‫در حال دویدن به سمت ساحل هستم...

38:11.605 --> 38:13.941
‫و مردم میگن : هی شوگر، مرد، مبارزه ی سختی بود.

38:13.974 --> 38:17.711
‫هی شوگر ری، اگه اون رو مشت کاری
‫می کردی، شکستش می دادی.

38:17.778 --> 38:19.947
‫مرتب این رو می شنیدم: اگه اون رو
‫مشت کاری می کردی، شکستش میدادی.

38:19.980 --> 38:21.215
‫اگه اون رو مشت کاری می کردی...

38:21.415 --> 38:22.850
‫و یه چیزی تو مغزم گفت : بینگ!

38:23.451 --> 38:27.822
‫به هم تیمی ام، مایک ترینر زنگ زدم
‫.گفتم: مایک، می خوام در اسرع وقت با دوران مبارزه کنم.

38:32.259 --> 38:33.160
‫الو؟

38:33.427 --> 38:35.629
‫دوران، یه مبارزه واست دارم.

38:36.664 --> 38:38.699
‫باید بیای به پاناما تا شروع به تمرین کنی.

38:38.833 --> 38:41.635
‫گفتم مبارزه کِی هست؟
‫گفت یک ماه و نیم دیگه.

38:42.369 --> 38:46.040
‫آقای کارلوس، من تقریبا 90 کیلو هستم.

38:46.173 --> 38:49.577
‫چطوری می تونی بهم بگی یک
‫ماه و نیم دیگه یه مبارزه داریم؟

38:49.777 --> 38:53.180
‫گفت نه، تو باید برگردی.

38:53.280 --> 38:56.851
‫برادر، وقتی رسیدم به پاناما
‫وزنم بالاتر از 86 کیلوگرم بود.

38:56.951 --> 38:59.620
‫و مجبور شدم به 66 کیلوگرم برسونمش.

39:00.621 --> 39:02.423
‫سخت بود.

39:03.090 --> 39:05.426
‫خون گریه می کردم.

39:11.665 --> 39:12.967
‫تمرین، صرف ابداع کردن...

39:13.000 --> 39:16.470
‫استراتژی ها و تاکتیک های جدید نشد
‫...اون هم برای شکست دادن شوگر ری لئوناردی که،

39:16.504 --> 39:19.440
‫قرار بود استراتژی متفاوتی رو امتحان کنه
‫.نه.

39:20.007 --> 39:21.842
‫صرف کم کردن وزن شد.

39:21.876 --> 39:23.978
‫داستان این دفعه کاملا متفاوته.

39:24.011 --> 39:27.348
‫من ازت خوشم نمیاد، لئونارد
‫.لئونارد خیلی حرف میزنه.

39:27.381 --> 39:29.683
‫همه با عجله رفتن سمت تلویزیون
‫مداربسته و بلیط هاشون رو تهیه کردن...

39:29.717 --> 39:32.253
‫چون که قراره جنگ جهانی چهارم بشه.

39:32.319 --> 39:36.490
‫فهمیدن آماده بودن یه مبارز
‫برای یه فرد متفرقه، مشکله...

39:36.524 --> 39:40.995
‫حتی وقتی که مثل همیشه میگه
‫.تو بهترین وضعیت جسمی خودشه،

39:47.001 --> 39:50.671
‫بفرمایید، اینم از مسابقات قهرمانی
‫سبک وزن شورای جهانی بوکس.

39:50.704 --> 39:53.040
‫شوگر ری لئونارد در شلوارک سیاه...

39:54.175 --> 39:57.411
‫و روبرتو دوران قهرمان در شلوارک
‫سفید، از کشور پاناما.

40:04.451 --> 40:08.455
‫روبرتو دوران وارد میدون مبارزه میشه.

40:08.822 --> 40:12.560
‫اون می دونست با مبارزه ی تن به تن
‫برنده ی مبارزه ست.

40:12.593 --> 40:16.130
‫و الان یه کمی داره جاخالی میده.

40:17.198 --> 40:18.165
‫یه کم از سبک محمدعلی رو اجرا می کنه.

40:19.366 --> 40:20.968
‫داره دوران رو کفری می کنه.

40:21.368 --> 40:22.836
‫اون متوجه نشده بود که...

40:22.903 --> 40:27.708
‫استراتژی شوگر ری لئونارد
‫تقریبا تردستی بود.

40:27.741 --> 40:29.610
‫جادو. حقه ی شعبده بازی.

40:30.244 --> 40:34.248
‫دوران، به طرز باورنکردنی دلسرد شده بود
‫.شرمنده شده بود.

40:34.281 --> 40:37.952
‫شوگر ری داره مثل محمد علی
‫.روبرتو دوران رو کفری می کنه،

40:38.018 --> 40:40.988
‫«موریسیو سولمن، رئیس شورای جهانی بوکس»
‫لئونارد خیلی سریع بود، خیلی بامهارت بود...

40:41.055 --> 40:44.258
‫و رفته بود روی اعصاب روبرتو دوران.

40:45.859 --> 40:47.795
‫دوران، نمی تونست تاب بیاره.

40:49.597 --> 40:51.398
‫اون چشم هایی که قبلا به یکی خیره می شد...

40:51.599 --> 40:55.402
‫و با نگاهش تو رو از رو می برد، دیگه نبود.

40:57.071 --> 40:59.506
‫اون دست انداختن هایی که ادامه داشت
‫...اون مضحکه کردن ها،

40:59.573 --> 41:03.644
‫انگار داشت روی مردانگی اون اسید می پاشید.

41:06.146 --> 41:07.848
‫اون هیچ درمانی نداشت.

41:07.915 --> 41:09.316
‫واسه کاری که داشتم...

41:09.516 --> 41:11.285
‫توی رینگ می کردم، هیچ
‫عکس العملی نداشت.

41:12.620 --> 41:14.922
‫شوگر ری مملوء از اعتماد به نفس ـه.

41:15.623 --> 41:16.490
‫نگاش کنید!

41:17.958 --> 41:20.127
‫خب، فهمید چیکار کنه و همون کار رو کرد.

41:20.160 --> 41:22.396
‫مبارزان سنت گرا این رو خلاف عرف می دونستن.

41:22.463 --> 41:24.999
‫تعداد زیادی از گزارشگران سنت گرای
‫اون موقع هم این رو خلاف عرف می دونستن.

41:25.065 --> 41:26.634
‫دوست نداشتن ببینن که...

41:26.667 --> 41:30.504
‫حتی هاوارد کوسل دوست نداشت ببینه
‫که شوگر ری لئونارد در مقابل...

41:30.537 --> 41:32.873
‫مبارز بزرگی مثل روبرتو دوران
‫.داره با این شیوه مبارزه می کنه،

41:32.940 --> 41:35.876
‫ولی شوگر ری لئونارد کاری رو می کنه
‫که به درد شوگر ری لئونارد بخوره.

41:37.911 --> 41:40.180
‫اون کارها، اون "مضحکه کردن ها" یا هر چیزی
‫که می خواید اسمش رو بذارید...

41:40.281 --> 41:42.182
‫داخل رینگ مسابقه اتفاق افتاد.

41:42.249 --> 41:45.853
‫همیشه اتفاق میفتاد و تو نمی تونی
‫.به انجام دادنش فکر هم نمی کنی...

41:45.919 --> 41:49.623
‫هیچ وقت نمی تونستی در مقابل
‫روبرتو دوران عزمت رو جزم کنی، باور کنید.

41:49.657 --> 41:51.825
‫ولی همون موقع و همونجا
‫به طور غریزی جواب داد.

41:51.859 --> 41:53.494
‫فقط به طور خود جوش اتفاق افتاد.

41:54.328 --> 41:56.196
‫چون که چیزی تو چشمانش دیدم.

41:56.864 --> 41:59.566
‫دیدم که انگار اونجا نیست.

42:01.201 --> 42:02.736
‫جمعیت خندیدند.

42:02.803 --> 42:05.005
‫مردم شروع کردن به خندیدن به روبرتو دوران.

42:05.572 --> 42:07.441
‫هر دونفرشون می تونن بمب های مهلکی رو رها کنند.

42:07.508 --> 42:10.344
‫در اون مرحله، مردانگی می گفت...

42:10.377 --> 42:14.982
‫کافیه، من قرار نیست دیگه اینطوری تحقیر بشم.

42:17.551 --> 42:19.053
‫یه تلنگری زده شد.

42:25.225 --> 42:27.027
‫هی، چه اتفاقی داره میفته؟

42:27.061 --> 42:28.195
‫دوران میگه نه!

42:29.196 --> 42:30.297
‫فکر کنم داره انصراف میده.

42:31.699 --> 42:34.168
‫- داره چی میگه، لری؟ -
‫داره میگه نه .

42:34.201 --> 42:36.537
‫- .متوجه نمیشم -
‫داره میگه نه. انصراف داد !

42:36.570 --> 42:38.172
‫متوجه نمیشم.

42:38.205 --> 42:41.108
‫- .فکر کنم دوران، انصراف داد -
‫متوجه نمیشم  .

42:45.879 --> 42:47.548
‫آقایون، روبرتو دوران...

42:47.581 --> 42:48.682
‫دوران، همچین شخصیتی نداره.

42:48.716 --> 42:50.384
‫دستاش رو می بره بالا و میگه: من انصراف میدم.

42:50.417 --> 42:51.452
‫متوجه نمیشم.

42:51.518 --> 42:53.987
‫و تقریبا یه دعوایی هم با برادر لئونارد می کنه.

42:54.388 --> 42:55.589
‫پلیس ها داخل رینگ هستن،

42:55.622 --> 42:58.959
‫و یه وضعیت خیلی خیلی ناخوشایند اینجا داریم.

42:59.026 --> 43:00.060
‫متوجه نمیشم.

43:00.094 --> 43:03.263
‫داور هنوز پایان مسابقه رو اعلان نکرده.

43:04.064 --> 43:06.300
‫دوران یهویی گفت: من انصراف میدم.

43:07.334 --> 43:10.270
‫- .متوجه نمیشم -
‫من هم همینطور .

43:11.338 --> 43:12.873
‫و دو دفعه هم اینکار رو انجام داد.

43:12.906 --> 43:14.408
‫متوجه نمیشم.

43:16.510 --> 43:18.779
‫- .متوجه نمیشم -
‫چی شد؟

43:19.713 --> 43:21.181
‫اون گفت : دیگه نمی خوامش.

43:23.517 --> 43:26.286
‫و خانم ها و آقایون، هیچ شبهه ای باقی نمی مونه....

43:26.353 --> 43:29.923
‫که شوگر ری لئونارد...

43:29.957 --> 43:32.893
‫جایگاه قهرمانی سبک وزن جهان
‫رو دوباره از آن خودش کرد.

43:32.926 --> 43:35.996
‫در راند هشتم وقتی که دوران تسلیم شد.

43:36.029 --> 43:37.965
‫لئونارد...لئونارد...

43:38.098 --> 43:40.167
‫لئونارد واسه مبارزه نیومده بود.

43:41.168 --> 43:46.039
‫لئونارد وقتی که دید من ضعیفم
‫فقط اومده بود مسخره بازی دربیاره، همین.

43:46.407 --> 43:51.044
‫چون که شاید اگه واسه مبارزه اومده بود،

43:51.178 --> 43:52.813
‫من اون رو ضربه فنی کرده بودم.

43:52.980 --> 43:56.016
‫هیچ چیزی که تا اون موقع...

43:57.684 --> 44:00.187
‫در میدان مشت زنی اتفاق افتاده بود...

44:00.854 --> 44:03.957
‫به اندازه ی انصراف روبرتو دوران
‫.نمی تونست من رو متحیر کنه،

44:05.592 --> 44:07.161
‫جمعیت شوکه شده بودند.

44:07.227 --> 44:09.329
‫در سراسر دنیا، شوکه کننده بود.

44:10.497 --> 44:14.001
‫در زبان اسپانیایی " نُه ماس" یعنی دیگه نه.

44:14.067 --> 44:15.803
‫".مبارزه تبدیل شد به مبارزه ی" نُه ماس

44:16.703 --> 44:20.207
‫تمام حرفی که زده می شد یا تمام
‫چیزی که نوشته می شد "نُه ماس" بود.

44:20.274 --> 44:23.844
‫وقتی که کارهای خوب و فوق العاده ی
‫زیادی در ورزش بوکس...

44:24.645 --> 44:26.613
‫در مقایسه با اون عبارت ساده کرده بود.

44:27.648 --> 44:32.986
‫بعضی از مردم فراموش کردن که اون بزرگترین
‫قهرمان سبک وزن تاریخ بوده...

44:33.020 --> 44:34.855
‫"و به سادگی می گفتن: "نُه ماس

44:34.888 --> 44:38.525
‫حالا لوئیس، در مشاجره ی روبرتو
‫دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

44:46.834 --> 44:50.204
‫معده اش و بدن ـش و بالاتنه اش دچار درد شد.

44:50.270 --> 44:51.472
‫و بعد هم دستانش.

44:51.505 --> 44:55.075
‫و داشت ضعیف تر می شد
‫.به خاطر همین متوقف شد، از مبارزه انصراف داد،

44:55.876 --> 44:58.679
‫این یعنی بوکس برای روبرتو تموم شده؟

45:01.615 --> 45:03.083
‫آره، من دیگه مبارزه نمی کنم.

45:03.150 --> 45:05.419
‫این آخرشه؟
‫بازنشستگی دائم؟

45:07.054 --> 45:08.288
‫قطعا، من دیگه مبارزه نمی کنم.

45:08.922 --> 45:11.925
‫لئونارد با ضربه ی کوتاه و رو به پایین
‫دست راست که به دوران صدمه زد، امتیاز گرفت.

45:11.992 --> 45:14.895
‫وقتی دوران، اشاره کرد که تمومه.

45:15.529 --> 45:20.100
‫فقط احساس کردم که یه مرد رو
‫از نظر احساسی شکست دادم،

45:20.300 --> 45:22.002
‫می دونید، نسبت به شکست فیزیکی.

45:23.203 --> 45:24.938
‫ری لئونارد داشت از مهارت هاش استفاده می کرد،

45:25.005 --> 45:28.909
‫و چالاکی جسمانی و ظرفیت ذهنی اون...

45:28.942 --> 45:30.310
‫توانایی انجام اون کار رو داشت.

45:30.377 --> 45:34.381
‫اون ژیمناستیک ذهنی و همچنین
‫فیزیکی رو اجرا می کرد.

45:34.414 --> 45:37.618
‫دوران، درموقعیت مناسبی بود
‫...می دونید، به جای ساماندهی مجدد.

45:38.485 --> 45:41.889
‫با همون روش ادامه داد
‫...پس وقتی که ناامید شد،

45:41.922 --> 45:45.158
‫همراه با اون احساسات و
‫اشتیاق گمراه کننده ای که داشت...

45:45.225 --> 45:49.196
‫دقیقا همون جوری عمل کرد که ری می خواست
‫.ولی ری انتظار انصراف دادن اون رو نداشت،

45:52.399 --> 45:53.600
‫ببینید...

45:53.700 --> 45:55.202
‫نه، نه، نه...

45:56.403 --> 46:00.307
‫من از قبل می دونستم لئونارد
‫می خواد چیکار کنه، می دونید؟

46:00.407 --> 46:05.212
‫ولی اون فهمید که من توان رزمی ندارم
‫...و دوباره تکرار می کنم،

46:05.345 --> 46:07.648
‫چون که من توان رزمی نداشتم
‫.اون می دونست که نمی تونم بهش صدمه بزنم،

46:07.748 --> 46:09.016
‫پس شروع کرد به مسخره بازی...

46:09.049 --> 46:11.018
‫و روحیه گرفتن.

46:11.118 --> 46:15.889
‫دوباره تکرار می کنم
‫.من گفتم: خب، من ادامه نمیدم،

46:15.923 --> 46:19.459
‫شوگر ری یه نقشه داشت، می دونید
‫.نقشه اش گرفت،

46:19.526 --> 46:21.061
‫که ناامیدش کنه، نه اینکه باهاش مبارزه کنه.

46:21.094 --> 46:24.197
‫اگه کسی بیاد با دوران مبارزه کنه
‫...تا سرحد مرگ با طرف مبارزه می کنه،

46:24.264 --> 46:26.066
‫ولی، می دونید، اون گرفتار...

46:26.099 --> 46:30.337
‫:یه قلدری ذهنی مردسالارانه شد
‫"اون با من در حال مبارزه نیست، اون مرد نیست"

46:30.404 --> 46:35.676
‫من به مردی فکر می کنم که درون سینه اش
‫قلب یه مبارز رو مغلوب کرده،

46:35.742 --> 46:39.479
‫ناامیدی و خجالت و فشار تماشاگران...

46:40.047 --> 46:42.182
‫فقط...تعادلش رو به هم زد.

46:42.583 --> 46:43.784
‫مطمئنم که اون...

46:45.419 --> 46:47.821
‫هر روز از اون لحظه پشیمونه.

46:48.789 --> 46:51.858
‫هیچ میزان پولی وجود نداره
‫...هیچ کس وجود نداره که بتونه برای.

46:51.925 --> 46:55.696
‫کمک به رویارویی این مرد با تخریب شهرتش...

46:55.762 --> 46:58.131
‫یا شبهه ای که به شهرتش وارد شده کاری بکنه.

46:58.165 --> 46:59.766
‫و اون قراره دیگه بوکس بازی نکنه.

46:59.800 --> 47:01.635
‫اون مجبوره برای باقی عمرش
‫این حرفه رو ترک کنه.

47:01.668 --> 47:03.537
‫قراره یه تجربه ی تکان دهنده ی حقیقی باشه.

47:03.604 --> 47:06.073
‫ری، شنیدی دوران چی گفته.

47:06.139 --> 47:08.141
‫در آینده دوباره با اون بازی می کنی؟

47:09.443 --> 47:10.777
‫نه، هاوارد.

47:10.844 --> 47:12.179
‫لحظه ی دردناکی ـه.

47:12.245 --> 47:16.316
‫لحظه ی دردناکی برای تاریخ بوکس ـه
‫چون که به ورزش صدمه وارد کرد.

47:16.350 --> 47:19.853
‫فقط به دوران آسیب وارد نکرد
‫.واقعا شهرت اون رو ویران کرد،

47:19.886 --> 47:21.955
‫ولی همچنین به هر چیزی
‫در رابطه با ورزش صدمه زد.

47:21.989 --> 47:24.858
‫چون مردم برای یه مسابقه ی برگشت
‫معرکه پول خوبی پرداخت کرده بودن.

47:25.659 --> 47:29.129
‫و اتفاقی که افتاده بود این بود
‫که دوران رسما سر همه کلاه گذاشته بود.

47:29.763 --> 47:33.066
‫هرگز ندیده بودم این مرد جوون
‫همچین رفتاری از خودش نشون بده.

47:33.767 --> 47:35.902
‫نُه ساله که همراهش هستم.

47:35.969 --> 47:37.838
‫مبارزات سختی رو پشت سر گذاشته،

47:38.605 --> 47:40.641
‫و من کاملا مبهوت شدم.

47:40.674 --> 47:44.878
‫ای کاش می تونستم در مورد اتفاقی که
‫واقعا افتاد بهت یه جواب صادقانه بدم، هاروارد.

47:44.911 --> 47:47.381
‫این برداشت خودمه، مطمئن نیستم درست بگم.

47:47.447 --> 47:52.552
‫ولی اون ناامید بود، عمیقا ناامید بود
‫که اینطوری عقب کشید...

47:54.154 --> 47:58.892
‫و احتمالا به طریقی قلبش شکسته بود
‫چون که انجام همچین کاری از هرکسی بعیده.

48:00.460 --> 48:01.595
‫اون فقط یکی از اون...

48:03.497 --> 48:05.165
‫لحظات به شدت انسانیِ...

48:06.933 --> 48:09.036
‫ناشی از ضعف بود.

48:11.071 --> 48:15.008
‫:به قول شکسپیر
‫"انسان باید با خودش صادق باشه"

48:17.344 --> 48:20.714
‫مرد جلوی آیینه می دونست که
‫خودش این بلا رو سر خودش آورده،

48:20.747 --> 48:24.951
‫به خاطر اون نگرش مردسالاری، مردبرترپنداری...

48:25.018 --> 48:27.287
‫و زندگی ای که پشت سر گذاشته بود
‫منظورم رو متوجه می شید؟،

48:33.226 --> 48:34.795
‫«فلیسیداد دوران، همسر روبرتو دوران»
‫از اونجا، ما برگشتیم به پاناما...

48:34.928 --> 48:40.100
‫در وطن، مردم عادت نداشتن روبرتو دوران رو
‫در حالی ببینن که مبارزه ای رو باخته.

48:40.233 --> 48:46.773
‫به سمت خونه امون سنگ پرتاب می کردن
‫...اونا فریاد می کشیدن که تو یه خائنی و حرفای دیگه،

48:49.943 --> 48:53.113
‫اکثر مردم من رو نادیده می گرفتند.

48:53.246 --> 48:56.216
‫روشون رو از من برمی گردوندند
‫.باهام بدرفتاری می کردن،

48:56.316 --> 49:00.153
‫هیچ کجا نمی رفتم چون که
‫مردم بهم توهین می کردن.

49:02.923 --> 49:04.925
‫از خونه ام نمی رفتم بیرون.

49:06.560 --> 49:10.397
‫چطوری برگردی پیش مردم ـت، طرفدارانت...

49:10.430 --> 49:15.435
‫کسانی که قسمتی از زندگی
‫خودشون رو پیرامون تو ساختن،

49:16.436 --> 49:18.338
‫کسانی که تو رو می پرستن و
‫چشم امیدشون به توئه؟

49:18.405 --> 49:21.608
‫وقتی تبدیل به قهرمان میشی
‫...همراهی پنجاه نفر از مردم رو داری که،

49:21.641 --> 49:25.645
‫چمدانت رو واست میارن، کوله پشتی ات رو
‫.بهت آب میدن، عرق ـت رو خشک می کنن،

49:26.446 --> 49:29.349
‫قهرمانی خودت رو از دست بدی
‫.پولت رو از دست بدی، دوباره هیچ کس رو نداری،

49:33.186 --> 49:36.556
‫بیرون نمی رفتم، احساس ناراحتی می کردم
‫.از خونه ام بیرون نمی رفتم.

49:37.724 --> 49:41.695
‫اون زمان تنها موقعی بود
‫که احساس تنهایی می کردم.

49:45.899 --> 49:48.301
‫شب بخیر، یکی از شناخته شده ترین...

49:48.335 --> 49:51.204
‫رهبران سیاسی و نظامی آمریکای مرکزی
‫...ژنرال عمر توریخوس،

49:51.271 --> 49:55.442
‫در یک سانحه ی هوایی درون جنگل، در 145 کیلومتری
‫خارج از پاناما سیتی کشته شد.

49:55.475 --> 49:56.710
‫وی پنجاه و دوساله بود.

49:56.910 --> 49:58.478
‫گارد ملی پاناما...

49:58.512 --> 50:00.947
‫وداع نظامی کاملی همراه با...

50:00.981 --> 50:03.583
‫مشایعت موتورسیکلت و سواره نظام، ارائه کردند.

50:03.650 --> 50:06.486
‫تابوت توریخوس که با پرچم پاناما پوشیده شده بود،

50:06.520 --> 50:08.488
‫روی شونه های اعضای ملی گارد وی...

50:08.522 --> 50:11.224
‫به سمت کلیسای جامع حمل شد.

50:11.291 --> 50:12.626
‫او فرمانده و رئیس آن ها بود.

50:12.659 --> 50:15.462
‫توریخوس قربانی سیستم ـه.

50:16.062 --> 50:19.065
‫اینکه تا چه حد مدافع مردم بود،

50:19.132 --> 50:23.503
‫و بعدش خبردار میشی که
‫هواپیمای اون درون کوهستان سقوط کرده.

50:23.537 --> 50:26.473
‫یه سانحه، ولی به نظر من طراحی شده.

50:27.073 --> 50:30.911
‫و دنیا یه سیاستمدار بزرگ، یه پژوهشگر بزرگ
‫و یه مبازر بزرگ رو از دست داد.

50:31.711 --> 50:35.649
‫«گیرمو کوچز، سیاستمدار اهل پاناما»
‫توریخوس به نمادی از اعتراض مبدل شد.

50:35.682 --> 50:37.984
‫نمادی از نیروی نظامی متمایز،

50:38.018 --> 50:42.022
‫و همچنین به عنوان قشر فقیر،

50:42.055 --> 50:44.791
‫به عنوان قشر کارگر شناخته شده بود
‫.با مردمی مثل دوران،

50:47.327 --> 50:50.630
‫من وقتی توریخوس رو ملاقات کردم
‫که ستوان ارتش بود.

50:50.764 --> 50:53.967
‫حدودا سیزده سال سن داشتم
‫و یه بوکسور بودم.

50:54.100 --> 51:00.540
‫و به خاطر همین توریخوس بهم 5دلار داد
‫...تا پسرانش رو برای تمرین بوکس،

51:00.674 --> 51:03.977
‫به باشگاه اِل مارانیون ببرم.

51:04.644 --> 51:08.548
‫من یک دلار و پنجاه سنت واسم باقی
‫مونده بود به خاطر همین به توریخوس گفتم...

51:08.682 --> 51:11.051
‫جناب، این هم بقیه ی پول ـتون.

51:11.184 --> 51:13.453
‫و توریخوس بهم گفت: دوران...

51:13.620 --> 51:17.357
‫ازت خوشم اومد پسر، تو خیلی روراستی
‫.واسه کار استخدام شدی.

51:17.490 --> 51:21.161
‫از حالا به بعد می تونی هر روز
‫بیای دنبال پسران من.

51:21.294 --> 51:23.463
‫و اینجوری با توریخوس آشنا شدم.

51:36.209 --> 51:39.312
‫بعد از توریخوس، پاناما هرگز مثل سابق نشد.

51:40.513 --> 51:44.284
‫البته، مرگ اون باعث ظهور نوریگا شد.

51:49.089 --> 51:52.259
‫اون یه مرد عادی بود.

51:52.926 --> 51:57.397
‫معتقدم که نوریگا به طور گسترده ای...

51:58.064 --> 52:02.602
‫تحت تاثیر نقشی که به عنوان
‫رئیس امنیت کشور داشت قرار گرفت،

52:03.403 --> 52:05.872
‫و بنابراین به یه هیولا تغییر ماهیت داد.

52:06.940 --> 52:09.643
‫نوریکا ارتباطاتی با سازمان سیا...

52:09.943 --> 52:12.646
‫ارتش آمریکا داشت، که خیلی خیلی نزدیک...

52:13.246 --> 52:15.348
‫بسیار صمیمی و بسیار سودمند بود.

52:15.415 --> 52:19.185
‫او از سازمان سیا و پنتاگون حقوق می گرفت.

52:19.252 --> 52:23.623
‫از یه طرف با دولت آمریکا همکاری می کرد
‫و از طرف دیگه قانون آمریکا رو نقض می کرد.

52:24.324 --> 52:31.965
‫نوریگا مسئول کاری های بد زیادی ـه
‫...قتل، شکنجه،

52:32.098 --> 52:33.767
‫روزی که نوریگا قدرت گرفت...

52:33.867 --> 52:37.437
‫همون روزی بود که قاچاقچیان
‫کلمبیایی به پاناما رسیدن.

52:37.737 --> 52:42.642
‫اون شروع به برقراری رابطه با
‫کارتل مدئین، پابلو اسکوبار کرد،

52:42.676 --> 52:46.980
‫اون هم در زمانی که قاچاق مواد از کلمبیا
‫شروع به مشتعل شدن، کرده بود.

52:47.781 --> 52:50.450
‫پاناما تبدیل به یکی از امن ترین مناطق...

52:50.483 --> 52:52.886
‫برای پولشویی میلیون ها میلیون دلار شده بود،

52:52.953 --> 52:56.890
‫که توسط قاچاق کوکائین، ماری جوانا
‫.در داخل و خارج ایالت متحده فراهم می شد،

52:56.957 --> 52:59.993
‫پاناما جایی بود که تجارت انجام می شد،

53:00.026 --> 53:03.997
‫و نوریگا عملیات قاچاق مواد را
‫در کشور خودش تسهیل می کرد.

53:05.532 --> 53:09.569
‫نوریگا عملا به زور ارتش نظامی ـش
‫کنترل رو در دست گرفته بود.

53:09.569 --> 53:10.770
‫«مانوئل آنتونیو نوریگا، رهبر نظامی پاناما»
‫«از 1983 تا 1989»

53:10.804 --> 53:15.508
‫اینکه کسی فکر کنه مردم پاناما
‫اون رو می خواهند، کاملا غیرمسئولانه ست...

53:15.608 --> 53:16.643
‫چون که نمی خواهند.

53:20.647 --> 53:25.118
‫قانونی وجود داره، یه اصول روانشناختی ـه.

53:25.218 --> 53:28.221
‫که محیط انسان رو می سازه.

53:28.355 --> 53:30.724
‫که محیط، انسان رو شکل میده.

53:31.658 --> 53:38.431
‫مثلا وقتی که تو در صومعه یا کلیسا بزرگ شده باشی،

53:38.565 --> 53:42.469
‫عادات مذهبی داری.

53:42.969 --> 53:48.441
‫مردم میگن، نه ما هیچ تشابهی نمی بینیم.

53:48.575 --> 53:52.412
‫نوریگا یه چیزه، دوران یه چیز دیگه ست.

53:52.846 --> 53:55.782
‫ما فقط یه وجه مشترک داریم.

53:55.915 --> 53:59.886
‫اسم همسر جفتمون، فلیسیداد ـه.

54:02.555 --> 54:05.725
‫تو خونه ام یه میز بیلیارد وجود داره.

54:05.859 --> 54:08.695
‫و اون قبلا میومد و بیلیارد بازی می کرد.

54:10.330 --> 54:12.432
‫ولی بیش تر از من بازی می کنه.

54:14.100 --> 54:16.469
‫سعی می کردم تقلب کنم
‫.ولی اون همیشه برنده می شد،

54:16.603 --> 54:20.073
‫حتی بهش گفته بودم که
‫اگه برنده بشی دستگیرت می کنم.

54:22.976 --> 54:26.379
‫اگه برنده بشی، می اندازمت زندون.

54:29.282 --> 54:30.817
‫دیدی؟
‫بهت که گفتم.

54:43.730 --> 54:45.598
‫برگشتن آسون نیست...

54:46.399 --> 54:47.600
‫بعد از اینکه مسخره شدی.

54:48.501 --> 54:51.004
‫بعد از اینکه به دید تحقیر بهت نگاه کردن.

54:51.237 --> 54:56.309
‫یکی از این دو کار رو باهات میکنه
‫.باعث میشه مبارز بهتری بشی.

54:56.443 --> 54:57.844
‫یا باعث نابودیت میشه.

54:59.946 --> 55:02.282
‫همسرم بهم میگفت...

55:02.382 --> 55:05.618
‫".دوران، باید دوباره مبارزه کنی"

55:08.221 --> 55:12.959
‫دوست دارم با لئونارد مبارزه کنم
‫.اما همچین چیزی امکان پذیر نیست،

55:13.059 --> 55:16.329
‫".بهم گفت: "نه، باید دوباره شروع کنی

55:21.034 --> 55:25.505
‫روبرتو، ما بعضی وقتا تو زندگی شکست می خوریم"
‫".اما دوباره روی پامون می ایستیم،

55:25.638 --> 55:28.675
‫".یادت باشه اینجا، پیش همسر و فرزندانت هستی"

55:28.808 --> 55:34.747
‫ما همیشه از لحاظ روحی و اخلاقی"
‫".ازت پشتیبانی می کنیم

55:41.788 --> 55:45.692
‫من هر روز تو خونه ام می دویدم.

55:46.292 --> 55:48.128
‫و گریه می کردم.

55:48.461 --> 55:50.096
‫می دویدم و گریه می کردم.

55:53.666 --> 55:56.136
‫اولین باری که متوجه میشی
‫چه مبارز خوبی هستی...

55:56.169 --> 55:57.770
‫و در ورزش بوکس، سری بین سرها داری...

55:57.837 --> 56:01.941
‫وقتیه که باید از جات بلند بشی
‫و خودت رو از بدبختی نجات بدی.

56:02.008 --> 56:06.846
‫روبرتو بعد از اون مسابقه
‫.خودش رو وادار به انجام این کار کرد،

56:12.051 --> 56:14.020
‫اینجا جزیره ی کویبا ـست...

56:14.053 --> 56:17.423
‫یه مستعمره ی خطرناک
‫...و یه جورایی جزیره ی اهریمنی...

56:17.490 --> 56:20.160
‫جایی که تهدیدآمیزترین جنایتکاران پاناما
‫به آنجا فرستاده می شوند.

56:20.793 --> 56:21.995
‫همچنین به یکی از...

56:22.028 --> 56:25.031
‫عجیب ترین اردوگاه های تمرینی
‫تمام دوران تبدیل شده است.

56:25.565 --> 56:28.935
‫روبرتو دوران، شش هفته ی اخیر رو
‫مشغول تمرین در اینجا بوده...

56:29.002 --> 56:31.604
‫برای روی فرم آمدن تلاش کرده
‫...و اطرافش پر بوده،

56:31.671 --> 56:35.241
‫از آدم های سرسخت تر
‫.شرورتر و قوی تر از خودش،

56:36.543 --> 56:38.344
‫یه ضربه ی راست خوب از کرکلند لنگ.

56:38.378 --> 56:40.780
‫دوران اون رو به گوشه ی راست می کشونه.

56:42.582 --> 56:44.217
‫به لنگ تسلط داره...

56:45.051 --> 56:47.187
‫بزرگترین چالش برای من....

56:47.220 --> 56:49.222
‫این بود که به مبارزه برگردم
‫و دوباره قهرمان بشم.

56:50.023 --> 56:51.791
‫دلم نمی خواد دوران رو اینطوری به خاطر بیارم.

56:51.858 --> 56:54.727
‫"در سن 31 سالگی، ممکنه دوران "دست سنگی...

56:55.628 --> 56:56.996
‫به سر اومده باشه.

56:57.630 --> 57:00.366
‫تنها چیزی که می تونم به مردم پاناما بگم اینه که...

57:00.500 --> 57:02.802
‫برای به دست آوردن تاج قهرمانی، ایمان دارم...

57:02.802 --> 57:04.771
‫می خوام همه این ایمان رو داشته باشن.

57:05.605 --> 57:07.740
‫قهرمان بودن خیلی مهمه.

57:07.774 --> 57:09.943
‫می خوام بگم، اگه تو حرفه ام شکست نخورده بودم...

57:10.009 --> 57:14.347
‫هیچ وقت نمی تونستم متوجه بشم
‫چقدر فوق العاده ام. چون جایگاهم رو بهم یادآوری کرد...

57:14.414 --> 57:18.585
‫و بعد سعی کردم از لحاظ روحی و جسمی
‫خودم رو جمع و جور کنم...

57:18.618 --> 57:20.420
‫و نشون بدم که یه فهرمان واقعی هستم.

57:20.453 --> 57:22.055
‫کویواس به طناب تکیه داده...

57:22.088 --> 57:24.057
‫و برای دومین بار روی زمین میفته.

57:24.724 --> 57:26.626
‫کویواس یه جنگجوی شکست خورده اس.

57:26.659 --> 57:29.128
‫دوران با یه ضربه ی راست اون رو میندازه...

57:29.662 --> 57:30.897
‫و شکستش میده.

57:31.664 --> 57:34.534
‫روبرتو دوران، برای پس گرفتن مقامش برمی گرده.

57:35.235 --> 57:36.903
‫در حقیقت، قراره در مقابل...

57:36.936 --> 57:39.672
‫دیوی مور مبارزه کنه
‫تا قهرمانی میان وزن رو به دست بیاره.

57:40.807 --> 57:42.175
‫هیاهویی در رینگ به پا شده.

57:46.479 --> 57:48.948
‫دوران!

57:49.082 --> 57:50.917
‫دوران!

57:51.284 --> 57:53.586
‫دوران!

57:56.522 --> 58:00.326
‫دوران قبول می کنه که برای مبارزه با دیوی مور بیست و چهار ساله...

58:00.893 --> 58:01.794
‫وارد رینگ بشه.

58:01.828 --> 58:04.497
‫یکی از بهترین بوکسورهای میان وزن دنیا.

58:04.530 --> 58:06.699
‫خیلی وقته که از زمان اوج دوران گذشته...

58:06.766 --> 58:09.235
‫و با وزن اصلیش فاصله داره.

58:09.302 --> 58:12.872
‫کسی که فراتر از ابعاد شوگر ری لئونارد هست..

58:12.939 --> 58:15.041
‫بازم احتمال شکست دوران زیاد بود.

58:18.678 --> 58:21.381
‫فکر کنید 17 سالم بود
‫و تو ورزشگاه مدیسون اسکوئر گاردن بودم.

58:21.447 --> 58:23.182
‫و همون جا تو ردیف جلویی نشسته بودم...

58:23.249 --> 58:25.318
‫"!و همینطور می گفتم: "آره، آره، آره
‫و اون هم اینطوری کرد.

58:26.286 --> 58:29.122
‫هی، به من نگاه کرد
‫.خُب، اون یه نشونه بود!

58:29.155 --> 58:31.057
‫یه نشونه بود که واسه خودم بزرگش کردم.

58:31.124 --> 58:34.193
‫چون بین هزاران آدم من رو دید
‫.فکر می کردم این نگاه به خاطر خودم بوده.

58:34.260 --> 58:36.029
‫در حالی که اون اصلاً من رو نمی شناخت!

58:40.199 --> 58:42.835
‫دیوی مور اون موقع تو دوران موفقیتش بود.

58:42.869 --> 58:47.006
‫و روبرتو دوران بهم نشون داد
‫که تو اون زمان، چه مهارت هایی داره.

58:52.812 --> 58:54.947
‫باید قلبش رو بررسی می کردم.

58:55.448 --> 58:57.183
‫همینطور قدرت ذهنیش رو.

59:00.687 --> 59:03.323
‫هیچ رحم و شفقتی نشون ندادم.

59:05.491 --> 59:08.227
‫اون شب، حریفم رو نابود کردم.

59:31.017 --> 59:33.086
‫من دوباره متولد شدم.

59:33.419 --> 59:37.023
‫در حالی که هیچکس انتظار نداشت
‫.مبارزه رو برنده شد،

59:37.056 --> 59:40.593
‫و فکر می کنم مردم پاناما
‫دوباره و خیلی خیلی بهش افتخار کردن.

59:51.104 --> 59:53.039
‫دوباره به خدا تبدیل شده بودم.

59:54.440 --> 59:56.476
‫خدای مردم پاناما.

59:56.609 --> 59:58.478
‫دوران!

59:59.379 --> 01:00:01.414
‫بی چون و چرا من رو می پرستیدن.

01:00:04.717 --> 01:00:06.686
‫در شب تولد 32 سالگی اش...

01:00:06.753 --> 01:00:10.323
‫روبرتو دوران، حریف 24 ساله اش، دیوی مور را
‫ضربه فنی کرد....

01:00:10.390 --> 01:00:14.360
‫تا قهرمان اتحادیه ی جهانی بوکس
‫در میان وزن گردد.

01:00:27.573 --> 01:00:29.642
‫بدون شک، شکست مور...

01:00:29.675 --> 01:00:33.179
‫دوران رو به عنوان مشت زن حرفه ای به زندگی برگردوند.

01:00:34.247 --> 01:00:37.517
‫باید از جاش بلند میشد
‫چون اون روبرتو دوران بود....

01:00:37.650 --> 01:00:41.821
‫و باید به جهان نشون میداد
‫که روبرتو دوران کی بوده.

01:00:46.058 --> 01:00:50.029
‫دوران دوباره به جایگاه قبلش بازگشته بود...

01:00:52.698 --> 01:00:57.170
‫نوریگا قدرت داشت
‫و من هم مردم رو داشتم.

01:01:04.477 --> 01:01:09.715
‫چهارتا پادشاه، در دهه ی 80 به اوضاع تسلط داشتن.

01:01:09.782 --> 01:01:11.117
‫همه اشون با هم مبارزه می کردن.

01:01:11.150 --> 01:01:13.219
‫شوگر ری لئونارد، ماروین هاگلر...

01:01:13.286 --> 01:01:14.187
‫این یه جنگ ـه.

01:01:14.253 --> 01:01:16.689
‫تامی هرنز، روبرتو دوران.

01:01:17.089 --> 01:01:22.195
‫این چهارنفر، به معنای واقعی
‫نماینده ی بهترین دوران بوکس هستن.

01:01:24.697 --> 01:01:27.200
‫در ابتدا، هرکسی فکر می کرد...

01:01:27.266 --> 01:01:30.002
‫با رفتن محمدعلی از میادین...

01:01:30.736 --> 01:01:34.674
‫بوکس از فقدان خیلی وحشتناکی رنج خواهد بود.

01:01:34.707 --> 01:01:37.009
‫اما اون چهار نفر بودن...

01:01:37.043 --> 01:01:40.012
‫که در دهه ی 80، این ورزش رو احیا کردن.

01:01:40.680 --> 01:01:42.248
‫اون ها 9 بار...

01:01:43.115 --> 01:01:45.017
‫در مسابقات مختلف با هم مبارزه کردن...

01:01:45.051 --> 01:01:49.589
‫و هربار که با هم جنگیدن
‫.اتفاق خیلی خیلی بزرگی رخ میداد،

01:01:50.690 --> 01:01:52.592
‫هر مبارزه ای که بین اون ها پیش میومد...

01:01:53.359 --> 01:01:56.095
‫به یه جنجال بزرگ تبدیل میشد.

01:01:56.162 --> 01:01:58.631
‫از زمان هابیل و قابیل
‫.همچین تنشی بین آدما نبود،

01:01:58.698 --> 01:02:00.366
‫هر مبارزه، یه اتفاق بزرگ بود.

01:02:01.534 --> 01:02:03.870
‫دوران چهار پادشاهی، بدون روبرتو دوران...

01:02:03.903 --> 01:02:05.771
‫هیچ وقت اینطوری نمیشد.

01:02:05.838 --> 01:02:09.041
‫اون مبارزی بود که مسابقه با همه ی رقبا رو
‫قبول می کرد.

01:02:09.075 --> 01:02:12.311
‫اون تو چندین وزن مبارزه می کرد
‫و بهترین ها رو به چالش می کشید.

01:02:12.378 --> 01:02:14.380
‫واسه هرکسی، یه تهدید جدی محسوب میشد.

01:02:15.948 --> 01:02:18.084
‫و در این رویداد تاریخی...

01:02:18.150 --> 01:02:20.553
‫روبرتو دوران، به مبارزه با مارولوس ماروین هاگلر میره...

01:02:20.586 --> 01:02:23.055
‫تا به قهرمان بی چون و چرای میان وزن تبدیل بشه.

01:02:23.289 --> 01:02:28.060
‫یادتون باشه، اون معمولاً تو این وزن مسابقه نمیداد.

01:02:28.194 --> 01:02:33.699
‫و با آدم های قوی تری مبارزه می کرد
‫که به اون وزن تعلق داشتن.

01:02:33.833 --> 01:02:37.336
‫و با این حال، روبرتو مبارزه ی خوبی انجام میداد.

01:02:38.337 --> 01:02:40.239
‫اون روزها، باید با بهترین ها مبارزه می کردی.

01:02:40.273 --> 01:02:43.476
‫باید انقدر تلاش می کردی
‫تا به مقام قهرمانی می رسیدی.

01:02:44.076 --> 01:02:47.280
‫همه اشون می خواستن با هم مبارزه کنن
‫.به معنای واقعی می خواستن با هم مبارزه کن.

01:02:47.346 --> 01:02:50.683
‫مجبور نبودن
‫.کسی وادارشون نکرده بود، بلکه خودشون می خواستن،

01:02:52.218 --> 01:02:55.087
‫مثل دورانی بود که دایناسورها
‫بر روی زمین فرمانروایی می کردن.

01:02:55.121 --> 01:02:58.724
‫اصل موضوع بودن، اصل جنس بودن.

01:02:58.758 --> 01:03:03.129
‫و هاگلر یه نمونه ی کامل
‫تو وزن مخصوص به خودش بود...

01:03:03.195 --> 01:03:05.598
‫که یعنی خیلی از روبرتو بزرگتر بود.

01:03:06.198 --> 01:03:09.902
‫اساساً، این آدم می خواست
‫مقام من رو ازم بگیره...

01:03:10.636 --> 01:03:15.942
‫و من هم گفتم: "امکان نداره بذارم
‫مقامم رو بگیری"، می دونین.

01:03:15.975 --> 01:03:19.412
‫یه مسابقه ی دیوونه کننده بود
‫.بین من و اون،

01:03:22.615 --> 01:03:26.419
‫- .دو روز دیگه، دیگه قهرمان نیستی -
‫باشه .

01:03:26.452 --> 01:03:29.155
‫اون با 63 کیلوگرم وزن، تو دوران اوج بود.

01:03:29.221 --> 01:03:32.925
‫و یکدفعه، با یکی از بزرگترین مبارزهای
‫میان وزن مبارزه کرد.

01:03:32.959 --> 01:03:34.627
‫با وزن 74 کیلوگرم.

01:03:34.660 --> 01:03:36.662
‫هر روز مجبور بودم ریخت زشتش رو ببینم.

01:03:37.330 --> 01:03:39.265
‫اطرافیان من و اطرافیان اون...

01:03:39.298 --> 01:03:40.967
‫عادت داشتیم روی تپه های ساحلی بدویم.

01:03:41.000 --> 01:03:45.304
‫و حدود ساعت 4:30 صبح
‫و درست قبل از مسابقه همدیگه رو دیدیم.

01:03:45.338 --> 01:03:47.506
‫و ما می گفتیم رررررر!

01:03:47.573 --> 01:03:49.609
‫اون هم می گفت ررررر!

01:03:56.248 --> 01:03:58.818
‫".میگن: "از همه ی شما ممنون هستم

01:03:58.851 --> 01:04:01.020
‫و هیچی واسش مهم نیست.

01:04:01.053 --> 01:04:03.556
‫چون می دونه که تو رینگ مسابقه پیروز میشه.

01:04:03.623 --> 01:04:07.026
‫متوجه شدم که باهاش دست ندادی
‫جنگ روانیتون شروع شده؟.

01:04:07.059 --> 01:04:09.528
‫اوه، آره
‫.روبرتو خیلی بدجنس و حیله گر ـه.

01:04:09.595 --> 01:04:11.430
‫خیلی جرئت داره.

01:04:11.664 --> 01:04:13.866
‫مطمئنم قرار نیست جلوش کم بیارم.

01:04:13.899 --> 01:04:15.668
‫خُب، قراره یه مبارزه ی هیجان انگیز باشه.

01:04:15.701 --> 01:04:17.336
‫قراره یه نمایش عالی رو نشون بدن.

01:04:17.370 --> 01:04:20.840
‫مطمئنم دوران، نمایش خوبی رو از خودش نشون میده.

01:04:20.873 --> 01:04:23.409
‫خیلی قویه
‫،از دوران سریع تر ـه،

01:04:23.476 --> 01:04:24.577
‫از لحاظ جسمانی بهتره.

01:04:25.011 --> 01:04:26.679
‫تجربه اش خیلی بیشتره.

01:04:26.712 --> 01:04:30.249
‫آخرین باری که هاگلر مبارزه داشت
‫.پنج سال پیش، در مقابل ویتو آنتوئوفرمو بود،

01:04:30.316 --> 01:04:32.652
‫از اون موقع، دیگه مبارزه ای نداشته
‫و دوران اون رو مجبور به مبارزه کرده!

01:04:32.685 --> 01:04:35.554
‫دوران اون رو از بالا پرت می کنه پایین
‫.دوران اون رو از عرش به فرش میاره،

01:04:35.621 --> 01:04:37.957
‫و همه ی این اتفاقات، تو مدت زمان کوتاهی اتفاق میفته.

01:04:38.024 --> 01:04:39.992
‫دوران!

01:04:40.526 --> 01:04:44.196
‫تو 15 راند و اون حد از گرما مبارزه کردن...

01:04:44.230 --> 01:04:46.766
‫مثل بودن تو یه محیط آروم و کولردار نیست.

01:04:46.832 --> 01:04:49.735
‫واقعاً باورنکردنی بود.

01:04:52.672 --> 01:04:54.774
‫دید من به این مسابقه،

01:04:54.840 --> 01:04:58.778
‫اینه که دو تا قهرمان وارد گود میشن
‫،و می خوان به همدیگه نشون بدن،

01:04:59.178 --> 01:05:01.414
‫که چه مهاراتی دارن.

01:05:01.480 --> 01:05:03.249
‫قهرمان میان وزن دنیا.

01:05:03.549 --> 01:05:05.384
‫مشخصاً هاگلر، با بیشتر اون هایی که...

01:05:05.418 --> 01:05:06.452
‫چپ دست هستن، بیشتر آشنایی داره.

01:05:06.519 --> 01:05:10.289
‫یادتون باشه، اون در دفعات مختلف
‫و به درستی می تونه تغییر دست بده.

01:05:10.322 --> 01:05:12.558
‫من روش مبارزه ی اون رو می دونستم.

01:05:12.591 --> 01:05:15.261
‫اون می تونست با هردو دستش مبارزه کنه
‫و من هم باید از مغزم استفاده می کردم.

01:05:15.394 --> 01:05:16.962
‫قرار بود تحت فشار زیادی قرار بگیرم.

01:05:17.229 --> 01:05:19.398
‫سه راند اول
‫:کارش این بود،

01:05:19.432 --> 01:05:22.134
‫هر بار که ضربه ی راست بهش می زدم،

01:05:22.201 --> 01:05:23.369
‫با یه مشت جوابم رو می داد.

01:05:23.936 --> 01:05:27.773
‫"و واسه سه راند به خودم می گفتم "هوم
‫و از مربیم پرسیدم....

01:05:27.840 --> 01:05:29.542
‫این یارو چطوری می تونه من رو خفت کنه؟

01:05:30.076 --> 01:05:34.613
‫اون یه جنگجوی باهوش ـه"
‫".و زمان بندی مشت هات رو بلده

01:05:35.514 --> 01:05:38.317
‫پس باید بهش درس عبرت میدادم،

01:05:38.951 --> 01:05:42.488
‫نشون میدادم که با کی طرفه
‫،جاش رو با خودم عوض می کردم،

01:05:42.688 --> 01:05:44.490
‫و هر بار که با دست راستش اون کار رو می کرد...

01:05:45.057 --> 01:05:47.159
‫بوم، یه ضربه به بدنش می زدم.

01:05:47.226 --> 01:05:50.796
‫"و می شنیدم که می گفت "آخ!

01:05:51.063 --> 01:05:53.532
‫نمی تونست باور کنه
‫که انقدر ضربه می خوره.

01:05:53.599 --> 01:05:56.302
‫چون هیچکس تا این حد به روبرتو دوران، ضربه نزده بود.

01:05:56.368 --> 01:05:58.904
‫:انگار می گفت
‫"به من می زنی؟ می دونی من کی هستم؟"

01:05:58.938 --> 01:06:01.841
‫:من هم می گفتم
‫آره، بازم کتک می خوری.

01:06:01.907 --> 01:06:03.576
‫زود باش!

01:06:05.010 --> 01:06:08.481
‫یه ضربه ی چپ محکم از طرف هاگلر
‫به چونه ی دوران، اما حال دوران خوبه.

01:06:08.547 --> 01:06:10.616
‫اون مسابقه، بی وقفه یه نبرد تن به تن بود.

01:06:10.649 --> 01:06:13.319
‫تو کل مسابقه، به زور یه قدم از هم فاصله می گرفتن.

01:06:13.385 --> 01:06:15.955
‫چون هم روش مبارزه ی دوران اینطوری بود
‫.و هم روش ماروین،

01:06:15.988 --> 01:06:17.590
‫قرار بود تو کل 15 راند....

01:06:17.623 --> 01:06:19.425
‫یه مبارزه ی نزدیک داشته باشن.

01:06:19.458 --> 01:06:21.327
‫فوق العاده بود، واقعاً فوق العاده بود.

01:06:21.393 --> 01:06:22.595
‫حالا به راند پونزدهم می رسیم.

01:06:22.628 --> 01:06:25.998
‫مشت محکم به بدن و سر روبرتو دوران.

01:06:26.031 --> 01:06:27.700
‫باید به توانایی هاش اعتراف کنم، پسر.

01:06:27.767 --> 01:06:32.371
‫به قدری تجربه داشت که می دونست
‫چطوری از طناب کمک بگیره...

01:06:32.438 --> 01:06:34.974
‫و ضربه بزنه و از بعضی از ضربات
‫.جاخالی بده،

01:06:36.375 --> 01:06:38.744
‫هاگلر نمی تونست بهم آسیب بزنه.

01:06:39.245 --> 01:06:42.681
‫اون مبارز فوق العاده ایه
‫.همه رو ضربه فنی می کرد.

01:06:42.782 --> 01:06:44.316
‫اما نمی تونست روبرتو دوران رو ضربه فنی کنه.

01:06:44.784 --> 01:06:48.721
‫دو جنگجو
‫.دو مبارز که 15 راند کامل که با هم می جنگن،

01:06:49.855 --> 01:06:54.393
‫باید بهتون بگم، اگه راند پونزدهم
‫سی ثانیه بیشتر طول می کشید،

01:06:54.460 --> 01:06:56.195
‫روبرتو دوران رو ضربه فنی می کردم.

01:06:56.228 --> 01:06:58.531
‫اون رو تو مشتم داشتم
‫.واقعاً داشتم.

01:07:06.372 --> 01:07:09.375
‫خیله خب، اون من رو شکست داد
‫.به گفته ی خودش، سخت من رو شکست داد،

01:07:09.475 --> 01:07:11.911
‫خیلی ها میگن من مبارزه رو در مقابل هاگلر برنده شدم.

01:07:12.511 --> 01:07:15.114
‫دوران با 15 راند دووم آوردن در مقابل ماروین هاگلر،

01:07:15.181 --> 01:07:17.917
‫به راحتی تونست جذابیت مسابقه رو از آن خودش کنه.

01:07:18.517 --> 01:07:22.021
‫داشتن حریفی مثل دوران
‫...باعث میشه بهترین نسخه ی خودت رو، رو کنی،

01:07:22.054 --> 01:07:23.989
‫و این کار رو با من کرد.

01:07:24.023 --> 01:07:26.525
‫تا جایی که می تونست بهش فشار آورد
‫منظورم رو متوجه میشی؟،

01:07:26.559 --> 01:07:28.661
‫همون جا ایستاد و باهاش مبارزه کرد
‫...اون.

01:07:29.195 --> 01:07:31.664
‫بعنوان کسی که 63 کیلو وزن داره
‫و یه مبارز سبک وزن ـه...

01:07:31.697 --> 01:07:34.366
‫با یکی از قوی ترین و بهترین مبارزین میان وزن، جنگید.

01:07:34.400 --> 01:07:36.502
‫فکر می کنم، می دونین، آخرش بازنده شد...

01:07:36.535 --> 01:07:39.438
‫اما بازم میگم، کاری کرد که به تدریج،

01:07:39.505 --> 01:07:42.174
‫و با هر مبارزه،

01:07:42.208 --> 01:07:45.244
‫تونست احترام دوباره مردم پاناما رو به دست بیاره.

01:07:46.512 --> 01:07:52.918
‫تنها چیزی که از دوران به خاطر داریم، بُردهاش هست.

01:07:53.018 --> 01:07:56.388
‫ما دوران همیشه برنده رو به خاطر داریم.

01:07:56.422 --> 01:07:59.425
‫که دست هاش رو بالا می برد...

01:07:59.525 --> 01:08:04.163
‫دورانی رو به خاطر داریم
‫که در رینگ مسابقه، بهترین ضربات رو می زد.

01:08:04.296 --> 01:08:06.298
‫اون دوران رو به خاطر داریم.

01:08:06.298 --> 01:08:10.603
‫هیچ چیز منفی ای ازش تو ذهنمون نیست.

01:08:11.036 --> 01:08:13.739
‫از نظر من، فقط بحث برنده شدنش مطرح نیست.

01:08:14.273 --> 01:08:20.913
‫چون دوران، در هر مبارزه ای که داشت
‫عنصر جذابیت رو با خودش میاورد...

01:08:20.946 --> 01:08:22.781
‫چیزی که مبارزین دیگه نداشتن.

01:08:22.848 --> 01:08:25.784
‫انگار، هر کدوم از مبارزاتش، داستانی داشت.

01:08:26.452 --> 01:08:29.255
‫اگه به دوران حرفه ای دوران نگاه کنید...

01:08:29.288 --> 01:08:32.124
‫متوجه نادر بودنش میشین، به خصوص بعد از سال 1979.

01:08:32.157 --> 01:08:34.460
‫میشه با دو مبارزه ی پشت سرهمش، الهام گرفت.

01:08:35.027 --> 01:08:38.998
‫اینکه بعد از هاگلر، بلافاصله
‫با هرنز مسابقه بدی، دیوونگیه.

01:08:40.599 --> 01:08:43.969
‫دیگه بهش نمیگن کبرای موتور سیتی.

01:08:44.036 --> 01:08:47.573
‫اون با نام توماس کشنده به میدان برگشته.

01:08:47.640 --> 01:08:51.377
‫ظاهرش مثل مانتیس بود.

01:08:51.944 --> 01:08:55.114
‫یه اهریمن واقعی تو چشماش بود، می دونین؟

01:08:55.147 --> 01:08:57.883
‫انگار می خواست به رقیبش آسیب بزنه.

01:08:58.550 --> 01:08:59.752
‫دوران پیشبینی می کرد...

01:08:59.785 --> 01:09:02.454
‫که تامی هرنز رو
‫تو یه راند ضربه فنی کنه.

01:09:02.488 --> 01:09:06.425
‫توماس هرنز گفت: گفت: "من دوران رو
‫".تو دو راند، ضربه فنی می کنم

01:09:07.826 --> 01:09:09.194
‫کاملاً مشخص بود...

01:09:09.261 --> 01:09:12.731
‫که هرنز، هیچ احترامی برای دوران قائل نبود.

01:09:13.599 --> 01:09:15.634
‫اولاً، من خوب تمرین نکرده بودم.

01:09:15.768 --> 01:09:18.637
‫و زیادی سنگین شده بودم
‫و مجبور بودم وزن زیادی رو از دست بدم.

01:09:18.671 --> 01:09:21.707
‫چون می دونستم با توجه به جثه اش
‫از همون اول، بهم حمله می کنه.

01:09:21.807 --> 01:09:25.477
‫داور، کارلوس پادیا.

01:09:28.013 --> 01:09:29.648
‫اون تو باهاما تمرین می کرد.

01:09:29.682 --> 01:09:31.216
‫من خیلی کوچیک بودم، بچه بودم.

01:09:32.017 --> 01:09:34.386
‫با مامانم به اونجا رفتیم...

01:09:36.088 --> 01:09:38.724
‫و پدرم رو دیدم که برای رسیدن به وزن مناسب
‫.تلاش می کنه،

01:09:38.824 --> 01:09:41.860
‫پنج روز کامل، غذا نخورد.

01:09:41.994 --> 01:09:44.997
‫اون رو تو هتل می دیدیم
‫و هیچ غذایی نمی خورد.

01:09:45.030 --> 01:09:46.532
‫فقط چند جرعه آب می خورد.

01:09:46.665 --> 01:09:50.035
‫مثل یه مرده ی متحرک عجیب و غریب شده بود.

01:09:50.703 --> 01:09:52.304
‫که همیشه لیمو می خورد.

01:09:52.338 --> 01:09:55.374
‫هیچی نمی خورد... خیلی ضعیف شده بود.

01:09:55.507 --> 01:09:58.510
‫:همش می گفت
‫".این رو واسم بیار، لطفاً. اون رو واسم بیار"

01:09:58.644 --> 01:10:01.447
‫چون به معنای واقعی ضعیف شده بود.

01:10:01.780 --> 01:10:04.917
‫اون معمولاً به طرز دیوونه واری عاشق بچه هاش بود.

01:10:04.984 --> 01:10:07.886
‫و همیشه ما رو بغل می کرد
‫و باهامون بازی می کرد.

01:10:07.953 --> 01:10:13.225
‫اما دیگه می گفت: "فولا، بچه ها رو بردار ببر
‫".الان نمی تونم باهاشون سروکله بزنم.

01:10:14.059 --> 01:10:17.162
‫و همه امون می دونستیم که ممکنه اتفاق بدی بیفته.

01:10:17.262 --> 01:10:20.432
‫در واقع، توانایی دیدن مسابقه رو نداشتم
‫...هتل رو ترک کردم.

01:10:20.566 --> 01:10:23.902
‫واسه پیاده روی رفتم بیرون
‫و اصلاً یادم نیست کجا رفتم.

01:10:23.936 --> 01:10:26.939
‫چون توانایی دیدن مسابقه رو نداشتم.

01:10:30.175 --> 01:10:33.078
‫مرد بزرگ و مرد کوچک
‫!ضربه ی راست.

01:10:34.279 --> 01:10:35.848
‫دوران به زمین میفته.

01:10:36.281 --> 01:10:38.283
‫دوران حالش خوب نیست.

01:10:38.951 --> 01:10:41.253
‫تو اون زمان، پاناما وارد بحران شده بود.

01:10:41.387 --> 01:10:45.858
‫نوریگا با ایالات متحده حسابی به مشکل برخورده بود.

01:10:49.995 --> 01:10:51.830
‫اصلاً نمی دونه کجاست.

01:10:52.431 --> 01:10:55.067
‫حالش خوب نیست و باید ادامه بده.

01:10:58.003 --> 01:11:02.708
‫نوریگا داشت خشم ارتش آمریکا رو برانگیخته می کرد.

01:11:07.913 --> 01:11:14.586
‫دیگه قوز بالا قوز، اون مقدار موادی بود که

01:11:14.686 --> 01:11:18.924
‫باید با موافقت نوریگا
‫از پاناما عبور می کرد.

01:11:19.858 --> 01:11:22.161
‫مواد برای جامعه ی ما تهدید محسوب میشه،

01:11:22.227 --> 01:11:24.963
‫مواد ارزش های ما رو تهدید می کنه
‫و بنیان موسسات رو فرو می ریزه.

01:11:25.798 --> 01:11:27.633
‫باعث مرگ فرزندان ما میشه.

01:11:27.699 --> 01:11:32.604
‫موادها به طور قاچاقی
‫به دست جوون های آمریکای می رسید.

01:11:33.205 --> 01:11:34.039
‫این...

01:11:34.640 --> 01:11:36.308
‫این کوکائینه.

01:11:36.508 --> 01:11:39.812
‫به نظرم از بحران به فاجعه رسیدیم...

01:11:39.878 --> 01:11:43.182
‫و حالا داریم مرحله ی فاجعه رو رد می کنیم
‫.و به فلاکت می رسیم،

01:11:43.749 --> 01:11:45.684
‫اوه، بیهوش شد!

01:11:45.751 --> 01:11:47.519
‫قبل از اینکه به کف رینگ برخورد کنه، بیهوش شد.

01:11:51.657 --> 01:11:54.259
‫وقتی اون مشت زده شده
‫.یه صدای بوم اومد،

01:11:54.293 --> 01:11:58.397
‫می تونستی صداش رو از داخل رینگ بشنوی
‫و تو میکروفن هم پخش شد.

01:11:58.464 --> 01:12:01.433
‫مطمئناً محکم ترین مشتی بود
‫که دوران تو کل زندگیش خورده بود.

01:12:01.467 --> 01:12:03.135
‫این مبارزه تمومه.

01:12:03.735 --> 01:12:06.071
‫هنوز به طور رسمی زمان دارم تا...

01:12:06.338 --> 01:12:07.973
‫اون نمیدونه کجاست.

01:12:09.775 --> 01:12:12.211
‫از همون ابتدا هم نمی تونست تشخیص بده که...

01:12:14.913 --> 01:12:20.319
‫دوران دیگه تو سطح مبارزین نخبه نبود.

01:12:21.386 --> 01:12:24.857
‫می گفت: "هنوزم می تونم وارد رینگ بشم
‫"....و همه رو شکست بدم

01:12:24.923 --> 01:12:25.757
‫می دونین...

01:12:26.658 --> 01:12:28.227
‫یه جورایی روی ما هم فشار بود.

01:12:28.293 --> 01:12:32.531
‫چون هر کسی که بهمون می رسید
‫".می گفت: "پدرتون باید بازنشسته بشه

01:12:33.265 --> 01:12:37.035
‫بنابراین فقط فشار روی اون نبود
‫.بلکه روی همگیمون بود،

01:12:38.437 --> 01:12:43.142
‫:بعضی وقتا می گفت
‫"!فولا، من خسته ام" یا "رابین، من خسته ام"

01:12:43.275 --> 01:12:48.480
‫:ولی بعد می گفت
‫".نمی تونم موجب سرافکندگیشون بشم. این رو بهشون بدهکارم"

01:12:55.554 --> 01:12:58.290
‫جوری که اونا همسرم رو دوست داشتن،

01:12:58.423 --> 01:13:01.793
‫حتی نمی تونم ابرازش کنم
‫...خیلی احساساتی میشم،

01:13:02.628 --> 01:13:04.630
‫چون در حقیقت...

01:13:04.663 --> 01:13:06.965
‫درسته که کشور کوچیکی داریم
‫اما قلب بزرگی در درونمون هست.

01:13:11.670 --> 01:13:15.607
‫و در قلب همه ی 4 میلیون نفرمون...

01:13:15.707 --> 01:13:18.143
‫همسرم وجود داره.

01:13:18.277 --> 01:13:21.013
‫عشق زیادی که تو گوشه ای قلبشون لونه کرده.

01:13:23.048 --> 01:13:28.053
‫«به یاد 1989/12/20»

01:13:28.420 --> 01:13:30.589
‫اون نماینده ی تمام تسلیم نشدن هاست.

01:13:30.622 --> 01:13:34.459
‫".اگه من می تونم این کار رو بکنم، پس تو هم می تونی"
‫همچین مبارزی ـه.

01:13:41.400 --> 01:13:46.071
‫از ژنرال نوریگا می خوام تا به خواست مردم احترام بذاره.

01:13:47.539 --> 01:13:49.641
‫:می دونی، آل، یه جمله ی معروفی تو بوکس داریم

01:13:49.708 --> 01:13:51.310
‫ممکنه یه مبارز تو بهترین شرایط به نظر برسه.

01:13:51.376 --> 01:13:53.212
‫اما یه دفعه از پله ها بالا میره،

01:13:53.245 --> 01:13:55.480
‫زنگ مسابقه به صدا درمیاد
‫.و دیگه اون شرایط رو نداره،

01:13:55.547 --> 01:13:58.016
‫این قضیه، سه بار برای دوران اتفاق افتاد.

01:13:58.083 --> 01:14:01.620
‫همه امون ازش ناامید شدیم
‫اما اون دوباره به میادین برگشته.

01:14:01.653 --> 01:14:04.456
‫این یه آزمون از یه مرد 37 ساله اس...

01:14:04.489 --> 01:14:06.458
‫که در مقابل حریف سرسختی مثل ایران بارکلی مبارزه می کنه.

01:14:06.491 --> 01:14:11.830
‫اون قلب یه قهرمان رو داره، یه جنگجو رو
‫و مهم نیست 100 سالت باشه یا نه...

01:14:11.897 --> 01:14:13.732
‫هنوزم می خوای مبارزه کنی.

01:14:13.765 --> 01:14:14.800
‫چون همچین چیزی در درونت هست.

01:14:15.500 --> 01:14:17.669
‫در روح و روانت
‫.تو رو وادار به این کار می کنه.

01:14:18.070 --> 01:14:21.006
‫این تنها ورزشیه که...

01:14:21.073 --> 01:14:26.645
‫باعث بهتر شدنت میشه...

01:14:27.479 --> 01:14:28.647
‫بزرگتر شدنت.

01:14:32.951 --> 01:14:35.053
‫اونا داخل رینگ میرن، تنهان.

01:14:36.521 --> 01:14:38.991
‫می تونن نماینده ی کل کشورشون باشن....

01:14:39.925 --> 01:14:43.795
‫و باعث خاص بودنشون میشه.

01:14:51.903 --> 01:14:53.872
‫همه چیز آماده اس.

01:14:53.939 --> 01:14:55.407
‫هیچ صندلی خالی ای وجود نداره.

01:14:57.776 --> 01:15:02.147
‫و همه مشتاق هستن که ببینن این مرد
‫یعنی روبرتو دوران، چهارمین عنوان قهرمانیش رو برنده میشه یا نه.

01:15:02.180 --> 01:15:04.883
‫و ببینن که آیا ایران بارکلی...

01:15:04.950 --> 01:15:09.554
‫ایران بارکلی یه آدم خشن و پوست کلفت
‫از خیابون های برانکس بود.

01:15:09.621 --> 01:15:11.223
‫اون عضو یه گروه خلافکار بود.

01:15:11.790 --> 01:15:13.191
‫بیست و هشت سال داشت.

01:15:13.792 --> 01:15:15.327
‫تو بهترین شرایط بود.

01:15:15.360 --> 01:15:16.995
‫و یه میان وزن خیلی بزرگ بود.

01:15:23.502 --> 01:15:24.703
‫تو مدرسه بودم...

01:15:25.270 --> 01:15:27.739
‫:یادم میاد معلم هام بهم می گفتن

01:15:28.440 --> 01:15:32.077
‫".نذار پدرت این مبارزه رو انجام بده"
‫".اینطوری خودش رو به کشتن میده"

01:15:33.011 --> 01:15:35.814
‫دیدم ایران بارکلی یه چیزی در حدود 3 مترـه.

01:15:35.847 --> 01:15:38.583
‫".و با خودم گفتم: "لعنتی، این یارو بابام رو می کشه

01:15:39.351 --> 01:15:42.187
‫این مرد واسه گذشته اس
‫.من باید برای زمان حال باشم.

01:15:43.455 --> 01:15:47.526
‫این روحیه رو داشتم که می تونستم
‫خودم رو از جایی که اومدم...

01:15:47.559 --> 01:15:50.395
‫و کارهایی که کرده بودم، پس بگیرم.

01:15:51.196 --> 01:15:53.598
‫یه کاری می کنم که بهم احترام می ذاری.

01:15:54.700 --> 01:15:57.202
‫:یه تبلیغ کننده به یه مبارز میگه

01:15:57.336 --> 01:16:01.073
‫اگه می خوای مبارزه کنی"
‫...باید اسمت به قدری قدرتمند باشه،

01:16:01.139 --> 01:16:02.774
‫که وقتی تو تلویزیون به نمایش درمیاد...

01:16:02.841 --> 01:16:04.309
‫".بتونی پول پارو کنی

01:16:04.376 --> 01:16:08.780
‫همین مسئله اس که مبارزین رو وادار می کنه
‫تا با اینکه باید بازنشسته بشن، باز هم به مبارزه ادامه بدن.

01:16:13.719 --> 01:16:15.554
‫یه ضربه ی راست دیگه.

01:16:18.724 --> 01:16:21.426
‫وقتی مردمت انقدر بهت افتخار کنن
‫،درست مثل مردم که به روبرتو افتخار می کردن،

01:16:21.493 --> 01:16:23.095
‫دیگه نمی تونی موجب سرافکندگیشون بشی.

01:16:23.695 --> 01:16:27.099
‫نمی تونی بهم بگی که به مبارزه بر علیه
‫شوگر ری لئونارد فکر نکرده بود.

01:16:27.165 --> 01:16:30.001
‫هربار که از رینگ پایین میومد، دوباره به فکر ورود به اونجا بود.

01:16:30.435 --> 01:16:33.038
‫همیشه به خودش می گفت
‫".این یکی رو نمی تونم بیخیال بشم"

01:16:34.506 --> 01:16:37.976
‫وقتی به چشم های یه مرد نگاه کنی
‫.می تونی روحش رو ببینی،

01:16:40.379 --> 01:16:41.747
‫تو من رو نمی ترسونی.

01:16:42.948 --> 01:16:45.484
‫داشتن جرئت و اینکه بخوای..

01:16:45.550 --> 01:16:48.954
‫از محدودیت های جسمانی فراتر بری.

01:16:49.020 --> 01:16:51.623
‫وقتی به همچین مرتبه ای برسی
‫.به یه مبارز تبدیل میشی،

01:17:06.605 --> 01:17:08.640
‫هردوشون ضربه های محکمی وارد کردن.

01:17:08.673 --> 01:17:11.309
‫کی برنده میشه؟ دوران شگفت زده شده.

01:17:13.311 --> 01:17:14.746
‫پاناما سیتی.

01:17:14.780 --> 01:17:18.583
‫پلیس آمریکا از ارتش درخواست کمک کرده
‫تا شورش پانامایی ها رو کنترل کنه.

01:17:18.617 --> 01:17:21.186
‫من یه ضربه ی محکم بهش زدم که باعث چرخشش شد.

01:17:27.826 --> 01:17:31.029
‫نمی دونم چطوری تونست روی پاش بایسته.

01:17:32.798 --> 01:17:35.667
‫وقتی این چیزا رو در مورد نوریگا و حمله شنیدم...

01:17:35.700 --> 01:17:38.937
‫فهمیدم کاملاً ساختگی و دروغی ـه.

01:17:38.970 --> 01:17:41.373
‫دوران به طرز فوق العاده ای دست و پاش رو بسته.

01:17:41.440 --> 01:17:45.310
‫اون روز، یه چیزی سر پا نگهش داشته بود
‫که اجازه ی افتادن رو بهش نمیداد.

01:17:50.949 --> 01:17:55.053
‫به نظر میرسه روبرتو دوران
‫طوفان سوم رو به پا کرده. اون داره...

01:17:58.457 --> 01:18:00.625
‫می دونین، یه جوری اون رو سرپا نگه داشته بود.

01:18:01.159 --> 01:18:02.627
‫می گفت آماده اس.

01:18:02.661 --> 01:18:04.563
‫روبرتو دوران واقعاً جدی عمل می کنه.

01:18:04.629 --> 01:18:07.532
‫و همه جوره دنبالش بود.

01:18:08.033 --> 01:18:11.136
‫دوران!

01:18:16.308 --> 01:18:19.744
‫دیشب، به ارتش آمریکا
‫دستور دادم به پاناما حمله کنه.

01:18:37.496 --> 01:18:41.233
‫یه ضربه ی راست دیگه
‫!بارکلی حالش بد میشه و به زمین میفته....

01:18:45.504 --> 01:18:47.405
‫شگفت انگیز بود.

01:18:58.583 --> 01:19:00.752
‫این نشون میده که کی 3 بار قهرمانی رو برده بوده.

01:19:10.795 --> 01:19:14.900
‫پیروزی بر ایران بارکلی
‫آخرین مبارزه طلبی دوران بود.

01:19:14.933 --> 01:19:17.536
‫با اون پیروزی
‫.به تاریخ دهن کجی کرد،

01:19:17.569 --> 01:19:19.404
‫به قرن دهن کجی کرد.

01:19:19.437 --> 01:19:21.406
‫به قوانین فیزیک دهن کجی کرد.

01:19:21.406 --> 01:19:25.644
‫اون روز، پیروزی دوران
‫تمام پانامایی ها رو با هم متحد کرد.

01:19:25.744 --> 01:19:27.712
‫و همه برای چهارمین قهرمان دوران...

01:19:27.846 --> 01:19:30.649
‫اومدن بیرون تا جشن بگیرن.

01:19:34.486 --> 01:19:39.791
‫با هجوم آمریکا در سال 1989»
‫«.مردم پاناما از سلطه ی نوریگا آزاد گردیدند،

01:19:39.791 --> 01:19:45.797
‫صدها شهروند به خاطر عملیات نظامی»
‫«.کشته شدند

01:19:47.933 --> 01:19:50.735
‫در 31 دسامبر 1999
‫...معاهده ی کارتر - توریخو،

01:19:50.869 --> 01:19:52.771
‫کنترل کامل آبراه پاناما را
‫به دولت پاناما سپرد.

01:19:52.904 --> 01:19:59.277
‫ایالات متحده، از حق سلطه و درآمد خود چشم پوشی کرد
‫.درآمدی که در حال حاضر بالغ بر 2 میلیارد دلار در سال می باشد،

01:20:00.312 --> 01:20:02.781
‫روبرتو دوران به مبارزه ادامه داد.

01:20:03.214 --> 01:20:09.087
‫در سن 50 سالگی، صدمات وارده ناشی از تصادف اتومبیل
‫.وی را مجبور کرد تا بوکس حرفه ای را کنار گذارد،

01:20:09.487 --> 01:20:16.561
‫صد و نوزده مبارزه، 103 بُرد
‫.هفتاد ضربه فنی، 4 قهرمانی جهانی،

01:20:18.763 --> 01:20:23.435
‫او بار آخر با شوگر ری مبارزه کرد
‫و نام مبارزه را "یکبار دیگر" نهاد.

01:20:23.568 --> 01:20:27.005
‫شوگر ری با رای داوران، برنده اعلام شد.

01:20:28.273 --> 01:20:30.675
‫و وقتی که با هم دوست شدیم
‫:یه بار که به همدیگه برخوردیم، بهش گفتم،

01:20:30.742 --> 01:20:34.045
‫هی، روبرتو، حالت چطوره، پسر؟
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم.

01:20:34.112 --> 01:20:35.580
‫یعنی انقدر از من متنفر بودی؟

01:20:35.647 --> 01:20:37.382
‫واقعاً انقدر از من متنفر بودی؟

01:20:38.316 --> 01:20:39.551
‫یه نگاه به من انداخت.

01:20:41.019 --> 01:20:42.253
‫نفس عمیق کشید.

01:20:44.122 --> 01:20:46.391
‫و گفت: نه، ری. همه اش
‫.همه اش الکی بود...

01:20:46.958 --> 01:20:50.228
‫وقتی اون رو می شناختی، متوجه میشدی...

01:20:50.795 --> 01:20:52.330
‫اصلاً آدم بدجنسی نیست.

01:20:52.964 --> 01:20:58.169
‫اون یه آدم باحال و دوست داشتنی بود
‫و باعث میشد دلت بخواد همیشه باهاش باشی.

01:20:58.203 --> 01:21:01.640
‫یه نوع جذبه... درونش بود.

01:21:02.374 --> 01:21:05.043
‫یه نوع پسرونگی، یه نوع تواضع.

01:21:05.143 --> 01:21:07.112
‫قلب بزرگی داشت، بله...

01:21:07.178 --> 01:21:10.582
‫یه فرد دلسوز که...

01:21:11.182 --> 01:21:15.787
‫پسر، همونطور که همیشه میگم، واقعاً خوشحالم
‫که بخشی از زندگی من بوده.

01:21:17.455 --> 01:21:22.694
‫اگه به روبرتو دوران نگاه کنی
‫.بلندی ها و عمق حرفه اش رو می بینی،

01:21:22.727 --> 01:21:23.962
‫حتی اگه به مبارزه ی "دیگه نه" نگاه کنی.

01:21:24.729 --> 01:21:29.034
‫از خودت می پرسی
‫کیه که همچین لحظه ای رو تجربه نکرده باشه؟

01:21:35.373 --> 01:21:37.876
‫برادرم تو هتل روزولت کار می کرد.

01:21:38.677 --> 01:21:40.745
‫ما روی پشت بوم می خوابیدیم.

01:21:41.613 --> 01:21:47.552
‫کاملاً یادمه کنار آبگرمکن ها می خوابیدیم.

01:21:48.453 --> 01:21:55.560
‫با یه پتو و بالشتی که بعضی از آمریکایی ها بهمون می دادن.

01:21:55.660 --> 01:21:58.563
‫یه نوشابه و یه کلوچه تو دستم بود.

01:21:58.997 --> 01:22:01.433
‫داشتیم به آسمون نگاه می کردیم،

01:22:02.133 --> 01:22:05.270
‫که برادرم زد زیر خنده.

01:22:05.403 --> 01:22:07.839
‫گفتم: هی، توتی... به چی می خندی؟

01:22:08.106 --> 01:22:12.410
‫گفت: می دونی ما میلیونر هستیم؟
‫گفتم: میلیونر؟

01:22:12.677 --> 01:22:14.145
‫چرا؟

01:22:14.279 --> 01:22:18.316
‫گفت ببین چه زندگی ای داریم
‫کدوم میلیونری مثل ما زندگی می کنه؟،

01:22:18.750 --> 01:22:22.420
‫من هم به برادرم گفتم: حق با توئه، توتی.

01:22:23.488 --> 01:22:26.024
‫آدم هیچ وقت این چیزا رو فراموش نمی کنه.

01:22:26.048 --> 01:22:33.048
::. www.Doostihaa.com .::
