WEBVTT

00:01.900 --> 00:20.361
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
AvaMovie.in

00:38.708 --> 00:42.125
‫«جین»، برو اطراف رو نگاه بنداز.
‫من پشت میز حواسم هست.

00:43.916 --> 00:45.041
‫دارم میرم.

00:58.666 --> 01:01.958
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم
‫از واحد پلیس پورتلند.

01:02.041 --> 01:04.375
‫شماره و اسم خودتون رو بذارید،
‫در اسرع وقت تماس می‌گیرم.

01:06.958 --> 01:11.000
‫کارآگاه... بازم «آندریا بوون» هستم.

01:11.083 --> 01:12.416
‫ببخشید...

01:13.000 --> 01:15.666
‫می‌دونم دیر وقته، ولی می‌شه
‫هر چه زودتر باهام تماس بگیرید؟

01:15.750 --> 01:16.666
‫واقعا...

01:16.750 --> 01:18.041
‫واقعا ممنون می‌شم.

01:18.875 --> 01:21.000
‫من فقط ترسیدم و...

01:22.000 --> 01:24.000
‫حس می‌کنم هنوز داره تعقیبم می‌کنه.

02:15.208 --> 02:16.208
‫[تماس ناشناس]

02:17.208 --> 02:18.250
‫کارآگاه؟

02:18.333 --> 02:20.416
‫«آندریا»، دنیا اینطوری تموم می‌شه.

02:26.125 --> 02:27.833
‫نه.

02:28.708 --> 02:30.166
‫نه!

02:30.250 --> 02:32.791
‫نه!

02:32.875 --> 02:35.208
‫نه، نه، نه!

02:35.291 --> 02:37.166
‫نه!

02:37.791 --> 02:39.041
‫کمک!

02:50.791 --> 02:53.458
‫نه! نه...

02:57.125 --> 02:58.541
‫کمک!

03:00.708 --> 03:03.583
‫کمک! کسی نیست؟ نه!

03:04.500 --> 03:05.708
‫نه! کمک!

03:15.833 --> 03:23.108
‫[هیپنوتیک]

03:26.625 --> 03:33.650
‫ترجمه‌ای از
‫حـــامـــی مــغــیــثــی

03:47.083 --> 03:49.291
‫سلام، ببخشید.

03:49.375 --> 03:51.083
‫یه بطری شراب همراهم بود،
‫ولی خودم خوردمش،

03:51.166 --> 03:54.166
‫واسه همین این گیاه رو آوردم،
‫که الآن متوجه شدم مُرده.

03:54.250 --> 03:56.291
‫- نزدیک پنج بار بهت زنگ زدم.
‫- چی شده؟

03:56.375 --> 03:58.916
‫«جن»، «برایان» اینجاست.

03:59.583 --> 04:01.041
‫می‌دونم، ببخشید...

04:01.125 --> 04:03.958
‫در اصل تو نمی‌خواستی بیای،
‫بعد «اسکات» دعوتش کرد،

04:04.041 --> 04:06.500
‫و منم خبر نداشتم. واسه همین...

04:07.000 --> 04:08.583
‫آره، می‌تونم فقط...

04:09.291 --> 04:11.708
‫به همه بگم که حالت
‫زیاد خوش نیست، خب؟

04:13.625 --> 04:15.291
‫فکر کنم یه لیوان شراب می‌خوام.

04:33.500 --> 04:34.666
‫سلام، «جن»!

04:34.750 --> 04:35.958
‫سلام، «اسکاتی».

04:36.041 --> 04:38.083
‫واقعا شرمنده‌ام.

04:38.166 --> 04:39.250
‫آره، کاملا شرمنده‌ست.

04:39.333 --> 04:41.125
‫- مجبور نیستی عذرخواهی کنی.
‫- چرا مجبوره.

04:41.208 --> 04:43.666
‫نزدیک یه هفته پیش بهم گفت
‫که قرار نیست بیای.

04:43.750 --> 04:45.041
‫- تقصیر اونه.
‫- خیلی‌خب، تمومش کن.

04:45.125 --> 04:47.583
‫نمی‌دونی شرایط چطوریه،
‫پس فقط برو.

04:47.666 --> 04:49.958
‫- باشه، خیلی قشنگ بود.
‫- دوستت دارم.

04:50.625 --> 04:52.083
‫اون دکتر «مید»ـه.

04:52.791 --> 04:54.541
‫سلام. دکتر «مید».

04:54.625 --> 04:55.458
‫سلام.

04:55.541 --> 04:58.750
‫ایشون «جن» هستن.
‫"همون جن".

04:58.833 --> 05:01.583
‫- آره. من "همون جن" هستم.
‫- آها!

05:01.666 --> 05:05.708
‫- «کالین مید». از آشنایی خوش‌وقتم.
‫- ایشون جادوگره. زندگی منو عوض کرد.

05:06.208 --> 05:08.916
‫تقریبا یه ماه از همکاری ما گذشت
‫که من ترفیع گرفتم؟

05:09.000 --> 05:12.125
‫و این خونه رو.
‫حتما باید یه سر بری پیشش.

05:13.291 --> 05:14.208
‫عجب.

05:14.291 --> 05:16.208
‫چیه؟ همه به مشاور نیاز دارن.

05:16.291 --> 05:19.166
‫- خودتون اینو گفتید، نه؟
‫- می‌دونی انبر یخ کجاست؟

05:19.250 --> 05:22.291
‫- باید کنار سطل یخ باشه، «اسکات».
‫- خب اونجا نبود.

05:22.375 --> 05:25.791
‫عزیزم، باز شروع کردی؟
‫خودم گذاشتمش کنار سطل.

05:25.875 --> 05:28.500
‫باز شروع کردی یعنی چی؟

05:31.791 --> 05:34.166
‫نمی‌دونستم مشاور ها می‌تونن
‫با مشتری هاشون بپرن.

05:34.250 --> 05:37.916
‫منم 99 درصد اوقات
‫از قوانین پیروی می‌کنم.

05:39.125 --> 05:40.541
‫شاید 95 درصد.

05:49.333 --> 05:51.083
‫از آشنایی خوشحال شدم.

05:58.708 --> 06:01.458
‫- به سلامتی خونه جدیدت.
‫- خونه جدیدم!

06:02.833 --> 06:05.625
‫«برایان»، اوضاع "فاگهورن" چطوره؟

06:05.708 --> 06:06.833
‫"فاگهورن" چیه؟

06:07.333 --> 06:10.208
‫- چیز خاصی نیست، یه اسم احمقانه‌ست.
‫- یعنی خودش چیه؟

06:10.791 --> 06:15.125
‫بچه ها یه نرم افزار جدید برای
‫مهندسی صدا درست کردن.

06:15.208 --> 06:17.083
‫من فقط کمک کردم
‫چند تا از کد هارو بنویسن.

06:17.166 --> 06:18.708
‫خودت چی، «جنیفر»؟

06:19.416 --> 06:20.666
‫ببخشید، چی؟

06:20.750 --> 06:23.041
‫نه، منظورم...

06:24.041 --> 06:25.333
‫کارت چیه؟

06:26.625 --> 06:30.041
‫من در حال حاضر...
‫بین چند تا کار موندم.

06:30.125 --> 06:34.541
‫شکسته نفسی می‌کنه. راستش «جنی»
‫یه مهندس نرم‌افزار خیلی خفنه.

06:34.625 --> 06:36.500
‫جالبه.

06:36.583 --> 06:39.541
‫- پس تا حالا با هم کار کردین؟
‫- «برایان»!

06:40.416 --> 06:42.750
‫توش کنجد داره؟

06:42.833 --> 06:45.875
‫خدایا! «برایان»، معذرت می‌خوام.

06:45.958 --> 06:48.375
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

06:49.208 --> 06:52.416
‫واقعا ناجور می‌شد اگه
‫تو خونه جدید ما می‌مُردی.

06:54.541 --> 06:58.250
‫می‌دونی چیه؟ فقط
‫محض احتیاط...

06:58.333 --> 07:00.041
‫اینو می‌ذارم اینجا.

07:00.625 --> 07:02.708
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

07:10.166 --> 07:12.958
‫- «جنیفر»؟
‫- بله؟

07:14.208 --> 07:16.833
‫من دارم میرم، ولی می‌خواستم
‫اینو واست بذارم.

07:17.416 --> 07:20.000
‫- محض اینکه نظرت عوض بشه.
‫- خیلی‌خب.

07:22.250 --> 07:23.250
‫شب بخیر.

07:24.875 --> 07:25.875
‫همچنین.

07:31.791 --> 07:32.791
‫"اوبر"؟
‫(شرکت تاکسی‌رانی)

07:33.833 --> 07:37.458
‫آره. «وایولا» تا
‫نُه دقیقه دیگه می‌رسه.

07:42.458 --> 07:43.958
‫مرسی که جونمو نجات دادی.

07:45.166 --> 07:46.250
‫قابلی نداشت.

07:48.666 --> 07:49.666
‫شب بخیر، «جنی».

07:50.625 --> 07:51.625
‫شب بخیر.

07:56.333 --> 07:57.375
‫«جنی»؟

07:58.666 --> 07:59.666
‫بله؟

08:00.208 --> 08:03.541
‫خیلی سعی کردم
‫مزاحمت نشم، ولی...

08:04.916 --> 08:06.958
‫دائم بهت فکر می‌کنم
‫و فقط...

08:10.208 --> 08:11.500
‫دلم واست تنگ شده.

08:14.458 --> 08:17.041
‫چون مزاحمم بودی
‫نخواستم ازم دور بمونی.

08:18.041 --> 08:18.958
‫آره. می‌دونم...

08:19.041 --> 08:20.916
‫پس همچین حرفی نزن.

08:22.041 --> 08:25.083
‫وقتی همچین حرفی می‌زنی،
‫باعث می‌شی حس کنم آدم بدی بودم،

08:25.166 --> 08:27.083
‫و من آدم بدی نیستم، فقط...

08:28.083 --> 08:30.208
‫تو هم آدم بدی نیستی.
‫نمیگم آدم بده تویی.

08:30.291 --> 08:34.208
‫من فقط... خدایا، چی دارم میگم؟
‫نمی‌فهمم چی دارم میگم.

08:39.625 --> 08:41.083
‫می‌شه تا خونه برسونمت؟

08:42.000 --> 08:45.333
‫- فکر نکنم فکر خوبی...
‫- فقط می‌خوام برسونمت، «جنی».

08:58.417 --> 09:01.489
‫[نمی‌خواستم بیدارت کنم]
‫[بعدا حرف می‌زنیم. "بی".]

09:02.291 --> 09:03.583
‫دیشب سکس کردین؟

09:04.083 --> 09:07.125
‫- می‌خواین برگردین پیش هم؟
‫- نه.

09:08.250 --> 09:11.916
‫من احمقم. خدایا...
‫من خیلی احمقم.

09:12.000 --> 09:15.666
‫اینطوری نگو. تو احمق نیستی.
‫تو فقط... تو...

09:15.750 --> 09:18.250
‫- خوشحال نیستی.
‫- آره، هیچ‌کس نیست.

09:18.958 --> 09:22.458
‫نه. من خوشحالم.
‫«اسکات» خوشحاله.

09:22.541 --> 09:25.375
‫و متنفرم که اینو بهت بگم،

09:25.458 --> 09:28.250
‫ولی «برایان» هم خوشحاله.

09:28.958 --> 09:30.833
‫الآن باید چه جوابی بدم؟

09:30.916 --> 09:34.041
‫بنظرم باید دکتر «مید» رو ببینی.

09:34.791 --> 09:36.541
‫- دکتر «مید» کیه؟
‫- همون مشاوره.

09:36.625 --> 09:39.333
‫- «جینا»، عمرا اگه برم پیشش.
‫- خودت دیدیش. قدبلند، جذاب.

09:39.416 --> 09:40.250
‫- نه.
‫- بی‌خیال.

09:40.333 --> 09:43.625
‫گوش کن چی میگم، باشه؟
‫از همه دور شدی، بی‌کار شدی.

09:43.708 --> 09:45.458
‫ادا درنیار که نشدی.

09:45.541 --> 09:47.583
‫و دیشب با نامزد سابقت خوابیدی.

09:47.666 --> 09:50.916
‫- الآن وضع زندگیت خیلی داغونه.
‫- واقعا جالبه.

09:51.000 --> 09:52.875
‫می‌شه لطفا بخاطر من بری؟

09:54.916 --> 09:56.708
‫- باشه، فقط یه بار.
‫- عالیه!

09:56.791 --> 09:58.708
‫چون برای جمعه
‫واست قرار گرفتم.

10:58.708 --> 11:01.166
‫باید وقتی تازه شروع کرده بودم
‫منو می‌دیدی.

11:01.250 --> 11:02.375
‫جانم؟

11:02.458 --> 11:04.208
‫من موهامو می‌کشیدم.

11:04.791 --> 11:05.833
‫اختلال وسواس.

11:08.041 --> 11:11.583
‫اینجا اومدنت هر علتی داره،
‫دکتر «مید» درستش می‌کنه.

11:12.166 --> 11:13.166
‫آره.

11:14.000 --> 11:15.375
‫منتظرته.

11:15.875 --> 11:18.250
‫خیلی‌خب، باشه.

11:25.875 --> 11:28.791
‫چه جای دنجیه.

11:28.875 --> 11:29.958
‫«جنیفر».

11:30.500 --> 11:32.666
‫داشتم به کوچولو غذا می‌دادم.

11:33.458 --> 11:37.458
‫می‌دونستی ماهی داشتن استرس
‫و فشار خون رو کم می‌کنه؟

11:38.041 --> 11:39.500
‫نه، نمی‌دونستم.

11:39.583 --> 11:42.000
‫منم اینطوری شنیدم.
‫خدا می‌دونه راسته یا نه.

11:42.083 --> 11:44.750
‫ولی بنظرم آرامش بخشه.

11:46.541 --> 11:48.166
‫خیلی خوشحالم که
‫تصمیم گرفتی بیای.

11:48.750 --> 11:50.041
‫منم اومدم!

11:50.708 --> 11:51.708
‫بفرما.

12:00.416 --> 12:03.708
‫هیچ میلی به انجام
‫هیچ‌کاری ندارم.

12:03.791 --> 12:07.166
‫یا باید کمتر مشروب بخورم.
‫یا باید بیشتر ورزش کنم.

12:07.250 --> 12:10.375
‫باید هشت ساعت
‫در شب بخوابم.

12:11.875 --> 12:13.250
‫«جنیفر»...

12:13.750 --> 12:16.958
‫عادت‌های بد، علت‌های عمیق‌تری دارن.

12:17.541 --> 12:19.791
‫همیشه یه علت ریشه‌ای هست.

12:21.083 --> 12:22.666
‫برای تو اون ریشه ممکنه چی باشه؟

12:23.916 --> 12:24.750
‫نمی‌دونم؟

12:24.833 --> 12:26.166
‫سوالی بود؟

12:26.250 --> 12:27.333
‫آره؟

12:29.166 --> 12:30.458
‫درمورد خودت و «برایان» بهم بگو.

12:33.750 --> 12:38.291
‫مهربونه، بامزه‌ست، باهوشه.
‫«برایان»ـه دیگه. نمی‌دونم.

12:43.625 --> 12:46.291
‫خیلی‌خب. باشه.

12:47.250 --> 12:48.916
‫توی دانشکده آشنا شدیم.

12:49.000 --> 12:52.166
‫با هم زندگی می‌کردیم، کار می‌کردیم.
‫همه چیزمون با هم بود.

12:56.916 --> 12:58.333
‫سابقه سقط داشتم.

13:03.083 --> 13:06.000
‫راستش شیش ماه گذشته بود،
‫پس عملا مرده‌زایی بود.

13:09.333 --> 13:10.875
‫اسمش «دنیل» بود.

13:14.750 --> 13:17.083
‫تونستم 33 دقیقه پیشش باشم.

13:23.416 --> 13:25.958
‫من و «برایان» نامزد کردیم و...

13:26.666 --> 13:29.458
‫می‌دونی، دیگه بعدش رو
‫نتونستیم کنار بیاییم.

13:36.750 --> 13:38.958
‫حرفی که می‌خواستی بزنی ادامه داره؟

13:41.666 --> 13:42.666
‫نه.

13:43.083 --> 13:45.583
‫تا حالا هیپنوتیزم‌درمانی رو امتحان کردی؟

13:46.916 --> 13:49.208
‫نه. نه، نکردم.

13:49.708 --> 13:51.125
‫چرا می‌خندی؟

13:51.625 --> 13:55.291
‫فقط آدمی نیستم که
‫اختیار خودمو بدم دست کسی.

13:55.375 --> 13:57.000
‫پس باید رد کنم.

13:57.083 --> 14:00.916
‫باشه. ولی یه چیز محشری درمورد
‫هیپنوتیزم‌درمانی هست. خب؟

14:01.916 --> 14:04.500
‫فقط خودت می‌تونی
‫ناخودآگاهت رو کنترل کنی.

14:05.875 --> 14:08.583
‫پس تمام مدت کنترل دست خودته.

14:10.375 --> 14:13.500
‫و یه ابزار عالی برای
‫کساییه که دچار...

14:14.833 --> 14:15.833
‫...تراما شدن.
‫(ضربه روانی)

14:17.916 --> 14:22.375
‫در بدترین حالت کاری می‌کنه که دیگه
‫انگشت‌های بیچاره‌ات رو نابود نکنی.

14:25.375 --> 14:27.166
‫نمی‌دونم.

14:29.500 --> 14:30.666
‫من یه استادی داشتم،

14:31.416 --> 14:34.916
‫اسمش... دکتر «زیویر سالیوان» بود.

14:35.000 --> 14:37.250
‫واقعا نابغه بود.
‫اون می‌گفت؛

14:37.875 --> 14:41.000
‫"روش‌های کسل‌کننده برای
‫افراد بی‌خیال است.

14:41.750 --> 14:46.541
‫برای نتایج ماندگار،
‫بایستی ذهن را باز کرد."

14:49.458 --> 14:51.125
‫«جنیفر»؟

14:52.541 --> 14:53.791
‫خودت چی می‌خوای؟

14:56.208 --> 14:59.333
‫فقط می‌خوام دوباره
‫خوشحال باشم، می‌دونی؟

15:07.541 --> 15:09.000
‫پس بذار کمکت کنم.

15:12.083 --> 15:14.625
‫ازت می‌خوام روی نور تمرکز کنی.

15:16.875 --> 15:21.333
‫احساس کن که جسمت،
‫با مبل داره یکی می‌شه.

15:22.500 --> 15:23.583
‫عضله به عضله.

15:25.875 --> 15:27.500
‫از انگشت‌های پا،

15:28.791 --> 15:30.333
‫قوس کف‌پا.

15:31.625 --> 15:34.625
‫ساق‌پا. ران‌ها.

15:35.666 --> 15:36.833
‫همینطور تا بالا.

15:37.541 --> 15:41.125
‫تا اینکه می‌رسی
‫به بالای سرت.

15:42.208 --> 15:43.208
‫حالا...

15:44.416 --> 15:46.125
‫می‌خوام خودت رو توی...

15:47.416 --> 15:49.166
‫یه جنگل قشنگ ببینی.

16:19.166 --> 16:20.166
‫یه ساعت گذشت؟

16:22.041 --> 16:23.458
‫انگار سه دقیقه بود.

16:24.666 --> 16:25.666
‫حالت چطوره؟

16:26.166 --> 16:29.375
‫نمی‌دونم. واقعا چیز زیادی یادم نیست.

16:30.583 --> 16:31.583
‫چطور بود؟

16:32.541 --> 16:35.458
‫بنظرم بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی،

16:36.250 --> 16:37.416
‫پیشنهاد پذیر باشی.

16:44.250 --> 16:46.067
‫[سه ماه بعد]

17:02.375 --> 17:03.375
‫[برایان]

17:04.666 --> 17:05.708
‫واقعا عجیب بود.

17:06.500 --> 17:10.375
‫همین که از در رفتم بیرون زنگ زدن.
‫دو هفته دیگه شروع می‌کنم.

17:11.166 --> 17:14.208
‫قراره باهام یوگا کار کنی،
‫یا می‌خوای دراز بکشی؟

17:14.291 --> 17:15.958
‫به این میگن شاواسانا.
‫یه مدل یوگاـه.

17:18.041 --> 17:20.125
‫چند جلسه با دکتر «مید» داشتی؟

17:20.208 --> 17:24.333
‫نمی‌دونم، احتمالا توی سه ماه
‫هفته‌ای یک بار بوده.

17:25.333 --> 17:27.833
‫دو بار ازش خواستم
‫هیپنوتیزم رو انجام بده.

17:27.916 --> 17:30.416
‫منصفانه نیست، منم می‌خوام
‫به ترس‌هام غلبه کنم.

17:30.500 --> 17:33.000
‫این چیز خوبیه. یعنی همین الآنش هم
‫به ترس‌هات غلبه کردی.

17:33.083 --> 17:35.541
‫ببخشیدا، ندیدی چقدر از عنکبوت می‌ترسم؟

17:36.958 --> 17:38.166
‫ولی خیلی بهت افتخار می‌کنم.

18:17.041 --> 18:18.375
‫خیلی خوبی.

18:48.625 --> 18:49.625
‫«جنیفر»؟

18:51.041 --> 18:53.000
‫- سلام.
‫- سلام.

18:53.083 --> 18:55.416
‫- مثل همیشه خوشگل شدی.
‫- مرسی. تو هم همینطور.

18:56.000 --> 19:00.000
‫چند هفته‌ای هست ندیدمت.
‫تو که... ازم دوری نمی‌کنی؟

19:00.083 --> 19:03.416
‫نه، نه، نه. فقط داشتم برنامه ریزی می‌کردم.
‫خیلی سرم شلوغ بود...

19:03.500 --> 19:04.958
‫- آره.
‫- اوه...

19:05.750 --> 19:06.791
‫کار رو گرفتم.

19:07.500 --> 19:09.541
‫- چی؟ جدی میگی؟
‫- آره، جدی.

19:09.625 --> 19:11.916
‫- البته من که شک نداشتم.
‫- فکر نمی‌کردی بتونم؟

19:12.000 --> 19:13.375
‫نه، من اصلا بهت شک نداشتم.

19:16.041 --> 19:18.833
‫می‌شه به عنوان تبریک
‫یه قهوه مهمونت کنم؟

19:21.791 --> 19:22.708
‫آره، باشه.

19:22.791 --> 19:23.875
‫- آره؟
‫- آره.

19:25.458 --> 19:30.041
‫با «جینا» یوگا انجام دادم،
‫و دیشب مدیتیشن انجام دادم.

19:30.125 --> 19:31.000
‫عالیه.

19:31.083 --> 19:34.666
‫فقط سه دقیقه بود، و تمام مدت به
‫گیاه‌های مُرده‌ام فکر کردم. ولی تونستم.

19:35.375 --> 19:37.500
‫- پیش‌رفت پذیر باش، نه کمال‌گرا.
‫- تو دیگه نباید اینو بگی.

19:37.583 --> 19:40.000
‫تو از اون آدمایی هستی که
‫ساعت 5 صبح بیدار می‌شه.

19:40.083 --> 19:42.083
‫- همه چیزت بی‌نقصه.
‫- به ندرت.

19:42.166 --> 19:45.666
‫و از اون آدم‌هایی هستی که
‫توی خلوتت با مشتری‌هات می‌پری.

19:51.916 --> 19:52.916
‫خیلی‌خب.

19:54.125 --> 19:55.125
‫میگم.

19:57.458 --> 20:00.416
‫من 46 سالمه.
‫تک فرزندم.

20:00.500 --> 20:06.125
‫یه بار ازدواج کردم با...
‫عشق زندگیم، «ایمی».

20:07.458 --> 20:11.125
‫خوشحال بودیم، ولی فوت کرد.

20:11.666 --> 20:13.333
‫خیلی متأسفم.

20:13.416 --> 20:14.958
‫یه مَثَلی هست که میگه...

20:15.041 --> 20:17.125
‫"اگه می‌خوای خدا رو بخندونی،
‫درمورد برنامه‌هات بهش بگو."

20:18.583 --> 20:21.166
‫ولی «جنیفر»، مهم‌ترین
‫چیزی که باید یادمون باشه...

20:21.250 --> 20:23.375
‫اینه که قربانی بودن انتخاب ما نیست،

20:24.000 --> 20:26.583
‫و ما می‌تونیم بذاریم مشکلاتمون
‫ما رو تعریف کنن،

20:27.083 --> 20:30.333
‫ما رو تصرف کنن،
‫یا می‌تونیم قبول کنیم...

20:30.416 --> 20:34.125
‫که ما توی این زندگی
‫توانایی های خارق‌العاده‌ای داریم...

20:35.208 --> 20:37.250
‫که می‌تونیم باهاش به هر
‫نتیجه‌ای که خواستیم برسیم.

20:38.583 --> 20:40.833
‫برای آینده خودمون.
‫اجازه هست؟

20:46.416 --> 20:47.291
‫مُژه بود.

20:47.375 --> 20:49.750
‫ممنون.

20:49.833 --> 20:52.125
‫خیلی‌خب، من زیاد از خودم گفتم...

20:52.208 --> 20:55.000
‫خب، آخرین باری که حرف زدیم،
‫تو با «برایان» درگیر بودی.

20:55.083 --> 20:56.166
‫اوضاع چطور شده؟

20:56.791 --> 20:58.791
‫نمی‌دونم. ازش دوری می‌کنم.

21:00.458 --> 21:02.791
‫وقتی «برایان» رو می‌بینی...

21:03.541 --> 21:05.041
‫واست سخته؟

21:05.958 --> 21:07.041
‫آره.

21:07.125 --> 21:09.625
‫تا حالا خواستی بهش بگی؟

21:12.291 --> 21:13.291
‫و بهش گفتی؟

21:15.083 --> 21:18.416
‫ممکنه اذیت بشه، چون ما هنوز
‫به همدیگه اهمیت می‌دیم.

21:20.333 --> 21:23.416
‫بذار یه پیشنهادی بدم،
‫می‌تونی قبول کنی یا نکنی،

21:23.500 --> 21:26.208
‫ولی بنظرم قبولش کردنش
‫کار عاقلانه‌ایه.

21:26.291 --> 21:27.333
‫خیلی‌خب.

21:27.833 --> 21:29.958
‫امشب «برایان» رو
‫واسه شام دعوت کن.

21:30.041 --> 21:31.791
‫- نه.
‫- چرا نه؟

21:31.875 --> 21:33.791
‫هزار تا دلیل دارم که چرا نه.

21:33.875 --> 21:37.125
‫باور کن. توی زمین خودت بازی می‌کنی.
‫می‌تونی یه غذای خوب درست کنی.

21:37.208 --> 21:39.833
‫بهش بگی یه سری مسائلی هست
‫که باید سرش صحبت کنید.

21:40.833 --> 21:42.750
‫از نظر من تصمیم خیلی خوبیه.

21:43.333 --> 21:46.791
‫البته آسون نیست.
‫حرف منم این نیست. ولی...

21:47.416 --> 21:48.416
‫ولی خوبه.

21:50.708 --> 21:51.708
‫چون، «جنیفر»...

21:53.375 --> 21:55.291
‫دیگه لازم نیست قربانی تو باشی.

22:07.291 --> 22:09.958
‫سلام، «برایان»ام.
‫پیامت رو خوندم.

22:10.041 --> 22:11.833
‫آره... میام.

22:12.375 --> 22:15.291
‫اگه خواستی چیزی بیارم
‫بهم بگو. می‌بینمت.

22:17.750 --> 22:18.790
‫[تماس ناشناس]

22:22.291 --> 22:23.291
‫الو؟

23:25.666 --> 23:28.791
‫هی، هی، هی!

23:28.875 --> 23:29.875
‫داروـت کجاست؟

23:31.208 --> 23:32.333
‫داروـت...

23:55.875 --> 23:56.875
‫سلام.

24:04.916 --> 24:06.750
‫یه اتفاق بود، «جن».

24:08.625 --> 24:11.125
‫منم نزدیک بود شب مهمونی بکشمش.

24:11.208 --> 24:12.666
‫تو بودی که متوجه شدی.

24:13.875 --> 24:15.500
‫چیزی ازش یادم نیست.

24:17.125 --> 24:19.791
‫- شاید توی شوک‌ای.
‫- نه، توی شوک نیستم.

24:20.291 --> 24:21.625
‫جدی میگم، من...

24:24.250 --> 24:26.000
‫یادمه توی مغازه بودم.

24:28.375 --> 24:30.500
‫و بعدش توی خونه، پشت میز بودم.

24:33.625 --> 24:37.458
‫بیا. من... من می‌رسونمت خونه.

24:44.333 --> 24:45.333
‫«برایان» چطوره؟

24:48.541 --> 24:49.541
‫ببخشید؟

24:51.875 --> 24:53.375
‫«برایان» رو میگم.
‫حالش چطوره؟

24:54.125 --> 24:55.333
‫مثل همیشه.

24:57.666 --> 25:00.000
‫- الآن چند وقت شده؟
‫- هشت روز.

25:05.458 --> 25:08.041
‫چیز دیگه‌ای از اون شب یادت میاد؟

25:11.750 --> 25:14.416
‫حالتی وجود داره که
‫من مقصر اتفاقی باشم

25:14.500 --> 25:16.250
‫که اون شب افتاد؟

25:17.791 --> 25:19.083
‫چرا اینو می‌پرسی؟

25:19.625 --> 25:21.666
‫چون نمی‌تونم بهش فکر نکنم.

25:23.250 --> 25:24.416
‫اون احساسی که داشت،

25:25.375 --> 25:26.916
‫گذر زمانی که حس نشد.

25:27.750 --> 25:29.458
‫مثل وقت‌هایی که اینجاـم.

25:31.666 --> 25:36.083
‫یادته وقتی اولین بار هیپنوتیزم‌درمانی رو
‫بهت پیشنهاد کردم چی گفتم؟

25:36.166 --> 25:41.166
‫که فقط تو قدرت اینو داری
‫که ناخودآگاهت رو کنترل کنی؟

25:42.833 --> 25:46.166
‫- آره، ولی...
‫- «جنیفر»، گوش کن.

25:47.500 --> 25:50.125
‫همه ما این زخم‌ها رو داریم،

25:51.041 --> 25:55.750
‫هرموقع بذاریم دنیا مارو هدایت کنه،
‫اون زخم‌ها چرک می‌کنن.

25:56.625 --> 26:01.708
‫ولی این یه انتخاب بر اساس
‫بعضی تصورات از پیش تعیین شده‌ست،

26:01.791 --> 26:05.458
‫که دنیا حتی می‌تونه
‫از همون اولش ما رو هدایت کنه.

26:06.791 --> 26:07.791
‫بهش میگن منیّت.

26:09.208 --> 26:11.833
‫منیّتی که از ترس میاد.

26:12.583 --> 26:13.583
‫متوجهی؟

26:15.375 --> 26:20.041
‫پس کاری که ما می‌کنیم
‫برای نابودی اون ترسه.

26:20.750 --> 26:23.791
‫ولی به محض اینکه
‫به کاری که می‌کنیم شک کنی،

26:24.375 --> 26:25.375
‫ترس برنده می‌شه.

26:27.166 --> 26:28.416
‫همینو می‌خوای؟

26:29.166 --> 26:30.416
‫که ترست برنده بشه؟

26:32.541 --> 26:33.541
‫نه.

26:35.708 --> 26:37.083
‫پس باید بهم اعتماد کنی...

26:39.083 --> 26:40.416
‫و این کارو ادامه بدی.

27:55.333 --> 27:57.066
‫[فهرست خرید:]
‫[روغن کنجد 1]

27:58.833 --> 27:59.833
‫الو؟

28:00.166 --> 28:01.458
‫«جنیفر»،

28:02.416 --> 28:03.416
‫طاقت بیار.

28:42.958 --> 28:45.541
‫البته، واقعا اتفاق ناگواریه،

28:45.625 --> 28:48.416
‫همینطور که این خانواده
‫بعد از دست دادن دخترشان گیج هستند.

28:48.500 --> 28:50.500
‫و همچنان اطلاعاتی
‫از پلیس به آنها داده نشده.

28:50.583 --> 28:52.958
‫و در پورتلند...
‫تحقیقاتی درمورد...

28:53.041 --> 28:55.291
‫مرگ دخترشان است.

28:55.375 --> 28:59.041
‫او اخیرا گزارشی مبنی
‫بر سوء استفاده روان‌پزشکش داده بود.

28:59.125 --> 29:02.125
‫که البته همین باعث می‌شه
‫کل پرونده تغییر کنه،

29:02.208 --> 29:06.333
‫همانطور که پلیس درحال حاضر
‫به دنبال اطلاعات بیشتر مبنی بر این است...

29:07.750 --> 29:10.250
‫این مبحث جنایت های تحت هیپنوتیزم

29:10.333 --> 29:12.375
‫برای دادگاه کیفری هم جدید است.

29:12.458 --> 29:14.541
‫درحال حاضر روان‌پزشکان...

29:23.916 --> 29:27.333
‫نمی‌دونم، «جن». فقط...
‫البته نگرانیت رو درک می‌کنم.

29:27.416 --> 29:31.375
‫چون خبر های خوشی رو هم نیاوردی،
‫ولی من... نمی‌فهمم ربطش چیه.

29:31.458 --> 29:33.583
‫نه، ببین. توی این مقاله نوشته شده،

29:33.666 --> 29:36.333
‫"آندریا بوون به خانواده‌اش گفت
‫که احساس می‌کنه گذر زمان حس نشده."

29:36.416 --> 29:39.916
‫برای منم دقیقا همین بود.
‫بعد زمانی که با دکتر «مید» ناهار خوردم،

29:40.000 --> 29:42.041
‫که خودش پیشنهاد داد
‫«برایان» رو واسه شام دعوت کنم.

29:42.125 --> 29:45.250
‫- چون انگار تو بزرگش کردی.
‫- به بررسی سابقه‌اش نگاه کن.

29:45.916 --> 29:47.166
‫سابقه‌های طرف رو نوشتی؟

29:47.250 --> 29:50.375
‫آره، ببین. تنها نشونی که داده
‫فقط دفتر خودشه.

29:50.458 --> 29:53.833
‫هیچ اقامتگاه خصوصی نداره، یا کارفرما،
‫یا بلیط‌های پرداخت نشده پارکینگ.

29:53.916 --> 29:56.750
‫طرف عملا یه روحه،
‫تا اینکه شیش ماه پیش...

29:56.833 --> 30:00.166
‫درست زمانی که مریض خودش،
‫گزارش سوء استفاده علیهش میده.

30:00.250 --> 30:02.541
‫و داشته شکنجه‌اش می‌کرده،
‫تعقیبش می‌کرده.

30:02.625 --> 30:04.875
‫سوء استفاده فیزیکی، احساسی.

30:04.958 --> 30:06.833
‫شاید زنه خُل بوده.

30:08.416 --> 30:10.291
‫این زن واسه زندگیش نگران بود،

30:10.875 --> 30:13.791
‫و سه روز بعد اینکه
‫گزارش رو صادر می‌کنه،

30:13.875 --> 30:14.791
‫میفته می‌میره.

30:14.875 --> 30:16.000
‫که علتش حمله قلبیه.

30:16.083 --> 30:19.333
‫اگه ماجرا فقط این نباشه چی؟

30:22.041 --> 30:25.375
‫- اگه کار اون باشه چی؟
‫- خیلی‌خب. دیگه اینش رو نیستم.

30:25.458 --> 30:29.625
‫مشاورها از هیپنوتیزم‌درمانی استفاده می‌کنن
‫که به مریض‌هاشون توی ترک سیگار کمک کنن.

30:29.708 --> 30:32.333
‫نه که وارد مغزشون بشن
‫و قلبشون رو خاموش کنن.

30:32.416 --> 30:35.708
‫- همچین چیزی وجود نداره.
‫- آره... ببین، منم همینو می‌گفتم.

30:35.791 --> 30:39.000
‫توی سوئد، یه گروه از نوجوون‌ها
‫برای فروش مواد هیپنوتیزم شدن.

30:39.083 --> 30:40.666
‫و تجربه همشون بی‌هوشی بوده.

30:40.750 --> 30:44.291
‫توی آلمان، «زبدای کنتور» هیپنوتیزم شد
‫تا سرقت انجام بده، و اونم گذر زمان رو...

30:44.375 --> 30:45.666
‫باشه، فهمیدم.

30:57.416 --> 30:59.875
‫و اینم مال شبیه
‫که با «برایان» بودم.

31:08.958 --> 31:10.625
‫بهم زنگ زد، «جینا».

31:12.041 --> 31:13.625
‫قبل اینکه بی‌هوش بشم.

31:14.958 --> 31:16.000
‫دکتر «مید»؟

31:19.000 --> 31:20.958
‫الآن همه چیز یادمه.

31:24.583 --> 31:26.291
‫من عمدا انجامش دادم، «جینا».

31:26.375 --> 31:29.291
‫ولی... ولی من نبودم.
‫کار...

31:29.375 --> 31:31.333
‫فقط کار من نبود.

31:34.041 --> 31:36.416
‫و فقط نشستم و نگاهش کردم.

31:39.666 --> 31:41.208
‫هیچ کاری نکردم.

31:42.166 --> 31:43.416
‫کمک خبر نکردم.

31:45.541 --> 31:48.958
‫حتی تکون نخوردم،
‫تا اینکه از اون حالت خارج شدم.

31:52.708 --> 31:54.666
‫من دیوونه نیستم.

31:58.000 --> 32:01.166
‫پس باید چی کار کنیم؟

32:08.625 --> 32:09.625
‫سلام.

32:10.458 --> 32:14.250
‫خیلی ممنون که توی این مدت کوتاه
‫تونستید ما رو ببینید، کارآگاه.

32:14.333 --> 32:17.416
‫- واقعا لطف کردین.
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟

32:17.500 --> 32:21.708
‫می‌خواستیم چند تا سوال درمورد
‫خانمی به اسم «آندریا بوون» بپرسیم.

32:22.750 --> 32:23.750
‫آها؟

32:25.083 --> 32:28.791
‫شیش ماه پیش، یه گزارش صادر کرد
‫علیه روان‌پزشکش، «کالین مید».

32:28.875 --> 32:31.083
‫خودم می‌دونم.
‫سوالتون چیه؟

32:31.166 --> 32:33.541
‫خانواده‌اش گفتن که
‫مرگش ناشی از حمله قلبی بود.

32:33.625 --> 32:36.541
‫ولی بعدش خواستن
‫تحقیق گسترده‌تر صورت بگیره.

32:37.333 --> 32:39.250
‫اصلا اون تحقیقات پیگیری شد؟

32:39.333 --> 32:40.583
‫واسه چی می‌پرسی؟

32:40.666 --> 32:43.250
‫چون دکتر «مید» مشاور ماـست.

32:45.750 --> 32:47.541
‫یه اتفاق عجیبی داره میفته.

32:49.041 --> 32:50.416
‫عجیب مثل چی؟

32:51.125 --> 32:52.375
‫من یه سری...

32:53.958 --> 32:54.875
‫خواب های عجیب دارم.

32:54.958 --> 32:56.708
‫ولی انگار خواب نیست.

32:57.375 --> 33:00.166
‫خانم «تامپسون»، شما با دکتر «مید»
‫جلسات هیپنوتیزم دارین؟

33:03.833 --> 33:05.916
‫یک هفته بعد مرگ «بوون»
‫«کالین مید» رو آوردیم

33:06.000 --> 33:07.458
‫تا ازش بازجویی کنیم.

33:08.166 --> 33:09.416
‫به هیچ‌جا نرسیدیم.

33:09.958 --> 33:11.541
‫من می‌خواستم بیشتر بگردم.

33:11.625 --> 33:14.125
‫یه حکم گرفتم.
‫سوابق بیمار هاش رو درآوردم.

33:14.208 --> 33:15.208
‫مهم نبود.

33:15.708 --> 33:17.250
‫تحقیقات همون روز لغو شد.

33:17.333 --> 33:20.333
‫گفتن حتی نمی‌تونن چیزی که
‫داشتیم رو ادامه بدیم.

33:20.416 --> 33:21.541
‫چرا؟

33:23.041 --> 33:25.750
‫«مید» هیپنوتیزم رو با
‫«آندریا» هم انجام می‌داد.

33:25.833 --> 33:28.958
‫جالبه. پلیس‌ها گاهی اوقات
‫شاهد های قدیمی رو میارن.

33:29.041 --> 33:32.291
‫تلاش می‌کنن چیزی رو
‫یادشون بیارن که قبلا دیدن.

33:32.791 --> 33:34.000
‫اگه کارساز باشه،

33:35.791 --> 33:37.541
‫توی دادگاه مدرک محسوب می‌شه،

33:38.458 --> 33:41.541
‫ولی اگه تو قربانی باشی،
‫بگی یه نفر با نیّت ناجور...

33:41.625 --> 33:45.708
‫داره روت هیپنوتیزم انجام میده،
‫همشون بهت می‌خندن.

33:45.791 --> 33:47.708
‫پس فکر نمی‌کنی علت مرگش
‫حمله قلبی باشه؟

33:51.250 --> 33:52.541
‫وای خدا!

33:57.625 --> 33:59.041
‫و اینم هست.

34:01.041 --> 34:03.333
‫تماس دریافتی از
‫یه شماره مسدود شده بود.

34:04.041 --> 34:06.875
‫- وقتی جوابش رو داد رفتارش عوض شد.
‫- سر منم همین اومد.

34:07.458 --> 34:08.708
‫داره چی کار می‌کنه؟

34:09.958 --> 34:11.541
‫تا حالا اسم "خاموشی" رو شنیدید؟

34:12.125 --> 34:13.125
‫نه.

34:13.875 --> 34:16.125
‫واکنش بدن انسان به
‫یک ترس شدیده.

34:16.916 --> 34:19.708
‫بدن فلج می‌شه،
‫تپش قلب بیشتر می‌شه،

34:19.791 --> 34:21.416
‫تنفس شدید تر می‌شه.

34:22.083 --> 34:23.708
‫ولی اگه زیادی ادامه پیدا کنه، می‌میرید.

34:25.416 --> 34:27.583
‫آره، شاید علت مرگش
‫حمله قلبی بوده باشه،

34:27.666 --> 34:31.333
‫ولی ناشی از چیزی بوده که
‫توی اون آسانسور دیده.

34:31.916 --> 34:33.375
‫حالا نظر منو می‌خوایید؟

34:36.541 --> 34:39.041
‫بنظرم باید یه مشاور جدید پیدا کنید.

34:47.083 --> 34:48.791
‫بعدا حرف می‌زنیم، خب؟

34:49.541 --> 34:50.541
‫باشه.

34:53.958 --> 34:54.958
‫«جن»؟

34:57.833 --> 34:59.416
‫اون هیپنوتیزمم کرد.

35:00.750 --> 35:01.750
‫چی؟

35:03.791 --> 35:04.791
‫کِی؟

35:05.208 --> 35:06.208
‫همین هفته.

35:07.083 --> 35:08.791
‫درمورد تو حرف زدیم، من...

35:09.958 --> 35:13.500
‫فقط... تو خیلی نگران بودی
‫که بلایی سر «برایان» نیاد،

35:13.583 --> 35:15.125
‫و بهم گفت...

35:15.208 --> 35:19.666
‫گفت که اشتباه می‌کرد و
‫ممکنه بنظرش کمکم کنه.

35:21.625 --> 35:23.000
‫اشکال نداره، چیزی نیست.

35:23.083 --> 35:25.416
‫کاری که کارآگاه «رالینز» گفت رو می‌کنیم.
‫ازش دور می‌مونیم.

35:31.083 --> 35:33.083
‫یه راهی پیدا می‌کنیم، باشه؟

35:43.291 --> 35:46.666
‫سلام، دکتر «مید»، «جنیفر تامپسون»ام.
‫می‌دونم تازه همدیگه رو دیدیم،

35:46.750 --> 35:50.208
‫ولی واسم سوال بود یه
‫قرار لحظه‌آخری می‌تونید واسم جور کنید؟

35:51.041 --> 35:53.166
‫وقتی تونستید باهام تماس بگیرید. ممنون.

36:15.375 --> 36:18.291
‫«جنیفر». بفرما داخل.

36:20.666 --> 36:24.083
‫- خوشحال شدم دیدم زنگ زدی.
‫- آره، ممنون که واسم یه جا پیدا کردین.

36:25.791 --> 36:30.250
‫مسئله خاصی بود که
‫بخوای درموردش حرف بزنی؟

36:31.125 --> 36:35.500
‫نه. نه... چیزی نبود، راستش.
‫فقط...

36:36.791 --> 36:38.166
‫اضطراب عمومی بود.

36:41.375 --> 36:44.833
‫«برایان» هنوز به‌هوش نیومده،
‫واسه همین سخت می‌گذره.

36:45.416 --> 36:46.416
‫آره.

36:48.500 --> 36:52.000
‫با خودم گفتم شاید
‫یکم هیپنوتیزم کمکم کنه؟

36:54.208 --> 36:55.208
‫البته.

36:57.125 --> 36:58.125
‫خیلی‌خب.

37:39.125 --> 37:40.565
‫[مدارک اداره پلیس]

37:53.666 --> 37:54.916
‫«لیلیان دورسی».

37:58.708 --> 38:00.916
‫تاریخ مرگ، 27 نوامبر 2019.

38:03.375 --> 38:06.833
‫دنبال «آدرین دورسی» می‌گردم.

38:06.916 --> 38:09.500
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم
‫از واحد پلیس پورتلند.

38:09.583 --> 38:13.083
‫مایلم اگه وقت دارید چند تا سوال
‫درمورد خواهرتون بپرسم.

38:13.166 --> 38:16.750
‫تاریخ مرگ، 15 ژوئن 2018. هیپنوتیزم.

38:16.833 --> 38:18.375
‫«آندریا بوون». هیپنوتیزم.

38:27.041 --> 38:29.541
‫مسئله خاصی بود که

38:29.625 --> 38:31.291
‫بخوای درموردش حرف بزنی؟

38:32.041 --> 38:35.333
‫با خودم گفتم شاید
‫یکم هیپنوتیزم کمکم کنه؟

38:36.125 --> 38:37.125
‫البته.

38:40.666 --> 38:41.708
‫«جنیفر»؟

38:42.291 --> 38:44.166
‫- بله؟
‫- توی ناخودآگاهتی؟

38:44.250 --> 38:45.791
‫- بله.
‫- خوبه.

38:46.458 --> 38:50.666
‫ازت چند تا سوال می‌پرسم،
‫و تو هم واقعیتش رو بهم میگی.

38:51.750 --> 38:54.083
‫امروز واقعا واسه چی اومدی منو ببینی؟

38:54.666 --> 38:55.666
‫که صدات رو ضبط کنم.

38:57.000 --> 38:59.000
‫الآن هم داری ضبط می‌کنی؟

38:59.083 --> 39:00.083
‫آره.

39:00.916 --> 39:03.750
‫و چرا داری صدامو ضبط می‌کنی؟

39:03.833 --> 39:07.250
‫چون می‌خواستم بشنوم
‫حین جلسات ما چه اتفاقی میفته.

39:07.333 --> 39:10.000
‫- مگه بهم اعتماد نداری؟
‫- نه.

39:13.375 --> 39:14.416
‫چرا نداری؟

39:16.000 --> 39:18.083
‫چون درمورد «آندریا بوون» می‌دونم.

39:19.083 --> 39:21.666
‫واسه همین امروز صبح
‫رفته بودی اداره پلیس؟

39:22.791 --> 39:23.791
‫بله.

39:25.625 --> 39:26.875
‫با «جینا» بودی.

39:28.625 --> 39:30.625
‫پس گمونم اون هم
‫همین چیز هارو می‌دونه.

39:31.125 --> 39:32.833
‫- بله.
‫- خب.

39:34.208 --> 39:35.750
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

39:43.083 --> 39:45.625
‫- داداش، ساعت چندو میگی؟
‫- بهش بگو که...

39:45.708 --> 39:48.083
‫نه، تا ساعت هفت نمی‌شه، داداش!

39:48.166 --> 39:50.750
‫- جدی میگم. قطع کن.
‫- قبل اینکه منو بکشه قطع می‌کنم.

39:52.500 --> 39:53.791
‫- دیدی؟
‫- نه، «جن»ـه!

39:54.375 --> 39:58.208
‫بگو سلام رسوندم! خبرشو بده.
‫آره، باشه، دمت گرم.

39:59.541 --> 40:02.291
‫سلام، بعدا بهت زنگ می‌زنم،
‫خریدار هر لحظه ممکنه زنگ بزنه.

40:03.583 --> 40:07.083
‫- «جینا». «جینا»، کجایی؟
‫- تو ماشین با «اسکات»ام.

40:07.166 --> 40:09.000
‫- سلام، «جنی».
‫- کجایی؟

40:09.083 --> 40:10.416
‫از خونه اومدیم بیرون.

40:10.500 --> 40:12.250
‫دور بزن برگرد تو خونه.

40:12.333 --> 40:13.833
‫- دارم میام پیشت.
‫- چی؟ چرا؟

40:13.916 --> 40:17.208
‫می‌شه فقط برگردی تو خونه؟
‫باید برگردی، گوش کن.

40:17.291 --> 40:20.375
‫- «جینا»...
‫- ببخشید، صدات قطع و وصل می‌شه.

40:21.625 --> 40:23.208
‫بفرما، زنگ زدن.
‫دوباره زنگ می‌زنم.

40:23.291 --> 40:27.000
‫نه، «جینا»! اون می‌دونه ما
‫رفتیم اداره پلیس. می‌دونه!

40:28.166 --> 40:29.166
‫«جینا»؟

40:30.541 --> 40:31.541
‫لعنت بهش!

40:43.166 --> 40:44.416
‫«جینا» هستم.

40:44.500 --> 40:46.416
‫«جینا»، دکتر «مید»ام.

40:46.500 --> 40:49.041
‫ببخشید مزاحم شدم،
‫ولی وقت داری حرف بزنیم؟

40:49.625 --> 40:51.291
‫من با «اسکات» توی ماشینم.

40:51.375 --> 40:54.541
‫حتی بهتر.
‫«جینا»، دنیا اینطوری تموم می‌شه.

40:56.625 --> 40:57.833
‫یعنی چی؟

41:04.791 --> 41:05.875
‫از روی من برش‌دار.

41:06.583 --> 41:07.708
‫چی؟

41:08.291 --> 41:09.291
‫«اسکات».

41:09.375 --> 41:10.875
‫«جینا».

41:13.666 --> 41:16.416
‫- چی رو بردارم؟
‫- برش‌دار، لطفا!

41:16.500 --> 41:18.541
‫چیو؟ چیزی که نیست.
‫چیو بردارم؟

41:18.625 --> 41:20.958
‫- برش‌دار! تروخدا!
‫- «جینا»، آروم باش، «جینا»!

41:21.041 --> 41:23.416
‫برش‌دار!

41:23.500 --> 41:24.500
‫«جینا»، آروم!

41:24.583 --> 41:27.208
‫برش‌دار! برش‌دار!

41:27.291 --> 41:29.166
‫نه!

43:04.666 --> 43:07.791
‫کارآگاه «رالینز»،
‫خوشحالم می‌بینمتون.

43:09.083 --> 43:10.250
‫ویسکی میل دارید؟

43:17.083 --> 43:19.625
‫«جینا کالمن» امشب توی
‫تصادف ماشین مُرد.

43:21.291 --> 43:22.291
‫چی؟

43:25.125 --> 43:27.541
‫- شوهرش هم مُرد.
‫- شوخیتون گرفته.

43:30.500 --> 43:31.708
‫وای خدا.

43:33.666 --> 43:35.125
‫چند وقت بود مریض شما بود؟

43:36.750 --> 43:38.416
‫نمی‌دونم، شاید...

43:40.250 --> 43:41.250
‫...هشت ماه؟

43:42.166 --> 43:46.750
‫- واسه چی میومد پیش شما؟
‫- بخاطر یه سری...

43:48.083 --> 43:50.625
‫مشکلات اضطراب اومده بود.

43:54.875 --> 43:58.333
‫شما روی «جینا»
‫هیپنوتیزم انجام دادین؟

43:58.416 --> 44:01.708
‫آره، اولین جلسه ما
‫هفته پیش بود.

44:01.791 --> 44:03.583
‫آروم شروع کردیم، می‌دونید؟

44:04.458 --> 44:06.791
‫- فوبیایی که داره رو کشف کردیم.
‫- کلاستروفوبیا؟
‫(ترس از مکان‌های تنگ)

44:06.875 --> 44:08.000
‫آراکنوفوبیا.
‫(ترس از عنکبوت)

44:10.083 --> 44:14.291
‫آخرین بیمار من که
‫کلاستروفوبیا داشت...

44:15.500 --> 44:18.583
‫خب، راستش «آندریا بوون» بود.

44:21.791 --> 44:23.583
‫می‌دونی وقتی بچه بودم
‫چی رو دوست داشتم؟

44:24.375 --> 44:25.375
‫پازل‌ها رو.

44:27.291 --> 44:30.375
‫مطمئنم یه ربطی به این داره
‫که چرا یه کارآگاه شدم.

44:31.291 --> 44:34.291
‫تیکه هارو می‌ذارم کنار هم،
‫یه الگو پیدا می‌کنم.

44:35.250 --> 44:36.708
‫کلیدش همیشه همین بود.

44:37.666 --> 44:38.666
‫الگو ها.

44:39.750 --> 44:42.416
‫امروز به پرونده چند تا
‫از مریض‌هاش شما نگاه انداختم.

44:43.750 --> 44:46.000
‫اون‌هایی که بعد مرگ «آندریا»
‫به دست آوردیم.

44:47.541 --> 44:50.208
‫با خانواده اونا حرف زدم،
‫و یه چیزی رو فهمیدم.

44:51.083 --> 44:52.083
‫یه الگو.

44:53.666 --> 44:56.208
‫شما روی همه بیمار هاتون
‫هیپنوتیزم انجام نمی‌دید.

44:58.166 --> 44:59.666
‫فقط روی چند تا از اونها.

45:01.333 --> 45:02.750
‫«آندریا بوون».

45:03.541 --> 45:04.875
‫«لیلیان دورسی».

45:05.541 --> 45:06.791
‫«مونا زور».

45:07.750 --> 45:10.000
‫اونا چند تا خصوصیات
‫فیزیکی مشترک دارن.

45:11.541 --> 45:13.708
‫و همه اونها از دنیا رفتن.

45:15.500 --> 45:16.791
‫متوجهش شده بودین؟

45:17.958 --> 45:18.958
‫متوجه این الگو؟

45:28.125 --> 45:30.250
‫«جینا کالمن» زیاد
‫با شیوه عمل شما کارساز نبود.

45:30.333 --> 45:33.291
‫بنظرم وقتی پای اون باز شد
‫یه چیز دیگه مد نظرت بود.

45:33.375 --> 45:37.125
‫مسئله بخصوصی هست که بخوای
‫امشب درموردش حرف بزنیم، «وید»؟

45:38.250 --> 45:40.583
‫چون اگه نیست، من دیگه باید برم.
‫دیروقت شده.

45:41.750 --> 45:43.333
‫کارآگاه «رالینز» هستم.

45:44.958 --> 45:47.416
‫- بابت ویسکی ممنون.
‫- اوه، «وید».

45:48.500 --> 45:51.291
‫هیپنوتیزم‌درمانی خیلی خوب
‫واسه بی‌خوابی جواب میده.

45:52.000 --> 45:54.125
‫می‌خوای امتحانش کنی؟
‫یه جلسه مجانی انجامش می‌دیم.

45:54.208 --> 45:56.416
‫فکر می‌کردم فقط
‫روی خانم ها انجامش میدی.

45:56.500 --> 45:58.041
‫این بار رو چشم‌پوشی می‌کنم.

46:21.916 --> 46:23.583
‫گوشیم خاموش شد،
‫وگرنه زنگ می‌زدم.

46:27.833 --> 46:29.750
‫درمورد دوستت شنیدم.

46:31.083 --> 46:35.833
‫فکر کردم می‌تونم مچش رو بگیرم.
‫که یه چیزی بگه، یا یه کاری بکنه.

46:37.000 --> 46:40.000
‫اونم توی ایستگاه بود.
‫داشت مارو تعقیب می‌کرد.

46:41.458 --> 46:42.583
‫باهوشه.

46:43.625 --> 46:44.958
‫همیشه یه قدم جلوتره.

46:46.125 --> 46:49.958
‫یه دلیلی داره که تا تو سوال نپرسیده بودی
‫هیپنوتیزم رو روی «جینا» انجام نداده بود.

46:50.708 --> 46:53.208
‫می‌دونست میری پیش اون.
‫اون خودش جزوی ازش بود.

46:54.416 --> 46:56.041
‫نباید خودتو سرزنش کنی، «جن».

46:56.666 --> 46:58.125
‫ولی چرا من؟

46:58.625 --> 46:59.750
‫اینش رو نمی‌دونم.

47:01.500 --> 47:04.208
‫ولی از زمانی که «آندریا»
‫سوال پرسید و بعدش مُرد،

47:04.833 --> 47:06.000
‫خیلی فاصله زمانی داشت.

47:07.333 --> 47:10.375
‫کارش با تو هنوز تموم نشده،
‫وگرنه تو هم مُرده بودی.

47:13.666 --> 47:17.666
‫اثر انگشتش رو گرفتم،
‫ببینم چیزی گیرم میاد یا نه.

47:18.833 --> 47:20.500
‫فردا چیز های بیشتری دستم میاد.

47:21.583 --> 47:22.583
‫ولی الآن...

47:23.583 --> 47:24.500
‫استراحت کن.

47:26.416 --> 47:27.416
‫کارآگاه.

47:28.458 --> 47:29.458
‫ممنون.

47:30.458 --> 47:31.916
‫یکم استراحت کن.

47:32.708 --> 47:34.166
‫صبح بهت زنگ می‌زنم.

48:05.958 --> 48:07.500
‫چیزی یادتون رفت؟

48:07.583 --> 48:08.500
‫سلام، «جنیفر».

48:11.916 --> 48:13.250
‫«جنیفر»، بس کن!

48:22.458 --> 48:25.916
‫لازم نیست از من بترسی.
‫فقط می‌خوام حرف بزنیم.

48:28.708 --> 48:32.291
‫مگه باهات چی کار کردم
‫که بهم اعتماد نداری؟

48:32.916 --> 48:33.916
‫ها؟

48:35.583 --> 48:36.791
‫بهش فکر کن.

48:37.541 --> 48:39.333
‫دعوتت کردم،
‫به حرفت گوش دادم.

48:40.000 --> 48:42.500
‫واقعا، باید دستم هم ببوسی.

48:43.833 --> 48:47.958
‫ازت پرسیدم که چی می‌خوای،
‫و سخت تلاش می‌کنم که بهت بدمش.

48:53.791 --> 48:57.708
‫اول «برایان» و «جینا» سد راه
‫رویا هات شدن.

48:57.791 --> 48:59.416
‫حالا هم «رالینز»؟

49:03.208 --> 49:05.541
‫نگران نباش.
‫ترتیبش رو میدم.

49:06.416 --> 49:10.208
‫هرکاری که می‌کنم، واسه خودته، «جنیفر».

49:12.250 --> 49:14.041
‫حالا می‌دونم کلی...

49:15.083 --> 49:18.708
‫...انتظار و پیش‌زمینه داره، ولی...

49:20.458 --> 49:22.541
‫رمانتیک بودن منم همینطوریه.

49:27.333 --> 49:30.000
‫تقریبا تموم شده.

49:34.291 --> 49:35.791
‫خیلی نزدیک شدی.

49:49.708 --> 49:51.291
‫زود می‌بینمت، خب؟

49:53.916 --> 49:55.958
‫اوه، «جنیفر»...

49:56.708 --> 49:58.416
‫آروم باش.

50:14.458 --> 50:15.958
‫بردار. بردار.

50:16.625 --> 50:18.500
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم...

50:18.583 --> 50:19.875
‫بجنب، بجنب.

50:45.083 --> 50:46.843
‫وقتی پلیس اثر انگشتش رو گرفت،

50:46.875 --> 50:50.416
‫هویت واقعیش مشخص شد.
‫اسمش رو عوض کرده بود.

50:50.500 --> 50:52.375
‫و واقعا کی بود؟

50:52.458 --> 50:55.416
‫یه قاتل. که توی
‫سه ایالت تحت تعقیب بود.

51:54.000 --> 51:56.500
‫امشب، در برنامه "پرونده‌های جنایی"،

51:56.583 --> 51:58.666
‫در پائیز سال 2014،

51:58.750 --> 52:02.875
‫«ویکتوریا ویلسون» هفده ساله،
‫در خانه‌ای حومه شهر...

52:02.958 --> 52:04.541
‫در میتاچن، نیوجرسی ناپدید شد.

52:04.625 --> 52:07.250
‫که باعث شد والدین،
‫و چهار خواهر و برادر کوچکترش،

52:07.333 --> 52:09.500
‫ناراحت و نگران شوند.

52:09.583 --> 52:14.416
‫سه روز بعد، جنازه‌اش در جنگلی
‫ در 300 مایلی خانه‌ـشان پیدا شد.

52:15.083 --> 52:17.541
‫چه بلایی سر «ویکتوریا ویلسون» افتاد؟

52:19.083 --> 52:21.125
‫«بیلی ادلر»، از مدرسه بازگشت

52:21.208 --> 52:23.916
‫و دید که مادرش پشت
‫میز ناهارخوری مُرده،

52:24.000 --> 52:25.500
‫به سرش شلیک شده.

52:25.583 --> 52:29.166
‫پلیس اذعان کرده که خودکشی بوده،
‫ولی «بیلی» می‌‌دونست که مادرش...

53:26.166 --> 53:28.666
‫نمی‌تونم بهشون بگم فکر می‌کنم
‫کار «مید» بوده.

53:29.333 --> 53:31.291
‫نمی‌دونن من دوباره
‫برگشتم سر این پرونده.

53:33.458 --> 53:35.208
‫واقعا عذر می‌خوام، «رالینز».

53:40.500 --> 53:41.583
‫خوندیش؟

53:44.833 --> 53:45.833
‫خب؟

53:47.458 --> 53:48.833
‫یه فکری دارم.

53:50.750 --> 53:53.666
‫وقتی من و «جینا» اومدیم پیشت،
‫یه چیزی درمورد این گفتی...

53:53.750 --> 53:56.750
‫که پلیس چطوری از
‫هیپنوتیزم استفاده می‌کنه.

53:58.000 --> 53:59.041
‫منظورت چی بود؟

54:00.708 --> 54:03.875
‫یکی با ماشین رد می‌شه،
‫شلیک می‌کنه و زود دور می‌شه.

54:05.208 --> 54:08.583
‫یه شاهد عینی ماشین رو دیده،
‫ولی پلاکش رو یادش نیست.

54:09.250 --> 54:11.750
‫خب، شاید توی خاطرشون هست.

54:12.291 --> 54:13.625
‫ولی خودآگاه نیست.

54:14.458 --> 54:18.791
‫اونارو می‌فرستیم پیش یه هیپنوتیست
‫که یه کاری کنه یادشون بیاد.

54:20.333 --> 54:22.041
‫و این می‌تونه مدرک باشه؟

54:22.125 --> 54:23.875
‫- گاهی اوقات.
‫- اگه اینکارو بکنیم چی؟

54:24.791 --> 54:28.541
‫چی می‌شه اگه منو بفرستی
‫پیش کسی که این کارو می‌کنه؟

54:28.625 --> 54:30.125
‫و بعد منو هیپنوتیزم کنه،

54:30.666 --> 54:33.333
‫و کاری کنه که جلساتم
‫با «مید» رو یادم بیاد.

54:34.000 --> 54:36.458
‫- هنوز ممکنه کافی نباشه.
‫- ولی گفتی...

54:36.541 --> 54:38.000
‫گفتم "بعضی وقتا".

54:39.375 --> 54:41.875
‫می‌دونی چقدر سخته که
‫به یه نفر اتهام قتل بزنی،

54:42.583 --> 54:43.708
‫و اونا محکومش کنن؟

54:43.791 --> 54:47.083
‫ولی دیشب پیش من اعتراف کرد
‫که مسئول مرگ «برایان» و «جینا»ـست.

54:47.166 --> 54:49.333
‫- این حرفش رو ضبط کردی؟
‫- و گفت که قراره بیاد دنبال تو...

54:49.416 --> 54:50.416
‫«جن».

54:51.541 --> 54:55.208
‫با تمام چیز هایی که داریم،
‫بقیه قربانی‌ها، این الگو...

54:56.875 --> 54:59.833
‫یه نقشه‌ای داره.
‫می‌دونم داره.

55:00.375 --> 55:03.250
‫نمی‌دونم نقشه‌اش چیه،
‫ولی از حرف‌هایی که دیشب می‌زد...

55:06.291 --> 55:07.291
‫لطفا.

55:09.666 --> 55:10.916
‫فقط می‌خوام امتحانش کنم.

55:41.041 --> 55:42.333
‫لطفا به هوش بیا.

55:53.166 --> 55:54.541
‫با «جینا» بودی.

55:55.958 --> 55:57.916
‫پس گمونم اون هم
‫همین چیز هارو می‌دونه.

55:58.416 --> 55:59.875
‫- بله.
‫- خب.

56:01.500 --> 56:03.625
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

56:04.583 --> 56:07.291
‫تمام نگرانی‌هات رو درنظر می‌گیرم.

56:09.250 --> 56:10.791
‫و همینجا قطعش می‌کنه.

56:13.750 --> 56:14.750
‫«جن».

56:15.916 --> 56:19.166
‫واقعا چقدر درمورد
‫هیپنوتیزم‌درمانی می‌دونی؟

56:19.250 --> 56:20.875
‫زیاد نمی‌دونم.

56:20.958 --> 56:23.333
‫خب، این ابزار شدیدا قدرتمندیه.

56:24.708 --> 56:27.500
‫وقتی با دقت و صداقت انجام بشه،

56:27.583 --> 56:29.500
‫می‌تونه پیامد های خوبی داشته باشه.

56:30.666 --> 56:33.583
‫ولی دست آدم اشتباه،
‫هیپنوتیزم می‌تونه خطرناک باشه.

56:42.000 --> 56:43.416
‫چه احساسی داری؟

56:43.500 --> 56:47.375
‫من درحال حاضر...

56:47.458 --> 56:51.166
‫مشکل اعتماد به حرفه شما رو دارم.

56:53.625 --> 56:56.791
‫«جن»، درک می‌کنم حرفم
‫ارزش زیادی نداره،

56:57.791 --> 56:59.416
‫ولی می‌تونی بهم اعتماد کنی.

57:00.833 --> 57:02.375
‫من از اون خوباش هستم.

57:03.416 --> 57:05.333
‫و فقط قراره یه نگاهی بندازم.

57:06.666 --> 57:11.208
‫که فقط ببینم ناخودآگاهت چه چیزی
‫از جلساتت با دکتر «مید» حفظ کرده.

57:21.416 --> 57:23.708
‫روی صدای میزانه‌شمار تمرکز کن.

57:24.583 --> 57:25.833
‫توی ذهنت تکرارش کن.

57:28.000 --> 57:30.375
‫و احساس کن که بدنت داره...

57:30.958 --> 57:33.333
‫جزوی از مبل می‌شه.

57:33.416 --> 57:36.083
‫می‌خوام همه چیز رو رها کنی.

57:37.666 --> 57:41.875
‫که دنیای اطرافت
‫سرعتش کم می‌شه.

57:51.666 --> 57:54.166
‫«جن»، صدامو می‌شنوی؟

57:54.250 --> 57:55.250
‫بله.

57:55.791 --> 57:59.041
‫حالا می‌خوام هرچیزی که
‫از جلساتت با «کالین مید»...

57:59.125 --> 58:02.500
‫به خاطر داری، بهم بگی.

58:08.375 --> 58:09.375
‫«جن»؟

58:14.250 --> 58:15.625
‫«جن»، بیدار شو.

58:15.708 --> 58:16.750
‫«جنیفر»!

58:18.708 --> 58:21.333
‫می‌خوام به صدای من گوش بدی،

58:21.416 --> 58:23.750
‫و فورا برگردی به این اتاق!

58:28.833 --> 58:31.750
‫استاد من یه روان‌پزشک بود.

58:31.833 --> 58:33.166
‫دکتر «زیویر سالیوان».

59:19.583 --> 59:21.666
‫«جنیفر»، بیدار شو!

59:27.000 --> 59:28.000
‫چی شد؟

59:30.000 --> 59:32.416
‫دکتر «گراهام»، چی شد؟

59:40.041 --> 59:42.083
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

59:44.208 --> 59:46.375
‫حتما داخل روانت یه جور...

59:47.583 --> 59:48.583
‫ایمن سازی کرده.

59:48.666 --> 59:49.750
‫ایمن سازی چیه؟

59:49.833 --> 59:52.333
‫محض اینکه کسی نخواد
‫کاری که ما کردیم رو بکنه.

59:53.541 --> 59:55.208
‫و امکان نداره که من بفهمم

59:55.291 --> 59:58.833
‫چند تا تأثیر پساهیپنوتیزمی
‫جای‌گذاری کرده.

01:00:01.208 --> 01:00:03.541
‫و هر لحظه احتمال داره که فعال بشن.

01:00:14.500 --> 01:00:15.791
‫یه چیزی یادم اومد.

01:00:19.541 --> 01:00:20.708
‫یه خونه‌ای بود.

01:00:27.083 --> 01:00:28.883
‫[زیویر سالیوان]
‫[1010 "هون"]

01:00:33.041 --> 01:00:34.250
‫امروز چندمه؟

01:00:35.083 --> 01:00:36.208
‫ششمه.

01:00:43.000 --> 01:00:45.125
‫- باید برم.
‫- نه، صبر کن.

01:00:47.916 --> 01:00:50.208
‫یه چیز دیگه هست
‫که می‌تونم امتحان کنم.

01:00:50.291 --> 01:00:52.416
‫ببین، نمی‌تونم تمام اونها رو حذف کنم،

01:00:52.500 --> 01:00:56.416
‫ولی شاید بتونم چند تا
‫از مال خودم جای‌گذاری کنم.

01:00:57.958 --> 01:00:59.458
‫مثل یه ضربت متقابل؟

01:01:02.083 --> 01:01:03.083
‫دقیقا.

01:01:05.750 --> 01:01:08.416
‫به خدا قسم، این بار آخریه
‫که اینکارو می‌کنم.

01:01:18.333 --> 01:01:19.933
‫[1010 "هون" پورتلند]

01:01:26.417 --> 01:01:27.617
‫[زیویر سالیوان]

01:01:29.375 --> 01:01:32.192
‫[چرا دکتر زیویر سالیوان]
‫[قصد نداره بازنشست بشه.]

01:01:33.250 --> 01:01:34.690
‫[هیپنوتیزم‌درمانی]

01:01:35.000 --> 01:01:36.000
‫[سی.آی.ای]

01:01:37.292 --> 01:01:38.812
‫[پروژه ام.کی آلترا]

01:01:41.083 --> 01:01:42.763
‫[جای‌گذاری خاطرات اشتباه]

01:01:43.042 --> 01:01:44.042
‫[کنترل ذهن]

01:01:47.875 --> 01:01:49.541
‫«رالینز»، کارساز نبود.

01:01:49.625 --> 01:01:53.000
‫ولی متوجه شدم که «مید» یه استاد
‫به اسم «زیویر سالیوان» داشته.

01:01:53.083 --> 01:01:53.916
‫خیلی‌خب.

01:01:54.000 --> 01:01:56.708
‫تاحالا اسم پروژه
‫"ام.کی آلترا" به گوشت خورده؟

01:01:56.791 --> 01:01:59.375
‫آره، یه پروژه سی.آی.ای
‫تو دهه 60 بوده.

01:01:59.458 --> 01:02:02.958
‫خب، «سالیوان» یه هیپنوتیسته.
‫و سی.آی.ای استخدامش کرد

01:02:03.041 --> 01:02:05.958
‫تا از طریق هیپنوتیزم خاطرات
‫غیرواقعی تو سر مردم بذاره.

01:02:06.041 --> 01:02:07.708
‫نشونی‌اش رو گیر آوردم.
‫دارم میرم ببینمش.

01:02:07.791 --> 01:02:09.583
‫نه، «جن».
‫فکر خوبی نیست.

01:02:09.666 --> 01:02:12.583
‫ببین، بنظرم یه چیزی درمورد
‫«مید» می‌دونه که به کار ما میاد.

01:02:12.666 --> 01:02:14.726
‫- فقط صبر کن بیام.
‫- وقت نداریم.

01:02:14.750 --> 01:02:16.708
‫«جن»! «جن»!

01:03:03.750 --> 01:03:05.166
‫آقای «سالیوان»؟

01:03:13.666 --> 01:03:14.666
‫آهای؟

01:03:23.416 --> 01:03:24.750
‫کسی خونه نیست؟

01:03:37.791 --> 01:03:39.250
‫آقای «سالیوان»؟

01:03:57.291 --> 01:03:58.541
‫خدایا.

01:03:59.208 --> 01:04:00.833
‫انگار خیالاته، مگه نه؟

01:04:02.750 --> 01:04:05.583
‫زنم خیلی خانم خوشگلی بود،

01:04:06.625 --> 01:04:08.458
‫ولی تو هم هستی، «جنیفر».

01:04:09.833 --> 01:04:12.250
‫- متوجه نمی‌شم.
‫- «زیویر» پدر من بود.

01:04:14.000 --> 01:04:15.583
‫وقتی مُرد اینجا رو گذاشت برای من.

01:04:18.583 --> 01:04:19.583
‫«جنیفر».

01:04:19.666 --> 01:04:21.125
‫- نه، صبر کن.
‫- بخواب.

01:04:29.416 --> 01:04:30.291
‫«رالینز»ام.

01:04:30.375 --> 01:04:33.166
‫سلام، «رالینز»، نتیجه اثر انگشتی
‫که روی قاشق بود رو درآوردیم.

01:04:33.250 --> 01:04:35.708
‫متعلق به مردی هستن
‫به اسم «جولیان سالیوان».

01:04:36.333 --> 01:04:37.583
‫اطلاعاتش رو واست گذاشتم.

01:04:47.875 --> 01:04:50.166
‫با «جن تامپسون» تماس گرفتید.
‫لطفا پیام بذارید.

01:04:51.500 --> 01:04:53.250
‫حرومزاده!

01:05:12.833 --> 01:05:15.625
‫- «جن»، کجایی؟
‫- «رالینز»، خونه «مید» بود.

01:05:15.708 --> 01:05:18.750
‫- اسم واقعیش «سالیوان»ـه.
‫- «جن»، بگو کجایی.

01:05:18.833 --> 01:05:20.458
‫منو آورده توی دفترش.

01:05:21.083 --> 01:05:23.541
‫- خودش کجاست.
‫- در قفله! نمی‌دونم!

01:05:23.625 --> 01:05:26.625
‫چند تا واحد می‌فرستم اونجا! تاکسی!

01:05:26.708 --> 01:05:28.541
‫برو کنار! برو!

01:05:36.500 --> 01:05:37.541
‫حالت چطوره؟

01:05:40.125 --> 01:05:42.375
‫«جنیفر»، بیا بشین.

01:06:01.000 --> 01:06:02.000
‫می‌دونی...

01:06:03.791 --> 01:06:06.625
‫هیچ‌وقت اولین باری که
‫دیدمت رو یادم نمیره.

01:06:09.916 --> 01:06:12.500
‫- منو در جریان بذار.
‫- وارد ساختمون شدیم، قربان.

01:06:15.625 --> 01:06:17.500
‫تو شبیهش‌ای،

01:06:18.166 --> 01:06:19.375
‫مثل اون راه میری،

01:06:20.833 --> 01:06:22.291
‫حتی بوی اونو میدی.

01:06:23.625 --> 01:06:26.041
‫هیچی مثل بوی یک زن نیست.

01:06:27.083 --> 01:06:29.916
‫همین که می‌گیریش، فقط...

01:06:32.083 --> 01:06:33.333
‫اینطوری می‌شی.

01:06:34.625 --> 01:06:35.500
‫خاطرات.

01:06:38.583 --> 01:06:39.583
‫یالا.

01:06:48.458 --> 01:06:50.458
‫به طرف سوئیت.

01:06:51.875 --> 01:06:53.166
‫چند نفر دیگه هم بودن،

01:06:53.875 --> 01:06:55.750
‫اول بنظر می‌اومد خودشون باشن،

01:06:55.833 --> 01:06:58.083
‫ولی درنهایت،

01:06:59.041 --> 01:07:00.583
‫اونی که باید نبودن.

01:07:02.958 --> 01:07:03.958
‫رسیدیم پشت در.

01:07:04.833 --> 01:07:06.541
‫منتظر چی هستین؟ برید داخل!

01:07:07.166 --> 01:07:09.458
‫البته دلیلش رو الآن می‌فهمن.

01:07:10.125 --> 01:07:11.375
‫اونا نزدیک به بی‌نقص بودن.

01:07:12.583 --> 01:07:13.666
‫ولی تو خود بی‌نقصی.

01:07:13.750 --> 01:07:14.875
‫برو! برو!

01:07:21.250 --> 01:07:23.416
‫و الآن تورو برای خودم دارم.

01:07:24.333 --> 01:07:25.500
‫با شمارش من.

01:07:28.041 --> 01:07:29.083
‫«جنیفر».

01:07:32.291 --> 01:07:33.791
‫دیگه می‌تونی بیدار شی.

01:07:45.083 --> 01:07:46.166
‫من کجام؟

01:07:48.541 --> 01:07:49.541
‫توی خونه‌ای.

01:07:59.208 --> 01:08:03.041
‫- قربان، هیچ‌کس اینجا نیست.
‫- یعنی چی هیچ‌کس اونجا نیست؟

01:08:03.125 --> 01:08:04.916
‫دفتر خالیه، قربان.

01:08:08.208 --> 01:08:09.708
‫خودش می‌خواست بهم زنگ بزنه.

01:08:10.333 --> 01:08:12.166
‫کارآگاه «وید رالینز» به مخابر.

01:08:12.250 --> 01:08:14.666
‫برای من نشونی اقامتگاه
‫«زیویر سالیوان» رو دربیار.

01:08:14.750 --> 01:08:16.541
‫دریافت شد.

01:08:30.416 --> 01:08:32.208
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

01:08:33.083 --> 01:08:34.083
‫می‌دونم.

01:08:35.666 --> 01:08:38.500
‫خوشم نیومد دوباره
‫شروع کردی ناخن می‌خوری.

01:08:41.291 --> 01:08:42.666
‫باید روش کار کنیم.

01:08:45.333 --> 01:08:46.916
‫این اتاق رو می‌شناسم.

01:08:48.875 --> 01:08:50.833
‫امیدوار بودم بشناسیش.

01:08:51.958 --> 01:08:53.250
‫خواب نمی‌دیدم.

01:09:02.291 --> 01:09:04.708
‫اونا خاطرات تو با اون بودن.

01:09:05.708 --> 01:09:07.291
‫خاطرات مورد علاقه‌ام.

01:09:09.166 --> 01:09:11.333
‫اونا رو گذاشتی تو سر من.

01:09:12.416 --> 01:09:14.583
‫چون می‌خواستی جایگزینش کنی.

01:09:15.291 --> 01:09:16.916
‫قدرت هیپنوتیزم.

01:09:20.708 --> 01:09:23.708
‫خاطره‌ای که توی ذهن گذاشته شده،

01:09:24.208 --> 01:09:27.125
‫اگه با دقت و ظرافت انجام داده بشه،

01:09:27.708 --> 01:09:31.000
‫تبدیل به یک واقعیت جدید می‌شه.

01:09:31.083 --> 01:09:32.833
‫یه زندگی جدید.

01:09:32.916 --> 01:09:35.916
‫یکی رو وادار کنی فکر کنه
‫کسیه که نیست، یا...

01:09:36.583 --> 01:09:38.833
‫می‌دونی، یه نفر رو
‫از سر تا پا فلج کنی.

01:09:38.916 --> 01:09:41.458
‫همه‌اش با یه پیشنهاد ساده.

01:09:42.166 --> 01:09:44.125
‫استادم بهم یاد داد وقتی...

01:09:44.625 --> 01:09:47.208
‫- خدایا، چقدر جوون بودم.
‫- پدرت؟

01:09:47.291 --> 01:09:50.500
‫"پدر"، "استاد"، برای یه
‫پسر جوون فرقی نداره.

01:09:51.958 --> 01:09:53.125
‫تو دیوونه‌ای.

01:10:08.250 --> 01:10:09.666
‫من دیوونه نیستم.

01:10:18.958 --> 01:10:20.833
‫جفتمون یه چیز رو می‌خواییم.

01:10:27.125 --> 01:10:28.791
‫ما زخم‌های مشترک داریم.

01:10:33.458 --> 01:10:37.333
‫تو «برایان» و «دنیل» رو از دست دادی.

01:10:38.375 --> 01:10:39.750
‫من «ایمی» رو از دست دادم.

01:10:40.708 --> 01:10:43.041
‫و زندگی‌ای که فکر می‌کردم با هم داشتیم.

01:10:46.625 --> 01:10:48.458
‫ما این جا های خالی رو پر می‌کنیم.

01:10:50.000 --> 01:10:51.083
‫اینطوری کن.

01:10:54.458 --> 01:10:58.041
‫و حالا، مورد بزرگ پایانی...

01:11:00.541 --> 01:11:01.708
‫تکون نخور.

01:11:23.958 --> 01:11:26.625
‫احیانا یادت نیست
‫امروز چندمه، نه؟

01:11:29.875 --> 01:11:31.375
‫حالا می‌دونی چرا
‫انقدر منتظر بودم.

01:11:34.500 --> 01:11:35.833
‫سالگرد ازدواجمون.

01:11:37.166 --> 01:11:38.375
‫گفته بودم که...

01:11:39.750 --> 01:11:42.666
‫آدم رمانتیکی‌ام.

01:12:00.458 --> 01:12:01.875
‫خود خودشی.

01:12:03.833 --> 01:12:05.708
‫عروس قشنگ من.

01:12:09.875 --> 01:12:10.958
‫تو بی‌نقصی.

01:12:24.833 --> 01:12:28.125
‫- نه.
‫- «جنیفر»، ول نکن.

01:12:29.458 --> 01:12:31.791
‫«رالینز»!

01:12:35.333 --> 01:12:36.375
‫«جن»!

01:12:36.458 --> 01:12:38.833
‫«رالینز»! «رالینز»، من اینجام.

01:12:38.916 --> 01:12:41.416
‫- اون کجاست؟
‫- از در پشتی رفت.

01:12:41.500 --> 01:12:44.125
‫من گیر کردم. باید کمکم کنی.
‫- در قفله.

01:12:48.333 --> 01:12:50.458
‫«جن»، گوش کن.

01:12:51.083 --> 01:12:53.333
‫باید برم پیداش کنم،
‫تو چیزیت نمی‌شه.

01:12:53.416 --> 01:12:55.500
‫چی؟ نه، نه، نه!
‫«رالینز»، نرو!

01:12:55.583 --> 01:12:58.708
‫تروخدا نرو! نباید بری!
‫تروخدا نرو!

01:13:15.833 --> 01:13:18.875
‫خیلی‌خب، بجنب!
‫تمرکز کن. تمرکز.

01:13:42.500 --> 01:13:46.250
‫چیزیم نیست. من خوبم.

01:15:22.125 --> 01:15:23.208
‫«رالینز»!

01:15:23.708 --> 01:15:25.583
‫«جن»، اسلحه!

01:15:26.250 --> 01:15:28.166
‫«جنیفر»، بخواب!

01:16:11.666 --> 01:16:14.041
‫«جن»؟ «جن»؟

01:16:14.125 --> 01:16:16.708
‫«رالینز»ام. بیدار شو، «جن».

01:16:17.208 --> 01:16:19.958
‫آفرین، بیدار شو. نه.

01:16:20.041 --> 01:16:21.291
‫- حالت خوبه.
‫- نه.

01:16:21.375 --> 01:16:23.708
‫- اون کجاست؟ کجاست؟
‫- رفته.

01:16:24.166 --> 01:16:25.916
‫تموم شد. حالت خوبه.

01:16:26.750 --> 01:16:28.875
‫پشتیبانی رو خبر کردم.
‫زود می‌رسن اینجا.

01:16:31.125 --> 01:16:32.208
‫حالت خوبه.

01:16:33.166 --> 01:16:34.166
‫تو...

01:16:34.541 --> 01:16:36.000
‫خوشگل شدی.

01:16:38.541 --> 01:16:40.041
‫- شرمنده.
‫- عیب نداره.

01:16:50.125 --> 01:16:51.291
‫- بیا.
‫- ممنون.

01:16:51.791 --> 01:16:54.833
‫بیا. بخواب.

01:16:58.041 --> 01:16:59.458
‫حالت خوب می‌شه.

01:17:02.375 --> 01:17:03.875
‫قول میدم، عزیزدلم.

01:17:10.166 --> 01:17:11.166
‫«جن».

01:17:12.750 --> 01:17:14.583
‫توی صدایی که واسم پخش کردی،

01:17:15.291 --> 01:17:18.208
‫دکتر «مید» صدات زد "عزیزدلم".

01:17:18.291 --> 01:17:20.291
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

01:17:20.916 --> 01:17:24.875
‫اگه تحت هر حالتی از
‫پساهیپنوتیزم...

01:17:24.958 --> 01:17:30.583
‫توسط دکتر «کالین مید» بودی،
‫و بهت گفت "عزیزدلم"،

01:17:32.125 --> 01:17:33.708
‫تمام گیرنده‌هایی...

01:17:33.791 --> 01:17:37.416
‫که توی سرت گذاشته رو نادیده بگیر.

01:17:38.000 --> 01:17:40.791
‫و بعد جهان اطرافت رو...

01:17:40.875 --> 01:17:42.791
‫به شکلی که هست ببین.

01:17:52.000 --> 01:17:53.125
‫«مید»؟

01:17:55.208 --> 01:17:56.875
‫من عزیزدلت نیستم.

01:18:00.291 --> 01:18:02.791
‫- نه!
‫- نه، نه، نه.

01:18:12.041 --> 01:18:13.500
‫«رالینز».

01:18:13.583 --> 01:18:15.625
‫خدایا! خدایا.

01:18:15.708 --> 01:18:18.333
‫هی، هی! بیدار شو!
‫لطفا بیدار شو.

01:18:22.416 --> 01:18:24.458
‫- بجنب.
‫- قوزک.

01:18:25.166 --> 01:18:26.166
‫چی؟

01:18:26.750 --> 01:18:28.041
‫«جنیفر»!

01:18:28.125 --> 01:18:29.291
‫قوزک.

01:18:31.875 --> 01:18:32.875
‫بیا اینجا!

01:18:54.041 --> 01:18:54.875
‫هی.

01:18:54.958 --> 01:18:57.291
‫نه، نه، نه! هی!

01:18:57.375 --> 01:18:59.208
‫اینجا. منو ببین، منو ببین.

01:18:59.291 --> 01:19:01.166
‫منو ببین. منو ببین.

01:19:01.250 --> 01:19:03.541
‫آفرین، همینه.
‫حالت خوبه.

01:19:04.125 --> 01:19:06.458
‫- بهم شلیک کردی.
‫- عذر می‌خوام.

01:19:06.541 --> 01:19:10.875
‫بیدار بمون، آره، همینه.
‫چیزیت نیست. حالت خوب می‌شه.

01:19:10.958 --> 01:19:14.125
‫فقط بیدار بمون، باشه؟

01:19:14.208 --> 01:19:18.708
‫شنیدم. صدای آژیر شنیدم.
‫دارن میان. چیزی نیست.

01:19:18.791 --> 01:19:21.208
‫حالت خوب می‌شه.
‫حالت خوب می‌شه.

01:19:43.792 --> 01:19:46.150
‫[یک ماه بعد]

01:19:46.541 --> 01:19:49.500
‫بنظرم عالیه. دوشنبه موقع جلسه گروه
‫به نمایش می‌ذاریمش.

01:19:49.583 --> 01:19:51.000
‫ولی من عجیب عاشقش شدم.

01:19:51.958 --> 01:19:53.708
‫آها. عالی بود، «تیف».

01:19:54.500 --> 01:19:55.916
‫آره، اونجا می‌بینمت.

01:20:02.083 --> 01:20:04.041
‫این بار دیگه اسباب کشی می‌کنم.

01:20:04.875 --> 01:20:07.625
‫از خونه جدیدم خوشت میاد.
‫مجبور نیستی، درک می‌کنم.

01:20:07.708 --> 01:20:09.875
‫توی موارد خودت
‫خیلی خاص انتخاب می‌کنی.

01:20:16.041 --> 01:20:17.208
‫ببخشید.

01:20:19.458 --> 01:20:20.958
‫ببخشید که رفتم.

01:20:23.333 --> 01:20:25.708
‫ببخشید که کنار تو ناراحت نبودم.

01:20:27.708 --> 01:20:31.000
‫ببخشید که فکر کردم
‫از دست دادن «دنیل»،

01:20:31.625 --> 01:20:33.583
‫برای من از تو سخت‌تر بود.

01:20:34.166 --> 01:20:36.500
‫و می‌دونم اتفاقی که افتاد
‫تقصیر من نیست.

01:20:36.583 --> 01:20:38.916
‫حالا هرچقدر هم خودمو مقصر بدونم.

01:20:43.333 --> 01:20:47.375
‫ولی اتفاقی که بین ما افتاد، تقصیر خودمه.

01:20:51.708 --> 01:20:54.125
‫و برای همین واقعا معذرت می‌خوام.

01:21:03.708 --> 01:21:05.791
‫دکتر ها میگن نتایج
‫آزمایش‌هات امیدبخش بوده.

01:21:06.375 --> 01:21:07.833
‫واقعا خبر خوبیه.

01:21:09.708 --> 01:21:12.250
‫و وقتی هم که بیدار بشی،
‫من همینجا منتظر می‌مونم.

01:21:27.791 --> 01:21:30.041
‫ترفیع شما رو تسلیت میگم.

01:21:30.708 --> 01:21:32.166
‫هیچی نشده پشیمون شدم.

01:21:32.708 --> 01:21:36.750
‫من تنهات گذاشتم، ولی...
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم.

01:21:37.250 --> 01:21:38.291
‫بابت همه چیز.

01:21:39.583 --> 01:21:41.875
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت، ولی...

01:21:43.416 --> 01:21:45.375
‫فکر می‌کردم بالأخره
‫سر و کله‌ات پیدا بشه.

01:21:47.375 --> 01:21:49.041
‫نشونه قدردانی من.

01:21:50.875 --> 01:21:52.291
‫مراقب خودت باش، خب؟

01:22:20.333 --> 01:22:21.416
‫قشنگ بود.

01:22:25.042 --> 01:22:32.775
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
AvaMovie.in
