WEBVTT

01:00.276 --> 01:14.677
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in

01:20.053 --> 01:23.520
بر اساس داستاني واقعي

01:26.053 --> 01:28.522
نيويورک، سال 1929

01:30.053 --> 01:42.522
.:: Samir Brad & m@hsa :مترجمين ::.

03:11.064 --> 03:13.532
.ممکنه بخواين اين يکي رو بخونين

03:13.534 --> 03:14.933
.خواهشا بگو که فاصله بين خط هاش زياده

03:14.935 --> 03:16.068
.نه متاسفانه

03:16.070 --> 03:17.903
از کجا گرفتيش؟

03:17.905 --> 03:20.773
زني به اسم ِ«آلين برنستاين»؛
طراح صحنه؟

03:20.775 --> 03:23.943
نويسنده، تحت حمايت اونه

03:23.945 --> 03:26.379
.تمام ِانتشاراتي هاي شهر تا حالا دست رد به سينه اش زدن

03:27.114 --> 03:28.349
حالا خوب هست؟

03:28.351 --> 03:29.016
خوب؟

03:29.918 --> 03:30.784
نه

03:31.586 --> 03:32.486
.ولي خاصه

03:35.090 --> 03:36.990
.يه نگاه سريع ميندازم

03:36.992 --> 03:38.760
.ممنون، مکس
.مديونت ميشم

03:59.150 --> 04:02.552
!شماره 602 به مقصد نيوکينان، آخرين اعلان

04:09.728 --> 04:12.563
.«عصر بخير، «پيت
.«آماده ي حرکته، آقاي «پرکينز

04:49.105 --> 04:52.474
يه سنگ، يه برگ

04:52.476 --> 04:53.875
يه در ِناپيدا

04:55.511 --> 04:59.182
از سنگ، يه برگ، يه در

04:59.184 --> 05:01.451
.و از تمام ِچهره هاي فراموش شده

05:03.187 --> 05:05.588
کدام يک از ما برادرش رو شناخته؟

05:05.590 --> 05:09.226
کدام يک از ما به قلب ِپدرش نگاهي انداخته؟

05:09.228 --> 05:13.030
کدام يک از ما براي هميشه در زندان محبوس نمانده؟

05:13.032 --> 05:16.500
کدام يک از ما تا ابد غريبه و تنها باقي نمانده؟

05:24.243 --> 05:28.746
.به ياد مي آوريم، بي کلام به دنبال ِزبان اصلي گمشده ميگرديم

05:28.748 --> 05:31.750
پاياني گمشده به مقصد بهشت

05:31.752 --> 05:35.821
يه سنگ، يه برگ
يه در ِناپيدا

05:35.823 --> 05:38.624
کجا؟ کي؟

05:38.626 --> 05:40.660
گمگشته

05:40.662 --> 05:42.996
و با سوگواري باد

05:42.998 --> 05:46.566
.ارواح، دوباره بازميگردند

05:54.643 --> 05:58.980
سرنوشتي که انسان را از انگليسي به هلندي تبديل ميکند
به حد ِکافي عجيب هست

05:58.982 --> 06:02.117
ولي عجيب تر آنکه از اپسم به پنسيلوانيا

06:02.119 --> 06:04.987
و از آنجا به تپه هاي آلتمات ختم ميشود

06:04.989 --> 06:08.056
مرجان ها بانگ افتخار سر ميدهند

06:08.058 --> 06:11.795
و لبخند آرام فرشته اي

06:11.797 --> 06:13.964
که دچار معجزه تاريک شانس شده است

06:13.966 --> 06:16.267
!سلام، بابايي

06:16.269 --> 06:17.668
.سلام، جوجه اردک ها

06:18.236 --> 06:19.971
.بايد بيشتر تمرين کنيم

06:19.973 --> 06:21.806
.حتي متوجه امون هم نشد

06:21.808 --> 06:24.276
«ديگرتو را چه باک از زخم آفتاب»

06:24.278 --> 06:27.178
«ديگر کدام هراس از داغ  زمستان»

06:27.180 --> 06:30.283
«مزدت به دست از کار اين جهان»

06:30.285 --> 06:33.920
«وطنت به پيش رو، راه در پايان»

06:33.922 --> 06:35.888
«...سيمين دختران و پسران»

06:39.961 --> 06:42.763
.جيمي»، بهت که گفته بودم»
.از فيلم خوشم نمياد

06:42.765 --> 06:44.831
.من کتاب ميخونم

06:44.833 --> 06:46.567
.اصلا به حرف هام توجه نميکني

06:50.139 --> 06:52.907
دوباره ما را به عرياني و شب سوق ميدهد

06:52.909 --> 06:56.945
و آنگاه خواهي ديد عشقي که چهارهزار سال پيش در «کرت» آغاز شده
(کرت: جزيره ي در يونان)

06:56.947 --> 06:59.882
.ديروز در «تگزاس» خاتمه يافت

06:59.884 --> 07:02.718
.سلام بابايي
چطور شدم؟

07:02.720 --> 07:04.787
.خوشگل شدي
.هفته ي آينده مراسم رقص آخر ساله

07:04.789 --> 07:07.856
.به اين زودي؟ داره سنت بالا ميره و هنوز ازدواج نکردي

07:14.899 --> 07:18.134
مرگ در حيات
!مردان ِما را به سنگ بدل کرده

07:19.671 --> 07:23.174
!تغييرات، خدايان ِما را به زير کشيده

07:23.176 --> 07:24.275
سلام، آقاي پرکينز؟

07:27.714 --> 07:29.982
.پدرتون باشگاه درام من رو تاييد نميکنه

07:29.984 --> 07:33.151
بابايي، واسه چي دوست نداري مامان بازم هنرپيشه بشه؟

07:33.153 --> 07:36.288
.چون رو صحنه به زني همسن ِمادر شما توجه نميشه

07:36.290 --> 07:40.960
!اوه، خيلي بدجنسي -
!اوه، بووو -

07:40.962 --> 07:45.231
.اوه، آره، بهتره تو گردباد پر جلال و جبروتت، تنهايي غوطه بخوري

07:45.233 --> 07:47.700
،مراسم امضاي کتاب و احزاب و از اين قسم

07:47.702 --> 07:50.337
.درحالي که ما داريم تو اين صحرا پژمرده ميشيم

07:50.339 --> 07:51.805
يعني داريم تو صحرا زندگي ميکنيم؟ -
!چه هيجان انگيز -

07:51.807 --> 07:53.407
!پس بايد چاقو برداريم

07:53.409 --> 07:55.776
!آره، موافقم -
حدس بزن کي رئيس دزداي دريايي ميشه؟ -

07:58.413 --> 08:01.216
سيسل، تا حالا دختري رو تور کردي؟

08:01.218 --> 08:03.351
تور کردي؟ -
.نه -

08:03.353 --> 08:05.687
.اوه، خدايا

08:05.689 --> 08:08.256
.تو بامزه ترين آدمي هستي که تا حالا ديدم

08:08.258 --> 08:10.259
.صبر کن
چي شده، سيسل؟

08:10.261 --> 08:11.661
.نميدونم

08:11.663 --> 08:12.795
اون ديگه چيه، سيسل؟

08:14.164 --> 08:16.065
.منتظرم بيدار نمون -
.ده -

08:16.067 --> 08:17.733
.يازده -
. ده -

08:18.068 --> 08:19.335
.خوک

08:22.440 --> 08:25.075
با دقت به خطبه ي کليسا

08:25.077 --> 08:28.345
که توسط دانشجويي که هنوز سبيل پشت لبش سبز نشده
گوش سپرد

08:28.347 --> 08:31.082
با جديت طبق فهرستي که در معرفي نامه ي دانشگاه بود

08:31.084 --> 08:33.284
.خودش را براي آزمون ورودي آماده کرد

08:33.286 --> 08:34.352
.ده

08:42.862 --> 08:44.863
.چه پاراگراف ِطولاني اي

08:44.865 --> 08:46.465
.از چهار صفحه قبل شروع شده

08:46.467 --> 08:47.966
.مکس ويل» ِ طفلکي»

08:50.838 --> 08:52.439
.واسه عاشق شدن، هنوز خيلي جووني

08:52.441 --> 08:54.140
بايد چند ساله باشي؟

08:55.476 --> 08:56.443
.چهل

08:58.145 --> 09:00.414
،يا، بايد مي گفتم

09:00.416 --> 09:05.019
شبيه مردي بود که بر تپه اي
بالاي شهري که ترک کرده، ايستاده

09:05.021 --> 09:09.190
با اين وجود هنوز هم نمي گويد
«شهر نزديکه»

09:09.192 --> 09:13.228
،بلکه چشم هايش را بر فاصله ميبندد
.افق ديدش را گسترش ميدهد

09:13.963 --> 09:15.397
پايان

09:24.964 --> 09:34.399
نابغـــــــه

09:43.496 --> 09:45.764
.کتاب هاي قابل

09:48.134 --> 09:49.934
.کتاب هاي قوي

09:51.204 --> 09:52.872
ميتونم کمکتون کنم؟ -
خدا لعنت کنه -

09:52.874 --> 09:54.807
.اين همه کتاب رو ببين

09:54.809 --> 09:57.777
تا حالا شده به عرق ِجبيني که هر مرد

09:57.779 --> 10:00.079
براي تک تک ِخطوط اين ها ريخته، بي توجه باشي؟

10:00.081 --> 10:03.884
روايت کوتاهي از ايمان، در ظلمت ِشب
طنين انداز شده

10:03.886 --> 10:07.320
در سرما و ظلمت ِشب
آنگاه که باد در ارتفاعات ميوزد

10:07.322 --> 10:11.325
با اميد به اين که، کسي ميخواند
.ميشنود و درک ميکند

10:11.327 --> 10:12.994
.تو بايد «توماس ولف» باشي

10:12.996 --> 10:14.295
همه ي اين ها انتشارات ِخودتونه؟

10:15.063 --> 10:16.197
.«نه «تولستوي

10:21.404 --> 10:22.805
.آقاي پرکينز

10:25.208 --> 10:27.142
.لطفا، بفرماييد بنشينيد

10:27.144 --> 10:29.945
.اصلا نميخواستم بيام

10:29.947 --> 10:33.049
.ترجيح ميدم از رد شدنم، با نامه مطلع بشم

10:33.051 --> 10:36.920
اون کلمات ِآشنا
احساس ِنفوذ ماده ي بيهوشي جراحي رو به آدم ميده

10:36.922 --> 10:38.922
«...با عرض تاسف بايد به اطلاع برسانيم»

10:38.924 --> 10:41.325
.ولي مي خواستم شخصا بيام ديدنتون

10:41.327 --> 10:44.595
:مردي که واسه اولين بار کتاب «اف. اسکات فيتزجرالد» رو خوند و گفت

10:44.597 --> 10:47.531
.«آره! دنيا به شاعر نياز داره»

10:47.533 --> 10:50.836
«خدايا! يکي اين حرومي رو منتشر کنه»

10:50.838 --> 10:52.404
.«چون دنيا به شاعر نياز داره»

10:52.406 --> 10:54.606
«يا اصلا واسه چي زنده ايم؟»

10:54.608 --> 10:56.374
.الان دارم به اون مرد نگاه ميکنم

10:58.277 --> 10:59.177
.خب، تبريک ميگم

11:01.348 --> 11:03.349
.واسه پيدا کردن ِيه نابغه
.دوتا اگه «همينگوي» هم حساب کنيم

11:03.351 --> 11:05.284
،و اين يکي

11:05.286 --> 11:08.020
.استقامت ميکنه

11:08.022 --> 11:11.625
نميتونيم با بريدن چند تا شاخه ي بالايي
درختي با ريشه ي عميق رو خشک کنين

11:11.627 --> 11:14.027
و ريشه ها عميق اند، آقاي پرکينز

11:14.029 --> 11:17.130
.و نابود نشدني

11:20.869 --> 11:23.004
.آقاي ولف، ما قصد داريم کتاب شما رو منتشر کنيم

11:27.509 --> 11:29.277
.اگه شما قبول کنين

11:30.546 --> 11:32.948
.ميخوام يکم باهم کار کنيم

11:32.950 --> 11:36.218
در وضعيت ِکنوني،«گمگشته» واسه يه جلد
.زيادي طولانيه

11:36.220 --> 11:38.654
،به گمونم، ميتونين کمي سر و سامانش بدين

11:38.656 --> 11:40.556
.چند تا از «شاخه هاي بالايي» رو حذف کنين

11:40.558 --> 11:41.558
.آقاي پرکينز

11:43.628 --> 11:46.062
ميدونم که دستم ننداختين
.شما همچين آدمي به نظر نمياين

11:46.064 --> 11:48.531
ولي پروردگارا
.اين واسم زياديه

11:48.533 --> 11:51.502
.شما نمي دونين
.شما نمي دونين
.شما نمي دونين

11:51.504 --> 11:54.438
تمام انتشاراتي هاي مادر فلان شده ي نيويورک
.از کتابم متنفر بودن

11:54.440 --> 11:55.506
آقاي ولف
.اگه ممکنه بنشينيد

11:55.508 --> 11:56.674
«تام» -
تام -

11:56.676 --> 11:57.475
.تام، لطفا

11:58.477 --> 12:00.945
.تام

12:00.947 --> 12:03.049
به نظرم کتابت شرح حالي از طبيعته

12:03.051 --> 12:04.651
به شيوه ي ديگه اي نميشه نوشتش، ميشه؟

12:04.653 --> 12:07.587
!يوجين گنَت» منم»

12:07.589 --> 12:09.956
و مادر «اليزا» ست
.و پدرم «دبليو. او. گنَت» ـه

12:09.958 --> 12:11.558
.به همه اش ميپردازيم

12:11.560 --> 12:14.395
.ميدونم زيادي طولانيه
.ميدونم زيادي طولانيه

12:14.397 --> 12:17.364
قربان، نميدونين چقدر تلاش کردم تا
.گورگن رو حذف کنم

12:17.366 --> 12:19.400
.نميدونين چطوري باهاش جنگيدم

12:19.402 --> 12:21.937
.ولي هرقسمتي که شما بگين رو حذف ميکنم

12:21.939 --> 12:23.238
.فقط کافيه لب تر کنين

12:24.707 --> 12:25.674
،تام

12:27.276 --> 12:30.445
.کتاب متعلق به توئه

12:30.447 --> 12:31.647
تنها کاري که من ميخوام بکنم اينه که

12:31.649 --> 12:33.416
کار ِتو رو در بهترين شکل ممکن
.به عموم عرضه کنم

12:34.351 --> 12:37.053
کار ِمن، تنها کار ِمن اينه که

12:37.055 --> 12:38.621
کتاب هاي خوب تو دست ِخواننده ها بذارم

12:40.257 --> 12:43.694
.متشکرم، آقاي پرکينز

12:43.696 --> 12:47.631
حالا، «اسکريبنرز» موافقت کرده که
.حق انتشار اين اثر رو مطابق با تعرفه امون بپردازه

12:51.402 --> 12:55.239
اگه مبلغ رضايت بخش بود
.ميتونيم ادامه ي کار رو با سرعت مورد نظر شما پيش ببريم

12:59.144 --> 13:00.645
پانصد دلار؟

13:03.150 --> 13:06.118
تا الان هيچکي فکر نميکرد نوشته هام
.يه پول سياه هم بي ارزه

13:11.024 --> 13:13.293
!اوه، پروردگار

13:15.396 --> 13:16.396
اشکالي نداره اگه از فردا شروع کنيم؟

13:17.698 --> 13:18.665
حتماً

13:21.369 --> 13:23.037
.قول ميدم سخت کار کنم

13:39.455 --> 13:42.358
!آره

13:45.662 --> 13:47.430
!اوه، پروردگارا

13:57.208 --> 13:58.542
...باورم نميشه

13:58.544 --> 14:00.344
.اوه پروردگار ِتوانا

14:10.189 --> 14:12.625
.«آقاي ولف، قصد داريم کتاب شما رو منتشر کنيم»

14:13.360 --> 14:14.293
!نه

14:19.433 --> 14:20.433
!تام

14:27.775 --> 14:31.311
.اوه، فرشته ام، ممنونم
.متشکرم

14:31.313 --> 14:33.448
.متشکرم، عاشقم، معشوقم

14:43.393 --> 14:44.660
...خيلي

14:44.662 --> 14:47.496
!خيلي واست خوشحالم. اوه

14:53.504 --> 14:56.239
فکر ميکنين چقدر رو بايد حذف کنيم؟

14:56.241 --> 15:00.243
.حدس ميزنم در حدود ِسيصد صفحه

15:00.245 --> 15:01.644
تعداد صفحه ها نيست که اهميت داره

15:01.646 --> 15:02.880
.روايت داستانه که مهمه

15:04.382 --> 15:06.584
ايناهاش
.چهار سال از زندگيم

15:11.156 --> 15:14.626
با حذف هر قسمتي ازش
قلبم به درد مياد

15:14.628 --> 15:17.662
ولي گمونم تا زخم ِتبر نخوري
.نميتوني جان سخت بشي

15:19.599 --> 15:21.733
.دقيقاً همون چيزي رو گفتي که من ميخواستم بگم

15:39.320 --> 15:41.788
اين چند هفته ي اخير، که رو کتاب کار ميکرديم

15:41.790 --> 15:44.626
واسم هيجان انگيز ترين لحظه ها

15:44.628 --> 15:47.228
.در کل ِزندگي درب و داغونم بود

15:47.230 --> 15:48.463
.خوشحالم تونستم سرگرمت کنم

15:51.167 --> 15:53.269
تو زندگيت ُصرف ِصفحات کتاب ها کردي

15:53.271 --> 15:55.371
درست مثل کاري که الان ميکنيم

15:55.373 --> 15:57.740
و اون شخصيت ها در درونت شکل ميگيرن
و باهت حرف ميزنن

15:57.742 --> 15:58.607
از درون وجودت

15:59.476 --> 16:01.510
.اون ها، آينه هاي تو اند

16:01.512 --> 16:02.712
تو دوران ِخودم

16:03.614 --> 16:05.949
.من عاشق ِکارتون «سيدني» بودم

16:05.951 --> 16:07.784
.«يا «پير

16:07.786 --> 16:10.187
.از تولستوي

16:10.189 --> 16:13.224
ولي ميدونم من همچين شخصيتي نيستم
و همينطور نخواهم بود

16:14.927 --> 16:16.894
ما اون شخصيت هايي نيستيم که ميخوايم باشيم

16:16.896 --> 16:18.796
ما اون شخصيت هايي هستيم
.که هستيم

16:20.465 --> 16:21.566
من کليبن ام

16:25.872 --> 16:27.673
اون مخلوق ِعجيب جزيره

16:29.809 --> 16:33.479
هيولايي و از شکل افتاده
کلبين

16:34.915 --> 16:36.783
خيلي زشت

16:36.785 --> 16:38.384
خيلي بيگانه

16:41.322 --> 16:44.425
رنج و فراق ِيک شعر

16:46.995 --> 16:51.332
منهتن چيست جز جزيره اي پرُ سر و صدا؟

16:51.334 --> 16:56.638
اصوات و شيريني نسيمي که جان ميبخشد
و زخم نميزند؟

16:58.741 --> 17:00.508
گاهي تک صدايي، هزاران برابر

17:00.510 --> 17:02.244
گوش هايم را مي آزارد

17:03.780 --> 17:05.548
و گاهي اصوات

17:06.850 --> 17:10.286
بعد از خوابي طولاني

17:10.288 --> 17:11.921
.دوباره مرا به خواب ميبرند

17:22.767 --> 17:25.370
.درمورد کتاب «گمگشته» فکر کردم

17:26.605 --> 17:28.604
.به نظرم بايد درمورد عنوانش تجديد نظر کنيم

17:30.643 --> 17:33.412
.گمون نميکنم جان مايه ي کتابت رو به خوبي بيان کنه

17:34.614 --> 17:36.882
تصور کن تو يه خواننده اي

17:36.884 --> 17:40.586
تو يه کتاب فروشي با کلي کتاب سرگردان شدي

17:40.588 --> 17:44.057
و کتابي رو ميبيني با عنوان
« تريمالکيو در وست اگ»

17:45.960 --> 17:48.895
و عنوان يه کتاب ديگه
گتسبي بزرگ» ـه»

17:48.897 --> 17:50.664
کدوم رو انتخاب ميکني؟

17:50.666 --> 17:51.631
گتسبي

17:53.067 --> 17:56.605
.واسه همين هم «اسکات» عنوان اصلي کتابش رو عوض کرد

17:56.607 --> 17:58.406
ميدونست به جذابيت ِبيشتري نياز داره

18:02.378 --> 18:04.480
.کتاب ِخودته، فقط بهش فکر کن

18:07.685 --> 18:08.851
.رسيديم

18:08.853 --> 18:09.952
خدايا مکس

18:10.921 --> 18:12.422
.اينجا يه عمارته

18:15.628 --> 18:17.094
از اين که بالاخره چشممون به جمال شما روشن شد
خيلي خوشحالم آقاي ولف

18:17.096 --> 18:18.829
.مکس خيلي ذکر خيرتون رو کرده

18:18.831 --> 18:21.332
تام! تام هستم
خواهش ميکنم

18:21.334 --> 18:23.100
و منم از ملاقاتتون خوشحالم
از ملاقات ِتک تک آقايون

18:24.905 --> 18:27.405
.«يا بايد ميگفتم «تک تک ِدخترخانوم ها

18:27.407 --> 18:30.709
مکس خيلي درمورد دختران ِزيباروش
.محتاطانه رفتار ميکنه

18:30.711 --> 18:34.413
دريايي سخاوتمند از زيبايي

18:34.415 --> 18:36.816
.مکس بهمون گفته دارين رو يه کتاب جديد کار ميکنين

18:36.818 --> 18:38.784
من هيچي نيستم مگه يه اختاپوس ِپير گنده

18:38.786 --> 18:41.388
.يه اختاپوس

18:41.388 --> 18:44.591
يکي از بازوهام رو هنوز دور ِگمگشته پيچيدم

18:44.593 --> 18:47.527
درحالي که اين يکي داره با اشتياقي عميق
اينطوري حرکت ميکنه

18:47.529 --> 18:49.563
که يه کتاب ِجديد بنويسه

18:49.565 --> 18:52.165
.به گمونم بشه گفت... شاخک هاي حساسي دارم

18:53.469 --> 18:54.502
کتاب جديد درمورد چيه ؟

18:55.537 --> 18:56.904
.درمورد ِآمريکاست

18:59.508 --> 19:02.110
.همه اش
.سعي دارم همه چي رو پوشش بدم

19:02.112 --> 19:04.646
هر شهر و روستا

19:04.648 --> 19:07.983
و سنگ و برگ
.و مرد و بچه

19:07.985 --> 19:11.687
و هر... هر مزرعه و گل
هر رودخانه

19:11.689 --> 19:14.457
درمورد ِمشعل سفيد و درخشان حقيقته

19:14.459 --> 19:18.461
.که در قلب ِتک تک مردان اين سرزمين ميسوزد

19:18.463 --> 19:21.164
و اين، جستجو به دنبال ِپدر حقيقي ـست

19:23.000 --> 19:25.403
منظورم پدر ِبيولوژيکي نيست

19:25.405 --> 19:26.804
.درمورد اسپرم صحبت نميکنم

19:28.608 --> 19:32.042
منظورم، جستجو به دنبال نياز به يافتن ِپدر روح مونه

19:32.044 --> 19:34.479
.درمورد ِتک تک چيزهاييه که اين کشور رو بي نظير ميکنه

19:34.481 --> 19:35.781
!يه ماموت ـه

19:37.151 --> 19:40.419
مکس ميگه

19:40.421 --> 19:42.721
تنها ايده هايي که ارزش نوشتن دارن
.ايده هاي بزرگند

19:42.723 --> 19:45.124
ايده هاي بزرگ
.سخن ِکوتاه

19:45.126 --> 19:46.959
ديدين؟ بدون اون گم ميشم

19:46.961 --> 19:49.195
اينطور نيست؟
ميدونستي که منم يه نويسنده ام؟

19:49.197 --> 19:51.464
واقعا؟

19:51.466 --> 19:53.466
مکس بهت نگفته؟ -

19:53.468 --> 19:56.737
.چند وقتي ميشه که دارم رو يه نمايشنامه کار ميکنم

19:56.739 --> 19:59.473
درمورد ِ«پائولين» ـه
.خواهر ِناپلئون

19:59.475 --> 20:01.942
از اون نمايش هاي مجلل تاريخيه، نه؟

20:01.944 --> 20:04.946
.خب، تلاشم بر اينه که مدرن تر باشه

20:04.948 --> 20:08.917
يه بار يه نمايشنامه نوشتم
.ميتونم بهتون بگم، تجربه ي خوشايندي نبود

20:08.919 --> 20:12.120
به نظرم فرم ضعيفي اومد

20:12.122 --> 20:14.924
فاقد طراوت و تنوع
پوشيده در جامه اي از نثر

20:14.926 --> 20:18.027
واسه همين گذاشتمش کنار و برگشتم سر ِنوشتن رمان

20:18.029 --> 20:19.829
واسه کتاب جديدتون اسم انتخاب کردين؟

20:19.831 --> 20:22.498
پدرتون و بنده چندتايي درنظر گرفتيم

20:22.500 --> 20:26.703
الان داريم به « از زمان و رودخانه» فکر ميکنيم

20:26.705 --> 20:30.607
رودخانه» به خاطر اين که»
.اين کلمه من رو ياد پدرم ميندازه

20:32.944 --> 20:36.214
رودخانه از در ِخونه اش ميگذره
.و دوباره به همونجا برميگرده

20:36.216 --> 20:38.082
.به نظر مياد کتاب مفصلي باشه

20:43.689 --> 20:45.791
اينطوري نگو، آلين

20:45.793 --> 20:47.726
.فردا ميبينمت

20:48.995 --> 20:50.929
.خودت رو واسم آماده کن

20:51.931 --> 20:54.701
.شب بخير. شب خوش

20:55.970 --> 20:57.737
.اين بايد کارت رو راه بندازه

20:59.773 --> 21:01.574
. صبح ميبينمت

21:03.611 --> 21:04.578
مکس

21:07.816 --> 21:09.183
.ممنون واسه امشب

21:10.952 --> 21:13.854
.اميدوارم کسي رو دلخور نکرده باشم

21:13.856 --> 21:15.957
.خيلي دلم ميخواست خانواده ات ازم خوششون بياد

21:15.959 --> 21:17.025
.نگران نباش
.البته که نه

21:17.027 --> 21:18.727
.من يکي از حيوون هاي سيرک نيستم

21:20.162 --> 21:22.964
ببين، ميدونم عجيب غريب به نظر ميرسم

21:22.966 --> 21:24.767
زيادي پرُ سرو صدا

21:24.769 --> 21:28.037
زيادي... زيادي متظاهرانه
.واقعي به نظر نميام

21:29.773 --> 21:31.741
.ولي من اينطوريم

21:31.743 --> 21:34.043
اينطوري از «اشويل» زدم بيرون
.با سرو صدا کردن
(اشويل: يکي از شهر هاي کاروليناي شمالي)

21:34.045 --> 21:35.679
راه ِخروجم رو هموار کردم

21:37.015 --> 21:40.317
. ولي مسائل رو مثل يه آدم واقعي حس ميکنم

21:41.286 --> 21:42.252
...واسه همين

21:45.558 --> 21:49.961
از ته دل ِکليبن
بايد اين رو بهت بگم

21:49.963 --> 21:53.932
در تمام زندگيم
.خب، تا زماني که تو رو ديدم، هيچ دوستي نداشتم

22:30.607 --> 22:33.809
اگه امروز قسمت مرگ بن رو انجام بدي

22:33.811 --> 22:36.145
اون موقع، لعنتي
.چيزي به پايانش نمي مونه

22:37.047 --> 22:38.381
!آلين

22:40.118 --> 22:41.751
مکس

22:41.753 --> 22:45.789
بذار بهتون معرفي کنم
.ايشون، خانوم برنستاين هستن

22:45.791 --> 22:47.157
حالتون چطوره؟

22:47.159 --> 22:49.393
آقاي پرکينز

22:49.395 --> 22:52.029
.تام خيلي درموردتون برام گفته

22:52.031 --> 22:55.166
اون اولين کسيه که بهم گفت
نوشته هام به يه دردي ميخوره

22:55.168 --> 22:57.869
لعنتي، اگه اين کتاب رو داريم
.همه اش به خاطر اونه

22:57.871 --> 22:59.738
.بابتش ازتون ممنونم

22:59.740 --> 23:00.972
.ديشب منتظرت بوديم

23:00.974 --> 23:02.240
...اوه، بهت که گفته بودم

23:02.242 --> 23:03.875
.خجالت زده شدم

23:03.877 --> 23:05.111
.ميدوني که از اين امور مربوط به تئاتر متنفرم

23:05.113 --> 23:06.345
.و تو هم ميدونستي دوست نداشتم تنهايي برم

23:06.347 --> 23:08.180
.ببخشيد مزاحم صحبتتون ميشم

23:08.182 --> 23:10.383
ديدن ِاون همه هنرپيشه باعث ميشه دست و پام رو گم کنم
!خودت که بهتر ميدوني

23:10.385 --> 23:12.051
.بهت که گفته بودم نميتونم بيام

23:12.053 --> 23:15.188
.اين بحث رو، تنها شديم ادامه ميديم

23:16.157 --> 23:17.691
حوالي ساعت دو ميام

23:17.693 --> 23:19.359
.ساعت دو. عاليه. ممنون

23:19.361 --> 23:21.128
.زود باش

23:21.130 --> 23:23.397
.روز خوش، آقاي پرکينز

23:23.399 --> 23:24.966
.خيلي از دستم شاکي شدي

23:24.968 --> 23:26.234
.نه، اينطور نيست
.شاکي نيستم

23:35.679 --> 23:36.679
ايناهاش -
اوهوم -

23:40.283 --> 23:43.218
اين آخرين شانسمون، قبل از اين که بره زير ِچاپ ـه

23:43.220 --> 23:46.223
.پس يه بار ديگه هم ازت ميپرسم

23:46.225 --> 23:48.125
به عنوان ديگه اي فکر کردي؟

23:49.161 --> 23:50.394
.ازش خوشت نمياد

23:50.396 --> 23:51.362
.امتحانم کن

24:11.964 --> 24:14.164
در جستجوي منزلگه فرشته

24:27.203 --> 24:30.238
الان، من نويسنده ي پرفروش ترين کتاب اسکريبنر ام

24:30.240 --> 24:33.508
.گمون کنم، لياقت يکم زندگي اشرافي رو داشته باشم

24:33.510 --> 24:35.210
يه بار ديگه بگو، مکس

24:35.212 --> 24:37.046
.پانزده هزار جلد در عرض همين يه ماه

24:38.949 --> 24:41.484
آلين، شنيدي؟

24:41.486 --> 24:44.186
حتي اقتصاد کل کشور هم

24:44.188 --> 24:47.290
که داره مثل خزه دور قوزک پامون ميپيچه
.نميتونه به رمانم صدمه بزنه

24:47.292 --> 24:50.227
کتاب تام رو خوندين، خانوم برنستاين؟

24:50.229 --> 24:53.363
بله، خانوم پرکينز
.به من تقديم شده

24:53.365 --> 24:56.467
اگه به خاطر جواهر شيرينم نبود
.از عهده اش برنمي اومدم

24:56.469 --> 24:58.870
.اون کاغذ ها و مداد ها رو خريد

24:58.872 --> 25:00.772
.و پول تايپيست رو داد -
.کافيه -

25:00.774 --> 25:02.039
.کافيه -
سقف بالاي سرم -

25:02.041 --> 25:03.841
.و غذاي داخل شکمم رو تهيه کرد

25:03.843 --> 25:05.209
.لعنتي، همه اتون هم که ميدونين چقدر عاشق ِخوردنم

25:05.211 --> 25:07.212
حتما خيلي به کتاب افتخار ميکنين

25:07.214 --> 25:09.381
.پاداش ِايمانـتون رو مي بينيد

25:09.383 --> 25:11.416
ايمانمون

25:11.418 --> 25:14.186
حالا ديگه ايمانمون درسته
درست نميگم آقاي پرکينز؟

25:14.188 --> 25:15.320
.تام بدون شما نميتونست از پسش بربياد

25:15.322 --> 25:17.991
اينطوري هم نيست

25:17.993 --> 25:20.260
نيازي به تواضع نيست

25:20.262 --> 25:23.062
نميدونين تام با چه شور و شوقي از شما حرف ميزنه

25:24.932 --> 25:27.234
انگار اصلا نميتونه از شما نقل قول نکنه

25:27.236 --> 25:29.937
«مکس اينطوري گفته.... مکس اونطوري گفته»

25:29.939 --> 25:32.006
آروم دختر... آروم
«مکس، مکس، مکس»

25:32.008 --> 25:34.875
.نه، بايد تمام اعتبارش رو به آقاي پرکينز بديم

25:34.877 --> 25:37.979
منظورم اينه که، هرچي نباشه
.اون نابغه ايه که تمام روياهات رو به واقعيت بدل کرده

25:37.981 --> 25:40.448
...اون کسيه که از اون کلکسيون درهم و برهم از کلمات

25:40.450 --> 25:44.452
.يه کتاب ِ... يه کتاب بازاري پرفروش ساخته

25:44.454 --> 25:47.423
.و تو دست هاي خواننده هاي مشتاق گذاشته

25:47.425 --> 25:50.526
منظورم اينه که اين يه پيروزي ِتمام و کمال
براي آقاي پرکينز ـه، هوم؟

25:53.897 --> 25:57.367
کار متعلق به تام ـه
.لياقتش رو داره که از موفقيتش لذت ببره

25:57.369 --> 25:58.602
واقعا؟
تام لياقتش رو داره؟

25:58.604 --> 26:00.204
.با مکس کاري نداشته باش

26:00.206 --> 26:02.873
با تو که حرف نميزنم
.دارم با بزرگترت حرف ميزنم

26:02.875 --> 26:05.509
بايد ياد بگيري به بزرگترت اعتماد کني
.اون ها صلاح کارو بهتر ميدونن

26:05.511 --> 26:07.846
.و البته بايد با ادب و تواضع مناسب با سن ـشون رفتار کرد

26:09.148 --> 26:11.850
شما توماس ولف هستين؟

26:11.852 --> 26:14.252
.من کتاب شما رو خوندم
.يه شاهکاره

26:14.254 --> 26:15.453
واقعا؟

26:15.455 --> 26:17.590
.خيلي زياد

26:17.592 --> 26:20.392
ببين، چند تا از دوست هام دارن ميميرن که شما رو ببينن

26:20.394 --> 26:23.028
اشکالي نداره يکي دو دقيقه از شما بدزدمش؟

26:23.030 --> 26:25.030
البته که اشکالي نداره -
اوه، نه اصلا -

26:25.032 --> 26:26.600
.بعد از شما -
.باشه. من «ويلو» هستم -

26:26.602 --> 26:27.567
از آشناييتون خوشبختم -
باعث افتخارمه -

26:31.606 --> 26:33.273
.عصر بخير

26:33.275 --> 26:35.242
.ايشون توماس ولف هستن -
.نه، باعث افتخار بنده است -

26:35.244 --> 26:36.410
.عصر بخير -
.از آشناييتون خوشبختم -

27:02.206 --> 27:04.941
نميدونين آسايشگاه هاي دولتي چطورين

27:05.643 --> 27:06.944
داغون

27:08.513 --> 27:11.382
.کلمه اي واسه توضيحش ندارم
...هيچ کلمه اي

27:11.384 --> 27:14.418
.در دايره ي لغاتم قادر به توضيحش نيست

27:14.420 --> 27:17.055
تنها کلمه اي که برازنده اشه
.داغون ـه

27:19.492 --> 27:22.193
...جيغ و داد، هميشگيه

27:23.462 --> 27:25.196
.متروکه است

27:26.566 --> 27:28.301
.حتي به اندازه ي کافي توالت هم ندارن

27:30.504 --> 27:33.372
.نميتونم بذارم «زلدا» همچين جايي بمونه

27:33.572 --> 27:34.672
.ميدونم

27:36.644 --> 27:39.012
ولي آسايشگاه خصوصي هم خيلي گرونه

27:42.517 --> 27:44.651
.و ميدونم «گتسبي» فروش زيادي نداشته

27:47.990 --> 27:49.991
.ولي تو بد موقعيتيم، مکس

27:49.993 --> 27:52.160
.اسکريبنر نميتونه مزاياي بيشتري بهت بده

27:56.231 --> 27:58.467
ديگه حتي روزنامه ي پسُت هم
.داستان هام رو نميخواد

28:01.604 --> 28:03.973
به گمونم بايد برگردم به هاليوود
.و يه بار ديگه تلاش کنم

28:03.975 --> 28:06.075
.اميدوارم اين کارو نکني

28:06.077 --> 28:07.177
واسه چي؟ -
تو يه رمان نويسي -

28:09.380 --> 28:10.280
.ديگه نيستم

28:13.484 --> 28:15.418
.بايد تو همون 24 سالگي مي مرُدم

28:17.656 --> 28:19.190
.«درست بعد از «آنسوي بهشت

28:22.361 --> 28:24.294
کتابي که واست فرستادم، به دستت رسيد؟

28:24.730 --> 28:26.263
کدومش؟

28:26.265 --> 28:28.767
«خاطرات ِژنرال گرنت»

28:28.769 --> 28:30.702
ميدوني چطور شد که اون رو نوشت؟

28:33.373 --> 28:34.706
جالبه

28:36.309 --> 28:39.412
داشت از سرطان حنجره، مي مرُد

28:41.482 --> 28:44.684
و ميخواست يه چيزي واسه خانواده اش به جا بذاره

28:44.686 --> 28:47.287
واسه همين شروع کرد به نوشتن ِشرح حالش

28:49.691 --> 28:52.292
.هر روز چندين و چند ساعت کار ميکرد

28:53.061 --> 28:55.763
بدجوري درد مي کشيد
غم انگيزه

28:55.765 --> 28:58.299
.ولي به نوشتن ادامه داد

29:00.403 --> 29:03.038
.و در نهايت، حيرت انگيزترين کتاب ِممکن رو نوشت

29:05.274 --> 29:06.608
خيلي خيلي زيبا

29:11.181 --> 29:13.215
فقط يه مقدار ناچيزه
.اميدوارم مشکلت رو حل کنه

29:23.694 --> 29:25.095
.واست يه کتاب ِعالي مي نويسم

29:26.397 --> 29:27.331
.ميدونم

30:10.848 --> 30:12.215
خانوم پرکينز

30:13.684 --> 30:15.084
خانوم برنستاين

30:16.854 --> 30:19.456
.سلام

30:19.458 --> 30:20.791
شما طراح صحنه ي اين برنامه ايد؟

30:21.359 --> 30:22.326
بله

30:23.228 --> 30:24.862
.من و تمام پسران گم شده

30:27.700 --> 30:29.766
چندتاييشون رو مي شناسيم، درسته؟

30:31.837 --> 30:36.474
شما جوني هاش رو نديدين
تازه از هاروارد فارغ التحصيل شده بود

30:36.476 --> 30:40.246
آماده بود کل دنيا رو فتح کنه

30:40.248 --> 30:42.448
.با تمام کساني که ميشناختم، فرق ميکرد

30:42.450 --> 30:43.282
.متوجه ام

30:44.184 --> 30:47.420
.گمون نکنم متوجه باشيد

30:47.422 --> 30:50.590
ببين، همسر من مرد مهربونيه
ولي مرد بي شور و شوقيه

30:51.893 --> 30:55.629
.مرد خيابون وال استريت و آمار و ارقامه
(خيابان وال استريت: مرکز بورس)

30:56.832 --> 30:58.633
.من از اعداد و ارقام سردرنميارم

30:58.635 --> 31:00.668
شما بچه دارين، خانوم برنستاين؟

31:00.670 --> 31:01.636
بله

31:02.504 --> 31:04.405
.يه دختر و يه پسر

31:05.841 --> 31:07.308
.هر دو بزرگ شدن

31:10.180 --> 31:12.347
کار احمقانه اي کردم که عاشق ِتام شدم

31:12.349 --> 31:13.682
ولي نميتونم احساساتم رو کنترل کنم

31:13.684 --> 31:16.385
.قلبم، تحت تاثير قرار گرفت

31:17.855 --> 31:19.756
تو دوره اي از زندگيم

31:19.758 --> 31:21.591
وقتي تمام زيبايي ها، داشت از بين ميرفت

31:21.593 --> 31:24.594
و ديگه کسي بهم احتياجي نداشت
.با تام آشنا شدم

31:24.596 --> 31:27.497
.و تام باعث شد دوباره احساس ِزيبايي کنم

31:31.570 --> 31:34.938
ولي ميدونم که الان، دارم به شوهر ِشما مي بازمش

31:37.576 --> 31:38.877
خانوم برنستاين

31:42.882 --> 31:47.586
شوهرم هميشه دلش يه پسر ميخواست

31:47.588 --> 31:50.856
.بيشتر از هرچيزي تو اين دنيا

31:50.858 --> 31:54.293
به نقطه اي رسيديم که فهميديم
همچين اتفاقي قرار نيست بيفته

31:54.295 --> 31:55.361
و بعدش، با تام آشنا شد

31:57.497 --> 31:59.633
نميتونم از دستش بدم

31:59.635 --> 32:01.568
آلين، برو خونه پيش خانواده ات

32:03.571 --> 32:07.307
اون ها بهت نياز دارن
.تام بهت نيازي نداره

32:07.309 --> 32:10.712
خانواده، شوهر، آبرو

32:12.681 --> 32:14.649
.از همه اشون به خاطر اون گذشتم

32:23.760 --> 32:24.693
تام

32:25.462 --> 32:26.662
بيا داخل

32:29.533 --> 32:30.400
تام؟

32:31.002 --> 32:32.602
دارمش

32:32.604 --> 32:33.770
چي رو داري؟

32:34.805 --> 32:35.805
کتاب جديد رو

32:38.644 --> 32:39.543
همراهته؟

32:40.512 --> 32:41.579
.آره

32:43.849 --> 32:45.016
.خب، بذار ببينيم

32:47.319 --> 32:48.720
بيارينش داخل، بچه ها

32:51.324 --> 32:52.357
بذارينش اونجا

32:56.462 --> 32:59.565
اين، « از زمان و رودخانه» است؟

33:06.473 --> 33:07.573
.بفرماييد -
.ممنون قربان -

33:23.926 --> 33:24.993
.خسته نباشي

33:30.335 --> 33:31.834
.حالا، برو خونه و يکم بخواب

33:31.836 --> 33:33.436
...لازمه که تو
.بذار بخونمش

33:34.571 --> 33:36.906
.با عطوفت ِنظر بخونش
خواهشا؟

34:15.816 --> 34:19.420
اگه هر روز بعد از ظهر که کسي مزاحم ـمون نميشه
روش کار کنيم

34:20.589 --> 34:21.889
.ميتونيم انجامش بديم

34:22.991 --> 34:25.593
تو چه مدت؟ -
نه ماه -

34:25.595 --> 34:28.562
اگه سخت تلاش کني
و اگه در مقابل وسوسه ي اضافه کردن بهش، مقاومت کني

34:29.165 --> 34:31.032
.بايد بتونم بهش اضافه کنم

34:31.034 --> 34:35.036
.تام، کتاب 5000 صفحه است

34:35.405 --> 34:36.638
.نکته رو گرفتم

34:40.043 --> 34:42.845
حالا براي شروع
.از صفحه ي اول شروع کن

34:42.847 --> 34:45.782
اوه، پروردگارا. صفحه ي اول؟

34:45.784 --> 34:48.819
اينجا رو نگاه کن، 80 صفحه رو صرف يوجين کردي

34:48.821 --> 34:51.588
.که تو ايستگاه منتظر رسيدن قطاره

34:51.590 --> 34:55.626
اين شايد، کمي جذابيتش رو به تعليق در بياره

34:55.628 --> 34:57.660
منظورم اينه که، من فقط در اين حد
منتظر يه قطار مي مونم

34:59.698 --> 35:02.066
. . . اون سه تا بخش از نظر من
. بفرمائيد آقاي پرکينز

35:05.204 --> 35:09.675
وقتي دختر رو ديد، اينطور نوشتي

35:09.677 --> 35:12.178
آنگاه که چشمان يوجين

35:12.180 --> 35:15.614
به چرخش دود سيگار و بوي بد آن خو گرفته بود

35:15.616 --> 35:18.717
زني رو در لباس پشمي

35:18.719 --> 35:21.555
و دستکش هايي که به مانند ِپيچکي وحشي

35:21.557 --> 35:23.957
به دور بازويش تنيده شده بود، ديد

35:23.959 --> 35:26.993
ولي کنون که آفتاب بوسه ي سرخي

35:26.995 --> 35:30.499
به مانند کشف نور درون صدف، زده

35:30.501 --> 35:33.068
براي اولين بار توسط جانورشناس حيران، ديده شد

35:33.070 --> 35:36.839
.بدآنسان که محو آن صورتي ِگلگون ِوعده دهنده شده بود

35:38.608 --> 35:39.943
.دستانش اينگونه بود

35:41.612 --> 35:43.780
ولي چشمانش بود که نفس را در سينه اش حبس کرد

35:43.782 --> 35:45.949
. و دلش را در سينه لرزاند

35:45.951 --> 35:48.651
.آبي بودن

35:48.653 --> 35:51.188
حتي در ميان پيچ و تاب با شکوه دود در هوا

35:51.190 --> 35:53.023
با خوش شانسي نگاهش به او افتاد

35:53.025 --> 35:57.027
.چشمانش را ديد که آبي اش فراتر از آبي، مثل اقيانوس بود

35:58.129 --> 36:00.098
آبي اي فراتر از آبي

36:01.567 --> 36:04.736
آبي اي که ميتوانست تا ابد در آن شنا کند

36:04.738 --> 36:07.739
.و هرگز دلتنگ قرمز آتشين و زرد ساقه ذرتي نشه

36:09.610 --> 36:10.977
،در گذر از آن اتاق

36:11.912 --> 36:14.547
آن آبي، آن چشم ها

36:14.549 --> 36:17.817
او را بلعيد، از او گذشت و هرگز او را نديد

36:17.819 --> 36:20.854
و هرگز هم نخواهد ديد
. از اين مطمئن بود

36:23.024 --> 36:25.025
،از آن لحظه

36:25.027 --> 36:29.831
ايوجين، درون مايه ي اشعاري که
. تمام اين سال ها نوشته شده بود را درک کرد

36:29.833 --> 36:33.201
تمام آن ارواح گمگشته، سرگردان و تنها
. که اکنون، برادرش بودند

36:35.137 --> 36:37.238
.عشقي را چشيد، که هرگز تجربه نکرده بود

36:38.707 --> 36:40.576
سريعاً عاشقش شد

36:40.578 --> 36:43.078
هيچکس در اتاق، حتي صدايي هم نشنيد

36:43.080 --> 36:46.081
...صداي افتادن و تلق تلق

36:46.083 --> 36:48.117
قلب ِشکسته اش را

36:49.754 --> 36:52.589
سکوت ِمطلق بود

36:52.591 --> 36:54.224
.ولي زندگيش، ويران شده بود

36:56.294 --> 36:57.661
.پايان بخش

37:05.804 --> 37:07.104
ازش خوشت نيومده؟

37:07.906 --> 37:09.106
.ميدوني که خوشم اومده

37:10.977 --> 37:11.944
.مسئله اين نيست

37:14.847 --> 37:19.151
پس يه دختري رو مي بينه و واسه اولين بار عاشق ميشه، درسته؟

37:19.153 --> 37:21.321
ذهنش ميره به سمت ِزندگي اعماق دريا؟

37:22.690 --> 37:23.890
.تو اون لحظه، آره

37:23.892 --> 37:25.792
.باورم نميشه

37:25.794 --> 37:28.661
به گمونم عاشق تصاوير شده
نه دختره

37:28.663 --> 37:32.099
.پس قسمت جانور شناسي و مارک سيگار رو حذف ميکنيم

37:32.101 --> 37:33.300
.انجامش ميدم -
و تامل بر صورتي؟ -

37:33.302 --> 37:35.669
!نه. نه

37:35.671 --> 37:37.938
.صفات درسته
.اين مرديه که اينطوري فکر ميکنه

37:37.940 --> 37:40.609
.صورتي فقط صورتي نيست

37:40.611 --> 37:44.679
هزاران چيز ديگه است
.که عميقا واسش اهميت دارن

37:44.681 --> 37:49.317
تمام تغييرات
.در حالت روانيش اتفاق مي افته

37:49.319 --> 37:53.222
.هر تصوير و هر صدا و هر کلمه اهميت داره

37:53.224 --> 37:54.290
نه، نداره -
اين ها حياتي اند -
مزخرفه -

37:54.292 --> 37:56.225
.داري اصل قضيه رو از دست ميدي -
!حياتيه -

37:56.227 --> 37:58.294
.اون عاشق شده

37:58.296 --> 38:00.330
وقتي اولين بار عاشق شدي، چطور بود، تام؟

38:00.332 --> 38:03.233
به خاطر ... زرد ِساقه ذرتي و پالتوي باشکوه بود؟

38:03.235 --> 38:05.268
.مثل رعد و برق بود

38:05.270 --> 38:07.237
و بايد هم اينطور باشه
.مثل رعد و برق

38:08.339 --> 38:09.907
.رعد و برق به پا کن

38:11.377 --> 38:12.644
.گرفتم چي ميگي

38:13.345 --> 38:14.412
.گرفتم

38:15.814 --> 38:17.081
.اين حذف ميشه

38:17.083 --> 38:18.116
.اين حذف ميشه

38:19.318 --> 38:21.320
.خيلي خب
.بيشترش رو حذف کرديم

38:21.322 --> 38:22.388
....زني رو مي بيند

38:22.390 --> 38:25.858
.حذف. حذف. حذف

38:25.860 --> 38:28.927
ولي چشمانش بود که نفس را در سينه اش حبس کرد

38:28.929 --> 38:30.030
. و دلش را در سينه لرزاند

38:30.032 --> 38:31.331
نه، عبارت شاعر «وردزورث» رو حذف کن

38:31.333 --> 38:33.900
نفس را در سينه اس حبس کرد

38:33.902 --> 38:35.869
...آبي بودن
.اين قسمت رو حذف کن

38:35.871 --> 38:36.870
آبي اي فراتر از آبي، به مانند اقيانوس
کليشه -

38:37.905 --> 38:39.339
....آبي اي فراتر از آبي، به مانند

38:39.341 --> 38:41.809
.مانند هيچ چيز به جز آبي

38:41.811 --> 38:43.944
...آبي اي که ميتوانست تا ابد در آن شنا کند و

38:43.946 --> 38:45.146
.اينم حذف کن

38:45.148 --> 38:47.248
... و ادامه اش

38:47.250 --> 38:49.884
تا به حال همچين آبي اي بوده؟
تا به حال همچين چشماني بوده؟

38:49.886 --> 38:51.119
.نيازي به سخنوري نيست

38:51.121 --> 38:52.754
چرا؟

38:52.756 --> 38:54.222
.اين حس رعد و برق نيست، انحرافه

38:55.124 --> 38:56.925
...آبي اي فراتر از آبي
نه

38:58.995 --> 38:59.961
.چشمانش آبي بود

39:00.698 --> 39:02.065
.بهتر شد

39:02.067 --> 39:03.366
.و اينم حذف بشه

39:03.368 --> 39:06.335
.مرد بي ارزش بود، ولي زن همه چيز بود

39:06.337 --> 39:10.106
.اون دختري بود که از اتاق عبور کرد
.ختم کلام

39:10.108 --> 39:14.044
.پس قسمت « روح سرگردانش... » حذف ميشه

39:14.946 --> 39:16.447
.حذف

39:16.449 --> 39:19.083
سريعا عاشقش شد

39:19.085 --> 39:21.820
بدآنسان که هيچکس در اتاق، حتي صدايي هم نشنيد

39:21.822 --> 39:24.055
...صداي افتادن و تلق تلق

39:24.057 --> 39:26.191
صداي افتادن، تلق تلق
اين چيزها نکته ي اصليه؟

39:26.193 --> 39:27.959
خب، وقتي تو عاشق ميشي، چه صدايي ميشنوي؟

39:27.961 --> 39:30.362
تو چي ميشنوي؟
تلق تلق؟

39:30.364 --> 39:34.233
نکته اصلي اينه که
اين ها تماماً درونش اتفاق مي افته

39:34.235 --> 39:37.369
.زندگيش تغيير کرده، ولي هيچکي تو اتاق متوجه هيچي نشده

39:37.371 --> 39:38.738
.پس کاري کن نکته ي اصلي اين باشه

39:38.740 --> 39:40.640
!از اين که بخوام حتي يه کلمه اش هم حذف کنم، متنفرم

39:41.509 --> 39:44.845
شايد سوال بزرگتر اين باشه

39:44.847 --> 39:47.314
تو يه کتاب شلوغ که با يه نثر پرطمطراق نوشته شده

39:47.316 --> 39:49.249
اين لحظه، چطوري متفاوت نشون داده ميشه؟

39:50.786 --> 39:53.287
.چون ساده است -
بي پيرايه -

39:53.289 --> 39:55.089
.مثل رعد و برق

39:55.091 --> 39:59.026
.در سياهي آسمان با خلوص ِخود، ميدرخشد

39:59.028 --> 39:59.961
دقيقاً

40:03.399 --> 40:04.433
!لعنتي

40:10.875 --> 40:12.475
!آماده ي حرکت

40:12.477 --> 40:16.946
قطار خط 12، از خطوط جنوب غربي
.در حال خروج از ايستگاه 12 است

40:19.917 --> 40:21.751
ايوجين زني را ديد

40:22.220 --> 40:24.121
چشمانش آبي بود

40:25.357 --> 40:28.225
سريعا عاشقش شد

40:28.227 --> 40:31.062
بدآنسان که هيچکس در اتاق، حتي صدايي هم نشنيد

40:32.799 --> 40:35.167
فاصله
.پايان بخش چهارم

40:36.269 --> 40:39.237
!فقط 98 تا ديگه مونده

40:39.239 --> 40:41.240
!عاشقتم، مکس پرکينز

40:57.025 --> 40:59.026
.همراه فرانسيس و ايوجين در پاريس...

40:59.028 --> 41:01.362
!دقيقاً
.انگار داري از اقيانوس اطلس ميگذري

41:01.364 --> 41:05.233
.با سردرگمي ايوجين، تطابق داشت

41:05.235 --> 41:07.001
نميدانست که هرگز دوباره او را نخواهد ديد

41:07.003 --> 41:08.136
.و عشقش، هرگز براي او نخواهد بود

41:08.138 --> 41:09.370
از کجا بايد مي دونسته؟

41:09.372 --> 41:10.238
.صبر کن، ميدونسته
چطوري؟

41:19.583 --> 41:24.088
به ظرافت ِشکفتن ِشکوفه هاي انگور

41:24.090 --> 41:28.226
تام، درمورد يه خط انتقال صحبت کرده بوديم
.يک خط که مطالب رو بهم مرتبط کنه

41:28.228 --> 41:31.296
.تو 50 صفحه ي جديد درمورد دکتر بهم دادي

41:31.298 --> 41:33.398
.داستان کامل زندگي خودش و پدرش رو واسم نوشتي

41:33.400 --> 41:36.335
.از دکتر خوشم مياد
خب، منم همينطور

41:36.337 --> 41:38.837
.دکتر رو تحسين ميکنم
ولي محض رضاي خدا، 50 صفحه؟

41:48.148 --> 41:51.017
بعضي از کتاب ها بايد طولاني باشن، ميفهمي؟

41:51.019 --> 41:54.255
.خدا رو شکر که تولستوي با تو آشنا نشد

41:54.257 --> 41:57.390
.اگه نه رمان ِغرور آفرين ِ«جنگ و هيچي» رو به خوردمون ميدادي

42:08.271 --> 42:10.505
براي رمان نويس شدن
بايد انتخاب کني

42:10.507 --> 42:11.641
بايد شکل بدي و بسازي

42:11.643 --> 42:13.976
چرا؟

42:13.978 --> 42:16.379
چون دو ساله داريم کار ميکنيم
.و کتاب فقط صد صفحه کمتر شده

42:16.381 --> 42:20.082
!فقط پنج ثانيه ي کوفتي ازت خواستم

42:20.084 --> 42:21.518
نميتوني پنج ثانيه بهم وقت بدي؟

42:21.520 --> 42:23.687
!لعنتي

42:23.689 --> 42:26.990
اين مثل کوه يخ ميمونه، تام
داري بهم يه کتاب مثل کوه يخ ميدي

42:29.627 --> 42:31.028
پس داري ميگي اين آشغاله
...آشغاله

42:34.199 --> 42:35.667
.تو که ميدونستي اينطوري ميشه

42:35.669 --> 42:39.971
واسه چي داري بچه بازي درمياري؟

42:39.973 --> 42:42.942
واسه اين که در بدبينانه ترين حالت هم
حتي تصورش رو نميکردم

42:42.944 --> 42:45.311
.بتوني اينقدر خودخواه باشي

42:45.313 --> 42:47.079
من که نميتونم به کارم پشت کنم

42:47.081 --> 42:48.580
!آلين

42:48.582 --> 42:50.215
اين کارمه
شغلمه

42:50.217 --> 42:52.385
اينم کار ِمنه

42:52.387 --> 42:55.055
کي ميخواي ياد بگيري شب افتتاحيه واسم چقدر اهميت داره؟

42:55.057 --> 42:57.625
اين خوبه؟

42:57.625 --> 42:57.626
آره، دوست داشتني شدي

42:57.626 --> 43:01.963
ميشه خواهشا موقع ورود
يه روسري روي شانه ات بندازي؟

43:01.965 --> 43:03.397
ممنون

43:03.399 --> 43:06.634
واسه من شب ِمهميه
.اينجا بهت نياز دارم

43:06.636 --> 43:09.704
.بايد امشب رو کار کنم

43:09.706 --> 43:13.542
تمام دو سال گذشته رو
.مشغول کار کردن بودي

43:13.544 --> 43:15.143
ميدوني چه حسي داره که هر شب

43:15.145 --> 43:16.678
برگردي به يه آپارتمان خالي؟

43:16.680 --> 43:19.114
ببين، نميگم کار تو مهم نيست

43:19.116 --> 43:20.682
!البته که منظورت همينه

43:21.084 --> 43:23.419
فقط يه شب ازت خواستم

43:23.421 --> 43:28.491
يه شب از وقت ِبا ارزشت رو
.کنار من باشي و ازم حمايت کني

43:28.493 --> 43:31.027
تو متوجه نيستي
تو متوجه نيستي

43:31.029 --> 43:33.731
!الان به حساس ترين نقطه ي کتابم رسيديم

43:33.733 --> 43:35.466
تمومش کن

43:35.468 --> 43:40.037
نميدونم کي ممکنه تو نقطه ي حساسي نباشي
.هميشه ي خدا تو مرحله ي حساسي هستي

43:40.039 --> 43:41.505
مکس ميگه
...اگه تلاش کنيم

43:41.507 --> 43:45.510
بازم شروع شد
«مکس ميگه! مکس پيشنهاد ميده، مکس راهنمايي ميکنه»

43:45.512 --> 43:47.412
اون ميتونه هر روز هفته تو رو داشته باشه

43:47.414 --> 43:49.781
.ولي من امشب بهت نياز دارم

43:49.783 --> 43:53.185
پس خواهشاً
ميشه از رو مبل صحنه ام بلند شي، بري خونه

43:53.187 --> 43:55.521
و کت و شلوار آبيت رو بپوشي
.و منم ساعت هفت ميام دنبالت

43:55.523 --> 43:57.023
من نميام

44:03.264 --> 44:05.332
.انتخابت رو بکن، تام

44:08.302 --> 44:09.403
.همين الان

44:13.043 --> 44:14.575
نيازي به اين کارها نيست، عزيزم

44:17.413 --> 44:18.679
.همين الان

44:29.592 --> 44:31.293
.ببين باهام چي کار کردي

44:57.723 --> 44:57.724
تحت ِفشار زياديه

44:57.724 --> 45:01.326
اگه الان به کارمون ادامه نديم
.معلوم نيست چي سرش بياد

45:01.328 --> 45:02.361
ميخواي يه مانع بزرگ باشي؟

45:02.363 --> 45:03.329
.اون فلاسک هم بردار

45:05.599 --> 45:07.700
ممنون

45:07.702 --> 45:10.403
.بايد فکر کني ببيني، از ديدگاه اون چطوريه

45:10.405 --> 45:13.507
کتاب ِاولش منتشر شد
.همه بهش ميگفتن نابغه

45:13.509 --> 45:16.310
.انتظارات از کتاب دوم، خيلي زياده

45:16.312 --> 45:18.545
.ترسيده
.واسه همين از نوشتن دست برنميداره

45:18.539 --> 45:20.409
چرا اينو به دخترهات توضيح نميدي؟

45:20.409 --> 45:21.639
!لوئيز -
.ميخوان پدرشون برگرده -

45:21.649 --> 45:24.150
.اين کارمه
.کاريه که انجام ميدم

45:24.150 --> 45:25.850
هر دقيقه از هر روز؟

45:25.850 --> 45:28.650
.اگر سالها هم طول بکشه، اوضاع همينه

45:28.650 --> 45:30.220
.نمي تونه اين زمان رو برگردوني

45:30.220 --> 45:32.491
.همش يه تعطيلات کوفتيه

45:37.731 --> 45:40.301
.لوئيز، فقط يک بار توي عمرم نويسنده اي مثل تام گيرم مياد

45:42.372 --> 45:45.142
.دخترهات هم همينقدر داري

45:48.712 --> 45:49.842
.شرمنده ام

45:54.553 --> 45:55.883
.براي دخترها دست تکون بده

45:57.653 --> 45:59.823
!خيلي خب، خانم ها

45:59.823 --> 46:01.683
براي يه ماجراجويي توپ آماده ايد؟

46:04.424 --> 46:05.494
.در سمتتو ببند، عزيزم

46:23.176 --> 46:26.446
.بسه ديگه؛ اينقدر نگران لوئيز نباش

46:26.446 --> 46:27.816
.خيلي زود برمي گردن
.خودت هم ميدوني

46:27.816 --> 46:28.956
تام، داريم کجا مي ريم؟

46:29.956 --> 46:32.657
.خودت مي بيني

46:32.657 --> 46:34.457
.قرار بود کار کنيم

46:35.957 --> 46:38.567
.اين کاره

46:38.567 --> 46:42.467
...بنظر من تو تا زماني که موسيقي و رنگ

46:42.467 --> 46:45.368
...و وزن کتاب منو تجربه نکردي

46:45.368 --> 46:49.408
...نمي توني اين ريتم تاريکي که

46:49.408 --> 46:51.278
.الهام بخش منه رو تحسين کني

47:23.413 --> 47:25.283
.بوربن. توي يه ليوان بزرگ -
شما؟ -

47:25.283 --> 47:27.353
.خواهشا يه مارتيني
.خيلي سنگين باشه

47:27.353 --> 47:28.653
.برا اونم بوربن بيار

47:28.653 --> 47:29.783
.حتماً

47:34.694 --> 47:36.524
مي شنوي، مکس؟

47:36.524 --> 47:38.564
.من زياد به موزيک اهميت نمي دم

47:41.334 --> 47:45.805
.جرم تو رام نشدنه، روح پاک

47:48.275 --> 47:50.445
!يالا

47:50.445 --> 47:51.675
.حتما از يه آهنگي خوشت مياد

47:54.886 --> 47:56.816
"آرام جاري شو، غروب دوست داشتني"

47:59.616 --> 48:02.986
.مايلم "آرام جاري شو، غروب دوست داشتني" رو بشنوم

48:19.508 --> 48:20.438
.حتماً، آقا

48:24.979 --> 48:25.879
.دوتا بوربن، آقايون

48:28.689 --> 48:33.320
تنها چيزي که مي تونم درمورد جاز بهت بگم
.اينه که اين رفقا هنرمندن

48:36.960 --> 48:40.000
.اونا آهنگ رو تفسير مي کنن

48:40.000 --> 48:43.831
.موسيقي رو ريف به ريف مي دن بيرون

48:43.841 --> 48:45.341
.مثل کاري که من با کلمات مي کنم

48:46.841 --> 48:49.811
.گور پدر استانداردها

48:49.811 --> 48:53.341
."گور پدر، "فلوبرت" و "هنري جيمز

48:53.351 --> 48:55.382
.ارجينال باش

48:55.382 --> 48:57.982
.چيزهاي جديد بيار

48:57.982 --> 49:00.582
.اينطوري ميشه گوريل زشت

49:00.592 --> 49:02.352
.گوريل زشت
.حتماً

49:09.093 --> 49:09.863
.اونجا رو

49:14.034 --> 49:15.774
.اينم از يه هنري جيمز براي تو

49:17.634 --> 49:19.804
آروم و آشناست، مگه نه؟

49:38.996 --> 49:40.126
اون چيه؟

49:42.966 --> 49:46.467
انگار داره يه گوريل زشت مياد، مگه نه؟

49:52.907 --> 49:54.048
.اين تام ولف ـه

50:06.429 --> 50:07.529
.حسش کن، مکس

50:17.570 --> 50:19.870
.مي بينم که پاهات دارن تکون ميخورن

50:19.870 --> 50:21.710
.مي بينم که زانوهات دارن تکون ميخورن

50:28.221 --> 50:29.881
.يالا، مکس
.حسش کن

50:34.022 --> 50:34.922
.خوبه

50:55.544 --> 50:57.244
اون دوتا خانم خوشتيپ رو مي بيني؟

50:58.554 --> 51:01.584
.زيرک باش
.خواهشاً زيرک باش، مکس

51:01.584 --> 51:02.224
پيش بار؟

51:05.095 --> 51:08.055
.بريم اونجا يه سلامي بکنيم

51:08.065 --> 51:11.565
.يالا! بريم يه حالي بکنيم -
.نمي تونم. نمي تونم -

51:11.565 --> 51:13.935
.اينا کارشونه، مکس
.اين حساب نميشه

51:15.666 --> 51:17.836
.چرا تام، حساب ميشه

51:20.906 --> 51:21.776
...اشکال نداره -
.نه -

51:36.188 --> 51:39.158
بدبختي اينه که نمي دونم کي تمومش کنم، مگه نه؟

51:43.768 --> 51:44.769
.سه تا بوربن -
.حتما -

51:44.769 --> 51:47.139
.يک، دو، سه

51:48.869 --> 51:50.769
.تو هم همينطور

51:52.279 --> 51:54.009
.ديدمتون داشتيد به من نگاه مي کرديد

51:57.850 --> 52:00.050
.نگران نباش
.تو رو يادم نميره

52:06.321 --> 52:09.191
متعلق به هر جفتتونم
خب؟

52:09.191 --> 52:10.261
.بذار بنوشيم

52:36.324 --> 52:38.124
.بذار يه چيزي بهت بگم دوست من

52:38.124 --> 52:40.694
.تو اين کار رو با«همينگوي» نمي کني

52:40.694 --> 52:45.165
تو اين کارو با «فيتزجرالد» نميکني
.اين کارو با دوتا گاو ِطلايي ارزشمندت نميکني

52:45.165 --> 52:47.265
.هر کلمه اي که اون ها مي نويسن شاهکار طلاييه

52:47.275 --> 52:49.135
!تمومش کن

52:49.135 --> 52:51.135
...زورکي از لوزالمعده ام و دستگاه گوارشم برات جمله ميارم

52:51.145 --> 52:52.845
.بعد تو مي گي خوب نيست

52:52.845 --> 52:54.205
.کافيه
.برو خونه

52:54.846 --> 52:56.246
چي؟

52:56.246 --> 52:58.316
.برو خونه، يکم بخواب

52:58.316 --> 53:00.986
.نه. نه
.نه

53:01.656 --> 53:03.386
.شرمنده ام

53:03.386 --> 53:07.658
.خواهش مي کنم، منو نفرست خونه
.بذار باهات بيام خونتون

53:07.658 --> 53:09.658
.هنوز...هنوزم مي تونيم 9:02 رو درست کنيم

53:09.658 --> 53:11.728
.نه
.من خسته ام و تو هم مستي

53:11.728 --> 53:13.268
.فردا دوباره شروع مي کنيم -
.نه -

53:13.268 --> 53:14.098
.شنيدي چي گفت، تام

53:16.339 --> 53:17.699
.بيا خونه

53:19.739 --> 53:21.909
.خودم پول تاکسي رو مي دم

53:21.909 --> 53:24.239
تو اينجا چه غلطي مي کني؟

53:24.249 --> 53:27.780
.مي تونم برات شام درست کنم
.پول اونم مي تونم بدم

53:27.780 --> 53:31.650
.برو بيرون
.دارم کار مي کنم

53:31.650 --> 53:34.820
آقاي پرکينز بهت گفت که ديگه
.امشب کار نمي کنيد

53:34.820 --> 53:36.391
.پس بيا
.با من بيا

53:36.391 --> 53:38.061
...خانم برنستاين

53:38.061 --> 53:40.161
!به من دست نزن -
.يا خدا -

53:40.161 --> 53:42.291
.همونجا بمون -
.يا حضرت عيسي. آلين -

53:43.801 --> 53:45.162
.بيا -
.آلين -

53:47.702 --> 53:49.332
نمي خواي منو ببيني؟

53:50.272 --> 53:51.302
!باشه

53:51.942 --> 53:52.942
!باشه

53:54.882 --> 53:57.043
.ديگه مجبور نيستي منو ببيني

53:57.053 --> 53:58.013
.آلين

53:59.283 --> 54:01.213
چيکار داري مي کني؟

54:02.753 --> 54:04.353
داري چه غلطي مي کني؟

54:04.953 --> 54:06.794
!آلين -
!نه -

54:06.794 --> 54:08.294
.تمومش کن -
!نه -

54:08.294 --> 54:09.894
.تفشون کن -
!نه -

54:09.894 --> 54:11.424
!تفشون کن

54:11.434 --> 54:14.364
.نه -
.تفشون کن بيرون. تفشون کن بيرون -

54:14.364 --> 54:16.335
.تفشون کن بيرون. تفشون کن بيرون

54:19.235 --> 54:22.875
.تمومش کن، آلين
.عشقم

54:22.875 --> 54:25.816
.عشقم، فرشته ـم
.تمومش کن

54:25.816 --> 54:29.346
.خيلي خب، خيلي خب
.خيلي خب

54:29.346 --> 54:31.216
.قدرتت رو بهم نشون بده، عزيزم

54:31.216 --> 54:32.716
.به من نگاه کن
.به من نگاه کن

54:33.316 --> 54:35.216
.قدرتت رو بهم نشون بده

54:35.226 --> 54:37.857
.زودباش
.زودباش

54:37.857 --> 54:42.397
.خيلي خب. زودباش
.زودباش. اينه

54:42.397 --> 54:44.397
.خيلي خب
.خيلي خب

54:45.838 --> 54:46.838
...آقاي پرکينز

54:50.408 --> 54:53.078
...مي دونم طبقه پنجم و توي همچين جايي

54:53.078 --> 54:55.409
.چنين اتفاقاتي نميفته
.معذرت ميخوام

54:55.409 --> 54:58.809
.نيازي به اينکار نيست
.مي بخشيد

54:58.819 --> 55:00.119
.صبر کن. صبر کن
.الان ميام

55:00.119 --> 55:01.379
.نه، تام
.جدي مي گم

55:01.389 --> 55:04.089
.يه لحظه بهم فرصت بده

55:04.089 --> 55:06.990
.خونه مي بينمت
.خيلي خب

55:06.990 --> 55:08.060
.خيلي خب

55:21.911 --> 55:24.541
.درمورد اون حذف حق با تو بود

55:24.541 --> 55:26.442
.ببخشيد که مثل يه خرس وحشي رفتار کردم

55:29.852 --> 55:32.922
فکر نمي کني بهتره با خانم برنستاين بري؟

55:32.922 --> 55:35.953
.نه
.اون فقط يکم احساساتي شده

55:37.493 --> 55:40.123
.پس بيخيال حذف

55:40.123 --> 55:42.533
.بريم سراغ صحنه ي «ايوجين» در لندن

55:44.393 --> 55:52.944
او با همان اشتياقي به بافت دودي بزرگ لندن فکر مي کرد که به آبجو انگليسي
...شيک قوي که فقط آنجا مي توانست پيدا کند و ميدان ها و بارگاه هاي باستاني

56:00.345 --> 56:03.355
!بابايي

56:10.456 --> 56:11.556
.عجله کن

56:11.566 --> 56:13.026
.سلام بابايي -
.سلام، عزيزم -

56:15.336 --> 56:16.967
.بابايي يه قزل آلاي رنگين کمان گرفتم
.25سانته

56:16.967 --> 56:18.867
.برو به خواهرات کمک کن

56:24.177 --> 56:26.208
...باور نمي کني چقدر

56:28.518 --> 56:30.178
.مکسول. خواهش مي کنم

57:14.332 --> 57:15.162
.تام

57:17.403 --> 57:18.503
!تام

57:21.333 --> 57:22.433
.تمومه

57:24.603 --> 57:25.973
تمومه؟

57:25.973 --> 57:27.144
.ديگه ننويس

57:29.244 --> 57:31.984
.کاغذهات رو جمع کن و فردا بيارشون

57:31.984 --> 57:33.184
مي توني اين کارو بکني؟

57:34.084 --> 57:35.584
مي توني اين کارو بکني؟

57:35.584 --> 57:36.455
.بله

57:39.625 --> 57:43.395
.ويرايش رو اين ماه تموم مي کنيم
.آپريل مي ريم براي چاپ

57:45.535 --> 57:47.166
.اکتبر هم کتاب رو منتشر مي کنيم

57:49.066 --> 57:51.566
.به من نگاه کن و بگو: بله

57:57.607 --> 57:58.547
.بله

58:42.091 --> 58:44.691
.لعنتي

58:50.702 --> 58:52.402
.فکر کنم يه گردش برم

58:53.202 --> 58:54.372
.شايد اروپا

58:56.072 --> 58:59.544
.نميخوام وقتي نقدها شروع شدن، اينجا باشم

59:03.514 --> 59:04.484
چيه؟

59:07.625 --> 59:10.025
.يه پاراگراف ديگه هست که بايد به کتاب اضافه ـش کنم

59:10.025 --> 59:11.755
!ترو خدا -
.بايد اضافش کنم -

59:11.765 --> 59:15.695
.تو اگه شروع کني به پاراگراف نويسي ديگه بيخيالمون نمي شي
.بعد از پاراگراف اولي، دومي و بعدي و بعدي رو مي نويسي و ما هم يک سال ديگه بايد اينجا بمونيم

59:15.695 --> 59:18.166
ميخواي برات بخونمش؟

59:18.166 --> 59:19.666
.همون اول کتاب نوشته ميشه

59:25.076 --> 59:30.417
.اين کتاب را تقديم مي کنم به مکسول اوارتز پرکينز

59:33.247 --> 59:36.157
...مردي شجاع و صادق که

59:38.428 --> 59:44.828
در لحظه هاي نااميدي و تلخي
.با نويسنده اين کتاب همراه بود

59:47.129 --> 59:49.099
...نويسنده اميدوار است

59:49.099 --> 59:52.739
.اين کتاب ارزش او را نشان دهد

59:58.380 --> 01:00:00.480
.اميدوارم اين کارو نکني

01:00:01.780 --> 01:00:03.850
چرا؟ -
.اسم ويراستارها بايد مستعار باشه -

01:00:06.150 --> 01:00:07.421
...مهم تر از اون

01:00:09.391 --> 01:00:11.361
...هميشه ترسم از اين بوده

01:00:11.361 --> 01:00:13.661
.که کتابت رو از شکل انداخته باشم

01:00:16.231 --> 01:00:19.472
کي گفته، کتاب قرار نبوده
همون نوشته هايي باشه که از اول آوردي اينجا؟

01:00:21.172 --> 01:00:22.502
.جنگ و صلح

01:00:23.642 --> 01:00:24.672
.نه فقط جنگ

01:00:24.672 --> 01:00:27.142
.مکس

01:00:27.142 --> 01:00:29.873
اين چيزيه که خواب رو به چشم هاي ويراستارها حروم ميکنه، ميدوني؟

01:00:31.243 --> 01:00:33.113
حالا واقعا ما کتاب ها رو بهتر مي کنيم؟

01:00:39.824 --> 01:00:42.094
يا اينکه فقط متفاوتشون مي کنيم؟

01:01:00.576 --> 01:01:01.676
.صبح بخير آقاي پرکينز

01:01:38.420 --> 01:01:41.920
خانم «وايکاف»، آقاي ولف رو کجا ميشه پيدا کرد؟

01:01:41.930 --> 01:01:43.660
.ايشون پاريس هستن، قربان

01:01:50.701 --> 01:01:54.341
.نقدهاي خارق العاده
.پر از ستايش

01:01:54.341 --> 01:01:57.341
.تبريک مي گم
.دوباره موفق شدي
مکس

01:02:02.412 --> 01:02:06.452
.براي من حقيقت بي پرده بهتر از اون دروغ کوفتيه

01:02:06.452 --> 01:02:10.323
.يه جواب درست و سر راست بهم بده، خدا لعنتت کنه

01:02:10.323 --> 01:02:11.323
.تام

01:02:14.793 --> 01:02:17.663
.همه جا از اون به عنوان يه کتاب مهم حرف مي زنند

01:02:17.663 --> 01:02:19.964
.همه با نويسنده هاي بزرگ مقايسه ـت مي کنند

01:02:19.964 --> 01:02:21.504
.«حتي «جيمز جويس

01:02:26.504 --> 01:02:29.245
.لعنتي. جويس با خودش مي گه کاش به اين خوبي بودم

01:02:30.845 --> 01:02:33.285
.بايد سريعا چهار تا چاپ ديگه اضافه کنم

01:02:33.285 --> 01:02:35.645
.سه هزارتا کپي

01:02:35.655 --> 01:02:38.516
.تا حالا نديده بودم درمورد يه کتاب اينقدر حرف بزنن

01:02:38.526 --> 01:02:40.726
.دوباره دارن تو رو نابغه صدا مي کنند
.خدا به همراهت

01:02:41.556 --> 01:02:43.896
.زود بيا خونه
.مکس

01:02:58.338 --> 01:02:59.538
.خانم برنستاين

01:03:01.548 --> 01:03:02.678
.آقاي پرکينز

01:03:06.448 --> 01:03:07.988
چيکار مي تونم براتون بکنم؟

01:03:07.988 --> 01:03:11.989
بهتره بگم من چيکار مي تونم
براتون بکنم، آقاي پرکينز؟

01:03:11.989 --> 01:03:15.829
.هيچ جوره نتونستم تام رو از تقديم کردن کتاب به شما منصرف کنم

01:03:15.829 --> 01:03:18.930
.همونجور که يادتونه ، کتاب اولشو به من تقديم کرد

01:03:18.930 --> 01:03:24.700
نيتش خيلي خير بود، اما در اصل
.ميخواست بگه متشکرم و خداحافظ

01:03:26.010 --> 01:03:27.640
.من به هدفم رسيدم

01:03:28.941 --> 01:03:31.841
.حالا هم، شما اون رو به هدفش رسوندين

01:03:31.851 --> 01:03:33.551
.متشکرم و خداحافظ آقاي پرکينز

01:03:33.551 --> 01:03:38.352
با تمام احترامي که براتون قائلم خانم برنستاين
.بايد بگم شما اصلا نمي دونيد رابطه من و تام چطوره

01:03:38.352 --> 01:03:43.022
...نظر به اون -
.اون باهات کاري مي کنه که، کارهاي که هيچ وقت فکر نمي کردي رو انجام بدي -
.اون شما رو رها مي کنه

01:03:44.992 --> 01:03:47.562
...و دقيقا وقتي که بهش وابسته شدي

01:03:47.562 --> 01:03:48.893
.ولت مي کنه

01:03:50.803 --> 01:03:52.803
.بعد از اون ديگه احساس زنده بودن نمي کني

01:03:54.903 --> 01:03:57.773
.شرمنده ـم خانم برنستاين
.ميدونم بهتون سخت گذشته

01:04:00.374 --> 01:04:03.614
اميدوارم دردهايي رو که بهتون وارد کرده
.از قصد نبوده باشن

01:04:03.614 --> 01:04:05.014
مي تونيد آدرسش توي اروپا رو بهم بديد؟

01:04:05.014 --> 01:04:06.484
.ازم خواست اينکارو نکنم

01:04:06.484 --> 01:04:07.984
مي تونيد بهم بگيد کي مياد خونه؟

01:04:07.984 --> 01:04:09.415
.گمون نکنم

01:04:09.425 --> 01:04:10.925
...پس

01:04:12.625 --> 01:04:14.125
.من ديگه وجود ندارم

01:04:19.696 --> 01:04:22.436
.من هم ويرايش شدم

01:04:33.477 --> 01:04:36.717
.هنوز کاملاً تصميم نگرفتم به کي شليک کنم

01:04:36.717 --> 01:04:37.847
،تام

01:04:37.857 --> 01:04:39.088
،خودم

01:04:41.988 --> 01:04:43.388
.يا تو

01:04:45.458 --> 01:04:46.528
نظري داري؟

01:04:50.169 --> 01:04:53.540
.خودکشي به نظر يکم افراطي مياد

01:04:53.540 --> 01:04:55.040
.کشتن تام هم کمکي نمي کنه

01:04:55.040 --> 01:04:56.940
.پس فکر کنم تنها انتخاب منم

01:04:57.740 --> 01:04:59.541
.منم همينطور فکر مي کنم

01:05:08.852 --> 01:05:10.852
.صحنه رو داريد زيادي خشن مي نويسيد، خانم برنستاين

01:05:31.214 --> 01:05:32.974
.بايد ديد چي پيش مياد، آقاي پرکينز

01:05:44.225 --> 01:05:47.465
.واقعاً واسه اتفاقي که قراره واستون بيفته، متاسفم

01:05:47.465 --> 01:05:48.725
.صادقانه مي گم

01:05:50.036 --> 01:05:51.766
...از اين زماني که با تام هستيد لذت ببريد

01:05:51.766 --> 01:05:53.506
...چون بعد از اون

01:05:56.806 --> 01:05:58.476
.يه خاموشي بلند برپا ميشه

01:06:12.828 --> 01:06:14.858
.سلام. خوشحالم که مي بينمت

01:06:21.129 --> 01:06:22.029
!مکس

01:06:22.869 --> 01:06:23.769
!تام

01:06:30.980 --> 01:06:33.010
.خيلي خوشحالم که مي بينمت، تام

01:06:33.010 --> 01:06:35.850
.ولي بايد باهام حرف بزنيم
.يه تاکسي منتظرمونه

01:06:35.850 --> 01:06:37.920
!نه
.تاکسي چمدون هام رو مي بره

01:06:37.920 --> 01:06:41.251
.نه تاکسي مي خوام نه قطار نه اتوبوس نه ماشين

01:06:41.261 --> 01:06:43.021
.بايد راه برم

01:06:43.021 --> 01:06:45.691
.بايد دوباره کشورم رو حس کنم

01:06:45.691 --> 01:06:47.191
.شما بريد -
.متشکرم، قربان

01:06:47.191 --> 01:06:49.562
.نمي دوني چقدر دلم برات تنگ شده بود

01:06:49.562 --> 01:06:52.202
.منم دلم برات تنگ شده، تام
.اما کارم مهمه

01:06:52.202 --> 01:06:54.702
.آلين با يک تفنگ اومد دفترم

01:06:54.702 --> 01:06:56.302
.يه تفنگ واقعي

01:06:56.302 --> 01:06:58.242
.لعنت بهش

01:06:58.242 --> 01:07:03.243
.خيلي وقت بود که نبودم
...ما بايد برگشتنم رو به بهترين

01:07:03.243 --> 01:07:05.013
.کشور دنيا، آمريکا جشن بگيريم

01:07:05.013 --> 01:07:10.224
بايد يه مقدار سوسيس بخورم و توي شهر راه برم
.ما بايد يه نوشيدني توپ بخوريم

01:07:12.854 --> 01:07:15.594
يعني، کسي مي تونه اينکارو بکنه؟

01:07:15.594 --> 01:07:17.664
تمام داستان زندگيش رو صادقانه بنويسه؟

01:07:17.664 --> 01:07:19.865
صادقانه؟
.مثل پروست

01:07:19.865 --> 01:07:21.035
.بدون اون سانسورها

01:07:21.035 --> 01:07:23.235
.ًحتما

01:07:23.235 --> 01:07:25.835
.حالا "از زمان و رودخانه" وقتي آلين رو ديدم تموم شده است

01:07:25.835 --> 01:07:27.075
.بايد درمورد بعدي بنويسم

01:07:27.075 --> 01:07:29.335
.اون خوشش نمياد -
.خيلي هم دوست داره -

01:07:29.345 --> 01:07:32.306
.اينطوري جاودانه ميشه

01:07:35.586 --> 01:07:38.786
.مکس، اينو ببين

01:07:38.786 --> 01:07:40.687
داره چه بلايي سر کشورمون مياد، مکس؟

01:07:45.027 --> 01:07:47.827
.خيلي بيهوده ـست -
چي؟ -

01:07:47.827 --> 01:07:50.368
.کاري که من مي کنم
.نوشتن کتاب

01:07:50.368 --> 01:07:52.728
.اين آدمها هيچوقت مطالعه نمي کنن

01:07:52.738 --> 01:07:55.738
فکر کردي گفتن داستان زندگي من براي اونا مهمه؟

01:07:55.738 --> 01:07:58.038
.اين آدمها دارن از گرسنگي مي ميرن

01:08:03.049 --> 01:08:04.349
.هي، با من بيا

01:08:06.979 --> 01:08:07.849
.زودباش

01:08:17.930 --> 01:08:19.630
.حتما شوخيت گرفته

01:08:19.630 --> 01:08:20.761
.مي ارزه. قول ميدم

01:08:21.631 --> 01:08:22.831
تا حالا بهت دروغ گفتم؟

01:08:30.842 --> 01:08:32.772
...اين کارمون بزور وارد شدن

01:08:32.782 --> 01:08:34.082
.قلمداد ميشه

01:08:34.082 --> 01:08:35.712
.بيا يه ماجراجويي بکنيم

01:08:46.123 --> 01:08:47.063
!لعنتي

01:08:48.423 --> 01:08:49.994
.باورم نميشه

01:08:50.834 --> 01:08:52.264
.باورم نميشه

01:09:05.885 --> 01:09:08.845
چرا بين اين همه جا، اومديم اينجا؟

01:09:08.855 --> 01:09:12.786
.اينجا جاييه که وقتي اولين بار اومدم نيويورک، زندگي ميکردم

01:09:12.786 --> 01:09:15.856
.اينجا بود که "در جستجوي منزلگه فرشته" رو نوشتم

01:09:23.197 --> 01:09:26.237
...هر سپيده دم ميومدم اينجا و

01:09:28.837 --> 01:09:30.207
...به شهر نگاه مي کردم

01:09:31.708 --> 01:09:34.478
...و درمورد آينده زندگيم خيال بافي مي کردم

01:09:34.478 --> 01:09:36.108
.تا زماني که ستاره ها ناپديد مي شدن

01:09:38.218 --> 01:09:39.848
.ستاره هاي آسمون

01:09:41.449 --> 01:09:43.189
.روشني هاي ساختمون ها

01:09:45.989 --> 01:09:47.959
.همه ي اون روشني ها

01:09:53.170 --> 01:09:56.940
.همه ي قدرت زندگي

01:09:59.970 --> 01:10:01.741
.تو بيهوده نيستي، تام

01:10:05.141 --> 01:10:12.052
برگرد به زمان غارنشين ها، وقتي نياکانمون
...شب ها دور آتيش جمع مي شدند

01:10:14.292 --> 01:10:18.862
و گرگ ها هم در تاريکي و اونور روشنايي
.زوزه مي کشيدن

01:10:18.862 --> 01:10:20.533
.و فقط يه نفر شروع به صحبت کردن مي کرد

01:10:22.963 --> 01:10:24.533
...اون يه داستان مي گفت

01:10:26.773 --> 01:10:28.533
.که ما توي تاريکي نترسيم

01:11:21.130 --> 01:11:23.300
.گمونم وقتي برگشتم بايد يه نگاه به مدارکم بندازم

01:11:23.300 --> 01:11:24.830
اشکالي نداره؟

01:11:27.240 --> 01:11:29.370
چه مدت؟

01:11:29.370 --> 01:11:32.971
.اگه تير نخورم، چند ماه

01:11:32.981 --> 01:11:35.581
.توي اسپانياست که اين اتفاق قراره بيفته

01:11:37.281 --> 01:11:41.022
.تو که کتاب هايي که درمورد گاوبازين رو از حفظي -
.اين دفعه ديگه گاو بازي نيست -

01:11:41.022 --> 01:11:43.052
.متاسفانه، دنيا وراي اون رفته

01:11:43.052 --> 01:11:45.022
.جنگ در پيشه

01:11:45.022 --> 01:11:47.362
حتماً بايد بري اونجا؟

01:11:47.362 --> 01:11:49.592
.بايد يه جايي برم

01:11:49.592 --> 01:11:52.163
.تقلا براي زندگي رو حس کنم

01:11:52.163 --> 01:11:56.303
.تقلا براي زندگي
مگه چي ديگه اونجا هست؟

01:11:56.303 --> 01:11:58.003
.بکشيدش بالا، پسرها
.ميخوايم عکس بگيريم

01:12:04.344 --> 01:12:05.314
...خب

01:12:07.544 --> 01:12:10.214
زئوس اشويل" چيکارا مي کنه؟"

01:12:10.214 --> 01:12:12.985
.داره يه کتاب جديد مي نويسه
.خدا به دادم برسه

01:12:12.985 --> 01:12:14.955
از زمان و رودخانه» رو خوندي؟»

01:12:14.955 --> 01:12:17.925
.چرته

01:12:17.925 --> 01:12:20.525
.اين پسر توهم ِخود بزرگ بيني زده

01:12:20.525 --> 01:12:22.466
.زيادي هم داره وراجي مي کنه

01:12:22.466 --> 01:12:25.896
.بهش بگو خفه خون بگيره و به اون مدادش بچسبه

01:12:25.906 --> 01:12:28.336
.خودت مي دوني که تام خيلي بدرد بخوره

01:12:28.336 --> 01:12:30.336
.مزخرفه
.داره حرفايي که درموردش مي زنن رو باور مي کنه

01:12:30.336 --> 01:12:32.477
.همون اتفاقي که براي فيتزجرالد افتاد

01:12:32.477 --> 01:12:36.547
.مي شنيد که بهش ميگفتن «مرد کبير کلمات»، اونم باورش شد

01:12:36.547 --> 01:12:38.577
.بعدش مي خواست اينو به همه نشون بده، آخرش هم بيخيال نويسندگي شد

01:12:38.587 --> 01:12:41.388
.تام بايد بنويسه
.اين توي خونشه

01:12:41.388 --> 01:12:44.118
.پنج سال پيش همينو درمورد "اسکات" مي گفتن

01:12:44.118 --> 01:12:46.958
.خوشنويس ترين نويسنده اي که تا به حال ديديم

01:12:46.958 --> 01:12:50.398
حالا، هم اون حرومزاده ي بيچاره نمي تونه
.پنج تا کلمه بنويسه که زندگي خودش رو نجات بده

01:12:53.099 --> 01:12:55.499
.خودت مي دوني که تام به زودي رهات مي کنه

01:12:55.499 --> 01:12:56.969
.من اينطوري فکر نمي کنم

01:12:58.469 --> 01:13:03.070
فکر کردي اون حرومزاده هاي توي «هارپر» و «مک ميلان» نميان
مخشو بزنن که براشون کار کنه؟

01:13:04.310 --> 01:13:06.340
.تام به اين چيزها گوش نميده

01:13:06.350 --> 01:13:08.180
.خودت ديدي که کتاب «از زمان و رودخانه»رو به کي تقديم کرده

01:13:08.180 --> 01:13:09.310
.آره، ديدم

01:13:11.050 --> 01:13:13.991
.يکم شبيه نوشته هاي روي سنگ قبر بود

01:13:13.991 --> 01:13:16.721
.زودباش، بذار با دسترنجت عکس بگيريم

01:13:16.721 --> 01:13:19.221
.سوار يه چيزيش مي کنم و مي فرستمش برات

01:13:28.572 --> 01:13:32.243
.دخترمون داره توي دانشکده افسري در «وسر» درس ميخونه

01:13:32.243 --> 01:13:34.673
.مثل اينکه يه علاقه اي هم به نمايش داره

01:13:34.673 --> 01:13:36.373
.شايد هم بازيگر بشه

01:13:37.013 --> 01:13:39.313
.مي خواست با تو درموردش حرف بزنه، لوئيز

01:13:39.313 --> 01:13:41.183
.با کمال ميل

01:13:43.524 --> 01:13:45.224
.حتما تام ـه -
.من باز مي کنم -

01:13:48.194 --> 01:13:50.254
.تام ـه، عزيزم
.اومده تو رو ببينه

01:13:53.335 --> 01:13:56.035
.يالا، مکسول
.بذار بيام داخل

01:13:57.705 --> 01:13:59.735
.تام. آروم باش -
اسکات کجاست؟ -

01:13:59.735 --> 01:14:01.175
.حتما خيلي منتظر مست کردن بودي

01:14:01.175 --> 01:14:02.336
.با... بايد اسکات رو ببينم

01:14:02.346 --> 01:14:04.146
.تام

01:14:04.146 --> 01:14:06.506
!اسکات. اسکات -
.تام! به من نگاه کن -

01:14:06.516 --> 01:14:08.516
...زلدا"، همين تازه از بيمارستان مرخص شده و حالش هم خوش نيست"

01:14:08.516 --> 01:14:09.776
.پس تو رو خدا، دوباره شروع نکن

01:14:09.786 --> 01:14:12.147
.گوش کن؛ من يه ماشين گستاخ نيستم

01:14:13.357 --> 01:14:16.517
!اسکات. حرومزاده پير -
!تام -

01:14:16.527 --> 01:14:19.187
.سعي کردم اينو به مکس بگم
...يعني

01:14:19.197 --> 01:14:21.557
.بگو بينم، اسکات

01:14:21.557 --> 01:14:24.398
اون... اون ازت ميخواد اينطور پدر خودتو در بياري؟

01:14:24.398 --> 01:14:26.298
.اون از من چيزي نميخواد

01:14:27.498 --> 01:14:32.269
خب، بهت توصيه مي کنه که اينطور پدر خودتو در بياري؟

01:14:33.439 --> 01:14:35.279
.ما نويسنده هاي متفاوتي هستيم، تام

01:14:35.609 --> 01:14:36.709
چطور اونوقت؟

01:14:38.349 --> 01:14:40.379
.من همچين کتاب هاي بلندي نمي نويسم

01:14:42.720 --> 01:14:44.290
نمي نويسي يا نمي توني بنويسي؟ -
!تام -

01:14:44.290 --> 01:14:45.790
.فقط بگو، اسکاتي

01:14:45.790 --> 01:14:51.730
،کوتاه نويسي مايه ننگ نيست
.اما مال تو ديگه خيلي کوتاهن

01:14:51.730 --> 01:14:54.431
...منظورم اينه که، زودباش

01:14:54.431 --> 01:14:56.201
ميخواي يه رمان ديگه بنويسي؟

01:14:59.571 --> 01:15:01.671
.مکس، شنيدم بالاخره رفتي با ارنست ماهي گيري

01:15:01.671 --> 01:15:03.742
.آره، رفتيم به مناطق دور غرب

01:15:03.742 --> 01:15:05.272
.منو ناديده نگير -
.کافيه -

01:15:05.282 --> 01:15:09.282
.وانمود نکن من اينجا نيستم
!يا عيسي مسيح

01:15:09.282 --> 01:15:13.513
.من خيلي خوب مي دونم که تو چند ساله يه کلمه هم ننوشتي

01:15:13.523 --> 01:15:16.183
.منو مقصر ندون

01:15:16.193 --> 01:15:18.753
.زودباش، بلندشو -
چيه؟ چيه؟ چرا؟ -

01:15:18.763 --> 01:15:20.093
.بايد از اينجا بري -
کجا داريم مي ريم؟ -

01:15:20.093 --> 01:15:22.794
.بلندشو -
چرا؟ -

01:15:22.794 --> 01:15:24.194
.چيزي نيست، عزيزم
.چيزي نيست

01:15:24.194 --> 01:15:25.694
.آروم باش
.چيزي نيست

01:15:29.204 --> 01:15:33.375
بايد بهش بگي که زنشو بذاره يه جايي
.و برگرده به کارش

01:15:33.675 --> 01:15:36.445
.شايد الان ديگه ازش گذشته باشه

01:15:36.445 --> 01:15:38.145
...نتونست يه کتاب رو تکميل کنه

01:15:38.145 --> 01:15:40.745
.ولي هنوزم يه ته استعدادي داره

01:15:42.215 --> 01:15:45.186
.شکوه پژمرده شده» فکر کنم تو اين بناميش»

01:15:45.186 --> 01:15:46.656
.شايد هم اون اينطور بنامش
...اما

01:15:46.656 --> 01:15:48.186
ميشه خفه شي؟

01:15:50.556 --> 01:15:52.196
...هنوز هم با گذشت اين همه سال

01:15:52.196 --> 01:15:54.527
.ديدن ِاين که چقدر بي رحمي، متعجبم ميکنه

01:15:54.527 --> 01:15:56.627
.من... من فقط صادقم

01:15:56.637 --> 01:16:00.167
تاحالا سعي کردي تصور کني چي داره به اسکات ميگذره؟

01:16:00.167 --> 01:16:02.167
چرا... چرا بايد همچين کاري کنم؟

01:16:02.177 --> 01:16:03.768
امروز چندتا کلمه نوشتي؟

01:16:05.908 --> 01:16:08.208
چي؟ -
امروز چندتا کلمه نوشتي؟ -

01:16:10.818 --> 01:16:13.279
.شايد پنج هزارتا

01:16:13.289 --> 01:16:14.749
.اسکات شايد صد تا نوشته باشه

01:16:14.749 --> 01:16:17.459
.اگه امروز روز خوبي بوده باشه
.اگه امروز روز عالي اي بوده باشه

01:16:17.459 --> 01:16:19.319
.اونم به اندازه ي تو نياز داره بنويسه

01:16:19.329 --> 01:16:20.829
.اون واسه هر کلمه مي جنگه

01:16:20.829 --> 01:16:22.530
.پس، بايد بيشتر بجنگه

01:16:22.530 --> 01:16:24.930
.زنش داره ديوونه ميشه

01:16:24.930 --> 01:16:27.700
ديگه هيچکس نه اهميت ميده اون چي مي نويسه
.نه حتي به يادش مياره

01:16:27.700 --> 01:16:29.570
مي توني اين وضعيت رو تصور کني؟

01:16:29.570 --> 01:16:31.900
.منو به خاطر ضعف اون سرزنش نکن

01:16:31.910 --> 01:16:33.541
.ديدن ِبي رحميت، من رو اذيت ميکنه

01:16:35.341 --> 01:16:37.312
.پس دوباره نااميدت کردم

01:16:37.312 --> 01:16:39.712
.آره، خيلي

01:16:39.712 --> 01:16:44.853
شرمنده که زياد براي مهماني شام
.تو و دوست هاي با کلاست با شخصيت نيستم

01:16:44.853 --> 01:16:47.853
...اما قبل از اين که منو بندازي بيرون

01:16:47.853 --> 01:16:49.953
.بايد نگاه کني که کي داره درس اخلاق ميده

01:16:49.963 --> 01:16:52.223
قراره منم مثل تو بزرگ بشم؟

01:16:52.233 --> 01:16:54.194
.نه، تام
.اما تو بايد بزرگ بشي

01:16:54.834 --> 01:16:56.234
چطور جرات مي کني؟

01:16:58.204 --> 01:17:01.304
،امثال شما آدمها
...امثال شما آدمها ي لعنتي

01:17:01.304 --> 01:17:03.375
.يه مشت بزدليد

01:17:03.375 --> 01:17:05.505
.برو بچسب به اون اداره پوچت

01:17:05.515 --> 01:17:08.345
.هرچيز زيبايي توي شما اجازه رشد کردن نداره

01:17:08.345 --> 01:17:12.715
.شما اصلا نمي دونيد زنده بودن چطوريه

01:17:12.715 --> 01:17:14.516
...شما نمي دونيد هر روز بيدار شدن و

01:17:14.516 --> 01:17:17.726
.يقه زندگي رو گرفتن و باهاش جنگيدن يعني چي

01:17:17.726 --> 01:17:20.286
.شما خيلي مي ترسيد که زندگي کنيد

01:17:20.296 --> 01:17:21.896
.راه هاي ديگه اي هم براي زندگي کردن هست

01:17:23.627 --> 01:17:25.767
،يکي از اون راه ها، دوست داشتن بچه هات
.و ديدن بزرگ شدنشونه

01:17:27.337 --> 01:17:29.697
.فراهم کردن امکانات براي خانواده ـت

01:17:29.707 --> 01:17:32.607
.کار مهم رو کردن و فرصت دادن به ديگران

01:17:32.607 --> 01:17:34.678
.کافيه -
...نه. کارهاي بدت رو تحمل کردم -

01:17:34.678 --> 01:17:37.478
چون به خودم گفتم تو ارزشش رو داري و
.کارمون ارزشش رو داره

01:17:37.478 --> 01:17:39.478
.اما خدا به داد کسي برسه که دوستت داره، تام

01:17:39.478 --> 01:17:41.318
...چون با تموم اون حرفات

01:17:41.318 --> 01:17:43.279
...و چندين ميليون کلمات قشنگت

01:17:43.289 --> 01:17:46.989
.تو اصلا نمي دوني زنده بودن يعني چي

01:17:46.989 --> 01:17:49.319
.تو اصلا نمي دوني نگاه کردن به چشم هاي کسي و دوستش داشتن يعني چي

01:17:51.889 --> 01:17:54.600
.اميدوارم يه روزي اينا رو بفهمي

01:17:54.600 --> 01:17:57.930
.شايد اون موقع تموم کلماتت پنج کلمه ي اسکات رو بيارزه

01:18:18.292 --> 01:18:20.052
.مکس فکر مي کنه، منو خلق کرده
مي دوني؟

01:18:20.062 --> 01:18:22.422
."مثل "پيگميلون

01:18:22.432 --> 01:18:26.463
فکر مي کنه... فکر مي کنه اين تن لش رو
...از "کارولينا کلي" پيدا کرده

01:18:26.463 --> 01:18:28.703
.و تبديلش کرده به من

01:18:30.773 --> 01:18:32.333
.مي گن من کتاب هام رو نمي نويسم

01:18:32.343 --> 01:18:33.904
.مي گن من نمي تونم کتاب هام رو بنويسم

01:18:33.904 --> 01:18:36.604
.مي گن همه چيزها بخاطر ويرايش مکسه

01:18:36.614 --> 01:18:38.014
.هرجا ميرم اينو مي شنوم

01:18:38.014 --> 01:18:43.485
مگه بدون مکس من گم نمي شدم؟
بدون مکسول پرکينز کبير چيکار بايد مي کردم؟
(اينا رو داره از زبان منتقد ها مي گه)

01:18:46.355 --> 01:18:47.455
.پس بالاخره جلوت ايستاد

01:18:49.585 --> 01:18:50.555
.دمش گرم

01:18:52.795 --> 01:18:56.096
.باورت نميشه بچه هاي هارپر براي کتاب جديدم چه پيشنهادي بهم دادن

01:18:56.096 --> 01:18:58.636
.اينم از اين

01:19:00.636 --> 01:19:03.036
.من بهشون گفتم نه

01:19:03.036 --> 01:19:04.007
.تو بهشون گفتي شايد

01:19:05.037 --> 01:19:06.677
.تو به همه ميگي شايد

01:19:10.517 --> 01:19:11.817
.الان هم ميخواي بهشون بگي بله

01:19:18.118 --> 01:19:21.728
.دارم به يه سفر فکر مي کنم

01:19:21.728 --> 01:19:24.929
.مثلا يه تعطيلات
.يه ماشين بخرم و بزنم تو جاده

01:19:24.929 --> 01:19:26.529
.شايد برم کاليفرنيا

01:19:27.799 --> 01:19:29.869
.تموم اون آدم هاي برنزه رو ببينم

01:19:34.110 --> 01:19:35.510
تو چرا نمياي؟

01:19:35.910 --> 01:19:38.480
.جدي ميگم

01:19:38.480 --> 01:19:41.450
.بيا بزنيم به جاده و حال کنيم

01:19:41.450 --> 01:19:43.010
.من و تو

01:19:43.020 --> 01:19:44.581
.مثل گذشته ها

01:19:52.061 --> 01:19:56.532
.جوري که انگار کس ديگه اي وجود نداره

01:19:58.702 --> 01:20:01.832
.ميريم توي خلوت خصوصيمون

01:20:07.913 --> 01:20:10.143
به نظرت سفر بااهميتي نميشه؟

01:20:12.883 --> 01:20:14.554
.بايد يه زماني رو تنها بگذروني

01:20:19.084 --> 01:20:20.924
.من يه نويسنده ام

01:20:20.924 --> 01:20:23.855
.تمام کارم تنها وقت گذروندنه

01:20:23.865 --> 01:20:28.135
.نه، تو هميشه وقتت رو با کاراکترهات مي گذروني
.تو هيچوقت تنها نبودي

01:20:28.135 --> 01:20:31.065
،اول با خانواده ـت بودي
.بعدش با من، بعدش هم با مکس

01:20:31.065 --> 01:20:33.105
.بايد يه زماني رو تنها بگذروني

01:20:35.206 --> 01:20:37.506
.بايد به راهي که تو زندگيت رفتي، يه نگاهي بندازي

01:20:39.206 --> 01:20:40.846
.تو به من آسيب زدي

01:20:43.146 --> 01:20:46.547
.ميخواي به مکس آسيب بزني
.نبايد به کس ديگه اي آسيب بزني

01:20:48.917 --> 01:20:52.657
.انسان ها تخيل نيستن

01:20:52.657 --> 01:20:55.058
...باورت نميشه چي ها از سر گذروندم

01:20:55.058 --> 01:20:56.958
.تا به چيزي که الان هستم، تبديل شدم

01:20:59.098 --> 01:21:00.598
...الان مي تونم به تو نگاه کنم و

01:21:02.038 --> 01:21:03.068
...هيچ

01:21:04.469 --> 01:21:06.739
.حسي نداشته باشم

01:21:19.050 --> 01:21:20.620
.خودت ديگه راه بيرون رو مي دوني

01:21:51.593 --> 01:21:53.723
...آخرين باري که پدرم رو ديدم

01:21:56.694 --> 01:21:59.094
...جلوي شيشه قطار ايستاده بودم و

01:21:59.104 --> 01:22:00.934
.مي خواستم برم دانشگاه

01:22:04.034 --> 01:22:06.935
...همينطور که دور شديم

01:22:07.975 --> 01:22:10.245
.اونم کوچيک و کوچيک تر مي شد

01:22:13.175 --> 01:22:14.986
.تا اينکه ديگه اصلا نديدمش

01:22:21.986 --> 01:22:26.757
.اون قطار، منو به سمت زندگيم برد

01:22:28.328 --> 01:22:30.228
.به سوي تپه ها و رودخانه ها

01:22:33.338 --> 01:22:36.109
.هميشه هم رودخانه درحال حرکته

01:22:43.819 --> 01:22:46.220
...گاهي اونا دست از سر پدرم بر مي داشتن

01:22:46.220 --> 01:22:49.320
.گاهي اوقات هم برمي گشتن سمتش

01:22:56.191 --> 01:22:59.301
.بايد ثابت کنم که تنهايي هم ميتونم اينکارو بکنم

01:23:01.671 --> 01:23:02.901
.پس ثابت کن

01:24:02.837 --> 01:24:04.737
.اسکات

01:24:04.737 --> 01:24:08.078
.ميدونم يه مدت پيش بود، اما شرمنده ام

01:24:08.078 --> 01:24:09.778
.حرکتم خيلي بي رحمانه بود

01:24:09.778 --> 01:24:12.108
.اگه درو محکم به روم ببندي هم ناراحت نميشم ازت

01:24:12.108 --> 01:24:16.349
تو اصلا نمي دوني چقدر ناراحتم که اونطور
.با تو و زلدا حرف زدم

01:24:16.349 --> 01:24:19.349
.لطفا بگو مي بخشيم

01:24:19.359 --> 01:24:21.089
،باور کني يا نکني
.منم يکي دوبار مست بودم

01:24:24.229 --> 01:24:25.330
.متشکرم

01:24:30.900 --> 01:24:33.870
.من يه مقدار توي فيلم نامه نويسي شکست خوردم

01:24:33.870 --> 01:24:36.301
.نمي تونم مثل نويسندگي کتاب، توش ماهر باشم

01:24:36.311 --> 01:24:39.471
.همچين چيزي نياز به کمال و پختگي در حرفه خودش رو داره

01:24:41.341 --> 01:24:44.081
.خيلي خوشحال شدم که ديدمت

01:24:44.081 --> 01:24:45.712
.چندماهه همينطور پرسه مي زنم

01:24:47.052 --> 01:24:49.722
.هيچکس رو نداشتم که درمورد کار باهاش حرف بزنم

01:24:50.492 --> 01:24:52.822
!کار

01:24:52.822 --> 01:24:54.462
منظورم اينه که، کي بهتر از تو؟

01:24:54.462 --> 01:24:57.763
.کسي که يه چيزي جاودانه رو خلق کرد

01:24:57.763 --> 01:25:00.833
.همش، فکر اين مسئله ام

01:25:01.463 --> 01:25:04.233
.ميراث

01:25:04.233 --> 01:25:08.444
کسي صد سال يا حتي ده سال ديگه به
توماس ولف اهميت ميده؟

01:25:08.444 --> 01:25:12.344
.وقتي جوون بودم، هرروز اين سوالو از خودم مي پرسيدم

01:25:12.344 --> 01:25:14.414
الان از خودم مي پرسم، مي تونم يه جمله خوب بنويسم؟

01:25:16.515 --> 01:25:20.885
چطور مي توني اين حرفو بزني؟
نميخواي در خاطرها بموني؟

01:25:20.885 --> 01:25:24.855
آنسوي بهشت"، بعد از 18 سال"
.امسال چاپش متوقف شد

01:25:24.855 --> 01:25:28.296
.گتسبي هم همينطور ميشه -
.اين اتفاق نمي افته -

01:25:28.296 --> 01:25:33.096
مي دوني سال قبل چقدر حق تاليف براي گتسبي گرفتم؟
.دو دلار و سيزده سنت

01:25:34.436 --> 01:25:36.507
.اما اهميت نميدم
.الان دارم کار مي کنم

01:25:42.007 --> 01:25:44.047
.همسايه ديوار به ديوارم يه بازيگر راديوئه

01:25:44.047 --> 01:25:48.318
.هر چند وقت يه بار روي جيغ و خنده ـش تمرين مي کنه

01:25:48.818 --> 01:25:50.488
.يه کم آشفته کننده ـست

01:25:50.488 --> 01:25:53.418
.خنده ـش بدتره
.باور کن

01:25:53.428 --> 01:25:55.859
اخيرا با مکس حرف زدي؟ -
.درمورد مکس حرف نزن -

01:25:57.529 --> 01:25:58.799
چرا، تام؟

01:26:01.029 --> 01:26:03.799
.ميدونم دوستته، اما تو اصلا نمي شناسيش

01:26:04.199 --> 01:26:05.940
.اون فلجم کرد

01:26:05.940 --> 01:26:07.570
کارم رو به همون اندازه اي که قبول کرد

01:26:07.570 --> 01:26:09.870
.تغيير داد

01:26:09.880 --> 01:26:12.380
.بعدش سعي کرد تمام اعتبار موفقيتم رو براي خودش ببره

01:26:12.380 --> 01:26:14.380
.اون همچين کاري نکرده
مي دوني چقدر بهش آسيب زدي؟

01:26:14.380 --> 01:26:16.381
.ما به هم آسيب زديم

01:26:16.381 --> 01:26:17.851
.برا من چرب زبوني در نيار، تام

01:26:17.851 --> 01:26:20.021
.تو نميدوني با من چيکار کرده

01:26:20.021 --> 01:26:22.351
چيکار باهات کرده؟

01:26:22.351 --> 01:26:24.391
چيکار کرده؟
.اون تمام روياهات رو جامه عمل پوشوند

01:26:24.391 --> 01:26:26.822
.اون به تو يه کار داد
.يه زندگي

01:26:26.832 --> 01:26:29.932
.بيا. اينم از سياست "اسکريبنر" مانندت
.بيشتر از اين ازت انتظار داشتم

01:26:29.932 --> 01:26:33.362
اون مرد شرافتمند، وقتي هيچکس به
.تو اعتقاد نداشت، بهت اعتقاد داشت

01:26:33.372 --> 01:26:36.133
.اون تمام اميد و روياهاش رو در تو ريخت

01:26:36.143 --> 01:26:40.003
،تمام کارهايي که نمي کرد
.تمام کتاب هايي که نمي نوشت

01:26:40.013 --> 01:26:42.413
.الان هم تو با يه اتهام زشت و بي رحم جوابش رو ميدي

01:26:42.413 --> 01:26:44.543
!بايد از خودت خجالت بکشي

01:26:46.854 --> 01:26:52.024
.اون مرد يه نبوغ در دوستي داره، اما تو الان به بادش دادي

01:26:52.024 --> 01:26:55.194
يه روزي مياد که مثل الان
.موفق نيستي

01:26:55.194 --> 01:26:58.595
.راه طولانيه
.باور کن

01:26:58.595 --> 01:27:01.165
چرا ميخواي به تنها کسي که توي اون جاده باهات
خواهد بود، آسيب بزني؟

01:27:17.147 --> 01:27:18.987
بابايي؟

01:27:18.987 --> 01:27:20.517
.سلام، عروسک

01:27:20.517 --> 01:27:22.957
چرا تام ديگه نمياد اينجا؟

01:27:27.358 --> 01:27:28.298
."نانسي"

01:27:30.568 --> 01:27:32.428
.تام يه زماني هم براي خودش ميخواد

01:27:33.228 --> 01:27:34.568
برمي گرده؟

01:27:35.898 --> 01:27:38.439
.فکر نکنم

01:27:38.439 --> 01:27:42.239
ميدوني؟ تام از اون آدم هاييه که بايد
.راه خودش رو توي زندگي درست کنه

01:27:42.239 --> 01:27:43.909
ازمون ناراحته؟ -
.نه، عزيزم -

01:27:45.379 --> 01:27:47.850
.نه، فقط گاهي اوقات آدمها همينطور ميرن

01:27:49.150 --> 01:27:52.050
.بايد بزرگ بشن و خونه رو ترک کنن

01:27:52.050 --> 01:27:53.590
.اين اتفاق براي تو هم ميفته

01:27:53.590 --> 01:27:56.321
.طفلکي بابا
.منم دلم برات تنگ ميشه

01:28:01.961 --> 01:28:03.461
.بذار يه چيزي بهت بگم؛ کتابش رو برام بيار

01:28:15.682 --> 01:28:19.513
...سرنوشتي که انسان را از انگليسي به هلندي تبديل مي کند، عجيب است

01:28:21.054 --> 01:28:24.124
..."اما سرنوشتي که انسان را از "اپسم" به "پنيسواليا

01:28:24.124 --> 01:28:33.065
و تپه اي در "آلتامونت" و گريه سربلندانه مرجان گونه
...خروس و لبخند سنگي آرام فرشته اي

01:28:33.065 --> 01:28:37.506
...که دچار معجزه تاريک شانس شده است، مي کشاند

01:28:37.506 --> 01:28:41.036
و آن جادوي جديد را به
.دنياي آلوده مي آورد، عجيب تر است

01:28:41.046 --> 01:28:43.446
.هر لحظه ميوه 40 هزار سال است

01:28:45.116 --> 01:28:50.747
تمام لحظات باارزش روز مثل پرنده پرواز مي کنند و
.هر لحظه پنجره ايست به سوي تمام دوران ها

01:28:53.117 --> 01:28:56.227
...و همانند مردي که درحال تلف شدن در شب قطبي ـست

01:28:56.227 --> 01:28:58.328
...او به چمنزار جواني باارزش

01:28:59.398 --> 01:29:01.598
...و بذر آينده

01:29:01.598 --> 01:29:02.728
...و درخت آلو

01:29:04.168 --> 01:29:06.769
.و دانه رسيده خود فکر کرد

01:29:06.769 --> 01:29:08.069
چرا اينجا؟

01:29:09.639 --> 01:29:11.439
.گمگشده

01:29:43.512 --> 01:29:45.302
.آقاي پرکينز، تلفن با شما کار داره

01:29:45.312 --> 01:29:46.582
.از مادر تام

01:29:50.213 --> 01:29:51.283
خانم ولف؟

01:29:54.123 --> 01:29:55.793
کي همچين چيزي شنيده؟

01:29:57.194 --> 01:29:58.694
.مرض سل مغز

01:30:00.324 --> 01:30:01.734
.انگار اصلا واقعي نيست

01:30:04.134 --> 01:30:07.705
که با همچين چيز عجيب و ناگهاني زمين بخوري؟

01:30:07.705 --> 01:30:09.575
.اونا دارن تمام تلاششون رو مي کنند

01:30:11.445 --> 01:30:13.575
کي باورش ميشه؟

01:30:13.575 --> 01:30:15.345
الان، کي باورش ميشه؟

01:30:15.345 --> 01:30:17.116
چي رو؟

01:30:17.116 --> 01:30:19.346
.که بين اين همه جا، اون اينجا تموم کنه

01:30:22.416 --> 01:30:25.126
...وقتي تام توي غرب رفت توي کما

01:30:25.126 --> 01:30:26.826
.اونا براي جراحي آوردنش اينجا

01:30:26.826 --> 01:30:29.757
.ميگفتن اينجا بهترين جاست براش
.دقيقا توي بالتيمور

01:30:33.767 --> 01:30:35.837
.پدرش توي همين بيمارستان مُرد

01:30:37.438 --> 01:30:39.508
.دقيقا توي هال

01:30:40.638 --> 01:30:42.838
...انگار زندگي تام مثل رودخونه

01:30:44.478 --> 01:30:46.638
.اون رو به سوي پدرش مي کشونه

01:30:50.149 --> 01:30:54.219
.جراح ميگه مغزش پر شده از تومور
.ده ها هزار تومور

01:30:55.889 --> 01:30:57.660
.دقيقا همين کلمه رو به کار برد

01:30:58.530 --> 01:30:59.690
.ده ها هزار

01:31:01.900 --> 01:31:03.700
.فکر کنم تام خوشش بياد

01:31:04.900 --> 01:31:07.631
.ديگه نمي تونن کاري بکنن

01:31:07.641 --> 01:31:09.741
.دکتر ميگه چند هفته بيشتر دووم نمياره

01:31:11.771 --> 01:31:14.271
.شايد دوباره به هوش بياد؛ اما احتمالش کمه

01:31:17.181 --> 01:31:19.282
.نه، تو بمون پيش نانسي

01:31:19.282 --> 01:31:21.822
.تو بايد آماده ـش کني

01:31:25.852 --> 01:31:28.593
.اون هميشه تام رو بيشتر از همه دوست داشت

01:31:31.433 --> 01:31:34.333
.در ضمن، چند ده هزار، ده ها هزارتاست

01:32:04.466 --> 01:32:05.536
آقاي ولف؟

01:32:06.636 --> 01:32:08.707
.مداد

01:32:08.707 --> 01:32:11.237
.نه، آقاي ولف
.شرمنده ام. شما بايد همينطور بي حرکت باشيد

01:32:11.237 --> 01:32:11.937
.ميرم دکتر رو بيارم

01:32:11.937 --> 01:32:14.337
.مداد

01:34:45.813 --> 01:34:47.913
.عصر بخير، آقاي پرکينز

01:34:47.913 --> 01:34:49.384
.عصر بخير، جيمز

01:35:55.450 --> 01:35:56.590
،مکس عزيز

01:35:57.890 --> 01:36:00.221
.يه حسي داشتم

01:36:00.231 --> 01:36:02.561
.مي خواستم اين حرف ها را برايت بنويسم

01:36:04.461 --> 01:36:12.002
من طي يه سفر طولاني به يک کشور غريبه آمدم
.و دارم مرد سياه پوش رو نزديکم مي بينم

01:36:12.002 --> 01:36:14.002
.فکر نمي کردم، اينقدر ازش بترسم

01:36:16.472 --> 01:36:19.143
.اما شديدا دوست دارم زندگي کنم

01:36:19.983 --> 01:36:22.683
.مي خوام دوباره ببينمت

01:36:22.683 --> 01:36:30.254
خيلي پشيمان و دلتنگم
براي تمام چيزهايي که هرگز نتوانستم به تو بگويم
.و تمام کارهايي که بايد مي کردم

01:36:32.194 --> 01:36:35.764
.احساس مي کنم يک پنجره بزرگ رو به من باز شده است

01:36:36.164 --> 01:36:38.604
...اگر بتوانم جان سالم به در ببرم

01:36:38.604 --> 01:36:40.835
...اميدوارم مرد بهتري براي

01:36:40.835 --> 01:36:42.505
.زندگي کردن در کنار تو شوم

01:36:44.005 --> 01:36:46.075
...اما بيشتر از هرچيزي

01:36:46.075 --> 01:36:49.245
...ميخواستم بهت بگويم که هر اتفاقي که بيفتد

01:36:49.245 --> 01:36:51.846
...من هميشه همان حسي را به تو خواهم داشت

01:36:51.846 --> 01:36:56.286
...که در آن روز از نوامبر، وقتي مرا در آن قايق ديدي

01:36:57.086 --> 01:37:04.627
و باهم درحالي به بالاي آن ساختمان رفتيم
.که تمام غرابت و افتخار و قدرت زندگي را در زير پا داشتيم

01:37:05.897 --> 01:37:07.067
...دوست دار هميشگي تو

01:37:08.067 --> 01:37:09.137
.تام

01:37:30.070 --> 01:37:32.140
.:: Samir Brad & m@hsa :مترجمين ::

01:37:32.340 --> 01:37:42.541
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in
