WEBVTT

00:03.316 --> 00:23.316
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:55.340 --> 02:02.034
به پسره میگی چشماشو باز کنه وقتی
چشماشو باز میکنه روشنایی رو میبینه

02:02.540 --> 02:12.114
باعث میشی ضجه بزنه درحالی که
میگه " ای آبی به پیش!" ای آبی برخیز

02:12.620 --> 02:19.504
ای آبی بر فراز ای آبی، بیا!

02:52.500 --> 02:56.316
با چنتا از دوستم تو
کافه نشستم قهوه مینوشیم

02:56.340 --> 02:59.354
که توسط مهاجری جوان از  بوسنی سرو میشه

03:02.064 --> 03:03.898
جنگ تمامی روزنامه را در بر گرفته

03:04.500 --> 03:10.392
و درون خیابان های ویران
سارایوو (پایتخت بوسنی) تانیا گفت:

03:10.740 --> 03:14.161
"لباساتو برعکس پوشیدی!"

03:15.060 --> 03:19.355
از اونجایی که فقط ما دوتا بودیم لباسم رو در آوردم و درست پوشیدمشون

03:19.379 --> 03:23.834
همون لحظه و همونجا من همیشه
قبل از اینکه درها باز بشن اینجام

03:25.620 --> 03:28.897
چه نیازی به اخبار بیرون است

03:28.980 --> 03:32.358
درحالی که تمام چیزی که اهمیت داره چه مرگ یا زندگی

03:32.820 --> 03:36.606
درحال داد و ستد هستند و درحال کار در درون من

03:47.700 --> 03:51.587
از کنار پیاده رو گذشتم و نزدیک بود یه دوچرحه سوار بهم بخوره

03:57.780 --> 04:02.714
از درون تاریکی پدیدار شد
اون نزدیک بود موهامو بکنه

04:04.020 --> 04:10.878
به درون ترس آبی ای قدم گذاشتم

04:11.700 --> 04:14.556
دکتر در بیمارستان سنت. بارتلمیو فکر می کرد

04:14.580 --> 04:17.048
که میتونه جراحت درون شبکه چشمم رو پیدا کنه

04:16.980 --> 04:20.316
مردمک های چشم با بلادن متسع شده

04:20.340 --> 04:24.636
چراغ قوه در آنها با نور خیره کننده ای میدرخشید

04:24.660 --> 04:29.914
چپ رو نگاه کن پایین رو نگاه کن
بالا رو نگاه کن راست رو نگاه کن

04:30.420 --> 04:32.663
فلاش های آبی در چشمانم

04:41.460 --> 04:45.331
بطری آبی وزوز میکند روزهای تنبل

04:46.259 --> 04:49.273
آسمان آبی پروانه ای روی گل های گندم تاب میخورد

04:49.620 --> 05:01.596
گم شده در گرمای  مه گرم آبی بلوز
میخواند بی صدا و آرام آبی قلب من

05:01.620 --> 05:07.773
آبی رویاهای من عشق آبی آرام
از روزهای دلفینیوم (نوعی گیاه)

05:46.740 --> 05:59.480
آبی عشق جهانی است در کدامین
آبتنی مرد این بهشت زمینی است

06:10.740 --> 06:14.161
در حال قدم زدن در ساحل هستم
در تند بادی غرش کننده

06:15.060 --> 06:23.093
سالی دیگر درحال گذشتن است در آب
های غران صدای دوستان مرده را میشنوم

06:23.700 --> 06:34.946
عشق زندگی ای است که همیشه میماند
خاطرات قلبم به تو رجوع میکند David.

06:35.220 --> 07:00.636
Howard. Graham. Terry. PauI.
David. Howard. Graham. Terry. PauI.

07:00.660 --> 07:15.063
David. Howard.
Graham. Terry. PauI.

07:30.420 --> 07:33.697
اما چه میشود اگر این زمان حال
دیشب دنیا باشد

07:34.740 --> 07:37.492
در قرارگاه خورشید عشقت کم رنگ میشود

07:37.620 --> 07:45.055
در نور ماه میمیرد ناکام در برخیزیدن
سه بار توسط بانگ خروس انکار میشود

07:45.300 --> 07:47.397
در سپیده دم اولین نور

08:02.580 --> 08:08.737
چپ رو نگاه کن پایین رو نگاه کن
بالا رو نگاه کن راست رو نگاه کن

08:09.300 --> 08:14.470
دوربین فلش میزند
عکس های روشن اتمی

08:14.580 --> 08:20.259
یک ماه سبز
سپس به نوعی رنگ قرمز تبدیل میشود

08:20.820 --> 08:26.556
شبکه چشم من یک سیاره دور است یک
مریخ قرمز از کتاب کومیک شخصی پسری

08:26.580 --> 08:33.040
با یک عفونت زرد که در مرکزش
میجوشد گفتم که این شبیه سیاره ایست

08:33.300 --> 08:38.306
دکتر گفت: اوه، من فکر
میکنم که شبیه پیتزا است

08:43.860 --> 08:48.156
از بدترین های بیماری ها بلاتکلیفیست

08:48.180 --> 08:56.161
من این سناریو را در هر ساعت
از روز شش سال گذشته بازی کرده ام

09:23.220 --> 09:28.899
آبی از جغرافیای رسمی محدودیت های انسان سبقت میگیرد

09:53.940 --> 09:57.827
من در خانه هستم با پرده های کشیده

09:58.740 --> 10:04.216
اچ. بی از نیوکاسل برگشته است
اما بیرون رفته است

10:04.500 --> 10:10.235
ماشین لباس شویی در حال زوزه کشیدن است
یخ های فریزر در حال آب شدن است

10:10.259 --> 10:13.011
این صدای های محبوب اوست

10:41.460 --> 10:45.276
به من اختیار پذیرش در بیمارستان داده شده است

10:45.300 --> 10:48.154
یا این که دو روز در روز برای چلاندن قطره بیایم

10:49.139 --> 10:53.956
بینایی من هیچوقت برنمیگردد
شبکیه از بین رفته است

10:54.899 --> 10:56.855
هرچند زمانی که خونریزی متوقف شود

10:56.820 --> 11:00.156
هرچه از بینایی ام که مانده ممکن است بهبود یابد

11:00.180 --> 11:02.990
من باید با نابینایی به دوره ها بیایم

11:09.300 --> 11:12.212
اگر من نصف بینایی ام را از دست بدم،
دیدم نصف میشود؟

11:20.340 --> 11:27.763
ویروس خشم آلود میخروشد من الان
دوستی که مرده یا درحال مردن باشد ندارم

11:28.019 --> 11:33.549
مثل یک شبنم منجمد آبی آن را
گرفته است در محل کار، در سینما

11:34.740 --> 11:37.754
در رژه ها
در سواحل

11:38.100 --> 11:42.396
در کلیساها وقتی روی زانویشان نشسته اند
در حال دویدن

11:42.420 --> 11:48.099
در حال پرواز
با سکوت یا در حال فریاد اعتراض

11:49.620 --> 11:54.393
با مشقت کشیدن در شب شروع
شده است و غده های ورم کرده

11:55.379 --> 11:59.005
آنگاه سرطان های سیاه
سرتاسر صورتهایشان پخش میشود

11:59.700 --> 12:04.328
درحالی که نفس میچنگند سل
و سینه پهلو کوبیده اند به ریه ها

12:04.500 --> 12:09.373
و توکسو در مغز ها (ناموفقیت
در حاملگی) واکنش در هم

12:10.259 --> 12:16.448
عرق از موها جاری شده در هم به مانند
شاخ و برگ ها در جنگل های گرمسیری

12:17.460 --> 12:19.032
صداها نامفهوم بودند

12:21.300 --> 12:31.270
و برای همیشه گم شدند خودکارم
این داستان را سراسر صفحه دنبال کرد

12:31.379 --> 12:34.393
در طوفان این طرف و آن طرف متلاطم شد

13:43.860 --> 13:46.816
خون درک آبی است

13:48.180 --> 13:54.005
من خودم را وقف پیدا کردن بهترین و عالیترین بیانش کرده ام

14:49.139 --> 14:55.355
دیدم در هنگام شب ناکام تر میشود
اچ. بی خونش را به من پیشنهاد میکند

14:55.379 --> 14:57.519
میگوید
این همه را خواهد کشت

15:10.259 --> 15:16.244
DHPG قطره
مانند یک قناری جاری میشود
(دی‌هیدروکسی‌فنیل‌گلیسین)

15:23.220 --> 15:28.229
من همراه با یک سایه هستم
که در اون اچ.بی پدید و ناپدید میشه

15:28.980 --> 15:32.257
من بینایی پیرامون چشم راستم رو از دست داده ام

15:33.300 --> 15:37.596
من دستانم را پشت سرم نگه داشته
ام و به آرامی آنها را از هم جدا میکنم

15:37.620 --> 15:45.217
در لحظه ای خاص از کنار چشمانم
ناپدید میشوند قبلا ها اینگونه میدیدم

15:49.140 --> 15:52.476
حال اگر این حرکت را تکرار کنم
این تمام چیزی است که میبینم

15:52.500 --> 15:55.878
من نمیبایست نبرد علیه ویروس را پیروز شوم

15:56.340 --> 16:01.305
در غرش شعارهایی مانند
"زیستن با ایدز"

16:02.100 --> 16:07.416
این ویروس به خوبی تخصیص یافته
بود پس ما ناچار به زیستن با ایدز هستیم

16:07.379 --> 16:10.235
درحالی که آنها لحاف را پهن کرده اند

16:10.259 --> 16:15.036
برای حشرات موذی ایتاکا
سرتاسر شراب دریای سیاه

16:15.060 --> 16:20.025
با این آگاهی بهتر است
اما چیز دیگری گم شده است

16:20.340 --> 16:29.844
یک حس واقعی در تئاتر غرق شده
است با کوری اندیشیدن کور شدن

16:42.420 --> 16:45.081
بیمارستان به مانند آرامگاه ساکت است

16:46.259 --> 16:50.555
پرستار تقلا میکند تا یک رگ در بازوی راستم پیدا کند

16:50.580 --> 16:53.186
پس از پنج بار تلاش منصرف میشویم

16:53.460 --> 16:57.493
شما پس می افتید اگر کسی سوزنی را در بازویتان بکند؟

16:57.780 --> 17:02.484
قبلا به آن عادت داشته ام اما حالا چشمانم را بسته ام

17:10.740 --> 17:18.452
گوتما بودا به من می آموزد
که از بیماری دور شوم

17:20.340 --> 17:23.150
اما این به قطره ربطی نداشت

18:47.220 --> 19:00.093
تقدیر قوی ترین است تقدیر مقدر مهلک
من خودم رو به تقدیر واگذار کرده ام

19:01.620 --> 19:03.192
تقدیر کور

19:12.180 --> 19:19.091
قطره بو میدهد یک غده در
بازویم متورم میشود عواقب قطره

19:19.860 --> 19:22.874
یک شک الکتریکی بازویم را به جرقه می اندازد

19:24.660 --> 19:28.547
چگونه میتوانم از قطره ای که به من وابسته شده دوری کنم؟

19:29.460 --> 19:32.066
چگونه میتوانم از این دوری کنم؟

20:06.260 --> 20:08.636
من این اتاق را از پژواک های صداهای زیادی پر میکنم

20:08.660 --> 20:11.106
که زمانهایی را اینجا گذرانده اند

20:12.020 --> 20:16.316
صدا ها از رنگ آبی ای که
خیلی وقت است خشک شده گشوده میشود

20:17.780 --> 20:21.596
خورشید طلوع میکند
و این اتاق خالی را غرق میکند

20:21.620 --> 20:29.536
من این را اتاقم صدا میزنم اتاقم
تابستان های زیادی پذیرا بوده است

20:29.780 --> 20:31.850
خنده و گریه ها را در آغوش کشیده است

20:31.700 --> 20:34.408
میتواند خودش را با خنده های تو پر کند

20:34.579 --> 20:39.384
هر کلمه پرتو خورشید است
گذرا در روشنایی

20:43.700 --> 20:51.316
این آهنگ اتاقم است

21:18.260 --> 21:32.532
آبی میکوشد خمیازه
میکشد و حال بیدار است

21:51.380 --> 21:55.251
PauI. Howard.

22:12.020 --> 22:16.315
عکسی در روزنامه ها هست
امروز صبح پناهندگان از بوسنی میروند

22:16.339 --> 22:23.035
بنظر وقتشان تمام شده زنان
روستایی با روسری و لباس های سیاه

22:23.059 --> 22:26.073
از صفحه های یک اروپای قدیمی قدم برمیدارند

22:27.860 --> 22:31.137
یکی از آنها سه فرزندش
را از دست داده  است

22:43.220 --> 22:46.555
رعد و برق از پنجره بیمارستان سوسو میزند

22:46.579 --> 22:49.957
در کنار درب زن مسنی ایستاده است
منتظر قطع شدن باران است

22:50.900 --> 22:53.276
به او میگویم که اگر بخواهد میتوانم  او را برسانم

22:53.300 --> 22:59.326
به یک تاکسی دست تکان میدهم
"میتوانی مرا به هالبورن تیوب برسانی؟"

23:00.500 --> 23:03.004
در راه او(زن مسن) درهم میشکند و زیر گریه میزند

23:03.380 --> 23:08.880
او از ادینبورگ می آید (شهری
در اسکاتلند) پسرش بستری است

23:09.620 --> 23:14.425
او اماس پاشام مغز دارد
او توانایی استفاده از پاهایش را از دست داده

23:16.819 --> 23:23.992
من درمانده ام هنگامی که اشک
ها جاری میشود نمیتوانم اورا ببینم

23:24.020 --> 23:29.190
فقط صدای هق هق اش را میشنوم

23:43.700 --> 23:48.093
شخصی میتواند تمام هستی
را ببینند بدون برهم زدن خارج

23:49.460 --> 23:53.756
بدون از پنجره به بیرون نگریستن
شخصی میتواند راه بهشت را ببیند

23:53.780 --> 23:58.323
کسی که هرچه جلوتر برود
آن کس کمتر میفهمد

24:29.300 --> 24:42.236
در دوزخ تصور من به شما با آبی
جهانی ارائه میکنم آبی یک در باز به روح

24:42.260 --> 24:47.674
یک احتمال نا محدود
که قابل لمس شده

25:12.500 --> 25:19.267
و من دوباره در اتاق انتظار هستم
یک اتاق انتظار جهنم زمینی است

25:19.700 --> 25:22.452
اینجا میفهمی که
کنترل خودت دست خودت نیست

25:22.579 --> 25:32.153
منتظر هستی که اسمت را صدا
بزنند "712213" اینجا اسمی نداری

25:32.660 --> 25:42.292
محرمانگی بی نام است کجاست
666؟ من روبروی آن نشسته ام؟

25:43.700 --> 25:49.199
شاید 666 یک زن دیوانه است که
شبکه های روی تلویزیون را عوض میکند

25:50.900 --> 25:55.545
چه چیزی را میبینم
گذشته دروازه های وجدان را؟

25:57.620 --> 25:59.656
اکتویست ها به توده های یکشنبه هجوم میبرند

25:59.540 --> 26:04.866
در کلیسای جامع یک سزار ایوان
حماسی پدر سالار موسکو را محکوم میکند

26:05.300 --> 26:08.156
یک پسر خوش سیما که تف میکند

26:08.180 --> 26:12.476
و پیاپی برای خود صلیب میکشد
درحالی که رکوع کرده است

26:12.500 --> 26:18.001
آیا به روی صورت های مذهبی دروازه
های مروارید محکم بسته خواهد شد؟

26:18.260 --> 26:25.593
زن مسن با در مورد سوزن بحث میکند
در اینجا همیشه صحبت از سوزن وجود دارد

26:26.420 --> 26:28.924
او یک خط در گردنش قرار داده است

26:42.740 --> 26:45.899
چگونه ما درک میکنیم؟

26:49.420 --> 26:51.773
اگر کلا قرار باشد که درک کنیم؟

27:01.940 --> 27:05.217
در بیشتر قسمت ها
ما نامرئی هستیم

27:17.300 --> 27:25.173
اگر درهای درک ها تمیز بودند آنگاه
همه چیز آنگونه که باید بود دیده میشد

28:36.020 --> 28:46.702
سگ پارس میکند کاروان عبور میکند
مارکو پولو سراسر کوه آبی میلغزد

28:48.500 --> 28:55.676
مارکو پولو می ایستد و مینشیند
روی یک تخته سنگ کنار رود جیحون

28:55.700 --> 29:04.357
در حالی که او به نوادگان اسکندر
کبیر خدمت میکند کاروان نزدیک میشود

29:05.300 --> 29:13.916
الک های آبی در باد به اهتزاز در
می آیند مردم آبی از بالای دریای آبی

29:13.940 --> 29:21.204
آمده اند تا سنگ هایی
با خال های طلا را جمع کنند

30:12.980 --> 30:16.795
جاده ای که به شهر الکل منتهی میشه
توسط یک ماز محافظت میشه

30:16.819 --> 30:22.146
از شیشه ها و آیینه ها ساخته شده که
در نور خورشید باعث کوری شدیدی میشه

30:23.540 --> 30:26.396
آیینه ها انعکاسی از هر کدام خیانت کارانت است

30:26.420 --> 30:30.236
اونارو مشخص میکنه و تو رو به دیووانگی میکشاند

30:30.260 --> 30:33.116
آبی به درون ماز قدم میگذارد

30:33.140 --> 30:35.996
سکوت مطلق از تمام بازدید کننده گانش خواستار شده

30:36.020 --> 30:40.795
تا حضورشان مزاحم شاعران نشود
کسانی که کاوش ها را هدایت میکنند

30:40.819 --> 30:43.676
حفاری تنها در آرام ترین روزها امکان پذیر است

30:43.700 --> 30:47.427
هنگامی که باران و باد کشف شده ها را نابود میکند

30:47.540 --> 30:54.236
باستان شناسی صدا به تازگی عالی
شده است و فهرست اصولی کلمات

30:54.260 --> 30:56.503
تا چند وقت پیش به شیوه راه های اتفاقی انجام میشده
(آزمایش و خطا)

30:58.100 --> 31:04.316
آبی مینگریست که یک کلمه یا
اصطلاح در یک جرقه فعال محقق میشود

31:04.340 --> 31:08.024
شعری از آتش که همه چیز را
به تاریکی هدایت میکند

31:08.180 --> 31:14.005
با روشنایی ای از بازتابش

31:25.940 --> 31:29.416
در دوران نوجوانی کار میکردم
برای بنیاد سلطنتی ملی برای نابینایان

31:29.300 --> 31:34.556
در درخواست کریسمسی آنها
به رادیوها با بانو پانچ هفتاد ساله

31:34.580 --> 31:38.876
که عادت داشت هر روز صبح به همراه هارلی دیویدسانش سر کار بیاید
(نام شرکت موتورسیکلت)

31:38.900 --> 31:45.116
او ما را هوشیار نگه میداشت
شغلش به عنوان یک باغبان

31:45.140 --> 31:49.916
به او زمان میداد تا در ژانویه
استراحت کند خانم پانچ زن شلاق به دست

31:49.940 --> 31:56.636
اولین سد آشکار که ملاقات کردم
پنهان و ترسیده به وسیله جنسیتم

31:56.660 --> 32:02.044
او امید من بود "بپر
بالا، برین یه دوری بزنیم"

32:02.420 --> 32:04.313
او شبیه ایدث پیاف بود
یک گنجشک

32:04.819 --> 32:09.624
او در یک زاویه خوشمزه
کلاه لوچی پوشیده بود

32:10.100 --> 32:13.436
او بر تمامی زنان پیر دیگر حکومت کرده بود

32:13.460 --> 32:17.041
کسانی که سال های قبل برای مهمانی او آمده بودند

32:24.500 --> 32:29.289
امروز در روزنامه ها سه
چهارم سازمان های مربوط به ایدز

32:29.300 --> 32:32.212
اطلاعاتی راجع به رابطه جنسی امن تر
فراهم نمیکنند

32:32.660 --> 32:37.566
یکی از مناطق میگوید
هیچ چیز عحیبی در اجتماعشان ندارند

32:37.940 --> 32:41.491
اما شما میتوانید به منظقه
فلان رجوع کنید آنها سینما دارند

33:00.640 --> 33:08.787
بینایی ام بنظر بسته شده است امروز
بیمارستان ساکت تر هم شده خاموش شده

33:10.240 --> 33:15.231
احساس فرورفتگی در شکمم
دارم احساس میکنم مغلوب شده ام

33:17.440 --> 33:22.417
ذهنم مثل یک دکمه روشن
است اما بدنم رو به نابودی است

33:25.120 --> 33:29.313
یک لامپ در تاریکی
و یک اتاق ویران شده

33:30.400 --> 33:34.798
مرگ در هوای اینحا وجود دارد
اما راجع بهش حرف نمیزنیم

33:36.159 --> 33:40.456
اما میدانم که ممکن است سکوت بشکند
با فریادهای بازدید کننده های پریشان:

33:40.480 --> 33:47.524
"خواهر کمک! پرستار کمک!" که با
صدای پاهای دونده در راهرو دنبال میشود

33:48.159 --> 33:49.790
آنگاه سکوت

33:59.200 --> 34:16.896
آبی از سفید در برابر پاکی محافظت
میکند آبی سیاه را با خود میکشد

34:24.640 --> 34:40.602
آبی
تاریکی را قابل رویت میکند

34:48.640 --> 35:07.572
آبی از سفید در برابر پاکی محافظت
میکند آبی سیاه را با خود میکشد

35:08.800 --> 35:24.616
آبی
تاریکی را قابل رویت میکند

35:34.720 --> 35:38.056
فراز کوها از معبد به ریتا است
(سنت.ریتا قدیس فرانسوی)

35:38.080 --> 35:44.045
جایی که همه در انتهای مسیر فریاد
میزنند ریتا قدیس دلایل گمشده است

35:44.320 --> 35:46.696
قدیس تمامی کسانی که در پایان شوخ طبعی خود هستند

35:46.720 --> 35:50.040
کسانی که احاطه شده و گیر افتاده اند به وسیله حقایق جهان

35:51.040 --> 35:55.336
این حقایق که توسط علت پیدا شده اند
پسر چشم آبی را گیر انداخته اند

35:55.360 --> 36:00.616
در یک سیستم غیر واقعی آیا تمامی
این حقیقت های شطرنجی گمراه کننده

36:00.640 --> 36:03.495
در آخرین نفسش از بین میرود؟

36:03.519 --> 36:07.816
برای معتاد که به تصویر باور میدارد
یک ایده کاملا ارزشمند

36:07.840 --> 36:10.696
جهانش فرمان هستی را فراموش کرده است:

36:10.720 --> 36:13.734
تو حق نداری هیچ تصویری در درون خودت بکاری

36:15.040 --> 36:21.603
هرچند میدانی وظیفه این است که
صفحه های خالی را پر کنی از اعماق قلبت

36:21.760 --> 36:24.818
دعا میکنی که از تصویر رهایی یابی

36:42.880 --> 36:51.495
تصویر زندان روح است خصوصیات
جسمی ات تعلیماتت عادات و آرزوهایت

36:51.519 --> 36:59.712
کیفیت هایت دنیای روانشناختت
من پشت آسمان قدم گذاشته ام

37:00.160 --> 37:08.351
در جست و جوی چه چیزی
هستی؟ آبی بی انتهای سعادت

37:16.479 --> 37:21.256
شدن به یک فضا نورد
باطل خانه راحت را رها کن

37:21.280 --> 37:25.862
نگه داشتن تو با اطمینان
مجدد به خاطر داشته باش

37:26.080 --> 37:35.942
رفتن و داشتن ابدی نیست برای ترسی
که آغاز را به وجود میاورد بجنگ میانه

37:36.160 --> 37:45.357
و در پایان بخاطر آبی هیچ
مرز و راه حلی وجود ندارد

37:51.999 --> 37:57.475
زمان چیزی است که مارا از رسیدن نور نگه میدارد

38:08.800 --> 38:12.236
چگونه دوستانم از رود کبالت گذر کردند

38:12.160 --> 38:18.856
با چه چیزی به ناخدای فری اجرت
دادند؟ هنگامی که عازم کرانه نیلی شدند

38:18.880 --> 38:26.536
زیر این آسمان سیاه شبقی بعضی ها
روی پایشان مردند با یک نگاه به عقب

38:26.560 --> 38:31.336
آیا آنها مرگ را دیدند با سگهای
وحشی که ارابه سیاهی را میکشند

38:31.360 --> 38:38.490
آبی-سیاه کبود تاریکی در غیبت نور
رشد میکند آیا صدای شیپور را شنیدند؟

38:40.959 --> 38:45.256
دیوید با وحشت به سمت خانه
دوید با قطاری از واترلو (در بلژیک)

38:45.280 --> 38:49.576
خسته و بیهوش
برگرداند تا آن شب بمیرد

38:49.600 --> 38:55.585
تری که زیرلب حرف های بی ربط میزد
در میان اشک های بی اختیارش

38:55.840 --> 39:01.661
بقیه مثل گل پژمرده شدند توسط
درو گر ریش آبی با داس قطع میشدند

39:02.080 --> 39:06.012
هنگامی که آب زندگی دور میشد
برشته میشدند

39:06.880 --> 39:13.096
هاوارد به آرامی به سمت استون
چرخید روز به روز گیج تر میشد

39:13.120 --> 39:18.376
ذهنش در یک قلعه سخت زندانی شده
تا زمانی که همه ی ما بتوانیم بشنویم

39:18.400 --> 39:23.249
ناله هایش پشت تلفن تمام جهان بود

40:14.000 --> 40:18.775
وینسنت عصبی روی صندلی زرد رنگش
مینشیند زانویش را به سینه اش میچسپاند

40:18.799 --> 40:23.576
موزها گل های آفتاب گردان در
دیگچه های خالی پلاسیده میشوند

40:23.600 --> 40:27.896
استخوان خشک میشود اسکلتی
بذرهای سیاه برداشته میشوند

40:27.920 --> 40:34.556
درون صورت خیره ی یک کدوی هالووین
او از آبی ایستاده در گوشه آگاه نیست

40:35.120 --> 40:40.376
چشمان درخشان تب زده میتابد بر
ذرت یرقان زده قارقار کلاغ های سیاه

40:40.400 --> 40:44.695
فزاینده در رنگ زرد
لیموی جنی مینگرد

40:44.719 --> 40:51.416
از الک های ناخواسته پخش شده در
گوشه خودکشی تندخو با شیطان جیغ میزند

40:51.440 --> 40:57.629
بستن ترسو شکم زرد
چشمان شکاف یافته
(نوعی ماهی)

41:04.400 --> 41:07.255
آبی با شکم زرد بیمار میچنگد

41:07.279 --> 41:10.715
که نفس بدبویش
که به درختان با تب لرز تاول زرد میدهد

41:10.640 --> 41:15.416
که خیانت اکسیژن فتنه انگیزی اش
است او از پشت به تو خنجر خواهد زد

41:15.440 --> 41:18.818
شکم زرد یک بوسه یرقان آور در هوا قرار میدهد

41:19.279 --> 41:25.016
بوی چرک چشم آبی را کور
میکند شیطان در صفرا شنا میکند

41:25.040 --> 41:31.735
چشمان ماری شکم زرد سمی است او
اطراف سیب فاسد حوا میخزد مثل زنبور

41:31.759 --> 41:35.792
سریع مثل یک فلش
دهان آبی را میگزد

41:36.080 --> 41:40.376
سپاه جهنمی او وزوز میکنند و نخودی میخندند
درون گاز خردل

41:40.400 --> 41:41.816
آنها روی کل تو میشاشند

41:41.840 --> 41:45.160
دندان های تیز نیش که به رنگ نیکوتین اند نمایان شده

41:45.200 --> 41:49.496
Blue transformed into an insectocutor,

41:49.520 --> 41:53.101
رایحه آبی او دشمنان را سرخ میکند

42:02.480 --> 42:09.176
همه ما به خودکشی فکر کرده
ایم ما امید به مرگ راحت داریم

42:09.200 --> 42:14.788
ما با باور داشتن آرام شده ایم
مورفین درد را برطرف میکند

42:14.960 --> 42:20.400
بهتر از آن است که آن را لمس
کنیم مثل یک کارتون دیوانه کننده دیزنی

42:20.239 --> 42:25.248
خودش را به هر کابوس امکان پذیر تبدیل میکند

42:27.440 --> 42:37.013
کارل خودش را کشت چطور اینکار را
کرد هیچوقت نپرسیدم به نظر مهم نمیاد

42:38.000 --> 42:43.354
چه اهمیت داره که اون اسید
خورده یا به چشماش شلیک کرده

42:44.719 --> 42:47.096
شاید وسط جاده ها شیرجه زده

42:47.120 --> 42:50.746
از اون بالاها
از روی آسمان خراشی که تا ابر میره

42:58.160 --> 43:03.416
پرستار کاشتن را توضیح
میدهد داروها رو قاطی میکنی

43:03.440 --> 43:05.816
و یک بار در روز به خودت میچکونی

43:05.840 --> 43:09.656
داروها در یخچال کوچکی که بهت میدن نگه داری میشه

43:09.680 --> 43:14.456
میتونی مسافرت کردن با اون رو تصور
کنی؟ کاشتن های  فلزی تنظیم خواهد شد

43:14.480 --> 43:17.438
بمب پیدا کن در فرودگاه ها

43:17.360 --> 43:21.452
و من میتونم خودمو با یک یخچال زیر بغلم
درحالی که به برلین سفر میکنم تصور کنم

43:50.480 --> 43:55.283
جوانی نا شکیبای خورشید
با رنگ های مختلفی میسوزد

43:56.239 --> 43:59.457
تلنگر شانه در مو درون آیینه های حمام

44:15.920 --> 44:23.733
سپوختن با مُد و گداختگی
رقص در پرتو لیزرهای سبز

44:42.799 --> 44:50.266
آمیزش روی لحاف های خارجی از جنس پر
Cum splattered nuclear breeders

45:08.719 --> 45:11.063
چه دورانی بود

45:28.880 --> 45:34.553
قطره ثانیه ها را بیرون
میکند منبع یک جریان

45:34.640 --> 45:39.646
به همراه دقایقی که جریان دارد
تا به رودخانه ساعت ها بپیوندد

45:40.400 --> 45:44.896
دریای سال ها و اقیانوس بدون زمان

46:16.880 --> 46:19.255
عوارض جانبی دی اچ پی جی

46:19.279 --> 46:25.410
داروهایی که من باید برای چکاندن آن
دو بار در روز به بیمارستان بیایم شامل:

46:26.000 --> 46:28.606
پایین بودن تعداد گلبول های سفید خون

46:28.880 --> 46:31.735
احتمال افزایش عفونت را بالا برده است

46:31.759 --> 46:36.056
پایین بودن تعداد پلاکت های خونی
که ممکن است احتمال خونریزی را افزایش دهد

46:36.080 --> 46:44.695
کمبود سلول قرمز خونی (کم
خونی) تب، لرز عفونت غیرعادی کبد

46:44.719 --> 46:59.096
لرزه, باد کردن بدن, عفونت ها نا
آرامی ضربان نا منظم بدن فشار خون بالا

46:59.120 --> 47:06.296
فشار خون پایین افکار
و رویاهای غیر عادی

47:06.320 --> 47:15.416
کمبود تعادل (نا هماهنگی عضلات)
اغما، دست پاچگی، گیجی، سر درد

47:15.440 --> 47:22.616
برافروختگی، آسیب دیدن اعصاب (مورمور شدن)
جنون

47:22.640 --> 47:29.816
سستی، به لرزه افتادن
حالت تهوع داشتن،قی کردن

47:29.840 --> 47:32.592
از دست دادن اشتها
(بی اشتهایی)

47:33.200 --> 47:42.132
اسهال؛ خونریزی در شکم و
روده (خون ریزی روده) شکم درد

47:42.800 --> 47:45.176
افزایش یک نوع از سلول های سفید خون

47:45.200 --> 47:53.748
کمبود قند خون، نفس تنگی
از دست دادن مو
(طاسی)

47:53.840 --> 48:04.376
خارش، کهیر زدن خون شاشیدن
عملکرد غیر عادی کلیه افزایش اوره خون

48:04.400 --> 48:10.616
قرمز شدن، درد یا سوزش
(احتراق)

48:10.640 --> 48:14.936
جدا شدن شبکیه چشم در بیماران مشاهده شده است

48:14.960 --> 48:18.892
هم قبل و هم بعد از شروع درمان

48:21.200 --> 48:25.976
علتش دارو است تولید منی
در حیوانات را کاهش داده است

48:26.000 --> 48:28.468
و ممکن است بی باری را در انسان ها به وجود بیاورد

48:28.400 --> 48:30.776
و عقب  افتادگی در نوزادان حیوانات

48:30.800 --> 48:34.616
هرچند هیچ اطلاعاتی در بررسی انسان ها نیست

48:34.640 --> 48:37.712
باید یک سرطان زا بالقوه در نظر گرفته شود

48:37.520 --> 48:40.126
از اونجایی که باعث توموز زدن حیوانات شده است

48:41.840 --> 48:43.674
اگر شما هر نگرانی راجع به عوارض جانبی که گفته شد دارید

48:43.759 --> 48:50.266
یا اگر اطلاعات بیشتری
میخواهید لطفا از دکترتون بپرسید

48:50.960 --> 48:53.336
برای اینکه از دارو استفاده کنید

48:53.360 --> 48:56.695
باید یک تیکه کاغذ مشخصات رو امضا کنید
که مشخص میکنه

48:56.719 --> 48:59.576
شما متوجه اید که تمامی این بیماری ها
احتمالات است

48:59.600 --> 49:04.662
واقعا نمیدونم که میخوام چیکار
کنم من میخوام امضاش کنم

49:14.960 --> 49:21.174
تاریکی با جزر و مد به داخل
می آید سال بر روی تقویم میلغزد

49:22.640 --> 49:32.215
بوسه ات شعله میکشد یک کبریت
در شب میزند زبانه میکشد و میمیرد

49:32.239 --> 49:34.482
خواب سبکم میپرد

49:36.560 --> 49:40.182
دوباره مرا ببوس مرا ببوس

49:42.800 --> 49:46.077
دوباره مرا ببوس
و دوباره

50:29.840 --> 50:31.311
هیچوقت کافی نیست

50:36.560 --> 50:37.443
لب های  حریص

50:54.800 --> 50:59.587
چشمان سیزاب آسمان های آبی

51:14.000 --> 51:17.336
مردی روی ویلچر مینشیند
موهایش را چپ کرده است

51:17.360 --> 51:20.695
در حال خوردن بسته ای بیسکوییت خشک است

51:20.719 --> 51:26.456
آرام و سنجیده همچون آخوندک
دعا کن با شور و اشتیاق سخن میگوید

51:26.480 --> 51:28.984
اما بعضی اوقات متناقض با مریض خانه

51:29.840 --> 51:33.873
او میگوید
تو هیچوقت نمیتوانی آنقدر مراقب باشی که بدانی در آنجا
با چه کسی قاطی میشوی

51:34.160 --> 51:37.482
هیچ راهی وجود ندارد که بتوان
بیماران، ملاقات کننده گان یا کارکنان را از هم سوا کنی

51:37.560 --> 51:42.996
کارکنان هیچ چیزی برای شناختشان
ندارند به جز اینکه آنها چرم پوشیده اند

51:42.800 --> 51:45.610
این مکان مانند کلوپ اس و ام است
(S&M)

51:46.160 --> 51:50.936
این آسایشگاه توسط خیریه ساخته
شده اسامی خیرین نمایان شده

51:50.960 --> 51:56.276
تا همه بتوانند آن را ببینند
خیریه به اهمیت ندادن اجازه داده

51:56.239 --> 51:58.583
تا به نظر برسد که اهمیت میدهند

51:58.640 --> 52:02.324
و این برای کسانی که به زندگیشان بستگی دارد
وحشتناک است

52:02.960 --> 52:09.176
بیزینس بزرگ خیریه
ما باهاش راه میایم

52:09.200 --> 52:12.056
تا پولداران و قدرت مندان که یکبار دهن مارا سرویس کرده اند

52:12.080 --> 52:15.896
دوباره سرویس کنند و
از هر دو طرف سود کنند

52:15.920 --> 52:18.296
همیشه با ما بدرفتاری شده است

52:18.320 --> 52:25.496
در نتیجه اگر کسی برای ما کمترین
دلسوزی کند ما بیش از حد متشکر میشویم

52:27.020 --> 52:47.957
من یک مردم تحریک مهمل با
دهان بزرگتر از معمول با رفتاری بد

52:48.140 --> 52:58.195
یک دیوانه همجنسگرای کون لیس
که به مگس های تنهایی تجاوز میکند

52:58.219 --> 53:32.049
با پسران همجنس باز توپ بازی میکند
یک شیطان منحرف میگذرد نامزد با مرگ

53:44.779 --> 53:50.516
من یک آلت خور دیگر جنسگرا هستم
که مانند یک مرد همجسگرا رفتار میکند

53:50.540 --> 53:55.444
او یک آلت خور دیگر جنسگراست
که مانند یک مرد همجنسگرا رفتار میکند

53:55.820 --> 54:02.500
با توپ های که رفتار های بد رو خرد
میکنه سیاست های نایمفومنیاک خشن

54:06.380 --> 54:14.674
خواسته جنسی پر حرارت وارونگی
زنای با محارم و کلمات فنی اشتباه

54:17.420 --> 54:20.172
من یک همجنسگرا نیستم

55:14.060 --> 55:16.916
آچ. بی در آشپزخانه
در حال روغن زدم موهاشه

55:16.940 --> 55:20.756
او از فاصله علیه من پاسداری
میکند او آن را اداره اش خطاب میکند

55:20.780 --> 55:23.124
ساعت نه به مقصد بیمارستان
خانه را ترک میکنیم

55:23.660 --> 55:28.436
اچ.بی از بخش چشم برمیگردد جایی
که تمام نوشته هایم قرو قاطی شده است

55:28.460 --> 55:31.316
میگوید آنجا مانند رومانی است

55:31.340 --> 55:34.676
دو لامپ به ترسناکی دیوار های
پوسته پوسته شده را روشن میکتند

55:34.700 --> 55:38.516
در گوشه جعبه عروسک که
به طورغیر قابل توصیفی ترسناک اند قرار دارد

55:38.540 --> 55:41.876
دکتر میگوید: "خب مسلما
بچه های اونارو نمیبینن"

55:41.900 --> 55:44.812
''هیچ منبعی برای روشن کردن مکان
وجود ندارد''.

55:50.060 --> 55:55.734
چشمانم به خاطر قطره ها
میسوزد عفونت متوقف شده است

55:57.259 --> 56:03.448
پس از تصاویر سلول های خون
فلش سرخی را در چشمانم میگذارد

56:39.500 --> 56:41.876
قروچه دندان ها از فوریه خبر میدهد

56:41.900 --> 56:45.424
سرمای سرحد مرگ
ما را به تختمان میکشاند

56:45.739 --> 56:52.825
یه سرماخورگی دردناک پایان
ناپذیر به مانند مرمر ذهن من

56:53.420 --> 56:59.865
با داروها پژمرده میشود
جریانی از برف دانه های خالی

57:00.140 --> 57:02.688
حافظه را سفید میکند

57:08.980 --> 57:19.476
یک گردباد چشمک زن به صورت
مارپیچی میچرخد میبایست؟ خواهم؟

57:19.500 --> 57:24.946
ساعت گول زننده
مرگ ذهن چگونه میروی

58:12.620 --> 58:16.578
دی. اچ.پی.جی دهانی
توسط روده مصرف شده

58:16.460 --> 58:20.276
پس اونها یک مولکول رو نیشگون گرفته اند
تا سیستم رو فریب بدن

58:20.300 --> 58:25.136
چه ریسکی وجود دارد؟ اگه
مجبور چهل سال با کوری زندگی کنم

58:25.100 --> 58:31.316
شاید دوباره بهش فکر کنم مریضی
ام را مانند یک ماشین برقی درمان کنم

58:31.340 --> 58:37.978
آهنگ، چراغ های پرنور برخورد ماشین
ها و دوباره خودتو تو زندگی پرت کنی

59:29.420 --> 59:35.547
قرص ها مشکل ترین هان بعضی
هاشون تلخن بعضی هاشون زیادی درازن

59:36.140 --> 59:41.190
من تقریبا سی تا شو هر روز
میخورم یک آزمایشگاه شیمی متحرک

59:42.380 --> 59:44.579
زمانی که آنها را می بلعم
یک دهان باز کن با آن هاست

59:44.780 --> 59:49.993
و اونا در زمانی سرفه و تف کردن
نیمه حل شده بالا می آیند

01:00:58.700 --> 01:01:04.433
پوستم به مانند لباس نسوس روی من
قرار گرفته است در شب صورتم میسوزد

01:01:04.940 --> 01:01:07.692
همینطور پشت و ران هایم

01:01:08.780 --> 01:01:13.017
جابجا میشوم و میچرخم
می خارانم، ناکام در خوابیدن

01:01:13.100 --> 01:01:17.917
بلند میشوم چراغ ها را روشن
میکنم به سمت دستشویی تلو میخورم

01:01:18.860 --> 01:01:22.384
اگه خسته بشم
ممکن است بخوابم

01:01:31.820 --> 01:01:34.426
فیلم ها در ذهنم گذر میکنند

01:01:35.180 --> 01:01:39.622
هر از گاهی رویایی میبینم
که به مانند تاج محل باشکوه است

01:01:40.940 --> 01:01:45.236
با یک راهنمای جوان پر شور
از جنوب هند میگذرم

01:01:45.260 --> 01:01:54.326
هند سرزمین کودکی رویایی ام
یادبود ها در موزل هال زیبا و خاکستری

01:01:54.860 --> 01:01:59.690
مادر بزرگ موزل صداش
میزنه دختر وار صداش میزنه

01:02:00.140 --> 01:02:01.611
می صداش میزنه
(اسم مونث)

01:02:02.540 --> 01:02:06.573
یتیمی که اسمش را فراموش کرده
که در واقع اسمش رابن بوده

01:02:07.340 --> 01:02:13.076
میمون های خسته، مینیاتورهای عاج
ماجون
(نوعی بازی چینی)

01:02:13.100 --> 01:02:15.750
بادها و نی های چین

01:03:34.219 --> 01:03:40.916
تمامی حرام شده های قدیمی از
خطوط و بانک خون خون آبی و خون بد

01:03:40.940 --> 01:03:47.636
خون ما و خون شما من اینحا
مینشینم تو آنجا به محض اینکه خوابیدم

01:03:47.660 --> 01:03:53.014
یک جت ناودان به یک بلوک برج
برخورد کرد جت تقریبا خالی بود

01:03:53.420 --> 01:03:57.352
اما دویست آدم در خوابشان برشته شدند

01:04:05.420 --> 01:04:11.449
زمین دارد میمیرد و ما متوجه آن نمیشویم

01:04:41.900 --> 01:04:44.289
مرد جوانی که به مانند بلزن سست است
(کمپ نازی)

01:04:44.300 --> 01:04:48.187
به آرامی در راهرو قدم میزند

01:04:49.580 --> 01:04:57.236
پیژامه بیمارستان به رنگ سبز کبوداش
او را پس میزند بسیار ساکت است

01:04:57.260 --> 01:05:04.406
فقط سرفه هایی از دور چشمان
من مرد جوان را محو میکند

01:05:04.460 --> 01:05:11.636
که از پشت میدان دیدم قدم گذاشت
این بیماری مرا بسیار ناراحت میکند

01:05:11.660 --> 01:05:19.517
به محضی این که میای فراموشش کنی
گلوله به پشت سرم ممکنه راحت تر باشه

01:05:20.780 --> 01:05:27.750
میدونی، میتونی بیشتر از جنگ
جهانی دوم تحمل کنی که به گور بری

01:06:20.300 --> 01:06:26.121
سال ها و قرن ها اتاق را ترک
میکنند در بی انتهایی منفجر میشوند

01:06:26.540 --> 01:06:32.276
الان هیچ ورود و خروجی نیست به هیچ
آخرین داوری و آگهی فوت نیازی نیست

01:06:32.300 --> 01:06:37.014
ما میدانیم که زمان به پایان میرسد
پس از فردا در هنگاه طلوع خورشید

01:06:37.580 --> 01:06:41.876
ما زمین ها را تمیز کرده
و شستنی ها را انحام داده ایم

01:06:43.820 --> 01:06:46.674
مارا نا آگاهانه نمیگیرد
(عزراییل)

01:06:58.219 --> 01:07:01.556
فلاش سفید که چشمانتان در حال تجربه کردنشان است
عادی است

01:07:01.580 --> 01:07:04.026
وقتی که شبکیه آسیب دیده است

01:07:05.900 --> 01:07:08.756
شبکیه آسیب دیده شروع به پوست انداختن کرده است

01:07:08.780 --> 01:07:11.636
جسم های سیاه روان بی حدی را رها میکند

01:07:11.660 --> 01:07:15.241
مثل یک گله سار که در گرگ و میش روز
در اطراف پرسه میزنند

01:07:18.380 --> 01:07:23.518
به سنت.ماریز برگشتم تا
متخصص به چشمام نگاهی بندازه

01:07:24.140 --> 01:07:28.173
مکان همان است
اما کارکنان عوض شدند

01:07:28.940 --> 01:07:32.316
چقدر از اینکه امروز صبح باید عمل کنم
ناراحتم

01:07:32.340 --> 01:07:34.481
تا یک شیر آب
درون قفسه سینه ام داشته باشم

01:07:37.580 --> 01:07:39.476
من باید تلاش کنم
و اچ.بی را سر حال بیاورم

01:07:39.500 --> 01:07:42.777
از اونجایی که یک جهنم طولانی داشته است

01:07:43.820 --> 01:07:49.076
در آن طرف اتاق انتظار
مردی خاکستری کوچک اندام در هیجان است

01:07:49.100 --> 01:07:51.444
از اونحایی که باید به ساسکس بره
(در انگلیس)

01:07:51.980 --> 01:07:57.805
او میگوید
"من دارم کور میشم، من دیگه نمیتونم بخونم"

01:07:58.700 --> 01:08:03.476
مدتی کوتاهی بعد روزنامه ای را
برمیدارد لحظه ای با آن درگیر است

01:08:03.500 --> 01:08:05.597
و آن را روی میز پرت میکند

01:08:07.340 --> 01:08:11.156
قطره های سوزنده چشمانم
مرا از خواندن باز داشته است

01:08:11.180 --> 01:08:14.966
پس من این را در مه ای از بلادون مینویسم

01:08:16.460 --> 01:08:20.246
صورت مرد خاکستری کوتاه اندام
در درون تراژدی سقوط میکند

01:08:21.260 --> 01:08:26.575
او شبیه جان کوکتئو است
بدون استکبار تصویه شده شاعر
(شاعر و فیلمساز فرانسوی)

01:08:27.020 --> 01:08:31.795
اتاق پر از زن و مرد است
که در تاریکی چپ نگاه میکنند

01:08:31.819 --> 01:08:36.695
در وضعیت های مختلفی از بیماری
بعضی هاشون به سختی راه میرن

01:08:37.100 --> 01:08:42.804
پریشانی و خشم در صورت همه ی
آنها است و آنگاه یک کناره گیری وحشتناک

01:08:45.260 --> 01:08:52.844
جان کوکتئو عینکش را در میاورد او با
پستی غیر قابل توصیفی به نظر میرسد

01:08:52.939 --> 01:08:58.676
او کفش های سیاه، جوراب های آبی
و شلواری خاکستری دارد

01:08:58.700 --> 01:09:06.356
یک ژاکت و یک کت پولکی پستر های
که دیوار گچی پشت سرش را پر کرده

01:09:06.380 --> 01:09:13.556
علامت های سوال ناتمامی دارد
HIV/AIDS?, AIDS?, HIV?

01:09:13.580 --> 01:09:22.886
آیا شما مبتلا به اچ آی وی/ایدز هستید؟
اچ آی وی؟، ایدز؟، آی آر سی؟

01:09:23.180 --> 01:09:24.752
این انتظار سختی است

01:09:27.020 --> 01:09:29.898
نور براق ناراحت کننده چشم
دوربین متخصص

01:09:29.899 --> 01:09:34.544
افتر-ایمیج
آن آسمان آبی را جا میگذارد
(تصاویر وهمی که پس از عکس و غیره در چشم می آید)

01:09:34.700 --> 01:09:37.306
واقعا برای اولین بار سبز را دیدم؟

01:09:39.020 --> 01:09:42.297
افتر- ایمیج بعد از لحظه ای از بین میرود

01:09:43.340 --> 01:09:47.636
زمانی که عکس ها درحال آماده شدن
هستند رنگ ها به صورتی تغییر میکنند

01:09:47.660 --> 01:09:53.364
و نور به نارنگی تغییر
میکند پروسه زجر آور است

01:09:53.420 --> 01:10:01.105
اما نتایج، بینایی پایدار به هزینه
و دوازده قرص در روز می ارزد

01:10:03.980 --> 01:10:06.834
بعضی وقت ها نگاه کردن به آنها
باعث حالت تهوع ام میشود

01:10:06.859 --> 01:10:13.234
و میخواهم بیخیالشان شوم این
باید شراکت من با اچ.بی باشد

01:10:13.580 --> 01:10:19.356
عاشقان کامپیوتر و پادشاهان صفحه
کلید که شانس مرا روی کامپیوتر میاورد

01:10:19.380 --> 01:10:23.283
که اسمم را انتخاب میکند
برای آزمایش این دارو

01:10:24.620 --> 01:10:27.476
تقریبا فراموش کردم
وقتی سنت. ماری را ترک میکردم

01:10:27.500 --> 01:10:33.234
به جان کوکتئو لبخند زدم او
هم با لبخند شیرینی پاسخ داد

01:10:41.899 --> 01:10:45.525
من درگیر نگاه کردن به کفش های
ویترین کفش فروشی بودم

01:10:46.220 --> 01:10:50.091
به فکر این بودم که داخل برم و جفتی
برای خودم بخرم ولی جلو خودمو گرفتم

01:10:50.540 --> 01:10:55.793
کفشی که درحال حاظر پوشیده ام
باید برای گذران زندگی ام کافی باشه

01:11:00.140 --> 01:11:06.297
ماهیگیران مروارید در دریاهای آزورا
آب های عمیق جزیره مردگان را میشوید

01:11:06.859 --> 01:11:12.232
در لنگرگاهای  مرجانی
سبو طلا میریزد سراسر کف دریای ساکن

01:11:12.620 --> 01:11:18.064
ما آنجا دراز میکشیم توسط بادبان
های مواج کشتی های خارجی خنک شدیم

01:11:18.859 --> 01:11:26.266
متلاطم شده توسط بادهای عذادار
اعماق پسرهای گمشده تا همیشه میخوابند

01:11:27.020 --> 01:11:33.236
در یک آغوش عزیز لب های نمکی
لمس میکند در باغ های زیر دریایی

01:11:33.260 --> 01:11:36.537
انگشتان سرد مرمری
یک لبخند قدیمی را لمس میکند

01:11:38.060 --> 01:11:44.317
صداهای پوست زمزمه های عمیق عاشق
جریان آهسته روی جزر و مد همیشگی

01:11:44.779 --> 01:11:53.974
بوی او مُ رده خوش قیافه در تابستانی
زیبا شلوار جین آبی دور قوزک پایش

01:11:54.859 --> 01:12:02.746
سعادت در چشم شبح مانند
من لبهایم را ببوس چشمانم را

01:12:04.939 --> 01:12:11.283
نام های ما در زمان فراموش خواهد شد
هیچکس کار ما را به خاطر نخواهد داشت

01:12:13.100 --> 01:12:16.827
زندگی ما به مانند نشان ابرها خواهد گذشت

01:12:17.420 --> 01:12:21.206
و مانند مه ای که اشعات خورشید را دنبال میکند
پراکنده خواهد شد

01:12:22.700 --> 01:12:25.977
برای زمان ما
گذشت یک سایه است

01:12:26.540 --> 01:12:30.733
و زندگی ما به مانند جرقه هایی
در میان کاهبن فرار خواهد کرد

01:12:35.660 --> 01:12:42.664
یک گل آلاله میکارم، آبی رنگ
روی مقبره ات

01:12:42.688 --> 01:13:02.688
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:13:02.712 --> 01:13:22.712
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:14:34.300 --> 01:14:40.485
به اچ.بی و تمام عاشقان واقعی
